آداب و رسوم قدیم ازدواج در همدان

آداب و رسوم ازدواج در همدان, مراسم ازدواج در همدان

رسم ازدواج مردم همدان

در گذشته های نه چندان دور مراسم ازدواج در همدان آداب و رسوم ساده و خاص خود را داشت که این روزها خبری از آن نیست که این امر توجه مسئولان به زنده نگهداشتن رسوم به جامانده را گوشزد می کند.

شاید بیان آداب و رسوم ازدواج در همدان قدیم نوعی یادآوری باشد برای آنهایی که زمانی این آداب و رسوم را دیده‌اند و بازگویی این آداب و رسوم برای کسانی باشد که آنها را ندیده‌اند اما در موردش شنیده‌اند.

در گذشته ازدواج از جمله مراسمی بود که آداب و رسوم خاصی برای خود داشت به‌ طوری که هنوز که هنوز است بسیاری از قدیمی‌ها این آداب و رسوم را به‌یاد دارند.

در گذشته نه چندان دور مراسم ازدواج باید بر طبق اصول خاصی برگزار می‌شد که البته در این بین افرادی که متمول بودند مراسم ازدواجشان متفاوت‌تر بود به‌طوری که گاهی هفت شبانه روز مراسم ازدواج آنها طول می‌کشید.

پس از انجام مراحل اولیه چون انتخاب همسر، توافق دختر و پسر با یکدیگر، مهریه مشخص می شد و مراسم نامزدی نیز به سادگی برگزار می شد.

بعد از صلاح‌بینى برنامه رخت‌بران انجام مى‌شد که این برنامه اختصاص به بریدن پارچه لباس عروس داشت.

داماد هفت نوع پارچه براى هفت دست لباس عروس خریداری می کرد

لباس عروس به‌وسیله داماد خریدارى مى‌شد که عبارت بود از هفت نوع پارچه براى هفت دست لباس. لباس‌ها با تشریفات خاصى به خانه عروس فرستاده مى‌شد و براى شرکت در مراسم رخت‌بران تعدادى زنان فامیل دعوت مى‌شوند.

گاهى ضرب و دفى هم تهیه مى‌شد و وقتى خیاط قیچى به‌دست مى‌گرفت همه ابراز شادى مى‌کردند و مبارک‌باد مى‌گفتند. خیاط ابتدا یک نقل بادامى را با قیچى از وسط دو نیم مى‌کرد و زنان هلهله‌کنان و لیلى‌گویان شادمانى مى‌کردند و به عروس تبریک مى‌گفتند و پذیرایى از حاضران با شیرینى شروع مى‌شد.

در این جلسه فقط چادر عروس بریده مى‌شد و خیاط بقیه پارچه‌ها را با خود مى‌برد.

روز پیش از عقد، مجلسى در منزل عروس ترتیب مى‌یافت و زنان جوان دو خانواده در آن شرکت مى‌کردند.

شیرینى و نقل میوه قبلاً از طرف خانواده داماد تهیه و به خانه عروس فرستاده مى‌شد و علاوه بر آن براى زنى که عروس را آرایش مى‌کرد یک دست لباس کامل، کلى کله قند، یک بسته چاى و مقدارى شیرینى فرستاده مى‌شد و هنگامى‌که آرایشگر شروع به آماده کردن عروس مى‌کرد حاضران هر یک پولى به او مى‌دادند.

عقدکنان با تشریفات مراسم خاصى همراه بود و از بسیارى جهات شبیه سایر نقاط ایران اجرا مى‌شد.

آداب و رسوم ازدواج در همدان, مراسم ازدواج در همدان

آداب و رسوم قدیم ازدواج در همدان

هفت عدد تخم‌مرغ را عروس و داماد باید می خوردند

از جمله اشیاء داخل خوانچه، هفت عدد تخم‌مرغ بود که عروس و داماد باید آنها را بخورند و یک قورى محتوى شیر و عسل هم کنار خوانچه عقد بود که آن را نیز داماد باید همزمان با تخم‌مرغ بنوشد.

عروس و داماد کنار هم مقابل آینه مى‌نشستند. کنار هر یک چراغ از نوع ”گرجنه“ مى‌گذاشتند و روشن مى‌کردند.

از سنن دیگر آن بود که یک کاسه محتوى آب کنار خوانچه عقد قرار مى‌دادند و داخل آن چهل عدد کلید مى‌انداختند.

یک نفر از بستگان عروس از ابتدا تا خاتمه مراسم با یک قاشق کلیدهاى داخل آب را به‌هم مى‌زد و عقیده داشتند این کار موجب باز شدن بخت زوجین مى‌شود و از چله افتادن عروس و داماد جلوگیرى مى‌کند.

چله افتادن شامل به‌دام کشیده شدن هماى سعادت زوجین و به بدشانسى و مخمصه و به طلسم افتادن بود.

براى بریدن چله نیز در پایان مراسم عقد، عروس را لب حوض و کنار باغچه برده و یک پارچه ضخیم روى سرش مى‌انداختند و آب چهل کلید بر سرش مى‌ریختند.

پس از آنکه زمان عروسى مشخص شد باید صورتى از زنان مدعوین و دعوت‌نامه‌ها نوشته شود که در جلسه‌اى با حضور بزرگان فامیل در منزل هر یک از طرفین به‌طور جداگانه انجام مى‌شود.

فرداى حنابندان، بعد از ظهر جهیزیه عروس را به خانه داماد مى‌بردند و جهیزیه را در طبق‌هاى چوبى به‌نام خوانچه چیده و باربران بر سر گذاشته و به مقصد مى‌رساندند.

اشیاءِ بزرگ و سنگین مانند فرش و ظروف مسى و امثال آن با قاطر حمل مى‌شد و دو عدد خوانچه مخصوص لباس داماد و برادر داماد بود که پیشاپیش بقیه خوانچه‌ها حمل مى‌شد.

روى لباس‌هاى داماد گل و نقل بید سنگ مى‌ریختند

روى لباس‌هاى داماد گل و نقل بید سنگ مى‌ریختند و پس از تحویل جهیزیه، از بزرگ خانواده رسید دریافت مى‌کردند.

شب آخر عروسى با تشریفات و مراسمى عروس را به خانه داماد مى‌بردند و اوایل شب به‌تدریج مدعوین در مجلس حاضر مى‌شدند.

پس از صرف شام ابتدا تعدادى از بزرگان فامیل داماد به خانه عروس مى‌‌رفتند، به این عده ”کدخدایان“ مى‌گفتند و پس از رسیدن به خانه عروس از آنها استقبال مى‌شد و با چاى و شیرینى و میوه پذیرائى به‌عمل مى‌آمد.

سپس قباله ازدواج از طرف خانواده عروس جلو آنها گذاشته مى‌شد و آنها قباله را مطالعه کرده و پس از اطمینان از صحت و سقم مطالب آن به خانه داماد مراجعت کرده و با اعلام اینکه هیچ‌گونه اشکالى در کار نیست، عده‌اى به‌طرف خانه عروس حرکت مى‌کردند.

پیشاپیش این عده یک دختر کوچک با لباسى زیبا حرکت مى‌کرد که به او گیله مى‌گفتند و جمعیت که به نزدیک خانه عروس مى‌رسید عده‌اى از بستگان عروس به پیشواز آنها مى‌آمدند و به آنها ملحق مى‌شدند و هنگام ورود به خانه عروس دسته‌جمعى صلوات مى‌فرستادند.

پس از مدتى عروس آماده ترک خانه پدرى و رفتن به خانه بخت مى‌شد اما قبل از حرکت عروس کمر او را مى‌بستند و بعد آماده حرکت مى‌شدند.

عروس را از زیر قرآن رد مى‌کردند، سپس قباله ازدواج را روى زمین جلو پاى او مى‌گذاشتند و عروس سه بار از روى آن رد مى‌شد.

برادران عروس یا عموها یا دایى‌هاى او شانه‌هاى او را مى‌گرفتند و او را تا منزل داماد همراهى مى‌کردند و با شروع حرکت حاضران صلوات مى‌فرستادند و مداحان و درویشان نادعلیاً یا على مى‌گفتند.

در لحظه ورود عروس به حیاط، داماد محتوى دستمال سکه را بر سر عروس مى‌ریخت

در لحظه ورود عروس به حیاط، داماد محتوى دستمال یا جعبه‌اى که گندم، جو، نقل و سکه بود بر سر عروس مى‌ریخت و در این موقع پدر داماد یا یکى از بزرگان فامیل آنها را دست‌به‌دست مى‌داد و سپس حضار با آرزوى شادى و خوشبختى براى زوجین محل را ترک مى‌کردند.

بعد از عروسى روز دوم ضیافتى به شام از طرف خانواده عروس برگزار مى‌شد که به آن ”داماد سلام“ مى‌گفتند.

روز سوم مراسم ”داغ ورجان“ بود که در منزل داماد برگزار مى‌شد که مختص جوانان بود و روز هفتم تمام اعضای فامیل دو طرف به دیدن عروس مى‌رفتند و هر کس هدیه‌اى مى‌داد و این روز همان پا تختى بود.

مراسم عروسى بیشتر در اواخر تابستان و اوایل پائیز انجام مى‌شد و غذاى متداول در عروسى‌هاى خانواده‌هاى متوسط آبگوشت بود. این خانواده‌ها مراسم عروسى را در یک روز و یک شب برگزار مى‌کردند اما گاهى این مراسم چند روز و چند شب ادامه مى‌یافت.

ناهار عروسى را ولیمه مى‌گفتند و مدعوین بیشتر مردان بودند و هر یک از مدعوین پس از ورود با شربت و چایى پذیرایى مى‌شد تا هنگام صرف ناهار برسد.

در هر مجمعه دو سه نوع غذا و دوغ و ترشى و پنیر و سبزى براى سه نفر گذاشته مى‌شد و دسر معمولاً انگور و خربزه بود.

پرواضح است که بسیاری از آداب و رسوم‌ می‌توانند به فرهنگ هر جامعه‌ای تبدیل شوند به‌طوری‌ که این تبدیل‌ها باعث تفاوت بین افراد می‌شود.

البته در شرایط فعلی و آنچه که ملاحظه می‌شود مرزهای فرهنگی در حال کمرنگ شدن است و به اعتقاد بسیاری از جامعه شناسان خرده فرهنگ‌ها در حال کمرنگ شدن هستند و این خرده فرهنگ‌ها همان‌هایی هستند که ریشه تاریخی طولانی ندارند اما فرهنگ‌هایی که قدیمی‌تر هستند ثبات خود را حفظ کرده‌اند.

در حال حاضر بسیاری از آنها دیگر وجود ندارند و فقط در حافظه‌هایی مانده‌اند که آنها را دیده‌اند و با از بین رفتن این افراد این آداب و رسوم به عنوان بخشی از تاریخ در خواهند آمد.

منبع:mehrnews.com

جشن بیل‌گردانی

مراسم بیل‌گردانی, آداب و رسوم محلی

جشن‌های باستانی

جشن بیل‌گردانی که در منطقه نیم‌ور محلات مرسوم است و از جشن‌های باستانی و پهلوانی محسوب می‌شود، ارتباط تنگاتنگی با کشاورزی و زمان آبیاری مزارع این منطقه حاصلخیز دارد و نشانه‌ای از ستیز انسان با طبیعت محسوب می‌شود. زمان این جشن در آغاز فصل زراعت بهاره بوده و گروهی از مردان کشاورز برای لایروبی شاجوب یا نهر بزرگ نیمور که از محل سر انحرافی باستانی نیمور از رودخانه انارآباد (قمرود) اقدام می‌کنند.

این عملیات لایروبی تا یک‌ماه به طول می‌انجامد و هنگامی که آب نهر به نخستین انشعاب خود که در زبان محلی وارگو نامیده می‌شود می‌رسد، مردم منطقه جشنی سنتی که یادگار سنت‌های پهلوانی است، برگزار می‌کنند. این مراسم که بیل‌گردانی نام دارد، در میدان اصلی نیمور انجام می‌شود. که از سال ۸۹ به عنوان میراث معنوی کشور به ثبت رسیده است.

مراسم بیل‌گردانی, آداب و رسوم محلی

جشن بیل‌گردانی در منطقه نیم‌ور محلات از جشن‌های باستانی و پهلوانی محسوب می‌شود

این آیین که نزدیک به ۲۰۰۰ سال قدمت دارد. این آیین به عنوان نمادی برای تشکر از آناهیتا الههٔ آب بوده که از زمان زرتشتیان، باقی‌مانده است. این آیین هم ریشه در فرهنگ آب و آبیاری دارد و هم در قدیم نمادی برای نشان‌دادن زور و پهلوانی به دشمنان بوده‌است. مردم نیم‌ور عقیده دارند این بازی آیینی، به برکت و زیادی آب کمک می‌کند.

لایروبی

در میان کشاورزان این منطقه از زمان پیشینیان رسم بوده که هر سال در مواقعی که گل و لای مسیر جوی‌های آب که از شعبه‌های رودخانهٔ قم‌رود می‌باشد را مسدود می‌کرده و یا در ماه اسفند اوایل فصل بهار که رشد گیاهان و علف‌های هرز باعث سختی آبرسانی به مزارع این شهر می‌شده، با اعلام بزرگان شهر، مردم در مسجد جامع جمع شده و با کمک یکدیگر به پاکسازی حریم جوی می‌پردازند. این رسم قدیمی هنوز هم در این شهر اجرا می‌گردد.

مراسم بیل‌گردانی, آداب و رسوم محلی

آیین بیل گردانی به عنوان نمادی برای تشکر از آناهیتا الههٔ آب بوده که از زمان زرتشتیان، باقی‌مانده

برپایی آیین

در آخرين روز ، مردم تا قبل از اذان ظهر کار را تمام کرده و به شهر بر مي گردند و جشن و آئين بيل گرداني را برگزار مي کنند. قبل از آن که لايروبان به نيم ور برسند فردي به محل آمده و پايان کار لايروبي را با خوشحالي به اطلاع مردم مي رساند. همزمان اسبي همراه با دسته بيل هاي تهيه شده به پيشواز بيلدار ها مي رود.

پس از رسيدن بيلداران به شهر ، يکي از بيلداران با لباس نظامي گروه بيلداران را که تعدادشان به دويست مي رسد تا ميدان چنار نيم ور همراهي کرده و گروه نوازنده همراه وجد و هلهله مردم به استقبالشان مي آيد. در ادامه اين آئين، بيلدار ها مقابل تماشاچيان رژه رفته و سپس نمايش بيل گردانی آغاز مي شود.

مراسم بیل‌گردانی, آداب و رسوم محلی

 مراسم بیل‌گردانی

در آیین بیل‌گردانی، در طرفی ۴ بیل را به هم و در طرف دیگر ۳ بیل را به هم گره می‌زدند. نحوه چرخاندن بیلها به دور سرچنان است که بیلهای دست راست به چپ می‌چرخانند از آغاز تا پایان بیل گردانی پای راست را جلو می‌گذارند و باید تعادل بیل و خودشان را حفظ کنند. تماشاچیان نیز به تشویق می‌پردازند. اما اگر کسی تعادلش را از دست بدهد و یا بیل‌ها به هم برخورد کند مورد تمسخر حاضران قرار می‌گیرد و همه او را به رسم قدیمی هو می‌کنند.

مراسم بیل‌گردانی, آداب و رسوم محلی

 جشن‌های باستانی و پهلوانی

مراسم بیل‌گردانی, آداب و رسوم محلی

جشن بیل‌گردانی

گردآوری:مجله یک پارس

به تماشا سوگند (سهراب سپهری)

 شعرهای سهراب سپهری, اشعار سهراب سپهری عاشقانه

شعرهای سهراب سپهری

سهراب سپهری (۱۵ مهر ۱۳۰۷ کاشان – ۱ اردیبهشت ۱۳۵۹ تهران) شاعر، نویسنده و نقاش اهل ایران بود. او از مهم‌ترین شاعران معاصر ایران است و شعرهایش به زبان‌های بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده‌اند.

