درمان اختلالات روانی با نوروفیدبک

نوروفيدبک,درمان اختلالات روانی،بیوفیدبک

نوروفيدبک چیست؟

 

نوروفیدبک تکنیکی درمانی است که در آن افراد برای بهبود سلامت خود با استفاده از امواج حاصل از بدن خودشان آموزش می‌بینند. این شیوه‌ی درمانی برای اختلالات روحی و همچنین سلامت جسمی مورد استفاده قرار می‌گیرد که ما در این بخش به طور اختصاصی به کاربرد بیوفیدبک در درمان اختلالات روانی پرداخته‌ایم.

نوروفیدبک چیست؟

نوروفیدبک در اصل، نوعی بیوفیدبک و بازخورد عصبی است که با استفاده از ثبت امواج الکتریکی مغز و دادن بازخورد به فرد تلاش می‌کند که نوعی خودتنظیمی را به آزمودنی آموزش دهد. بازخورد، به طور معمول از راه صدا یا تصویر به فرد ارائه می‌شود و از این طریق، فرد متوجه می‌شود که آیا تغییر مناسبی را در فعالیت امواج مغزی خود ایجاد کرده‌است یا خیر.

 

اگر شما در حال دویدن هستید و پهلو شما شروع به آسیب دیدن کند، سرعت خود را کاهش می‌دهید، در حقیقت به یک پیام زیستی پاسخ می دهید. یا هنگام دراز نشست رفتن احساس سرگیجه می کنید و به دنبال این پیام از فعالیت دست می کشید. هر دو این فعالیت ها شامل فرایندهایی و بخشهایی از بدن است که قابل کنترل ارادی و خودآگاه می باشند.

 

با ابزارهای مناسب، افراد می توانند همچنین کنترل فرایندها و بخش هایی از بدن که پیش از این تصور می شد ناخودآگاه، خودمختار و خارج از کنترل داوطلبانه است، را فراگیرند و آگاهانه بر دنیای درون سیستم عصبی خودمختار که عرق کردن، انقباض و انبساط عروق، فشار خون، ضربان قلب، سرعت تنفس، کشش عضلات صاف و حتی قرمز شدن و جوش زدن را کنترل می کند، تاثیر گذارند.

 

بيوفيدبک در روانشناسی

رابطه‌ی تصورات ذهنی و ارامش تصورات و تخيلات، الگوهای ذهني هستند كه بر كنش و رفتار هر شخص اثر مستقيمي دارد كه حالات روحی، شخصيت و حساسيت هر فرد را در بر ميگيرد .قوي ترين قواي انسان ، قوه ي (مخيله )است زيرا بدون وقفه و ۲۴ ساعته ختي بدون حضور محرك كار ميكند و اثار عميقي در نگرش و تفكر و حالات روحی ما دارد.

 

بيوفيدبك در روانشناسی حالتی است كه شخص اگاهانه به حالت ها و احساسات قبلي خود برگشت مي نمايد تا بتواند احساسات خود را عميقا درك كند و انها را تحت كنترل ارادي خود بگيرد. بيوفيدبك قويترين و موثرترين روشي ميباشد كه براي كنترل ذهن بكار گرفته ميشود تا قرد تمام حالات روحي خود را تحت كنترل بگيرد و غير ارادي عصبي و مضطرب نشود.

 

نحوه‌ی درمان با نوروفیدبک

درمانگر حسگرهای الكتريكی را به نقاط مختلف بدن، متصل ميكند، اين حسگر ها ، پاسخ هاي فيزيولوژيک بدن به استرس هاي نظير انقباض عضلاني حين دردهاي تنشی را نشان ميدهد . انقباض ها بوسيله ابزار صوتي ياتصويري به بيمار نشان داده مي شود و فرد كاملا در جريان واكنش‌هاي بدن مثل انقباض دردناك قرار گرفته و متوجه ارتباط بين انقباض ها با ايجاد درد مي شود. قدم بعدي فرا گرفتن بر انگيختن واكنش هاي مثبت در بدن مي باشد.

 

خود بيمار در اين مرحله بايد ياد بگيرد هنگامی كه در معرض استرس هاي جسمی يا روانی قرار ميگيرد، هر عضله از عضلات بدن را چگونه ريلكس نمايد .هدف نهاي اينست كه فرد بتواند در خارج از مركز درماني نيز بدون استفاده از ابزار و وسايل، اين پاسخهاي مثبت را ايجاد كند. اين وسايل بصورت يك حس ششم، برای بيماران عمل ميكنند،

 

زيرا به انها اجازه ميدهد كه فعاليت درون بدن خود را به نحوی ببينند يا بشنوند (فيدبک ديداري يا فيدبک شنيداری)در واقع بيمار مانند يك بازيكن فوتبال سعي دارد مهارتي بياموزد ودستگاه هاي بيوفيدبك، عملكرد وی را نشان ميدهد.مثلا افزايش انقباض در ماهيچه ها سبب پخش صداي با فركانس بالا ميشود و كاهش انقباض سبب پخش صداي با فركانس پايين بیوفیدبک به طور طبیعی همیشه رخ می دهد.

نوروفيدبک,درمان اختلالات روانی،درمان اختلال روانی

درمان اختلالات روانی با نوروفيدبک

 

اختلالات روانی قابل درمان با نوروفيدبک:

_بيش فعالی / كمبود توجه

_اضطراب

_اختلالات يادگيری

_اختلالات خواب

_افسردگی

_سوء مصرف مواد

 

انواع روش‌های نوروفیدبک

در سال‌های اخیر، انواع مختلفی از نوروفیدبک معرفی شده‌اند که می‌توان به شش نوع زیر دسته‌بندی نمود:

 

۱- EEG Neurofeedback: رایج‌ترین نوع نوروفیدبک است و امواج سطحی، ثبت و تحلیل ميشنود و بر اساس دامنه آن‌ها مشخصی فیدبک ارائه می‌شود.

 

۲- Slow Cortical Potential Neurofeedback: بر روی فرکانس‌های خیلی پائین (زیر یک هرتز)، کار تحلیل و فیدبک انجام می‌شود. برای درمان بیش‌فعالی/نقص توجه و به ویژه صرع می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.

 

۳- HEG Neurofeedback: فیدبک بر اساس جریان خون اطراف مغز، ارائه می‌شود. این روش، برای درمان میگرن، نقص توجه (ADD) و افسردگی، اثربخشی بسیار محسوسی داشته و می‌تواند درمان موثرتری را ارائه کند. همچنین باعث کاهش تعداد جلسات تا “نصف” می‌گردد.

 

۴- Z-Score Neurofeedback: مبتنی بر روش اول نوروفیدبک است اما ارائه فیدبک بر اساس دیتابیس جامعه نرمال انجام می‌گیرد که از افزایش یا کاهش بیش از حد فعالیت امواج مغزی پس از جلسات نوروفیدبک جلوگیری می‌کند.

 

۵- LORETA Neurofeedback: لورتا نوروفیدبک که به نوروفیدبک عمقی نیز شناخته می‌شود، بر اساس منشأ تولید امواج مغزی فیدبک را ارائه می‌کند.

 

۶- fMRI Neurofeedback: میزان فعالیت هر بخش از مغز را با استفاده از دستگاه MRI بررسی و فیدبک ارائه می‌شود. این روش هنوز در مرحله تحقیقات است.

 

عوارض نوروفیدبک

نوروفيدبك به عنوان شكلي از بيو فيدبك، روشي ايمن و بدون درد است. دستگاهی که به بدن ما وصل می‌شود هیچ اشعه و یا سیگنالی را وارد بدن نمی‌کند. این دستگاه صرفاً سیگنال‌های زیستی ما را ثبت می‌کند و برای اینکه ما بتوانیم آنها را با اراده خود تحت تأثیر قرار دهیم در مانیتور به ما نشان می‌دهد. سنسورهایی که نیز بدن و یا سر فرد در نورفیدبک با بیوفیدبک نصب می‌شوند بصورت بالقوه هیچ مشکلی برای فرد بوجود نمی آوررند.

 

ویژگی های افراد بازنده

 

ویژگی های افراد بازنده

بازندگان در گذشته تمرکز می‌کنند

 

مطمئنم که دیدید… در بین اطرافیان مان هستند افرادی که در طول روز با آنها برخورد میکنیم اگر خیلی خوب به زندگی آنها دقت کنید می بینید آنها یکی از همان بازنده ها هستند.یا  شاید خود ما یکی از آن بازنده ها باشیم . در اینجا به تعدادی از ویژگی های افراد بازنده اشاره می کنیم .

 

۱٫ بازندگان در گذشته تمرکز می‌کنند .

افراد شاکی دوست دارند که در گذشته ساکن باشند. “کاش این اتفاق هرگز نمی افتاد!” و یا: “اگر شما فقط آنچه که من گفتم را انجام داده بودید، ما این مشکل را نداشتیم”، “من به شما گفتم که این اتفاق خواهد افتاد!” گذشته ها، گذشته و امکان تغییر وجود ندارد و این جملات همان چیزهایی هستند که یک “همیشه بازنده” همیشه تکرار می‌کند.

 

افراد موفق می‌دانند که ما در اینجا و در زمان حال زندگی می‌کنیم نه در گذشته، افراد موفق و برنده برای آینده تفکر و برنامه ریزی می‌کنند.

 

۲ . افراد بازنده ثبات و استحکام ندارند

ثبات یعنی اینکه ارزش ها، طرزفکرتان و آنچه که می گویید با هم در یک راستا باشند. شاید بگویید یک قاتل زنجیره ای ثبات دارد زیرا این شخص طبق پیمانی که با خود بسته، فکر می کند، حرف می زند و آدم می کُشد. اما همه می دانیم که هدف او، ارزش انسانی ندارد زیرا ارزش اساسی وجود انسان، دوست داشتن و مورد عشق واقع شدن است. مدار کوتاهی در مغز این فرد با ارزش ها و افکار انسانی، قطع ارتباط کرده است.

 

ویژگی های افراد برنده

افراد بازنده ثبات و استحکام ندارند

 

۳٫ بازندگان دیگران را سرزنش می‌کنند.

هنگامی که چیزی اشتباه می‌شود، بازندگان شروع به جستوجوی افراد گناهکار می‌کنند. این عملکرد انرژی آنها را برای رفع مشکل از آنها می‌گیرد!  برندگان مسئولیت پذیر هستند.

 

۴ . بازندگان بدبینی مزمن دارند

درمورد کمی بدبینی که هرازگاهی سراغ همه ی ما می آید صحبت نمی کنم. بدبینی مزمن خیلی فراتر از اینهاست. بدبینی همیشگی و بیرحمانه ای که باعث می شود دیگران از شما فرار کنند و نتوانید زیبایی های زندگی را ببینید از شما یک بازنده می سازد. چنین بدبینی، سرکوب کننده و فلج کننده است.

 

۵ . بازنده وعده میدهد.

برنده متعهد میشود.

 

۶ . بازنده همیشه آنقدر گرفتار است که نمیتواند به کارهای ضروری بپردازد.

برنده بیش از بازنده کار انجام میدهد ، و در انتها باز هم وقت دارد.

 

۷ . بازنده از ترس مرتکب شدن اشتباه ، یادگرفته که اقدام به هیچ کاری نکند.

برنده از اشتباهات خود درس میگیرد.

خواهر و برادر‌ها چگونه شخصیتمان را می‌سازند؟

 

روابط خواهر و برادر

خواهر و برادر‌ها ممکن است بیش از پدر و مادر در زندگی ما تاثیرگذار باشند

 

نقشی که خواهر و برادر‌ها در زندگی ما دارند، کمتر موضوع پژوهش قرار گرفته است. آن‌ها نه مثل پدر و مادرند نه شبیه دوست یا همسر. خواهر و برادر‌ها در تمام طول عمرمان، جایی آن دور و بر‌ها در حال پرسه‌زدن‌اند، ممکن است آنقدر برایمان خوبی کنند که هیچ‌وقت نتوانیم جبران کنیم و ممکن است چنان آسیب‌هایی به ما بزنند که هیچگاه درمان نشود.

 

ما آن‌گونه که دوستان و شریکان زندگی‌مان را برمی‌گزینیم، خواهران و برادران‌مان را انتخاب نمی‌کنیم. پدر و مادرمان را هم خودمان انتخاب نمی‌کنیم، ولی پیش از آن‌که به بزرگسالی برسیم آن‌ها از ما حمایت می‌کنند و رفتار خوبی با ما دارند.

 

اما خواهر‌ها و برادر‌ها صرفاً آن دور و بر هستند؛ و هنگامی که مسئلهٔ رشد و بلوغ در میان باشد، خواهر و برادر‌ها ممکن است بیش از پدر و مادر تاثیرگذار باشند. فرقی هم نمی‌کند که بزرگ‌تر و صمیمی‌تر، یا کوچک‌تر و آزاردهنده‌تر باشند؛ یا پا جای پای خواهر و برادرمان می‌گذاریم یا فریادزنان در جهت مخالف می‌دویم و فرار می‌کنیم.

 

بخشی از نفوذ و تأثیر خواهر و برادر‌ها به دلیل حضور همیشگی آنان است. هشتاد و دو درصد از کودکان جهان با حضور دست‌کم یک خواهر یا برادر زندگی می‌کنند (درصد کودکانی که با پدرشان زندگی می‌کنند کمتر از این است) (مک‌هیل، ۲۰۱۲). همچنین حدود هفتاد و پنج درصد از آدم‌های هفتادساله یک خواهر یا برادر دارند که در قید حیات است (سترستن، ۲۰۰۷). احتمالاً طولانی‌ترین رابطهٔ ما در زندگی رابطه با خواهران و برادران‌مان باشد، مگر این‌که اصلاً خواهر و برادری نداشته باشیم.

 

مسئلهٔ پیچیده‌تر این است که رابطه با خواهر و برادر زندگی ما را بهتر می‌کند یا بدتر؟ جنبهٔ خوب این روابط این است که تعامل مثبت با خواهر و برادر‌ها در دورهٔ نوجوانی به بهبود همدلی و رفتار‌های اجتماعی و تقویت دستاورد‌های تحصیلی می‌انجامد (مک‌هیل، ۲۰۱۲). باوجوداین، خانوادهٔ شلوغ و پرجمعیت ممکن است چشم‌انداز این اثرگذاری مثبت را مبهم‌تر کند.

 

کودکانی که خواهران و برادران بیشتری دارند در مدرسه عملکرد بدتری از خود نشان می‌دهند (استیلمن، ۲۰۰۲)؛ اما پژوهش‌هایی در میان مورمون‌ها (داوْنی، ۲۰۰۱) و کل جمعیت نروژ (بلک، ۲۰۰۵) انجام شده که عمومیت این یافته‌ها را زیر سؤال برده است.

 

عوامل موثر بر روابط خواهر و برادرها

روابط خواهر و برادری پیامد‌های مهم و منحصر‌به‌فردی دارد

 

وقتی کسی رابطهٔ بدی با خواهر یا برادرش داشته باشد، ممکن است برایش فاجعه‌بار باشد و حتی زندگی‌اش را به نابودی بکشاند. اگر روابط خواهر و برادریِ کسی پرتنش باشد، بیشتر احتمال دارد که در بزرگسالی مواد مخدر مصرف کند و دچار افسردگی و اضطراب شود (مک‌هیل، ۲۰۱۲). افزون بر این، اگر کسی از خواهر یا برادرش اذیت و آزار ببیند، بیشتر احتمال دارد که در نوجوانی به خودش آسیب برساند (باوْز، ۲۰۱۴) و تا پیش از هجده سالگی دچار بیماری روانی شود (دنچف، ۲۰۱۸).

