راز‌های تربیت دختری شاد و قوی

تربیت کودک,تربیت دختر شاد

 والدین بخصوص مادران بشدت بر روی دختران تأثیرگذارند

 تربیت دختران کمی پیچیده است همه‌جا شما با تبلیغات دختران قوی و تأثیرگذار و دستاوردهای چشمگیر آن‌ها روبرو می‌شوید اما افسردگی و اضطراب تهدیدی بسیار واقعی برای دختران است. ما در اینجا به شما راهکارهایی ارائه می‌دهیم تا به‌رغم همه مشکلات دخترتان بهترین و کامل‌ترین خودش باشد.

رازهای تربیت دختر شاد و قوی
درست است که دختران روی کاغذ خیلی خوب عمل می‌کنند اما زمانی که دقیق‌تر نگاه می‌کنیم این داستان موفقیت، کمی رنگ می‌بازد. درحالی‌که دستاوردهای دختران در سطح دانشگاهی در حال رشد است و آن‌ها همواره عملکرد بهتری نسبت به پسرها داشته‌اند، به همان نسبت میزان استرس، اضطراب و افسردگی آن‌ها نیز در حال رشد است. مطالعات اخیر نشان می‌دهد که میزان افسردگی در بین دختران تقریباً سه برابر پسران است.

این آمار نشان می‌دهد زمانی که دختران تمام تلاششان را می‌کنند تا به بهترین نحو خودشان را نشان دهند، از آن کار لذت نمی‌برند؛ و این شکاف موجود دقیقاً جایی است که والدین و معلم‌ها باید بر روی آن متمرکز شوند. مهم‌تر از اینکه دختران موفقی داشته باشیم باید یاد بگریم که چگونه شادی را به آن‌ها یاد بدهیم و دختران شادی داشته باشیم آن‌ها باید از روحیاتی برخوردار باشند تا بتوانند با چالش‌های زندگی در دوران بعد از بلوغ با موفقیت کنار بیایند و همچنین نسبت به خودشان حس خوبی داشته باشند.

تأثیرپذیری از مادر
فراموش نکنید که والدین بخصوص مادران بشدت بر روی دختران تأثیرگذارند. طبق آماری که از حدود ۱۱۰۰ دختر ۱۳ تا ۱۸ ساله گزارش‌شده ۶۳% آن‌ها بیان کردند که الگوی آن‌ها در زندگی مادرشان است و ۴۸% آن‌ها نیز گفتند زمانی که به مشکلی برمی‌خورند به اولین فردی که مراجعه می‌کنند مادرشان است. فقط ۱۵% آن‌ها گفتند که برای مشورت گرفتن به دوستانشان رجوع می‌کنند. دختران جوان‌تر بیشتر به مادرشان گرایش دارند. دختران در دوران راهنمایی با دوستانشان مشورت می‌کنند اما مادرشان مطمئن‌ترین فرد برای آن‌هاست.

با توجه به یافته‌های تحقیق بالا و سایر نتایج باید در نظر داشته باشید که شما به‌عنوان مادر همه‌چیز دخترتان هستید. تمام گزارش‌ها تأیید می‌کنند که رفتار مادر جلوی دخترش تأثیر خیلی زیادی بر روی رفتار او خواهد گذاشت. سعی کنید در خانه یک مادر اکتیو باشید وقتی دخترتان می‌بیند که شما برای دویدن بیرون می‌روید و یا در خانه ورزش می‌کنید درواقع دارید به او یاد می‌دهید که بدنش را دوست داشته باشد.

به او کمک کنید تا احساس خاص بودن داشته باشد
بنا بر گزارش انجمن زنان دانشگاهی امریکا میزان اعتمادبه‌نفس در میان دختران در دوران راهنمایی و دبیرستان سه و نیم برابر کمتر از پسران است. حال چه باید کرد؟ با تشویق شخصیت و فردیت دختر جوانتان شما سکوهای قدرتمند عاطفی را در وجودش پایه گزاری می‌کنید تا زمانی که به سن نوجوانی می‌رسد بتواند با پیچیدگی‌های آن سن به‌خوبی کنار بیاید. بگذارید خودش را باور داشته باشد به او اجازه دهید تا استعدادهایش را بشناسد و خودش تصمیم بگیرد که در چه زمینه‌ای استعداد دارد. به‌جای اینکه اسمش را کلاس شنا بنویسید چون همه همکلاسی‌هایش این ورزش را انتخاب کرده‌اند و ورزش محبوبی است، فهرستی از گزینه‌هایی که می‌تواند انتخاب کند را برایش آماده کنید و اجازه دهید خودش از میان آن‌ها یکی را انتخاب کند. وقتی به چیزی علاقه نشان داد بگذارید تا برود و آن مسیر را تجربه کند.

اشتباهاتش را بپذیرد و تشویقش کنید
شاید برایتان عجیب باشد بدانید یکی از بهترین راه‌های بالا بردن اعتمادبه‌نفس دخترتان این است که اجازه دهید اشتباه کند. فلسفه پشت این ماجرا ازاین‌قرار است که ما سهواً زمانی دختران را با واژه «آفرین دختر خوب» تشویق می‌کنیم که کامل و بی‌نقص باشند. پس آن‌ها از این طریق به‌سرعت یاد می‌گیرند که اشتباه کردن به این معنی است که به‌اندازه کافی خوب نیستی. مشکل این روش این است که باعث می‌شود او در آینده از قدرت ریسک‌پذیری پایینی برخوردار شود و اعتمادبه‌نفسش را از دست بدهد.

ما می‌خواهیم که همه کارها را خودمان برای بچه‌ها انجام دهیم تا آن‌ها راحت‌تر زندگی کنند چراکه معتقدیم آنها در انجام آن کار موفق نخواهند بود. به دخترتان یاد دهید که اشتباهات امری عادی در زندگی هستند. درباره اقدامات اشتباه زندگی خودتان با او صحبت کنید و به او فرصت اشتباه کردن بدهید حتی اگر این اشتباهات از دید شما خیلی احمقانه به نظر برسند. فهرستی از کارهای کوچکی که می‌توانید به او یاد دهید آماده کنید تا با کمک هم انجامش دهید کارهایی مثل نیمرو درست کردن.

تربیت کودک,تربیت دختر شاد

به دخترتان کمک کنید تا احساس خاص بودن داشته باشد

فرایند یادگیری از طریق روش آزمون‌وخطا می‌تواند اعتمادبه‌نفسش را بالا ببرد. گاهی نیز می‌توانید باهم چیزهای جدید را امتحان کنید تجربه پخت یک شیرینی جدید، رفتن به کلاس هنرهای رزمی جایی که هردوی شما می‌توانید از ناکامل بودن و اشتباهات یاد بگیرید و شادباشید.

اعتمادبه‌نفس اجتماعی‌اش را بالا ببرید
شاید فکر می‌کنید که در حال حاضر نیاز نیست که نگران این مباحث در رابطه با کودکتان باشید اما شرایط سخت اجتماعی زودتر از آنکه فکرش را بکنید شروع می‌شود. تحقیقات نشان می‌دهند که نیمی از کودکان و نوجوانان که تعداد زیادی از آنان دختران هستند خشونت در رابطه را تجربه می‌کنند. خشونت در رابطه زمانی است که سایر کودکان عمداً یک کودک را طرد می‌کنند یا دیگر کودکان را مجبور می‌کنند تا فرد مشخصی را طرد کنند. برخورد و دعوا در زندگی کودکان اجتناب‌ناپذیر است؛ و به همین دلیل نیاز هست که به دخترتان یاد دهید که چطور از پس این شرایط برآید.

احساسات ابزار فوق‌العاده قدرتمندی هستند و ما باید به مادران و دخترانمان آموزش دهیم که زمانی که شما عصبانی و ناراحت هستید چنین احساساتی نشان‌دهنده این است که چیزی برایتان مهم است و شما باید آن را بیان کنید. اول‌ازهمه عصبانیتتان را امری نرمال نشان دهید به این صورت که به دخترتان با توجه به شرایط سنی‌اش توضیح دهید که چه چیزی موجب آشفتگی شما شده است.

وقتی دخترتان دچار یکی از انواع مشکلات در ارتباطات اجتماعی‌اش شد مثلاً به یک مهمانی تولد دعوت نشد این اتفاق را نادیده نگیرد و به او نگویید که این اتفاق خیلی بزرگی نیست. وقتی این‌گونه رفتار می‌کنید این برایش به این معناست که احساساتش اهمیتی ندارند. بجای آن سعی کنید با او صحبت کنید و حرف‌هایش را بشنوید. اجازه دهید دخترتان عضو یک گروه باشد، چه این گروه یک تیم ورزشی باشد یا جمعی از دوستانش که در یک کلاس یک‌هفته‌ای هنر شرکت کرده‌اند. دختران وقتی با بچه‌های دیگر بر روی یک هدف مشترک کار می‌کنند از حس استقلال و افتخار سرشار می‌شوند حتی اگر این‌یک کار ساده مثل درست کردن یک تصویر کلاژ باشد.

ورزش‌های تیمی بخصوص می‌تواند برای دختران خیلی سودمند باشد زیرا بردوباخت انعطاف‌پذیری را به آن‌ها یاد می‌دهد. در نظرسنجی اخیری که از ۴۰۰ زن که جزو مدیران ارشد در سراسر جهان هستند صورت گرفت، ۹۴ درصد از آنان در فعالیت‌های ورزشی شرکت می‌کردند و ۷۴ درصد از آنان اذعان داشتند که آن تجربه بر توانایی‌های شغلی آن‌ها تأثیرگذار بوده است. در انتها باید بگوییم که برای تمام چالش‌هایی که دخترتان با آن‌ها روبرو است و تمام تلاش‌هایی که شما می‌کنید تا به او کمک کنید تا در این میان راه خودش را پیدا کند هیچ‌چیزی مهم‌تر و قدرتمندتر از عشق بی‌قیدوشرط شما نسبت به او نیست. بیشتر از هر چیزی بچه‌ها دوست دارند پاسخ این سه سؤال را بدانند:

درباره من چه فکر می‌کنی؟
منو درک می‌کنی؟
چه آرزویی برایم داری؟

جوابهای شفافی به دخترتان در خصوص این سوالات بدهید و آینده او روشن‌تر از همیشه خواهد شد.

منبع: bartarinha.ir

گردآوری:مجله یک پارس

راهکارهایی مناسب برای آموزش خواندن به کودکان

آموزش خواندن به کودکان,چگونگی آموزش خواندن به کودکان,کتاب خواندن کودکانخواندن، ‌پیش در آمدی برای نوشتن است

چگونه به کودک خود خواندن بیاموزیم؟
آموزش خواندن به کودک، یک روند آموزنده و مفید، هم برای خود کودک و هم برای والدین است. این کار می تواند به منظور انجام کارهای مدرسه یا تنها برای رشد و پیشرفت وی باشد. می توانید آموزش خواندن را در منزل شروع کنید. کودکان، خواندن را در زمان کوتاهی می آموزند، اگر از ابزار و شیوه های مناسبی استفاده کنید.

