واحد پول ایران از قران تا ریال

 

در فروردین ماه سال ۱۳۱۱ واحد پول ایران از قران به ریال تغییر کرد. قران واحد پول ایران در دوران قاجاریه بود. نام قران کوتاه شده صاحب‌قران است. قران از نقره و به‌صورت سکه‌های ده شاهی (نیم قران)، یک قران، دو قران و پنج قران ضرب می‌شد. با توجه به اینکه قران هزار دینار ارزش داشت در زبان عامیانه، زار (هزار) نیز نامیده می‌شد.

 

واحد پول ایران در قدیم, آخرین واحد پول ایران

ایرانیان از دینار به‌عنوان واحد پول استفاده می‌کردند

 

این سنت حتی بعد از تغییر واحد پول ایران به ریال هم ادامه پیدا کرد و سکه‌های دو ریالی و پنج ریالی دوزاری و پنج زاری نامیده می‌شدند.

دینار واحد قدیمی پول در امپراتوری روم شرقی یا دیناریوس بوده است. مسلمانان پس از فتح روم، دینار را به‌عنوان واحد پول خود انتخاب کردند و حتی امروز نیز در برخی از کشورهای عربی از این عنوان واحد پول استفاده می‌شود.

 

ایرانیان نیز از دینار به‌عنوان واحد پول استفاده می‌کردند، هر چند به تدریج و در اثر تورم، دینار ارزش خود را از دست داد.

ابتدا سلطان محمود غزنوی سکه یکصد دیناری یا صنار را با نام «محمودی» ضرب کرد. همزمان شاهان سامانی نیز سکه‌های ۵۰ دیناری را ضرب و آن را «شاهی» نامیدند.

 

در دوره صفوی، شاه عباس شروع به ضرب یک سکه کرد به ارزش ۲۰۰ دینار یا دو محمودی. این سکه به «عباسی» معروف شد و بسیار مورد استفاده قرار گرفت. در همین زمان، به علت رابطه پرتغال با ایران، سکه‌های پرتغالی در ایران رایج شد. این سکه‌ها «رئال» نام داشتند (که هنوز هم واحد پول بعضی از مستعمرات سابق پرتغال، مثل برزیل است). این واحد پول، بر مبنای وزنش، مطابق ۱۱۷۵ دینار در نظر گرفته شد.

 

سکه رئال پرتغال در ایران به‌عنوان ریال رواج پیدا کرد به این ترتیب دولت ایران دست به ضرب سکه‌هایی ریال زد که برای مبالغ بالا به کار می‌رفت. در اواخر قرن هجدهم میلادی، نادرشاه افشار هم یک نوع سکه به ارزش ۵۰۰ دینار ضرب کرد که به اسم خودش «نادری» خوانده می‌شد، اما خیلی زود در فرهنگ عام به جای لفظ نادری، استفاده از لفظ «ده شاهی» (شاهی= پنجاه دینار: ۵۰۰ دینار= ده شاهی) رواج پیدا کرد.

 

واحد پول ایران در قدیم, آخرین واحد پول ایران

واحد پول ایران در قدیم

 

در دوران قاجار تومان، قران و شاهی واحدهای اصلی پول ایران را تشکیل می‌دادند. تومان واژه‌ای ترکی است و به معنی ۱۰ هزار که در تقسیمات لشکری هر ۱۰ هزار سرباز، تومان و فرمانده آنها، امیر تومان نامیده می‌شد.

 

فتحعلی‌شاه قاجار برای نخستین بار، تومان طلا را با وزن یک و یک ششم مثقال در سال ۱۱۸۸ هجری خورشیدی ضرب کرد. در این زمان همچنین سکه نقره جدید یا‌‌ همان «قران» نیز متداول شد که معادل یک دهم تومان و پنج عباسی یا ۲۰ شاهی بود. این واحد پول بین سال‌های ۱۲۰۳ تا ۱۳۱۰ در ایران رواج داشت. در این دوران همچنین واحد شاهی که به‌صورت سکه‌ای مسی بود نیز رایج بود.

 

ناصرالدین شاه در سال ۱۲۵۹ هجری خورشیدی وزن طلای تومان را کاهش داد و ارزش آن برابر ۱۰ قران نقره شد. واژه ریال که ریشه اسپانیایی و پرتغالی دارد به مفهوم «شاهی» و همچنین نام سکه‌ای نقره‌ای است که در دو کشور مذکور و سرزمین‌های وابسته به آنها رواج داشته و سپس وارد زبان فارسی شده است.

 

ریال که سکه‌ای جهانی و معادل ۱۲۵۰ دینار یا یک هشتم تومان ارزش داشت، برای نخستین بار در سال ۱۱۷۶ هجری خورشیدی رواج یافت. در سال ۱۲۰۳، ریال از رونق افتاد و جای خود را به قران که معادل هزار دینار یا یک دهم تومان بود، داد؛ تا به این ترتیب واحد پول ایران وارد سیستم اعشاری شود.

 

واحد پول ایران در قدیم, آخرین واحد پول ایران

واحد قدیمی پول

 

اول فروردین ۱۳۱۱ هجری خورشیدی به علت کم شدن ارزش قران و نیاز به واحد پول ساده و قوی، ریال با پشتوانه طلا به‌عنوان واحد اصلی پول ایران قرار گرفت. ریال در اقتصاد ایران تاکنون جایگاه خود را به‌عنوان واحد پول رسمی حفظ کرده است.

 

بانک شاهنشاهی که توسط انگلستان تاسیس شده بود، حدود ۴۰ سال، چاپ اسکناس را در انحصار خود داشت؛ تا اینکه در ۲۳ اردیبهشت ۱۳۰۹، حق انتشار اسکناس از آن بانک سلب و به بانک ملی ایران واگذار شد. دو سال بعد و همزمان با آغاز سال ۱۳۱۱، واحد پول کشور که از قران به ریال تغییر کرده بود توسط بانک ملی ایران منتشر و ملاک معاملات قرار گرفت. اسکناس‏‌های اولیه به‌صورت ۵، ۱۰، ۲۰، ۵۰، ۱۰۰ و ۱۰۰۰ ریالی، چاپ شد.

 

منبع:donya-e-eqtesad.com

 

عثمانی‌ها چگونه قسطنطنیه را اشغال کردند؟

 فاتح قسطنطنیه, ساخت شهر قسطنطنیه

تاریخچه اشغال قسطنطنیه توسط عثمانی ها

سلطان محمد روسای لشکر را جمع کرده و اعلان کرد که در روز نهم خرداد،۲۹ مه‌/ ۱۴۵۳ م. از دریا و خشکی به شهر حمله خواهد کرد. او سپس به نیروهای خود وعده داد که همه غنائم جنگی و اسیران را به آنها خواهد بخشید و فقط شهر و اراضی و ساختمان‌ها را برای خود نگاه خواهد داشت. افراد لشکری از این خبر به هیجان آمدند و فرماندهان ینی‌چری قول دادند که به زودی پیروزی را کسب کنند.

سلطان محمد برای افراد شجاعی که به بالای دیوارها برسند جوایز بزرگی در نظر گرفت و افراد ترسو را از مجازات سخت ترسانید. آنگاه ریش‌سفیدان و روحانیون سپاه؛ سربازان را به جهاد در راه خدا و بر افراشتن پرچم اسلام بر دیوارهای آن شهر مسیحی ترغیب کردند. شب پیش از حمله نیز خیمه‌های جنگی و کشتی‌های ترکان روشن شدند و سلطان محمد از سپاه خود سان دید و آنها را به مبارزه و مقاومت تشویق کرد.

سپاهیان با صدای بلند به تهلیل (لا اله الا الله) و تکبیر پرداختند و به این وسیله نوید پیروزی فردا را به یکدیگر می‌دادند. اما اهالی شهر که از پشت دیوارهای شهر این فریادهای شادی را می‌شنیدند می‌دانستند که این صداها در واقع اعلان پایان قطعی کار است. اگرچه خلیل پاشا آنچنان که فرانزا، وزیر امپراتور نوشته است، اخبار ارتش عثمانی را به یونانی‌ها می‌رساند و آنها را به پایداری تشویق می‌کرد، اما یأس و وحشت همه مردم و نیروهای مدافع را گرفته بود.

در عین حال، شخص امپراتور فردی شجاع و فداکار بود. او زنان خانواده خود را بر یک کشتی ونیزی سوار کرد تا به‌دست دشمن نیفتند. او نه‌تنها توصیه مشاوران مبنی بر ترک شهر را نپذیرفت، بلکه خود را به دیوار شهر رسانید و ضمن روحیه دادن به سربازانش دفاع از شهر را شخصا به عهده گرفت.

براساس آنچه مورخان مسیحی نوشته‌اند، امپراتور کنستانتین یازدهم شامگاه ۲۸ می، تمامی شخصیت‌های برجسته و سیاسی و نظامی را در کاخ خود جمع کرد و ضمن امید دادن؛ از آنان خواست تا در برابر دشمن مقاومت کنند. حاضران در انتهای جلسه یکدیگر را در آغوش گرفتند و گریستند. آخرین مراسم عشای‌ربانی نیز در همان شب در کلیسای ایاصوفیا برگزار شد و ظاهرا امپراتور و برخی از نزدیکانش هم در آن شرکت کردند.

گروهی از نیروهای بیزانس خندقی عمیق در داخل شهر ساختند و دیوار بزرگی در پشت دروازه رومانوس مقدس – که توپ‌ها آن‌را ویران کرده بود – بنا نهادند. امپراتور و ژوستینیانی و بقیه نیروهای ویژه در پشت همان دیوار برای محافظت از دروازه قرار گرفتند. افسران جنوائی در پشت دروازه‌های ادرنه قرار داشتند و «کاردینال ایزیدور» نماینده اعزامی پاپ نیز قرار بود از دیوارهایی که از پشت کاخ امپراتور تا آبهای بسفر کشیده شده بود محافظت کند.

 فاتح قسطنطنیه, ساخت شهر قسطنطنیه

 فاتح قسطنطنیه

دفاع از بندر را دریاسالار «نوتاراس» به عهده گرفت و بقیه افراد نیز در کاخ و دیگر نقاط حساس قرار داشتند. در آن شرایط، تعداد نفرات نیز همان‌گونه که پیش‌تر گفته شد، از ۹ هزار نفر تجاوز نمی‌کرد که حداکثر ۶ هزار آنها یونانی و بقیه بیگانه بودند. در واقع از میان دوازده مرکز دفاعی، ۱۰ نقطه در دست افسران بیگانه جنوائی، ونیزی، آلمانی، روسی، اسپانیایی و دیگران بود و فقط دو نقطه در دست یونانی‌های بیزانسی بود.

در روز ۲۸ مه، عثمانی‌ها آخرین اقدامات خود را برای تهیه تجهیزات جنگی انجام دادند. هزار نردبان برای یورش از روی دیوارها تهیه شد، کشتی‌ها این نردبان‌ها را تا نزدیک دیواره جنوبی و شرقی حمل کردند و بقیه ناوچه‌ها هم، در یک دایره بزرگ در سواحل خارجی شهر صف کشیدند. نیروها در مراکز حساس قرار گرفتند و توپ‌ها را تا لبه خندق بزرگ در پشت دیوارها جلو آوردند.

بالاخره زمان موعود فرا رسید. ساعتی پس از نیمه‌شب شنبه ۲۹ مه‌۱۴۵۳ م، ترکان عثمانی از خشکی و دریا به شهر قسطنطنیه حمله کردند. توپ‌ها با شدت تمام از خشکی و از داخل کشتی‌ها به شهر شلیک شد. حمله اساسی متوجه باریکه دروازه رومانوس مقدس بود که در پشت آن امپراتور و همراهانش بیشترین دفاع و مقاومت را انجام می‌دادند. صدای توپ‌ها، کوبیدن طبل‌ها، فریاد سپاهیان و ناله مجروحین با هم مخلوط شده بود.

توپ‌ها و تیرهای بیزانسی‌ها نیز از بالای دیوارهای شهر به سوی سپاهیان عثمانی شلیک می‌شد. آتش یونانی هم به طرف کشتی‌ها پرتاب می‌شد. خندق بزرگ، از اجساد مهاجمان پر شده بود و نردبان‌های نیروبر در هم شکسته بود و بسیاری از کشتی‌ها در آتش می‌سوختند، ولی سپاهیان عثمانی همچنان می‌جنگیدند. با یک فرمان، نیروهای جدیدی وارد عمل شدند و از روی اجساد کشته‌های خندق گذشتند.

ده هزار نفر از ینی‌چری در حالی‌که سلطان محمد در پشت‌سر آنها بود، به دروازه یورش بردند. ژوستینیانی که یکی از وزنه‌های اصلی دفاع شهر بود، از طرف بازو و پا زخم شدیدی برداشت. او با اجازه امپراتور برای درمان زخم‌ها یا حفظ جان خود میدان را ترک کرد. بسیاری از افسران و سربازان لاتینی به تبعیت از او دست از جنگ کشیدند.

مقاومت مدافعان شهر پس از این اتفاق، به سرعت تقلیل یافت. سپاهیان عثمانی که متوجه این پیشامد شدند، فشار خود را بر دیوارها و دروازه ادرنه و رومانوس زیاد کردند. در این هنگام گروهی از ینی‌چری‌ها که حدود ۳۰ نفر بودند و اولین نفر آنها حسن نام داشت، به بالای دیوار رسیدند و اگر چه بیش از نیمی از ینی‌چری‌ها در آنجا کشته شدند، ولی افراد باقی‌مانده، راه را برای آمدن دیگر نیروها باز کردند.

در اثر گلوله‌باران ۲ ساعته توپخانه عثمانی، در چند نقطه دیوار شهر واز جمله حدفاصل «توپ‌کاپی» یا «یالی‌قاپی» نیز شکاف‌هایی به‌وجود آمد و ترکان از دروازه کوچک مخفی «سیرکوپرتا» به داخل رخنه کردند، و از گذرگاه باریکی در مقابل دروازه رومانوس مقدس وارد شهر شدند. امپراتور و همراهانش به مقاومت پرداختند ولی امپراتور در گیر و دار نبرد، به‌وسیله یک سرباز ترک از پای درآمد. برخی گفته‌اند که او قبل از کشته شدن، فریاد می‌زده است که «آیا یک نفر مسیحی پیدا نمی‌شود که مرا گردن بزند؟» و به این ترتیب آخرین امپراتور بیزانس کشته شد.

 فاتح قسطنطنیه, ساخت شهر قسطنطنیه

فتح قسطنطنیه

پس از این جریان، همه‌چیز در قسطنطنیه در هم ریخت و ترکان توانستند از دروازه «کالجاریا» نزدیک کاخ بلاشرنی امپراتوری و از ناحیه بندر به داخل شهر سرازیر شوند. در این هنگام مدافعان شهر پا به فرار گذاشتند ولی در مسیر و مدخل دروازه‌ها حدود ۲ هزار نفر از آنها کشته شدند. وقتی جنگجویان ترک از کمی تعداد مدافعان اطلاع یافتند، دست از درگیری برداشته و به تعقیب و اسارت افراد پرداختند. بسیاری از مردم شهر به طرف بندر گریختند. بقیه به کلیسای ایاصوفیا پناه بردند، به‌طوری که در عرض یک ساعت، تمامی محیط داخل کلیسا پر از کشیشان و مردان و زنان شد.

ساکنان مسیحی شهر، براساس یک افسانه قدیمی معتقد بودند، وقتی ترکان وارد قسطنطنیه شوند و رومیان را تا ستون کنستانتین که در میدان کلیسای ایاصوفیا بود تعقیب کنند، فرشته‌ای شمشیر به‌دست از آسمال نازل می‌شود، امپراتور را از چنگ مهاجمان نجات می‌دهد و زمام امور را به پیرمردی که در پای آن ستون نشسته است تفویض می‌کند و می‌گوید: «این شمشیر را بگیر و انتقام مردم را از دشمن بستان» و به مجرد شنیدن این کلمات، ترکان فورا پا به فرار می‌گذارند.