 

روابط خواهر و برادری پیامد‌های مهم و منحصر‌به‌فردی دارد، تفاوتی هم نمی‌کند که خواهر و برادر‌مان را سرمشق قرار بدهیم یا بکوشیم از آنان متمایز باشیم. نتایج یک مطالعه نشان می‌دهد خواهران و برادرانی که نسبت به یکدیگر احساس مثبتی دارند، تمایل دارند سطح تحصیلات یکسانی داشته باشند.

 

ولی در سرنوشت تحصیلی آنانی که با پدرشان وقت یکسانی نمی‌گذرانند و والدین رفتاری نامتوازن با آنان دارند، واگرایی دیده می‌شود (سان، در دست انتشار). البته این واگرایی ضرورتاً بد نیست: مطالعات نشان می‌دهد که اگر به مرور زمان در نوع روابط فرزندان با والدین اختلاف بیشتری ایجاد شود، ممکن است روابط فرزندان با همدیگر گرم‌تر و صمیمانه‌تر شود (فاینبرگ، ۲۰۰۳).

 

تقلید از خواهر یا برادر بزرگ‌تر هم می‌تواند کار اشتباهی باشد، البته بسته به این‌که خواهران و برادران بزرگ‌تر چه رفتاری در پیش گرفته باشند: اگر خواهر بزرگترِ دختری در نوجوانی حامله شود، بیشتر احتمال دارد که آن دختر هم در نوجوانی حاملگی را تجربه کند.

 

به‌طور کلی اگر خواهر یا برادر بزرگتر رفتار پرخطری در پیش بگیرد، بیشتر احتمال دارد که خواهر یا برادر کوچکتر هم به آن رفتار گرایش پیدا کند (مک‌هیل، ۲۰۱۲). همچنین ممکن است فرزندان کوچکتر خانواده زودتر از خواهر یا برادر بزرگترشان رابطهٔ جنسی را تجربه کنند (بخشی به این دلیل که ممکن است فرزندان بزرگتر واسطهٔ آشنایی خواهر یا برادر کوچکترشان با کسانی باشند که تجربهٔ جنسی بیشتری دارند) (راجرز، ۱۹۹۲).

 

در هر صورت تأثیر خواهر و برادر در زندگی و شخصیت فرد ماندگار است. مطالعه‌ای که روی بیش از یک میلیون نفر از سوئدی‌ها انجام شده نشان می‌دهد اگر خواهر یا برادر کسی بر اثر حملهٔ قلبی بمیرد، احتمال مرگ خود آن شخص نیز بر اثر حملهٔ قلبی افزایشی ناگهانی پیدا می‌کند. این مسئله فقط به دلیل دی. ان.‌ای مشترک نیست، بلکه فشار روحی ناشی از فقدان چنان انسان مهمی نیز در آن نقش دارد (روستیلا، ۲۰۱۳). موضوعی که منطقی هم به نظر می‌رسد: بسیاری از ما اگر خواهر و برادری نداشتیم آدم‌های دیگری بودیم. خواهران و برادران‌مان همیشه بوده‌اند، مگر این‌که ناگهان از دست‌شان بدهیم.

 

منبع: ترجمان

 

چرا استرس «عصرگاهی» خطرناک‌تر است؟

 

درمان استرس

استرس داشتن به هنگام عصر نسبت به دیگر اوقات روز آسیب بیشتری به بدن می‌رساند

 

متخصصان ژاپنی با بیان اینکه استرس داشتن به هنگام عصر نسبت به دیگر اوقات روز آسیب بیشتری به بدن می‌رساند، اظهار داشتند: دلیل این امر آن است که در ساعت‌های پایانی روز بدن میزان پایین‌تری از هورمون‌های کاهنده استرس را تولید می‌کند.

 

یکی از متخصصان ارشد این مطالعه از دانشگاه هوکایدو گفت: مطالعه انجام شده حاکی از آسیب‌پذیری احتمالی بدن در برابر استرس به هنگام غروب است. هرچند، لازم است فاکتورهای دیگر همچون ساعت زیستی بدن در افراد مختلف و زمانی از روز را که واکنش به عوامل استرس‌زا مورد ارزیابی قرار می‌گیرد و پیشگیری از آن‌ها را نیز مورد توجه قرار داد.

 

در این بررسی متخصصان ژاپنی سطح هورمون استرس کورتیزول موجود در بزاق ۲۷ فرد جوان را اندازه گیری کردند. همچنین آنان را در معرض موقعیت‌های استرس‌زا قرار دادند تا مشخص شود آیا محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) در ساعات مختلف روز به شرایط استرس‌زا واکنش متفاوتی نشان می‌دهد؟

 

محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال، اعصاب مرکزی بدن و سیستم غدد درون‌ریز را به یکدیگر مرتبط می کند. زمانیکه حادثه‌ای استرس‌زا این محور را فعال کند، بدن هورمون کورتیزول را ترشح می‌کند.

 

متخصصان، شرکت‌کنندگان را به دو گروه تقسیم کردند. گروه نخست هنگام صبح، دو ساعت پس از بلند شدن از خواب در معرض تست استرس و گروه دوم هنگام عصر و ۱۰ ساعت پس از بلند شدن از خواب در معرض تست استرس قرار گرفتند. همچنین نمونه بزاق این افراد نیم ساعت قبل از انجام تست، بلافاصله پس از آن و پس از ۱۰ دقیقه فاصله مجدد مورد بررسی قرار گرفت.

 

یافته‌های بدست آمده نشان داد سطح هورمون کورتیزول هنگام صبح به شدت افزایش یافته اما در هنگام عصر به این میزان نبوده‌ است. با این حال در هر دو زمان، ضربان قلب این افراد که شاخص واکنش سیستم عصبی سمپاتیک به استرس است تفاوتی نداشته است.

 

به گفته متخصصان این عدم تفاوت در میزان ضربان قلب نشان می‌دهد که بدن برای واکنش به استرس صبح‌گاهی می‌تواند همزمان محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال و سیستم عصابی سمپاتیک را با هم فعال کند در حالی که برای واکنش به استرس عصرگاهی تنها می‌تواند از طریق فعال سازی سیستم عصبی سمپاتیک عمل کند که این امر فشار مضاعفی به بدن وارد می‌کند.

 

منبع: isna.ir

چطور استرس ناشی از کمال‌گرایی را کاهش دهیم

کمال‌گرایی

تلاش برای ایدآل بودن ضعیف‌تان می‌کند‎

تلاش برای خوب بودن به شما انگیزه می‌دهد، تلاش برای ایدآل بودن ضعیف‌تان می‌کند.»

ــ هریِت برِیکِر 

این سه ماه آخر آزمایشی را امتحان می‌کردم. کاری بود که هیچ‌وقت قبلاً انجام نداده بودم، و از جهتی واقعاً برایم چالش بزرگی به حساب می‌آمد. بااین‌حال، از جهت‌های دیگربرای خالی کردن استرسم راهی فوق‌العاده و تلاشی موفقیت آمیز بود.

کاری که من کردم احتمالاً با عقل سلیم جور درنمی‌آید ولی این به آن معنی نیست که تصمیم عاقلانه‌ای نبوده است.

حتماً دوست دارید بدانید این چالش چه بوده است؟ خُب، من تمام تلاشم را کردم تا فردی متوسط باشم.

به نظرتان عجیب می‌آید، نه؟ بگذارید کامل براتان توضیح دهم. 

طی سال گذشته بیشتر از قبل متوجه شدم که چقدر ناخودآگاه استرس به خودم وارد می‌کنم تا بالاتر از سطح متوسط باشم. همیشه می‌دانستم که شخصیتم جزو شخصیت‌های تراز اول است ولی نمی‌دانستم که همین مسئله چقدر به من ضرر می‌رساند. بخش مهمی از این شناخت با نوشتن رویاهایم و صحبت کردن درمورد آن‌ها با یک روان‌شناس به دست آمد و بخش دیگری از آن با تمرینات آگاهانه.

این‌طوری بود که طی شش ماه گذشته هرموقع که مشغول استراحت بودم و آن صدای آرامِ درون ذهنم می‌گفت می‌توانم در این لحظه کار مهم‌تری انجام دهم، خیلی راحت نادیده‌اش می‌گرفتم. مثلاً تصمیم می‌گرفتم تا قسمت بعدی سریال موردعلاقه‌ام را تماشا کنم یا پانزده‌ دقیقه‌ی بعدی را فقط بخوابم و آن کار اضافی را برای فردا صبح نگه می‌داشتم.

نتیجه‌ی این تمرین‌ها غیرقابل‌انتظار بود. هرچه بیشتر این صدا را نادیده می‌گرفتم، بلندتر و خشن‌تر می‌شد.

روبه‌رو شدن با این بخش از خودم سه نتیجه در بر داشت: 

اول این‌که، به من نشان داد که من مشکل کمال‌گرایی دارم که آگاهی کامل نسبت به آن نداشتم. دوم این‌که، نشان داد آن صدای کمال‌گرایی در ذهنم تا چه اندازه می‌تواند فریبنده و متقاعدکنندهب اشد و آخر و مهم‌تر این‌که، به من یاد داد چطور غلبه بر میل به کمال‌گرایی می‌تواند موجب استرس کمتر، بازدهی بیشتر و سطح بالاتری از سلامتی باشد.

وقتش است که با حقیقت روبه‌رو شوید. از کجا باید بفهمید که کمال‌گرا هستید؟ 

معمولاً به‌خاطر ترس از محقق نشدن اهدافتان تحت فشار هستید

همیشه به دنبال «زمان مناسب» برای انجام کاری هستید

حس دائمی نارضایتی نسبت به کارهایی که انجام داده‌اید در خود احساس می‌کنید

نسبت به اشتباهات کوچکی که تأثیر کمی بر هدف کلی زندگی‌تان دارد وسواس دارید

به‌خاطر دستیابی به موفقیت مراقبت از خودتان را فراموش می‌کنید

من برای مقابله با کمال‌گرایی به پنج استراتژی کلی دست پیدا کردم. این استراتژی‌ها به من کمک کرد قسمت‌های متوسط خودم را بپذیرم و حجم بسیار زیادی از استرس‌هایم را دور بریزم.

به‌خاطر همین تصمیم گرفتم این راهکارها را با شما هم درمیان بگذارم تا تلاش کنید که بفهمید واقعاً که هستید و کجا ایستاده‌اید و کمی بیشتر از زندگی لذت ببرید.

۱. درمورد متوسط بودن دوباره فکر کنید. 

در جامعه‌ی ما گاهی هر چیزی که پایین‌تر از سطح فوق‌العاده باشد شکست محسوب می‌شود. این اغراق نیست، این فقط واقعیت تعریف اشتباه موفقیت از نظر ماست که جوامع بزرگ‌تر و به‌هم‌پیوسته‌تری را که برجسته شدن در آن کار بسیار دشواری است در نظر نمی‌گیرد.

وقتی کلمه‌ی «متوسط» به گوش‌مان می‌خورد، به نظرمان کلماتی زشت می‌رسند، درحالی‌که در واقعیت این‌طور نیست. اگر در چیزی متوسط باشید، این هیچ ارتباطی به ارزش فردی شما ندارد. بیشتر آدم‌ها بیشتر عمرشان در بیشتر جنبه‌ها متوسط هستند. آیا این به آن معنی است که بیشتر آدم‌ها باید حس بدی نیست به خود پیدا کنند؟

پذیرفتن این‌که در بعضی جنبه‌ها فردی متوسط هستید به این معنا نیست که نمی‌توانید برای رسیدن به فوق‌العاده بودن در بعضی دیگر از جنبه‌های زندگی‌تان تلاش کنید. معنی آن فقط این است که میل به برتری نباید لزوماً تحت‌تأثیر این حس باشد که فکر می‌کنید کامل نیستید. این خارج از تلاش برای رقابت با خودِ سابق‌تان، نیاز به خدمت به جامعه‌تان یا لذت بردن از چالش‌های زمان حال‌تان است.

۲. باور نادرست «یا همه‌چیز یا هیچ‌چیز» را به چالش بکشید. 

کمال‌گرایی نتیجه‌ی مستقیم باور نادرست «یا همه‌چیز یا هیچ‌چیز» است یا همان طرزفکر صفر یا صد. وقتی باور داشته باشیم که ارزش ما به‌طور کامل به دستاوردها و موفقیت‌های ما وابسته است، هیچ کار دیگری نمی‌توانیم بکنیم مگر اینکه تلاش کنیم همه‌ی کارها را درست و به بهترین شکل ممکن انجام دهیم، چون در غیراین صورت هر مشکل و اشتباه ارزش فردی ما را زیر سؤال خواهد برد.

این را در انتظار برای یافتن بهترین زمان ممکن برای شروع کاری هم می‌توانیم ببینیم، وقتی که همه‌ی انرژی‌مان را برای یک پروژه می‌گذاریم و سلامت خودمان را فراموش می‌کنیم و از این بدتر وقتی که زندگی‌مان را براساس تصور موفقیت یا شکست ارزیابی می‌کنیم.

وقتی متوجه می‌شوید که چنین تفکراتی درون مغزتان پدیدار شده است، با آن مقابله کنید و آن را با توضیحات و توجیهات دقیق‌تر جایگزین کنید.

به‌عنوان مثال، من خودم باور داشتم که من یا آدمی مفید هستم یا تنبل. وقت‌هایی که آدم مفیدی بودم یعنی آدم تنبلی نبودم و وقت‌هایی که احساس می‌کردم مفید نیستم برام به این معنی بود که آدم تنبلی هستم. سعی کردم با یک توضیح دقیق‌تر با این ایده مقابله کنم. با این توضیح زمان‌هایی که مفید نبودم دیگر به معنی تنبلی نبود، می‌توانست زمانی برای شارژ کردن انرژی یا جایزه دادن به خودم باشد و گاهی حتا هیچ توجیه و توضیحی نداشته باشد.

کمال‌گرایی

کمال‌گرایی به‌شدت به رابطه‌ی شما با چیزهایی درمورد خودتان که نمی‌پذیرید وابسته است

۳. با چیزهایی که نمی‌دانید دوست شوید. 

یکی دیگر از ویژگی‌های اصلی کمال‌گرایی که در خودم دیدم میلی شدید به کنترل نتیجه‌هاست. بخشی از این تمایل به این دلیل ایجاد می‌شود که ما ترس داریم که مسائل آن‌طور که می‌خواهیم پیش نروند.

تا حدی این به آن دلیل است که کمال‌گرایی تولید استرس می‌کند و وقتی هم که استرس داشته باشیم نسبت به تعصبات شناختی حساس‌تر و آسیب‌پذیرتر می‌شویم. به‌عنوان مثال، ممکن است باور داشته باشیم که اگر مسائل آن‌طور که ما پیش‌بینی می‌کنیم پیش نروند، همه چیز بر هم می‌ریزد، آن‌وقت فرصت‌های پیش راه‌مان را از دست می‌دهیم و مورد انتقاد اطرافیان قرار می‌گیریم.

یک روش برای مقابله‌به‌مثل کردن با این رفتار این است که با ناشناخته‌ها راحت‌تر باشیم. شما فقط می‌توانید مقدار مشخصی تأثیر روی موقعیت‌هاتان داشته باشید، چه کار باشد، چه پول و چه روابط.