۱_ کودکتان را به کتاب خواندن مدام، عادت دهید
کسب مهارت در هر کاری، بدون تداوم در انجام آن سخت است. برای اینکه کودک شما به کتاب‌ خواندن علاقه مند شود، باید دائما او را به خواندن وادار کنید. اگر برایتان مقدور است از زمان خردسالی کودک آغاز کنید و تا سن ورود به مدرسه ادامه دهید. کتاب هایی که مناسب سن و در سطح فهم ‌او هست را تهیه کنید و برایش بخوانید (روزی ۳ تا ۴ کتاب).

زمانی که بزرگتر شد و به دبستان رفت، آرام آرام شروع کنید به خواندن کتاب هایی با سطح بالاتر. (سعی کنید داستان هایی را انتخاب کنید که به آنها علاقه مند باشد). به دنبال کتاب هایی بگردید که شیوه های خواندن متفاوتی دارند. به این منظور که کودک خود را نیز در خواندن کتاب شریک کنید. به طور مثال، کتاب هایی که دارای صفحات لمس کردنی، بازی و یا بو هستند.

۲_ الگوی خوبی برای او باشید
به او‌ نشان دهید که کتاب خواندن برای خود شما جذاب است. هر روز موقعی که رفتارتان را رصد می کند، ده دقیقه به خواندن ‌مشغول شوید با این هدف که ببیند به این کار اهمیت میدهید. حتی اگر‌ یک ‌کتابخوان جدی نیستید. چیزی برای خواندن پیدا کنید، یک مجله، یک روزنامه یا کتاب آشپزی. او وقتی می بیند که شما به مطالعه ی کتاب اهمیت می دهید، خود به خود به این کار علاقه مند می شود.

کودک تان را در جریان کتاب خواندنتان قرار دهید. اگر ‌چیزی می خوانید که برای او قابل درک هست، تعریف کنید. کلمات را روی صفحه به او نشان دهید، تا به او در برقرار کردن ارتباط میان کلمات روی صفحه و صداهائی که کلمات را شکل می دهند کمک کنید.

۳_ سئوالات مشارکت دهنده مطرح کنید
قبل از اینکه کودک شما خواندن بیاموزد، چگونگی فهم و درک مطلب را یاد می گیرد. زمانی که داستان را با صدای بلند می خوانید، سوالاتی راجع به داستان یا شخصیت ها بپرسید. به طور مثال: “سگ رو می بینی؟”، “اسم این سگ چی بود؟”. زمانی که درک و فهم کودک بیشتر شد، می توانید سوالات پیچیده تری مطرح کنید. به کمک این سوالات می توانید قدرت تحلیل کودک تان را افزایش دهید. این کار قبل از سن ۴-۵ سال ممکن نیست.

۴_ کتاب ها را در دسترس بگذارید
اینکه در خانه تان کتاب باشد اما در دسترس کودک نباشد، ایده ی جالبی نیست. کتاب ها را روی زمین و در فضاهای باز بگذارید، به این منظور که بتواند آن ها را در بازی های خود وارد کند.
وقتی که کودک تان به راحتی توانست کتاب ها را بخواند و در دست بگیرد، مراقب باشید که آن ها تمیز بوده، ضمن اینکه خیلی هم گران نباشند. می توانید برای خود، یک کتابخانه ی اختصاصی تدارک ببینید. محلی برای کتاب خواندن، نزدیک کتابخانه ایجاد کنید. چند بالش کوچک، پتو و صندلی راحت تهیه کنید. همچنین کیک و نوشیدنی ‌و خوراکی.

۵_ به یک کتابخانه دسترسی داشته باشید
این کار‌می تواند به دو صورت باشد. کتابخانه ی کوچکی در منزل خود تهیه کنید و چند کتاب قابل فهم و در سطح کودکتان در آن قرار دهید، و یا به صورت هفتگی، به کتابخانه ی عمومی محله ی خود بروید. داشتن تعدادی کتاب زیر بغلتان، اشتیاق فرزند شما را (به خصوص اگر کمی بزرگ شده باشد)، برای مطالعه بیشتر و دامنه ی واژگانش را وسیع تر خواهد کرد.
بازخوانی یک کتاب را تنها به این دلیل که قبلا چند بار آن را خوانده اید از دست ندهید.

آموزش خواندن به کودکان,چگونگی آموزش خواندن به کودکان,کتاب خواندن کودکان قبل از اینکه کودک شما خواندن بیاموزد، چگونگی فهم و درک مطلب را یاد می گیرد

۶_ شروع به دخالت دادن کلمات صدا دار کنید
قبل از آموزش الفبا به کودکتان، به او کمک کنید تا بداند خطوط یک صفحه با کلماتی که ادا می کنید رابطه مستقیم دارد. وقتی با صدای بلند کتاب می خوانید، هر کلمه ای را که بیان می کنید با انگشت نشان دهید. این کار به کودکتان‌ کمک می کند که رابطه ی کلمات و خطوط روی صفحه را با کلماتی که شما می گویید، از نظر آوایی فرا بگیرد.

۷_ از به کار بردن کارت های “کمک حافظه” خودداری کنید
مدتی است بعضی شرکت ها اعلام می کنند که کارت های کمک حافظه برای کودکان خردسال و پیش دبستانی ایده آل است. این ابزار به هیچ وجه به آن ها خواندن را نمی آموزد، بلکه به‌ کودکان، برقرار‌ کردن رابطه ی بین یک تصویر و یک ‌کلمه را با به کار‌گیری تصویری متناسب یاد میدهند. به طور کلی کارت کمک حافظه، شیوه ی کارآمد و مفیدی برای آموزش خواندن نیست. سعی کنید از این کار‌ خودداری کنید.

۸_ حروف الفبا را به کودکان خود بیاموزید
زمانی که درک کودک شما از کلمات بیشتر شد، شروع به تبدیل کلمات به حروف ‌جداگانه کنید. درست است که آموزش الفبا همراه با شعر و آهنگ، معمول ترین روش آموزش حروف است، اما سعی کنید خلاقیت به خرج دهید. هر حرف را با نام آن توضیح دهید. اما فعلا خودتان را برای آموزش صدای هر حرف به دردسر نیندازید.

سعی کنید با هر‌ حرف یک بازی انجام دهید. مثل بازی توپ (به این صورت که حروف الفبا را روی زمین بچینید تا فرزندتان توپ‌ را به سمت حرفی که از او می خواهید، پرتاب کند) یا از او بخواهید که حرف مورد نظرتان را در وان حمام صید کند. این ها بازی هایی هستند که او را در ارتقاء در‌چندین سطح تشویق میکند.

۹_ کلمات هم آوا را به کودک خود بیاموزید
برای کودک، مَتَـل های کوتاه بخوانید و سپس لیستی از کلمات هم آوا مثل: آب، تاب، قاب و … تهیه کنید. کودک شما کم کم با کلماتی که در اثر ترکیب حروف ایجاد می شوند، آشنا می شود.

۱۰_ برای کودک خود داستان های کوتاه تعریف کنید
احتمالا زمانی ‌که فرزندتان شروع به خواندن بکند، دبستانی ‌خواهد بود و آموزگارش مطالب و تکالیفی را به او خواهد داد. تشویقش کنید که تکالیفش را با به کار گیری تکنیک های آواشناسی انجام دهد. زمانی ‌که دایره لغاتش افزایش یافت در سطحی است که معنی داستان ها را بهتر متوجه می شود. به کودکتان اجازه دهید به تصاویر کتاب نگاه کند، این کار تقلب به حساب‌ نمی آید. تصاویر و ارتباط آنها با کلمات، برای ‌فهم مجموعه ی کلمات مفید خواهد بود.

۱۱_ از‌ کودکتان‌ بخواهید برایتان داستان تعریف ‌کند
بعد از هر‌بار‌ خواندن، از ‌کودک خود بخواهید برایتان داستان‌ را تعریف ‌کند. او را وادار کنید جزییاتی را به داستان اضافه کند، اما منتظر یک داستان ساخته و پرداخته شده نباشید. یک روش جالب و سرگرم‌ کننده، استفاده از عروسک ها به جای شخصیت های داستان است؛ به این ‌صورت که کودک به کمک آن ها برایتان داستان را تعریف ‌کند.

۱۲_ سئوالاتی راجع به داستان مطرح‌ کنید
مثل زمانی ‌که شما‌ برای کودک تان داستانی می خوانید و او سوال می پرسد، هر بار‌ که ‌کودک تان قصه ای تعریف می کند، شما نیز از او سوالاتی راجع به داستان بپرسید. ممکن است در ابتدا جواب به سوالات شما برای او سخت باشد، اما با گذر زمان، مهارت لازم برای پاسخ دادن به سئوالات شما را کسب خواهد کرد.

فهرستی از سوالات تهیه کنید که کودک شما بتواند آن ها را بخواند. توانایی درک سوالات، تقریبا به اندازه ی پاسخ دادن به آنها مهم است. با سوالات مستقیم و مشخص شروع کنید، نه با سوالات مفهومی، به طور مثال:
“شخصیت اصلی داستان چه کسی بود؟” (صحیح)
“چرا شخصیت اصلی شکست خورد؟” (غلط)

۱۳_ هم زمان با خواندن، نوشتن را نیز به او بیاموزید
خواندن، ‌پیش در آمدی برای نوشتن است، اما زمانی که کودک توانایی خواندن را به دست آورد، به او همزمان در یادگیری نوشتن کمک کنید. اگر همزمان ‌نوشتن را بیاموزند، خواندن را نیز راحت تر و با سرعت بیشتری فرا خواهد گرفت. به خاطر سپردن حروف، خوب گوش دادن به آوا ها همراه با نوشتن، هوش نوآموزان را تقویت خواهد کرد. بنابر این به او نوشتن حروف و کلمات را بیاموزید.
به خاطر داشته باشید، زمانی که فرزند شما بتواند کلمات را هجی ‌کند، توان خواندنش نیز بهتر خواهد شد. به آرامی پیش بروید و انتظار نداشته باشید که او بی نقص باشد.

۱۴_ به واداشتن کودکتان به خواندن ادامه دهید
از آنجایی که لذت خواندن را قبل از رفتن به مدرسه به او چشانده اید، سعی کنید این حس را با مطالعه ی روزانه افزایش دهید. وقتی شما برایش کتاب بخوانید، درک صحیح تری از تلفظ کلمات و آوای آن ها به دست خواهد آورد، تا آنکه خودش درگیر این دو باشد.

۱۵_ از کودکتان بخواهید با صدای بلند برای شما بخواند
هنگامی‌ که فرزندتان کتاب را با صدای بلند بخواند، شما مهارت خواندنش را بهتر ارزیابی خواهید کرد. با این کار، او مجبور است آهسته تر بخواند تا کلمات را بهتر تلفظ کند. از‌متوقف ‌کردن‌ فرزندتان به‌ منظور تصحیح کردنش، خودداری‌ کنید. این‌ کار ‌می تواند باعث قطع شدن رشته ی افکار او شده و او را در فهم آنچه می خواند دچار مشکل کند.

خواندن با صدای بلند، نباید به کتاب و داستان ‌محدود شود. هر بار کلمه ای را دید، از او بخواهید که آن را با صدای بلند تلفظ کند. تابلوهای تبلیغاتی، نمونه های خوبی برای آنچه فرزندتان هر روز می بیند هستند و می تواند به او اجازه دهد خواندن با صدای بلند را تمرین کند.