در برخی قصه‌های دیگر اما نه تنها چنین حوادثی رخ نداد، بلکه امپراتور کشته شد و ترکان مسلمان شهر را اشغال کرده و به پشت درهای کلیسا رسیدند. در این موقع، درهای کلیسا با ضربات ترکان شکسته شد و در مدت کوتاهی تمامی افراد آنجا اسیر شده و به اردوگاه عثمانی‌ها منتقل شدند. مورخان تعداد این اسرا را که دریا سالار «نوتاراس» و بسیاری از افسران و اشراف نیز جزو آنان بودند، از ۱۰ هزار تا ۵۰ هزار نفر نوشته‌اند. ولی «کاردینال ایزیدور» با لباس معمولی موفق به فرار شد و «یوحنا ژوستینیانی» نیز از راه دریا گریخت، اما مدتی بعد در اثر شدت جراحات درگذشت. بقیه کلیساهای شهر هم که مملو از اشیای نفیس و قیمتی بود، غارت شدند.

سلطان عثمانی که از این زمان به بعد او را «سلطان محمد فاتح» نامیدند، وقتی متوجه شد که سپاهیان او همه نقاط حساس شهر را متصرف شده‌اند، از اسب خود پیاده شد و به‌عنوان شکرگزاری، مشتی از خاک قسطنطنیه را برداشته و بر سر ریخت. سلطان محمد فاتح پس از اطمینان از پیروزی خود، در داخل شهر به گردش پرداخت و به کلیسای ایاصوفیا که بنای آن در قرن چهارم میلادی و در عهد کنستانتین بزرگ ساخته شده بود  وارد شد و به تماشا پرداخت.

سپس دستور داد که بر بالای منبر کلیسا، قرآن تلاوت کنند و کلیسا را به‌صورت مسجد درآورند. به این ترتیب، در مدت کوتاهی صلیب‌ها و تصاویر و مجسمه‌ها را برداشته و دیوارها را تطهیر کردند و پرچم عثمانی نیز در بلندترین نقاط شهر به اهتزاز درآمد. روز جمعه همان هفته، موذن بر فراز گنبد ایاصوفیا اذان ظهر گفت و سلطان در آن محل نماز خواند.

سلطان محمد فاتح، بیست روز در شهر به سر برد و به نظم امور پرداخت. او در این زمان فرمانی دال بر اعلان امنیت برای سکنه شهر صادر کرد تا مردمی که از شهر گریخته بودند، دوباره به آن برگردند و به کار و فعالیت عادی بپردازند. همچنین سلطان عثمانی فرمان داد، تا دیوارهای شهر قسطنطنیه را که پس از «بورسا» و «ادرنه» به‌زودی پایتخت او شد، به سرعت ترمیم کنند و مسجدی روی ویرانه‌های «کلیسای رسولان» و قبور قیصرهای بیزانس بسازند. اگر چه پیش از این نیز به‌دستور امپراتور بیزانس، مسجدی در قسطنطنیه ساخته شده بود، ولی این مسجد سلطانی، اولین مسجدی بود که خود عثمانی‌ها در آن شهر به‌وجود آوردند. البته بسیاری از کلیساها نیز تبدیل به مسجد شد.

پیش از آنکه سلطان محمد با کاروان اسیران به سوی ادرنه حرکت کند و پس از ۸۰۰ سال، مسلمانان مدفن ابوایوب انصاری را در زیر دیوارهای شهر یافتند – هر چند بنابر بعضی اقوال، مدفن او پیش از این زمان نیز در نظر مسیحیان شهر کاملا معلوم و محترم بوده و آنها قرن‌های متمادی آن را زیارت می‌کرده و برای کسب حوائج خود به او متوسل می‌شده‌اند – که این خود مساله‌ای بسیار جالب و پرمعنا است.

به‌طور کلی، قسطنطنیه، این شهر مهم تاریخی، در جریان حمله سلطان محمد عثمانی، ۴۵روز یا به عبارتی ۵۳ روز در محاصره بود، تا اینکه تهاجم اصلی آغاز شد و شهر در ۲۰ جمادی‌الاولی ۸۵۷ ه. ق. (۲۹ مه‌۱۴۵۳م.) محاصره شد. محاصره قسطنطنیه به وسیله سلطان محمد فاتح در حقیقت پنجمین محاصره دولت روم شرقی از سوی عثمانی‌ها بود و قبلا بایزید اول در ۱۳۹۶ م. دوبار آن‌ را محاصره کرده بود و سپس پسرش موسی و در سال ۱۴۲۲ م.

مراد دوم به این کار اقدام کرده بود. این شهر از آغاز بنای جدیدش به‌وسیله کنستانتین بزرگ، جمعا ۲۹ بار محاصره شده بود که ۷ مرتبه به‌دست مهاجمان سقوط کرده بود و هر بار نیز مجددا به تملک امپراتور مسیحی درآمده بود. تا اینکه برای هشتمین بار به‌دست محمد دوم عثمانی سقوط کرد و برای همیشه در دست عثمانی‌ها باقی ماند. در واقع این نخستین باری بود که این شهر پس از ۱۱۲۵ سال، از قلمرو مسیحیت خارج و به قلمرو اسلامی درمی‌آمد.

باید در نظر داشت که فتح قسطنطنیه برای محمددوم، اهمیت استراتژیک زیادی نداشت، زیرا عثمانی‌ها پیش از این زمان توانسته بودند بدون تصرف قسطنطنیه به داخل اروپا راه پیدا کنند.از این‌رو، این نقطه جغرافیایی در واقع ارزشی مساوی یا حتی – با در نظر گرفتن صدماتی که عثمانی‌ها برای فتح آن دیدند – کمتر از نواحی دیگر داشت. ولی از نظر نظامی – تسخیر قسطنطنیه – اروپا را از پایگاهی محروم کرد، که اگر در اختیار ارتشی کارآمد قرار می‌گرفت، احتمالا می‌توانست نظام دفاعی و حکومت عثمانی را در هم بشکند.

 فاتح قسطنطنیه, ساخت شهر قسطنطنیه

سقوط قسطنطنیه به‌دست عثمانی‌ها

به همین جهت؛ سقوط این شهر به‌دست ترکان عثمانی، حادثه بزرگی بود که در واقع بیش از آنکه برای مسلمین و آسیا سودی داشته باشد، برای اروپای مسیحی مصیبت‌بار بود و آثار دگرگون‌ساز آن به‌زودی در اروپا ظاهر شد. دقیقا از این رو است که سال سقوط قسطنطنیه (۱۴۵۳ م) در نظر اروپاییان مسیحی، سال آغاز تحولات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و علمی و هنری و حتی دینی به‌حساب آمده است. این رخداد ابتدای دورانی است که اروپاییان، قرون وسطی و عصر ظلمت‌ را رها می‌کنند و قدم‌ در راهی نو می‌گذارند.

شاید اشاره به برخی آثار سقوط قسطنطنیه به‌دست عثمانی‌ها، بتواند اهمیت این واقعه تاریخی را تا حدودی نشان دهد: این پیروزی توانست نوعی پاسخ به حملات صلیبیان به ممالک اسلامی طی قرون گذشته (۶۸۰ – ۴۹۰ ه) یا اقدامات آنان در اسپانیا باشد. دربار پاپ پس از این واقعه متوجه شد که مهم‌ترین پشتیبان و نیرومندترین سنگر مسیحیت در شرق را از دست داده است؛ به این ترتیب، مرزهای سیاسی مسلمانان با مرکزیت مسیحی در رم به نزدیک‌ترین حد خود رسید.

عثمانی‌ها پس از این توانستند به راحتی و با اقتدار بیشتری به طرف شمال بالکان حرکت کنند. استقرار و سلطه عثمانی‌ها بر بسفر و داردانل مشکلات دریایی فراوانی برای اروپاییان چه از نظر نظامی و چه از نظر اقتصادی به‌وجود آورد و بر سلطه و قدرت عثمانی‌ها در دریای سیاه و مدیترانه افزود.

به این ترتیب، گلوگاه تجارت اروپا با سرزمین‌های شرق دور و جنوب در آسیا و آفریقا در اختیار عثمانی‌ها قرار گرفت؛ این واقعه همان‌گونه که صدمات اقتصادی فراوانی برای اروپا داشت، ثروت و درآمد سرشاری برای عثمانی‌ها به‌وجود آورد. این رویداد، زمینه ساز به‌وجود آمدن تحولات عقیدتی و فرهنگی متعددی در اروپا به‌ویژه در ایتالیا، آلمان، فرانسه شده همان‌گونه این واقعه نشان دهنده قدرت مسلمانان در آن دوران بود، سرآغاز انتشار و نفوذ دین اسلام در برخی از نواحی اروپا شد.

منبع:donya​-e-eqtesad.‎​com

گردآوری:مجله یک پارس

پیشینه‌ ی بکارگیری جنگ افزار های شیمیایی

 جنگ‌ افزار های شیمیایی در سوریه, ارتش ایران

 جنگ‌ افزار های شیمیایی

همانگونه که میدانیم ایرانیان در همه سده ها در بسیاری از دانش ها پیشتاز و نوآور بوده اند، در ایران باستان نیروی ارتشی از ارزش بسیار بالایی برخوردار بوده و فرماندهان و رهبران پرآوازه و به نام فراوانی در ایران زاده شده و می زیسته اند. فرماندهان سپاه ایران به پشتیبانی و یاری دانشمندان ایرانی کامیاب به دست یابی به دانش ساخت گونه‌ ای جنگ‌ افزار شیمیایی شده بودند که پس از گذشت ۱۷۰۰ سال شواهدی از آن در سوریه یافت شده است و پژوهشگران را به شگفتی واداشته است.

چگونه جنگ‌ افزار های شیمیایی در سوریه ۱۷۰۰ سال پیش به دست ارتش پارسی برای جنگ با سربازان رومی بهره‌ برداری شده است؛ انجمن فرامرزی گفتمان درباره آنچه که در سوریه در زمینه شواهدی از به کارگیری جنگ‌ افزار های شیمیایی با  دیرینگی نزدیک ۱۷۰۰  سال هویدا شده است انجام می دهد.

باستان شناس بریتانیایی دکتر سیمون جیمز باوردارد ۲۰ سربازان رومی شاید به دست گاز زهرآگین کشنده  که در یک نبرد میان ارتش ایران و رومی ها  در دژ ارتشی(نظامی) رومیان در بخش خاوری سوریه در سده ۳ رخ داده کشته شده  باشند. اگر درست باشد، این گاز می تواند یکی از نخستین رویدادهای گواه‌ مند از به کارگیری جنگ‌ افزار های شیمیایی و دستیابی به این دانش و فن‌ آوری پیشرفته و نوین به دست ارتش ایران و پیشرفتگی دانش ایرانیان باشد.

ارتش ایران در زمان شاپور یکم ـ شاه ساسانی، درجریان پس گرفتن شهر «دورا» در کنار فرات (واقع در سوریه) که دِژ استواری داشت، از گاز خفه کننده بهره برده بود. بدین سان روزمهان(تاریخ)‌به کار بردن جنگ‌ افزار شیمیایی به سال ۲۵۶ میلادی (۱۷۵۷سال پیش باز می‌گردد) که روزمهان بکارگیری آن را برای نخستین بار از زمان جنگ جهانی اول نوشته‌ اند.

بازپس گیری «دورا» بود که والریانوس شاهنشاه هنگامه روم را به جنگ با ایران برانگیخت که در این جنگ که دومین جنگ ایران و روم در زمان شاپور یکم بشمار می‌ رود والریانوس با سردار ‌هایش دربند شدند، والریانوس در برابر شاپور یکم زانو زد و شاهنشاهی روم زبون شد. والریانوس همان پادشاهی بود که دربرار اردشیر شاهنشاه ایران زانو زده و گواه ‌آن در تاق بستان هنوز به جا مانده است.

 جنگ‌ افزار های شیمیایی در سوریه, ارتش ایران

شاهنشاه ایران

بر پایه گزارش دکتر جیمز به نشست «ای. آی.‌ای AIA»، یگانهای مِهرازی ارتش ایران برای راه‌یابی  به دژ «دورا Dura» دست به ساختن دالانهای زیر زمینی زدند و این کار را از درون چادرهای خود آغاز کردند تا ارتشیان رومی هشیار تکاپوی آنان نشوند.

برش این دالان ها دو متر در دو متر بود. پناگاه رومیان نیز همزمان به همین اندیشه افتاده بودند و ایرانیان هنگامی هشیار این تکاپوی آنان شدند که یکی از دالان ها پس از ۱۱ متر کنده شدن به دالان رومی‌ها برخورد کرد.

• ایرانیان شاید از گاز زهرآلود در دورگیری(محاصره) دژ برای کشتن سربازان رومی بکار برده باشند.

• آنها آمیزه‌ای از زفت(قیر)‌ و گوگرد به دالان باریک پمپاژ نمودند.

• قربانیان را در چند ‌ثانیه گیج و در دَم کشته شده اند.

زهرناکی: این استخوان‌ بندی شواهدی از یکی از نخستین آفندهای جنگ‌ افزار های شیمیایی در سوریه فراهم می کند؛ با نگرش به گفتاری که از سوی دانشگاه لستر ‌در سال ۲۰۰۹ چاپ کرد سربازان سرنوشت خود را در رویارویی با این پیشامد در یک جای  اندک آزمودند.

بر پایه سخن های آن زمان دکتر جیمز: ” ایرانیان برای کشتن ۲۰ مرد در یک جایگاه دارای کمتر از دو متر بلندی  و یا پهنا و حدود ۱۱ متر درازا ، نیاز به‌ توان پیکار فراتر از آدمی، و یا یک راه کار زیرکانه دیگری داشته اند. “من باور دارم پارس ها  آتشدانی در درآیگاه راهرو خود قرار داده، و هنگامی که رومی ها خواستند رخنه کنند، پارسیان مایه‌ های شیمیایی و ابرهای خفه کننده و گازهای خفه کننده را به سوی دالان گذرگاه رومیان دمیدند. “لشگر تازنده روم در چند ثانیه به گیج شدند و در دقایق کمی بیهوش شدند و مردند”

دکتر جیمز به‌وسیله ‌پس مانده های کانی به جا مانده در نزدیکی پیکر مردگان هوشمند شواهدی در زمینه ساختار تشکیل دهنده مایه به‌کاررفته در ۱۷۰۰ یال پیش شد. او نتیجه گرفت گاز با افزودن یک آمیزه(ترکیب) از زفت سوخته و گوگرد به آتش و دود کردن آن ساخته شده است.

جنگ در دالانهای دو متری با شمشیر و نیزه شدنی نبود و در اینجا بود که مِهرازان ارتش ایران یک مایه افروختنی و دودزا و خفه کننده را که از آمیزش زفت (بیتومن ـ نفت خام) و سولفور (گوگرد) ساخته بودند به درون دالان (نقب) منتقل و با پرتاب آتش پاره ، آتش زدند. پس از خفه شدن رومی‌ها و رساندن هوای تازه، از آن راه درون دژ شدند و آن را گشودند و بارویش را ویران کردند که آثار آن بجای مانده است.

در بررسی‌های باستان‌شناسی دهه ۱۹۳۰ بقایای پیکرهای ۲۰ لژیونر رومی و جنگ افزارهای آنان در یکی از این دالان ها به دست آمد. پژوهش‌های تازه دکتر جیمز و آزمایش استخوانهای لژیونرهای رومی در آزمایشگاه، خفه شدن آن‌ها و گونه گاز خفه کننده را به دست داده است.