به تماشا سوگند

و به آغاز کلام

 و به پرواز کبوتر از ذهن

 واژه ای در قفس است.

 حرف هایم ، مثل یک تکه چمن روشن بود.

من به آنان گفتم :

 آفتابی لب درگاه شماست

که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد.

و به آنان گفتم :

سنگ آرایش کوهستان نیست

 همچنانی که فلز ، زیوری نیست به اندام کنلگ .

در کف دست زمین گوهر ناپیدایی است

که رسولان همه از تابش آن خیره شدند.

پی گوهر باشید.

لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید.

و من آنان را ، به صدای قدم پیک بشارت دادم

 و به نزدیکی روز ، و به افزایش رنگ .

به طنین گل سرخ ، پشت پرچین سخن های درشت.

و به آنان گفتم :

هر که در حافظۀ چوب ببیند باغی

صورتش در وزش بیشه شور ابدی خواهد ماند.

هر که با مرغ هوا دوست شود

خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود.

آنکه نور از سر انگشت زمان برچیند

می گشاید گرۀ پنجره ها را با آه.

زیر بیدی بودیم.

برگی از شاخه بالای سرم چیدم، گفتم :

چشم را باز کنید ، آیتی بهتر از این می خواهید ؟

می شنیدم که به هم می گفتند :

سحر میداند ، سحر !

سر هر کوه رسولی دیدند

ابر انکار به دوش آوردند.

 باد را نازل کردیم

تا کلاه از سرشان بردارد.

خانه هاشان پر داوودی بود،

چشمشان را بستیم.

دستشان را نرساندیم به سر شاخه هوش.

جیبشان را پر عادت کردیم.

خوابشان را به صدای سفر آینه ها آشفتیم.

سهراب سپهری

گردآوری:مجله یک پارس

رسوم جالب ازدواج در ترکیه

آداب و رسوم عروسی در ترکیه, ازدواج‌های ترکیه

ازدواج‌های سنتی ترکیه به سه قسمت بله برون، نامزدی و جشن عروسی تقسیم میشود

ازدواج رسم و قاعده ای است که از زمان های اولیه وجود داشته است و اهمیت زیادی در زندگی و جامعه بشر دارد. ازدواج به عنوان یک اصطلاح پیوند مستمر میان یک زن و یک مرد به عنوان زن و شوهر در تمام مراحل زندگی است.

کشور ترکیه ، سنت و فرهنگ غنی دارد که در شهر و استان و روستا تنوع زیادی در این رسوم دیده می شود. در شهرهای اصلی , عروس و دامادها فرهنگ غربی را نیز با سنت های ترکیه ترکیب کرده اند. ترک ها علاقه زیادی به جشن گرفتن با غذاهای زیاد ، موسیقی و رقص دارند .

حدود ۲۰ درصد ازدواج‌های ترکیه ازدواج‌هایی است که از طرف خانواده‌ها برنامه‌ریزی می‌شوند. پدر و مادر یا سرپرست فعلی عروس و داماد آینده، فردی مناسب را برای فرزندشان انتخاب می‌کنند تا در جوانی با هم ازدواج کنند و اگر خانواده‌ها موافقت کنند ازدواج صورت‌ می‌گیرد. معمولا مادر پسر به‌ دنبال دختر مناسب برای پسرش می‌گردد. پس از آن به خانه دختر می‌رود و با او در مورد نظرش در ارتباط با ازدواج و وظایف و اهداف او در زندگی مشترک صحبت می‌کند. در بیشتر مواقع دختر و پسر به تنهایی با هم صحبت می کنند و اگر موافق باشند باهم ازدواج می‌کنند، درغیر این صورت خانواده‌ها برای ازدواج پافشاری نمی‌کنند.

آداب و رسوم عروسی در ترکیه, ازدواج‌های ترکیه

کشور ترکیه سنت و فرهنگ غنی دارد که در شهر و استان و روستا تنوع زیادی در این رسوم دیده می شود

استفاده از «در بیشتر مواقع» در پاراگراف بالا به این دلیل است که درصد خیلی پایینی از ازدواج‌ها که «beşik kertme» نام گرفته‌ است، بدون در نظر گرفتن رضایت دختر و پسر شکل گرفته‌ است. نمونه‌ای از این نوع ازدواج به این صورت بوده که خانواده‌ها اسم دختر و پسر را از زمانی که در گهواره بودند روی هم می‌گذاشتند و در جوانی باهم ازدواج می‌کردند. هرچند که این نوع ازدواج‌ها به ندرت این روزها به‌ چشم می‌خورد اما نپذیرفتن آن از طرف دختر و پسر امری پیچیده و شاید غیرممکن است.

یکی دیگر از عروسی‌هایی که این روزها کم تر دیده‌می‌شود «berdel» است که به معنای معاوضه عروس است. در جوامع ترکیه برای ازدواج مقداری پول مانند مهریه مرسوم در ایران تعیین می‌کنند. در گذشته برای خانواده‌هایی که وضعیت مالی مناسبی نداشتند و نمی‌توانستند آن را بپردازند این‌گونه مرسوم بوده که در عوض مهریه دشمنی‌ها وکینه‌های قبلی را فراموش می کردند.

با گذر زمان تعداد این نوع عروسی‌ها بسیار محدود شده‌است و تقریبا دختر و پسری که بدون اجازه ی پدر و مادر ازدواج کنند نایاب هستند. داماد آینده باید از دختر تقاضای ازدواج کند (kiz isteme) این تقاضا در عصر یک روز با پذیرایی قهوه ترک آغاز می شود – نگران نباشید !

وقتی که توافق انجام شد برنامه ریزی نامزدی شروع خواهد شد . معمولا نامزدی در منزل عروس انجام می گیرد . در منزل داماد نیز مهمانان حضور دارند تا به سمت منزل عروس به صرف ناهار حرکت کنند.

عروس لباس نامزدی و جواهراتش (taki) که هدیه مادر شوهر است را استفاده کرده و سپس تبادل حلقه های نامزدی که توسط یک ربان قرمز به دست راست آنها بسته شده توسط اقوام نزدیک انجام می گیرد.

ازدواج‌های سنتی ترکیه را در سه قسمت می‌توان بررسی کرد: بله برون، نامزدی وجشن عروسی. بیش‌تر خانواده‌هایی که سبک‌های سنتی را می‌پسندند به تمام جزییات مراسم توجه می‌کنند، اما برخی دیگر بدون توجه به خیلی از رسوم کوچک و جزئی مراسم را برگزار می‌کنند و بعضی از عروس و دامادها حتی ممکن است به یکباره سراغ ازدواج قانونی بروند بدون این‌که مراحل قبلی راپشت‌ سر بگذارند.

آداب و رسوم عروسی در ترکیه, ازدواج‌های ترکیه

 در زمانهای گذشته مراسم عروسی حداقل ۳ و یا ۴ روز ادامه پیدا می کرد 

دعوت به عروسی

در عروسی های ترک های جهان خصوصا آناتولی ، چند روز قبل از برگزاری مراسم، دعوتیه های عروسی در میان دوستان و فامیل پخش می گردد. نوع این دعوتیه ها و اینکه کدام طرف مسئول توزیع آنها می باشد، از منطقه ای به منطقه دیگر متفاوت است. در برخی از مناطق هدایایی از قبیل روسری، حوله، صابون، قاشق چوبی، دستمال، لیوان و نظایر آن انتخاب شده و به عنوان دعوتیه عروسی برای مدعوین فرستاده می شود.

فردی که مسئول پخش دعوتیه ها می باشد، به دم درب دوستان و فامیل رفته، سلام برگزارکننده مراسم عروسی را به آنها رسانده و بعنوان دعوتیه یکی از این هدایا را به آنها می دهد و بدین شکل دوستان، فامیل و یا همسایه ها به عروسی دعوت می کند.

در فرهنگ آناتولی، روز آغاز عروسی و اینکه این مراسم چند روز طول خواهد کشید، از منطقه ای به منطقه دیگر متفاوت است. در زمانهای گذشته مراسم عروسی حداقل ۳ و یا ۴ روز ادامه پیدا می کرد و معمولا روزهای پنجشنبه و یا جمعه آغاز می شد و شنبه و یا یکشنبه به پایان می رسید.

در این مراسم تمام خانم‌های فامیل و دوستان عروس به خانه آنها یا باغی کوچک دعوت می‌شوند. در گذشته این جشن را مخصوص دختران می‌دانستند و آنها لباس‌های مخصوصی می‌پوشیدند و درحال آوازخواندن و پایکوبی شمع‌هایی برای عروس می‌آوردند و معمولا مادر عروس و داماد گریه می‌کردند . بعد مقداری حنا کف هردو دست عروس‌خانم و مقداری کف دست دختران جوان مجلس می‌گذارند. آنها معتقدند این کار خوش‌شانسی در ازدواج را برای‌شان به ارمغان می‌آورد.

آداب و رسوم عروسی در ترکیه, ازدواج‌های ترکیه

مراسم حنابندان در ترکیه

صبح روز عروسی ، عروس برای آخرین بار از خانه پدری‌اش راهی می‌شود، که خود آن نیز یک مراسم ویژه دارد. بعد از آرایش سر و صورت، او از آرایشگاه به خانه پدری‌اش بازمی‌گردد و منتظر می‌ماند تا داماد و خانواده‌اش  دنبال او بیایند. داماد همراه خانواده و اقوام نزدیک، با ماشین‌ شخصی  دنبال عروس می‌آید و این کار یک نوع نمایش به‌حساب می‌آید. همه سعی می کنند در این مسابقه از یکدیگر سبقت بگیرند و تلاش می‌کنند تا هرچه زودتر عروس را ببینند. در راه آهنگ به‌صورت زنده اجرا می‌شود و فیلمبردار آنان را همراهی می‌کند تا تمام لحظات خوش را ثبت کنند.

جلو در خانه  عروس آنقدر موسیقی پخش می‌کنند و پایکوبی می‌کنند تا عروس از خانه بیرون بیاید. آخرین مانعی که سر راه عروس و داماد قرارمی‌گیرد پسربچه‌ای است که پرچم کشور را به‌دست دارد و جلو در ایستاده و می‌گوید که در باز نمی‌شود. مقداری پول به او می‌دهند تا در را بازکند وکنار برود. سپس میهمانان برای عروس و داماد آرزوی خوشبختی می‌کنند و آهنگ می‌خوانند و آنها از خانه خارج می‌شوند. در این روز بسیارعادی است که خانواده عروس در حال گریه‌ کردن باشند چون دختر خود را روانه زندگی جدید خود می‌کنند.

آداب و رسوم عروسی در ترکیه, ازدواج‌های ترکیه

معمولا خانواده عروس در حال گریه‌ کردن می باشند چون دختر خود را روانه زندگی جدید خود می‌کنند

این زوج همراه میهمانان به خانه داماد می‌روند تا مراسم عقد برگزار شود و سپس به تالار می‌روند. بعد از این‌که تمام میهمانان رسیدند خواننده نام عروس و داماد را اعلام می کند و آن دو به تالار وارد می‌شوند. اگر مراحل قانونی ازدواج طی نشده‌ باشد محضردار که در مراسم حضور دارد به کارها پایان می‌دهد و دو نفر یا بیشتر شهادت می‌دهند که این ازدواج صورت گرفته‌ است .

قبل از این‌ که میهمانان به شادی و پایکوبی بپردازند هدایایی به عروس و داماد تقدیم می‌کنند و جشن با سرو غذاهایی چون kebab (کباب ) وflaky  (پاستا و اسفناج و پنیر) ادامه پیدا می‌‌کند.

در آخر، عروس از خانواده‌اش خداحافظی می‌کند و عروس و داماد بعداز مراسم به ماه‌عسل می‌روند.

آداب و رسوم عروسی در ترکیه, ازدواج‌های ترکیه

دوستان مجرد عروس اسم هایشان را کف کفش های عروس می نویسند

یکی از سنت های جالب این مراسم بین عروس با دوستان و اقوام دخترش می باشد. دوستان مجرد عروس اسم هایشان را کف کفش های عروس می نویسند. عروس طی مراسم با کفش هایش رفت و آمد زیادی می کند ، رقص و پایکوبی می کند و شب را می گذراند. در پایان شب ، دخترها کف کفش عروس را می بینند تا ببینند اسم چه کسی پاک شده و اسم چه کسی کف کفش به جا مانده . اگر نام شما پاک شده باشد ، شما به زودی ازدواج خواهید کرد ، همچنین اگر نام شما پاک نشده باشد ، ازدواج شما در آینده نزدیک پیش بینی نمی شود .

معمولاً وسایل اتاق خواب و کمی از وسایل دیگر را خانواده عروس می دهند ولی بقیه را مانند اجاق گاز، یخچال و … داماد تهیه می کند و در منزلی که تهیه کرده و یا منزل پدرش آماده می کند تا پس از عروسی با عروس در آنجا زندگی کنند.

در ترکیه قانونی وجود دارد که زن بعد از ازدواج با نام فامیل شوهرش صدا زده می شود و در محافل قانونی و رسمی نیز او را با نام خانوادگی شوهرش می شناسند.در ترکیه مردان نمی توانند چند همسر داشته باشند و این امر به عنوان جرم تلقی می گردد.همچنین باید حتما ازدواج ها کاملا رسمی و قانونی صورت پذیرد و به صرف اینکه به صورت شرعی انجام شود اما در جایی ثبت نشود غیر قانونی می باشد

 

 

گردآوری:مجله یک پارس

آداب و رسوم نوروز در باکو (جمهوری آذربایجان)

آداب و رسوم نوروز, عید نوروز در باکو

آداب و رسوم نوروز در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان

شهر باکو پایتخت جمهوری آذربایجان هر ساله به شکل بسیار زیبایی این عید را برگزار می کند و به همین سبب ،بسیاری از توریست های ایرانی برای سفر در تعطیلات ایام نوروز ، باکو را انتخاب می کنند.نوروز در تقویم آذربایجان تعطیلی رسمی می باشد.

جمهوری آذربایجان تنها کشور غیرفارسی زبان می باشد که دولت آن عید نوروز را عید ملی شناخته است. سنت ها و آیین های مربوط به مراسم نوروز در این کشور نسبت به کشورهای دیگر همسایه شباهت بیشتری به آداب و رسوم نوروز در ایران را دارد.

تاریخچه نوروز در آذربایجان

نوروز به عنوان جشنی ملی و دینی در کشور آذربایجان مانند ایران و برخی از کشورهای منطقه، همچون سنتی دیرینه در آغاز بهار جشن گرفته می شد. با وقوع انقلاب سوسیالیستی در اکتبر۱۹۱۷، به مرور برخی از جمهوری های منطقه قفقاز و آسیای میانه تحت سلطه شوروی در آمدند. طی فراز و نشیب هایی که از سال ۱۹۱۱ در آن منطقه اتفاق افتاد و منطقه آذربایجان ضمیمه خاک شوروی شد.

در مارس ۱۹۱۸ حزب مساوات در باکو دست به قیام مسلحانه زدند و دو ماه بعد در تاریخ ۲۷ مه ۱۹۱۸ شهر تفلیس و بعد شهر گنجه را به عنوان پایتخت خود انتخاب کردند و نام حکومت خود را جمهوری آذربایجان نام نهادند. با به وجود آمدن بحران های سیاسی و اقتصادی، این حکومت در ۲۸ آوریل ۱۹۲۰ با اشغال شوروی سقوط کرد و کمیته انقلاب به رهبری نریمان نریمانف، که تحت حمایت حزب کمونیست شوروی بود، اعلام حاکمیت کرد و نام آن حکومت خود را «جمهوری شوروی سوسیالیستی آذربایجان» نهاد.