توصیه
– اگر ‌کودک ‌شما حوصله ی یادگیری‌ خواندن ‌را ندارد و‌ نگاه کردن به تلویزیون را ترجیح میدهد، او را تشویق کنید تا زیرنویس ها را بخواند.

– اکثر ‌کودکان، خواندن را از ۴ سالگی (یا زودتر) ‌شروع می کنند، بنابراین می توانید برای کودکان حدود ۴ سال، آموزش صداها و حروف الفبا را شروع کنید. برخلاف آنچه قبلا گفته شده، کودکان خردسال نمی توانند خواندن را بیاموزند. آن ها فقط می توانند چند شکل را تشخیص دهند. اکثر ‌کودکان تا قبل از ۳ یا ۴ سالگی، توان ذهنی که به آنها این اجازه را بدهد به دست نیاورده اند.

منبع: rasekhoon.net

گردآوری:مجله یک پارس

چطور در مهمانی های عید کودکان را کنترل کنیم؟

تربیت کودک،تربیت کودک بی ادب،

بر والدین واجب است در قالب بازی های کودکانه مثل خاله بازی آداب مهمانی رفتن را به کودک آموزش دهند

در دید و بازدیدهای عید، این رفتار در کودکان و تلخ کردن میهمانی ها بسیار مشاهده می شود و بسیاری از مادران با گرفتن ژست های روان شناسی، به بچه ها هیچ امر و نهی نمی کنند، فرزندشان را رها می کنند تا هر انچه که می خواهد انجام دهند.

اینجاست که صدای تان در می آید و با خود می گوئید امان از دست مادر بی خیال این بچه! تصمیم می گیرید به هیچ وجه، عید سال آینده پذیرای این خانواده نباشید و جلوی در خانه تان تابلویی بچسبانید که از عید دیدنی کودکان معذوریم؟!

آیا به راستی این بچه های آزاد بار آمده، در خانه خودشان هم این چنین هستند یا اینکه تلافی مجازات و مقررات سخت خانه را بر سر میزبان خالی می کنند.

برخی از والدین بالاخص مادران دلایل سکوت خود در مقابل شیطنت ها و بی ادبی های کودک شان در مهمانی ها و یا در مقابل دیگران را به چند دلیل زیر نسبت می دهند، عده ای می ترسند اگر در مقابل دیگران به فرزندشان تذکر دهند و یا رفتاربد او را تنبیه کنند به شخصیت فرزند شان بر می خورد و او احساس حقارت کرده و عقده ای بار بیاید، برخی دیگر از ترس آبرو و جلوگیری از یکی به دو کردن با کودک ترجیح می دهند خموش باشند و هیچ نگویند و درصدی نیز برای اجتناب از عصبانیت و خشم بسیار و یا توبیخ و تنبیه بدنی شدید کودک، سعی می کنند چیزی به روی خود نیاورند تا نه تنها جلوی دیگران حفظ آبرو کنند بلکه شاید از نگاه میزبان هم رفتاربد فرزندشان را توجیه کرده و آن را به پای کودکی و شیطنت های آن دوران بنویسند.

با این حال، اگر کسی به مادری، شیطنت فرزندش را گوشزد کند بی گمان او ناراحت شده و با خود خواهد اندیشید که آن فرد قصد داشته به طور غیر مستقیم به او بفهماند که تو در تربیت بچه ات کم گذاشتی، عرضه نداشتی او را مودب و باادب تربیت کنی، اگر به کمک احتیاج داری ما می توانیم در تربیت کودکت، تو را یاری کنیم و…

میزبان هیچ کاری نمی تواند انجام دهد، کار اصلی بر عهده مادر بچه است:
اگر می خواهید روزهای خوش عید و مهمانی ها را به کام خود و میزبان ها تلخ نکنید و از تلخ کردن میهمانی ها جلوگیری کنید؛ توصیه می کنیم به نکات زیر توجه کنید:

مراقب کودک خود باشید
کودک شما بواسطه خردسال بودنش کنجکاو محیط و اطراف زندگی خود است حال این وضعیت در مهمانی ها و خانه هایی که برای او تازه و ناآشنا است، شدت بیشتری می گیرد. توصیه می کنیم مواظب رفتارهای کودک تان باشید، وسائلی را که نمی خواهید کودک به آنها دست بزند را از مقابل دیدگان او پنهان کنید، دستان کودک خود را تمیز نگه دارید تا اگر او چیزی را به دست گرفت و یا دستش را روی میز و مبل کشید، کثیف کاری نشود.

آداب مهمانی رفتن را به کودک آموزش دهید
بر والدین واجب است در قالب بازی های کودکانه مثل خاله بازی آداب مهمانی رفتن را به کودک آموزش دهند. در این گونه بازی ها سعی کنید یکی نقش مهمان خوب و محترم و دیگری نقش مهمان بد را بازی کند. به کودک بیاموزید و با او بسیار تمرین کنید که چه کارهایی درست و مطلوب و چه کارهایی نامطلوب و غلط است و هرگز در حضور هیچ کس چه در قالب مهمان و چه در قالب میزبان نباید اتفاق بیفتند.

نکته مهم دیگر ان است که کودک را متوجه این امر کنید که کارهای نادرست و اشتباه همیشه و در همه حال ناپسند و غیر پذبرفتنی هستند و فرقی نمی کند که نزد خودی اتفاق بیفتند و یا غریبه، کارهای بد همیشه بد است و مورد توجه و علاقه هیچ کسی نیست.

اگر کودک را به انجام رفتاری عادت دهیم، بی گمان در منزل دیگران هم چون منزل خودمان همین رفتار را نشان خواهد داد. مثلا اگر کودک یاد بگیرد که دست های کثیف خود را روی مبل ها نکشد و یا برای برداشتن میوه و یا شیرینی منتظر تعارف بماند، این کارها را در خانه خود و یا در خانه میزبان انجام خواهد داد، این در حالی است اگر کودک رفتار بد را جایی پسندیده و جایی ناپسند تلقی کند بی تردید دچار تضاد و دوگانگی شده و در موقعیت هایی که شما به او اعتراض می کنید هیچ گاه نخواهد توانست علت مخالفت ها را بفهمد و درست عمل کند.

  تربیت کودک،تربیت کودک بی ادب،

برای پیشگیری از تلخ کردن میهمانی ها، قواعد مهمانی را به کودک یاد دهید

 محدودیت ایجاد کنید
برخی از والدین به پیروی از این تصور اشتباه” تعیین حد و مرز و قوانین برای کودک به معنای محدود ساختن آزادی و خلاقیت اوست”، هرگز برای کودک شان محدوده رفتاری مشخص نمی کنند. اگر می خواهید در مهمانی های عید کمتر اعصابتان خورد شود و یا حرص بخورید پیشنهاد می دهیم تا دیر نشده این باور نادرست را اصلاح کنید. کودک شما باید از هم اکنون مسئولیت پذیری و محدودیت را باید فرا بگیرد و نسبت به آنها شناخت جامعی داشته باشد تا بتواند طبق آن نظام های قراردادی، رفتار و روابط خود را شکل داده و تنظیم نماید.

کودک را تشویق کنید
برای پیشگیری از تلخ کردن میهمانی ها، قواعد مهمانی را به کودک یاد دهید و به او قول دهید اگر مطابق میل شما رفتار کند مستوجب پاداش است. سعی کنید همیشه حواستان به رفتارهای مودبانه کودک در مقام مهمان باشد، رفتارهای مطلوب و مثبت او را نادیده نگیرید آنها را بزرگ نمایی کنید و در صورت لزوم به آنها جایزه دهید تا این رفتار در او تقویت و مستمر شود.

دید و بازدیدهای طولانی ممنوع
کودکان کوچکتر و گاه حتی کودکان بزرگتر از دید و بازدیدهای طولانی و خسته کننده بیزارند. بپذیرید برای بچه ها بسیار سخت است که پا به پای شما به مبل تکیه دهند و جنب و جوشی نداشته باشند، حواستان باشد چیزی از کودک نخواهید که در توانش نباشد.

در مهمانی ها حواستان به کودک و هم بازی هایش باشد
اگر کودک تان همبازی هم سن و سال خود دارد و در اتاق کودک میزبان مشغول به بازی و فعالیت است، هرگز او را به حال خود رها نکنید. حواستان به امنیت اتاق بازی باشد بچه ها وقتی دور هم جمع می شوند کارهای خطرناک بسیار انجام می دهند و یا این که برخی از بچه ها بر سر تصاحب اسباب بازی ها و یا زورگویی به دیگر بچه ها، ساز ناسازگاری می زنند و حتی گاه ممکن است کتک کاری کنند.

اسباب بازی به همراه داشته باشید
یکی از راه های جلوگیری از تلخ کردن میهمانی های عید این است که برخی از اسباب بازی های مورد علاقه و قابل حمل کودک را به همراه داشته باشید تا اگر کودکتان ابراز بی حوصلگی و یا بهانه گیری کرد آنها را به او بدهید تا با آنها مشغول و سرگرم شود.

هرگز از میزبان دلگیر نشوید
اگر فرزندتان کاری انجام داد که به مزاج میزبان سازگار نبود ممکن است ایشان درصدد اعتراض برآید و یا آن که از کودکتان بخواهد آرام و ساکت باشد، هرگز بابت این رفتار میزبان دلگیر و ناراحت نشوید و واکنش های ناموجه نشان ندهید. بهتر است پیرو شکایت ایشان دست فرزندتان را محکم بگیرید و کنار خودتان بنشانید و به آرامی در گوشش بگوئید که اجازه ندارد از جایش بلند شود و گرنه از مهمانی های بعدی محروم خواهد شد.

در حضور دیگران از کودک بدگویی نکنید
هیچ وقت در حضور مهمان ها و یا اشخاصی که کودک با آنها رودربایستی دارد درباره غیرقابل کنترل بودن، نافرمانی و حرف نشنوی او صحبت نکنید. این رفتار باعث می شود کودکتان در بدرفتاری اش مصرتر شود و آن را بد نداند. در خلوت با کودک صحبت کنید و به او بگوئید اگر در حضور دیگران، رفتارش نامناسب باشد مجبورید با او برخوردی تندی داشته باشید و یا حتی ممکن است او را در مهمانی بعدی به همراه خود ببرید.

برای پیشگیری از تلخ کردن میهمانی ها، زمان بازدیدهایتان را به حداقل برسانید
اگر کودک ناآرامی دارید که مدام شیطنت می کند و یا در حضور دیگران گوش به فرمان تان نیست و با شما بسیار لجبازی می کند، توصیه می کنیم حتی الامکان زمان بازدیدهای نوروزی تان را به حداقل برسانید و یا می توانید به اتفاق دوستان و یا اقوام تان در مکانی باز که دارای امکانات بازی برای بچه هاست، قرار ملاقات بگذارید تا هم به شما خوش بگذرد و هم بچه ها بتوانند نیاز به شیطنت شان را تخلیه کنند.

منبع: sorsore.com

گردآوری:مجله یک پارس

تنبیه مثبت چیست و چه تاثیری دارد؟

تهدید و تنبیه کودک

تنبیه مثبت نوعی روش انضباطی است که بر کاهش رفتار غیر مطلبوب در کودکان تمرکز دارد

تنبیه مثبت چیست؟
تنبیه مثبت نوعی روش انضباطی است که بر کاهش رفتار غیر مطلبوب در کودکان تمرکز دارد.

