قالب وردپرس خرید قالب وردپرس فروشگاه قالب وردپرس قالب تفریحی وردپرس
امروز : چهارشنبه ۱۳۹۷/۰۴/۲۷ می باشد.
تبلیغ چترومیک پارس درتلگرام

---

تبلیغات متنی

شهر حکایت

حکایت های زیبا در مورد درس اخلاق

حکایت های زیبا در مورد درس اخلاق

نقاش خوش فکر: پادشاهی بود که از یک چشم و یک پا محروم بود. روزی پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره از او نقاشی کنند. اما هیچکدام نتوانستند نقاشی زیبایی بکشند؛ آنان چگونه...

ادامه مطلب
حکایت جالب چقدر خدا داری؟

حکایت جالب چقدر خدا داری؟

حکایت های جالب و خواندنی حکایت جالب و خواندنی چقدر خدا داری؟ مرد و زنی نزد شیوانا آمدند و از او خواستند برای بدرفتاری فرزندانشان توجیهی بیاورد. مرد گفت: “من همیشه سعی کرده‌ام در زندگی به...

ادامه مطلب
 حکایتی در مورد غفلت

 حکایتی در مورد غفلت

حکایت های جالب و خواندنی حکایتی خواندنی درباره غفلت حکایت غفلت، حکایت آن سه فیلسوفی است که در ایستگاه راه آهنی منتظر ورود قطار بودند. آن ها آن قدر گرم بحث و جدل بودند که غافل از ورود قطار شدند....

ادامه مطلب
حکایت جالب و خواندنی شیخ کتک خور

حکایت جالب و خواندنی شیخ کتک خور

  حکایت جالب و خواندنی حکایت خواندنی دانشمند کتک خور مرحوم شیخ_جعفر_کاشف_الغطاء از بزرگ‏ترین فقیهان عالَم تشیّع بوده است، در حدّى که علماى بزرگ شیعه از قول او نقل کرده ‏اند که فرموده...

ادامه مطلب
حکایت های غفلت

حکایت های غفلت

حکایت غفلت اولین حکایت حال غافلان: مرحوم ملا احمدنراقى در اشعارى پر محتوا با بيان تمثيلى، حال غافلان را بيان میكند كه مضمون اشعار به اين صورت است: اى غافل بیخبر! داستان بیخبرى و غفلت داستان...

ادامه مطلب
حکایت جالب «دوستي موش و قورباغه»

حکایت جالب «دوستي موش و قورباغه»

دوستي موش و قورباغه موشي و قورباغه‌اي در كنار جوي آبي باهم زندگي مي‌كردند. روزي موش به قورباغه گفت: اي دوست عزيز، دلم مي‌خواهد كه بيشتر از اين با تو همدم باشم و بيشتر با هم صحبت كنيم،...

ادامه مطلب
پارسا یعنی وارسته از دلبستگی به دنیا

پارسا یعنی وارسته از دلبستگی به دنیا

  حکایت جالب   پادشاهی دچار حادثه خطیری شد. نذر کرد که اگر در آن حادثه پیروز و موفق گردد. مبلغی پول به پارسایان بدهد. او به مراد رسید و کام دلش بر آمد. وقت آن رسید که به نذرش وفا کند، کیسه...

ادامه مطلب
 عاشق گردو باز

 عاشق گردو باز

  عاشق گردو باز   در روزگاران پيش عاشقي بود كه به وفاداري در عشق مشهور بود. مدتها در آرزوي رسيدن به يار گذرانده بود تا اينكه روزي معشوق به او گفت: امشب برايت لوبيا پخته‌ام. آهسته بيا و در...

ادامه مطلب
خواجة بخشنده و غلام وفادار

خواجة بخشنده و غلام وفادار

داستانهای کوتاه درويشي كه بسيار فقير بود و در زمستان لباس و غذا نداشت. هر روز در شهر هرات غلامان حاكم شهر را مي‌ديد كه جامه‌هاي زيبا و گران قيمت بر تن دارند و كمربندهاي ابريشمين بر كمر...

ادامه مطلب
دریای عشق و عاشقی

دریای عشق و عاشقی

حکایات عاشقانه در کتاب فیه ما فیه مولانا داستان بسیار تأمل‌برانگیزی به صورت شعر درباره جوان عاشقی است که به عشق دیدن معشوقه‌اش هر شب از این طرف دریا به آن طرف دریا می‌رفته و سحرگاهان باز...

ادامه مطلب
 حکایت «اندازه نگهدار که اندازه نکوست»

 حکایت «اندازه نگهدار که اندازه نکوست»

  حکایت های گلستان سعدی   یکی از شاهان، شبی را تا بامداد با خوشی و عیشی به سر آورد و در آخر آن شب گفت: ما را به جهان خوشتر از این یکدم نست      کز نیک و بد اندیشه و از کس غم نیست فقیری...

ادامه مطلب
ليلي و مجنون

ليلي و مجنون

ليلي و مجنون   مجنون در عشق ليلي مي‌سوخت. دوستان و آشنايان نادان او كه از عشق چيزي نمي‌دانستند گفتند ليلي خيلي زيبا نيست. در شهر ما دختران زيباتر از و زيادند، دختراني مانند ماه، تو چرا...

ادامه مطلب
حکایت «عاقبت، گرگ زاده گرگ شود»

حکایت «عاقبت، گرگ زاده گرگ شود»

  حکایت «عاقبت، گرگ زاده گرگ شود»   گروهی دزد غارتگر بر سر کوهی، در کمینگاهی به سر می بردند و سر راه غافله ها را گرفته و به قتل و غارت می پرداختند و موجب ناامنی شده بودند. مردم از آنها ترس...

ادامه مطلب
حکایت «صياد سبزپوش»

حکایت «صياد سبزپوش»

  حکایت های جالب پرنده‌اي گرسنه به مرغزاري رسيد. ديد مقداري دانه بر زمين ريخته و دامي پهن شده و صيادي كنار دام نشسته است. صياد براي اينكه پرندگان را فريب دهد خود را با شاخ و برگ درختها...

ادامه مطلب
اسیری که دشنام داد ولی پادشاه دعا شنید

اسیری که دشنام داد ولی پادشاه دعا شنید

  حکایت های آموزنده   پادشاهی قصد کشتن اسیری کرد. اسیر در آن حالت ناامیدی شاه را دشنام داد. شاه به یکی از وزرای خود گفت: او چه می گوید؟ وزیر گفت: به جان شما دعا می کند. شاه اسیر را...

ادامه مطلب
 حکایت جالب «شتر گاو و قوچ و يك دسته علف»

 حکایت جالب «شتر گاو و قوچ و يك دسته علف»

  حکایت جالب شتري با گاوي و قوچي در راهي مي‌رفتند. يك دسته علف شيرين و خوشمزه پيش راه آنها پيدا شد. قوچ گفت: اين علف خيلي ناچيز است. اگر آن را بين خود قسمت كنيم هيچ كدام سير نمي‌شويم. بهتر...

ادامه مطلب

آخرین مطالب

تقویم شمسی

تیر ۱۳۹۷
شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
« خرداد    
 1
۲۳۴۵۶۷۸
۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵
۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲
۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹
۳۰۳۱