آداب و رسوم نوروز, عید نوروز در باکو

تاریخچه نوروز در آذربایجان

در طول دوران حکومت کمونیستی، نوروز به عنوان جشن ملی و مذهبی، فراز و نشیب بسیاری را به خود دید. در ابتدای دوران کمونیسم در شوروی، برگزاری جشن نوروز در آذربایجان از طرف بلشویک ها مجاز شمرده شد. اما به تدریج به خاطر ماهیت ضددینی حکومت شوروی، از سال ۱۹۲۸ مراسم نوروز به دلیل این که مراسمی مذهبی به شمار می آمد توسط حکومت دچار محدودیت هایی  گردید و در ۵ دسامبر ۱۹۳۶ به طور کامل ممنوع شد.

پس از مرگ استالین به تدریج محدودیت ها از جشن نوروز برداشته شد. از سال ۱۹۶۷ به بعد جشن نوروز با عنوان جشن بهار اجازه اجرا یافت اما این مجوز سه سال بیشتر نپایید و از سال ۱۹۷۰ دوباره برگزاری نوروز یا همان جشن بهار، ممنوع شد. از سال ۱۹۸۵ و با قدرت رسیدن میخائیل گورباچف، و با اتخاذ سیاست های گلاسنوست (فضای باز سیاسی) و پرسترویکا (اصلاحات اقتصادی) مردم توانستند جشن های ۲۱ مارس را این بار نه با اسم جشن بهار بلکه با نام سنتی آن یعنی نوروز جشن بگیرند.

پس از استقلال جمهوری آذربایجان برای بار دوم در سال۱۹۹۱، جشن نوروز به عنوان جشنی ملی به رسمیت شناخته شد که همه ساله از ۲۰ مارس شروع شده و تا پنج روز که تعطیل رسمی است ادامه می یابد.

آداب و رسوم نوروز, عید نوروز در باکو

عید نوروز در باکو

از آیین های دیگر نوروزی در جمهوری آذربایجان خانه تکانی است که در روزهای قبل از عید، همچون ایران با کمک همه اعضای خانواده انجام می شود. هر خانه باید در روزهای نوروز برای مهمان های سرزده آماده باشد. در گذشته مردم از سبزه سبز کرده خود سمنو درست می کردند. سمنو را نیز«اصفهان حلواسی» یا حلوای اصفهان می نامند.

در هفته پیش از نوروز جنب و جوش زیادی در شهر باکو به چشم می خورد. نرده ها و تیرهای چراغ برق را رنگ می کنند. میدان های شهر گلگاری می شود. جاهای مختلف شهر چراغانی می کنند و ماکت سبزه و سمنو درست می کنند. و اکثر مغازه ها و مراکز خرید و هتل ها و مکان های توریستی خنچه درست می کنند و در ورودی شهر و مکانها می چینند. و خلاصه این که همه جا بوی تازه گی و نو بودن می دهند.

در جمهوری آذربایجان، مردم چهار چهارشنبه نزدیک به نوروز را جشن می گیرند. چهار شنبه اول را «سو چرشنبه سی» یا چهارشنه آب، دومی را «اود چرشنبه سی» یا چهارشنه آتش، سومی را «توپراق چرشنبه سی» یا چهار شنبه خاک، و چهار شنبه آخر را «یئل چرشنبه سی» یا چهارشنبه باد می گویند. این نامگذاری ها بنا به باور قدیم مردم شکل گرفته که معتقد بودند جهان از چهار عنصر آب، خاک، باد، و آتش تشکیل شده است. در «چرشنه بایرامی»، که بر خلاف ایران، سه شنبه شب ها برگزار می شود جوانان آتش روشن می کنند و دختر و پسر از روی آتش می پرند.

آداب و رسوم نوروز, عید نوروز در باکو

آداب و رسوم نوروز در باکو

رسوم دیگری هم در گذشته میان مردم شایع بوده است که الان بیشتر به صورت نمایشی وجود دارد. یکی از این رسوم اصطلاحا «کاسا و کچل» نام دارد. کاسا (کوزه) نماد بهار است که لباس سبز می پوشد و کلاه سبز بر سر می گذارد و کچل نماد زمستان است که لباس آبی پوشیده و سر طاس اش نمادی از بی باری زمستان است. این دو برای هم رجز می خوانند و همراه با رجز خوانی این دو برای هم موسیقی نواخته می شود و تماشاگران دست می زنند و می رقصند. کاسا، در رجز خوانی پیروز می شود و بعد هر کدام از تماشاچیان هدیه ای به او می دهند و در آخر هم برای مردم در نوروز دعا خوانده می شود و مراسم به اتمام می رسد.

از دیگر رسوم مردم آذربایجان در نوروز، مراسمی است که اصطلاحا به آن «پاپاق آتماق» می گویند. پاپاق در ترکی به معنای کلاه است و این اصطلاح به معنای کلاه گردانی است. در این مراسم بچه ها کلاه به دست می گیرند و به در خانه همسایه ها می روند و همسایه ها در کلاه آن ها شیرینی هایی مثل شکربوره و شکلات و سیب می گذارند. فالگوش ایستادن که به آن «گولاخ فالی» می گویند هم در بین دختران در آذربایجان جاری است. دخترکان مخفیانه به سخنان همسایه گوش می دهند و بعد به مادرشان می گویند که شنیدم همسایه به فرزندش می گفت برو و چراغ ها را روشن کن. بعد دخترک از مادرش تعبیرش را می پرسد و مادر به او می گوید که سال آینده با روشنایی شروع خواهد شد.

آداب و رسوم نوروز, عید نوروز در باکو

سفره نوروزی آذربایجانی ها با سفره نوروزی ایرانی ها تفاوت دارد

در روز اول عید نیز رئیس جمهور در بولوار شهر یا ایچری شهر آغاز نوروز را به صورت رسمی اعلام می کند. و از این روز، جشن ها، فستیوال های موسیقی سنتی در قسمت های توریستی شهر و در دو نوبت صبح تا ظهر و ظهر تا عصر برگزار می شود.

و از کوچک تا بزرگ، لباس نو می پوشاند و در این مراسم ها شرکت می کنند. و در این محل مراسم، غذاهای محلی و انواع کباب ها طبخ می شود. و در غرفه هایی انواع صنایع دستی شهرهای باکو و شیرنیجات و مرباجات آن در معرض بازدید می گذارند.

بعدازظهر روز آخر اسفند یا بیستم مارس، روز پیش از نوروز، گورستان های باکو مملو از کسانی است که به تعداد رفتگانشان، سینی های سمنو در دست دارند. بر روی بعضی گورها دو یا سه سینی سبزه گذاشته شده که نشانه این است که خانواده های چندی از خویشان آنجا حضور یافته اند. منظره گورستان در این روز حیرت انگیز است، گویی آذری ها مردگان خویش را نیز در جشن نوروز شرکت می دهند.

در شب پیش از نوروز همه افراد خانواده، در خانه یکی از بزرگترها جمع می شوند و شام را با هم می خورند. مهمترین و اصلی ترین خوراک نوروزی در آذربایجان ماهی است که باید حتماً سر سفره باشد. روی سر ماهی حلقه ای قرار می دهند که آن را باید بزرگترین دختر دم بخت خانواده در انگشت خود کند. براساس باورهای مردم، این کار دختر را خوشبخت می کند.

سفره نوروزی آذربایجانی ها با سفره نوروزی ایرانی ها تفاوت دارد و در زمان حاضر در آن هفت سین، هفت شین یا هفت میم وجود ندارد اما هر کدام از اجزا آن معنی خاصی دارد.

شیرینی هایی مثل شکربوره، پاخلاوا (باقلوا)، و شور گوگال هم توسط مردم آذربایجان پخته و مصرف می شود. شکر بوره که معروف ترین شیرینی آذربایجان است از بادام، شکر، دانه هل، گندم، تخم مرغ، خامه ترش، کره، شیر، و خمیر تشکیل شده که درون فر گذاشته و پخته می شود.

پاخلاوا دیگر شیرینی معروف مردم آذربایجان است که از گردو، کره، تخم مرغ، گندم، شکر، گلاب، زعفران، و بادام تشکیل شده است.

شکر بورا و باقلوا در محیط های عمومی شهر باکو، به همراه چای هم سرو می شود.

آداب و رسوم نوروز, عید نوروز در باکو

از آیین های دیگر نوروزی در جمهوری آذربایجان خانه تکانی است

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته

گردآوری:مجله یک پارس

آداب و رسوم نوروز در شوشتر ازدیر باز تا کنون

عید نوروز, مراسم عید نوروز

رسوم نوروز در شوشتر

نوروز همواره برای ایرانیان از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است و عید نوروز مراسمی باستانی است که در هر دو مقطع تاریخی،قبل و بعد از اسلام با رسم و آئین های خاص و باشکوهی برگزار، و در گذر تاریخ، این رسم کهن، با شکل و شمایل مذهبی نیز به حیات پر رمز و راز خود ادامه داده است ،سنتی که هر ایرانی و پارسی زبانی با آن آشناست و از گرامی داشت آن ، نه تنها به وجد می آید، بلکه آن را با شور و شوقی غیر قابل توصیف همه ساله در آغاز سال نو با آداب و سنن خاص که ریشه در فرهنگ اصیل اقوام ایرانی دارد بر گزار می نماید، و همواره تلاش دارند تا این فرهنگ ملی و کهن که یادگار نیاکان ما ایرانیان هستند سینه به سینه و نسل به نسل با حفظ امانت انتقال یابند،و به موجب همین تلاش هاست که ما ایرانیان و پارسی زبانان امروز، میراث دار این فرهنگ اصیل و کهن هستیم و به آن افتخار می کنیم.

مردم شوشتر که به لحاظ قدمت تاریخی شهرشان به حق، فشرده ای از تاریخ ایران بزرگ هستند، برای نیکو داشت این ایام با آداب و رسوم نیکو و خاصی به استقبال عید باستانی نوروز می روند، و آنچه در پی خواهد آمد حاصل این کنکاش است که از نظر گرامی تان خواهدگذشت.

خانه تکانی

در شوشتر بنا به یک سنت دیرینه و متمدنانه در آستانه ی سال نو،تنظیف خانه و کاشانه و به عبارتی خانه تکانی است که معمولاً خانم های خانه دار و در پاره ای از مواقع به کمک آقایان دو هفته پیش از پایان سال با جابجایی کلیه اسباب و اثاثیه زندگی و آب و جارو نمودن و غبار زدایی و گردگیری، مجدداً آنها را مرتب می کنند و با این عمل پسندیده خانه را برای پذیرایی از میهمانان نوروزی آماده و مهیا می کنند، در این میان شستشوی فرشها(قالی ها) از اولویت خاص برخوردار است و پهن کردن قالی و پتوهای شستشو شده بر درو دیوار خانه های شهر حکایت از فرا رسیدن سال نو را دارد و این عمل مردم را به جنب و جوش بیشتری وا می دارد.

سبز کردن گندم و تهیه سمنو

سبز کردن گندم نیز همزمان با خانه تکانی صورت می گیرد،معمولا خانم خانه دار مقداری گندم با استفاده از ظروف زیبای مسی یا روی و اخیراً ملامین کشت می کنند تا ضمن تهیه سبزه و سمنو برای سفره هفت سین نمادی از برکت و سرسبزی را در آستانه سال نو در خانه و کاشانه خود پرورش داده باشد، برای اینکار مقداری دانه گندم به سلامتی امام زمان(عج) و سپس با ذکر صلوات نام اعضای خانواده،بستگان نزدیک، و گاه دوستان نیز به لیست اسامی اضافه می گردد.

خرید لباس نو

خرید پارچه و تهیه لباس نو از دیگر رسوم شهروندان شوشتر است که فقیر و غنی برای انجام آن تلاش می کنند و به این باورند که در هنگام تحویل سال نو باید افراد خانواده با سر و وضعی آراسته به استقبال نوروز بروند و معمولا یکی دو هفته مانده به پایان سال،پدرهمراه با سایر افراد خانواده برای خرید لباس عیدشان به بازار و فروشگاه ها می روند و اقدام به خرید لباس نو و پارچه های رنگین می نمایند.

عید نوروز, مراسم عید نوروز

آئین های نوروزی در شوشتر، دارای پیشنه و فلسفه خاص، قبل و بعد از اسلام هستند

البته ذکر این نکته خالی از فایده نیست که بدانیم،پارچه های خریداری شده معمولا به رنگ های روشن و شاد مانند قرمز،سبز،زرد،نارنجی ،بنفش،سفید و… انتخاب می گردند و علی رغم انبوه لباس های دوخته شده آماده،هنوزعده ای از شهروندان شوشتر معتقدند که لباس عید را خودشان به کمک دوزنده هایخانگی(خیاط ها) بدوزند که در این میان رعایت بعضی از نکات جالب است ،به عنوان مثال روزهای پنجشنبه را برای برش لباس روز عید مناسب نمی دانند و به این باورند که ساعات این روز سنگین است و نباید پارچه نو را برای نوروز قیچی کنند.

پخت نان شیرین (کلوچه)

در شوشتر علاوه بر تهیه سمنو و سبزه که این روزها علاوه بر دانه های گندم از ماش،عدس و دیگر حبوبات با استفاده هنرمندانه از ظروف سفالی و دیگر ظرفها تهیه می شود،پخت نان شیرین یا کلوچه است که حتماً باید قبل از عید توسط خانم های خانه دار آماده و مهیا گردد تا ضمن استفاده اعضای خانواده در ایام نوروز به عنوان سوغات به میهمانان نوروزی پیشکش گردد.

پنجشنبه آخر سال(زیارت اهل قبور)

از دیگر آداب نیکو و پسندیده ساکنان شوشتر در آستانه ی سال نو،حضور پر رنگ آنان بر بالین قبور اموات است که معمولا پنجشنبه آخر سال انجام می شود،شهروندان شوشتر در عصرآخرین پنجشنبه سال حتماً به زیارت اهل قبور می روند و با دادن خیرات و تلاوت قرآن و ذکر سوره مبارکه فاتحه یاد عزیزانشان را گرامی می دارند و برای آنان طلب آمرزش و زندگی جاوید بهشتی می نمایند ،در این میان حضور آحاد مردم شهر بر قبور شهداء در اولویت این مراسم است که بطور خود جوش انجام می شود.

سفره هفت سین

تهیه سفره هفت «سین» از دیگر آداب و رسوم عید نوروز است که در شوشتر مانند سایر نقاط کشور انجام می گردد،البته مردمان شوشتر از دیر باز تاکنون،عدد هفت را عددی ویژه و خاص می دانند و در چیدمان سفره هفت سین نوروز و گاه در سایر امور زندگی روز مره خود آن را نیکو می دانند، به نظر می رسد این اعتقاد برگرفته از ایرانیان باستان است،چرا که آنان نیز به گواه تاریخ عدد هفت را به هفت جاودانه مقدس ارتباط می دادند«امشاسپند» و در ریاضیات نجومی این عدد جادویی را خانه ی آرزوها و رسیدن به امیدها در خانه ی هفتم نسبت داده اند،ضمن اینکه علمای اسلامی نیز تفسیر دیگری از این عدد دارند،علامه مجلسی در این خصوص می گوید:«آسمان هفت طبقه،و زمین نیز هفت طبقه است و هفت ملک یا فرشته موکل بر آنند و اگر موقع تحویل سال نو ،هفت آیه از قرآن مجید را که با حرف «سین» شروع می شوند تلاوت کنید؛از آفات زمینی و آسمانی در امان خواهید ماند»،

در سفره هفت سین شوشتری ها علاوه بر سماق،سیر،سنجد،سمنو،سکه،سیب،سبزه گندم؛ برای تزئین بیشتر و بهتر سفره و توجه خاص و ویژه به کتب آسمانی،از قرآن کریم،آینه،شمع،تخم مرغ رنگ شده و در بعضی از خانواده ها دیوان خواجه شیراز(حافظ) نیز در گوشه سفره ی با شکوه هفت سین، خود نمایی می کند، مضاف براینها برنج،آینه،آب و ماهی قرمز به نشانه هایی از قبیل «برنج» برای خیر و برکت،آینه برای رفع کدورت و نمادی از یکرنگی و صداقت،آب به عنوان مایه ی حیات و صافی و پاکی و روشنایی و نیز گره گشای مشکلات است و ورود ماهی کوچولو قرمز بر سفره پر زرق و برق هفت سین شوشتری ها تفسیر های متفاوت شفاهی دارد و پیشنه ی آن در فرهنگ کهن این دیار باستانی یافت نشده است.