مثال: کودک شما هر روز خانه شما را به هم می زند، برای همین برایش مداد رنگی نمی خرید.
روش تنبیه مثبت اینگونه است: دو منفی یک مثبت را می سازند. وقتی رفتار منفی به دنبال یک نتیجه منفی اتفاق می افتد، باعث یک رفتار مثبت می شود.

تنبیه مثبت چه تاثیری دارد؟
هدف از هر گونه تنبیهی، متوقف کردن هر گونه رفتار منفی است.تنبیه مثبت بر طبق شرطی سازی عامل تاثیر می گذارد. این مفهوم برای اولین بار توسط بی اف اسکینر یک روانشناس آمریکایی در نظریه “شرطی سازی اسکینر” مطرح شده بود.

شرطی سازی عامل نوعی روش یادگیری است که در آن رفتار توسط پیامدهای پاداش یا تنبیه کنترل می شود. همچنین، “یادگیری به وسیله پیامدها” نیز نامیده می شود. ما همواره نتایج رفتارهای خود را مشاهده می کنیم، و این روش بر رفتار بعدی ما در همان شرایط تاثیر می گذارد.

مفهوم اصلی شرطی سازی عامل عبارتند از تقویت و تنبیه
تقویت یعنی تشویق یک رفتار خوب، در حالیکه تنبیه یعنی منع یک رفتار غیر مطلبوب.

در تقویت رفتار از چیزهای مثبتی برای تشویق یک رفتار مثبت استفاده می کنیم. پاداش برای تحریک یک رفتار مثبت مورد استفاده قرار می گیرد.

تنبیه به معنای نتیجه غیر مطلوب به خاطر رفتاری غیر مطلبوب است. تنبیه هم می تواند مثبت باشد و هم منفی.

تنبیه مثبت در مقابل تنبیه منفی :
تنبیه مثبت به وسیله ارائه پیامدی غیر مطلوب بعد از رفتاری منفی عمل می کند.

تنبیه مثبت نوعی تحریک مطلوب است که در این تنبیه یک چیز مثبت را از زندگی کودک حذف می کنید.

مثال هایی از تنبه مثبت:
در اینجا چند مثال از تنبیه مثبت را برای شما ارائه می کنیم:

۱٫ پسرم بدون اینکه تکالیف مدرسه اش را تمام کند، برای بازی به بیرون از خانه میرود، برای همین مجبور می شویم یک ساعت دیرتر بخوابیم تا او تکالیفش را انجام دهد. در این جا، یک ساعت دیرتر خوابیدن یک تنبیه مثبت محسوب می شود (کاری که کودک از آن متفر است). دفعه بعدی او ابتدا تکالیفش را انجام می دهد و سپس برای بازی به بیرون از خانه می رود تا مجبور نباشد یک ساعت دیرتر بخوابد.

۲٫ دانش آموزی تکالیفش را انجام نمی دهد، معلم از او می خواهد به بیرون از کلاس برود، دفعه بعدی برای اینکه از کلاس بیرون نرود، تکالیفش را انجام می دهد.

۳٫ دو دانش آموز با یکدیگر در کلاس درسی دعوا می کند، معلم آنها را به پیش ناظم می فرستد، ناظم آنها را به مدت یک هفته از فعالیت ها و بازی ها محروم می کند.

۴٫ پسرم دم سگ را می گیرد و سگ هم او را گاز می گیرد (تنبیه مثبت چون دیگر کودک دم سگ را نمی گیرد).

۵٫ با کودک خود به مغازه ای رفته ایم و کودک من همه جای مغازه را به هم زده است. دست او را می گیرم و به خانه برمیگردم (تنبیه مثبت)

در همه این مثال ها، یک محرک ناخوشایندی به کار می رود تا آن رفتار ناخواسته متوقف شود. تنبیه مثبت نیز به عنوان نتیجه ای از پیامد طبیعی یک رفتار اتفاق می افتد. برای مثال، وقتی کودکی دستش را به چیز داغی می زند، دستش که می سوزد و فورا دستش را از آن می کشد. این نتیجه به او می گوید که دیگر به ظرفی که داغ است دست نزند.

آیا تنبیه مثبت تاثیری دارد؟
تنبیه باید با هدف حذف رفتاری ناخواسته در طی یک دوره مورد استفاده قرار گیرد.

روش به دست آوردن این هدف، ثبات و پایداری است. تنبیه به شرطی تاثیر گذار است که پیامد منفی فورا بعد از رفتاری نامطلبوب اتفاق بیفتد.

رابرت لارزلره، محققی در دانشگاه ایالت Oklahoma می گوید که تنبیه مانند حذف یک چیز مثبت از زندگی کودک برای یک دوره ای، اثر بخش است.

با این وجود، در برخی موارد هم تنبیه مثبت ممکن است تاثیر گذار نباشد

– تیم لارزلره دریافته اند که تنبیه در کودکانی که میل دارند بحث و مذاکره کنند، تاثیری ندارد. علت یابی بهترین ابزار برای مداخله با آنهاست.

-کارشناسان بر این باورند که تنبیه نباید کودک را ضرورتا از انجام فعالیتی غیر مطلوب بازبدارد. او ممکن است وقتی شما نیستیدآن عمل غیر مطلوب را انجام دهد. این کار به ضرر خودتان نیز تمام می شود. برای مثال، پدری فرزند نوجوان خود را می بیند که در حال کشیدن سیگار استاو از روش تنبیه مثبت استفاده می کند و فکر می کند که فرزند او دیگر سیگار نخواهد کشید. اما این نوجوان بدون اینکه پدرش بفهمد به سیگار کشیدن ادامه خواهد داد.

– وقتی می خواهید کودک خود را تنبیه کنید، باید به این فکر کنید که آیا کودک را به خاطر انجام رفتاری غیر مطلوب تنبیه می کنید و یا فقط به خاطر اینکه از دست او عصبانی هستید، تنبیه می کنید. در حقیقت، چند دقیقه منتظر بمانید، کمی فکر کنید و بعد تنبیه کنید.

منبع: nemoneha.com

گردآوری:مجله یک پارس

از گفتن این جمله ها به بچه ها اجتناب کنید

بازی با کودک

گفتن یک جمله ساده به کودک، ممکن است،در آینده به او لطمه بزند‎

 شما مطمئنا از این جمله های قدیمی نظیر «صبرکن پدرت به خانه بیاید» یا  «ای کاش کمی مثل خواهرت بودی» نمی خواهید به بچه هایتان بگویید. غیر از این موارد، چیزها و جملات زیادی هستند که بهتر است از گفتن آنها به بچه ها اجتناب کنید.

 ۱٫کاری که کردی حرف نداشت
تحقیقات نشان داده هر بار که بچه شما مهارتی را با موفقیت انجام می دهد، استفاده از جملاتی نظیر «دختر خوب» و تعریف های دیگر، به جای ایجاد انگیزه در او، بچه را به تائیدهای شما وابسته تر می کند. این تعریف و تمجیدها را برای وقتی که واقعا لازم هستند نگه دارید و تا جایی که می توانید در تعریف کردن های خود دقیق نظر دهید. به جای گفتن «چه بازی بزرگی» به بچه خود بگویید «چه پاس خوبی به هم تیمی ات دادی»

۲٫ تمرین کردن تو را عالی و بی نقص می کند
درست است که هر چه بچه شما بیشتر تمرین کند، مهارت های او بهتر می شوند. با این حال گفتن این جمله باعث می شود که فشاری که آنها برای پیروز شدن یا بهتر شدن احساس می کنند، بالاتر رود. این پیام را به آنها ارسال می کند که اگر اشتباه کند، به معنای این است که تمرین کافی نداشته است. خیلی از بچه ها بعد از شکست از خودشان می پرسند که مشکل آنها چیست. آنها که کلی تمرین کرده اند. به جای گفتن این حرف بچه هایتان را تشویق به سخت کار کردن کنید. در این صورت او پیشرفت کرده و به خودش افتخار می کند.

۳٫ هیچ چیزی نشده است
وقتی بچه شما زمین می خورد و زانویش خراش برمی دارد و از شدت درد به گریه می افتد، شما به طور غریزی می خواهید به او اطمینان دهید که خیلی هم بد آسیب ندیده است. ولی گفتن اینکه حالش خوب است، او را بیشتر ناراحت می کند. اگر بچه گریه می کند به این دلیل است که حالش خوب نیست. کار شما کمک به او برای فهم قضیه و کنار آمدن با هیجان است، نه اینکه او را دلسرد کنید. او را در آغوش گیرید و به او این طور بگویید: «خیلی خطرناک افتادی.» بعد از او بپرسید آیا می خواهد پای او را باند بندید و او را ببوسید.

۴٫ عجله کن!
بچه در حال خوردن صحبانه چرت می زند و می خواهد خودش بند کفش هایش را ببندد و ممکن است دوباره دیر به مدرسه برسد. با تاکید بیشتر برای اینکه عجله کند، فقط استرس او را بیشتر می کنید. لحن صدایتان را ملایم تر کنید و بگویید: «می توانیم کمی عجله کنیم» که نشان دهد هر دو نفر شما در یک تیم هستید. حتی می توانید حاضر شدن را به یک بازی تبدیل کنید و بگویید: «چرا مسابقه نمی دهیم ببینیم چه کسی زودتر شلوارش را می پوشد؟»

۵٫من رژیم گرفته ام!
نگران وزن خود هستید؟ آن را برای خودتان نگه دارید. اگر بچه ببینید که شما هر روز روی ترازو می روید و بشنود که راجع به چاق شدن حرف می زنید، ممکن است تصویری از یک بدن ناسالم را در ذهن خود پرورش دهد. بهتر است بگویید: «من غذای سالم می خورم برای اینکه این طور احساس بهتری می کنم.» جمله «احتیاج دارم که ورزش کنم» بیشتر شبیه یک شکایت به نظر می رسد. اما گفتن: «بیرون هوای خوبی است و من می روم راه بروم» می تواند الهام بخش بچه شما باشد.

بازی با کودک

کودک باید با جملات والدین دقیقا درک کند کدام رفتار مناسب و کدامیک نامناسب است

۶٫ پول خریدن فلان چیز را نداریم
استفاده از این جمله کلیشه ای وقتی بچه شما برای خریدن یک اسباب بازی التماس می کند، ساده و راحت است. اما با گفتنش، این پیام را ارسال می کنید که کنترلی روی شرایط مالی خود ندارید و این می تواند برای بچه نگران کننده باشد. البته اگر هم چنین ادعای کنید و چیزهای گران قیمتی بخرید، ممکن است مدیران مدرسه شما را صدا کنند و توضیح بخواهند.  جملات دیگری نظیر«ما قصد خرید فلان چیز را نداریم برای اینکه داریم برای چیزهای مهم تر پول جمع می کنیم» بکار ببرید. اگر بچه باز هم اصرار کرد، با او در مورد بودجه و نیاز کنترل پول حرف بزنید.