من با نوشتن ترس‌هایم توانستم به مرور زمان با این ناشناخته‌ها احساس راحتی بیشتری پیدا کنم. با پیدا کردن مثال‌هایی از زمان‌هایی که ترس‌هاتان درست از آب درنیامده‌اند (که معمولاص هم درست از آب درنمی‌آیند) می‌توانید ببینید که چطور نگرانی از ‌آینده در مغز اغراق‌آمیزتر می‌شوند، آن‌وقت خواهید توانست کنترل بهترین روی احساساتتان پیدا کنید.

مشخص کردن دامنه‌ی وسیع‌تری از هدف‌ها با سطح‌ دشواری متفاوت هم می‌تواند کمک‌تان کند. دست یافتن به هدف‌های کوچک‌تر نیازتان به به دست گرفتن کنترل و موفقیت را برآورده می‌کند و تلاش برای رسیدن به هدف‌های بزرگ‌تر چالشی براتان خواهد بود برای خلاق‌تر شدن، بالاتر از توانایی‌هاتان فعالیت کردن و لذت بردن از عدم قطعیت مسائلی که از کنترل شما خارج است.

۴. با چیزهایی که دوست ندارید دوست شوید. 

کمال‌گرایی همچنین به‌شدت به رابطه‌ی شما با چیزهایی درمورد خودتان که نمی‌پذیرید وابسته است.

احتمالاً می‌دانید پذیرش در ریشه دوست داشتن است. به‌خاطر همین جای تعجب نیست که مردم  معمولاً به‌تان در زمان درگیری‌های درونی‌تان پیشنهاد می‌دهند که در خودتان را دوست داشته باشید. خُب شاید ساده به نظر برسد ولی متأسفانه آنقدرها هم راحت نیست. به‌خاطر همین می‌خواهم کار راحت‌تری به شما پیشنهاد دهم: با چیزهایی که دوست ندارید دوست شوید.

اگر بخش‌هایی از خودتان یا تجربیاتتان هست که نمی‌توانید بپذیرید یا دوست داشته باشید، فقط کافی است با آن‌ها دوست باشید. از خودتان بپرسید این‌ چیزهایی که دوستشان ندارید چه هدفی را دنبال می‌کنند، درست مثل وقتی که یک دوست چدید پیدا می‌کنید، با آن‌ها آشنا شوید.

این تغییر رفتار در رابطه‌تان را آسان بگیرید و به‌ مرور زمان خواهید دید که دیدگاهتان هم نسبت به آن‌ها عوض می‌شود دیگر در مواجهه با آن‌ها اضطراب نمی‌گیرید.

به‌عنوان مثال، من قبلاً با اضطراب رابطه‌ی ستیزه‌جویانه‌ای داشتم. این واقعیت که من نمی‌توانستم همیشه آدم خونسرد، راحت و حواس‌جمعی باشم را نمی‌توانستم قبول کنم و همین باعث کشمکش درونی و اضطراب در من شده بود. وقتی توانستم بفهمم که آن اضطراب بخشی از مغز من است که سعی دارد کمکم کند، آن وقت توانستم قبولش کنم. و به مرور زمان موفق شدم این بخش از مغزم را حتا تحسین کنم.

۵. نحوه‌ی سنجش موفقیت‌هایتان را دوباره ارزیابی کنید. 

اگر کمال‌گراییِ شما از روی این باور است که به اندازه‌ی کافی موفق نیستید، پس لزوماً این شما نیستید که باید تغییر کنید. فقط نحوه‌ی سنجش موفقیت‌تان باید دوباره ارزیابی شود.

به‌عنوان مثال، ما معمولاً خودمان را با دیگران مقایسه می‌کنیم و بااین‌که همیشه به ما می‌گویند که روی خودمان تمرکز کنیم ولی این مقایسه‌ کردن‌های اجتماعی در موقعیت‌های خاص – مثل ارزیابی‌های محل‌کار یا ورزش‌های رقابتی – فوایدی هم دارد (هرچند محدود). اگر چنین مقایساتی وجود نداشت، نمی‌توانستیم روند رشد خودمان را ببینیم و بفهمیم که در چه زمینه‌ای می‌توانیم مفید باشیم.

ولی وقتی این ایده را به بقیه‌ی قسمت‌های زندگی‌تان هم تعمیم می‌دهید، آن‌وقت است که مشکل‌ساز می‌شود. اگر شروع کنید به خودتان بگویید که زندگی فلانی بهتر از زندگی شماست یا فلانی موفق‌تر از شماست، این کار همیشه و در همه‌ی شرایط کلی‌گویی است. چه چیز باعث بهتر بودن یک زندگی می‌شود؟ اصلاً موفقیت یعنی چه؟ آیا منظور دستاوردهای مادی است؟ یا داشت وقت‌ آزاد بیشتر؟ یا روابطی عمیق‌تر؟ ببینید موفقیت را چطور می‌توانید به‌طور مؤثرتری در زندگی‌تان تعریف کنید.

تعریف خودِ من از موفقیت این‌طور بود که من تا چه اندازه در مقایسه با آدم‌های دیگرِ زندگی‌ام از نظر مقیاس‌های استاندارد (پول، روابط، تجربیات و از این قبیل) بهتر هستم. الان ولی موفقیت را این می‌بینم که تا چه اندازه می‌توانم مفهوم بهترین به زمانِ حالم بدهم، برای آینده باانگیزه‌تر باشم و وقتم را صرف کارهایی کنم که به خودم، کسانی که دوستشان دارم و بقیه‌ی جهان کمک می‌کند.

تمام عناصر تعریف من از موفقیت شاید به کس دیگری مربوط نباشد ولی چون انعطاف‌پذیرتر است و می‌تواند همراه با شخصیتم رشد کند کمکم می‌کند در دام عادت کمال‌گرایی نیفتم.

همه‌ی این‌ها می‌خواهد این را بگوید: شما می‌توانید در یک زمینه متوسط باشید و در زمینه‌ای دیگر موفق. این به آن معنا نیست که ارزشمند نیستید یا شایسته احترام و عشق نیستید یا هرازگاهی حق ندارید کمی به خودتان استراحت دهید.

متوسط بودن کاملاً طبیعی است و میزانی برای سنجش ارزش نیست. شما به‌عنوان آن‌چه که هستید دارای ارزش ذاتی هستید. و اگر هرازگاهی نسبت به یک کار وسواس کمال‌گرایی پیدا کردید هیچ اشکالی ندارد. ولی باید خودتان را به عشقی که در مسیر خلاقیت مربوط به این کار وجود دارد بسپارید نه اضطراب این‌که نمی‌توانید به اندازه‌ی کافی آن کار را خوب انجام دهید.

شما چه تجربیاتی با کمال‌گرایی دارید؟ تابه‌حال از این استراتژی‌ها برای رسیدن به آرامش فکر استفاده کرده‌اید؟

منبع: mardoman.net

 

راه مراقبت از ذهن در فصل سرما

راه مراقبت از ذهن

در فصل های سرد نیز از ذهنتان مراقبت کنید‎

فصل سرما فصل مچاله شدن کنار شومینه و نوشیدن یک فنجان چای داغ است. به علاوه در این فصل به علت آفتاب کمی که می بینیم ممکن است شرایط سلامتی چندان خوبی نداشته باشیم و این شرایط روی سطح انرژی و سلامت ذهن مان تاثیر منفی می گذارد. به همین دلیل رفتن به سفر و قدم زدن زیر آفتاب به تقویت سلامتی و برگرداندن لبخند به صورت تان کمک بزرگی می کند.

مصرف ویتامین ها را افزایش دهید

زمستان فصل غذاهای راحت است اما باید به سلامت بدن مان هم اهمیت بدهیم. باید به اندازه کافی ویتامین مصرف کنید. بهترین راه این است که از کنار غذاهای تازه بگذرید و سراغ غذاهای یخ زده بروید. در فصل زمستان غذاهای تازه مسافت زیادی را طی می کنند تا به فروشگاه ها منتقل شوند. هر چه این زمان انتقال طولانی تر باشد مواد مغذی آن ها کمتر است. پس به نظر می رسد غذاهای یخ زده سالم تر هستند. هر چه مواد مغذی بیشتری در برنامه غذایی خود داشته باشید سلامت و سیستم ایمنی بهتری در زمستان خواهید داشت.

فعال باشید

آدم ها در روزهای گرم تابستان فعال تر هستند. هوا بهتراست و خورشید می تابد و پیاده روی و دوچرخه سواری در این هوا می چسبد. اما در فصل زمستان به علت سرما ماندن در خانه را ترجیح می دهند. در این فصل با ورزش در خانه فعالیت بیشتر و تن سالم تری داشته باشید.

به سفر زمستانی بروید

در روزهای زمستانی که بیشتر خودتان را در فضای گرفته خانه حبس می کنید به نقاط گرم و آفتابی سفر کنید تا هم ویتامین D مورد نیاز بدن را تامین کنید و هم از سلامت ذهنی برخوردار شوید.

با دوستان و خانواده از پیش برنامه ریزی کنید

در روزهای سرد و یخ زده زمستانی بیرون رفتن کمی سخت و چالش برانگیز است و به همین دلیل مردم از دوستان و خویشاوندانشان دور می شوند. به جای این که اجازه دهید سرمای زمستان به زندگی شما غلبه کند برای بیرون رفتن و دیدار دوستان تان با آن ها از پیش برنامه ریزی کنید.

زمستان مثل تابستان فصلی زیبا و دوست داشتنی است اما در صورتی که مراقب سلامت خود باشید. سالم بمانید، فعال باشید و با دوستان و خانواده در ارتباط باشید تا با افسردگی فصلی مبارزه کرده و از این فصل زیبا مثل تمام فصل های دیگر سال لذت ببرید.

منبع خبر: بهداشت نیوز

گردآوری:مجله یک پارس

غم و اندوه با بدن‌تان چه می‌کند؟

غم و اندوه

معمولا اندوه را علاوه بر درد روحی، با درد فیزیکی نیز همراه می‌دانیم

غم و اندوه معمولا به دل آزردگی تعبیر می‌شود و برای همین تعجبی ندارد که معمولا اندوه را علاوه بر درد روحی، با درد فیزیکی نیز همراه می‌دانیم. تحقیقات اخیر نشان داده که اندوه می‌تواند واقعا به قلب آسیب بزند.

اغلب ِ ما بعد از تجربیات ناخوشایند زندگی از کلماتی مانند دلشکسته، آزرده و … برای توضیح احساسات خود استفاده می‌کنیم. غم و اندوه معمولا به دل آزردگی تعبیر می‌شود و برای همین تعجبی ندارد که معمولا اندوه را علاوه بر درد روحی، با درد فیزیکی نیز همراه می‌دانیم.

غم و اندوه چه تاثیری بر بدن‌تان می‌گذارد؟

ضربان قلب نامنظم 

تحقیقات اخیر نشان داده که اندوه می‌تواند واقعا به قلب آسیب بزند. مطالعه‌ای که روی ۸۸۶۰۰۰ نفر انجام شد دریافت آنهایی که همسر یا معشوقه‌ی خود را از دست می‌دهند بیشتر در معرض نامنظم بودن ضربان قلب هستند، مخصوصا اگر کمتر از ۶۰ سال سن داشته باشند یا فرد مقابل‌شان بصورت غیر منتظره‌ای فوت کرده باشد. ریسک فیبلیراسیون دهلیزی در میان آنهایی که غم از دست دادن همسر خود را داشتند، ۴۱ درصد بیشتر بوده است. این تاثیر، ۸ تا ۱۴ روز بعد از فوت همسر، بیشترین بوده و تنها بعد از گذشت یک سال، تخفیف یافته بود.

کاهش عملکرد سیستم ایمنی 

پژوهش جدید دیگری نیز روی افراد سالمند انجام شد و نشان داد آنهایی که به تازگی همسر خود را از دست داده بودند، بیشتر مستعد بیماری‌های عفونی بودند. نوتروفیل‌ها سلول‌های سفیدی هستند که با عفونت مبارزه می‌کنند، این سلول‌ها در افراد تحت آزمایش دچار کاهش عملکرد شده بودند. به گفته‌ی محققان می‌توان برای افرادی که زیاد در معرض استرس هستند از مکمل‌های هورمونی یا محصولات مشابه استفاده کرد و البته حمایت دوستان و خانواده برای کنترل احساسات ناخوشایند این افراد ضروری است.

اضطراب 

ناخوشی جسمی، علامتی از غم و اندوه است که می‌تواند خودش را به صورت علائمی شبیه اضطراب نشان بدهد. در موارد مرگ ناگهانی یکی از عزیزان، تاثرات جسمی می‌توانند با استرس و شوک عاطفی مرتبط باشند، مانند دل آشوبه، ضربان تند قلب، لرزش و حساسیت شدید نسبت به صدا.

مشکلات پوستی 

همانطور که بروز درد جسمی غیر عادی نیست، تظاهر مشکلات پوستی یا تنفسی نیز غیر معمول نیست. پوست، بزرگ‌ترین اندام بدن است. وقتی رنج و اندوه شدید داریم و دچار استرس ناشی از آنیم، مشکل پوستی نیز ممکن است بروز کند. مشکل پوستی خصوصا در افرادی که احساسات خود را سرکوب می‌کنند بیشتر مشاهده می‌شود.

رفع غم و اندوه

ناخوشی جسمی، علامتی از غم و اندوه است

چگونه بر احساس غم و اندوه خود غلبه کنیم؟ 

شما باید به بدن خود توجه کنید و احساسات خود را سرکوب نکنید. وقتی اشک‌های‌تان می‌خواهند جاری شوند اجازه بدهید این اتفاق بیفتد. اگر احساس خشم می‌کنید جای مناسبی را پیدا کنید و فریاد بزنید. خودتان را از بقیه کنار نکشید و احساسات خود را پنهان نکنید، خویشتندار بودن در چنین مواقعی امتیازی برای‌تان ندارد. اگر نیاز دارید با کسی حرف بزنید یک دوست واقعی را انتخاب کنید و با او درد دل کنید، او نیز زمانی به حمایت شما نیاز خواهد داشت، این بار نوبت شماست.

در مورد کسی که او را از دست داده‌اید حرف بزنید، در مورد ماجرایی که آزرده‌تان کرده حرف بزنید و اگر کسی را پیدا نکردید که با او راحت باشید به مشاور مراجعه کنید. عبادت کردن و توکل به خداوند نیز راه مناسبی برای پیدا کردن آرامش و رها شدن از اندوه است.

و اما اگر می‌خواهید در مورد درد جسمی که دارید اقدامی بکنید: 

به روانپزشک مراجعه کنید، مخصوصا اگر احساس می‌کنید برای خواب یا اضطراب‌تان به دارو نیاز دارید. شما با کمک یک درمانگر هم می‌توانید به طور تدریجی پروسه‌ی بازیابی خودتان را طی کنید. ماساژ درمانی، بو درمانی، رفلکسولوژی و … نیز کمک‌تان می‌کنند از اندوه رها شوید.

منبع: برترینها

گردآوری:مجله یک پارس

چهار روش اشتباه برای جلب توجه

راه های مختلف جلب توجه

همه ما لازم است مهارت‌های ارتباطی را بیاموزیم و تمرین کنیم

همه‌ی انسانها نیاز دارند که در یک یا چند زمینه احساس قدرت و مهارت کنند و با این قدرت شناخته شوند، اما گاهی پیش می‌آید که مهارتی در کار نیست و فرد برای جبران این نیاز از روش‌های متفاوتی برای تایید و توجه‌طلبی و ارضاء این نیاز استفاده می‌کنند.