 جنگ‌ افزار های شیمیایی در سوریه, ارتش ایران

پیکره یک سرباز پارسی که گمان می رود که وی مسئول این جنگ‌ افزار شمیایی و زهرآگین بوده

دود و یا گاز: باستان شناسی از دانشگاه لستر باوردارد که سربازان رومی از سوی ایرانیان و با بکارگیری گاز کشته شدند. دکتر جیمز  به  شبکه دیسکاوری در سال ۲۰۰۹، گفت: “این نشانه های حیاتی ارائه شده است و این سر نخ با ارزش به دست آمده است، هنگامی‌ که آتش روشن می شد، مشتعل‌ می شدند و گازهای درهم فشرده و ابرهای خفه کننده بوجود می آمدند و آمیزه شیمیایی دلخواه پرکنش می شد.

در این میان پیکره یک سرباز پارسی شناسایی شده است که این گمان می رود که وی مسئول این جنگ‌ افزار شمیایی و زهرآگین بوده که گمان می کنند وی سازنده این مایه(ماده) در این کار و زار بوده است.

منبع: tamadonema.ir

گردآوری:مجله یک پارس

تخم‌مرغ‌های مزین؛ پیشکش شاه صفوی به سوگلی‌ها در نوروز!

آئین‌های نوروز در زمان قاجار, نوروز در دربار صفوی

جمشید چهارمین شاهنشاه ایران بانی عید است

ژان شاردن فرانسوی جهانگردی بود که در عصر صفوی به ایران آمد و در سفرنامه‌ خود درباره نوروز جمشیدی نوشته است: ««ایرانیان جشن نوروز را مطابق سال شمسی که معمولا تاریخ باستانی این قوم بوده است برگزار می‌کنند و بانی این عید را جمشید می‌دانند که چهارمین شاهنشاه ایران است و از همین سنت باستانی به ثبوت می‌رسد.»

در عصر صفوی سیاحان بسیاری به ایران سفر کردند و از خود سفرنامه‌های باارزشی به یادگار گذاشتند اما برخلاف جهانگردانی که در دوره قاجار به ایران آمدند و مشاهدات خود را در قالب سفرنامه به رشته تحریر درآورند و از نوروز و آئین‌های آن فراوان نوشتند، جهانگردان دوره صفوی کمتر این جشن ملی را مورد توجه قرار داده‌اند. انگلبرت کمپفر و ژان شاردن جزو معدود سفرنامه‌نویسان این دوره‌اند که در نوشته‌های خود نوروز را مورد توجه قرار داده‌اند و مطالب جالبی از چگونگی برگزاری آن در عصر صفوی و دربار باشکوه و پرطمطراق شاهان این سلسله آورده‌اند و در مطالب خود عنایت ویژه‌ای نیز به نوروز در دربار صفوی داشتند.

جواهرفروش فرانسوی و حکایت روزهای سال نو

ژان شاردن، جواهرفروش و جهانگرد فرانسوی بود که در عصر صفوی به ایران آمد. حاصل سفرهای شاردن به این سرزمین کهن کتابی ۱۰ جلدی با عنوان «سفرهای سر ژان شاردن» بود. او در بخشی از سفرنامه خود به بیان آداب و رسوم ویژه نوروز در دربار صفوی می‌پردازد.

شاردن می‌نویسد: «در بیست و یکم مارس چهل و هفت دقیقه بعد از طلوع آفتاب مطابق غره ذی‌الحجه دوازدهمین ماه سنه هجری قمری توپخانه و ساخلوی قلعه سه بار شلیک کردند و بدین طریق حلول سال نو (عید نوروز) را اعلام داشتند. معمولا همیشه در موقع ورود آفتاب به برج حمل خواه شب باشد و خواه روز، سال جدید اعلام می‌شود. ایرانیان اعیاد و ایام سوگواری مذهبی و غیرمذهبی بسیار متعددی دارند، بعضی از این مراسم به یادبود حوادث و وقایع بزرگ دینی است و برخی دیگر مخصوص انقلابات مهم می‌باشد.

معهذا کله، فقط سه عید و تعزیه مذهبی را با شکوه و جلال تمام رسما برگزار می‌کنند: عید فطر، که به مثابه جشن قیامت (احیای) مسیح بعد از اختتام ایام پرهیز می‌باشد، عید اضحی، شهادت آل علی (ع) و یک جشن غیر مذهبی (ملی)  دارند که عید نوروز است. باید متذکر شویم که ایرانیان اگرچه فقط یک‌چنین جشنی (ملی) دارند ولی آن را به طرز بسیار باشکوهی برگزار می‌کنند. فی‌المثل سه روز تمام طول می‌کشد و در بعضی مقامات، مانند دربار تا هشت روز ادامه دارد و چنانکه گفتیم از ورود آفتاب به برج حمل آغاز می‌یابد. این عید را نوروز سلطانی می‌نامند، تا از سال جدید و واقعی تاریخ فعلی ایران که مبدا آن هجرت حضرت محمد (ص) از مکه (به مدینه) است، مشخص باشد.»

آئین‌های نوروز در زمان قاجار, نوروز در دربار صفوی

 در گذشته با شلیک توپ و تفنگ حلول سال نو برای مردم اعلام می‌شده

جمشید چهارمین شاهنشاه ایران بانی عید است

این سیاح فرانسوی با انتساب نوروز به جمشید می‌نویسد: «ایرانیان جشن نوروز را مطابق سال شمسی که معمولا تاریخ باستانی این قوم بوده است برگزار می‌کنند و بانی این عید را جمشید می‌دانند که چهارمین شاهنشاه ایران است  و از همین سنت باستانی به ثبوت می‌رسد که مردم این کشور به اعیاد مربوط به تحول آفتاب و اعتدال ربیعی بسیار اهمیت قائل بو‌ه‌اند و آغاز بهار را سخت نیکو و مبارک می‌شمرده‌اند.

جشن نوروز هشت روز تمام ادامه داشته است؛ در نخستین روز عید، شاهنشاه بار عام می‌داده، روز دوم مخصوص شرفیابی علما و دانشمندان و مخصوصا اخترشماران بوده است، سوم به مغان و موبدان اختصاص داشته، چهارم ویژه قضات بوده، پنجم مخصوص بزرگان و اعیان و اشراف کشور، ششم برای خویشاوندان و منسوبین شاهنشاه، و دو روز آخر به زنان و کودکان سلطان اختصاص داشته است.»

وی در ادامه می‌گوید: «این جشن تا هجوم اعراب به ایران باشکوه و جلال تمام ادامه داشته، ولی تازیان با آئین جدید، تاریخ نویی با خود سوغات آوردند، در این تقویم تازه آغاز سال نو در اعتدال ربیعی و آغاز بهار واقع نمی‌شود، بلکه ابتدای سنه جدید قمری اول محرم‌الحرام است. غالبین با مردم مملکت که در آئین باستانی خود سخت پابرجا بودند، معارضه به مثل کرده، مانع احیای سال شمسی بودند، اما ایرانیان همچنان آغاز سال نو را طی یک جشن مذهبی در روز شنبه عید می‌گرفتند و این مساله در نظر مسلمانان که هرگونه جشن و سرور عمومی را در روز مزبور سخت زشت می‌شمارند، یک نوع بت‌پرستی جلوه می‌نمود و اما آغاز سال قمری به هیچ وجه با جشن و سرور مناسبت نداشت چون دهه اول محرم، نخستین ماه سال اسلامی، به تعزیه‌داری شهادت آل علی (ع) اختصاص دارد.»

آئین‌های نوروز در زمان قاجار, نوروز در دربار صفوی

ایرانیان در تمام ادوار (تاریخ خود) در ایام نوروز به یکدیگر تخم‌مرغی هدیه می‌داده‌اند

آغاز نوروز با شلیک توپ و تفنگ

او درباره آئین‌های ویژه نوروزی نیز می‌نویسد: «با شلیک توپ و تفنگ، البته در نقاطی که این تسلیحات موجود باشد، از قبیل پایتخت و دیگر شهرهای بزرگ و مهم، حلول سال نو برای مردم اعلام می‌شود. منجمین لباس فاخر دربر کرده، یک یا دو ساعت پیش از اعتدال ربیعی برای تعیین تحویل آفتاب به برج حمل، به کاخ سلطنتی و یا عمارت حکومت محل می‌‌روند و در پشت‌بام و باروی مهتابی، با اسطرلاب خود مشغول کار می‌شوند و به محض اینکه علامت دادند، برای اعلام حلول سال جدید شلیک می‌شود و صدای آلات موسیقی؛ طبل و شیپور، نای و نقاره در هوا طنین‌انداز می‌گردد.

بدین ترتیب ترانه و طرب، جشن و سرور تماشاچیان و بزرگان مملکت آغاز می‌شود. در اصفهان در همه روزهای عید، در مقابل کاخ شاهنشاه، مراسم سرور با رقص و طرب، آتش‌بازی و صحنه‌های کمدی، به مانند هفته بازار برگزار می‌گردد و هر فردی هشت روز عید را با شادی بی‌پایان به سر می‌برد.»

تخم‌مرغ‌های مزین؛ پیشکش شاه صفوی به سوگلی‌ها!

شاردن سپس به بیان باورهای مردم درباره نوروز می‌پردازد: «ایرانیان برای نوروز نام‌های مختلفی دارند، از جمله آن را عید لباس نو می‌خوانند، چون هرکس هر اندازه‌ای نادار باشد، در این جشن یکدست لباس نو به تن می‌کنند و افراد متمکن در ایام عید، هر روزی ملبوس دیگری در برمی‌نمایند. ایام نوروز فرصت مناسبی است برای مطالعه شکوه و جلال دربار، چه در این جشن عظمت و ابهت این دستگاه بیش از هرموقع دیگر جلوه‌گر می‌گردد؛ هر درباری عالی‌ترین و نفیس‌ترین وسایل تجمل خویش را در روزهای عید زیب تن و پیکر خود می‌کنند.

در ایام نوروز در تمام هشت روز، گردش و تفریح در خارج شهر به طرز بی‌سابقه‌ای جریان دارد. هر کسی هدایا و تحفی فراهم می‌کند؛ و روز عید برای یکدیگر تخم‌مرغ‌های منقش و مطلایی ارسال می‌دارند، بعضی از اینها سه دو کای طلا ارزش دارد. شاهنشاه پانصد تخم مرغ از نوع مزبور در بشقاب‌های نفیس در سرای خود بین سوگلی‌های خویش بخشش می‌کند.

چندتایی از اینها را من هنگام مراجعت با خود به یادگار آورده‌ام. این تخم‌مرغ‌ها مستور از طلا و مزین به چهار صورت یا مینیاتور نفیس است. روایت می‌کنند که ایرانیان در تمام ادوار (تاریخ خود) در ایام نوروز به یکدیگر تخم‌مرغی هدیه می‌داده‌اند، چون تخم‌مرغ نشان پیدایش پیدایش حیات و آغاز تکوین موجودات است. تعداد مصرف آن در ایام عید باورکردنی نمی‌باشد.»

این جهانگرد می‌گوید: «بزرگان کشور، بعد از تحویل آفتاب به برج حمل، برای تهنیت عید نوروز به حضور شاهنشاه می‌روند، اعیان و اشراف تاج مرصعی بر سر، با تجهیزاتی حتی‌الامکان و سبک چابک به پیشگاه همایونی شرفیاب شده، هریک هدیه‌ای از گوهرهای گرانبها و جواهرات قیمتی، منسوجات نفیس و عطریات عالی و نوادر دیگر، اسب و نقدینه و غیره برحسب مقام و مقدور خویش به حضور ملوکانه تقدیم می‌دارند.

اکثر بزرگان طلا پیشکش می‌کنند و استدلال می‌نمایند که در تمام عالم تحفه مناسبی برای صندوقخانه (گنجه) همایونی وجود ندارد و معمولا از پانصد تا چهارهزار دوکا تسلیم می‌دارند. رجال و بزرگانی که در ایالات و ولایات ماموریت دارند، آنها نیز هدایا و تحف خود را تقدیم حضور همایونی می‌کنند و احترامات لازم را به جا می‌آورند. هیچکس از انجام این مراسم معاف نمی‌باشد و معمولا مقام و منزلت هر شخصیتی برحسب هدایای تقدیمی در سال‌های متمادی منظور نظر و مورد توجه است. و بدین ترتیب شاهنشاه در عید نوروز ثروت سرشاری به هم می‌زند و یک قسمت از آن را در سرای همایونی بین اعضای بی‌شمار اندرون به‌عنوان عیدی تقسیم و توزیع می‌فرماید.»

آئین‌های نوروز در زمان قاجار, نوروز در دربار صفوی

نوروز از آداب و رسوم ایرانیان قدیم به جای مانده است و هنوز هم بزرگترین جشن ایرانیان است

خنجر عتیق؛ پیشکش شاردن به شاه صفوی

سپس شاردن به شرفیابی بزرگان حکومت به حضور شاه اشاره می‌کند و می‌نویسد: «شاهنشاه در تمام ایام عید از ساعت ده تا ساعت یک، از اعیان و اشراف کشور باشکوه و جلال تمام پذیرایی به عمل می‌آورد و سپس به اندرون تشریف می‌برد. معمولا رجال و بزرگان مملکت نیز هریک به نوبه خود در منزل خویش مشغول پذیرایی از واردین می‌گردند و نصف مدت روز را برای قبول مراجعین و دریافت هدایا و تحف تابعین تخصیص می‌دهند، این رسم مسلم مشرق زمین است که کوچکان به بزرگان می‌بخشند و ناداران به دارایان می‌دهند و از دهقان تا سلطان این سلسله مراتب در داد و دهش مرعی و مراعات می‌گردد.»

شاردن همچنین می‌گوید: «در بیست و دوم بعدازظهر برای تهنیت عید به کاخ حکومتی رفتم و یک قبضه خنجر بسیار نفیس و عتیقی که دسته و غلاف عاج ظریف مطلای مینایی داشت تقدیم حضور خان ایروان کردم. این هدیه مطبوع طبع حاکم و بسیار مورد توجه وی واقع گشت. در ایران یک رسم قانون مانند است که در عید نوروز نمی‌توان بدون تقدیم تحفه‌ای به حضور بزرگان بار یافت. حاکم مرا در کنار خویش بنشاند و مرا به خوردن میوه‌های تر و خشک و شراب‌های بسیار نفیس و عالی گرجستان و شیراز خواند.»

درخشان‌ترین جشن ایرانیان از نگاه کمپفر

کمپفر، پزشک و طبیعت‌دان آلمانی که در دوره صفویه به ایران آمد و سفرنامه‌ای از خود به جا گذاشت، سفرنامه کمپفر اوضاع تاریخی ایران را در عصر شاه سلیمان صفوی به خوبی به تصویر می‌کشد. وی در سفرنامه خود سعی کرده که نگاهی چند جانبه به اوضاع ایران داشته باشد، یعنی هم از نظر اجتماعی و هم از نظر سیاسی اوضاع را بررسی می‌کند و در عین حال مسائل معماری و سبک شهرسازی را از قلم نمی‌اندازد.

وی از نوروز اینچنین می‌نویسد: «نوروز از آداب و رسوم ایرانیان قدیم به جای مانده است و هنوز هم بزرگترین و درخشان‌ترین جشن ایرانیان به‌شمار می‌رود. همه در این روز جامه نو می‌پوشند. دوستان و آشنایان به دیدن یکدیگر می‌روند، مهمانی‌ها برپا می‌شود و به تفریح می‌پردازند. تازه بعد از دو هفته و در بعضی موارد پس از سه هفته جشن‌ها و مهمانی‌ها به پایان می‌رسد.»

کمپفر می‌گوید: «مقدمه نوروز چنین است که در میدان‌های عمومی با نقاره، شیپور و سنج از نیمه شب تا ظهر نوازندگی می‌کنند. پس از آن مردم بلافاصله محل کار خود را ترک می‌گویند و همه با هیاهو و خوشحالی به مساجد، میدان‌ها و ساختمان‌های عمومی روی می‌آورند. همه به هم تبریک می‌گویند، همه‌جا پر از شادی و سرزندگی است. بازی می‌کنند، سر به سر هم می‌گذارند، صحبت می‌کنند، قلیان و چپق می‌کشند و آن را دست به دست می‌گردانند و هرکس پک کوچکی به آن می‌زند.