۷٫ با غریبه ها حرف نزن!
این برای یک بچه کم سن موضوع پیچیده ای است. حتی اگر یک آدم آشنا نباشد و با بچه شما مهربان باشد، او ممکن است آن را غریبه نداند. ضمن اینکه ممکن است بچه ها چنین قانونی را اشتباه برداشت کنند و حتی مقابل کمک پلیس یا مامور آتش نشانی هم که آنها را نمی شناسند، مقاومت نشان دهند. به جای اینکه در مورد غریبه ها به او هشدار دهید، از او سوال کنید «اگر یک غریبه که او را نمی شناسی به تو آب نبات بدهد چه کار می کنی؟» و توضیح او را بشنوید و سپس او را راهنمایی کنید. از آنجایی که در بیشتر بچه دزدی ها وقتی رخ می دهد که بچه فرد رباینده را می شناسد، بهتر است این نکته را به او تکذر دهید: «اگر شخصی تو را ناراحت کرد یا ترساند یا حواست را پرت کرد، باید بلافاصله به من بگویی»

۸٫ مواظب باش
گفتن این جمله وقتی بچه در حال بازی است، خیلی اوقات بیشتر احتمال افتادن او را بیشتر می کند. جملات شما حواس او را از کاری که در حال انجام ان است، پرت می کند و تمرکزش را از دست می دهد. اگر احساس تنش و استرس دارید، به او نزدیک تر شوید تا اگر افتاد، بتوانید او را در آغوش بگیرید و تا جای ممکن آرام باشید.

۹٫ تا شام را نخوری از دسر خبری نیست
گفتن این جمله با حالت تهدیدی امکان لذت بردن بچه از غذا را از بین می برد و این دقیقا خلاف خواسته شماست. پیام خود را این طور به او بفهمانید «اول غذا می خوریم و بعد دسر داریم.» تغییر واژه ها تاثیر مثبت تری روی بچه خواهد گذاشت.

۱۰٫ بگذار کمکت کنم
وقتی بچه در حال درست کردن یک پازل است طبیعی است که می خواهید به او کمک کنید. این کار را نکنید. دخالت سریع شما ممکن است استقلال بچه را از بین ببرد برای اینکه او همیشه منتظر می ماند تا بقیه مشکل او را حل کنند. به جای آن از او سوالاتی با هدف راهنمایی کردن بپرسید: «فکر نمی کنی تکه کوچک باید پایین پازل برود؟ بگذار امتحان کنیم.»

منبع:  niniban.com

گردآوری:مجله یک پارس

تنبیه کودکان، چه عواقبی دارد؟

 

روش اصولی تنبیه کودکان

برخی از افراد بر این باورند که بدون تنبیه، هیچ‌ گونه تـربیتی امکان پذیر نیست

 

برخی از افراد بر این باورند که بدون تنبیه، هیچ‌ گونه تـربیتی امکان پذیر نیست. درحالی‌که امروزه برای کم‌تر کسی این امر پوشیده‌ مانده اسـت که‌ اعمال‌ قدرت‌ از طـریق تـنبیه، به خصوص اگر تکرار شود، کودک را دچار عارضه‌های روحی – روانی می‌کند.

پدر و مادر در تربیت فرزند خود نباید انتظار داشته باشند او مرتکب کم‌ترین لغزش، خطا و گناهی نشود. پدر و مادری که خود هنوز که هنوز است در بزرگ‌سالی به گناه آلوده می‌شوند و دست‌کم چه بسیار دروغ‌ها که می‌گویند فرزند را به تازیانهٔ تنبیهات بی‌مورد عقده‌ای می‌نمایند، در حالی که باید آنان را به اندازهٔ استعدادی که دارند مورد بازخواست قرار داد و تنبیه نیز منحصر به زدن نیست و چه بسا تشویق‌هایی که خود جای تنبیه را می‌گیرد و کودک را آگاه می‌سازد.

برخی از افراد بر این باورند که بدون تنبیه، هیچ‌ گونه تـربیتی امکان پذیر نیست. درحالی‌که امروزه برای کم‌تر کسی این امر پوشیده‌ مانده اسـت که‌ اعمال‌ قدرت‌ از طـریق تـنبیه، به خصوص اگر تکرار شود، کودک را دچار عارضه‌های روحی – روانی می‌کند.

تنبیه سبب می‌شود که:
۱- رفتار نامطلوب موقتا پس‌زده شود. این رفتار پس از تضعیف عامل‌ تنبیهی‌، مجددا ظاهر می‌شود.

۲- نسبت به شـخص تنبیه‌کننده (حتی اگر تنبیه شونده بداند که تنبیه‌ به خیر و صلاح اوست). احساس انزجار ایجاد شود. تنبیه بدنی بچه را کینه‌توز می‌کند. اگر با کودک‌ برخلاف‌ میل و خواسته‌ی او رفتار شود، کودک هـم از کـسی که به او ضربه وارد کرده است کینه به دل می‌گیرد و هرگز آن را فراموش نمی‌کند.

۳- تنبیه یک عمل مسری است‌. کسانی که‌ شاهد تنبیه شدن افراد به وسیله‌ی دیگران هستند، در زمـان‌ها و مـکان‌های‌ دیگر، به تنبیه دیگران اقدام می‌کند. این تأثیر گذاری نه تنها از طریق‌‌ مشاهده‌ی‌ رفتار فرد، بلکه از طریق مشاهده‌ی برنامه‌های خشونت‌ آمیز تلویزیونی هم رخ می‌دهد.

۴- تنبیه بدنی بچه‌ها را پرخاشگر می‌کند. یـکی از سـاز و کارهای دفاعی‌ کودکان و حتی افراد بالغ در برابر حوادث‌، پرخاشگری‌ است‌. هرچه‌ والدین پرخاشگرتر باشند، کودکان‌ نیز‌ به‌ همان اندازه به پرخاشگری‌ تمایل پیدا می‌کنند. پرخاشگری در کودکانی که خانواده یا مـربی سـختگیری‌ دارنـد، بیش از دیگران است.

۵- فرد‌ تـنبیه‌ شـده‌ مـمکن است برای احتراز از تنبیه، به رفتاری‌ که‌ به‌ دنبال آن می‌آید، نپردازد. اما رفتارهای دیگری مانند تصعید یا پالایش، جا به جـایی، هـمانند سـازی، فرافکنی و دلیل‌ تراشی‌ را‌ جای‌گزین آن کند.

۶- ممکن است شـخص تـنبیه شده به تنبیه‌کننده‌ حمله‌ور شود، مثلا در زمان نوجوانی به پدر و مادری که در زمان کودکی او را تنبیه کرده‌اند، حمله‌ کند‌ و در‌ برابر آنـان بـایستد. اغـلب دانش‌آموزانی که تنبیه شده‌اند، به تخریب اموال‌ آموزشگاه‌ یا مـزاحمت برای معلمان و اولیای مدرسه را می‌پردازند.

۷- تنبیه سبب تنفر و بیزاری از مدرسه و تعمیم آن‌ به‌ سایر‌ مراکز آموزشی می‌شود.

۸- تـنبیه بـدنی کـودک را بی‌اراده و نسبت به اطرافیان بی‌تفاوت‌ می‌کند‌. انسان‌ بی‌اراده هم هرگز نـمی‌تواند نـقش مؤثری ایفا کند. تنبیه بدنی کودک‌ را وادار به‌ سر‌ فرود‌ آوردن در مقابل زور می‌کند. چنین کودکی بعدها به کـارهای سـاده و بـدون مسؤولیت تن‌ در‌ می‌دهد.

۹- گاهی تنبیه به جای از بین بردن عادات ناپسند، بـاعث تـشدید آن ها‌ می‌شود‌. مثلا‌ وقتی کودک به دلیل عادت‌های عصبی تنبیه می‌شود، اضطراب‌ بیش‌تری پیدا مـی‌کند.

۱۰- بـعضی‌ از‌ دانـش‌آموزان برای جلب توجه سایر دوستان، از تنبیه لذت‌ می‌برند. بنابراین تنبیه در‌ مورد‌ آن‌ها‌ اثر عـکس دارد.

۱۱- مـمکن است تنبیه رفتار را ضعیف کند؛ ولی عواطف منفی مانند‌ نگرانی‌ و نفرت و ترس را افزایش دهـد. تـنبیه مـوجب افسردگی بعضی‌ بچه‌ها می‌شود و سبب‌ می‌شود‌ آن‌ ها‌ در تنهایی یا با اضطراب و نگرانی زندگی کـنند. کـودکی که فکر می‌کند دیگران او را‌ دوست‌ ندارند‌، احساس‌ بی‌ارزش بودن می‌کند. اگر این احـساس کـمبود ادامـه پیدا کند، به‌ افسردگی‌‌ مزمن منجر می‌شود. کودکان زود رنج‌تر و حساس‌تر از بزرگسالان هستند و اگرچه به دلیـل وجـود کوچک‌ترین مسأله‌ای‌ با هم‌ گلاویز می‌شوند، خیلی زود باهم آشتی می‌کنند. ولی انتظار ندارند کـه بـزرگ‌ترها‌ بـه‌ آن‌ها صدمه‌ای وارد کنند.

منبع: koodakpress.ir

 

گردآوری:مجله یک پارس

سر کودکتان داد نزنید!

تربیت کودک,رفتار با کودک, اعتماد به نفس کودک

بسیاری از کودکان ناخواسته روی مسایلی دست می گذارند که تنها چاره آن داد زدن است

این بچه های دوست داشتنی که گاهی واقعا روی اعصاب هستند، وقت هایی چیزهایی می خواهند که به هیچ وجه درست و مناسب نیستند؛ گاهی اوقات تنها راه ساکت کردن بچه و اینکه به حرفتان گوش کند، داد زدن است. اما بهتر است ولوم صدای خود را پایین بیاورید و روش های بهتر و کارآمدتر را امتحان کنید.

این بچه های دوست داشتنی که گاهی واقعا روی اعصاب هستند، وقت هایی چیزهایی می خواهند که به هیچ وجه درست و مناسب نیستند؛ مثلا در روز برفی دوست دارند دمپایی بپوشند یا نیمه شب فیلم تماشا کنند. این درخواست ها برای والدین بسیار ناراحت کننده هستند زیرا کودک درک نمی کند و به هیچ صراطی هم مستقیم نیست. نتیجه هم این است که پدر و مادر برای متوجه کردن کودک دست آخر به داد زدن روی می آورند.

تنها چاره داد زدن نیست
بسیاری از کودکان ناخواسته روی مسایلی دست می گذارند که تنها چاره آن داد زدن است. این مساله به هیچ وجه خوب نیست. در حقیقت، نتیجه جیغ و داد کردن چیزی جز سردرد و اعصاب خوردی نیست. والدین پس از آن نیز احساس گناه می کنند و آرزو می کنند ایکاش می توانستد طور دیگری این شرایط را مدیریت کنند.

این مساله برای کودکان نیز خوب نیست
اگر همیشه با داد و هوار کردن می خواهید بچه را سر جایش بنشانید، باید بدانید اعتماد به نفس و احساس امنیت را در وجود کودک خود از بین می برید. اما اگر فقط در شرایط خاصی دست به دامن فریاد می شوید، فرزند دچار آسیب روحی نمی شود اما برای تربیت کودک هم روش خوبی نیست.