۱- مخالفت‌ورزی: حتماً در جمع اقوام و دوستان با کسانی برخورد کرده‌اید که پیوسته مخالف جمع هستند و بر آن اصرار می‌ورزند و دست آخر هم احتمالاً با دلخوری و کدورت می‌پذیرند که تابع باشند. بله درست متوجه شده‌اید این افراد به این وسیله توجه می‌گیرند. مخالفت کردن مهارتی نمی‌خواهد فقط کمی کج خلقی لازم دارد ولی در عین حال کلی توجه به جیب می‌زنند.

۲- مهرورزی فراوان: این افراد تلاش بیشتری برای گرفتن توجه به خرج می‌دهند، آنها سعی می‌کنند در جمع مطیع‌ترین فرد و به اصطلاح امروزی “ماله‌کِش‌ترین” افراد در گروه‌ها هستند، تلاش می‌کنند برای همه کوتاه بیایند و همه را با هن خوب کنند. از حق خود به نفع همه می‌گذرند و نظر و ایده خود را فدای همه می‌کنند تا این برچسب نصیب آنها شود که او خیلی مهربان است، او خیلی دلسوز است، او واقعاً انسان بزرگی‌ست!

۳- انتقادگری و کنترل‌گری: اینگونه افراد شبیه مخالفت‌ورزها هستند اما آنها هم تلاش بیشتری می‌کنند و آن اینست که سعی می‌کنند به عنوان یک عقل کل در جمع ظاهر شوند و با نظرات و پیشنهادات خود جمع را پیش ببرند. این افراد درست برعکس ویژگی رهبرانه عمل می‌کنند. آنها به شدت انتقادگر هستند و اغلب با انواع انتقاد و سرزنش دیگران را مجبور می‌کنند تا به اهداف خود در گروه برسند و زمانی توجه کامل و ارضاکننده بدست می‌آورند که در آخر کار از فکر خود به نتیجه مطلوب رسیده‌اند و این پیروزی برهانی برای ادامه کنترل‌گری و البته توجه‌طلبی بکار می‌برند.

۴- انزواطلبی و کناره‌گیری: اگر همیشه ما در جمع در گوشه‌ایی بشینیم و یا سکوت کنیم خلاف جهت بقیه عمل کرده‌ایم و این خود باعث ارضا نیاز به توجه است. چرا که افراد اغلب خواهان رابطه با ما خواهند شد و برای اینکه ما را وادار به مشارکت در گروه کنند اصرار خواهند کرد یا شرایط را برای ما فراهم خواهند کرد.

شاید با این تعاریف شما به یاد ویژگی‌های افراد درون‌گرا یا برون‌گرا بیافتید؛ که بدون هیچ توجه‌طلبی خواهن چنین ارتباطاتی بر اساس ویژگی شخصیتی خود هستند . دقیقاً به همین دلیل در ابتدا عرض کردم که “مهارتی” وجود ندارد. چرا که همه ما لازم است مهارت‌های ارتباطی را بیاموزیم و تمرین کنیم.

منبع: سلامت نیوز

گردآوری:مجله یک پارس

یادگیری و تقویت حافظه

قوی بودن حافظه‌

یادگیری و تقویت حافظه‎

مایکل نیلسن، از ابزارهای آموزشی مدارس برای تقویت مهارت‌ یادگیری و حفظ و به خاطر آوردن این مهارت استفاده می‌کند.این ابزارها در همه مراکز آموزش موجود است و امروزه از اپ های مربوط به آن‌ها نیز به طور گسترده استفاده می‌شود.

اگر سعی می‌کنید در آموختن یک موضوع پیچیده، مانند یک زبان جدید یا هر چیز دیگری که مغز شما را تحت فشار قرار می‌دهد، مهارت کسب کنید، مایکل نیلسن یک پیشنهاد عالی برای شما دارد: فلش کارت‌ها را امتحان کنید. نیلسن یک دانشمند و پژوهشگر در شرکت وای کامبینیتر(Y Combinator) یک شتابدهنده ایده‌های آمریکایی است و کتاب‌هایی را نیز در زمینه موضوعاتی که مغز را درگیر می‌کنند، همانند محاسبات کوانتومی و شبکه‌های عصبی تالیف کرده است. او اخیراً شرح داده که چرا فلش کارت‌ها اینقدر مفید هستند. کارمندان خودمانی دره سیلیکون ضمن انتقال توصیه نیلسن به دیگران، از جزییات کار او می‌پرسند.

نیلسن می‌گوید دو سال قبل او برای اولین بار شروع به حفظ فلش کارت‌ها ‌کرد ( با استفاده از اپلیکیشنی به نام Anki، گرچه گزینه‌های زیادی در این زمینه وجود دارد). از آن زمان او بیش از ۹۰۰۰ فلش کارت را حفظ کرده است و وقتی در صف خرید چیزی ایستاده یا منتظر وسیله نقلیه است، آن‌ها را مرور می‌کند. او می‌گوید که حدود ۲۰ دقیقه در روز این فلش کارت‌ها را مرور می‌کند. نتیجه فوق‌العاده است. نیلسن می‌گوید او از فلش کارت‌ها برای درک موضوعات پیچیده‌ای همچون برنامه کامپیوتری AlphaGo استفاده می‌کند، یک مقاله را چندین بار می‌خواند، هر بار نکاتی را که باید حفظ کند روی فلش کارت قرار می‌دهد، تا زمانی که کل مطلب را بفهمد و یاد بگیرد.

او از همین روش برای حفظ کردن محتوای کتاب‌های کوتاه هم استفاده می‌کند. همچین برای به خاطر آوردن مکان‌هایی که دوست دارد از آن‌ها بازدید کند، همین تکنیک را به کار می‌برد. او می‌گوید وقتی با فلش کارت چیزی را می‌آموزد، هرگز آن را فراموش نمی‌کند. نیلسن قانون ساده‌ای دارد: اگر یادگرفتن مطلبی باعث شود که در آینده ۵ دقیقه در وقت او صرفه جویی شود، نیلسن آن مطلب را روی فلش کارت قرار می‌دهد، چون یاد گرفتن مطالب با این روش تنها ۵ دقیقه زمان می‌برد. زمانی که برای مرور این فلش کارت‌ها انتظار می‌رود، کمتر از ۵ دقیقه است، به عبارت دیگر، کمتر از ۵ دقیقه طول می‌کشد تا برخی چیزها را برای همیشه یاد بگیرید”

قطعاً ارزشمند به نظر می‌رسد. چون این تکنیک برای نیلسن کار می‌کند، آیا احتمال دارد این روش به درد شما هم بخورد؟ بله چون استفاده از فلش کارت با چند روش قدرتمند ذهن را درگیر می‌کند.

در ۵ دقیقه یاد بگیرد و برای همیشه به خاطر بسپارید

۱٫ تکرار با فاصله 

نیلسن تکرار بافاصله را دلیل موفقیت خود می‌داند. تحقیقات دراز مدت نشان داده است که وقتی اطلاعات تکرار می‌شوند ما بهتر آن را جذب می‌کنیم، همچنین زمان‌هایی که در حال استراحت و تفکر بین مطالعه یا تمرین هستیم. نیلسن می‌گوید یک روز وقتی یک تور سگوی ( خودران دو چرخ) گرفتم این موضوع را فهمیدم. تا نیمه‌های راه تصور می‌کردم که سگوی سواری کمی سخت و آزاردهنده است و به خودم مطمئن نبودم. یک وقت استراحت ۱۵ دقیقه‌ای گرفتم و وقتی دوباره به سراغ سگوی سواری رفتم فهمیدم که مغز من تا حدی از تجربه سواری اول خود چیزهایی را آموخته است.

این بار توانستم با اطمینان سوار آن شوم. تکرار به شما کمک می‌کند تا آنچه را آموخته‌اید حفظ کنید و تکرار با فاصله به مغز شما زمان می‌دهد تا آموخته‌ها را جذب کند. این یک ترکیب قدرتمند است که می‌تواند کمک کند تقریبا هر نوع اطلاعاتی را بیاموزید و حفظ کنید.

۲٫ فراخوانی فعال 

بهترین فلش کارت‌ها شامل سوال از یک سو و پاسخ از سوی دیگر است. هنگامی که به سوال نگاه می‌کنید، یک تلاش ذهنی برای به یادآوردن پاسخ انجام می‌دهید، قبل از آن که کارت را برگردانید و نگاهی به آن بیاندازید. این تلاش برای جستجوی بانک حافظه، فراخوانی فعال نامیده می‌شود و برای یادگیری به مراتب بهتر از خواندن متن یا انتخاب پاسخ‌ در یک کویز چند گزینه‌ای است.

۳٫ فرا شناخت 

فراشناخت، عمل تفکر در مورد تفکر است و تحقیقات نشان می‌دهد که به فراخوانی بهتر هم کمک می‌کند. طبق برنامه فلش کارت Brainscape وقتی از فلش کارت استفاده می‌کنید و پاسخ‌های خود را بررسی می‌کنید، دائم از خودتان می‌پرسید که پاسخ شما چقدر به پاسخ روی فلش کارت نزدیک بوده و این که آیا واقعاً پاسخ را می‌دانستید یا فقط خوش شانس بوده‌اید. نحوه انجام این کار، شکلی از فراشناخت است و کمک می‌کند تا چیزهایی را که آموخته‌اید، عمیقاً در حافظه شما جای بگیرد. و این دلیل دیگری است که شما را متقاعد می‌کند برای هرچیزی که می‌خواهید یاد بگیرید باید از فلش کارت استفاده نمایید.

نیلسن می‌گوید که بزرگترین مزیت استفاده از فلش کارت‌ها این است که حافظه “دیگر یک رویداد تصافی نیست، که به شانس واگذار شود”. او حالا تضمین می‌کند که می‌تواند چیزهایی را که می‌خواهد به یاد بیاورد و می‌گوید ” این باعث می‌شود حافظه یک انتخاب باشد”.

شما چه چیزی را می‌خواهید به یاد بیاورید؟

منبع: شبکه

گردآوری:مجله یک پارس

نکاتی درباره رایج ترین بیماری روانی

بیمار روانی

طبیعی است در زمانی که افسرده اید، بازده کاری تان به خوبی سابق نباشد

«دواین جانسون» ملقب به «The Rock» یا همان صخره، علاوه بر این که هشت دوره قهرمان جهان در مسابقات کشتی کج بوده، دوبلور و یکی از سرشناس ترین بازیگران آمریکایی است.

با این توضیح و با توجه به شخصیتی که از او در ذهن بینندگان فیلم هایش مانده، می توان ادعا کرد که امکان ابتلای او به بیماری افسردگی خنده دار به نظر می رسد اما واقعیت چیز دیگری است. او به تازگی در مصاحبه ای از نبردش با افسردگی پرده برداشته و گفته که آن روزها آن قدر حالش بد بوده که در یک لحظه زیر گریه می زده است. این بازیگر پرفروش این روزهای سینما گفته که در دوره ای آن قدر دچار افسردگی بوده که در حال از دست رفتن و نابودی بوده است.

صحبت های خواندنی «جانسون» درباره افسردگی اش 

این بازیگر پرطرفدار درباره چالش هایی که برای حفظ سلامتی روانی خود داشته، تاکید کرده که تلاش و رنج یک چیز واقعی است و او افسرده شده بود و داشت از دست می رفت. به گزارش مهر به نقل از ورایتی، جانسون گفته وقتی مصدوم شد و رویاهایش برای فوتبال حرفه ای به هم ریخت، این مشکلات برایش پیش آمد. این آسیب دیدگی موجب شد تا یک سال پس از امضای قرارداد او با لیگ فوتبال کانادا، کنار گذاشته شود و به فاصله کمی پس از آن، نامزدش هم رابطه اش را با او قطع کرد. وی اظهار کرده که به نقطه ای رسیده بودم که نمی خواستم هیچ کاری بکنم یا جایی بروم و فقط گریه می کردم. چند ماه پیش، او تصویری از خودش را در اینستاگرام منتشر کرد که مربوط به فیلمی با عنوان «توپچی ها» بود. در این صحنه او مقابل یک سنگ قبر در گورستان ایستاده بود. جانسون در شرح این تصویر نوشت که این صحنه مربوط به خودکشی برادر شخصیتی است که او نقشش را بازی کرده است و افزود که همه ما زمانی در این جایگاه ایستاده ایم. وی توضیح داد وقتی ۱۵ سال داشت، مادرش می خواست دست به خودکشی بزند و او بود که مادرش را نجات داد و مانع این کار شد. جالب است بدانید، مصاحبه این بازیگر با واکنش های زیادی ازسوی هوادارانش روبه رو شد و او پس از آن در توئیتر نوشت که افسردگی تبعیض نمی شناسد و زمان زیادی برد تا خودم و این بیماری را بشناسم اما کلیدش این است که نباید از رو در رو شدن با آن ترسید. به خصوص آن هایی که دوست دارند آن را پنهان کنند باید بدانند تنها نیستند.

پاسخی به ۴ سوال مهم درباره افسردگی

با این همه اطلاع رسانی درباره رایج ترین بیماری روانی که به سرماخوردگی در بین بیماری های روحی مشهور است، باز هم بسیاری از مردم با علایم این بیماری آشنا نیستند یا بی اعتنا از کنار آن عبور می کنند. در ادامه به چند سوال مهم درباره این بیماری به نقل از انجمن روان پزشکی آمریکا پاسخ می دهیم. فراموش نکنید ممکن است شما هم به این بیماری مبتلا شوید بنابراین از خواندن ادامه این مطلب، غافل نشوید.

۱- علامت های اصلی ابتلا به افسردگی چیست؟

علامت اصلی افسردگی، احساس غمگینی مداوم و نداشتن علاقه به انجام اموری است که فرد پیش از این به راحتی انجام می داده است.

در صورتی که این علایم بیش از دو هفته طول بکشد و در عملکرد روزانه فرد اختلال ایجاد کند، به آن بیماری افسردگی اساسی گفته می شود. علایم دیگری هم ممکن است در مبتلایان به افسردگی دیده شود که عبارت است از: کاهش سطح انرژی، کاهش یا افزایش اشتها، کاهش یا افزایش میزان خواب، احساس اضطراب و بی قراری، تحریک پذیری و زود از کوره در رفتن، کاهش تمرکز، کاهش قدرت تصمیم گیری، احساس بی ارزشی یا پوچی، احساس ناامیدی، احساس گناه و افکار خودکشی و آسیب به خود.

۲-تفاوت بین غم عادی با افسردگی چیست؟

هر فردی در طول روزها و هفته ها طیفی از هیجانات را تجربه می کند که این هیجانات بسته به وقایع و اتفاقات متنوع اند. وقتی ناامید هستیم به طورمعمول احساس غم داریم. وقتی از دست دادن را تجربه می کنیم، اندوهگین می شویم. این احساسات به طورمعمول فراز و فرود دارند. این احساسات به اطلاعات و تغییرات پاسخ می دهند. در مقابل این احساسات، افسردگی، احساسی عمیق و مداوم است. افراد افسرده به احتمال کمتری شاد، راحت یا آسوده خاطر هستند.

افرادی که از افسردگی بهبود می یابند، اغلب توانایی احساس دوباره غم طبیعی و تجربه داشتن «روزهای بد» را خواهند داشت، احساسی که در مقابل احساس هر روزۀ غم شدید در ذهن و روح (که در افسردگی تجربه می شود) قرار می گیرد.