لحظه تحویل سال نو از دیگر آداب و رسوم مردم شوشتر لحظه تحویل سال است که معمولاً با جمع شدن تمام اعضای خانواده بر گردا گرد سفره هفت سین تکمیل می گردد.در این لحظه افراد خانواده با رعایت ادب و احترام به بزرگترها در پائین سفره و در حالیکه لباس های نو همراه با سرو وضعی آراسته و معطر دارند به رسم نیاکان ایرانی چهارزانو در کف اتاق نشیمن که از قبل آراسته و مرتب شده است می نشینند و معمولا مادر خانواده با روشن کردن اسپند و بچه با روشن کردن شمع و اصولاً پدر یا پدر بزرگ یا مادر بزرگ با تلاوت قرآن و ذکر صلوات و شادی کودکانه بچه ها به استقبال نوروز و لحظه تحویل سال نو می روند که لحظه های مفرح و به یاد ماندنی بویژه برای جوانان و نوجوانان که پرچم داران آینده این آئین باستانی هستند می باشد.

ضمن اینکه آئین های نوروزی در شوشتر، دارای پیشنه و فلسفه خاص، قبل و بعد از اسلام هستند که هرکدام در جای خود و به موقع و بر اساس اعتقادات مردم خونگرم و فرهنگ ساز این دیارسال های متوالی است که نسل به نسل به همین گونه و اشکال برگزار می شود، به عنوان مثال : مادر خانواده برای دوری چشم حسود از اهل خانواده و دین و کیان سرزمین آبا اجدادیش اسپند دود می کند،بچه ها با روشن کردن شمع یاد می گیرند که نور روشنی بخش زندگی پرپیچ و خم آینده است و پدر و مادر شمع واقعی زندگی حال و آینده آنان هستند که با نور خود آنان را از تاریکی و جهل به روشنایی و امید هدایت می کنند،تلاوت قرآن توسط بزرگ خانواده در آغاز سال نو دلها را به سوی خالق بی همتای مهربان سوق می دهد و…

عید نوروز, مراسم عید نوروز

آداب و رسوم نوروز در شوشتر

آداب و رسوم بعد ازحلول سال نو

افراد خانواده بعد از لحظه تحویل سال با چهره های خندان با هم روبوسی می کنند و معمولا کوچکتر ها همچنان بر دستان بزرگترها(پدر بزرگ و مادر بزرگ،پدر و مادر)بوسه می زنند و سال نو را با این عبارت«عیدت مبارک» با صفا و صمیمیتی دیدنی به هم تبریک و شاد باش می گویند و برای هم آرزوی سالی خوب و پر از موفقیت می کنند و البته در هنگام تحویل سال«ذکر یا مقلب القوب و الابصار یا…»نیز توسط بزرگ خانواده با صدای بلند قرائت می شود و کوچکتر ها به تقلید از آن ، زیر لب تکرار و زمزمه می کنند.

نهار یا شام بعد از تحویل سال

از دیگر آداب و رسوم مردمان شوشتر در آغاز سال نو تهیه وعده غذای خانواده بعد از تحویل سال است که پلو باقلا در میان لیست غذا جایگاه ثابتی دارد و از قدیم الایام سفره عید شوشتری ها حتماً مزین به مرغ و پلو باقلا بوده است و این سنت دیرینه تا به امروز همچنان حفظ شده است؛امروزه علاوه بر مرغ و پلو باقلا خوشمزه کدبانو های شوشتری،انواع پلو و خورشت ها و نوشیدنی ها بر سفره مردمی که توان خرید را دارند یافت می شود.

عیدی دادن و دید و بازدید

از دیگر آداب نیکو و پسندیده شوشتری ها فراموش نمودن کدورت ها و بجا آوردن صله رحم و در بیشتر مواقع رسیدن به وضع خویشان،بستگان و همسایگان کم بضاعت است ، در همه ی خانواده های شوشتری رسم بر آن است که افراد خانواده به دیدن بزرگ تر های فامیل بروند و این ایام را به آنان تبریک بگویند و البته این دید و بازدید ها دوسویه است و بزرگ تر ها نیز مجدداً به دیدن کوچکترها می روند ، برنامه دید و بازدید دوستان،آشنایان و همسایگان در شوشتر همچنان مرسوم است و این مراسم تا ایام سیزده بدر با شور و هیجانی خاص پا برجاست، و در این میان علاوه بر رد و بدل کادو و هدایا برای بزرگ تر ها؛ بچه ها نیز با گرفتن عیدانه یا عیدی از بزرگترها که معمولاً اسکناس نو و تا نخورده است روزگار خوشی را سپری می کنند.

در شوشتر آداب و رسوم فراوانی قبل و بعد از تحویل سال در بین مردم رایج بوده است که متأسفانه خیلی از این آداب ارزشمند و تاریخی به دلیل بی توجهی مردم و مسئولین به ویژه متولیان فرهنگی یا به کل از بین رفته است و یا در بعضی از خانواده با رنگ و لعابی دیگر اجرا و برگزار می شود و می طلبد تا آنانی که اطلاعاتی از این آداب کهن دارند برای زنده نگه داشتن و احیاء این رسوم از خود اهتمام بیشتری نشان دهند

منبع:dana.ir

گردآوری:مجله یک پارس

بیوگرافی مهدی دارابی و مسعود جهانی اعضای هوروش بند

 بیوگرافی مهدی دارابی, مسعود جهانی

بیوگرافی اعضای گروه هوروش بند

گروه موسیقی هوروش باند در سال ۱۳۹۵ شکل گرفت . خواننده این گروه مهدی دارابی نام دارد که پیش از این خودش نیز چندین تک آهنگ منتشر کرده بود . عضو دیگر این گروه که کار تنظیم و فنی گروه را برعهده دارد نیز مسعود جهانی از تنظیم کنندگان بنام می باشد . همچنین حمید فریزند نیز مدیر برنامه و تهیه کننده گروه می باشد و هچنین ترانه برخی از آثار نیز کار اوست.

 بیوگرافی مهدی دارابی, مسعود جهانی

بیوگرافی مسعود جهانی

اولین آهنگ این گروه قطعه یاد تو می افتم می باشد که بعد از انتشار نیز به خوبی شنیده شد. اما قطعه ای که باعث شنیده شدن این گروه شد اهنگ به کی پز میدی و آهنگ ماه دلم بود که تیتراژ برنامه فرمول یک بود. این گروه تا کنون چندین کنسرت در تهران و شهرستان ها برگزار کرده اند که با استقبال خوبی هم مواجه شده است. اولین کنسرت هوروش ۲ شهریور ۱۳۹۶ در جزیره کیش برگزار شد.

 بیوگرافی مهدی دارابی, مسعود جهانی

گروه موسیقی هوروش باند در سال ۱۳۹۵ شکل گرفت

ایده ساخت گروه هوروش بند

مسعود جهانی: همیشه دوست داشتم خودم یک گروه تشکیل و پرورش دهم تا موفقیت‌ هایش هم برای خودم باشد. روزی در یک جمع دوستانه، سنتی خواندن مهدی دارابی را دیدم. حمید فریزند که آن زمان مدیر برنامه مهدی دارابی بود و الان مدیر برنامه هوروش بند است از پیشنهاد تشکیل گروه استقبال کرد و اینطور بود که این گروه شکل گرفت.

با پیگیری‌های حمید فریزند قطعه‌ای به نام «یاد تو می‌ افتم» را منتشر کردیم که اولین کار مان بود برای این قطعه اتفاقات خوبی افتاد و با شرکت ققنوس قرارداد بستیم.

ما یک اتاق فکر داریم؛ روی عکس کاورها و تیزرها فکر می‌ کنیم که این بخش ایده‌ های مجید فرهبد است. بخش شعر و ملودی مربوط به آرش است و برای آهنگسازی‌ های عجیب و غریب، خود مهدی دارابی فکر می‌کند و در بخش تنظیم هم من ایده می‌ آورم.

ولی آرش و حمید و مهدی و مجید و دیگر دوستان در مشورت‌های گروهی حضور دارند. حمایت اعضای گروه ما از هم قبلاً دلی بود ولی الان هدفمند است.

 بیوگرافی مهدی دارابی, مسعود جهانی

 بیوگرافی مهدی دارابی خواننده گروه هوروش بند

بیوگرافی مهدی دارابی خواننده گروه هوروش بند:

مهدی دارابی در ۱۷ مردادماه ۱۳۷۲ در تهران به دنیا آمد و اصالتا اهل کوهدشت لرستان می باشد. مهدی دارابی از سال ۱۳۹۵ همکاری خود را با هوروش باند آغاز کرد. وی ترانه‌سرا و آهنگ‌ساز و خواننده‌ی هوروش باند است. او در این گروه به همراه حمید فریزد، آرش عدل پرور، مسعود جهانی و مسیح همکار است و تابه‌حال بیش از ۱۰ قطعه و آهنگ تولید کرده‌اند که آهنگ‌های به آخر منو به باد، به کی پز میدی، ماه دلم، خنک شد دلت و فاصله نه را می‌توان جزء موفق‌ترین کارهای این گروه نام برد.

مهدی دارابی که آن زمان با چهره و لحن و فضای موسیقایی متفاوتی فعالیت می‌کرد در ادامه قطعاتی نظیر اگه نباشی، منو دس ننداز و نشد و… را منتشر کرد. آثار شخصی مهدی دارابی در آن زمان برایش بازخورد چندانی نداشت. او با فضایی کاملاً متفاوت در کنار مسعود جهانی قرار گرفت و آنها به سراغ تلفیق موسیقی هیپ هاپ و سنتی و پاپ و حتی جَز رفتند و با استراتژی دقیقی از لحاظ محتوایی کارشان را شروع کردند. «یاد تو می‌افتم» اولین قطعه آنها بود که زمستان ۹۵ منتشر شد.

مهدی دارابی موسیقی را دلی یاد گرفته و به همین دلیل با احساس می‌خواند و جنس صدایش با خواننده‌های سنتی ما کاملاً تفاوت دارد او حتی اگر اشتباه هم بخواند باز هم همه چیز خواندنش مختص خودش است

یادگیر او بیشتر از کاست خوانندگان و تمرین صدای آنها بود.

 بیوگرافی مهدی دارابی, مسعود جهانی

مسعود جهانی

بیوگرافی مسعود جهانی:

مسعود جهانی متولد ۱۰ خرداد ۱۳۶۶ تنظیم کننده و خواننده است. دانشجوی انصرافی دکترای داروسازی دانشگاه اصفهان است، اصلتا اهل تبریز می باشد او فرزند شهید است به همراه مهدی دارابی موسس گروه موسیقی هوروش بند می باشد.

از سن ۱۴ سالگی آموختن موسیقی را آغاز کرده.

در سال ۸۵ وقتی ۱۹ ساله بود در رشته داروسازی دانشگاه اصفهان قبول شد، آنجا یک گروه موسیقی تشکیل داد اما برای اجرا با مشکل اداره ارشاد مواجه شد.

بعد از چند ترم از داروسازی دانشگاه بدلیل وقت زیادی که برای موسیقی و یادگیری آن می گذاشت انصراف داد و ازدواج کرد.

 بیوگرافی مهدی دارابی, مسعود جهانی

مدتی در سن ۲۰ سالگی دوره صدا برداری موسیقی را نزد یک شخصی هنری در اصفهان گذراند، مدتی را هم با یک تنظیم کننده کار کرد اما این همکاری کوتاه مدت بود و مجبور شد شبانه روی خودش کار کند و کار  را یاد بگیرد.

مسعود جهانی: سربازی نرفتم من فرزند شهید هستم درسم را که رها کردم، سال ۸۶ به تهران آمدم و بی پولی‌ها و سختی‌های زیادی کشیدم. حدود یک سال کلاً خانواده‌ام را ندیدم و همان زمان هم یک قطعه برای هومن سزاوار تنظیم کردم. او می‌خواست آلبوم مجاز منتشر کند که برایش هفت یا هشت قطعه تنظیم کردم و در ادامه روند کارهایم شروع شد. بعد از آن با رضا شیری آشنا شدم و یک دوره حدوداً هفت ساله با هم بودیم.

من عاشق موسیقی سنتی‌ ام و به فکر کار با خواننده‌ های موسیقی سنتی و تلفیقی هم هستم همچنین صدای علی زندوکیلی را خیلی دوست دارم و به نظرم خواننده خوبی است.

 بیوگرافی مهدی دارابی, مسعود جهانی

جدیدترین عکسهای مهدی دارابی

آهنگ‌های گروه هوروش بند:

یاد تو می‌افتم

مجنون

آخر منو به باد داد

به کی پز میدی

ماه دلم

عاشقم

خنک شد دلت

فاصله نه

خالیه جای تو

تویی دوا

مثل من باش

 بیوگرافی مهدی دارابی, مسعود جهانی

 عکس مسعود جهانی

 بیوگرافی مهدی دارابی, مسعود جهانی

بیوگرافی گروه هوروش بند

 بیوگرافی مهدی دارابی, مسعود جهانی

گردآوری:مجله یک پارس

آداب و رسوم رایج چهارشنبه سوری در قرون گذشته

چهارشنبه سوری, تاریخچه چهارشنبه سوری

این توپ را توپ مروارید مینامیدند و افسانه های گوناگون در حق آن میگفتند

توپ مروارید:

در میدان ارک طهران توپ کهن سالی بود که مدت صد سال بر فراز صفه ای جاگرفته بود و چون پیران زمین گیر از جای خود نمی جنبید – شبهای چهارشنبه سوری زنان و دخترانی که حاجتی داشتند مخصوصاً آن زنانی که در آرزوی شوی بودند از آن توپ بالا میرفتند و بر فراز آن دمی می نشستند و از زیر آن میگذشتند و در برآورده شدن آرزوی خود شک نداشتند و بچه های شیرخوار را که به اصطلاح «نحسی » میکردند یا ریسه میرفتند از زیر توپ مروارید و سر در نقاره خانه میگذراندند. این توپ را توپ مروارید مینامیدند و افسانه های گوناگون در حق آن میگفتند.

آتش افروختن:

زیباترین و شاید قدیمترین آداب چهارشنبه سوری آتش افروختن و جستن از آن و شادی کردن در کنار آتش است… تقریباً در تمام ایران شب چهارشنبه سوری توده هایی از بوته خودروی بیابانی فراهم می آورند و نزدیک یکدیگر قرارمیدهند زن و مرد و پیر و جوان در صحن خانه یا در میدانهای عمومی و بر سر چهارسوها و چهارراههای شهر و ده از روی این اخگرهای افروخته یکی پس از دیگری جستن میکنند و در هر جستنی میگویند: «زردی من از تو سرخی تو از من » یعنی زردی بیماری و ناتوانی را از من بستان و سرخی و شادابی و تندرستی را که در خود داری بمن ببخش » پس از سوخته شدن خاکستری را که از آتش میماند باید در خاک اندازی جمع کنند و از خانه بیرون برند و در کنار دیوار بریزند و آنکس که بیرون ریخته است در بازگشت در میزند باید از درون خانه از او بپرسند: «کیست ؟» و او هم جواب دهد؛ «منم » گویند: «از کجاآمده ای ؟» جواب دهد که : «از عروسی » بپرسند: «چه آورده ای ؟» گوید: «تندرستی ».