تربیت کودک,رفتار با کودک, اعتماد به نفس کودک

هنگامی که سر کودک داد می زنید در واقع درک اطلاعات توسط کودک را مختل می کنید

داد زدن ترسناک است و حس «جنگ در مقابل جنگ» را در کودک تقویت می کند
هنگامی که سر کودک داد می زنید در واقع درک اطلاعات توسط کودک را مختل می کنید. اما وقتی به آرامی اشتباهش را به او گوشزد می کنید او با آسودگی خیال می تواند درک کند که منظور و هدف شما چیست. با داد زدن فقط به کودک می آموزیم هر وقت ناراحت یا عصبانی بود داد بزند. دکتر هات یکی از کارشناسان تربیت کودک می گوید: «اگر کودک را کتک بزنید، او کتک می زند. اگر داد بزنید، داد می زند. اگر آرام باشید، آنها نیز یا می گیرند خونسردی خود را حفظ کنند.»

اگر به هر دلیلی سر کودک فریاد کشیده اید بسیار مهم است که از او عذرخواهی کنید و بگویید باید به روش دیگری این شرایط را کنترل می کردید. دکتر هات اعتقاد دارد: «خیلی از والدین متوجه نمی شوند که هرکسی می تواند اشتباه کند، به همین دلیل اشتباه خود را قبول نمی کنند. بدتر اینکه برای این کار هرگز عذرخواهی نیز نمی کنند.» این باعث می شود تا بیشتر حواستان به رفتارها و واکنش هایتان باشد و شاید کمک کند تا روشی غیر از داد زدن را برای تربیت کودک خود انتخاب کنید.

دوئل کردن
هنگام صبحانه، دخترتان از شما بستنی تقاضا می کند و به هیچ وجه هم تحمل شنیدن نه را ندارد. او با خود فکر می کند، اگر گریه کنم و جیغ بزنم شاید مامان آن را به من بدهد. او شروع می کند به جیغ زدن های اعصاب خرد کن و شما کنترلتان را از دست می دهید و سر او داد می زنید.

چرا والدین کنترل خود را از دست می دهند؟
هنگامی که کودک اعتماد به نفس والدین را از بین می برند ( به حرف والدین گوش نمی کنند یا کارهایی می کنند که می دانند نباید انجام دهند )، این مساله برای پدر و مادر قابل تحمل نیست و در این موقعیت احساس درماندگی می کنند. وقتی سر کودک داد می زنید دلیل آن بستنی یا هر چیز دیگر نیست، مساله بازگرداندن آن اعتماد و به دست گرفتن دوباره کنترل اوضاع است. دوئلی که بین والدین و کودک برقرار می شود در واقع نشان دهنده این است که به هم نشان دهند کدام یک قوی تر هستند. ما به این طریق می خواهیم به کودک یادآوری کنیم که ما مسوول و رئیس هستیم و حرف، حرفِ ما است.

بدون داد زدن هم می توان کودک را تربیت کرد
برای برنده شدن در دوئل، هوشمندانه ترین روش بیرون آمدن از حالت جنگ و دعوا است. به جای اینکه شما در یک طرف میدان مبارزه و کودک در طرف دیگر بایستید و با هم بجنگید، بهتر است با یکدیگر همفکری کنید و برای حل مساله پیش آمده چاره بیاندیشید.

ابتدا موقعیت درست را برای او توضیح بدهید (ما برای صبحانه بستنی نمی خوریم). سپس چند پیشنهاد دیگر به او بدهید (آیا دوست داری شیر یا کورن فلکس بخوری؟). به این ترتیب کودک متوجه می شود او نیز تا اندازه ای روی شرایط کنترل و حق انتخاب دارد. اگر این روش هم کارساز نبود، باید سعی کنید این تنش را با کمی خنده، شوخ طبعی و به دست آوردن دل کودک از میان ببرید. به طور مثال، خیلی بی مقدمه با هم برقصید یا بازی های موردعلاقه او را انجام دهید تا ذهنش از چیزی که خواسته منحرف شود.

منبع: taknaz.net

 

گردآوری:مجله یک پارس

۱۱ مورد از رفتارهایی که والدین باید از انجام آنها در مقابل کودکان خودداری کنند

 

درمان بد دهنی کودک

بعضی از کودکان بد دهنی را از والدینشان یاد میگیرند

 

والدین باید توجه داشته باشند که در مقابل چشم کودکان خود اقدام به رفتارهایی کنند که قصد دارند در دراز مدت این عادات و رفتار را در فرزندان خود تثبیت کنند.

۱۱ مورد از رفتارهایی که والدین باید از انجام آنها در مقابل کودکان خودداری کنند

۱٫ بکار بردن الفاظ نامناسب در حضور کودک
گاهی والدین در حین رانندگی، در خانه و یا محل کار ممکن است بر اثر فشارهای روحی کنترل خود را از دست داده و از الفاظ نامناسب استفاده کنند، اما باید توجه کرد که از بکاربردن این الفاظ در مقابل کودکان کار به شدت اشتباهی است.

۲٫ بی‌احترامی به دیگران
والدین کودکان باید از هر گونه رفتار، کلامی یا غیر کلامی (رفتاری) که نوعی بی‌احترامی به دیگران محسوب می‌شود، خودداری کنند.

۳٫ پرهیز از ایجاد تنش و درگیری با اطرافیان
والدین باید در مقابل کودکانشان از هر گونه اعمالی که سبب ایجاد تنش و ناآرامی می‌شود، پرهیز کنند و تا حد امکان آرامش خود را حفظ کنند.

۴٫ نداشتن انعطاف در روابط بین فردی
والدین باید توجه داشته باشند که در روابط بین فردی، به خصوص در حضور کودکانشان با برخورد با اطرافیان انعطاف‌پذیر بوده و سازگار باشند.

۵٫ بکارگیری الفاظ رکیک
والدین باید توجه کنند که به هیچ‌عنوان حتی در صورت استفاده دیگران از الفاظ رکیک، آنها را بکار نبرند، چرا که کودکان سریعا آنها را به خاطر سپرده و از آنها استفاده می‌کنند.

۶٫ قدردانی نکردن از دیگران
هنگامی که والدین در مقابل خدمتی که دیگران به آنها می‌کنند، قدردانی نمی‌کنند، کودکان نیز از رفتار آنها الگو می‌گیرند و همواره اقداماتی که دیگران برای آنها انجام می‌دهند را وظیفه‌ آنها می‌دانند.

۷٫ بی اعتنایی به معنویات و واجبات دینی
بی‌توجهی والدین به امور و وظایف دینی و شرعی همچون نماز و غیره سبب بی‌اعتنایی کودکانشان به این امور و دوری از معنویات در آنها می‌شود.

 درمان بد دهنی کودک

والدین باید در رفتارها و برخوردهای خود در مقابل کودکانشان دقت زیادی به خرج دهند

 

۸٫ عدم ابراز علاقه به درس و مطالعه
اگر والدین به مطالعه و ادامه تحصیل علاقه و اهمیت نشان ندهند، کودکان آنها نیز برای علم‌اندوزی و کسب دانش ارزشی قائل نمی‌شوند و در نتیجه کودکان آنها نیز برای ادامه تحصیل بی‌انگیزه خواهند شد، بنابراین والدین باید با مطالعه روزانه و تشویق فرزندان خود برای ادامه تحصیل، این علاقه را در آنها ایجاد کنند.

۹٫ شرکت نکردن در فعالیت‌های داوطلبانه و انسان دوستانه
شرکت نکردن والدین در امور اجتماعی و فعالیت‌های خیرخواهانه (درختکاری، کمک به سالمندان، کمک به نیازمندان و غیره) سبب انزوا و اجتماع گریزی کودکان آنها می‌شود و سبب عدم رشد و بلوغ اجتماعی آنها می‌شود و در آینده اجتماعی آنها مشکلات متعددی ایجاد خواهد کرد.

۱۰٫ عدم مدیریت و برنامه‌ریزی در امور روزانه
بی‌نظمی و عدم مدیریت والدین در امور روزانه، نوعی بی‌نظمی و بی برنامگی را در شخصیت کودکان آنها نهادینه می‌کند بنابراین والدین باید در امور روزانه خود مدیریت و برنامه ریزی صحیحی داشته باشند تا کودکان از عادات صحیح آنها الگوبرداری کنند.

۱۱٫ نشان دادن ضعف در روابط با کودک
والدین هنگام برخورد و مکالمه با کودکان خود باید از کارهایی که ضعف و عجز آنها را نشان می‌دهد همچون گریه کردن، اظهار عجز و لابه کردن و غیره اکیدا خودداری کنند چرا که با این رفتارها سبب از بین رفتن اعتماد به نفس در کودکان خود می‌شوند به طوری که فرزندانشان در آینده قدرت برخورد با مشکلات را از دست می‌دهند.

آنچه که اهمیت دارد این است که والدین باید بدانند کودکان بسیار باهوش و تاثیرپذیر بوده و با انجام هر کدام از ۱۱ رفتار یاد شده الگوهای رفتاری کودکان خود را شکل می‌دهند، بنابراین والدین باید در رفتارها و برخوردهای خود در مقابل کودکانشان دقت زیادی به خرج دهند.

منبع: eghtesadonline.com

 

گردآوری:مجله یک پارس

۱۰ کلید ارتباط قوی والدین با فرزندان

ارتباط مادر با دختر

اولین کار صبح و آخرین کار شب؛ در برگرفتن فرزندانتان برای لحظاتی است

 

خیلی از ما لحظاتی با فرزندمان داشته ایم که وقتی به آن ها فکر می کنیم قند توی دلمان آب می شود. ارتباط با فرزند برای والدین یک امر ضروری است. وقتی که رابطه ما قوی باشد، شیرین هم خواهدبود و همانقدر که به او اهمیت می دهیم همانقدر هم دریافت می کنیم. این چیزی است که ایثارهای والدین را ارزشمند می کند. برای اینکه بتوانید ارتباط قوی تری با کودکتان برقرار کنید، این ده قدم را با ما همراه باشید تا بتوانید یک عمر پا به پای فرزندانتان پیش بروید.

ارتباط تنها دلیلی است که تمایل کودک ما را به پیروی از قوانین ما بیشتر می کند. بچه هایی که احساس ارتباطی قوی با پدر و مادر دارند دوست دارند با آن ها همکاری کنند. آن ها همچنان مانند کودکان رفتار می کنند به این معنا که گاهی غرق در احساسات خود هستند. اما وقتی که به ما اعتماد می کنند که درکشان کنیم و طرفشان باشیم.

محققان به ما یادآوری کرده اند که برای نگه داشتن هر رابطه سالمی در برابر یک فعل و انفعال منفی، به پنج فعل و انفعال مثبت نیاز داریم و تا وقتی زمان زیادی را برای راهنمایی یا تصحیح، یادآوری، نقد، سرزنش، غرزدن و فریاد کشیدن صرف می کنیم، بسیار مهم است که به همان اندازه، پنج برابر زمان روی ارتباط مثبت فکر کنیم.