۳- قبل از رفتن نزد متخصص چقدر باید صبر کرد؟

اگر علایم تان خفیف هستند، کار و زندگی شما را مختل نکرده اند یا سلامت تان را تحت تاثیر قرار نداده اند و به خودکشی یا خودآسیب رسانی فکر نمی کنید، می توانید قبل از رفتن نزد متخصص دو یا سه هفته صبر کنید تا ببینید علایم تان خود به خود بهبود پیدا می کنند یا خیر. اما علایم جدی تر نیازمند توجه فوری هستند.

۴-افسرده ها باید چه کارهایی انجام دهند؟

با فردی که به او اعتماد دارید درباره احساسات تان حرف بزنید. بیشتر افراد پس از حرف زدن با فردی که به احساسات آن ها توجه می کند، احساس بهتری پیدا می کنند. دنبال درمان افسردگی خود باشید. مراجعه به پزشک یا روان شناس، قدم اول شروع درمان است. تلاش کنید به سمت انجام کارهایی بروید که قبلا آن ها را دوست داشتید. ارتباطات اجتماعی خودتان را قطع نکنید، با دوستان و اعضای خانواده تان در تماس و ارتباط بمانید. سعی کنید بپذیرید که شما نیز ممکن است دچار افسردگی شده باشید، پس بهتر است انتظارات تان را از خودتان کاهش دهید چراکه طبیعی است در زمانی که افسرده اید، بازده کاری تان به خوبی سابق نباشد.

منبع: سلامت نیوز

گردآوری:مجله یک پارس

راهکارهایی برای رهایی از استرس

رهایی از استرس

سبک زندگى و باورهاى ما باعث ایجاد زندگی شاد یا استرس می شوند

به اعتقاد روانشناسان سبک زندگى و باورهاى ما باعث ایجاد زندگی شاد یا استرس می شوند و باید بدانیم تغییرات به ظاهر کوچک اتفاقات شیرینی به دنبال خواهد داشت.

به اعتقاد روانشناسان این سبک زندگی و باورهای ماست که زندگی شاد و بدون استرسی ایجاد می‌کند؛ یعنی گاه فقط کافی است تا سبک زندگی ما عوض شود. گاه تغییرات به ظاهر کوچک، اتفاقات شیرینی به دنبال خواهد داشت. مانند:

درباره اینکه چه چیزی شما را خوشحال می‌کند، به دقت فکر کنید: در این دنیای بزرگ چیزهای متعددی هستند که مایه خوشحالی ما می‌شوند. فقط کافی است با دقت به آنها فکر کرده و برای رسیدن به آنها برنامه‌ریزی کنید. رسیدن به این اهداف، حس خوبی در شما ایجاد خواهد کرد.

با افراد مثبت و شاد رفت‌وآمد کنید: 

حتما شما هم این ضرب‌المثل را شنیده‌اید؛ کمال هم‌نشین در من اثر کرد. این نکته را به خاطر داشته باشید که حال خوب و بد، به‌ صورت مسری به اطراف سرایت می‌کند؛ اگر با افرادی که دائم از مشکلات گلایه می‌کنند رفت‌وآمد کنید، انتظار حال خوب انتظار زیادی است. پس از همین الآن سعی کنید با افراد مثبت معاشرت کنید تا سرزندگی آنها به شما هم سرایت کند.

هر روز برای خودتان وقت بگذارید: 

گاه کارهایی که به ظاهر کوچک و بی‌اهمیت هستند؛ مثل پیاده‌روی، یک شام خوب، صحبت با یک دوست و… می‌تواند حال ما را خوب کند. تاثیر این کارهای به ظاهر کوچک بر شادمانی ما، فوق‌العاده است. لیستی از این کارهای کوچک تهیه کرده و سعی کنید هر روز حداقل یکی از آنها را انجام دهید.

عقل سالم در بدن سالم است: 

ورزش و تغدیه سالم یکی از مهم‌ترین عوامل شادکامی است؛ از مصرف فست‌فودها تا جایی‌که امکان دارد اجتناب کنید و سعی کنید حتما ورزش را در برنامه روزانه‌تان قرار دهید.

موقع استرس

ورزش و تغدیه سالم یکی از مهم‌ترین عوامل شادکامی است

خوش‌بین باشید: 

اجازه ندهید ناراحتی و احساسات منفی وارد زندگی شما بشود. این را بپذیرید که مشکلات هم در کنار خوشی‌ها بخشی از زندگی ماست و ما در سختی‌ها ساخته شده و رشد می‌کنیم؛ زمانی‌که با مشکلات برخورد می‌کنید با خود بگویید این روزها تمام می‌شود و از جملات مثبتی مثل تو قوی باش، حتما می‌توانی حلش کنی و… استفاده کنید.

خودتان را سرگرم کنید: 

طبق تحقیقات، افرادی‌که برای زندگی خود برنامه دارند و هر روز کارهایی دارند تا آنها را انجام دهند، در مقایسه با سایرین زندگی شادتری را تجربه می‌کنند. یک کار جدید، یادگیری مهارت‌های متنوع و… می‌تواند ذهن شما را درگیر کرده و موجب نشاط شود.

در کارهای خیر شرکت کنید: 

کمک به دیگران و مایه تسکین و آرامش دیگران بودن، تاثیر فوق‌العاده‌ای بر آرامش و نشاط ما خواهد داشت. تقسیم شادی با سایرین، طعم شادی را بیشتر و طولانی‌تر می‌کند. مهم نیست ما چگونه به دیگران کمک می‌کنیم؛ گاه یک همدردی صمیمانه، کلمات تسکین‌بخش و… باعث ایجاد نشاط در دیگران و به‌تبع آن در وجود خود ما خواهد شد.

بخشش را امتحان کنید: 

ناراحتی و دلخوری از دیگران، همانند باری سنگین بردوش ماست و تا زمانی‌که بخشش را امتحان نکرده و دیگران را از صمیم قلب نبخشیده‌ایم، این‌بار سنگین را زمین نگذاشته و همه‌جا با خود می‌بریم. بخشش باعث کاهش فشار خون و ضربان قلب می‌شود و به آرامش شما کمک بسیاری می‌کند.

سیستم حمایت اجتماعی قوی داشته باشید: 

دوستان خوب و خانواده گرم ازجمله عواملی هستند که به نشاط ما کمک فراوانی می‌کنند. اطمینان از اینکه در شرایط سخت افرادی هستند که به ما کمک خواهند کرد و حال ما برای آنها مهم است و می‌توانیم از آنها تقاضای کمک کنیم، تاثیر زیادی در آرامش ما خواهد داشت.

مهارت‌های ارتباطی خود را افزایش دهید: 

توانایی ارتباط موثر، حل مساله، مدیریت استرس، توانایی نه گفتن و… ازجمله مهارت‌های ارتباطی مهمی هستند که با پیشگیری از بروز مشکلاتی در آینده، به حفظ شادمانی ما کمک فراوانی می‌کنند.

فراموش نکنید نگرش شما به مشکلات بسیار مهم‌تر از خود مشکل است: 

به مشکل به عنوان یک فرصت برای رشد و بالندگی نگاه کنید. بسیاری از مشکلات، سرآغاز یک قدم بزرگ و زندگی جدید برای ماست. کافی است تا نکته پنهان در هر مشکل را یافت و آن‌وقت است که مشکلات تبدیل به شکلات می‌شوند.

در حال زندگی کنید: 

از لحظه استفاده کنید. حال انتخاب با شماست که از این به بعد چگونه زندگی کنید؛ با نشاط و شادمانی یا با ناراحتی و افسردگی.

منبع: روزنامه آرمان امروز

گردآوری:مجله یک پارس

چرا در مورد مسائل مالی، احساسی تصمیم می‌گیریم؟

تصمیم گیری در مسائل مالی

تجربه کردن سود مالی یا حتی تصور کردن آن، دوپامین در مغز آزاد می شود‎

مغز عضو بسیار پیچیده ای است. این عضو فقط ۲ درصد از وزن بدنمان را تشکیل می دهد؛ اما ۲۰ درصد از انرژی بدنمان را می سوزاند. دانیل کانمن۱ در کتابش با نام تفکر سریع و آهسته۲، این عضو پیچیده را با روشی ساده تشریح می کند. او توضیح می دهد که مغز دارای دو سیستم است؛ سیستم ۱ و سیستم ۲ .

سیستم ۱ اولین پاسخگو است؛ جایی که ما در ابتدا برای پاسخگویی به سوالات یا حل مسائل به آن مراجعه می کنیم. این قسمت به طور خودکار و ناخودآگاه عمل می کند و زحمتی به خود نمی دهد. این سیستم با کلیشه ها و خاطرات قضاوت می کند. هم چنین تمایل دارد که بین تمام رخدادها ارتباط علت و معلولی ایجاد کند؛ حتی رخدادهایی که ارتباطی به هم ندارند. درواقع مغز ما با استفاده از این سیستم، برای پاسخ گویی نیازی به تفکر آگاهانه ندارد. وقتی محرکی وارد عمل می شود، سیستم ۱ پاسخ می دهد. این سیستم اتوماتیک، حسی و بازتابی، پاسخ گوی پیش فرض در زندگی است و بیشتر مسائل از جمله تصمیم گیری های مالی را در زندگی کنترل می کند. سیستم ۱ بر پایه برداشت ها و احساسات، عمل می کند. سیستم ۲ مغز متفکر ماست؛ جایی که منطق را به کار می گیریم، به آینده فکر می کنیم و رفتار خود را کنترل می کنیم. توان تفکر، برنامه ریزی و کنترل رفتار، چیزی است که بشر را از دیگر گونه هایی که مغز دارند جدا می کند.

مساله اینجاست که سیستم ۲ نیازمند تمرکز و تلاش بیشتری است. ما باید به طور آگاهانه این بخش از مغز را درگیر کنیم. این یک پاسخ پیش فرض یا خودکار نیست. ما می توانیم با پرسیدن سوالاتی مثل «من در چه صورتی ممکن است مرتکب اشتباه شوم؟ یا دلیل این پیشامد چیست؟» آن را درگیر کنیم. سیستم ۲ برای پرسیدن سوالات عمیق تر هم نیازمند نیروی ذهن است و هم نیازمند زمان کافی برای تحلیل موقعیت و پاسخ دادن.

سیستم ۲ در یک زمان فقط می تواند به یک مساله یا مشکل فکر کند. اگر سیستم ۲ مشغول حل یک مسئله باشد، سیستم ۱ به طور اتوماتیک به هر محرک دیگری پاسخ خواهدداد. سیستم ۲ همزمان نمی تواند به چند موضوع فکر کند. بنابراین بسیار مهم است که وقتی تصمیمات مالی می گیریم، چه بودجه بندی باشد، چه یک خرید بزرگ و چه یک سرمایه گذاری، حواسمان جمع باشد. باید سیستم ۲ را درگیر کرد. برای درگیر کردن سیستم ۲ باید تلاش کنیم و انرژی صرف کنیم. مغز مثل بدنمان ترجیح می دهد تلاش نکند. وقتی محرکی را دریافت می کنیم و نیاز به حل یک مشکل یا گرفتن یک تصمیم داریم، مایل هستیم با سیستم ۱ که سریع و بدون دردسر است و انرژی صرف نمی کند، پاسخ بدهیم؛ اما سیستم ۲ به سرعت از ما انرژی می گیرد. درواقع به دلیل یک نیاز زیستی، سیستم ۱ پیش فرض ما قرار گرفته است. ذهن ما تقریبا ۱۱ میلیون بیت اطلاعات را در هر ثانیه مدیریت می کند.

اگر ما سعی کنیم که تمام اطلاعات ورودی را با استفاده از سیستم ۲ مدیریت کنیم، با فروپاشی روبرو خواهیم شد. اما بعضی موضوعات مثل تصمیمات مالی نیاز به تفکر دارند؛ بنابراین ما باید آگاهانه مغزمان را درگیر کنیم. باید تلاش آگاهانه ای برای کاهش احساسات و حواس پرتی داشته باشیم و به سیستم ۲ زمان دهیم تا تفکر کند.

آمیگدال۳ بخشی از مغز است که درواقع همان سیستم ۱ می باشد. آمیگدال به احساسات و موقعیت های تهدیدآمیز پاسخ می دهد. وقتی فعال است، پیغامی که از بدن فرستاده می شود این است: «خودت را به امنیت برسان». اگر از خیابان رد شوید و ببینید که نزدیک است یک اتومبیل با شما برخورد کند، آمیگدال ناگهان وارد عمل می شود. شما قبل از اینکه بدانید چه اتفاقی در حال روی دادن است، در کسری از ثانیه از راه به بیرون خواهید پرید.

آمیگدال اهل عمل است. پدال گاز ذهن است و ما را برای انجام چیزی تحت تاثیر قرار می دهد. وقتی آمیگدال فعال است، زمانی برای فکر کردن وجود ندارد و بخش تفکر مغز شما تعطیل می شود. آیا تا به حال سعی کرده اید که یک فرد احساساتی را توجیه کنید و با درماندگی فریاد بزنید: «تو اصلا فکر نمی کنی». حرف شما کاملا درست است؛ چون او فکر نمی کند. آمیگدال این ظرفیت را در او خاموش کرده است. اما این مساله از نظر زیستی ویژگی مثبتی به حساب می آید؛ چون اگر در شرایط خطرناکی قرار بگیرید، نیازمند پاسخ فوری هستید و فکر کردن یا تحلیل کردن موقعیت، عاقلانه نیست. از این رو آمیگدال برای بقای ما ضروری است.

تصمیم گیری در مسائل مالی

رنج زیان، حداقل دو برابر شدیدتر از لذت همان مقدار سود است‎

وقتی پای تصمیم گیری های مالی نظیر سرمایه گذاری در میان است، تجربه کردن زیان مالی، احساس شدیدی را نسبت به تجربه کردن همان میزان سود ایجاد می کند. تحقیقات نشان داده است که رنج زیان، حداقل دو برابر شدیدتر از لذت همان مقدار سود است. دانشمندان علوم اعصاب دریافته اند که وقتی افراد زیان مالی تجربه می کنند، آمیگدال آن ها ممکن است فعال شود. یک مشاور مالی مورد اعتماد یا یک دوست ممکن است ما را تشویق به حفظ سرمایه گذاری های انجام شده و تمرکز روی بازه زمانی بلندمدت کند؛ اما آمیگدال به حال اهمیت می دهد، نه آینده و به ما می گوید که ممکن است فردایی نباشد. این عضو باعث می شود ریسک را دست بالا بگیریم.

دانشمندان علوم اعصاب هم چنین دریافته اند که با تجربه کردن سود مالی یا حتی تصور کردن آن، دوپامین در مغز آزاد می شود. این دانشمندان اعلام کردند که تصویر مغز فردی که سود مالی را تجربه می کند مانند کسی است که مواد مخدر زیادی مصرف کرده است.

دوپامین یک انتقال دهنده عصبی است که حس لذت، خوش بینی و اعتماد به نفس ایجاد می کند. اعتماد به نفس و خوش بینی حاصل از دوپامین ممکن است سبب شود سرمایه گذاران ریسک را دست کم بگیرند. آن ها نمی دانند که چطور ممکن است مرتکب اشتباه شوند. بنابراین دوپامین می تواند منجر به سرمایه گذاری هایی با ریسک بالا شود. در حالی که اصل سرمایه گذاری بر این پایه استوار است که باید در قیمت پایین خرید و در قیمت بالا فروخت. آمیگدال و دوپامین سبب می شوند که بسیاری از سرمایه گذاران دقیقا عکس این کار را انجام دهند. خریدن در قیمت بالا و فروش در قیمت پایین آسان تر است و حس بهتری می دهد. تاثیر گذاشتن احساسات روی تصمیمات سرمایه گذاری ممکن است تسکین موقتی ایجاد کند، اما اغلب هزینه بلندمدتی را در پی دارد. کورتکس جلویی مغز۴ یا همان سیستم ۲، عملیاتی مثل برنامه ریزی، حل مسائل و تمرکز را کنترل می کند؛ هم چنین مهارکننده ترمز ماست.