چهارشنبه سوری, تاریخچه چهارشنبه سوری

مردم طهران قدیم عقیده داشتند که با شکستن کوزه قضا و بلا دفع میشود

کوزه شکستن:

مردم طهران تا چند سال پیش که از سر در نقاره خانه بالا میرفتند کوزه ای آب ندیده با خود میبردند و از آنجا بزمین می افکندند و میشکستند و کسانی که بدانجا دسترس نداشتند از بام خویش کوزه را بزمین می افکندند اینکار در بسیاری از نقاط ایران معمول است و عقیده دارند که بلاها و قضاهای بد را در کوزه متراکم کرده اند و چون بشکنند آن قضا و آن بلا دفع شود…

آجیل:

در شب چهارشنبه سوری آجیل خوردن از رسوم و آداب مخصوص است و مخصوصاً بایستی آجیل شور و شیرین باشد… در میان زنان ایران درشب چهارشنبه سوری و حتی مواقع دیگری که کسی را مشکلی در پیش باشد و استجابت مرادی را بخواهد آجیل مخصوصی با آداب و حضور قلب خاصی معمول است که نذر میکنند وداستان شیرینی برای ابتکار آن میگویند…

آجیل مشکل گشا از آداب خاص شب چهارشنبه سوری نیست ولی کسانی که بدان اعتقاد کامل دارند گذشته از آنکه شب جمعه آخر هر ماه بدان عمل میکنند شب چهارشنبه سوری نیز به آداب آن میپردازند.

چهارشنبه سوری, تاریخچه چهارشنبه سوری

 قدیمترین آداب چهارشنبه سوری آتش افروختن و جستن از آن و شادی کردن در کنار آتش است

فالگوش :

کسانی که حاجتی دارند شب چهارشنبه سوری نیت میکنند و بر سر چهارراهی یا اگر چهارراه نبود بر سر رهگذری به فالگوش میایستند و نخستین عابری را که گذشت بسخن او توجه میکنند و هر چه از دهان او برون آمد در استجابت مقصود خود به فال نیک یا به فال بد میگیرند اگر آن نخستین سخن به اجابت آرزوی صاحب حاجت مطابق باشد آن آرزوی برآورده است و گرنه برآورده نیست . همین فال را ممکن است بر پشت در خانه ای یا در اطاقی گرفت و باید آهسته بپشت درآمد و بی آنکه کسانی که اندرون خانه یا اطاقند بدانند که کسی بر در ایستاده است گوش فراداد و اولین سخنی را که گفته میشود در اجابت مقصود خود یا ناروا ماندن آن فال گرفت .

گره گشایی :

کسانی که بخت ایشان گره خورده و عقده ای در کارشان روی داده است چاره ای جز آن ندارند که شب چهارشنبه سوری گوشه دستمالی یا چارقدی یا گوشه دیگر از جامه خود و یا پارچه ای را گره زنند و بر سر راهی بایستند و از اولین کسی که بر ایشان گذشت خواستار شوند که آن گره را بدست خود بگشاید ممکن است قفلی را بر پارچه یا دستمال و یا گوشه ای از جامه بست و بر سر راه ایستاد و کلید آن را به نخستین کسی که از راه میگذرد داد که با آن کلید قفل را بگشاید و عقده از کار فروبسته آن درمانده باز کند.

دفع چشم زخم و بخت گشایی :

برای بخت گشایی در شب چهارشنبه سوری تدابیری معمول است و از همه شگفت تر آن است که به دبّاغ خانه میروند و از آب دباغ خانه اندکی برمیدارند و با خود بخانه می آورند و برای گشوده شدن بخت بر سر میریزند.

کندر و خوشبو :

یکی از آداب چهارشنبه سوری آن است که زنان بر در دکان عطاری میروند و از او «کندر وشا برای کارگشا» میخواهند و تا عطار برود بیاورد فرار میکنند این دکان باید رو بقبله باشد سپس بدکان دیگری که رو بقبله باشد میروند و «خوشبو» میخواهند که مراد اسفند است و چون عطار پی آن برود باز میگریزند و سپس بدکان سومی که رو بقبله باشد میروند و مقداری کندرو اسفند میخرند و در خانه برای دفع چشم زخم و حل مشکل خود دود میکنند.

چهارشنبه سوری, تاریخچه چهارشنبه سوری

یکی از آداب چهارشنبه سوری که بیشتر جنبه بازی و تفریح دارد فال گرفتن با بولونی است

قلیا سودن:

یکی از وسایل دفع جادو در شب چهارشنبه سوری قلیا سودن است اندکی قلیای خشک در هاون برنجین کوچکی میریزند و هفت دختر نابالغ دسته میزنند و با آب میسایند و بر آن بول میکنند و آن آب را در چهارگوشه صحن خانه ای که آن را جادو کرده اند میریزند و یقین دارند که به همین تدبیر جادو باطل میشود.

آش بیمار:

در خانه ای که بیماری باشد شب چهارشنبه سوری باید در شفای او کوشید که بیماری او بسال دیگر نرسد برای این کار آشی میپزند که در میان زنان به اسم «آش بیمار» یا «آش امام زین العابدین بیمار» معروف است باید بادیه مسین بدست گرفت و با قاشق بدرخانه ای یا به در اطاق همسایه رفت و چنانکه او نداند که این خواهش از جانب کیست با آن قاشق بر آن ظرف مسین کوبید و صاحب خانه یا اطاق وجداناً مکلف است که چیزی که بتوان در آش ریخت مانند آرد یا برنج یا غلات و بنشن و پیاز و هر چه از این قبیل در خانه موجود باشد و اگر نیست چند شاهی پول در آن ظرف بریزد. هر چه در ظرف ریخته میشود باید در ترکیب آش داخل شود و اگرپول در آن ظرف دریوزه گری ریختند با آن پول باید لوازم آش را تدارک دیده و از آن آش بیمار را داد و بازمانده  آن رابه تهی دستان رهگذر داد و همین آش هر دردی را شفا می بخشد.

فال گرفتن با بولونی :

یکی از شیرین ترین آداب چهارشنبه سوری که بیشتر جنبه بازی و تفریح گوارایی دارد فال گرفتن با بولونی است . بولونی کوزه دهان گشاد کوچکی است که در خانه های ما فراوان است و در آن ادویه  خشک یا ترشی ومربا و غیره میریزند زنان و دختران جوان گرد یکدیگرجمع میشوند و کوزه ای را می آورند هر کس هر چه همراه خود دارد و نشانه ای از او بشمار میرود در آن بولونی می اندازد و اشعار مختلف در وصف الحال که بتوان بدان تفال کرد بر قطعه های کاغذ مینویسند و تا کرده در بولونی میاندازند سپس دختر نابالغی را میخوانند و او دست در بولونی میکند و پاره ای کاغذ را بیرون می آورد و یکی از حاضران شعری را که بر آن نوشته است میخواند سپس همان دختر یکی از آن اشیاء را بیرون می آورد و ارائه میدهد و آن شعر که خوانده شده است فالی است که در حق صاحب آن نشانی زده اند در اصفهان یک سرمه دان و یک آئینه  کوچک نیز علاوه بر آن اشیاء در بولونی میاندازند و با دیوان حافظ تفأل میکنند یعنی هر چیزی که از بولونی بیرون آمد برای صاحب آن فالی از دیوان حافظ میزنند. ( لغت نامه دهخدا)

منبع:bartarinha.ir

گردآوری:مجله یک پارس

آداب و رسوم هرمزگانی ها در نوروز

آداب و رسوم نوروز در هرمزگان, نوروز باستانی

آداب و رسوم نوروز در هرمزگان

استان هرمزگان با قدمتی دیرینه دارای آداب و رسوم کهن است، که می توان جلوه هایی از این فرهنگ و تمدن ارزشمند را در نوروز باستانی جست و جو کرد، در گذشته مردم این استان لحظه شکل گیری رنگین کمان در آسمان را لحظه ی سال تحویل می دانستند.

آداب و رسوم عیدانه هرمزگانی ها از دیرباز تاکنون

نوروز یکی از مهم ترین جشن ها و اعیاد کهن ایرانیان آریایی است، که مردم به دلیل آمدن سال نو به شادی و جشن می پردازند. تغییر رنگ طبیعت و شکفته شدن گل ها نوید بخش رقم خوردن برگی دیگر بر تاریخ سال های شمسی است.

نوروز ایامی است که علاوه بر برگزاری مراسم جشن و خواندن سرودهای محلی، دید و بازدیدهای فامیلی در این ایام موجب ایجاد وحدت و همدلی در بین خانواده می شود.

گفته های پیشنیان از پیدایش نوروز بر این حکایت دارد که روزی که “جم” در آن تاج را بر سر نهاده و مردم با تابش پرتوهای نوری که از تاج همه جا را فراگرفته شاد شدند، روز نو نام گرفته است. و از آنجایی که در زبان پهلوی پرتوهای نور(شعاع) “شید” نام دارد، که مردم با قرار دادن کلمات جم و شید در کنار هم این ایام به نوروز جمشیدی معروف شد. که ابهاماتی در رابطه با این نام گذاری در فارس نامه ی بلخی وجود دارد.

آداب و رسوم نوروز در هرمزگان, نوروز باستانی

زنان در روز عید نقاب نو بر صورت می بستند

در تاریخ اسلامی نیز نوروز، روزی است که پیامبر (ص) خلافت را به امام علی (ع) سپرد، که مردم ایران این روز را با نوروز واقعی می دانند.

هرمزگان استانی است که مانند سایر نقاط کشور رسوم عیدانه آن از چهارشنبه پایان سال با شروع و با پایان تعطیلات در روز سیزده بدر و رفتن به مکان های تفریحی پایان می یابد.

مردم هرمزگان در گذشته با فرا رسیدن ایام نوروز با ” گلگ” (نوعی خاک سرخ) را بر شاخ گاو و گوسفندان و در منازل رنگین می کنند، چرا که مردم عقیده داشتند شاخ گاوماهی بر روی زمین قرار دارد و در روز آغازین نوروز گاو ماهی برای رفع خستگی سالیانه زمین را از یک شاخ خود بر دیگری جا به جا می کند.

رنگین کمان نماد تحویل سال

در روز نخست عید مردم وسایل کهنه مانند کوزه های شکسته و حصیرهایی که قابل استفاده نبودند را بیرون از خانه می انداختند، و پدید آمدن رنگین کمان را در آسمان را لحظه ی رقم خوردن سال تحویل می دانستند. و در همان لحظه مردان  کهنسال و زنان پیر موی خود را و زنان جوان دست و پای خود را حنا می زدند.

همچنین زنان در این روز نقاب(برقع) نو بر صورت می بستند که از نوع نقاب و رنگش  می توان مجرد،متاهل  یا بیوه بودن فرد را دانست. مردان نیز لنگ( نوعی شلوار مردانه) می پوشیدند و بر چشمان خود سرمه می کشیدند و عید نوروز را به یکدیگر تبریک می گفتند.

آداب و رسوم نوروز در هرمزگان, نوروز باستانی

تمام اقوام در لحظه ی تحویل سال در خانه ی بزرگ ترین فرد فامیل گرد هم جمع می شدند

چیچکای (قصه گویی) پدربزرگ ها در دورهمی های عیدانه

تمام اقوام در لحظه ی تحویل سال در خانه ی بزرگ ترین فرد فامیل یا پدر و مادر گرد هم جمع می شدند و پدر بزرگ ها نیز قصه(چیچکا) تعریف می کردند و از خاطرات خوش خود برای کودکان و جوانان سخن می گفتند.

به هنگام تحویل سال مردم برگ درختان انبه و زیتون(گواما) را به در خانه هایشان می زدند تا کهنگی در ها از بین برود، از دیگر رسومی که توسط زنان بومی انجام می شد رنگ آمیزی تخم مرغ ها با گلگ بود که آن را به کودکان هدیه می دادند، همچنین زنان نیز با گلک وسط ابروهای خود را رنگ می کردند و مانند زنان هندی وسط ابروهایشان را خال می گذاشتند.

مردم هرمزگان چند هفته قبل از فرا رسیدن نوروز گندم، ذرت، نخود و ماش را در ظروفی با شکل های مختلف می کارند در گذشته نیز مردم هرمزگان هسته های خرما را در منازل خود می کاشتند تا در زمان تحویل سال از آن استفاده کنند.

آداب و رسوم نوروز در هرمزگان, نوروز باستانی

بازار داغ پارچه فروشان در آستانه سال نو 

یکی از اصلی ترین چیزهایی که در بین مردم هرمزگان نماد عید محسوب می شود پوشیدن لباس های نو بود به همین دلیل بازار پارچه فروشان در این ایام بسیار داغ است؛ چرا که مردم بر این عقیده هستند که سال جدید را باید با لباس های نو و شادی آغاز کرد.

خانه تکانی رسم دیرینه است که نه تنها مردم هرمزگان بلکه همه ی مردم کشور با ورود به ماه اسفند اقدام به انجام خانه تکانی و پاک کردن آلودگی ها از خانه می کنند و فرش ها و حصیرها را مردم روستایی در جوی آب می اندازند و در شهرها که اکثر خانه های ویلایی به آپارتمان تبدیل شده اند امکان شستن فرش ها وجود ندارد به همین دلیل فرش ها را برای شست و شو به قالی شویی ها تحویل می دهند.همچنین خانواده ها با تغییر جای وسایل خانه سعی می کنند ، خانه را به شکل دیگری تزیین کنند.

غذاهای محلی در نوروز

پیاز و سوراغ(نوعی چاشنی)، چنگال( شیرینی محلی ) خرما روغنی و بلالوت ( رشته ) غذاهای سنتی هستند که  توسط بانوان هرمزگان در ایام عید پخته می شوند.

تعطیلات نوروزی فرصت خوبی برای انجام بازی های دسته جمعی و دوری از بازی های رایانه ای است، جوکو نام بازی بومی هرمزگان است که به بادمور نیز معروف است و این بازی به این شکل است که بازیکنان بر روی پروند(طناب محکم) و کروشنگی( جاپایی) می نشینند و یکدیگر را هل می دادند  و پسران نیز برای اثبات قدرت پا، بر روی این طناب می ایستند.

آداب و رسوم نوروز در هرمزگان, نوروز باستانی

در لحظه تحویل سال مردم هرمزگان اسپند دود می کردند 

دودکردن اسپند در لحظه تحویل سال

در لحظه تحویل سال مردم هرمزگان اسپند دود می کردند و پس از خواندن دعای نوروزی و تبریک گفتن به یکدیگر با در داشتن گلاب و شیرینی بر مزار عزیزان خود می روند و پس از آن نیز به خانه ی بستگان و فامیل برای تبریک گفتن آغاز سال نو می روند.

ایرانیان باستان بر این عقیده بودند که سیزده بدر روز رهایی از جهان مادی و روز نابودی دیود همچنین گره زدن سبزه برای بازگشایی بخت دخترها است. اما مردم هرمزگان این روز را نحس می دانند به همین دلیل مردم در این روز که پایان دوره ی تعطیلات و جشن های نوروزی محسوب می شود به دشت و مکان های تفریحی می روند.

منبع:hormoz.ir

گردآوری:مجله یک پارس

زندگی مردم آشور



درباره قوم آشور, زرتشت آشور

همه چیز درباره قوم آشور

زندگی اقتصادی مردم آشور با مردم بابل تفاوت فراوانی نداشته، چه ساکنان این دو ناحیه، در واقع، ساکنان شمال و جنوب فرهنگ و تمدن واحدی بوده اند. مهمترین اختلاف آشور و بابل در آن است که مردم بابل بیشتر به بازرگانی اشتغال داشتند، و آشوریان بیشتر به کار کشاورزی می پرداختند؛ ثروتمندان بابلی غالباً تاجر بودند، ولی اکثر ثروتمندان آشوری صاحبان املاک بزرگ بودند و شخصاً اداره زمینهای وسیع خود را برعهده می گرفتند و، مانند رومیان که پس از ایشان آمدند، به کسانی که از راه ارزان خریدن و گران فروختن ثروتمند می شوند به چشم حقارت می نگریستند.

دو نهر دجله و فرات بر زمینهای هر دو کشور جاری بود و خوراک مردم از آنها به دست می آمد؛ سدبندی و ترعه سازی، برای نگاهداری زیادی آب و تقسیم آن، و همچنین شادوفهایی که با آن آب را از نهرها بالامی آوردند، در هردو جا به یک شکل بود؛ در شمال و جنوب محصولات مشابه ی، مانند گندم و جو و ارزن و کنجد کشت و زرع می شد.