شعرا و هنرپیشگان عرض هنر می‌کنند، در جلسات و دسته‌های مذهبی شرکت می‌جویند تا اینکه روز به پایان می‌رسد و آن‌گاه باز هرکس در چهار دیوار خود دنبال جشن و شادی می‌گیرد و بخشی از شب را به شادی و خوشی در جمع خویشان خود می‌گذراند.»

منبع:ibna.ir

گردآوری:مجله یک پارس

۱۴ اسفند سالروز درگذشت دکتر محمد مصدق

دکتر محمد مصدق, درگذشت دکتر محمد مصدق

درگذشت دکتر محمد مصدق

دکتر محمد مصدق استاد دانشگاه، سیاستمدار، دولتمرد و ایراندوست نامدار، دشمن سرسخت استعمار ملل و سلطه گری، رهبر جنبش ملی کردن صنعت نفت ایران و رئیس دولت در سالهای ۱۳۳۰، ۱۳۳۱ و پنج ماه اول سال ۱۳۳۲ چهاردهم اسفند ۱۳۴۵ در بیمارستان نجمیه تهران (خیابان حافظ ـ کمی پایین تر از خیابان جمهوری اسلامی) فوت شد و دولت وقت اجازه برگزاری مراسم ترحیم او را نداد و جز یک اعلامیه چند سطری دولتی، مطبوعات از انتشار هرگونه خبر و مطلب دیگر در آن زمینه ممنوع شده بودند.

هدف دولت وقت برگرفتن خاطره اندیشه و کارهای این بزرگمرد تاریخ مشرق زمین از اذهان ایرانیان بود. با وجود این، بسیاری از ایرانیان پس از آگاه شدن از فوت مصدق لباس سیاه پوشیدند و اشک ریختند، بیشتر معلمان کشور در کلاس های درس خود یک دقیقه سکوت اعلام کردند و شماری از آنان، به خاطر این عمل احضار و بازجویی و دارای پرونده (اصطلاحا سیاه) شدند.

از آنجا که پانزدهم اسفند ۱۳۴۵ (روز پس از وفات مصدق) گروهی از مردم تهدید کرده بودند که درصورت مخالفت با برگزاری مراسم ترحیم عمومی، با پوشیدن لباس مشکی و یا گفتن تسلیت به یکدیگر با صدای نسبتا بلند ماتم خواهند گرفت؛ ساواک خبرچین های خود را مامور پرونده سازی، مخصوصا در مدارس و سازمانهای دولتی کرده بود تا هرکس از دکتر مصدق یاد کند و لباس مشکی پوشیده باشد نامش را گزارش کنند و بعدا دستگیر شود.

دکتر محمد مصدق, درگذشت دکتر محمد مصدق

 عکس دکتر محمد مصدق

بیماری منجر به فوت مصدق؛ عوارض ناشی از سرماخوردگی (گویا؛ ذات الریه) و نیز پیدایش یک تومور (احتمالا سرطانی) در سقف دهان بیان شده بود.

به مصدق در روزهای واپسین عمر که شدیدا بیمار بود اجازه داده شده بود به تهران و به بیمارستانی که فرزندش در آن طبابت می کرد منتقل شود. جز برای اعضای فامیل، وی در اینجا هم ممنوع الملاقات بود و روزنامه نگاران حتی اجازه نزدیک شدن به ساختمان بیمارستان را نداشتند و شبانه روز درخودروهای خود ـ مقابل ساختمان «پارک هتل» نشسته و گوش بزنگ خبر از داخل بیمارستان بودند. این روزنامه نگاران آنچه را که در طول اتومبیل نشینی مقابل کوچه بیمارستان و «پارک هتل» دیده و شنیده بودند خاطره نویسی کردند و ۱۲ سال بعد و در اسفندماه ۱۳۵۷ منتشر ساختند که در تاریخ ماندگار شده است.

زیرا که دولت وقت، خود یک اطلاعیه چند سطری بسیار کوتاه دراین زمینه به روزنامه ها داده بود و از آنجا که از مرده مصدق هم می ترسید اجازه برگزاری مجلس ترحیم عمومی را هم نداد چون می ترسید که به یک بپاخیزی منجر شود. همان زمان، گروهی از دبیران درس تاریخ در یک شبنامه که به روزنامه ها هم ارسال شده بود ضمن اعتراض به این عمل دولت نوشته بودند که با این کارها «تاریخ را نمی شود پاک کرد» و روزی همه چیز آشکار و اعلام خواهد شد و «سیه روی شود هرکه در او غَش باشد».

دکتر محمد مصدق, درگذشت دکتر محمد مصدق

ایرانیان ۱۴ اسفند ۱۳۵۷ در دسته های انبوه و به این صورت رهسپار احمدآباد کرج بودند تا در مراسم سالروز فوت مصدق شرکت کنند

پیروان خط مصدق در جریان تظاهرات و راهپیمایی های سال ۱۳۵۷ و با استفاده از فرصتی که به دست آمده بود زجرهای این رهبر ملّی براثر فشار دولت شاه و اِعمال محدودیت برای اورا برای مردم بپاخاسته شرح دادند و بر خشم آنان افزودند ـ دولتی که حتی از مرده مصدق هم می ترسید.

۵۲ روز پس از پیروزی انقلاب و در دوازدهمین سالروز فوت مصدق، ایرانیان به این مناسبت چنان مراسمی برگزار کردند که تا آن زمان ـ جز مورد استقبال فرانسویان از استخوانهای ناپلئون ـ بی سابقه بود. صدها هزار و طبق گزارش روزنامه اطلاعات بیش از یک میلیون تن ایرانی از تهران و شهرهای دیگر به احمدآباد رفتند و از ساعت ۲ تا ۵ و ۳۰ دقیقه (وقت قبلا اعلام شده) بر گور او گریستند و شعار دادند. شهرداری تهران اتوبوس های شهر و مردم اتومبیل های خود را در اختیار گذاشته بودند تا این جمعیت به کرج منتقل شود.

دکتر محمد مصدق, درگذشت دکتر محمد مصدق

دکتر مصدق در دوران تبعید غیر قانونی در روستای احمد آباد ـ در یک روز صدها هزار نسخه از این عکس ها بفروش رفت

این جمعیت به خواست خود، مسافت کرج تا احمدآباد را که حدود ۸۰ دقیقه بود در حال شعار دادن، پیاده طی کردند. احزاب و گروهها قبلا با انتشار اعلامیه، مردم را به حضور در این مراسم دعوت کرده بودند. در آن روز که دوشنبه بود، ادارات دولتی، مدارس و … از ساعت ده بامداد عملا تعطیل شده بود. نخست وزیر، وزیران کابینه و مقامات دولتی وقت نیز به احمدآباد رفته بودند و آیت الله طالقانی نخستین سخنران این مراسم بود. مطبوعات تا چند روز و هر روز دو ـ سه صفحه از صفحات خودرا اختصاص به شرح اندیشه ها، کارها و زجرهای مصدق داده بودند.

طبق گزارش ها، چند چاپخانه تهران عکسی از مصدق را که در احمدآباد، در آفتاب و عصا در بغل زیر درخت نشسته بود و دستش را بر پیشانی گذاشته بود در صدها هزار نسخه چاپ کرده بودند که تماما و ظرف چند ساعت به فروش رفته بود و آخر وقت روز چهاردهم اسفند بازار سیاه یافته بود.

دکتر محمد مصدق, درگذشت دکتر محمد مصدق

صفحه اول شماره ۱۴ اسفند ۱۳۵۷ روزنامه اطلاعات و شرکت میلیونی ایرانیان در مراسم سالمرگ مصدق در احمدآباد کرج

برای پی بردن به محبوبیت مصدق در میان ایرانیان و ایرانی تبارها ذکر این دو نکته کافی است:

شمارگان روزنامه همشهری با چاپ عکس مصدق در صفحه ششم شماره ۲۹ امُرداد ۱۳۷۲ دفعتا به ۱۲۰ هزار نسخه افزایش یافت و این توجه مردم به آن ادامه یافت تا روزنامه اول کشور شد. سال بعد، روزنامه ایران با چاپ عکس مصدق در صفحه اول خود، در آن روز چندبار تجدید چاپ شد و تیراژ انبوه به دست آورد.

در سالهای حکومت مصدق، ایران که پرچم مبارزه با استعمار و سلطه را به دوش گرفته بود تحت فشار و تحریم اقتصادی و تهدید نظامی انگلستان بود که یکی از سه قدرت آن زمان بشمار می رفت. با وجود این، مردم شاد، سرزنده و راضی از آن مبارزه ملی. دکتر مصدق در تمامی طول عمر سیاسی خود به دمکراسی، حقوق بشر و آزادی های مرتبط با آن عمیقا وفادار بود.

دکتر مصدق بر پایه عقیده خود که شاه باید سلطنت کند، نه حکومت در دوران زمامداری اش اختیارات حکومتی را از شاه گرفت. در زمان او انتشار نشریه، تشکیل حزب و برگزاری اجتماعات سیاسی آزاد بود. به اشاره وی، کتابهای تاریخ مدارس متوسطه دوباره نویسی شده بود تا مُبلّغ قدرتهای خارجی مسلط بر ایران و مطابق خواست و سیاست آنها نباشند.

دکتر محمد مصدق, درگذشت دکتر محمد مصدق

آیت الله طالقانی، بازرگان و داریوش فروهر بر گور مصدق گل می نهند (۱۴ اسفند ۱۳۵۷)

وی متون این کتابها را استعماری می دانست. پیش از آماده شدن کتابهای دوباره نویسی شده، مصدق از دبیران تاریخ مدارس خواسته بود که آن صفحه از کتابهای موجود را که حاوی یک عکس تبلیغاتی از ناوگان انگلستان است جداکنند و دور بریزند زیراکه هدف از قراردادن آن در کتاب، ایجاد ترس در جوان ایرانی از قدرت نظامی دولت لندن بود و …. وی پس از اینکه وزارت جنگ را به وزارت دفاع ملی تغییر نام داده و خود تصدی این وزارتخانه را برعهده گرفته بود خواسته بود که «تاریخ ایران» را بر آموزش نظامی سربازان وظیفه در پادگانها بیافزایند تا جوان ایرانی بداند که میراث او ـ ایران ـ چگونه برایش حفظ و حراست شده و در این سرزمین چه مردانی در خون خود خفته اند تا باقی مانده است و فداکاری کند.

مورخان معروف جهان دکتر مصدق را احیاء گر ناسیونالیسم ایرانی خوانده و نوشته اند که به همین دلیل، وی حاضر به سازش با بیگانگان بر سر منافع ایران نبود. به نوشته این مورخان که دکتر مصدق را از مردان بزرگ تاریخ ایران خوانده اند، وی در جهان سوم چراغی را روشن کرد که تا پایان «استعمار کهنه» روشن بود. وی به ملل تحت ستم و استثمارشونده هشدار داده بود که پس از استعمار کهن (استعمار اروپایی که از زمان یافتن راههای دریایی ـ آغاز سده پانزدهم آغاز شده بود)، استثمار و سلطه با لباسی تازه برجای آن خواهد نشست. به عبارت دیگر استعمارگران تنها لباس عوض می کنند و ….

دولت دکتر مصدق که مورد حمایت قاطبه ملت بود در کودتای ۲۸ امُرداد سال ۱۳۳۲ که نتیجه توطئه مشترک انگلستان و آمریکا و همکاری عوامل داخلی بود برانداخته شد، به زندان افتاد و پس از تحمل سه سال زندان در پادگان لشکر ۲ زرهی تهران، تا پایان عُمر در روستای احمد آباد ساوجبلاغ (نزدیک کرج) به صورت غیر قانونی تبعید و در حصر قرار داشت. هنگام فوت، از عمر مصدق ۸۷ سال و ۹ ماه و ۲۵ روز گذشته بود.

دکتر محمد مصدق, درگذشت دکتر محمد مصدق

یک گروه از شرکاء داخلی براندازی دولت مصدق در روز ۲۸ امُرداد ۱۳۳۲

تا پایان سال ۱۳۵۶ تلاش بر این بود که از بردن نام مصدق در رسانه های کشور و سازمانهای دولتی خودداری شود. در کتابی که پهلوی دوم مولف آن اعلام شده بود و برای مدتی کوتاه در مدارس تدریس می شد مصدق تضعیف و در مواردی تحقیر شده بود که اکراه معلمان از تدریس آن و تداوم این شعار دانش آموزان «بشنو و باور مکن» سبب شد که از برنامه مدارس حذف شود.

ژنرال آیزنهاور رئیس جمهور وقت آمریکا در یادداشتهای خود ـ در ذیل روز هشتم اکتبر ۱۹۵۳ اعتراف کرده است که آن دولت (دولت آیزنهاور) در مساعی انگلستان برای برکنارکردن مصدق نقش داشت. وی نوشته است که به او تاکید شده بود که اگر مصدق در سمت خود باقی بماند چون خودرا متعهد و مکلّف به رعایت دمکراسی می داند سرانجام حزب توده و مسکو بر ایران، آسیای جنوبی [استراتژیک] و آسیای غربی [نفتدار] مسلط می شوند و …. به نوشته آیزنهاور، نقشه براندازی که مجری آمریکایی آن کرمیت روزولت [نوه تئودور روزولت رئیس جمهور دهه اول قرن بیستم آمریکا] بود در نخستین ساعت اجرا [ابلاغ نامه برکناری مصدق توسط سرهنگ نصیری] شکست خورد و شاه از کشور گریخت. باوجود این، کرمیت روزولت خودرا نباخت و از راهی دیگر [دادن دلار و کشاندن اوباش و قدرت طلبان به خیابانها] سه روز بعد پیروز شد. [هری ترومن رئیس جمهور قبلی آمریکا تحت تاثیر تلقین های دولت لندن قرار نگرفته و حاضر به همکاری با این دولت در براندازی مصدق نشده بود.].

مورخانی که این یادداشت آیزنهاوررا نقل کرده اند نوشته اند که این برداشت با عمل حزب توده در جریان کودتای ۲۸ امُرداد همخوانی ندارد و افزوده اند که این حزب با آن سازمان نظامی وسیع و نفوذ در طبقه کارگر می توانست کودتا را به آسانی شکست دهد ولی ساکت ماند و این سکوت به صورت یک معمّا در تاریخ ایران مانده است. در سال ۱۳۳۳ و کشف سازمان نظامی حزب توده، ایرانیان پس از آگاه شدن از آن همه افسر کمونیست که در برابر کودتا ساکت مانده بودند، از این حزب رویگردان شدند بگونه ای که این حزب پس از انقلاب هم جان نگرفت.

هرساله به مناسبت زادروز و سالگرد وفات دکتر مصدق در آرامگاه او در احمدآباد که از ابنیه ملی ایران بشمار آمده است مراسمی برگزار می شود.

منبع:iranboom.ir

گردآوری:مجله یک پارس

سلاح های عجیب و غریبی که در جنگ جهانی دوم ساخته شد + تصاویر

 سلاح های عجیب و غریب بسیار زیادی در دوران جنگ جهانی دوم توسط کشورهای درگیر جنگ ساخته شد که باعث کشته شدن انسان های بی گناه زیادی شد. متفقین و متحدین به منظور برتری نسبت به دشمن، دست به هرکاری می زدند و با سرمایه گذاری عظیمی که بر روی تکنولوژی های جدید نظامی کرده بودند، با ساخت سلاح های جدید و گاه عجیب و غریب شرایط در میدان نبرد را به نفع خود تغییر می دادند.