برای سود بردن از سیستم ۲ باید آگاهانه آن را درگیر کنیم. ما باید مساله را مطرح کنیم و برای فکرکردن به آن، زمان بدهیم. آمیگدال فقط علاقه مند به تلاش در مدت زمان کم و فارغ از هر گونه نتیجه بلندمدت است؛ اما استفاده از کورتکس به دلیل توانایی در برنامه ریزی و طرح ریزی های بلندمدت، در تصمیم گیری های مالی ضروری است. بنابراین باید غرایز طبیعی را نادیده بگیریم و بخش تفکر مغزمان را درگیر کنیم.

اولین گام برای درگیر کردن مغز متفکر، به تاخیر انداختن پاسخ است. باید حواسمان را از مسائل حال حاضر دور کنیم. به یاد داشته باشید که وقتی در معرض احساسات شدید هستید و خطر حس می شود، آمیگدال مسئول است و کورتکس را مجبور به پیروی می کند. ما نباید تحت تاثیر قرار بگیریم و تصمیمات عجولانه بگیریم. باید بیرون برویم و کاری کاملا متفاوت انجام دهیم. خارج شدن از اتاق راه چاره نیست. باید حواس خودمان را پرت کنیم. باید با شروع یک کار بی ربط، تعلل و حواس پرتی ایجاد کنیم. تعلل کردن، خود یک اقدام است و شما آگاهانه آن را انتخاب می کنید. مرحله دوم، پرسیدن سوال درست از خودتان است. شما باید مطمئن شوید که در مورد موقعیت فعلی، منطقی فکر می کنید. این چیزی است که مغز برنامه ریز را مجبور به حرکت می کند. روی احساسات حال حاضرتان کمتر تمرکز کنید و بیشتر روی اینکه چگونه می توانید از اشتباهات دیگران بهره ببرید متمرکز شوید.

منبع: ماهنامه معیشت

گردآوری:مجله یک پارس

راه های رفع کسالت بعد از تعطیلات نوروز

رفع کسالت و بی حوصلگی

راهکارهای رفع کسالت بعد از تعطیلات طولانی‎

تعطیلات ۱۳ روزه نوروزی زندگی شما را از روال عادی خارج کرده است و شما هم ممکن است برای بازگشتن به محل کارتان احساس کسالت و بی حوصلگی داشته باشید.

چگونه بعد از تعطیلات نوروزی به روال عادی زندگی برگردیم؟

بازگشت به روال زندگی عادی بعد از پایان یک دوره نسبتا طولانی تعطیلات، یکی از سخت ترین اتفاق هایی است که در انتظار انسان هاست. دانش آموزان، دانشجویان و بعضی کارمندان، ۱۳ روز ابتدایی فروردین را تعطیل هستند یا مرخصی می گیرند و زندگی شان از روال عادی خارج می شود و رغبتی به بازگشت به روزهای قبل از تحویل سال ندارند. در این مطلب می خواهیم به بررسی راهکارهای رفع کسالت بعد از تعطیلات طولانی نوروز بپردازیم.

چرا انگیزه ندارید؟

مهم ترین عاملی که باید در این باره مطرح شود، این است که اصولا چرا زندگی کاری و تحصیلی بیشتر مردم آن قدر کسل کننده و بی هدف شده است که هیچ انگیزه ای برای ادامه آن وجود ندارد؟ خصلت ذاتی انسان به گونه ای است که از بطالت و وقت کشی بیزار است چون موجب کسالت روحی و روانی او می شود و  در مقابل، چالش و عملکرد مثبت باعث ایجاد انگیزه و تلاش بیشتر می شود. حال اگر واقعا زندگی های کاری و تحصیلی افراد تا این حد خالی از معناست که برای شروع دوباره آن پس از تعطیلات نوروز انگیزه ای وجود ندارد، باید به فکر تغییرات اساسی افتاد.

آثار تغییرات سبک زندگی در تعطیلات

نکته بعدی معطوف به دوران تعطیلات است. معمولا افراد در طول ۱۴ روز تعطیلات، کل سبک زندگی خود را تغییر می دهند و ساعت خواب و بیداری و غذا خوردن شان به طور اساسی تغییر می کند. به طور طبیعی، صبح زود بیدار شدن برای شخصی که عادت کرده دیر بخوابد و دیر بیدار شود، مشکل خواهد بود. از سوی دیگر، این چرخش ساعت خواب و بیداری به افزایش حس بطالت و بی برنامگی دوران تعطیلات دامن می زند. اگر افراد برای تعطیلات خود برنامه مشخصی داشته باشند که از روزهای خود برای تفریحات سالم استفاده بهینه بکنند، قاعدتا با انرژی روانی بیشتری وارد زندگی کاری و تحصیلی می شوند. تفریح کردن یکی از راه های افزایش ذخیره انرژی روانی انسان است. ما برای هر کاری که در طول شبانه روز انجام می دهیم، انرژی روانی مصرف می کنیم و مشکلات و دغدغه های روزمره هم انرژی روانی بیشتری لازم دارند. قاعدتا تا ظهر خوابیدن در تعطیلات و باقی روز را تلویزیون تماشا کردن باعث افزایش ذخیره انرژی روانی نخواهد شد. بنابراین بی حوصلگی و کسلی برای افرادی که سبک زندگی شان را در این مدت تغییر اساسی داده اند، طبیعی است.

تظاهری که دردسرساز می شود

تظاهر به دوست نداشتن مدرسه و کار، یکی از خصلت های رفتاری رایج در کشور ماست. اگر شخصی ابراز کند که برای مدرسه، دانشگاه یا کار دلش تنگ شده است و انرژی زیادی برای شروع فعالیت دارد، مورد تمسخر واقع می شود و با عناوین نه چندان جالب خطاب خواهد شد! بنابراین بیشتر افراد تظاهر به بی حوصلگی، سخت بودن بیدار شدن در صبح زود و … می کنند تا با بیشتر مردم احساس همرنگی کنند. همین ابراز کسالت هرچند ساختگی، باعث شیوع آن در جو و فضای ذهنی افراد می شود زیرا کسالت یکی از مسری ترین حالات روحی است. همه ما این تجربه را که با خمیازه کشیدن فردی، بقیه هم خمیازه می کشند، تجربه کرده ایم.

اهداف تان نباید آرزو باشد

نکته بعدی، داشتن هدف های کوچک برای زندگی روزمره است. معمولا در ابتدای تعطیلات، افراد اهداف یا بهتر است بگوییم آرزوهایی را برای سال جدید مطرح می کنند و چون در دوران نوروز حرکتی برای تحقق آن ها انجام نمی دهند، احساس بی انگیزگی و رخوت بر آن ها مستولی می شود و زندگی خود را کسل کننده می بینند. در این بین باید گفت نحوه این هدف گذاری ها اشتباه است. همان گونه که گفته شد این اهداف، بیشتر آرزو هستند تا دست یافتنی. برای مثال این که من در سال جدید انسان بهتری بشوم، بیشتر تلاش کنم، معنوی تر باشم و … چنان بزرگ و مبهم است که عملا انجام شدنی نیستند. انسان بهتر بودن، دقیقا به معنای انجام چه کاری است؟ مشخصا چه اعمالی را انجام دهیم تا موفق تر باشیم؟

۵ ویژگی که هدف هایتان باید داشته باشد

اهدافی که برای سال جدید در نظر گرفته می شوند، باید پنج ویژگی زیر را داشته باشند: مشخص باشند، قابل اندازه گیری باشند، قابل دست یابی باشند، مرتبط باشند و زمان بندی شده باشند. برای مثال این که من لاغرتر بشوم صرفا یک آرزوست تا زمانی که تبدیل به یک هدف مشخص شود: در طول دو ماه با سه ساعت ورزش در هفته، ۱۰کیلو وزن، کم خواهم کرد. حال بعد از هر هفته می توان سنجید که آیا سه ساعت ورزش انجام شده است یا خیر؟ از سوی دیگر، در پایان هر ماه میزان کاهش وزن هم قابل رصد است. وجود چنین اهداف مشخصی، انگیزه کار و تلاش را فراهم می آورد.

روحیه تلاش را در خودتان نهادینه کنید

اگر می خواهیم جامعه ای پویا و از همه نظر فعال و پربار داشته باشیم، باید جو و روحیه کار و تلاش را در آن نهادینه کنیم. در جامعه ای که از زیر کار در رفتن، برگزار نشدن کلاس و… افتخار محسوب می شود، قاعدتا در استقبال از پایان تعطیلات، هرچند هم که مفرح باشد با یاس و کسالت رو به رو خواهیم شد.

منبع : khorasannews.com

گردآوری:مجله یک پارس

شغلی را که واقعا دوست دارید بیابید

تغییر شغل

اگر کاری را که عاشقش هستید دارید دیگر هیچ روز کاری در طول زندگی نخواهیدداشت

من تقریبا پانزده سال از عمرم را در شغل مدیریت غیرانتفاعی صرف کردم و بیشتر در حوزه بازاریابی و بودجه بندی فعالیت داشتم. من در کارم بسیار خوب بودم و مردم نیز درباره من همین نظر را داشتند. انجام وظایفم برای من بسیار راحت بود و درآمد کافی برای زندگی داشتم اما من کارم را قلبا دوست نداشتم. امیدوارم که شما منظورم را اشتباه برداشت نکنید. من در دوران کاری ام چیزهای زیادی یاد گرفتم و با انسان های بسیار خوبی همکاری داشتم اما قلبا به انسان هایی که از شغلشان لذت می بردند حسادت می کردم و آرزو می کردم که مانند آن ها باشم.

بالاخره خودم را برای آن روز آماده کردم. پشتوانه مالی مناسبی برای خودم در طی سال ها جمع آوری کردم و با داشتن این حاشیه امنیت کسب و کار خودم را راه اندازی کردم. با تمام پستی و بلندی هایی که در راهم وجود داشته است، امروز با اعتماد به نفس کامل می گویم که از تصمیمی که گرفتم کاملا راضی هستم. کنفسیوس فیلسوف مشهور چینی می گوید: اگر کاری را که عاشقش هستید به عنوان شغل برگزینید دیگر هیچ روز کاری در طول زندگی نخواهیدداشت. این توصیه ای بسیار ناب است اما عملی کردن آن به سادگی ممکن نیست چرا که فهم این که انسان قلبا به چه کاری علاقه دارد و تبدیل این علاقه به شغلی مناسب بسیار دشوار است. در اینجا برنامه ای گام به گام برای تشخیص تمایلات قلبی و تبدیل آن به شغلی مناسب را به شما پیشنهاد می دهیم.

 چگونگی شناسایی و دنبال کردن امیال درونی

۱٫ تصور کنید اگر کودک بودید چه شغلی انتخاب می کردید 

اغلب احساسات حقیقی ما در دوران کودکی ظهور می کنند که فشارهای زندگی در دوران بعدی باعث می شوند ما این احساسات را فراموش کنیم. بنابراین سعی کنید علایق قلبی خود را در دوران قبل از ورود به سختی های زندگی به یاد آورید. نویسندگی؟ تحقیقات تجربی؟ مراقبت از دیگران؟ بازگشت و برقراری تماس با آن غرایز گامی مهم برای شناخت تمایلات درونی شما است.

۲٫ حذف پول از معادله زندگی 

اگر پول در زندگی تان اهمیت نداشت چکار می کردید؟ به مسافرت می رفتید؟ تمام وقتتان را به خانواده سپری می کردید؟ آیا یک سازمان خیریه برای حمایت از فقرا راه اندازی می کردید؟ البته پول نمی تواند نادیده گرفته شود. اما اجازه ندهید که فشارهای مالی انتخاب های شما را تعیین کند. سرانجام شغل شما بایستی امنیت مالی را برای شما به ارمغان آورد. اما اگر امنیت مالی به انگیزه اصلی تبدیل شود بعید است که شما در نهایت به شغلی که دوست دارید، دست بیابید.

۳٫ از دوستانتان راهنمایی بگیرید 

برخی مواقع فرد به تنهایی قضاوت خوبی درباره علایق واقعی اش ندارد. از افرادی که با شما بسیار صمیمی هستند، بپرسید که از دیدگاه آن ها شما چه زمان هایی و در حین انجام چه کارهایی بسیار شاد به نظر می رسید. ممکن است از شنیدن جواب آن ها شگفت زده شوید.

۴٫ یک بروشور از دروس دانشگاهی را مطالعه کنید 

کمی از وقتی آزاد خود را صرف مطالعه و فهم این که به چه زمینه های درسی علاقه دارید، بکنید. اگر می توانستید در دانشگاه تحصیل کرده و یا تدریس کنید، چه رشته ای را انتخاب می کردید؟ از کدام رشته ها در حد مرگ تنفر دارید؟ انجام این کار شما را به سمت تشخیص علاقه حقیقی تان و دستیابی به آن راهنمای می کند.

۵٫ قهرمان زندگی خود را شناسایی کنید 

از میان همه کسانی که می شناسید (چه نزدیک و چه دور) از بازیگر مورد علاقه تان گرفته تا پزشکی که به آن مراجعه می کنید. با داشتن فهم دقیقی از وظایف آن ها دوست دارید که شغل کدامیک را تقلید کنید؟ تلاش کنید بفهمید که چطور به این جایگاه رسیده است؟ درباره واقعیت (سختی و آسانی ها) شغل او مطالعه کنید.

۶٫ از میان کارهایی که در انجامشان خبره هستید، فکر می کنید از کدامش بیشترین لذت را می برید؟ 

بعد از این که این نکات را مرور کردید، به کارهایی که به خوبی بلد هستید، فکر کنید. تمرکز خود را علاقه داشتن به کاری توام با خوب بودن در انجام آن قرار دهید. لیستی از این کارها تهیه کنید و براساس اولویت سه یا چهار مورد را روی یک کاغذ بنویسید. این کاغذ را به همراه داشته باشید و هر از گاهی آن را مرور کنید.

نقطه شروع 

زمانی که تصمیم راسخ برای کاری که دوست دارید، گرفتید، عجله نکنید و بدانید که تبدیل این علاقه به شغلی مناسب و قابل ترقی گامی بلند است. در اینجا چهار مرحله برای شروع تغییر را ذکر می کنیم:

۱٫ با یک مشاور شغلی مشورت کنید 

مشاورین شغلی به دیگران کمک می کنند تاب فهمند که از یک کسب و کار دقیقا چه انتظاری باید داشت و تمام حواس فرد را بر جزییات کار متمرکز می کنند و همچنین می توانند ایده هایی را برای یافتن شغل متناسب با علایق و روحیات هر فرد به وی پیشنهاد دهند.

۲٫ اهرم رسانه های اجتماعی 

بیش از هر زمان ما توسط شبکه های اجتماعی احاطه شده ایم. وقتی که شما متوجه شدید چه شغلی را دوست دارید، به سراغ شبکه های اجتماعی بروید، فیس بوک، توییتر و اینستاگرام را بگردید و با افرادی که علایق مشترکی با شما دارند ارتباط برقرار کنید. نوشته های صفحات مجازی را مطالعه کنید و سعی کنید متوجه شوید که علاقه حقیقی شما برای انجام دادن چیست؟

۳٫ شروع به پس انداز کنید 

زمانی که قاطعانه تصمیم به قدم گذاشتن در مسیر جدید گرفتید، شروع به پس انداز کنید. هر قدر که شما ذخیره پس انداز بیشتری در بانک داشته باشید، مشکلات مالی کمتری در آینده پیش روی شما خواهدبود و با ترس کمتری شغل قبل خود را رها کرده و پا در مسیر جدید می گذارید.