در شهرهای هردو ناحیه فعالیتهای صنعتی با یکدیگر شباهت داشت؛ در هردو کشور ترتیب واحدی برای وزن کردن وکیل کردن و سنجیدن کالاهایی که با یکدیگر مبادله می شد به کار می رفت؛ اگر چه نینوا،و شهرهای بزرگ دیگر آشور، به اندازه ای در شمال واقع شده بود که نمی توانست عنوان مرکز بزرگ بازرگانی پیداکند، ثروتهای هنگفتی که سلاطین آشور به این شهرها می آوردند سبب آن بود که جریان امور بازرگانی و صنعتی درآنها رونقی داشته باشد. فلزات از داخل کشور استخراج می شد، یا آنها را از خارج به مقدار زیاد وارد می کردند؛

درحوالی سال ۷۰۰ ق.م، آهن، به جای مفرغ عنوان فلز اساسی در صناعت و ساختن ساز و برگ جنگی آشور را پیداکرد. گداختن فلزات و ساختن شیشه و رنگ کردن پارچه و لعاب دادن سفال در آشور رایج بود؛ آراستن و پیراستن خانه های آشوری به صورتی بود که خانه های اروپا، پیش از انقلاب صنعتی، چنان صورتی را داشت.

درباره قوم آشور, زرتشت آشور

هنر دست آشوری

در زمان سناخریب آبراهه ای بر روی پایه هایی ساختند که آب را از پنجاه کیلومتری به شهر نینوا می رساند- بتازگی در حدود سیصد متر از این آبراهه ها را از زیر خاک بیرون آورده اند- و این قدیمیترین آبراهۀ پایه داری است که تاکنون شناخته شده. بانکهای خصوصی به بازرگانان و صاحبان صنایع وام می دادند و، در مقابل، سودی معادل۰/۰۲۵ میگرفتند.سرب و مس و نقره و طلا عنوان پول و وسیلۀ مبادلۀ اجناس را داشت؛ در حوالی ۷۰۰ ق.م، سناخریب سکه هایی ازنقره ضرب کرد که ارزش هر یک نیم-شکل-(شاقل) بود.

این قدیمیترین مسکوک رسمی است که تاریخ از آن به ما آگاهی داده است. در آشور مردم به پنج طبقه قسمت می شدند: اعیان و اشراف؛ صاحبان صنایع و رؤسای حرف، که تشکیلات صنعتی داشتند و بازرگانان و پیشه وران هر دو در این طبقه قرار می گرفتند؛ کارگران و کشاورزان آزاد وغیرماهری که در شهرها و دهکده ها به سر می بردند؛ کشاورزانی که، مانند کشاورزان اروپای قرون وسطی، در املاک اربابی بزرگ کار می کردند و با زمین خرید و فروش می شدند؛ غلامانی که یا اسیر جنگی بودند، یا به واسطۀ مقروض شدن به حالت بندگی درآمده بودند، و ناچار، برای آنکه همه آنان را بشناسند، باید گوششان سوراخ و سرشان تراشیده باشد، و کارهای حقیر و پست به دست آنان انجام شود.

در نقش برجسته ای از زمان سناخریب پاسبانی دیده می شود که، تازیانه به دست، دو صف متوازی ازاین بندگان را، که با طناب مجسمۀ بزرگی را بر روی تیرهای چوبی می کشند، به کار وا می دارند.مانند همۀ کشورهای نظامی، در آشور نیز به زیاد شدن نسل اهمیت فراوان داده می شد و مقررات اخلاقی و قوانین خاص برای آن وجود داشت.

کیفر سقط جنین اعدام بود. زنی را که سقط جنین می کرد، حتی اگر در ضمن انجام این عمل می مرد، بر چوب نوک تیزی می گذاشتند و آن چوب را به شکم او فرو می کردند. اگر چه پاره ای از زنان آشور، به وسیلۀ زناشویی یا توسل به دسایس، به مقام و قدرتی می رسیدند، به طور کلی منزلت زن در آشور پست تر از بابل بود: هرگاه زنی به شوهر خود دست دراز می کرد، کیفر سخت می دید؛ زنان مجاز بودند که بدون حجاب به کوچه درآیند؛ در عین آنکه مردان، هر اندازه که می خواستند، می توانستند برای خود معشوقه بگیرند، از زنان چنان توقع داشتند که بی اندازه در نگاهداری ناموس خویش امین و وفادار باشند.

فحشا در عرف آن زمان همچون امری به شمار می رفت که گریزی از آن نیست، و به همین جهت برای سامان دادن به آن قوانین خاص داشتند. شاه حرم مخصوص داشت، و زنان وی مجبور بودند در گوشه ای به سر برند و روزگار خود را به رقصیدن و آوازخواندن و نزاع کردن با یکدیگر و سوزنزنی و دسیسه انگیختن بگذرانند.

درباره قوم آشور, زرتشت آشور

سپاه آشور در حال حمله به یک شهر

اگر مردی زن خود را در حال خیانت می یافت، او را می کشت، و این حقی برای او به شمار می رفت؛ همین عادت است که، در بسیاری از قوانین موجود، هنوز برجای مانده است. از این گذشته، قوانین ازدواج در آشور مانند بابل بود، با این تفاوت که زناشویی غالباً صورت خرید داشته و زن بیشتر در خانۀ پدر خود به سر می برده و شوهر گاهگاه به دیدن او می رفته است.

در همۀ تجلیات زندگی مردم آشور پدرشاهی و تسلط کامل پدر در خانواده مشاهده می شود؛ این، خود، برای ملتی که در راه کشورگشایی و در حدود توحش زندگی می کرده، امری طبیعی به نظر می رسد. درست همان گونه که رومیان، پس از جنگها، اسیران را به بندگی می گرفتند و گروهی از آنان را در میدانهای نمایش طعمۀ درندگان می ساختند، مردم آشور نیز با شکنجه دادن اسیران تسلای خاطری پیدا می کردند، یا آن را سرمشقی برای تربیت جنگی فرزندان خویش قرار می دادند؛ فرزندان اسیران را در پیش چشم پدرانشان کور می کردند؛ یا آنان را زنده زنده پوست می کندند؛ یا کباب می کردند؛ یا، برای تماشای مردم، در قفس به زنجیر می کردند؛ و بقیه را که زنده می ماندند به دست جلادان می سپردند.

آسوربانی پال در این باره خود چنین می گوید:(تمام سرکردگان را که بر من خروج کردند پوست کندم، و با پوست آنان ستونی را پوشاندم؛ و پاره ای از آنان را میان دیوار گذاشتم، و بعضی دیگر را به سیخ کشیدم؛ گروهی را، بر گرد ستون، سوار بر میله های نوک تیز کردم و آن میله ها را از میانشان گذراندم… دست و پای رؤسای قبایل و کارمندان دولتی را، که شوریده بودند، بریدم).

آسوربانی پال به این افتخار می کند که(سه هزار نفر اسیر را سوزانیده و یکی از آنها را به عنوان گروگان زنده نگذاشته است).در کتیبۀ دیگری چنین می گوید:(آن جنگاورانی که در حق آشور عصیان ورزیدند و به بدخواهی من برخاستند… از دهانهای بدخواهشان زبانها را بیرون کشیدم، و کسانی را که زنده ماندند قربانی کردم… اعضای بریده آنها را به خورد سگان و خوکان و گرگان دادم… وبا این کارها مایۀ شادی خدایان بزرگ را فراهم ساختم).

شاه دیگری دستور داد تا بر روی آجرهایی که می سازند،برای عبرت و توجه آیندگان، چنین نقش کند:(ارابه های جنگی من انسانها و جانوران را زیر خود خرد می کند. بناهایی که من برافراشته ام از جسد آدمیانی است که سر و دستشان را بریده ام. هر که زنده به اسارت من درآمده دستهایش را بریده ام).در نقشهایی که در ضمن حفاریهای نینوا به دست آمده تصویر مردمی دیده می شود که میل از میان آنان می گذرانند یا پوستشان را می کنند یا زبانشان را از دهان بیرون می آورند.

درباره قوم آشور, زرتشت آشور

نقش برجسته‌ای که تسخیر شوش را به دست آشور به تصویر کشیده‌ است

در یکی از نقشها صورت پادشاهی را می بینیم که با نیزه چشم اسیران را برمی کند، و برای آنکه سر مرد اسیر در جای خود بماند طنابی از میان دو لب او گذرانده و سرش را محکم بسته اند. چون شخص این چیزها را می خواند، ناچار، از وضع متوسطی که ماکنون دارد سپاسگزار و خشنود می شود.

ظاهراً دین در تخفیف این قساوت و بیرحمی هیچ تأثیر نداشته، و باید گفت که تسلط دین بر دستگاه حکومت در آشور به اندازه بابل نبوده؛ درواقع، دین برحسب ذوق و سلیقه و احتیاج شاهان تغییر شکل می داده است. خدای ملی، یعنی آشور، یکی از خدایان خورشیدی بود و روح جنگی داشت و بر دشمنان خود رحم نمی کرد.

بندگان وی معتقد بودند که این خدا از کشته شدن اسیران در برابر ضریح خود خشنود می شود. اساسی ترین کار دین آشوری آن بود که، از کودکی، مردم را به اطاعتی که وطن پرستی مقتضی آن است آشنا سازد و به مردم بیاموزد که، برای خوش آمد خدایان و جلب دوستی آنها، به انواع گوناگون سحر و قربانی متوسل شوند. به همین جهت است که نوشته های دینی که از آن زمان برجای مانده، از عزایم و فال بد و خوب زدن تجاوز نمی کند. در میان این آثار، فهرستهای درازی است که نتایجی را که از هر حادثه ممکن است حاصل شود شرح می دهد و می گوید چه باید کرد تا چنان نتایجی حاصل نشود.

چنان تصور می کردند که عالم پر از شیاطین است و باید با طلسم هایی که به گردن آویخته می شود، یا اوراد خاصی که باید با دقت کامل تلاوت شود، از گزند آن شیاطین جلوگیرند. در چنان محیطی طبیعتاً چیزی جز علم جنگ و خونریزی ترقی نمی کند. پزشکی آشوری همان پزشکی بابلی است و چیزی بر آن افزوده نشده ؛علم نجوم آشوری جز احکام نجوم بابلی چیز دیگری نیست، و بزرگترین منظوری که در خواندن علم نجوم داشته اند همان پیشگویی و خبرگرفتن از غیب بوده است.

هیچ سند و مدرکی به دست نیامده که مردم آشور در مباحث فلسفی وارد شده باشند، نیز دلیلی در دست نیست که آن مردم، در اندیشۀ تفسیر جهان، از راهی جز راه دین، افتاده باشند. علمای لغت آشور فهرستی از نامهای گیاهان مرتب کرده اند؛ شاید تهیۀ این فهرست برای آن بوده است که از آن در صناعت پزشکی استفاده کنند، و باید گفت از این راه سهمی در پیشرفت علم گیاهشناسی دارند.

نویسندگان دیگر فهرستهایی ترتیب داده اند که تقریباً شامل هرچه بر روی زمین بوده می شد، و این فهرست نویسی مورد استفاده علمای طبیعی قدیم یونان قرار گرفته است. بسیاری از آن لغات، به میانجیگری زبان یونانی، وارد زبانهای اروپایی شده و هم اکنون وجود دارد؛ از آن قبیل است کلمه های hangar (انبار مسقف بی دیوار),gypsum ( گچ ),camel( شتر) ,plinth(ازاره دیوار),shekel(شاقل، واحد وزن، مثقال)و…….الواحی که مشتمل بر کارهای شاهان است، گرچه از لحاظ اینکه همه شرح خونریزی و آدمکشی است مایۀ ناراحتی و ملالت خاطر خواننده می شود، این مزیت را دارد که قدیمیترین تاریخ نوشته را در پیش چشم ما می گذارد.

از این الواح، آنچه مربوط به اوایل تاریخ آشور است، تنها به شرح پیروزیهای شاهان می پردازد و هیچ گاه از شکستی در آنها سخن نمی رود. الواح مربوط به سالهای بعد رنگ ادبی دارد و حوادث مهم زمان هر شاهی را به صورت جالب توجهی وصف می کند. مهمترین چیزی که نام آشور را در تاریخ تمدن جاودانی ساخته کتابخانه های آن است. کتابخانۀ آسوربانی پال سی هزار لوحۀ طبقه بندی شده و فهرستدار دارد، و به هر لوحه برچسبی متصل است که بآسانی می توان آن را شناخت.

بر بسیاری از لوحها این عبارت، که از علامات خاص سلطنتی است، دیده می شود:(هرکس این لوح را از جای خودنقل مکان دهد، به لعنت آشور و بلیت گرفتار شود… و نام او و نام فرزندانش را از صحنۀ روزگار محو کنند.)بیشتر این لوحها از نسخه های قدیمیتری استنساخ شده، که تاریخ آنها معین نیست و پیوسته اشکال قدیمیتر آنها در ضمن اکتشافات به دست می آید؛ قصد آسوربانی پال، بنا بر اظهار خود وی، آن بوده است که ادبیات بابلی را از خطر فراموشی محفوظ نگاه دارد، ولی عده کمی از الواح را می توان در جزو ادبیات قرار داد؛ بیشتر این الواح عبارت است از گزارشهای رسمی و ارصاد نجومی، که به منظور احکام نجوم و تعیین طالع و فال بد و خوب زدن صورت گرفته؛ و دستورها و نسخه های پزشکی؛ و گزارشهای سحری و تعاویذ و سرودها و اوراد دینی؛ و سلسله نسب شاهان و خدایان.

آنچه در میان الواح این کتابخانه خواندش کمتر مایۀ ملالت می شود دو لوح است، که آسوربانی پال در آنها به کتابدوستی و عشق به معرفت خویش، با شوق و شور بی اندازه، اعتراف می کند: من، آسوربانی پال، حکمت نابو را دریافتم، و به همۀ هنرهای نوشتن الواح واقف شدم. دانستم که چگونه تیراندازی کنم و لگام به دست بگیرم و اسب و ارابه برانم… حکیم خدایان مردوک علم و فهم را چون هدیه ای به من ارزانی داشت… انورت و نرگال بأس و شدت و نیروی بیمانندی به من بخشیدند. صنعت آداپای حکیم را فهم کردم، و به همۀ اسرار نهان فن منشیگری راه یافتم؛ ساخته های آسمانی و زمینی را خواندم و در آنها تدبیر کردم؛ در انجمنهای نویسندگان حاضر شدم و مراقب پیشگوییها و اخبار غیبی بودم؛ با کاهنان دانشمند به شرح آسمانها برخاستم؛ به ضربها و تقسیمهای پیچیده ای آگاهی یافتم که در نخستین نظر واضح و آشکار نیست.

یکی از اسباب شادی من آن بود که نوشته های زیبا و غامض سومری و نوشته های اکدی را، که به خاطر سپردن آنها دشوار است، تکرار کنم… بر پشت کره اسبها قرار گرفتم و چنان با مهارت بر آنها سوار شدم که آرام گرفتند؛ برسان جنگاوران، زه کمان را کشیده و تیر پرتاب کردم و زوبین لرزنده را چنان انداختم که گویی نیزه کوتاهی است… همچون رانندگان ارابه، مهار را به دست گرفتم… برسان مهندس جنگی، کار بافتن سپرهای نیی و صفحات سینه پوش را به راه انداختم. به دانشی که همۀ طبقات گوناگون نویسندگان، در سالهای پختگی خود، به آن می رسیدند دست یافتم، و در عین حال، آنچه را برای سروری و فرمانروایی لازم است آموختم، و در راه شاهانۀ خود پیش رفتم.