در ادامه با سلاح های عجیب و غریبی که در دوران جنگ جهانی دوم ساخته شد آشنا می شوید:

سلاح های عجیب, ساخت سلاح های جدید

تانک تاوش پانزر می توانست ۲۰ دقیقه زیر آب بماند

تاوش پانزر

تانک موسوم به (Tauchpanzer) که ساخت کشور آلمان بود به معنای “تانک غواص”  است. نازی ها تانک تاوش پانزر به طور ویژه در عملیات “شیر دریایی” در طول جنگ جهانی دوم و به منظور حمله به بریتانیا،را طراحی کردند هر چند هیچ گاه این عملیات اجرایی نشد. تاوش پانزر طوری طراحی شده بود که ابتدا در ساحل پیاده شده و پس از وارد شدن به آب و رفتن به عمق، خود را به آن طرف ساحل رساننده و از سربازانی که در ساحل بریتانیا پیاده می شدند حمایت می کرد.

سلاح های عجیب, ساخت سلاح های جدید

سلاح های عجیب زیادی در دوران جنگ جهانی دوم توسط کشورهای درگیر جنگ ساخته شد

تاوش پانزر دارای لوله های اگزوز یک طرفه بود و یک لوله شناور نیز به موتور وصل می شد تا هوای مورد نیازش را تامین کند. با همه این تفاسیر این تانک می توانست ۲۰ دقیقه زیر آب مانده و در آب های با عمق بیش از ۱۵ متر نیز نمی توانست وارد شود. طراحی و تست های اولیه این تانک با موفقیت انجام شده و ۱۵۰ دستگاه از آن ها نیز ساخته شد.

سلاح های عجیب, ساخت سلاح های جدید

عکس سلاح های جنگ جهانی دوم

کارل-گرات

نازی ها در بحبوحه جنگ جهانی دوم برای نفوذ به خطوط دفاعی مستکم “ماژینو لاین” کار روی یک توپ غول پیکر را آغاز کردند. کارل-گرات در ابتدا طوری طراحی شده بود که به صورت قطعه های کوچکتر به نزدیکی محل عملیات منتقل می شد و سپس سرهم شده و مورد استفاده قرار می گرفت. به خاطر سنگینی بسیار زیاد این توپ بعدها به تجهیزات خودکشی مجهز شد.

این توپ غول پیکر به افتخار ژنرال آلمانی به نام کارل بکر که در ساخت آن نیز دخالت زیادی داشت نامگذاری شد که به معنای ماشین کارل است. این تانک غول پیکر لوله ای با کالیبر ۶۰۰ میلی متر داشته و می توانست گلوله ای به وزن ۱٫۸۰۰ کیلوگرم را تا فاصله ۵ کیلومتری پرتاب کند.

سلاح های عجیب, ساخت سلاح های جدید

سلاح های جنگ جهانی دوم

پروژه زوِنو

اتحاد جماهیر شوروی برای حمایت هوایی از نیروی زمینی و همچنین حفاظت از بمب افکن های خود در مقابل جنگنده های دشمن پروژه زوِنو را در سال ۱۹۲۰ را آغاز کرد. پروژه زوِنو درواقع ساخت هواپیماهای غول پیکری بود که چند هواپیما را با خود حمل می کرد.

پروژه زوِنو از یک بمب افکن تی بی ۳ همراه با چند هواپیمای جنگنده و بمب افکن کوچک تشکیل می شد که دو فروند روی بال ها قرار گرفته و یک فروند نیز زیر بدنه قرار می گرفت.

سلاح های عجیب, ساخت سلاح های جدید

سلاح های عجیب جنگ جهانی دوم

سورکوف

در اواخر دهه ۱۹۲۰ زیردریایی غول پیکری توسط فرانسوی ها به نام سورکوف ساخته شد. وزن این زیردریایی بیش از ۴۰۰۰تن بود که دو توپ ۲۰ سانتیمتری نیز روی آن نصب شده بود. هر چند با امضای معاهده دریایی واشنگتن ساخت زیر دریایی با وزن بیش از ۲۸۰۰تن ممنوع شد اما با اضافه کردن یک بند به این قرار داد فرانسه توانست زیر دریایی خود را حفظ کند.

سلاح های عجیب, ساخت سلاح های جدید

ناکاجیما اَی ۶ ام ۲-ان روفه

ژاپنی ها تنها کشوری بودند که در جنگ جهانی دوم هواپیماهای مجهز به سیستم فرود روی آب، داشتند که ناکاجیما اَی ۶ ام ۲-ان روفه نام داشت. این هواپیما به جای چرخ های باز شوند برای فرود بر روی زمین، صفحه ای پهن برای شناور ماندن روی آب داشت. ژاپنی ها این جنگنده را با هدف پشتیبانی از دیگر ماشین های نظامی زاپن در تسخیر جزایر متعدد در اقیانوس آرام ساخته بودند.

منبع:yjc.ir

گردآوری:مجله یک پارس

آشنایی با مراسم‌ خاص نوروز

 مراسم نوروز در بین زرتشتیان یزد, آداب و رسوم نوروز

نوروز، جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از ۳ هزار سال دارد

ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است که شمردن جشن‌های ایرانیان همانند شمارکردن آب‌گذرهای یک سیلاب،غیر ممکن است.

بنابراین جشن و سرور همواره جایگاه والایی در فرهنگ این سرزمین داشته و جشن‌های متعددی هم در طول سال برگزار می‌شده است از جمله:در گاه‌شماری باستانی ایرانیان هر روز نامی خاص داشت و در هر ماه روزی را که همنام همان ماه می‌شد جشن می‌گرفتند مثل:تیرگان،امردادگان،مهرگان، آبانگان و…علاوه بر اینها برخی جشنهای مهم دیگر نیز عبارت بودند از:یلدا،سده، گاه‌نبارها و…اما یکی از مهمترین این جشن‌ها،نوروز بوده است که امروزه با پیشینه‌ای سه هزار ساله کهن‌سال‌ترین عید ملی در دنیاست.

بنا به پیشنهاد جمهوری آذربایجان،مجمع عمومی سازمان ملل(برای نخستین‌بار در تاریخ این سازمان)در نشست ۴ اسفند ۱۳۸۸(۲۳ فوریه ۲۰۱۰) با تصویب قطعنامه‌ای ۲۱ مارس برابر ۱ فروردین را در چارچوب ماده ۴۹ و تحت عنوان فرهنگ صلح به عنوان روز جهانی نوروز به‌رسمیت شناخت و در تقویم خود جای داد.در متن به تصویب رسیده،نوروز، جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از ۳ هزار سال دارد و امروزه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر آن را جشن می‌گیرند توصیف شده‌است.پیش از آن در تاریخ ۸ مهر ۱۳۸۸ هم،نوروز توسط سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد،به عنوان میراث غیرملموس جهانی،به ثبت جهانی رسیده‌ بود.

نوروز ترکیب وصفی مقلوب به معنی روز نو است و ایرانیان باستان اولین روز هر ماه را “اورمزد”(برگرفته از اهورامزدا) نام گذاشته بودند چون بین آنها مرسوم بوده و هست که هر کاری را با نام آفریدگار توانا آغاز کنند.

 مراسم نوروز در بین زرتشتیان یزد, آداب و رسوم نوروز

کوروش کبیر نخستین پادشاهی بود که به نوروز رسمیت داد

پیدایش نوروز

منشأ و زمان پیدایش نوروز،به درستی معلوم نیست.برپایه برخی افسان‌ها ۳۰۰۰ سال پیش در چنین روزی جمشید از کاخ خود در جنوب دریاچه ارومیه(منطقه حسنلوی امروزی)بیرون آمد و شدیدا تحت تاثیر آفتاب درخشان و تازگی و طراوت محیط قرار گرفت و آن روز را نوروز نامید و تصمیم گرفت پس از آن ،هر سال در چنین روزی آیین‌های ویژه ‌ی برگزار شود.

در شاهنامه درباره ریشه نوروز چنین آمده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان،دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست.با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.

 مراسم نوروز در بین زرتشتیان یزد, آداب و رسوم نوروز

آیین‌های نوروز

نوروز پیش از اسلام

اما کوروش کبیر نخستین پادشاهی بود که به نوروز رسمیت داد.او در سال ۵۳۴ پیش از میلاد دستور داد ترفیع نظامیان،سان دیدن از سربازان،عفو مجرمان، پاکسازی محیط زیست در این روزها باشد.البته ۴ سال پیشتر هم ،یعنی در ۵۳۸ پیش از میلاد،کوروش پیش از فتح بابل نوروز را در آنجا جشن گرفته بود. در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز نوروز گرامی داشته می‌شد.

در این دوران،جشن‌های گوناگونی در طول یک سال برگزار می‌شد که مهمترین آنها نوروز و مهرگان بود.برگزاری جشن نوروز در دوران ساسانیان دست کم شش روز طول می‌کشید و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ تقسیم می‌شد. نوروز کوچک یا نوروز عامه به مدت پنج روز،از یکم تا پنجم فروردین برگزار و روز ششم فروردین(خردادروز)،جشن نوروز بزرگ یا نوروز خاصه برپا می‌شد. در هر یک از روزهای “نوروز عام”،طبقه‌ای از طبقات مردم(دهقانان،روحانیان،سپاهیان،پیشه‌وران و اشراف)به دیدار شاه می‌آمدند و شاه به سخنانشان گوش می‌داد و برای حل مشکلات آنها دستور صادر می‌کرد.در روز ششم،شاه حق طبقات گوناگون مردم را ادا کرده بود و در این روز،تنها نزدیکان شاه به حضور وی می‌آمدند.

 مراسم نوروز در بین زرتشتیان یزد, آداب و رسوم نوروز

در اسلام و بویژهٔ آیین تشیع به نوروز به عنوان روزی خجسته نگاه شده‌ 

نوروز هخامنشی

در دوران ساسانیان، ۲۵ روز پیش از آغاز بهار، در ۱۲ ستون که از خشت خام برپا می‌کردند،انواع حبوبات و غلات(برنج،گندم،جو،نخود،ارزن،و لوبیا) را می‌کاشتند و تا روز شانزدهم فروردین آنها را جمع نمی‌کردند چون معتقد بودند که هر کدام از این گیاهان که بارورتر شود،در آن سال محصول بهتری خواهد داد. در این دوران همچنین متداول بود که در بامداد نوروز،مردم به یکدیگر آب بپاشند. از زمان هرمز اول مرسوم شد که مردم در شب نوروز آتش روشن کنند.همچنین از زمان هرمز دوم،رسم دادن سکه در نوروز به‌عنوان عیدی متداول شد.

نوروز پس از اسلام

در دوران سلجوقیان،به دستور جلال‌الدین ملکشاه سلجوقی تعدادی از ستاره شناسان ایرانی از جمله خیام برای بهترسازی گاهشمار ایرانی گرد هم آمدند.این گروه،نوروز را در یکم بهار(ورود آفتاب به برج حمل)قرار دادند و جایگاه آن را ثابت نمودند. بر اساس این گاهشماری که به تقویم جلالی معروف شد،برای ثابت ماندن نوروز در آغاز بهار،مقرر شد که حدوداً هر چهار سال یک‌بار(گاهی هر پنج سال یک بار)،تعداد روزهای سال را به‌جای ۳۶۵ روز برابر با ۳۶۶ روز در نظر بگیرند.این گاهشماری از سال ۳۹۲ هجری آغاز شد.

در اسلام و بویژهٔ آیین تشیع به نوروز به عنوان روزی خجسته نگاه شده‌ و بر گرامی داشتن آن تأکید شده‌ است.از دیدگاه شیعه نوروز روز ظهور امام زمان است. در حدیثی از امام صادق(ع) آمده‌است:”روز نوروز همان روزی است که خداوند در آن از بندگانش پیمان گرفت که او را پرستش کنند و هیچ چیزی را شریک او ندانند و این که به پیامبران و اولیایش ایمان بیاورند و آن نخستین روزی است که خورشید در آن طلوع کرده،و بادهای باردار کننده در آن وزیده‌ است و گل‌ها و شکوفه‌های زمین آفریده شده‌است و آن روزیست که کشتی نوح(ع) به کوه جودی قرار گرفت و آن روزی است که در آن قومی که از ترس مرگ از خانه‌های خود بیرون آمدند و آنها هزارها نفر بودند پس خداوند آنها را بمیراند و سپس آنها را در این روز زنده کرد.

 مراسم نوروز در بین زرتشتیان یزد, آداب و رسوم نوروز

محتویات سفره هفت سین امروزه هر کدام معنی نمادین ویژه خود را دارند

و آن روزیست که جبرئیل بر پیامبر (ص) فرود آمد و آن همان روزیست که ابراهیم(ع) بتهای قوم خود را شکست.و آن همان روزیست که پیغمبر خدا،امیرالمومنین علی(ع) را بر دوش خود سوار کرد تا بتهای قریش را از بالای خانه خدا به پائین انداخت و آنها را خرد کرد…”

جغرافیای نوروز با نام نوروز یا مشابه آن،سراسر خاورمیانه،بالکان،قزاقستان، تاتارستان،در آسیای میانه چین غربی (ترکستان چین)،سودان،زنگبار،در آسیای کوچک سراسر قفقاز تا آستراخان و نیز آمریکای شمالی،هند،پاکستان، بنگلادش،بوتان،نپال و تبت را شامل می‌شود.

آیین‌های نوروز

خانه تکانی: از چند روز مانده به پایان سال آغاز می‌شد و تمام خانه و وسایل آن گردگیری،شستشو و تمیز می‌شد چون معتقدند ارواح مردگان در روز نخست فروردین به خانه هایشان باز می‌گردند و اگر اجاق روشن،خانه پاک و آراسته بود شاد می‌شدند و برای آنها دعا می‌کردند ولی اگر کثیف و ناپاک بود یا هفت سین نداشت آن خانه را نفرین می‌کردند و تا سال بعد ناراحت بودند.

 مراسم نوروز در بین زرتشتیان یزد, آداب و رسوم نوروز

حاجی فیروز نماد استطوره سیاوش است

حاجی فیروز: از مشهورترین پیک‌های نوروزی است که با لباس ویژه خود یعنی پیراهن و شلوار قرمز،گیوه نوک تیز و منگوله دار و صورت سیاه شده،فرا رسیدن نوروز را نوید می‌دهد.حاجی فیروز نماد استطوره سیاوش است.چهره سیاهش نشانه بازگشت او از جهان مردگان،لباس سرخش نماد خون سرخ سیاوش و شادی او هم به خاطر حیات دوباره سیاوش است.

هفت سین: هفت سین پیش از اسلام هفت شین بود و از نام امشاسپندان(پاکان بی مرگ)گرفته شده که عبارت بودند از:وهومن(بهمن)اشا وهیشتا(اردی بهشت)خشتره وئیریه (شهریور)سپنت آرمئیتی یا سپندارمذ(اسفند) هئوروتات(خرداد)آمرتات(مرداد) و هرمز یا اهورامزدا.این امشاسپندان همه صفات اهورا مزدا هستند که در قالب هفت شین بر سر سفره قرار می‌گرفتند که  یعنی:شمع،شراب،شیرینی، شیر،شربت،شکر و شانه.

اما محتویات سفره هفت سین امروزه هر کدام معنی نمادین ویژه خود را دارند:«سمنو»که از جوانه‌های تازه گندم است،نشانه قدرت است و مبارزه.«سنجد» مفهوم عشق و محبت و همچنین زایش را می‌رساند.«سکه» نماد برکت و روزی و ثروت است.سیب میوه‌ای بهشتی و نشانه زیبایی و تندرستی است.«سیر» مفهوم دست نگهداشتن از ظلم و تجاوز به حقوق دیگران را می‌رساند.«سرکه» هم نماد رضا و تسلیم است.«تخم مرغ رنگی» نشان نطفه و نژاد و «آینه »مظهر پاکی و شفافیت است.«سپند »یا اسپند هم برای دور شدن بیماری و سلامتی است.