۴٫ فقط آغاز کنید 

سرانجام، تا زمانی که شما با تمام وجود دست به کار جدید نزنید، متوجه نخواهید شد چه کاری را دوست دارید؟ تا زمانی که فقط مشاغلی دیگر را سرسری امتحان کنید، گمانه زنی کرده اید. من می توانستم علایق واقعی خودم را در زمینه کاری بیابم و به همین دلیل نیز بسیار خوشحال هستم. این نکات و راهنمایی ها هنوز هم راهگشای من در طی مسیر کاری هستند چرا که مهم است که من به کارهای جدیدتری مطابق با علایقم دست بزنم.

منبع: ماهنامه معیشت

گردآوری:مجله یک پارس

آیا افراد تحصیل‌کرده به مشکلات روحی بیشتری دچار می‌شوند؟

درمان بيماري‌هاي روحي و رواني

شیوع افسردگی و اضطراب در افراد دارای تحصیلات عالی بیشتر است

تحقیقات نشان می‌دهد که شیوع افسردگی و اضطراب در افراد دارای تحصیلات عالی بیشتر است. در این میان، زنان آسیب‌پذیرترند و نسبت به مردان، بیشتر در معرض افسردگی و اضطراب قرار دارند.

نتایج تحقیقی جدید در دانشگاه تگزاس نشان می‌دهد که میزان شیوع افسردگی و اضطراب در بین افراد تحصیل‌کرده در مقاطع عالی دانشگاهی، حدود ۷ برابر بیشتر از سایر مردم است.

در این مطالعه، پژوهشگران به بررسی شرایط ۲۳۰۰ دانشجوی تحصیلات تکمیلی در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری پرداختند که ۹۰ درصد این افراد را دانشجویان مقطع دکترا و ۱۰ درصد را دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد تشکیل می‌دادند.

نتایج این بررسی‌ها نشان داد که ۴۱ درصد از این افراد، سطوح مختلفی از اضطراب را، از حد متوسط تا حاد نشان می‌دهند و ۳۹ درصد آن‌ها نیز دارای خصوصیات و ویژگی‌های متوسط تا حاد افسردگی هستند.

نتایج کلی این پژوهش که به دست پژوهشگران مرکز علوم بهداشت دانشگاه تگزاس انجام شده است، نشان می‌دهد که ۶ درصد از افراد موردمطالعه قرارگرفته، دارای نشانه‌های هر دو نوع اختلال هستند. در این بررسی‌ها همچنین مشخص شد میزان شیوع اضطراب و افسردگی در بین زنان به‌مراتب بیشتر از مردان است.

مهم‌ترین نتایج تجزیه‌وتحلیل‌های آماری این مطالعات به قرار زیر است: 

– در بین زنان بررسی‌شده، میزان شیوع اضطراب ۴۳ درصد و شیوع افسردگی نیز ۴۱ درصد بود.

– افراد دارای اختلال جنسیتی نیز دارای نرخ بالای اضطراب و افسردگی به میزان ۵۵ و ۵۷ درصد بودند.

– نرخ شیوع اضطراب و افسردگی در مردان نیز به ترتیب ۳۴ و ۳۵ درصد اعلام‌شده است.

بر پایه این آمار، پژوهشگران درصد شیوع اضطراب و افسردگی را در افراد تحصیل‌کرده؛ بسیار زیاد می‌دانند. این گزارش چنین نتیجه می‌گیرد که: «لازم است برای شرایط بحرانی و کمک به دانشجویان تحصیلات تکمیلی در سرتاسر جهان که با نگرانی‌های مهم روانی روبه‌رو هستند، چاره‌ای اندیشیده شود. به‌رغم بحث‌های فراوانی که در این موضوع مطرح می‌شود، باید به بهداشت روانی و شرایط روحی افراد تحصیل‌کرده در دانشگاه‌ها به‌صورت جدی‌تری پرداخته شود.»

برای نمونه زمانی که از افراد موردمطالعه قرارگرفته شده پرسیده شد که آیا تناسب مناسبی بین زندگی و کار شما وجود دارد و آیا شما از زندگی خود راضی هستید، پاسخ اکثریت افراد تحصیل‌کرده «منفی» بود.

به باور نویسنده این مقاله و سرپرست گروه تحقیقاتی، ایجاد توازن در زندگی و خوشنودی از شرایط وقتی‌که شما از صبح تا ساعات پایانی روز به کار در آزمایشگاه می‌پردازید، امری بسیار دشوار است. به همین دلیل پژوهشگران توصیه می‌کنند که مراکز آموزش عالی در مقاطع تحصیلات تکمیلی حتماً بخشی ویژه را برای پایش سلامت روان دانشجویان خود تعیین کنند و به‌طورجدی به این موضوع بپردازند. آموزش کارکنان و ایجاد تغییر در فرهنگ آکادمیک و دانشگاهی نیز می‌تواند تأثیراتی مثبت و مفید در این حوزه داشته باشد.

شرح کامل این پژوهش و یافته‌های به‌دست‌آمده از آن در آخرین شماره مجله تخصصی Nature Biotechnology منتشر شده و در اختیار پژوهشگران قرار دارد.

منبع: سلامت نیوز

گردآوری:مجله یک پارس

چرا بی دلیل گریه می کنیم؟

دلیل گریه کردن

گریه کردن ممکن است بی هیچ دلیلی و کاملا خود به خودی باشد‎

گریه کردن ممکن است بی هیچ دلیلی و کاملا خود به خودی باشد. ممکن است حین انجام کارهای روزانه گریه تان بگیرد و تعجب کنید که چرا دارید بی دلیل گریه می کنید؟

گریه های مکرر معمولا عجیبند و گاهی اوقات نشان دهنده مشکلات سلامتی هستند. گریه کردن ممکن است بی هیچ دلیلی و کاملا خود به خودی باشد. ممکن است حین انجام کارهای روزانه گریه تان بگیرد و تعجب کنید که چرا دارید بی دلیل گریه می کنید؟ در برخی موارد گریه شاید به خاطر علتی فیزیکی باشد و در برخی موارد احساسات ناخوداگاه شما که پردازش نشده است. اگر بی دلیل چشمانتان پر اشک می شود با خواندن این مقاله متوجه خواهید شد که چه اتفاقی افتاده و چه باید بکنید.

چرا بی دلیل گریه می کنم؟

افسردگی

در اغلب موارد افرادی که افسردگی شدید دارند بیشتر احساس بی حالی دارند تا گریه کردن. با این وجود افسردگی می تواند با افزایش احساس نیاز به گریه کردن شناخته شود.

برخی از علایم دیگر افسردگی که به تشخیص آن کمک می کند عبارتند از:

غم در اکثر مواقع روز

 احساس بی ارزشی و ناامیدی

 از دست دادن انرژی

از دست دادن لذت از چیزیهایی که قبلا برایتان لذت بخش بوده

گریه غیر قابل کنترل

دشواری تمرکز

دشواری تصمیم گیری

افزایش نیاز به خواب

ناتوانی در خوابیدن یا بی خوابی

مشکلات گوارشی یا معده

سردرد

کاهش میل جنسی

تغییرات اشتها، کاهش وزن یا افزایش وزن

افکار خودکشی و مرگ

افسردگی در صورتی که درمان نشود معمولا بدتر خواهید شد.  بنابراین اگر فکر می کنید دلیل گریه شما افسردگی است در اسرع وقت به پزشک مراجعه نمایید.

بسیاری از مردم قبل یا بعد از یک حمله اضطرابی گریه می کنند. این حملات یک لحظه از غلبه ترس است. در بسیاری موارد حس ترس از نابودی یا مرگ به سراغ فرد می آید. گریه کردن، پاسخ طبیعی به این احساسات وحشتناک است.  دیگر افراد این احساسات قوی را بعد از حمله اضطراب همچنان حفظ می کنند شاید به این دلیل که احساس می کنند چقدر در زمان حمله بی پناه بوده اند. به علت شدت حملات ترس گریه کردن امری کاملا طبیعی است.

نشانه های اضطراب عبارتند از: 

احساس ناتوانی

احساس نگرانی

احساس سرخوردگی، ترس یا خطر

تنفس سریع یا عمیق که با حملات اضطرابی رخ می دهد

افزایش ضربان قلب

لرز

تعریق زیاد

دشواری تمرکز بر چیزهایی غیر از نگرانی های جاری

احساس خستگی یا ضعف

ممکن است پاسخ، چرا من بی هیچ دلیلی گریه می کنم، اضطراب باشد و خود به خود از بین نرود و یا حتی علایمش بدتر شود. اضطراب اگر در مراحل اولیه تشخیص داده شود به سرعت قابل درمان است.

گریه و زاری

بسیاری از مردم قبل یا بعد از یک حمله اضطرابی گریه می کنند‎

استرس

افزایش سطح اضطراب  با افزایش اشک مرتبط است، از جمله گریه بی دلیل. بسیاری از متخصصین بر این باورند که به همین دلیل استرس هم منجر به اشک ریختن می شود. موقعیت هایی که به طور مرتب پیچیده می شود منجر به اشک ریختن می شوند مثل تنش های بین فردی. گریه کردن می تواند به حل و فصل مناقشان کمک کرده و به نوعی حمایت فرد در مقابل دیگران باشد.

اگر استرس زیادی در زندگیتان دارید بهتر است هر روز برای تشخیص عوامل استرس زای زندگیتان وقت گذاشته و رفعشان کنید. با وجودی که استرس به عنوان یک مشکل پزشکی شناخته نمی شود ولی می تواند باعث بدتر شدن یا ایجاد مشکلاتی برای سلامتی شود از جمله بیماری های قلبی و اختلال گوارش.

سندرم پیش از قاعدگی

تقریبا ۲۰ – ۴۰ درصد زنان سندرم پیش از قاعدگی را تجربه می کنند. گریه بی دلیل به هماره سردرد و نفخ یکی از عوامل رایج این مشکل است. سایر علایم این مشکل شامل خستگی و تحریک پذیری است. اگر گریه بی دلیل شما به خاط سندرم پیش از قاعدگی است که تنها راهکار صبر کردن است و بعد از شروع قاعدگی احساسات شما به حالت قبل برگشته و گریه کردنتان کمتر می شود.

کمبود خواب

بزرگسالان هم درست مثل بچه ها اگر خسته باشند گریه می کنند. اگر ناگهان شروع به گریه کردن می کنید ممکن است دلیلش خواب ناکافی در شب باشد. در واقع، تحقیقات نشان داده هاند افرادی که به طور منظم فقط شبی ۴٫۵ ساعت می خوابند تغییر در روحیه شان را تجربه می کنند.  ساده ترین راه برای حل این مشکل خواب کافی شبانه است. اغلب افاد به ۷ تا ۸ ساعت خواب شبانه نیاز دارند.

منبع: سیمرغ 

گردآوری:مجله یک پارس

اضطراب بیشتر با استفاده بیش از اندازه از اسمارت فون ها

درمان‌ اضطراب

افرادی که به اسمارت فون خود اعتیاد دارنداز اضطراب و افسردگی رنج می برند‎

مطالعه جدید نشان می دهد افرادی که به اسمارت فون خود اعتیاد دارند ثبات عاطفی کمتری داشته و از اضطراب و افسردگی رنج می برند.

یافته ها نشان می دهد ثبات عاطفی کمتر با رفتار مشکل ساز استفاده از اسمارت فون مرتبط است.

افرادی که دارای مشکلات سلامت روان هستند بیشتر از اسمارت فون خود به عنوان نوعی درمان استفاده می کنند و افراد با میزان وظیفه شناسی کمتر بیشتر به تلفن شان وابسته هستند.

تحقیقات نشان می دهد هرچقدر میزان اضطراب افزایش می یابد استفاده مشکل ساز از اسمارت فون ها هم افزایش می یابد.

«زهیر حسین»، سرپرست تیم تحقیق از دانشگاه دربی بریتانیا، در این باره می گوید: «افرادی که در زندگی شان شرایطی نظیر استرس، اضطراب، افسردگی و مشکلات خانوادگی را تجربه می کنند، در این حالت دچار بی ثباتی عاطفی می شوند و در نتیجه ممکن است شرایط خودشان را با استفاده بیش از حد زیاد از تلفن هوشمندشان تسکین دهند.»

محققان با انجام مطالعه آنلاین بر روی ۶۴۰ کاربر اسمارت فون در رده سنی ۱۳ تا ۶۹ سال دریافتند بین استفاده از اسمارت فون و خصایص شخصیتی ارتباط وجود دارد.

منبع: سلامت نیوز

گردآوری:مجله یک پارس

ویژگی‌های چهره که باعث جذاب‌تر دیده شدن افراد می‌شود

جذابيت

برخی از مردم جذب کسانی می‌شوند که طرز فکر مشابهی به آنها دارد‎

گاهی چندان آسان نیست بگوییم که چه خصلتی در یک فرد سبب جلب توجه ما شده است؛ ممکن است در نتیجه اعتمادبه‌نفس او باشد، یا شوخ‌طبی‌اش یا حتی شاید فقط جذب چهره و ویژگی‌های صورت او شده‌ باشیم.

در سالیان گذشته، مطالعات و تحقیقات گسترده‌ای در مورد اینکه مردم چگونه می‌توانند نظر دیگران را به خود جلب نمایند صورت گرفته است. نتیجه این مطالعات علمی نشان داده که گستره‌ی این عوامل بسیار وسیع است و از بوی عطر و بدن مرد گرفته تا دیدن گروهی زنان می‌توانند فاکتورهای برای جلب توجه جنس مخالف بشمار بروند.

برخی از مطالعات همچنین گفته‌اند که برخی از مردم جذب کسانی می‌شوند که طرز فکر مشابهی به آنها دارد و علاقه‌مندی‌ها و خواسته‌هایشان با هم یکی است.

فارغ از همه موارد یادشده، در بعضی تحقیقات علمی مشخص شده که ویژگی‌های چهره یک فرد می‌تواند در جلب توجه دیگران نسبت به او نقش اساسی داشته باشد. از این‌رو در ادامه این مطلب، ۹ ویژگی صورت که می‌تواند به جذاب شدن بیشتر افراد منجر شوند را معرفی کرده‌ایم.

برای آشنایی با آنها در ادامه همراهمان باشید.

۱- تقارن 

در تحقیقی که نتیجه آن در نشریه روانشناسی تطبیقی چاپ شده و تحقیق دیگری که در مجله تکامل و رفتار انسان منتشر شده است، در شرایط تجربی، زنان و مردان هر دو صورت‌هایی که از تقارن کامل برخوردار هستند را به دیگر چهره‌ها ترجیح می‌دهند.

در مطالعه علمی دیگری هم ثابت شد دوقلوهایی که صورت قرینه داشتند، بسیار جذاب‌تر از بقیه انتخاب شدند.

یک جمع‌بندی که محققان از این نتایج بدست آورده‌اند این است که در فرایند تکامل، اغلب مردم صورت متقارن را نتیجه سلامت خوب بدن می‌دانیم و از این‌رو به سمت این‌گونه چهره‌ها کشش بیشتری داریم. چهره متقارن می‌تواند نشانه «ژن خوب» باشد. به این مفهوم که فرد در دوران جنینی در رحم مادر خود، در شرایط درستی بوده و فشارهای محیطی موجب تغییر شکل صورتش نشده است.