منبع:tamadonema.ir

گردآوری:مجله یک پارس

عجیب‌ترین و ترسناک‌ترین مراسم‌های سنتی خاکسپاری در جهان

هر چقدر که برای سالم ماندن و زندگی کردن انسانی تلاش کنیم دیر یا زود مجبور به ترک این کره خاکی به سوی مقصدی نامعلوم خواهیم بود. خوشبختانه معمولاً این اتفاق خیلی زود رخ نمی دهد و چند صباحی در این زندگی دنیوی خواهیم ماند اما هیچ کس آن اندازه که دوست دارد زنده نخواهد ماند. البته موضوع مرگ مبحثی ناراحت کننده است اما اگر مردید دوست دارید که مراسم خاکسپاری شما به چه شکلی انجام گیرد؟ برخی دوست دارند به خاک سپرده شوند و برخی دیگر سوزانده شدن را ترجیح می دهند.

 

گروهی پرت شدن از یک صخره بلند را ترجیح می دهند و برخی دیگر دوست دارند که در جنگل رها شوند. در بسیاری از تمدن ها، مراسم مربوط به تدفین مردگان نه تنها بسیار مهم بوده بلکه بسیار عجیب و غریب نیز هست. در ادامه این مطلب شما را با برخی از مراسم خاکسپاری تعجب برانگیز و ترسناک که در گوشه و کنار جهان انجام می شوند آشنا خواهیم کرد.

 

۱- مرده خواری

بله متاسفانه همانطور است که فکر می کنید. در برخی از تمدن های انسانی خوردن گوشت مرده ها یکی از بخش ها و قسمت های مهم سوگواری مردگان است. البته این سنت دیگر به ندرت انجام می شود اما در گذشته ای نه چندان دور رویه ای معمول در هنگام مرگ افراد در پاپوآ گینه نو و بخش هایی از برزیل بود.

 

تدفین مردگان, تدفین مردگان از باستان تاکنون

 در برخی از تمدن ها خوردن گوشت مرده ها یکی از قسمت های مهم سوگواری مردگان است

 

در واقع این افراد با خوردن گوشت مردگان خود تلاش می کردند آن ها را بخشی از خود قلمداد کنند و بدین ترتیب مردگانشان با آن ها بمانند. البته در برخی مناطق نیز که گوشت به اندازه کافی در دسترس نبود با این کار بخشی از گوشت مورد نیاز خانواده یا قبیله تامین می شد.

 

۲- زیر و رو کردن استخوان ها

مردم مالاگاسی در ماداگاسکار دوست ندارند مرده هایشان در آرامش باقی بمانند. در طی مراسمی به نام «فامادیهانا» به معنای «زیر و رو کردن استخوان ها»، اسکلت مردگان از دخمه ها بیرون کشیده شده و ان ها را در لباس ها و پارچه های جدیدی می پیچند.

 

تدفین مردگان, تدفین مردگان از باستان تاکنون

 آداب و رسوم مراسم خاکسپاری

 

این سنت خود به اندازه کافی عجیب است اما پس از آن اتفاق عجیب تری رخ می دهد. آن ها سپس جنازه در حال پوسیدن فرد مرده را که در پارچه های تمیز پیچیده شده است بالای سر نگه داشته و همزمان به رقص و پایکوبی و آواز خواندن می پردازند.

 

۳- تدفین در آسمان

در تبت، جنازه مردگان روی صخره ها رها می شوند تا کرکس ها و دیکر مردار خواران گوشت آن ها را بخورند. گاهی اوقات جنازه تکه تکه می شود و برخی اوقات نیز به همان شکل روی صخره ها رها می شود.

 

تدفین مردگان, تدفین مردگان از باستان تاکنون

مراسم تدفین مردگان

 

در دین بودایی مردمان تبت مردگان را محمل هایی خالی می بینند که هیچ روحی یا تعلقی به آن ها وابسته نیست. از این رو این مراسم را به عنوان سیکل ادامه دار بودن زندگی در نظر می گیرند: مردگان غذای زندگان را تامین می کنند.

 

۴- تدفین سردسته وایکینگ ها 

این یکی واقعاً دیوانگی محض است و احمد بن فضلان که در قرن دهم میلادی به سرزمین وایکینگ ها سفر کرده اطلاعات کاملی در این باره ارائه داده است. اگر چه نمی توان با اطمینان کامل به گفته های او نگاه کرد اما وایکینگ ها کارها و سنت های عجیب و غریب کم نداشته اند و این مورد نیز می تواند یکی از آن ها باشد.

 

تدفین مردگان, تدفین مردگان از باستان تاکنون

 

بر اساس ادعاهای ابن فضلان وقتی که رییس وایکینگ ها می مرد، جنازه او را در یک قبر موقتی قرار داده و در این حین برای او لباس های جدیدی تهیه می کردند. در این میان یکی از زنان یا دختران برده او داوطلب می شد که در زندگی آینده نیز خدمتکار او باشد.

 

۵- خاکسپاری روی صخره ها

مردم ساکن در دره همپ چوند در استان گونگ ژیان در جنوب غربی چین مردم بسیار متمدنی بودند تا اینکه توسط سلسله مینگ قتل عام شدند. اگر چه اطلاعات بسیار کمی در مورد آن ها در دست است اما هر آنچه که در مورد فرهنگ این مردمان باقی مانده نیز بسیار جالب و باورنکردنی است.

 

آن ها مردگانشان را در تابوت های چوبی قرار داده و از صخره های بلند اطراف آویزان می کردند. برخی از این تابوت ها در ارتفاع ۱۴۰ متری از سطح زمین قرار داشتند. شاید این کار را به خاطر این که مردگان در زندگی آخرت خود دید بهتری به دنیای ما داشته باشند انجام می دادند.

 

۶- ساتی

در هند، زنانی که به تازگی مردان خود را از دست می دادند در آتش جنازه شوهرشان وارد شده و همراه با جنازه او زنده زنده می سوختند. در ظاهر چنین عملی داوطلبانه بود اما در واقع به یک اجبار تبدیل شده بود. برخی می گویند که این سنت بدین خاطر شکل گرفت که زنان هندی را از کشتن شوهران خود و فرار کردن با معشوقه های ثروتمند بر حذر دارد اما بسیاری این نظریه را رد کرده اند. برخی دیگر نیز ادعا می کنند که زنان می خواستند با این کار در زندگی آخرت به شوهران خود ملحق شوند. البته این سنت در میان مصریان، یونانیان، گوث ها و سکاها نیز رواج داشت.

 

۷- بریدن انگشت

مردم قبیله دانی در غرب پاپوآ گینه نو مراسم تدفین مردگان بسیار عجیبی دارند. اگر چه این سنت اکنون توسط دولت این کشور ملغی شده است اما در اعماق جنگل های این منطقه هنوز رواج دارد. وقتی که مردی در این جامعه می میرد، زن و گاهی نیز فرزندان او باید یکی از انگشتانشان را قطع کنند.

 

تدفین مردگان, تدفین مردگان از باستان تاکنون

 

این سنت نشان دهنده درد عاطفی بوده و به عنوان روشی برای تهذیب نفس در نظر گرفته می شد. در واقع در این سنت، آن ها انگشتان خود را محکم بسته و سپس با تبر آن ها را قطع می کردند. سپس آن انگشت در جای مخصوصی نگهداری شده و یا سوزانده می شد.

 

منبع: rooziato.com

 

گردآوری:مجله یک پارس

مراسم کریسمس در کشورهای مختلف جهان

آداب و رسوم کریسمس در فرانسه, آداب و رسوم ایتالیایی ها در کریسمس

آداب و رسوم کشورهای مختلف جهان در کریسمس

 

آداب و رسوم ایتالیایی ها در کریسمس

ایام دوازده روزه کریسمس با سالروز میلاد مسیح در ۲۵ دسامبر آغاز می شود و تا جشن خاج‌شویان در روز ۶ ژانویه ادامه می‌یابد. برگزاری کریسمس در کشورهای مختلف مسیحی بنا به سنت و رسم و رسوم آنان، تفاوت‌هایی نیز با یکدیگر دارد. در زیر به برخی از آداب و رسوم مردم ایتالیا در کریسمس اشاره می کنیم.

 

اساس روز کريسمس در ايتاليا، خانواده، عشق و غذاست.

اغلب ايتاليايیها کادوهایشان را صبح روز کريسمس يا بعد از ناهار باز ميکنند، هرچند بعضي ها تا روز epifania يعني ظهور حضرت عيسي (ع)، روز ۶ ژانويه صبر ميکنند . اگر بچه ها طي سال خوب بوده باشند يه la calza (جوراب) رنگي بلند، پر از i dolciumi(شکلات و شيريني) جايزه ميگيرند اما اگر در جورابشون il carbone (ذغال) باشد که از شکر سياه درست شده، معلومه که اصلا بچه خوبي نبوده !

 

بر خلاف کشورهاي ديگر در ايتاليا اين بابا نوئل (Santa Claus) نيست که برای بچه ها هديه مياره،  جادوگر مهرباني به نام بفانا (La Befana )، برای بچه ها هديه و شيريني جات مياره. در ونيز و من توا (Mantova) بجاي همه اينا، سانتا لوچياس که (Santa Lucia) زحمت هديه اوردنو ميکشد.

در بعضي مناطق به عيسي کودک (Gesu’ Bambino) معتقدند. با تمام اين احوال امروزه تقريبا ۹۰ درصد ايتالياييها به بابا نوئل(Babbo Natale) هم اعتقاد دارند .

 

آداب و رسوم کریسمس در فرانسه, آداب و رسوم ایتالیایی ها در کریسمس

تزیینات شهرها در کریسمس 

 

رسم کاتوليکها اين است که شب عيد گوشت نمی خورند، برای همين در مهموني هاي کريسمس اغلب ماهي سرو ميشود. غذاهاي مخصوص کریسمس نان برشته با جيگر (crostini)، سوپ رشته فرنگي (tortellini) با آب جوجه و سوپ معمولي (brodo)، همراه با خوراک پاچه خوک (lo zampone)، يا کوتکينو (il cotechino) که سوسيس خوک است، هستند.

 

در بيشتر شهرهاي کوچک، صحنه هاي کوچيکي از محل تولد حضرت عيسي (ع) درست ميشود و چند نفر هم نقش کاسباي قديمي، مثل چاقو تيز کني و زين سازي رو بازي ميکنند. فلوت زنا (zampognari) با ني انبون و فلوت و قره ني، ترانه هاي کريسمس رو اجرا ميکنند.

نوازنده هاي دوره گرد، در مناطقي مثل آبروتزو (Abruzzo) و کالابريا (Calabria) با ژاکتهاي قرمز روشن و کلاهاي لبه پهن کاکل قرمزي از کوهستانا پايين مي آیند. در رم اين نوازنده ها رو ميتوانيد در بازارهاي کريسمس ميدان باستاني ناونا (Piazza Navona) روي پله هاي اسپانيايي يا ورودي ميدان سنت پيتر ببينيد.

Astro del Ciel’ يا ستاره آسمان، يکي از سرودهاي رايج ايام کريسمس در ايتالياست.

 

آداب و رسوم کریسمس در فرانسه, آداب و رسوم ایتالیایی ها در کریسمس

کریسمس یکی از مهم‌ترین جشن ها و مناسبت ها در  امریکا است

 

کریسمس در ایالات متحده آمریکا

مردم نقاط مختلف امریکا آداب و رسوم مختلفی برای برپایی جشن‌های کریسمس دارند.

کریسمس یکی از مهم‌ترین جشن ها و مناسبت ها در ایالات متحده امریکاست. در جامعه چند فرهنگی و تکثرگرایی چون امریکا، این مراسم به روش های مختلفی اجرا می شود. با این حال، غالبا رسمی واحد برای این روزها وجود دارد که مردم تمام ایالات امریکا از آن پیروی می‌کنند. این رسوم شامل درخت کریسمس، کنده های داخل بخاری، کارت تبریک، بابانوئل و گوزن هایش می شود.

 

این جشن با توجه به مناطق مختلف آب و هوایی در این کشور به طرق متفاوتی برگزار می‌گردد. برخی کریسمس در برف جشن می‌گیرند و عده‌ای در خانه و با حضور خانواده و دوستان آن را برگزار می‌کنند.

 

تاریخ برگزاری جشن کریسمس در ایالات متحده به قرن نوزدهم بازمی گردد. در سال های ۱۸۰۰، این مراسم توسط مهاجران مسیحی جمهوری چک برگزار می‌شد. در سال ۱۸۳۰ بود که در امریکا محبوبیت پیدا کرد. تزئین درخت آن نیز از سال ۱۸۴۰ در ایالات آن رونق گرفت. از سال ۱۸۶۰ نیز بابانوئل به کریسمس پیوست.

 

جشن های کریسمس یک ماه پیش از آغاز تعطیلات رسمی شروع می شود. مردم خود را برای تدارکات این مراسم آماده می سازند. مراکز خرید تا نیمه شب باز است و مردم در فعالیت ها و برنامه های مختلف مربوط به این ایام شرکت می کنند. کودکان نیز در کارناوال ها لباس‌های بابانوئلی، فرشته‌ای و سایر شخصیت ها را می پوشند. معمولا غذاهای ویژه ای نیز برای این مراسم سرو می شود.

 

رسوم مختلفی برای کریسمس در ایالات متحده برقرار است. رسمی که برای همه یکسان است تزیین درخت است که اغلب بر بالای یک درخت کاج ستاره ای آویخته می شود که نشانه عیسی مسیح است. خانه های مردم این کشور توسط شاخه های درخت، تصاویر بابانوئل و لامپ ها زینت داده می شود.

در برخی از نقاط، عید کریسمس با شرکت در نمایش ها و کنسرت ها و برخی برنامه ها در کلیسا برگزار می شود. بیش‌تر امریکایی‌ها این عید را با تبادل هدایا و تبریک و دیدار از خانواده ها شیرین‌تر می‌سازند.

 

شام سنتی کریسمس در امریکا

شام سنتی کریسمس در این ایالت، بوقلمون کباب شده با سبزیجات و سس است. برای دسر هم پودینگ میوه ای کریسمس با سس براندی و پای کدو تنبل بر سر میز قرار می‌دهند؛ چون اغلب این مراسم با بارش برف همراه است، شام در منزل سرو می شود.

پیش از خواب نیز مردم خدا را شکر می کنند و آرزو دارند سال جدید، سالی پربار باشد.

 

آداب و رسوم کریسمس در فرانسه, آداب و رسوم ایتالیایی ها در کریسمس

شب میلاد مسیح در آلمان شب شلوغی نیست و در خانه‌ها آرام برگزار می‌شود

 

مراسم عید کریسمس در آلمان

هرساله بیست و چهارم دسامبر، یک هفته پیش از شروع سال نوی میلادی، در آلمان هم مانند بسیاری از کشورهای اروپایی دیگر و در میان اکثریت مسیحیان جهان به عنوان شب میلاد مسیح، جشن گرفته می‌شود. اگرچه همه مسیحیان درباره‌ی روز تولد مسیح نظر واحدی ندارند.

 

در این شب رفت و آمد و شلوغی شب عید و بازارهای ویژه‌ی سال نو که از چهار هفته پیش تشکیل شده، به پایان می رسد. خیابان‌ها چراغانی و آذین‌بندی شده است و رهگذران در کوچه‌ها شاهد چراغ‌های نورانی کوچکی هستند که کنار پنجره‌ها و یا از بالکن و سردر خانه‌ها آویخته شده است.

شب میلاد مسیح که در آلمان “وای‌ناختن” (شب‌های متبرک) در فرانسه بنام شب نوئل و در کشورهای انگلیسی زبان عید کریسمس خوانده می شود، به طور معمول جشن خانواده‌هاست. به این معنی که در آلمان اعضای خانواده از گوشه و کنار کشور و یا حتی از کشورهای دیگر سعی می‌کنند امکاناتی را فراهم آورند که دورهم باشند و بتوانند در کنار یکدیگر این مراسم را برگزار کنند.