سیزده بدر: ایرانیان باستان سیزدهم هر ماه خورشیدی را “تیر روز”نامیده و متعلق به فرشته تیر یا “تیشتر”(الهه باران) می‌دانستند.آنها پس از ۱۲ روز جشن و شادی به یاد ۱۲ ماه سال،روز سیزدهم نوروز را به باغ و صحرا و مناطق خارج از شهر رفته شادی می‌کردند و سبزه های خود را به نشانه سبزی،شادابی و برکت به آب روان سپرده و نوروز را به پایان می‌رساندند.

بنابراین اعتقاد به نحسی این روز هیچ جایگاهی در فرهنگ کهن ایرانی ندارد و عده‌ای آن را به فرهنگ اعراب جاهلی نسبت می‌دهند.چون در بین بسیاری از اقوام این اعتقاد خرافی که برخی اعداد را نحس می‌دانند،وجود دارد و اعراب جاهلی هم پیش از اسلام عدد ۱۳ را نحس می‌دانسته‌اند.از کارهای رایج در این جشن،گره زدن سبزه و گفتن دروغ سیزده است.

سبزه گره زدن: مشی و مشیانه (آدم و حوا از نظر ایرانیان)در روز سیزدهم فروردین زندگی خود را آغاز کردند و پایه ازدواج خود را با گره‌زدن شاخه بنیاد نهادند.از همین رو این کار به یکی از سنت های کهن سیزدهمین روز نوروز تبدیل شده است.

منبع:hamshahrionline.ir

گردآوری:مجله یک پارس

تصاویر ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ – روز پیروزی انقلاب

در روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، تاريخ نهضت اسلامي مردم ايران به رهبري امام خميني (ره) به نقطه عطف خود رسيد. در روز ۲۲ بهمن سرانجام مبارزات مردم مسلمان به بار نشست و پادشاهي ۲۵۰۰ ساله و ظلم و استبداد بيش از ۵۰ ساله رژيم پهلوي در ايران، ريشه كن شد و به خواست الهي حكومت جمهوري اسلامي تأسيس شد.

در روز ۲۲ بهمن به ترتیب زندان اوین، ساواک، سلطنت آباد، مجلسین سنا و شورای ملی، شهربانی، ژاندارمری و ساختمان زندان کمیته مشترک به تصرف مردم در آمد. در تسخیر شهربانی سپهبد رحیمی فرماندار نظامی تهران به دست انقلابیون مسلح افتاد. پادگان باغشاه و دانشکده افسری، دبیرستان نظام، زندان جمشیدیه، پادگان عشرت آباد و پادگان عباس آباد یکی پس از دیگری تسلیم شدند و آخرین مرکزی که به تصرف درآمد رادیو و تلویزیون بود.

۲۲ بهمن ۱۳۵۷ ، مردم تهران با توزیع گل به یکدیگر پیروزی انقلاب را جشن می گیرند.

در زیر تصاویری از ۲۲ بهمن سال ۷۵ برای شما آماده کرده ایم:

 

 عکسهای 22 بهمن 1357, تاریخ و تمدن

تصاویر ۲۲ بهمن

 

 عکسهای 22 بهمن 1357, تاریخ و تمدن

 عکس های ۲۲ بهمن

 

 عکسهای 22 بهمن 1357, تاریخ و تمدن

 ۲۲ بهمن ۵۷

 

 عکسهای 22 بهمن 1357, تاریخ و تمدن

عکسهای ۲۲ بهمن ۱۳۵۷

 

 عکسهای 22 بهمن 1357, تاریخ و تمدن

 ۲۲ بهمن ۵۷

 

 عکسهای 22 بهمن 1357, تاریخ و تمدن

 عکس های ۲۲ بهمن

 

 عکسهای 22 بهمن 1357, تاریخ و تمدن

راهپیمایی ۲۲ بهمن

 

 عکسهای 22 بهمن 1357, تاریخ و تمدن

۲۲ بهمن ۱۳۵۷

 

 عکسهای 22 بهمن 1357, تاریخ و تمدن

تصاویر ۲۲ بهمن ۱۳۵۷

 

 عکسهای 22 بهمن 1357, تاریخ و تمدن

عکس راهپیمایی ۲۲ بهمن

 

 عکسهای 22 بهمن 1357, تاریخ و تمدن

 تصاویر ۲۲ بهمن

گردآوری:مجله یک پارس

 تاریخچه کشاورزی در ایران

 

تاریخچه کشاورزی در ایران, تاریخ و تمدن

در دوره هخامنشیان همه درختان میوه‌ای که در یونان کشت می‌شده کشت می‌کرده‌اند

 

ایران از نخستین کشورهای جهان است که در آن کشاورزی و زراعت آغاز گردیده‌ است و انسان اولیه برای اولین بار در فلات ایران به کشت و آبیاری و پرورش دام مشغول شده‌است. مهاجرت آریایی‌ها بیشتر در جستجوی چراگاه‌های جدید نبوده بلکه مهاجرتی دهقانی و در جستجوی زمین بهتر برای کشاورزی بوده‌است.

 

حفاری‌هایی که در حوالی کاشان انجام شده، نشان می‌دهد که در شش هزار سال گذشته ایرانی‌ها سامانه کشاورزی پیشرفته‌ای داشته‌اند. در حفاری‌های نقاط گوناگون ایران مشخص گردیده که در حدود ۳۳۰۰ سال پیش از میلاد درخت را در ری، کاشان و دامغان به طرز مشابهی نقاشی می‌کرده‌اند و بنابراین در آن زمان از لحاظ باغبانی میان نقاط مختلف ایران رابطه برقرار بوده‌است. آیین زرتشت به کشاورزی اهمیت فراوان داده و در اوستا آمده‌است که سومین جایی که زمین شادمانترین است آنجاست که کسانی از خداپرستان بیشترین غله را کشت کنند و بیشترین گیاه و میوه را بکارند.

 

تاریخچه کشاورزی در ایران, تاریخ و تمدن

ایران از نخستین کشورهای جهان است که در آن کشاورزی و زراعت آغاز گردیده‌ است 

 

کشاورزی در دوره هخامنشیان

در دوره هخامنشیان در قرن اول پیش از میلاد، ایرانی‌ها همه درختان میوه‌ای که در یونان کشت می‌شده (به استثنای زیتون) کشت می‌کرده‌اند. گزنفون از قول سقراط نقل کرده‌است که در دوره هخامنشیان باغ‌هایی در ایران وجود داشته که آنها را پارادیس یا پردیس (این واژه در زبان‌های رایج اروپایی به معنای بهشت است) می‌نامیدند و در آنجا درختان از نظر قد مساوی و روی خطوط موازی کشت شده و با چرخ چاه‌های عظیمی که به وسیله گاو چرخانده می‌شدند آبیاری می‌شدند. از میوه‌های مهم آن دوره می‌توان خرما، انگور و انجیر را نام برد.

 

هجوم اسکندر و بازسازی دوباره توسط اردشیر بابکان

با هجوم اسکندر کشاورزی ایران رو به زوال گذاشت و بسیاری از مزارع از بین رفت و این وضع تا زمان به حکومت رسیدن اردشیر بابکان ادامه یافت. ساسانیان به بازسازی قنات ها و تشویق و گسترش کشاورزی، باغبانی و دامپروری پرداختند. پتروشفسکی هم در کتاب پهاوی بوندهشن که مربوط به زمان ساسانیان است و امروزه آن را بندهشن می‌نامیم به کشت انواع میوه مانند پرتقال، سیب، انگور، خرما، به، لیمو، انار، هلو، فندق، سنجد، بادام، توت، گلابی، پسته، زردآلو، گردو، شاه بلوط و نیز انواع سبزی و گل مانند تره تیزک، تره، گشنیز، خیار، نرگس، یاسمن، نسترن، لاله، بنفشه، همیشه بهار، گل سرخ و گل زعفران اشاره کرده‌است.

 

تاریخچه کشاورزی در ایران, تاریخ و تمدن

در شش هزار سال گذشته ایرانی‌ها سامانه کشاورزی پیشرفته‌ای داشته‌اند

 

کشاورزی در دوران حکومت اعراب

از عوامل تضعیف کشاورزی در آن دوران می‌توان به تخریب زیرساخت‌های آبیاری (که عموما به دلیل عدم رسیدگی به تاسیسات نابود می‌شدند)، تخریب زمینهای کشاورزی (که معمولاً به موجب چرای دام‌های اعراب از بین می‌رفتند) اشاره کرد.

 

کشاورزی در دوران بنی امیه

در دوره امویان از عمده دلایل زوال در این دوره تاثیر اعراب بر اقتصاد کشاورزی بود. با تسلط اعراب به ایران نظام اقتصادی که تا آن زمان بر ایران مسلط بود دگرگون گشت، اعراب طبقات اجتماعی را تغییر دادند و با این تغییر ساختار موجب شدند تا افراد مالیات کمتری به دولت بپردازند و در نتیجه باعث کاهش درآمدهای دولت شدند. تاثیر دیگر حمله اعراب مهاجرت گروه‌هایی بود که اسلام را نپذیرفته بودند، این افراد به همراه خود امکانات مالی و تولیدی ای را که اندوخته بودند به همراه بردند.

 

تاریخچه کشاورزی در ایران, تاریخ و تمدن

با آغاز فرمانروایی صفویان، بار دیگر کشاورزی در ایران رونق گرفت

 

کشاورزی در دوران عبّاسیان

در دوره خلافت عباسیان، زمان بنی عباس و پس از آن در زمان حکومت‌های محلی کشاورزی پیشرفت کرد.

 

کشاورزی در حکومتهای محلی

طاهریان

طاهر ذوالیمینین از طاهریان قانونی در جهت بهبود وضع آبیاری و افزایش محصولات کشاورزی تصویب کرد، ولی این وضع دیری نپایید و با مرگ طاهر این دوران پایان یافت و به دلیل کوتاه بودن این دوره تغییرات مطلوبی ایجاد نشد.

 

تاریخچه کشاورزی در ایران, تاریخ و تمدن

 تاریخچه کشاورزی در ایران

 

دوره دیلمیان

در دوره دیلمیان باغبانی ایران به حداکثر گسترش خود رسید و برای نخستین بار پرورش مرکبات در اطراف دریای خزر آغاز گردید. در این دوره برخی از انواع سبزی مثل مارچوبه و گل کلم به مقدار فراوان در ایران زراعت می‌شدند اما بعدها کشت آنها منسوخ شد.

 

استیلای مغول

در اثر یورش مغول‌ها، باغبانی نیز از رونق افتاد و وضع بدین منوال بود تا آنکه غازان خان تیموری در اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری قمری به توسعه کشاورزی پرداخت. در قلمرو او انواع درختان میوه و سبزی‌ها در تمام نقاط کشت می‌شدند و باغبانی آن قدر رونق داشت که از اصفهان انواع میوه به هندوستان و آسیای صغیر واز کرمان خرما به سایر کشورها صادر می‌شد.

 

در این دوره اقلید و سورمق مرکز تولید برگه زردآلو و خراسان ناحیه با ارزشی برای پرورش انواع میوه به شمار می‌آمد. از زمان غازان خان حدود سال ۷۰۰ هجری قمری کتابی به نام کتاب در علم فلاحت و زراعت که نویسنده آن ناشناس است باقیمانده که درسال ۱۳۲۳ هجری قمری توسط عبدالغفار نجم‌الدوله با چاپ سنگی منتشر شده‌است. در کتاب مورد اشاره که دارای بخش‌های گوناگون است درباره نگهداری بذرها، غلات و اینکه کدام درخت و گیاه از بذر می‌روید و کدام را باید به صورت نهال کاشت و همچنین خواص انگور و دیگر درختان میوه‌دار و بی‌ثمر، انواع گیاهان زینتی و کود صحبت شده و به هر گیاهی فصلی اختصاص یافته‌است. نویسنده در این کتاب به مشاهدات تجارب و امتحان خویش در قلمه زدن، پیوند زدن انواع درختان ثمردار و بی بهره و نیز بذرافشانی نهال‌کاری و غرس درختان استفاده کرده و چنین بر می‌آید که به شخصه آزمایش‌های زیادی در کشاورزی انجام داده‌است.

 

دانشمندان این سرزمین در خلال مطالعه درباره ویژگی دارویی گیاهان به امور کاملا فنی نیز می‌پرداختند و دستگاه‌هایی برای بهره برداری از آب تهیه دیدند که از آن جمله می‌توان چرخ چاه خودکار را نام برد.

 

تاریخچه کشاورزی در ایران, تاریخ و تمدن

کشت مرکبات و زیتون در مازندران و خوزستان معمول بوده‌است

 

صفویان

با آغاز فرمانروایی صفویان، بار دیگر کشاورزی در ایران رونق گرفت. هر چند که با وجود تمام کوشش‌ها حتی در زمان شاه عباس نیز به رونق پیش از حمله مغول نرسید. در این دوره در تمام ایران درختان میوه به‌ویژه زرد آلو، به، انار، بادام و انگور کشت می‌شدند. کشت خرما در خوزستان، فارس، کرمان و سیستان انجام می‌شد و خرمای ایران به ویژه خرمای جهرم، بهترین خرمای جهان به شمار می‌آمد و مقدار فراوانی از آن به هندوستان صادر می‌شد.

 

کشت مرکبات و زیتون در مازندران و خوزستان معمول بوده‌است. در این دوره خرمای کرمان، پیاز خراسان، انار یزد و شیراز و نیز پرتقال مازندران به خارج صادر می‌شده است. اوژن فلاندن (به فرانسوی: Eugène Flandin) که در آن دوره به ایران آمده در سفرنامه خود می‌نویسد که کشاورزی ایران مانند کشاورزی اروپا است.

 

از زمان صفویان نیز کتاب‌های کشاورزی متعددی باقی مانده است که مهمترین آنها ارشاد الزراعه تالیف فاضل هروی در سال ۹۲۱ هجری قمری است که در سال ۱۳۲۳ هجری قمری توسط عبد الغفارخان نجم الدوله با چاپ سنگی منتشر گشته‌است.

 

دوره قاجار

بعد از صفویان حکمرانان هر کدام بر حسب قدرت و ضعف خود اثراتی بر روی کشاورزی ایران داشتند که روی هم رفته اثرات منفی بیشتر بود. نخستین جنبش به سوی کشاورزی نوین در زمان صدارت امیرکبیر به وجود آمد. او با وارد کردن انواع بذرهای اصلاح شده با کارشناسان خارجی هم قراردادهایی منعقد ساخت و کشاورزی ایران را به سوی پیشرفت حرکت داد.

 

در اوایل قرن چهاردهم هجری قمری با تاسیس اولین مدرسه کشاورزی ایران به نام مدرسه فلاحت مظفری و وارد کردن سیب زمینی و انواع نهال‌های میوه به خصوص سیب و گیلاس از خارج باغبانی ایران گسترش بیشتری یافت و سپس با ایجاد مدارس متوسطه، عالی و دانشکده‌های کشاورزی موسسه اصلاح و تهیه بذر و نهال و غیره به وضع کنونی در آمد.

 

دوره پهلوی

در زمان محمدرضا پهلوی، شاه تصمیم گرفت با اجرای اصلاحات ارضی تحولاتی به خصوص در زمینه کشاورزی پدید آورد. بر اساس این طرح مقرر گشت تغییرات اساسی در میزان و نحوه مالکیت اراضی به ویژه اراضی کشاورزی و مراتع به منظور افزایش بهره‌وری عمومی جامعه پدید آید و زمین‌های کشاورزی بین اهالی ۱۸۰۰۰ روستایی تقسیم شوند.