اما روزهایی هست که فقط می توانیم نیازهای اساسی فرزندمان را فراهم کنیم. بعضی روزها غذا دادن به آن ها، حمام کردنشان، تشویق آن ها و بردنشان برای خواب در ساعتی مناسب و دوباره تکرار کردن همه آن ها در روز بعد عینا همان عمل قهرمانانه است. این نوع فرزندپروری یکی از سخت ترین کارهای روی زمین است و تنها راه حفظ پیوند قوی با فرزندمان و ساختن عادات روزانه ارتباط است. در این جا ۱۰ روش ذکر می کنیم که وقت چندانی از شما نمی گیرد اما ارتباط را محکم می کند و همین طور می تواند زندگی شما را تغییر دهد.

۱۲ آغوش هدف هر روز
به گفته روانشناسان ما روزانه به چهار آغوش برای بقا نیاز داریم. ما همچنین برای حمایت هشت آغوش و برای رشد ۱۲ آغوش در روز نیاز داریم.

اولین کار صبح و آخرین کار شب؛ در برگرفتن فرزندانتان برای لحظاتی است. وقتی که خداحافظی می کنید او را در آغوش بگیرید و زمانی که دوباره او را می بینید این کار را بکنید، کاری که اغلب در طول روز هم باید آن را انجام دهید. بر سرش دست بکشید و به آرامی روی شانه اش بزنید. به چشمانش نگاه کنید و لبخند بزنید. این کار نوع دیگری از ارتباط است.

اگر فرزند نوجوان شما این کارها را دوست نداشت باید درک کنید که با بچه های بزرگتر در ارتباط آسان گیر باشید. با او بنشینید و یک نوشیدنی خنک بخورید و وقتی صحبت می کنید به آرامی پاهایش را نوازش کنید. (این کار راهی برای شنیدن این است که امروز چه اتفاقی در زندگی اش افتاده. بعد اگر به آن اولویت دهید بارها می توانید خوشحالی را تجربه کنید)

خوشامدگویی به احساس
کودک شما نیاز به ابراز احساسات دارد. چیزی که رفتار او را هدایت می کند. این فرصتی برای فرزند شما است که پریشانی های درونی را التیام دهید و به شما نزدیک تر شود. بنابراین همه شفقت خود را جمع کنید و اجازه ندهید که خشم  بر شما سلطه یابد. اشک ها و ترس هایی را که همیشه پشت عصبانیت پنهان هستند بپذیرید.

به خاطر داشته باشید که او آن قدر به شما اعتماد دارد که پیش شما گریه می کند. با روش خودتان آرام اش کنید. احساسات او را درک کنید و بگویید که دردش را می فهمید. بعد از آن، او احساس آرامش و نزدیکی بیشتری با شما خواهدداشت.

حضور داشته باش
بیشتر زوج ها تقریبا نیمی از زندگی را کنار هم حضور دارند. اما کودک شما قبل از ترک خانه فقط حدود ۹۰۰ هفته از کودکی را با شما خواهدبود. قبل از این که بفهمید او خواهدرفت.

این کار را به عنوان یک تمرین انجام بده: وقتی که با کودکتان تعامل دارد، ۱۰۰ درصد در همین جا و همین حالا حضور داشته باش، بگذار هیچ چیز دیگری نباشد. شما نمی توانید همیشه این کار را انجام دهید. اما اگر در روز چند بار این کار را بکنید به حالت حضور بیشتر تغییر وضعیت داده اید. این کار لحظاتی را با فرزندتان خلق می کند که در آینده، هر وقت به یادش می افتید قند توی دلتان آب می شود.

خاموش کردن وسایل مزاحم
کودک همه عمرش به خاطر خواهدآورد که آن قدر برای والدینش مهم بوده که آن ها تلفن را خاموش کرده اند و به حرف او گوش سپرده اند. حتی خاموش کردن موسیقی در ماشین هم می تواند دعوتی برای ارتباط باشد، زیرا کمبود ارتباط چشمی در ماشین باعث کم شدن فشار می شود و بچه ها تمایل بیشتری برای حرف زدن خواهندداشت.

ارتباط مادر با دختر

هر کاری که لازم است انجام بده تا روزانه ۱۵ دقیقه- به صورت جداگانه- با هر فرزندت وقت بگذرانی

 

بازی
قاه قاه خندیدن و بازی پرسر و صدا می تواند با تحریک اندروفین و اکسی توسین در هر دوی شما حافظ ارتباط تان باشد. تبدیل قاه قاه خندیدن به یک عادت روزانه به کودک شما کمک می کند که به اضطراب ها و ناراحتی ها و از سوی دیگر احساس عدم ارتباط بخندد و واکنش بیشتری نسبت به آن داشته باشد. بازی کردن به بچه ها کمک می کند که بخواهند مشارکت کنند. از جملات زیر کدام یک به نظر شما بهتر جواب می دهد؟ بیا همین الان صبحانه ات را بخور! وقت صبحانه است، ببین آب پرتقال و نیمرو برات درست کردم!

برای هر فرزند وقت اختصاصی بگذار
هر کاری که لازم است انجام بده تا روزانه ۱۵ دقیقه- به صورت جداگانه- با هر فرزندت وقت بگذرانی. در این مقطع، یک در میان حرف بزنید شما بگویید چه می خواهید او انجام دهد و فرزندتان هم بگوید که چه می خواهد.

در این روزها فقط عشق خالص به او بده و بگذار ذهنش به این موضوع معطوف شود. به جای پافشاری بر زمانبندی فعالیت ها، سعی کنید که فعالیت فیزیکی یا بازی انتخاب شده، باعث خنده و شادی او شود.

گوش کنید و همدردی نشان دهید
ارتباط با گوش کردن شروع می شود. وقتی که لازم است زبانت را گاز بگیر، به جایش بگو، وای! واقعا… می فهمم!… چطور بود؟… بیشتر درباره اش بهم بگو…

عادت دیدن چیزها از چشم انداز فرزندتان به او اطمینان می دهد که شما با احترام برخورد کرده اید و دنبال راه حلی هستید که نه سیخ بسوزد و نه کباب. این موضوع به شما کمک می کند که دلایل رفتارش را- که باعث عصبانیت شما شده- بفهمید. و همین موضوع به شما کمک می کند که احساسات خود را وقتی که تحت فشار هستید و خود را در وضعیت «جنگ یا گریز» می یابید تعدیل کنید چرا که به نظر نمی رسد که کودک شما دشمن تان باشد.

قبل از گذار ارتباط بگیر
بچه ها به دشواری از یک دوره گذار به مرحله بعدی می روند. اگر به چشمان آن ها نگاه کنید، اسمشان را صدا بزنید و با او ارتباط بگیرید و بعد بخندید، مطمئن باشید که او برای مدیریت خودش یک منبع درونی از میان تغییر و تحول پیدا خواهدکرد.

آغوش گرفتن هنگام خواب
ساعت خواب فرزندتان را کمی جلو بیندازید تا او را در تاریکی به آغوش بکشید. آن لحظات امن معاشرت و ارتباط، هر چیزی را که کودک شما در حال حاضر با آن درگیر است مثل اتفاقی که در مدرسه افتاده، یک برخورد نامناسب که صبح با او کرده اید یا نگرانی برای گردش علمی فردایش از بین خواهدبرد. آیا مجبورید که مشکل او را همان لحظه حل کنید؟ نه. فقط گوش کنید. احساس او را درک کنید. به او اطمینان دهید که نگرانی او را می فهمید و فردا آن را حل خواهید کرد. روز بعد یادتان نرود که پیگیری اش کنید.

شگفت زده می شوید وقتی می بینید که ارتباط شما با فرزندتان چقدر عمیق شده است. این عادت را حتی وقتی که فرزندتان بزرگ تر می شود ترک نکنید. آخر شب ها تنها زمانی است که آن ها درددل می کنند.

سرعتت را کم کن
شما نباید فقط عجله داشته باشید که فرزندتان طبق برنامه رفتار کند. می توانید قبل از خواب دقایقی را با او بگذرانید. هر فعل و انفعالی در طول یک روز فرصتی برای ارتباط است. سرعت را کم کن و لحظاتی را با فرزندت به اشتراک بگذار: اجازه بده قبل از این که توت فرنگی ها را داخل مخلوط کن بریزید آن را بو بکشد. وقتی به او کمک می کنی دستانش را بشوید، دستان خودت را هم با او زیر آب بگذارد و خنکی آب را با او سهیم شو.

موهایش را بو بکش. به خنده هایش گوش بده. به چشمانش نگاه کن و دوست داشتن عمیقت را با او قسمت کن. در شکوه لحظه کنونی با او ارتباط داشته باش. این تنها راهی است که می توانیم ارتباط داشته باشیم (برای بیشتر والدین، تحمل توانایی انجام بازی مشابه یک راز است.)

 

منبع: ماهنامه همشهری تندرستی/ برترین ها

گردآوری:مجله یک پارس

چگونه رفتار جنسی کودک خود را کنترل کنیم؟

آموزش های جنسی,آموزش های جنسی به کودکان

ارتباط برقرار كردن والدين با فرزندان خود در مورد رفتارهای جنسی از جمله وظايف تربيتی والدين است

 

بسیاری از والدین به اشتباه فکر می کنند می توانند با جملات ساده و کوتاه آموزش های جنسی را به کودکان خود انتقال دهند. وقتی بچه‌ها دنيای بيرونی خود را كشف می كنند، ناخواسته نسبت به اعضاي خصوصي بدن همجنس و يا غير همجنس خود كنجكاو می شوند. شكل اعضای تناسلی پسرها براي دختر‌ها جالب است و بر عكس. اگر بچه‌ای خواهر و برادر نداشته باشد يا در روند زندگی، فرصت ديدن اندام برهنه جنس مخالف را نداشته باشد اين كنجكاوی تشديد می شود. اين كنجكاوی جنسی تا حدی طبيعی است و بيشتر والدين هنگام رويارويی با آن برای اولين بار می فهمند كه واقعاً بايد برای رفتار فرزند خود حدودی را تنظيم كنند تا بداند از نظر اجتماعی كدام يك از رفتار‌های او در خصوص مسائل جنسی قابل قبول است.

با ذكر اين مقدمه مختصر، شايسته است در اين زمينه دو نکته مهم بيان گردد تا فضای روشن‌تری از بحث داشته باشيد :

با فرزندان خود ارتباط برقرار کنید
ارتباط برقرار كردن والدين با فرزندان خود در مورد رفتارهای جنسی و مسايل مربوط به آن از جمله وظايف تربيتی والدين است كه شايسته است در برقراری و حفظ آن جهت جلوگيری از زمينه بسياری از انحرافات و گناه‌ها كوشيد. نگاه ضد اخلاقی برخی والدين به اين مسأله و برخورد شديد و خشن آن‌ها پيامدهای نامطلوبی را به ارمغان خواهد آورد؛ زيرا چنين موضوع روان شناختي را تبديل به موضوعی اخلاقي كرده و كودك را حساس تر نموده و باعث تثبيت وی در عمل مورد نظر می گردد.

ارتباط برقرار کردن والدین با فرزندان خود در مورد مسائل و رفتارهای جنسی کودکان از جمله وظایف تربیتی والدین است. این مساله یک موضوع روانشناختی است نه یک موضوع اخلاقی.

درخصوص رفتارهای جنسی کودکان از روش غیر مستقیم استفاده کنید
در بيان نكاتی كه در زمينه مسائل جنسی لازم است به كودك انتقال پيدا كند،‌ بايد از روش‌های غير مستقيم استفاده كرد و كمتر به روش‌های مستقيم متوسل شد.