 

شب میلاد مسیح در آلمان شب شلوغی نیست و در خانه‌ها آرام برگزار می‌شود. در ساعات پایانی شب کمتر کسی را می‌توان در خیابان‌ها دید. بسیاری از خانواده‌های آلمانی درخت کاجی را در اتاق نشیمن برپا می‌کنند. در زیر شاخه‌های این درخت تزیین شده، هدایایی که از سوی اعضای خانواده برای یکدیگر خریداری شده‌اند، قرار می‌گیرند.

 

آلمانیها علاقه عجیبی به تزئینات خانه خود در کریسمس دارند. بسیاری از خانه های آلمان که دارای پنجره چوبی اند با شمعهای الکتریکی و تصاویر رنگی تزئین می شوند که منظره خارجی آنها بسیار زیبا است. گهواره کوچکی به نشانه حضرت مسیح درگهواره در بسیاری از خانه ها قرار می گیرد. عصر روز کریسمس کودکان از بابانوئل هدیه کریسمس خود را دریافت می کنند و پس از آن خانواده ها یکدیگر را در کلیسا ملاقات می کنند و شب هنگام آنها زیر درخت کریسمس جمع می شوند و فردی در خانواده زنگ کوچکی را به نشانه گردهمایی اعضای خانواده به صدا در می آورد. آلمانیها روز کریسمس ماهی یا غاز طبخ می کنند.

 

آداب و رسوم کریسمس در فرانسه, آداب و رسوم ایتالیایی ها در کریسمس

مراسم عید کریسمس در آلمان

 

آلمان از جمله کشورهایی‌ست که در آن تولد مسیح در شب جشن گرفته می‌شود، شبی که به نام شب مقدس معروف است. ولی در سایر کشورهای اروپایی و حتی در آمریکا این جشن در روز شروع می‌شود. شب کریسمس که در آلمان به‌نام شب Weihnachten معروف است یا شب میلاد مسیح به شکل فعلی آن از قرن نوزدهم در کشور آلمان رواج پیدا کرد. در بسیاری از خانواده‌ها درخت کاج بعنوان سمبل سبزی و خرمی در خانه برپا می‌شود و به شکل‌های مختلف با روبان و نور و شمع و غیره تزیین می‌گردد. اعضای خانواده به طور معمول برای هم هدایایی می‌گیرند و بخصوص این هدایا برای بچه‌ها خریدارى مى‌شود.»

 

جشن بطور معمول حدود ساعت ۵ بعدازظهر شروع می‌شود. تا این ساعت پدر و مادر درخت را تزیین کرده‌ و هدایا را زیر آن قرار داده‌اند. بچه‌ها می‌توانند وارد اتاقی بشوند که درخت تزیین شده در آن قرار گرفته. ترانه‌های معروف و مخصوص Weihnachten یا شب میلاد مسیح خوانده می‌شود و غذای مخصوص این شب معمولا غاز یا اردک به همراه سیب‌زمینی و همین طور کلم مخصوصی‌ست که در خانه درست می‌کنند. در برخی از خانواده‌ها این غذا در روز بعد خورده می‌شود و شب وایناختن با غذای سبک و خوردن شیرینی و شکلات همراه است».

 

آداب و رسوم کریسمس در فرانسه, آداب و رسوم ایتالیایی ها در کریسمس

تصاویری از تزیینات مراسم کریسمس در روسیه

 

مراسم کریسمس در روسیه

هرچند بیش تر مردم روسیه پیرو مذهب مسیحیت هستند و همانند سایر مسیحیان جهان جشن های کریسمس را برگزار می کنند، اما در تقویم روس ها، کریسمس روز هفتم ژانویه است.

جشنی است در آیین مسیحیت که به منظور گرامیداشت زاد روز مسیح برگزار می شود. بسیاری از اعضای کلیسای کاتولیک روم و پروتستان ها ، کریسمس را در روز بیست و پنجم دسامبر جشن گرفته و بسیاری نیز آن را در شامگاه روز بیست و چهارم همین ماه برگزار می کنند. این در حالی است که بیش تر کلیساهای ارتدوکس در سراسر دنیا روز ۷ دسامبر را جشن می گیرند.

 

برخی از مسیحیان ارتدوکس در روسیه و اوکراین، به سبب پیروی از گاهشماری جولیانی، این رسم را در روز هفتم ژانویه برپا می دارند.در روسیه، فقط کاتولیک ها، بیست و پنجم دسامبر را جشن می گیرند و تعطیلات ارتدوکس ها از ۳۱ دسامبر تا ۱۰ ژانویه است.

 

مذهب اصلی مردمان روسیه عمدتا مسیحیت از نوع ارتدوکس است و ساکنان این کشور مانند دیگر مسیحیان این مراسم را با آداب مخصوص به خود اجرا می کنند.

یکی از خوردنی های محبوب روس ها در این روزها گوشت و کباب داغ است. همچنین آنها انواع سوپ را به سایر غذا ها ترجیح می دهند. در روز کریسمس، بچه ها از بزرگترها شیرینی دریافت می کنند. خانواده های روسی نیز بسته به وضع مادی خود به تغییر دکوراسیون خانه می پردازند.

 

کریسمس در روسیه همیشه با درجه حرارت زیر صفر و آب و هوای سرد رو به رو می شود. ورزش محبوب مردم این کشور ، اسکی روی یخ و اسکیت است. برخی از مردم در شب کریسمس تا قبل از ظاهرشدن اولین ستاره در آسمان، هیچ غذایی نمی خورند. روس ها به دلیل سرمای شدید ترجیح می دهند برای سفر فصل تابستان را انتخاب کنند. آنان در این روزها به جشن و پایکوبی پرداخته و رقص های خاص و متفاوتی را از خود به نمایش می گذارند.

 

هرچند کمتر از یک درصد مردم روسیه پیرو دینی غیر از اسلام و مسیحیت هستند، اما وضعیت دینداری در این کشور جالب است. بر اساس نظرسنجی ها فقط ۱۱ درصد از ارتدوکس های این کشور برای عبادت به کلیسا می روند. با وجود این که بیش از ۷۰ درصد مردم پیرو مسیحیت ارتدوکس هستند، اما بر اساس نظرسنجی بیش تر آنها با کتاب مقدس مسیحیان بیگانه هستند و حتی یک بار هم آن را باز نکرده اند.

 

گردآوری:مجله یک پارس

منابع:lhvnews.com

shafaqna.com

uru365.com

afghanistan.shafaqna.com

 

 

آداب و رسوم شب یلدا در یزد

 

رسوم شب یلدا در یزد, رسوم شب یلدا

شب یلدا از جشن‌های باستانی است که بین زرتشتیان و مسلمانان حفظ شده است

 

یکی از آیین یزدی‌ها درشب چله خوردن آش شولی است.

شهر یزد هم در شب یلدا همانند شهرهای دیگر کشورمان آداب و رسوم خاص خود را دارد که در این شب، افراد یک فامیل در خانه‌ی یکی از بزرگان فامیل جمع می‌شوند و به خواندن قرآن و حافظ می‌پردازند و در خانه بعضی از خانواده‌های یزدی هم موسیقی سنتی نواخته می‌شود.

 

در این شب اقوام در کنار هم غذاهای سنتی یزدی مانند آش شولی یزدی صرف می‌کنند.

آش شولی یکی از غذاهای مورد علاقه مردمان یزد که سبزی خاص این آش(اسفناج، شوید،برگ چغندر)/ چغندر/ نعناع خشک / سرکه از مهم ترین مواد تشکیل دهنده این آش سنتی است.

 

رسوم شب یلدا در یزد, رسوم شب یلدا

آش شولی یکی از غذاهای شب یلدا در یزد است

 

مراسم شب چله یا شب یلدا از روز «انارام» در اواخر آذرماه شروع می‌شود، جشن شب یلدا در ایران باستان، بخصوص از آن زمان که اندیشه‌ی یکتاپرستی و مزداپرستی در اقوام ایرانی پدیدار شد، به‌ وجود آمد.

 

در ایران باستان با توجه به این‌ که مردم بیشتر کشاورز یا دامپرور بودند و به مرور با تضادهای طبیعت مانند روز و شب، گرما و سرما، روشنایی و تاریکی و حتا خوبی و بدی و دوستی و دشمنی آشنا شدند، در باور آن‌ها آنچه برای زندگی مفید بود، از جلوه‌های اهورامزدا به‌شمار می‌آمد و آنچه برای آن‌ها زیان‌آور بود، از جلوه‌های اهریمن دانسته می‌شد.

 

با توجه به این‌که روز زمان فعالیت، کشت و کار و تفریح مردم بود، آن را پدیده‌ای که آفریده‌ی مزدا است می‌دانستند و شب را به سبب این‌که پر از سکوت، ترس، اسرار و تاریکی بود و در کنار آن، دزدی و شبیخون بود و اموال‌شان مورد تعرض قرار می‌گرفت، آفریده‌ی اهریمن می‌دانستند.

 

ایرانیان باستان برای این‌که تا اندازه‌ای شب‌ها را بی‌آزار کنند و از ترس و وحشت آن بکاهند، آتش می‌افروختند و در پناه روشنای آتش، شب را به صبح می‌رساندند و معتقد بودند با افروختن آتش، دامنه‌ی روشنایی نیروی اهورامزدا بر نیروی جادوگران و دیوها غلبه می‌کند و در واقع جادوگران از خانه‌های آن‌ها دور می‌شوند.

 

آن‌ها باور داشتند برای این‌که جادوگران و دیوها در خانه راه پیدا نکنند، باید این آتش در خانه افروخته و مدام روشن باشد و از آنجا که درازترین شب سال، شب یلدا بود و شب طولانی می‌شد، به انگیزه‌ی این‌که فردا روشنایی بیشتری دارند و روز درازتر می‌شود، شب تا صبح دور حلقه‌ی آتش می‌نشستند و شادی می‌کردند و به پرستش اهورامزدا و دعا خواندن می‌پرداختند.

 

ایرانیان باستان نشستن به دور آتش را «آتشان» می‌نامیدند و خاموش کردن آتش گناه بزرگی محسوب می‌شد و معتقد بودند با خاموشی آتش، ارواح خبیث به خانه‌های آن‌ها حمله می‌کنند.

بنابراین هر شب تا پگاه صبح، فردی را مأمور می‌کردند تا آتش خاموش نشود. البته در بعضی کتاب‌ها مانند کتاب برهان قاطع، شب را به‌ علت غلبه‌ی طولانی تاریکی بسیار نحس می‌دانستند، ولی روز را چون دامنه‌ی آن بیشتر می‌شد مبارک و میمون می‌دانستند.

 

آن‌ها در کنار هم به خوردن میوه‌های پاییزی مشغول می‌شدند و از آجیل «لرک» که بسیار مقدس است و از هفت مغزینه تشکیل شده است، استفاده می‌کردند.

خوردن هندوانه در این شب بسیار اهمیت داشت، چون اعتقاد داشتند که آن‌ها را در سراسر زمستان از سرما و بیماری در امان خواهد داشت. از به، نارنج و دیگر مرکبات نیز در این شب استفاده می‌شد.

شب یلدا از جشن‌های باستانی است که همچنان ادامه دارد و بین زرتشتیان و مسلمانان حفظ شده است.

 

منبع: yjc.ir

گردآوری:مجله یک پارس

رسوم شب یلدا در چادگان اصفهان

آداب و رسوم شب یلدا, رسوم شب یلدا در اصفهان

رسوم شب یلدا در چادگان

 

چادگانی ها برای یلدا احترام زیادی قائل بوده و به سبب این که سنت قدیمی است، از زمان قدیم تاکنون وجود داشته و با آداب و رسوم خاصی این شب را به پایان می رسانند.

 

یلدا در زمان گذشته چادگان و روستاهای همجوار

در گذشته در این شب تمام افراد فامیل و همسایه ها به خانه بزرگ  فامیل  یعنی  پدر بزرگ و مادر بزرگ ها میرفتند و در خانه آنها دور هم پای کرسی که بر روی آن سینی بزرگی از میوه های زمستانه (انار، پرتقال، نارنگی و …) و هندوانه و همچنین خشکبار های (کشمش، سنجد، توت و…) قرار داشت می نشستند و به بعد از معاشرت میان افراد یک نفر برای بقیه قصه تعریف می کرد و برای هر شخصی که مایل بود فال حافظ میگرفت.

 

البته مهمانی شب یلدا در آن زمان صرفا” دور هم بودن افراد نبود، بلکه کنار هم بودن را تجربه می کردند واز مشکلات یکدیگر باخبر می شدند ودر صدد حل آنها بر می آمدند و در گذشته دوستی و کنار هم بودن ها بیشتر بود وهیچ گونه تجمل وچشم وهم چشمی وجود نداشت، آنها حتی با کمترین میوه وشیرینی صرفا” با کنار هم بودن یلدا را جشن می گرفتند .

 

یلدا در زمان حال

یلدا در زمان حاضر با این حال که اصل یلدا حفظ شده است، اما این رسم هم مانند سایر رسوم که مورد تحول قرار گرفته وبه قول مردم دیگر، آن شور ودورهم بودن را ندارد مهمانی های شب یلدا به چشم و همچشمی تبدیل شده و آن شور و صفای گذشته نیست، باز هم اکنون مردم چادگان سعی می کنند در این شب جمع شوند وباز آن عشق وباهم بودن را در میان خود تقویت می کنند.

 

آداب و رسوم شب یلدا, رسوم شب یلدا در اصفهان

آداب و رسوم شب یلدا در چادگان

 

رسم شب چله بردن برای تازه عروس ها:

شب چله درمیان خانواده هایی که تازه عروس دارند متفاوت است، آن ها یک شب قبل از یلدا برای عروس خود به قول خودشان شب چله آماده می کنند که شامل هندوانه که آن را را باشیوه مختلف تزئین می کنند و بعد از آن تمام میوه های زمستانی و کدو، ماست، ترشی، آش (شله برنجی )، نارگیل، آجیل، لبو،شیرینی وهمچنین برای شخصی که سال اول نامزدی اوست یک تکه طلا تهیه می کنند و لباس های زمستانه که به انتخاب خود عروس خانم ها است .

در شب چله آقا داماد به همراه خانواده اش به خانه عروس خانم میروند و در کنار هم شب پر از خاطره ای را پشت سر می گذارند.

 

چرا هندوانه باید باشد

هندوانه میوه ای است که هیچ گاه ازقلم نمی افتد، زیرا شمار زیادی بر این باورند که مقداری هندوانه بخورند در سراسر چله بزرگ و کوچک یعنی زمستانی که مقابل است سرما برشما غلبه نخواهد کرد و سرما  نمی خورند.

 

آداب و رسوم شب یلدا, رسوم شب یلدا در اصفهان

هندوانه میوه ای است که هیچ گاه در شب یلدا از قلم نمی افتد

 

پای داستان های پدربزرگ ومادربزرگ ها

مادر بزرگ می گوید: خاله پیره زنی بوده درزمان گذشته که یک چوب نیم سوخته داشته وبا آن کل چله بزرگه را باشعله هایش پشت سر می گذاشته، زمانی که پیرزن چوب خود را به داخل آب می انداخت مردم می فهمیدند که چله بزرگه تمام شده وچله کوچیکه ازراه رسیده است.

 

یامیگه:چله بزرگه وقتی نزدیک چله کوچیکه میشه، اونوقت چله کوچیکه بهش سرکوفت میزنه که طولانی بودی ولی سردنبودی ومیگه برو دیگه با اون قد درازت حالا سرما را بهت میگم چیه !؟

چله بزرگه هم برای این که کم نیاره  روز های آخر خود را به ویژه، چهار روز آخر را سرمای شدیدی ایجاد می کند وبر همین اساس زمانی که هوا گرم تر می شود مردم می گفتند: باشه بابا سردی، برو دیگه وآغاز چله کوچیکه می شود حتی یک شعر هم به سبب سرما شدید میخواندند.

چار چار چله ها شد        زق زق بچه ها شد         میو میو گربه ها شد

 

و ننه سرما می آمد و تمام زمستان را در کنار مردم می ماند تا بابا نوروز از راه برسد.

 

منبع:dana.ir

 

گردآوری:مجله یک پارس