 

جمهوری اسلامی

ایران در زمینه کشاورزی و باغداری، در خصوص برخی تولیدات دارای رتبه‌های بالایی است. بنا بر آمار سال ۲۰۰۷، این کشور در تولید خیار در جهان دارای مقام دوم، بادام مقام چهارم، سیب مقام پنجم گیلاس سوم، انجیر مقام سوم، پسته مقام اول، طالبی مقام چهارم،  گردو مقام چهارم، زردآلو مقام دوم، خرما مقام دوم، نخود مقام چهارم، هندوانه مقام پنجم، می‌باشد.

 

منبع:wikipedia.org

 

گردآوری:مجله یک پارس

تصاویر کمتر دیده‌شده از جنگ ویتنام

 تونل های جنگ ویتنام, تاریخچه ی جنگ ویتنام

عکس هایی غم انگیز از جنگ ویتنام 

در این مطلب تصاویر جنگی را آماده کرده‌ایم که نتیجه آن کشته شدن ده‌ها هزار نفر بود.

فرمانده ارشد نیروهای ویتنام جنوبی اسلحه خود را به سمت سر یک سرباز ویت کنگی و پیش از چکاندن ماشه نشانه رفته است؛ این عکس یکی از معروف ترین عکس های جنگ ویتنام است که از سال ۱۹۵۵ تا سال ۱۹۷۵ بین نیروهای ویتنام شمالی با جبهه ملی ویتنام جنوبی ( ویت کنگ) با همراهی نیروهای ویتنام جنوبی و متحدان آن از جمله آمریکا رخ داد. در این جنگ، ویتنام شمالی برای برای اتحاد و تحت یک حکومت کمونیستی می جنگید.

ادی آدامز عکاس این عکس برنده جایزه “پولیتزر” شد. آدام در سال ۲۰۰۴ از دنیا رفت اما مجموعه تصاویری که وی در سال ۱۹۷۷ و از فرار ویتنامی ها ثبت نمود بسیار تاثیرگذار بود. انتشار این تصاویر موجب شد تا دولت آمریکا حدود بیش از ۲۰۰ هزار پناهجو را در خاک خود بپذیرد.

مجموعه تصاویر زیر مربوط به حمله عید تت یا آغاز سال نو ویتنامی است که در آن نیروهای ویت کنگی و ویتنام شمالی ( کمونیست ها) حمله گسترده ای را به ویتنام جنوبی در ۳۱ ژانویه سال ۱۹۶۸ انجام دادند.

 تونل های جنگ ویتنام, تاریخچه ی جنگ ویتنام

 معروف ترین عکس های جنگ ویتنام 

 تونل های جنگ ویتنام, تاریخچه ی جنگ ویتنام

عکس های جنگ ویتنام

 تونل های جنگ ویتنام, تاریخچه ی جنگ ویتنام

تصاویر کمتر دیده‌شده از جنگ ویتنام

 تونل های جنگ ویتنام, تاریخچه ی جنگ ویتنام

عکس های جنگ ویتنام

 تونل های جنگ ویتنام, تاریخچه ی جنگ ویتنام

سربازان برگشته از جنگ ویتنام

 تونل های جنگ ویتنام, تاریخچه ی جنگ ویتنام

عکس هایی غم انگیز از جنگ ویتنام

 تونل های جنگ ویتنام, تاریخچه ی جنگ ویتنام

عکس های جنگ ویتنام

 تونل های جنگ ویتنام, تاریخچه ی جنگ ویتنام

تصاویر جنگ ویتنام

 تونل های جنگ ویتنام, تاریخچه ی جنگ ویتنام

عکس هایی غم انگیز از جنگ ویتنام

 تونل های جنگ ویتنام, تاریخچه ی جنگ ویتنام

تصاویر کمتر دیده‌شده از جنگ ویتنام

 تونل های جنگ ویتنام, تاریخچه ی جنگ ویتنام

 درباره ی جنگ ویتنام

 تونل های جنگ ویتنام, تاریخچه ی جنگ ویتنام

تصاویر جنگ ویتنام

منبع:yjc.ir

 

گردآوری:مجله یک پارس

همه آنچه درباره فرح پهلوی نمی‌دانید/از نظافتِ خانه فرانسوی‌ها تا رسیدن به دربار شاهنشاهی

خاطرات فرح پهلوی, زندگینامه فرح پهلوی

 ماجرای آشنایی فرح دیبا با محمدرضا پهلوی

 

از نظافتِ خانه فرانسوی‌ها تا رسیدن به دربار شاهنشاهی

فرح‌دیبا که پس از ازدواج با محمدرضا نام پهلوی را گرفت، از عوامل تاثیرگذار رژیم برای چپاول خزانه کشور و به‌تبع آن تزلزل رژیم پهلوی بود.

شاید بتوان یکی از تاثیر گذار ترین عوامل پهلوی‌ها را فرح دانست. بانویی که با ورود ناگهانی‌اش به دربار، بخش بزرگی از تاریخ ایرانِ قبل از انقلاب اسلامی را رقم زد. تاریخی تلخ و ننگین که هیچ منطقی نمی‌توانست آن را توجیه کند که چگونه می‌شود تمدنی چنین ناگهان دچار افول شود.

 

استوار سهراب دیبا که در دادستانی لشگر تهران خدمت می‌کرد، در سال ۱۳۱۵ به رشت منتقل شد و در آنجا با دختری بنام فریده قطب شاگرد خیاط‌خانه‌ای آشنا شد و ازدواج کرد. یک سال بعد دوباره حکم انتقال وی به آذربایجان صادر شد و سهراب دیبا به همراه همسر باردارش به این شهر سفر کرد. در سال ۱۳۱۷ بود که فرح تنها فرزند این خانواده به دنیا آمد. سهراب دیبا ۶ سال پس از تولد دخترش بر اثر ابتلا به سرطان معده از دنیا رفت. مرگ او مشکلات فراوانی را برای خانواده‌اش در پی داشت. آنها نتوانستند از پس مشکلات معیشتی خود برآیند، از این روز فریده تصمیم گرفت فرح را به تهران برده و به برادرش محمدعلی قطب بسپارد . سپس خود بازگشت و در منزل تاجری تبریزی به‌نام ایپک چی به نظافت پرداخت.

 

رضا قطب فرزند محمدعلی، هم‌بازی دوران کودکی فرح بود و رابطه آنها به قدری عمیق بود که فرح او را همچون برادر خود دوست می‌داشت. این ارتباط تا زمان ورودش به دربار ادامه داشت. سالهای کودکی فرح در مدرسه ایتالیایی‌ها و  فرانسوی‌ها سپری شد. مدارسی که وابسته به کلیسای کاتولیک بودند و به دست راهبه‌ها اداره می‌شدند. او تلاش زیادی کرد تا بتواند در رشته پزشکی ادامه تحصیل دهد اما نتوانست در آزمون ورودی دانشگاه پذیرفته شود. در نتیجه برای تحصیل به فرانسه نزد پسردایی‌اش رفت و به مدت ۲ سال در رشته معماری مشغول تحصیل شد.

 

خاطرات فرح پهلوی, زندگینامه فرح پهلوی

عکسهای فرح پهلوی

 

مبلغی که محمدعلی قطب برای خواهر زاده اش می فرستاد کفاف مخارج تحصیل و زندگی فرح را نمی‌داد. فرح برای گذران زندگی مجبور به پرستاری از کودکان شد، گاهی هم در روزهای تعطیل و اوقات فراغتش به نظافت منازل می‌پرداخت. به این ترتیب دوران دانشجویی فرح بسیار پرمشقت گذشت. هم اتاقی فرح در فرانسه شخصی به‌نام ناهید کلهر بود که از قضا از دوستان نزدیک ثریا اسفندیاری همسر دوم محمدرضا بود و دست روزگار این دو را در فاصله صد متری یکدیگر آن هم در فرانسه قرار داده بود.

 

خاطرات فرح پهلوی, زندگینامه فرح پهلوی

ثریا اسفندیاری

 

فرح عقاید و افکار خود را داشت. او در فرانسه غیر از تحصیل در زمینه‌های سیاسی نیز فعالیت داشت و  عضو گروه کمونیستی و چپ گرا بود. به لحاظ خلق و خو و ویژگی‌های شخصیتی نیز به دلیل تحصیل در مدارس کاتولیک، غرب مآبانه بود و علاقه چندانی به فرهنگ سرزمین خود نداشت. از جمله تفریحات او نوشیدن مفرط چای و شیر و رفتن به شنا بود که در جریان رفت و آمد هایش به رودخانه برای شنا با پسری ایرانی به نام کریم پاشا بهادری آشنا شد. طبق اظهارات ناهید کلهر دوست نزدیک فرح، بیشتر اوقات وی با این فرد سپری می‌شد و رابطه عمیقی با یکدیگر داشتند که بعدها یعنی یک ماه پس از ازدواجش با محمدرضا، پاشا بهادری توسط او به سمت رئیس دفترش منصوب شد و این یکی از عجیب‌ترین اتفاقات دربار پهلوی بود.

 

و اما ماجرای آشنایی فرح دیبا با محمدرضا پهلوی و رسیدن او به مقام ملکه کشوری چون ایران، در جای خود بسیار سبب شگفتی است. همانطور که گفته شد فرح در فرانسه به فعالیت های سیاسی مشغول و جالب اینکه از مخالفان سرسخت شاه ایران بود. او محمدرضا را عروسک دست امپریالیسم و نوکر آمریکا می‌دانست. و حالا در اوج ناباوری آنهایی که می‎شناختندش، فرح به همسری همین عروسک دست نشانده غرب درآمده  و ملکه ایران شده بود. دختری که برای چند فرانک در فرانسه هر کاری می‌کرد در بازی تقدیر حالا به ثروتی عظیم دست یافته و به شکوه و عظمت یک ملکه رسیده بود.

 

خاطرات فرح پهلوی, زندگینامه فرح پهلوی

بیوگرافی فرح پهلوی

 

فرح پس از سالها دوری از خانواده و فامیلش به ایران آمد اما به دلایل فعالیتهای ضد رژیم شاهنشاهی‌، نامش در لیست سیاه ساواک بود، همین امر موجب شد تا هنگام خروج از کشور با مشکل مواجه شود. در پی مشکلاتی که در این باره برایش پیش آمد به سراغ اردشیر زاهدی که در آن زمان سرپرست امور دانشجویان ایران مقیم اروپا و امریکا در وزارت خارجه بود رفت و از او درخواست کمک کرد. با توجه به پیشینه اردشیر زاهدی برای رفع مشکلاتی این چنینی تنها یک مفهوم و راه حل وجود داشت آن هم حضور در ویلای حصارک بود، محلی معروف و آشنا که به گفته حسین فردوست یار و همراه محمدرضا در کتاب خاطراتش، اردشیر زاهدی و جمعی از رفقای جوانش منتظر شکار دخترها و زن‌ها می‌نشستند که در صورت مورد پسند واقع شدن به اتاق خواب می‌رفتند. این حرفه و شغل زاهدی بود و فرح دیبا با علم به اینکه به کجا قدم می‌گذارد و برای چه منظوری می‌رود، از زاهدی طلب کمک کرد.

 

گویا فرح در برخورد اول مورد پسند زاهدی واقع نشده بود که  وی با ترتیب ملاقاتی او را برای همان هدف کثیفش به محمدرضا معرفی کرد که پس از دو ملاقات بدون آنکه اطلاعی از گذشته و خانواده فرح داشته باشد و خط مشی‌اش را بشناسد، از او تقاضای ازدواج کرد.و این چنین شاه ایران هرچه بیشتر بی‌کفایتی‌اش را نشان داد. انتخابی ناآگاهانه و از روی هیجان و هوس که لطمات و جبران ناپذیری به میراث فرهنگی و تاریخی‌ کشور زد. و اینجا تازه آغاز کار فرح و چپاول ثروت خزانه دربار بود.

 

خاطرات فرح پهلوی, زندگینامه فرح پهلوی

فرح دیبا با محمدرضا پهلوی

 

خاطرات فرح پهلوی, زندگینامه فرح پهلوی

زندگینامه فرح پهلوی

 

خاطرات فرح پهلوی, زندگینامه فرح پهلوی

عکسهای فرح پهلوی و محمدرضا پهلوی

 

منبع:yjc.ir

 

گردآوری:مجله یک پارس

لاک پشت بوشنل؛ نخستین زیردریایی جنگی تاریخ!

 

عکس زیردریایی, بزرگترین زیردریایی جهان

قدیمی ترین زیردریایی جهان

 

بوشنل که تحت عنوان “لاک پشت” نیز از آن یاد می شود، نخستین زیردریایی با سابقه حضور در میدان جنگ است. این زیردریایی توسط دیوید بوشنل به سال ۱۷۷۵ در ایالت کنتیکت آمریکا طراحی و تولید شد. هدف اصلی از ساخت محصول نام برده، منهدم سازی نیروهای دشمن از طریق انفجار مین های دریایی بود که در نهایت منجر به غرق شدن کشتی های مهاجم می شد. لازم به ذکر است که فرماندار وقت کنتیکت Jonathan Trumbull، نقش موثری در تامین بودجه برای ساخت و آزمایش پروژه خلاقانه بوشنل ایفا کرد. البته تمامی هزینه های لازم برای موفقیت لاک پشت بوشنل، مستقیما توسط واشینگتن فراهم شد.

 

دیوید بوشنل فارغ التحصیل دانشگاه ییل در رشته مهندسی بود و علاقه شخصی زیادی نیز به طرح هی مفهومی در زمینه جنگ افزار های دریایی داشت. بدین ترتیب انگیزه قوی وی منتج به طراحی اولین زیردریایی عملیاتی جهان طی جنگ انقلابی شد. این پروژه نام بوشنل را به عنوان یکی از تاثیر گذار ترین چهره های دنیا در عرصه نظامی ماندگار ساخت.

 

منحصر به فرد ترین نکته در مورد لاک پشت بوشنل، عدم الگو برداری از هیچ گونه مدل مشابهی که پیش تر ساخته شده باشد است چرا که تا قبل از این طراحی نو ظهور، جهان با واژه “زیردریایی” کاملا غریبه بود.

 

عکس زیردریایی, بزرگترین زیردریایی جهان

عکس زیردریایی

 

عکس زیردریایی, بزرگترین زیردریایی جهان

نخستین زیردریایی جنگی تاریخ

 

اما همان طور که می دانید در روند توسعه هر طرحی و به ویژه مدل های نوین، مراحل مختلف تولید با چالش های زیادی همراه خواهد بود. لاک پشت بوشنل نیز از این اتفاق مبرا نبوده است. برای مثال مکانیسم تنفس تک خدمه زیردریایی، چگونگی فرو رفتن در آب و شناور سازی، تکنیک های تکاملی و همچنین تنظیم میدان دید اپراتور زمانی که زیردریایی در اعماق دریا به سر می برد از جمله مهم ترین مشکلات موجود بر سر راه تولید صنعتی پروژه بوشنل بود. بدین ترتیب طراح نابغه این پروژه مجبور بود به تنهایی تمام روند ساخت را برنامه ریزی کند و تنها با تکیه بر فرضیات خود پیش رود.

 

طراحی و توسعه

بوشنل روند تولید زیردریایی خود را با ساخت ۶ پنجره شیشه ای کوچک و ضخیم به منظور تامین نور طبیعی دستگاه برای زمانی که در وضعیت شناور قرار دارد، آغاز کرد. برای حفظ روشنایی در وضعیت زیر آب نیز از شمع استفاده شد. با این وجود تست های مختلف همگی حاکی از عدم کارایی مناسب شمع بودند چرا که تنها در فضایی محدود عملکرد داشت و شعله آن در نهایت تمام ذخیره اکسیژن اپراتور را مصرف می کرد. بوشنل این مشکل را با بنجامین فرانکلین در میان گذاشت و پیشنهاد وی بهره برداری از نوعی قارچ فلوئورسنت با نام foxfire بود (این قارچ که روی درختان فاسد رشد می کند، طی فرآیند تخریب طبیعی نوری به رنگ سبز-آبی تیره ساطع کرده و می تواند نور کافی به منظور استفاده از قطب نما و یا بررسی نقشه را در اختیار اپراتور قرار دهد)

 

در ادامه روند تولید بوشنل با مسئله ای بزرگ تر مواجه شده بود؛ “نیروی محرکه”. از این رو برای حرکت دستگاه از دو پروانه پیچشی استفاده شد. جالب است بدانید لاک پشت بوشنل اولین وسیله آبی بود که از سیستم پروانه برای حرکت در دو جهت افقی و عمودی بهره برداری کرد.