 آموزش های جنسی,آموزش های جنسی به کودکان

برای آموزش مسائل جنسی به كودك، بايد از روش‌های غير مستقيم استفاده كرد

 

با رفتارهای جنسی کودکان چگونه برخورد کنیم؟
وقتی والدین، پسر و دخترشان را برهنه و عریان، در حال بازی می‌بینند، با هیجان زدگی و عصبانیت نباید به آن‌ها بگویند: « چه کار دارید می‌کنید؟ خجالت بکشید! بدوید بروید لباس هایتان را بپوشید»، بلکه به صورت غیرمستقیم باید به آن‌ها گفت: « بچه‌ها فکر نمی‌کنید بدون لباس سردتان می‌شود، بروید لباس‌هایتان را بپوشید» و در فرصت مقتضی که پدر با پسر و مادر با دختر تنها می‌شوند، بدون نصیحت و پند و اندرزهای کسل کننده و بدون تهدیدهای بی اثر، باید خیلی صریح و رک و پوست کنده به آن‌ها گفت: « من دیدم برهنه بودید و لباس‌هایتان را درآورده بودید، بچه‌ها اصلاً اجازه ندارند جلو بچه‌های دیگر، لباس‌هایشان یا لباس‌های بچه‌های دیگر را در بیاورند، این کار قدغن است».

ممكن است مهمترين دليل چنين رفتاری از سوي كودك، كنجكاوی وی برای آشنايی با اعضای بدن خود باشد كه در قالب دستكاری و در سنين بالاتر در قالب دكتر بازی و … خود را نشان می دهد. بنابراين در چنين زمانی هول نشويد، او را سرزنش نكنيد، ‌از تنبيه كودك پرهيز كنيد. تنها كاري كه شما بايد در چنين موقعيتی انجام دهيد اين است كه به گونه‌ای برنامه ريزی كنيد كه او ديگر در چنين موقعيتی قرار نگيرد.

بهتر است به طور نامحسوس مراقب خلوت‌هاي چنين كودكاني بود. شايسته است مكان خلوت آن‌ها (مثلاً اتاق مستقل‌شان) به گونه‌ای باشد كه از چشم والدين دور نمانند و والدين گاه‌گاهی به عناوين مختلف كه رنگ مداخله به خود نگيرد،سركشی هايی داشته باشند تا فرزندان از خلوت خود احساس امنيت براي انجام اين عمل نكنند.

موقعيت‌هايی كه كودك در آن دست به چنين رفتاری می زند را شناسايی كنيد و كودك را براي مدتی از آن مكان‌ها دور كنيد.

اگر کودک شما با کودک دیگری مشغول به انجام این عمل است، روابط دو طرف ماجرا را با دقت زير نظر بگيريد و به گونه‌ای عمل كنید كه روابط بين آن دو بسيار محدود شود. گرچه اين كار در ابتدا ممكن است براي شما مشكل باشد اما فراموش نكنيد كودكان در سن فرزند شما از خود مهارگری كمي برخوردار هستند و زمانی كه با محرك‌های جنسي روبرو می شوند كمتر می تواند از بروز رفتارهای جنسی خودداری كنند؛ بنابراين بهترين راه، كنترل ارتباط كودكتان با کودکانی است که با یکدیگر به این موضوع می‌پردازند. فراموش نكنيد، با توجه به تجربه ای كه دو كودك بزرگتر به دست آورده اند ممكن است دوباره اين رفتار را انجام دهند، پس بايد با دقت مراقب دوستان او باشيد.

براي مدتی به كودكتان شلواری بپوشانيد كه در آوردن آن برای او امكان پذير نباشد (به عنوان مثال شلواري كه داراي كمربند و يا دكمه محكم است براي اين كار مناسب است).

به فرزند خود آموزش دهيد كه بدن او خصوصی است و ديگران حق دست ورزی با برخی از اعضا او را ندارند (بهتر است براي بيان اين نكته از شيوه‌های غير مستقيم استفاده كنيد).

روابط اجتماعی كودك خود را افزايش دهيد و سعی كنيد او ارتباط بيشتری با دیگر همسالانش داشته باشد.

برخی از مسئوليت‌های خانه را بر عهده او قرار دهيد؛ البته اين مسئوليت‌ها بايد با توجه به توان كودك باشد.

سعی كنيد با همسر خود زمانی را براي بازی با فرزندتان معين كنيد (حداقل روزي ۴۵دقيقه). اين برنامه بايد هر روز و به صورت مداوم انجام شود تا نتيجه دلخواه را به همراه داشته باشد. به ياد داشته بايد بازی موجب صرف انرژی روانی فرزندتان می شود و در تعادل روانی او نقش مهمی را دارد (در اين ميان بازی كردن پدر با کودک، نقش اساسی دارد).

منبع: وبسایت روانشناسی و مشاوره

 

گردآوری:مجله یک پارس

مدام به کودکتان نگویید «مراقب باش»

 

روانشناسی کودک

بعضی از والدین عادت دارند دائما به کودکشان بگویند مراقب باش

 

هر وقت بچه ها برای بازی از خانه بیرون می روند والدین احساس می کنند باید امنیت آن ها را حفظ کنند بنابراین دائما این جمله را تکرار می کنند: “مراقب باش”. والدین با گفتن این جمله می خواهند در کودک حس احتیاط ایجاد کنند تا به او آسیبی نرسد.

در واقع این یک واکنش غیرارادی است که ما پدرومادرها هنگام بازی کردن بچه ها نشان می دهیم. وقتی با دوستانشان به دوچرخه سواری می روند می گوییم “مراقب باش” وقتی در حیاط می چرخند، از درخت بالا می روند، از وسایل تیز برای کاردستی استفاده می کنند و خیلی موارد دیگر…

مراقبت از کودک
والدین محافظان بچه ها هستند برای این که آن ها را از آسیب دیدن حفظ کنند. آن ها دائما از زبانشان برای محافظت از بچه ها استفاده می کنند. مشکل این جاست که جمله “مراقب باش” کمی مبهم است و تصور والدین این است که امنیت بچه ها با همین جمله حفظ می شود.

مواظبت از کودک

جمله مراقب باش تنها زمانی کمک می کند که به درستی توضیح داده شود.

 

گفتن “مراقب باش” به کودک یک عادت شده است
زمانی که بچه ها خیلی کوچک بودند پدر و مادرها مراقبشان بودند اما کمی که بزرگتر می شوند آزادی بیشتری به دست می آورند و والدین نمی توانند تمام حرکات و کارهایشان را تحت نظر داشته باشند. بنابراین راه دیگری برای مراقبت از آن ها پیدا می کنند.

بعضی والدین با پیشنهاد کردن جایگزین ها احتیاط را به آن ها القاء می کنند. به عنوان مثال به آن ها می گویند به جای دویدن در خیابان راه بروند. همیشه هنگام رد شدن از خیابان هر دو طرف را نگاه کن. عقب بایست و اجازه بده ماشین ها رد بشوند.

اما بعضی والدین همه چیز را در این جمله خلاصه می کنند: مراقب باش.
دلیل این که والدین عادت دارند دائما به کودکشان بگویند مراقب این است که زمانی که بچه بودند والدینشان با آن ها همین کار را کرده اند و به نظرشان عادی ترین روش برای اخطار دادن به بچه هاست. هیچ اشتباهی در این روش وجود ندارد و چون نیتمان خوب است دائم آن را تکرار می کنیم.

جمله مراقب باش تنها زمانی کمک می کند که به درستی توضیح داده شود. این جمله می تواند مفاهیم زیادی داشته باشد. اگر به کودک توضیح ندهید نمی داند که باید مراقب چه چیزی باشد. پس لازم است که به او توضیح دهید باید مراقب چه چیزی باشد و چرا. و اگر احتیاط نکنند چه اتفاقی می افتد؟

اگر این توضیحات را به او ندهید عادت می کند که به همه چیز به چشم تهدید نگاه کند. مراقب باش برای آن ها یعنی مراقب هر چیزی که در اطرافت هست باش. همه چیز خطرناک است. با تزریق کردن این دیدگاه در ذهن کودک باعث می شوید که در سنین بالاتر به هیچ چیزی اعتماد نکنند. بنابراین در فعالیت های فیزیکی کمتر شرکت می کنند چون ترس از آسیب دیدن دارند و از منطقه امن خود بیرون نمی آیند چون برایشان ترسناک است.

بچه ها باید در اشتباه کردن آزاد باشند و از آن ها چیز یاد بگیرند. در غیر اینصورت باور می کنند که تنها راه برای وجود داشتن و نجات پیدا کردن ریسک نکردن است.

درست است که امنیت داشتن مهم است اما ریسک نکردن هم ممکن است جلوی پیشرفت را بگیرد. وقتی دست به هیچ کاری نمی زنند تا امنیتشان به خطر نیفتد خیلی از فرصت ها را از دست می دهند.

برای پیشرفت در زندگی باید ریسک کرد. فرصت ها در همین ریسک ها نهفته هستند. شاید در این ریسک هیچ فرصتی نباشد شاید هم باشد. وقتی بیش از حد مراقب هستید فرصت ها را از دست می دهید و در نتیجه به موفقیت دست نمی یابید. موفقیت هرگز پشت در کسی که خطر نمی کند را نمی زند.

اخطار ندهید، راهنمایی کنید
به بچه ها اجازه دهید دلیل احتیاط را بدانند. هرگز آن ها را از افتادن نترسانید. آن ها باید یاد بگیرند که چطور بلند شوند، گردوخاک لباسشان را بتکانند و دوباره به راه رفتن ادامه دهند.

هنگام گفتن این جمله موقعیت را برایش شرح دهید و این که برای مراقب بودن به چه چیزی نیاز دارند. در آن ها احساس خطر مبهم ایجاد نکنید. به او توضیح دهید که چرا این کار خطرناک است، اما انتخاب را از او نگیرید. همچنان به او اجازه دهید که در فعالیت ها شرکت کند. اجازه دهید خودش مرزها را کشف کند و حس احتیاط را درک کند.

مثال هایی که برای توضیح این جمله می توانید به کار ببرید به شکل زیر است:
حواست را در کاری که انجام می دهی جمع کن.
مراقب غریبه ها باش و از آن ها فاصله بگیر.
آن سنگ خیلی سنگین است می توانی مراقبش باشی؟
قبل از پرتاب کردنش حواست به اطرافت باشد.
نزدیک استخر ندو.
حواست به دوستانت باشد شاید آن ها تو را نمی بینند.
اگر توپ وسط جاده افتاد از بزرگترها کمک بگیر.
اگر روش بازی دوستانت را دوست نداری به آن ها بگو.
اگر هنگام بالا رفتن مراقب باشی سر نمی خوری.
حواست به وقت باشد.
به کودکانتان اجازه دهید زمین بخورند

آن ها قرار نیست همیشه به حرف های شما گوش دهند. گاهی اوقات لازم است خودشان از بعضی چیزها درس بگیرند. پس آزادشان بگذارید. تنها کسانی که ریسک می کنند می توانند در آینده زندگی موفقی داشته باشند.

 

منبع: bedunim.ir

گردآوری:مجله یک پارس