 

عکس زیردریایی, بزرگترین زیردریایی جهان

 نخستین زیردریایی

 

اما چرا لاک پشت؟

دلیل این نام گذاری به شباهت پوسته بزرگ زیردریایی با لاک یک لاک پشت آبی باز می گردد. پوسته مذکور حدود ۸ فوت طول، ۶ فوت ارتفاع و ۳ فوت پهنا داشت. ساختار بدنه متشکل از دو پوسته چوبی بلوط با پوششی از قیر و تقویت شده با نوار های فولادی بود. لازم به ذکر است که چنین فضایی می توانست هوای کافی برای تنفس یک نفر به مدت حداکثر ۳۰ دقیقه را فراهم کند. این مقدار معادل طی مسافتی با سرعت حدودا ۳ مایل در ساعت بود.

 

به عنوان یک سلاح دریایی، لاک پشت بوشنل مجهز به نوعی مین بود که نیاز به نصب توسط اپراتور داشت. عملکرد مین وابسته به جایگذاری آن در بدنه کشتی هدف و فعال سازی به دست خدمه زیردریایی بود. پس از اتصال مین، حفظ فاصله مناسب از کشتی دشمن برای تامین امنیت زیردریایی و خدمه اهمیت زیادی داشت. تست های مرتبط با سیستم تسلیحاتی لاک پشت بوشنل نیز نتایج نسبتا موفقیت آمیزی را نشان دادند. با این وجود بوشنل هیچ گاه به توانایی عملیاتی مورد انتظار دست نیافت، از اصلی ترین دلایل آن می توان به مقاومت ورقه مسی پوشش بدنه کشتی در برابر ایجاد سوراخ برای نصب مین و خارج شدن کشتی هدف از میدان دید اپراتور اشاره کرد.

 

عکس زیردریایی, بزرگترین زیردریایی جهان

 

عکس زیردریایی, بزرگترین زیردریایی جهان

سلاح های قدیمی

 

لاک پشت بوشنل حین انجام یکی از ماموریت های خود در نیوجرسی، به علت اصابت آتش توپ غرق شد. اگرچه بقایای این زیردریایی مورد بازسازی قرار گرفت اما هیچ گاه دوباره استفاده نشد. بوشنل نیز در سال ۱۷۹۵ به فرانسه نقل مکان کرد اما برای تغییر نام خود به بوش باری دیگر به آمریکا باز گشت. پس از آن بوش تا چندین سال به تحصیل در حرفه پزشکی روی آورد و در سال ۱۸۲۳ فوت کرد. طی جنگ ۱۸۱۲ یک کپی از طرح لاک پشت بوشنل ساخته شد اما دقیقا همانند نسخه مادر، مقاومت چندانی در برابر حملات دشمن نداشت.

 

مشخصات لاک پشت بوشنل

– سال تولید: ۱۷۷۵

– نوع: زیردریایی

– آمریکای مستعمراتی

– کلاس کشتی: لاک پشت

– خدمه: یک نفر

– طول: ۲٫۴۴ متر

– قطر زیردریایی در عریض ترین بخش که کاملا زیر آب قرار می گیرد: ۰٫۹۱ متر

– ارتفاع: ۱٫۸۳ متر

– موتور: دو پروانه با قابلیت تولید حداکثر ۳ اسب بخار قدرت

– سرعت در حالت شناور: ۳ مایل در ساعت

– سرعت در حالت فرو رفته در آب: ۳ مایل در ساعت

– برد عملیاتی: ۲ کیلومتر

 

عکس زیردریایی, بزرگترین زیردریایی جهان

 

عکس زیردریایی, بزرگترین زیردریایی جهان

 

عکس زیردریایی, بزرگترین زیردریایی جهان

 

منبع:gunsmonitor.com

 

گردآوری:مجله یک پارس

 ماجرای مرگ‌های خاندان پهلوی

خاندان پهلوی قریب به ۶ دهه در ایران حکومت کردند. رضا خان میرپنج فرمانده ارتش احمد شاه، آخرین شاه قاجار بود. رضا خان از همان ابتدا به مزدوری و باجگیری شهره بود، این ویژگی در دوره سلطنتش نیز آشکار بود. طی سفری که احمد شاه به خارج از کشور داشت، او با حیله و نیرنگ و با حمایت و خط‌دهی سران آمریکایی و اروپایی تاج و تخت را از  او ربود و خود بر رأس حکومت نشست.

 

رضاشاه با چپاول و غارت اموال مردم به ثروت بسیاری دست یافت. فرزندانش نیز دست کمی از پدر نداشتند و در طول این ۶ دهه از هیچ ظلم و ستمی  دریغ نکردند. سست عنصری و تزلزل شخصیتی این خاندان از رضا شاه تا نوادگانش همه به طور مستند در تاریخ ایران ثبت شده و در دسترس است.

 

در زندگی اعضای این خانواده کمتر نقطه روشنی وجود دارد. همانقدر که زندگی‌ این خاندان پرحاشیه بود مرگ اغلب آنها نیز با خفت و خواری همراه شد. با این مقدمه در ادامه به بیان نحوه مرگ خفیفانه این خاندان پرداخته می‌شود؛ رضاخان پهلوی، به دست همان حامیان اروپایی و آمریکایی به آفریقا تبعید و پس از مرگ، جنازه‌اش در مصر به امانت گذاشته شد. جسد رضاخان برای انجام تشریفات به ایران آورده و مجددا به مصر منتقل و در همانجا دفن شد.

 

تاریخ و تمدن, خاندان پهلوی چگونه مردند

رضاشاه

 

تاج‌الملوک همسر اول رضاخان پس از انقلاب اسلامی  به آمریکا گریخت. او سال‌های آخر عمرش را در به دلیل امتناع رضا، ربع پهلوی در سرای بی‌خانمان‌های نیویورک گذراند و در نهایت به همران چند تن از ولگردها و بی‌خانمان‌های نیویورک در گورستانی مخصوص این افراد به دست مأموران شهرداری دفن شد.

 

تاریخ و تمدن, خاندان پهلوی چگونه مردند

تاج‌الملوک همسر اول رضاخان

 

شمس پهلوی خواهر تنی محمدرضا در سال ۱۳۷۴ در ۷۸ سالگی عمرش به پایان رسید و در گورستانی ناشناخته در کالیفرنیا مدفون شد.

 

تاریخ و تمدن, خاندان پهلوی چگونه مردند

شمس پهلوی 

 

اشرف پهلوی، خواهر دوقلوی محمدرضا، پرحاشیه‌ترین عضو این خانواده بود که در تصمیم‌گیری‌ها و امور دربار نفوذ مستقیم داشت. فساد اخلاقی اشرف همچون دیگر اعضای خانواده شهره بود. او در سن ۹۲ سالگی در حالیکه مبتلا به آلزایمر بود در گورستان موناکو مدفون شد.

 

تاریخ و تمدن, خاندان پهلوی چگونه مردند

اشرف پهلوی

 

شهریار شفیق فرزند اشرف پهلوی پس از مشارکت در توطئه‌های متعدد علیه جمهوری اسلامی و نیز قاچاق مواد مخدر، هنگام خروج از اقامتگاه مادرش مورد اصابت گلوله قرار گرفت  و جان داد.

 

تاریخ و تمدن, خاندان پهلوی چگونه مردند

شهریار شفیق

 

آزاده دختر اشرف که در شبکه‌های سلطنت‌طلب با بهروز صوراسرافیل همکاری می‌کرد در پی اختلافات شدید با آنها، به طرز مشکوکی جان خود را از دست داد و در کالیفرنیا مدفون شد.

 

تاریخ و تمدن, خاندان پهلوی چگونه مردند

 

فاطمه پهلوی فرزند دهم  رضاخان نیز بر اثر بیماری صعب‌العلاجی در سال ۱۳۶۶ در لندن دفن شد.

 

تاریخ و تمدن, خاندان پهلوی چگونه مردند

فاطمه پهلوی 

 

و اما محمودرضا فرزند دیگر رضا شاه نیز همچون دیگر خواهر و برادران خود ثبات اخلاقی نداشت. محمودرضا هم دوبار ازدواج کرد که هر دو به طلاق انجامید. او نیز مرگ افتضاحی داشت، محمود رضا به دلیل اعتیاد شدیدی که داشت نهایتا براثرمصرف بیش از حد مواد مخدر جان خود را از دست داد و مخفیانه در یکی از گورستان‌های نیویورک دفن شد.

 

تاریخ و تمدن, خاندان پهلوی چگونه مردند

 

حمیدرضا برادر هوسران و آلوده به مواد مخدر محمدرضا، عضو دیگر این خاندان بود. فسادهای اخلاقی او نیز مانند اشرف شهره بود. با توجه به اسناد ساواک، حمیدرضا هم پس از ترک ایران مرگ شومی داشت. او دو فرزند نامشروع از هما خامنه به نام‌های نازّک و بهزاد داشت که البته آنها هم سرنوشتی مشابه پدر داشتند.

 

تاریخ و تمدن, خاندان پهلوی چگونه مردند

 

نازَک بازیگر فیلم‌های مستهجن هالیوود بود که در  ۲۹ سالگی در پاریس با حواشی بسیار مرد. بهزاد هم به دلیل اعتیاد شدید به کوکائین در اسپانیا جان داد.

 

تاریخ و تمدن, خاندان پهلوی چگونه مردند

 

و اما از عبدالرضا پهلوی فرزند دیگر رضا خان  اطلاعات چندانی در دست نیست و مرگ او هنوز تایید نشده است. گفته می‌شود غلامرضا همچون اشرف نسبت به سایر فرزندان خانواده عمر طولانی‌تری داشت. او احتمالا در ۹۰ سالگی با مصرف مواد مخدر جان باخت.

 

تاریخ و تمدن, خاندان پهلوی چگونه مردند

عبدالرضا پهلوی

 

محمدرضا پهلوی یا همان ولیعهد، ماجراهای فراوانی داشت، شبهات و دلایل زیادی درباره مرگ وی وجود دارد. او به دلایل فساد اخلاقی و افراط در مسائل غریزی و جنسی، به مصرف داروهایی برای این امر مشغول بود که گفته می‌شود همین داروها سبب مرگ او شدند. محمدرضا در آمریکا جان داد و جسدش پس از مرگ به قاهره منتقل و در همانجا دفن شد.

 

تاریخ و تمدن, خاندان پهلوی چگونه مردند

محمدرضا پهلوی 

 

لیلا و علیرضا پهلوی فرزندان دیگر محمدرضا بودند که هردو با خودکشی از بین رفتند. لیلا با مصرف ۱۷ قرص خواب و علیرضا با شلیک گلوله در دهان مردند.

 

تاریخ و تمدن, خاندان پهلوی چگونه مردند

علیرضا پهلوی

 

تاریخ و تمدن, خاندان پهلوی چگونه مردند

لیلا پهلوی

 

منبع:yjc.ir

 

گردآوری:مجله یک پارس

قدیمی ترین هفت تیر جهان را ببینید!

قدیمی ترین هفت تیر دنیا, تاریخ و تمدن

قدیمی ترین هفت تیر جهان

 

هفت تیر یکی از انواع سلاح های کمری است که به آن رولور نیز گفته می شود فشنگ های آن داخل استوانه مجهز به چندین خانه جای می گیرد. در این استوانه نیز معمولا ۵ الی ۷ فشنگ می توان قرار داد. تاریخی ترین هفت تیر جهان که قدمت آن به سال ۱۵۹۷ باز می گردد، در موزه Maihaugen واقع در شهر لیلهامر نروژ نگه داری می شود.

 

قدیمی ترین هفت تیر دنیا, تاریخ و تمدن

تفنگ سرپر چخماقی

 

اگرچه بیش از ۴۰۰ سال از عمر این سلاح می گذرد، همچنان در وضعیتی کاملا سالم به سر می برد و گنجینه ای بی نظیر به شمار می رود. بررسی ها نشان می دهند که این هفت تیر در سال ۱۵۹۷ ساخته شده و باتوجه به حکاکی های آن، متعلق به یکی از افسران حاضر در جنگ سی ساله بوده است. (این جنگ بین سال های ۱۶۱۸ الی ۱۶۴۸ در اروپای مرکزی و با هدف تعیین مزربندی های جدید رخ داد)

 

قدیمی ترین هفت تیر دنیا, تاریخ و تمدن

 بیش از ۴۰۰ سال از عمر این سلاح می گذرد

 

علاوه بر طراحی پیشرفته بر اساس استانداردهای دوران مربوط به خود، این سلاح تزئینات زیادی دارد که با مهارت بالایی طراحی شده اند. حکاکی های واضحی نیز روی آن دیده می شود و با استفاده از طلا منبت کاری شده است. ته قنداق هفت تیر ورقه ای از جنس نقره وجود دارد که نام صاحب سلاح را شامل می شود. “Georg Reichwein 1636” عنوانی است که روی صفحه نقره ای به چشم می خورد. Reichwein یک افسر آلمانی است که با هدف تقویت نیروهای دفاعی نروژ در شرایط بحرانی استخدام شد. جنگ سی ساله یکی از فاجعه بار ترین وقایع نظامی در تاریخ اروپا محسوب می شود.

 

قدیمی ترین هفت تیر دنیا, تاریخ و تمدن

قدیمی ترین هفت تیر دنیا

 

همانند سایر اسلحه های دوره مذکور، این هفت تیر نیز نوعی تفنگ سرپر چخماقی قدیمی محسوب می شود اما برخلاف آنها مجهز به یک استوانه چرخشی با هشت خان و لوله ای ثابت است. هر خان نیز یک پوشش کشویی به منظور جلوگیری از شلیک های زنجیره ای و بدون کنترل در اختیار دارد.

 

سازنده این سلاح؛ Hans Stopler به خوبی کار خود را انجام داده چرا که هفت تیر مورد نظر پس از گذشت بیش از ۴۰۰ سال هنوز هم مورد توجه طراحان مطرح تسلیحات نظامی از نظر عملکرد و طراحی قرار دارد. از طرفی بسیاری از متخصصین نظامی، این محصول را به عنوان قدیمی ترین هفت تیر جهان می شناسند، با وجود آن که توافق نظر قطعی در این زمینه وجود ندارد.

 

برای آن که هر خان در موقعیت مناسب برای شلیک قرار بگیرد، باید کاربر به صورت دستی استوانه متشکل از هشت خان مختلف را به چرخش درآورد. بدین ترتیب پس از هشت بار شلیک باید سلاح را بارگذاری مجدد کرد. با این وجود از هفت تیر مورد بحث همچنان به عنوان موفقیت بزرگ قرن شانزدهم یاد می شود.

 

قدیمی ترین هفت تیر دنیا, تاریخ و تمدن

هفت تیر یکی از انواع سلاح های کمری است که به آن رولور نیز گفته می شود

 

متاسفانه قدیمی ترین هفت تیر دنیا در موزه Maihaugen طی تمام سال برای بازدید عموم به نمایش گذاشته نمی شود و به جز زمانهایی مشخص، بیشتر عمر خود را در بخش ذخیره و نگه داری گذرانده است. به عنوان مثال در دویستمین سالگرد تصویب قانون اساسی نروژ از این سلاح رونمایی شد.

 

قدیمی ترین هفت تیر دنیا, تاریخ و تمدن

 

منبع:asriran.com

 

گردآوری:مجله یک پارس