البته، در سال ۲۰۱۴ محققان دانشگاه برونل با مقایسه ۵ هزار نوجوان با صورت متقارن متوجه شدند که سلامت عمومی بدن و صورت قرینه هیچ ربط و ارتباطی به هم ندارند.

۲- عدم تقارن 

این یک قانون مکتوب نیست، اما واقعیت این است که بسیاری از هنرمندان و هنرپیشه‌هایی که ما دوست داریم، چهره‌های متقارن و قرینه‌ای ندارند اما برایمان جذاب و دوست‌داشتنی هستند. به‌طور مثال، بسیاری از مردم اعتقاد دارند که خنده‌های کج هنرمندی همچون میلو آنتونی ونتیمیگلیا، بسیار جذاب و دوست‌داشتنی است.

۳- صورت معمولی 

بسیاری از مردم معتقد هستند چهره‌های معمولی با ویژگی‌های متوسط جذاب‌تر از صورت‌های خاص هستند. در سال ۱۸۷۸ میلادی، تحقیقی که روی صورت‌های مختلف انجام شده بود، نشان می‌داد که بیشتر مردم صورت‌های عادی را بیشتر دوست دارند. به این خاطر که ترکیبی از ژن‌های مختلف هستند. مزیت این ترکیبی بودن هم این است که این افراد در مقابل بیماری‌ها و ویروس‌ها مقاومت بیشتری دارند.

۴- چهره جاافتاده 

در تحقیقاتی که در سال ۲۰۱۲ میلادی صورت گرفت مشخص شد زنان به سمت مردانی با چهره‌های جاافتاده کشش بیشتری دارند. جالب است که بیشتر زنانی که به لحاظ مالی استقلال کامل داشتند مدعی بودند که مردان جاافتاده و میان‌سال از نظرشان جذاب‌تر هستند.

محققان این موضوع را با «اثر جرج کلونی» یاد می‌کنند و دلیل این عقیده زنان را در این می ‌دانند که خانم‌ها بین بلوغ تا یائسگی (مدت محدود) قابلیت باروری دارند اما مردان تا کهن‌سالی نیز همچنان بارور باقی می‌مانند.

۵- موی صورت 

برخی از مردان شش تیغه هستند و برخی دیگر ته‌ریش یا ریش کامل دارند. در مطالعاتی که در سال ۲۰۱۳ میلادی صورت گرفت، عکس ۱۷۷ مرد به ۳۵۱ زن نمایش داده شد. این مردها چهره‌های متفاوتی داشتند، برخی ریش، تعدادی ته‌ریش، شش تیغه و حتی ریش بلند داشتند.

نتیجه نظرسنجی خانم‌ها نشان داد، مردانی ریش کوتاه (۱۰ روزه) دارند بیشتر از بقیه برای زنان جذابیت داشته‌اند.

همچنین در این آزمایش مشخص شد که ریش بلند، شش تیغه و ته‌ریش خیلی کوتاه کمترین میزان محبوبیت را داشتند.

۶- جای زخم 

این مورد به زن یا مردن بودن فرد بستگی دارد. در مطالعاتی که نتیجه آن در مجله شخصیت و تفاوت‌های فردی منتشر شد، مشخص گشت که مردانی که جای زخم روی صورت خود دارند برای برخی زنان جذاب‌تر هستند. اما این مساله در مورد زنان به هیچ عنوان مصداق ندارد.

محققان با نمایش عکس ۲۴ زن و ۲۴ مرد به ۲۰۰ دانشجو از آنها خواستند تا جذاب‌ترین چهره‌ها را از نظر خود مشخص کنند. همچنین از آنها خواستند تا مشخص کنند که آیا این افراد برای رابطه طولانی یا کوتاه‌مدت مناسب هستند یا خیر.

نتیجه نشان داد که مردانی که جای زخم در صورت خود داشتند، از نظر زنان برای یک رابطه کوتاه و غیرازدواجی مناسب هستند.

جای زخم روی صورت زنان برای بسیاری از مردم اصلا جذاب نبود.

۷- آشنا بودن چهره 

در یک مطالعه دیگر که در مجله کورنت بیولوژی منتشر شده، گفته شد همیشه ژنتیک در جلب توجه افراد نقش ندارد. بعضی مواقع این تجربه شخصی ماست که چهره‌ای را برایمان جذاب و دوست‌داشتنی می‌کند. یعنی ما چهره‌های آشنایی که حس یا خاطره‌ای خوب را برایمان تداعی می‌کنند را بسیار جذاب می‌بینیم. این در حالیست که ممکن است نظر دوستمان در مورد آن شخص کامل متفاوت باشد.

۸- سادگی 

در تحقیقاتی که در سال ۲۰۱۶ میلادی انجام شد، مشخص گشت که مردها بیشتر از اینکه که به شکل چشم یا لب زنان توجه داشتند، ترکیب کلی صورت آنها را می‌بینند و دوست دارند. در این آزمایش، به ۱۶۹ مرد فرانسوی عکس‌هایی از صورت زنان مختلف نمایش داده شد و از آنان خواسته شد تا از صفر تا ۲۰ به این زنان امتیاز دهند.

نتیجه نشان داد که مردان عموما چهره‌هایی را انتخاب کرده‌اند که هیچ ویژگی خاصی ندارند، حتی خیلی متقارن نیستند و گاها رنگ‌پریده و روشن به‌نظر می‌رسند.

۹- صورت‌های شبیه والدین 

برخی تحقیقات جدید ثابت کرده‌اند که مردم اغلب جذب صورت‌هایی می‌شوند که شبیه پدر یا مادر آنهاست. بر اساس تحقیق سنت اندروز، ما اغلب جذب کسانی می‌شویم که شبیه والدین‌مان (از جنس دیگر) هستند به این خاطر که آنها نخستین حامیان و مراقبان ما بوده‌اند و ما دوستشان داریم.

در مطالعات سال ۲۰۰۲ نیز مشخص شد، کسانی که والدین مسن (بالای ۳۰ سال) دارند، خیلی کم به سمت جوانان کشیده و جذب می‌شوند. این در حالیست که افرادی که والدین زیر ۳۰ سال دارند، برعکس رفتار می‌کنند و سراغ پارتنرهای جوان می‌روند.

منبع: روزیاتو

گردآوری:مجله یک پارس

۹ عادت روزانه‌ای که باید هر چه زودتر ترک کنید

ترک عادت

ترک کردن عادت هایی که شکل گرفته زمان بسیار بیشتری می برد

هر روز صبح یک فنجان قهوه ی داغ می نوشید؟ نمی توانید بدون یک پاکت پاپ کورن نمکی و کره ای فیلم تماشا کنید؟ اگر جواب تان مثبت است، شما تنها کسی نیستید که چنین عادت هایی دارد. اعتقاد رایج بر این است که ۲۱ روز زمان می برد تا عادتی شکل بگیرد. اما تحقیقی در بریتانیا بیان می کند به طور متوسط ۶۶ روز لازم است تا کاری تبدیل به عادت شود و بتوانیم بدون فکر آن را انجام دهیم. ترک کردن عادت هایی که شکل گرفته زمان بسیار بیشتری می برد. اما لازم است بدانیم کدام یک از عادت هایمان مفید و کدام یک مضر هستند.

در اینجا به تعدادی از عادت های رایجی می پردازیم که بهتر است فراموش شان کنیم. اگر بعضی از این عادت ها را دارید نگران نباشید. تنها به خاطر داشته باشید هر عادت بدی را می توانید با یک عادت خوب جایگزین کنید.

۹ عادت روزانه ای که باید هر چه زودتر ترک کنید

۱- پاهایتان را روی داشبورد نگذارید 

واقعیت آن است که این حالت خطر زیادی برای سلامتی تان دارد. نه تنها در شرایط تصادف، بلکه در زمان ترمز کردن هم این حالت بسیار خطرناک خواهد بود. وقتی پاهایتان را در مقابل صورت تان قرار می دهید به این معنی است که در زمان ترمز یا توقف ناگهانی ماشین، صورت تان با زانوهایتان برخورد خواهد کرد. برخورد فک با زانوها می تواند منجر به شکستگی استخوان هایتان شود که دوره ی ترمیم آن بسیار سخت و طولانی خواهد بود.

۲- حوله های خیس را آویزان نکنید 

آویزان کردن حوله های خیس بعد از حمام در اغلب مواقع کاری غیر ارادی است اما متأسفانه این عادت در حقیقت بسیار غیر بهداشتی است. باکتری ها می توانند به سادگی در میان چین و چروک های مرطوب حوله رشد کنند. به همین خاطر بهتر است حوله هایتان را در زمان خشک کردن آویزان یا تا نکنید.

۳- با معده ی خالی قهوه ننوشید 

بسیاری از افراد روز خود را با درست کردن یک فنجان قهوه شروع می کنند. این عادت در سراسر دنیا بسیار رایج است. اما مشکل آن است که بسیاری از مردم با معده ی خالی قهوه می نوشند. قهوه علیرغم فوایدش، مضراتی هم دارد. یکی از این مضرات آن است که اگر قهوه را با معده ی خالی بنوشید، این کار می تواند منجر به سوزش معده و مشکلات گوارشی شود.

وقتی گرسنه هستید و به غذا فکر می کنید، معده ی شما شروع به ترشح اسید می کند. نوشیدن قهوه همان اثر را بر معده دارد، مگر آنکه پیش از آن ماده ی غذایی جامدی خورده باشید. مصرف قهوه با معده ی خالی باعث ترشح بیش از اندازه ی اسید معده می شود؛ مسأله ای که می تواند به جداره ی معده آسیب بزند.

کارشناسان توصیه می کنند تنها بعد از صرف صبحانه و در میانه ی روز قهوه بنوشید.

۴- پاپ کورن نخورید 

دندانپزشکان می گویند پاپکورن می تواند به دندان ها آسیب بزند. تکه های کوچک پاپکورن در میان دندان ها باقی می مانند و خلاصی از آن ها حتی با مراقبت همیشگی کار دشواری است. نکته ی دیگری که باید به آن توجه داشت این است که پاپکورن های غیر خانگی چربی بسیار بالایی دارند.

۵- در ماشین تان بطری آب نگه ندارید 

اگر صاحب ماشین هستید احتمال زیادی وجود دارد که یک بطری آب در آن نگه می دارید. فرقی نمی کند این بطری آب را برای مواقع اضطراری نگه می دارید یا برای آنکه مصرف روزانه ی آب تان را بالا ببرید؛ به خاطر داشته باشید این عادت، به ویژه در تابستان ها تا حدودی خطرناک است.

آب درون بطری مانند یک عدسی عمل می کند و اگر نور خورشید به آن بتابد، به ویژه اگر بطری بر روی یک سطح تیره قرار گفته باشد، می تواند منجر به اشتعال بطری شود.

احتمال وقوع این حالت بسیار کم است اما وجود دارد. اگر نمی خواهید یکی از آن معدود موارد آتش سوزی در اثر بطری آب برایتان اتفاق بیفتد، دیگر بطری آب را داخل ماشین رها نکنید.

۶- جوش هایتان را نترکانید 

جوش ها در اثر بسته شدن منافذ پوست با چربی اضافه ی آن به وجود می آیند و التهاب پوست از اینجا شروع می شود. در چنین شرایطی، یک بدن سالم گلبول های سفید خود را به مقابله با باکتری های مضر می فرستد. به همین خاطر است که این بخش از پوست قرمز رنگ می شود. وقتی جوش هایتان را می ترکانید، کناره های منافذ پوست آسیب می بیند. در نتیجه، بیشتر در معرض باکتری ها قرار می گیرید. به علاوه، اگر دست هایتان آلوده باشد با تخلیه ی جوش ها این زخم را دچار عفونت می کنید.

۷- با تلفن همراه تان از همه چیز عکس نگیرید 

این روزها که از تلفن همراه برای اغلب کارهایمان به ویژه گرفتن عکس استفاده می کنیم احتمالا این توصیه عجیب به نظر می رسد. با این حال، پژوهشی در امریکا نشان داد تلاش برای گرفتن عکس در حقیقت باعث غفلت از بسیاری از جزئیات می شود.

وقتی مشغول گرفتن عکس هستید، توجه شما معطوف به خود عکس است نه چیزی که از آن عکس می گیرید. در نتیجه، شما یک عکس یا ویدئوی خاطره انگیز خواهید داشت اما تأثیر واقعی آن از دست رفته است.

دو گروه از افراد در این پژوهش شرکت کردند. گروه اول در موزه تنها آثار نمایشگاه را تماشا کردند و گروه دوم مشغول گرفتن عکس شدند. در انتها، اعضای گروه دوم در جواب به پرسشنامه ای که درباره ی نمایشگاه بود ضعیف تر عمل کردند.

۸- ویتامین های مکمل مصرف نکنید 

بسیاری از مردم تصور می کنند ویتامین سی آن ها را در برابر ابتلا به سرماخوردگی حفظ می کند یا مکمل ها می توانند به طور کامل جایگزین یک برنامه ی درمانی تخصصی شوند. اما اگر این مسأله صحت داشت بسیاری از شیوه های درمانی تا به حال از بین می رفتند.

اگر رژیم غذایی متعادلی دارید، لزومی ندارد که از ویتامین های مکمل استفاده کنید چون مقدار ویتامین لازم را از مواد غذایی دریافت می کنید. ویتامین های مکمل برای کسانی توصیه می شود که کمبود ویتامین دارند.

در صورتی که بدن دچار کمبود عناصر مهمی مثل ویتامین ها باشد از مکمل ها به عنوان منبعی برای جبران این عناصر استفاده می شود. دریافت عناصری که کمبود آن ها در بدن وجود دارد ایرادی ندارد اما باید بدانید که این مکمل ها دارو نیستند و بیماری تان را درمان نمی کنند.

۹- تلفن همراه را در زمان شارژ زیر بالش نگذارید 

قرار دادن تلفن همراه در هنگام شارژ در زیر بالش می تواند منجر به آتش سوزی شود. تلفن های همراه در زمان شارژ شدن داغ می شوند. علیرغم آنکه این مسأله در مدل های جدیدتر تلفن های همراه بهبود یافته است، اما هنوز هم گوشی های هوشمندی وجود دارد که باتری آن ها دما را به میزان قابل توجهی بالا می برد. این به آن معنی است که تلفن همراه یا سیم شارژر می توانند مشتعل شوند. اگر تلفن همراه تان را در زمان شارژ زیر بالش قرار دهید، خطر آسیب دیدن تان وجود دارد.

منبع: روزیاتو

گردآوری:مجله یک پارس

 افسردگی ناشی از تعطیلات چیست؟

نشانه های افسردگی

علت افسردگی در ایام نوروز به خودمان برمی گردد‎

علت افسردگی در ایام نوروز به خودمان برمی گردد و می توانیم این افسردگی را درمان کنیم یا از آن پیشگیری کنیم. برای شناخت بیشتر علت افسردگی این مطلب را بخوانید.

تعطیلات نوروز را به عنوان زمان خوشحالی، استراحت و تفریح می‌شناسیم، اما یکی از تجاربی که برخی افراد در دوران تعطیلات سال نو دارند، مبحثی است که از آن به عنوان اندوه تعطیلات نام برده می‌شود؛ بنابراین باید بدانیم چطور می­‌توان با این احساس غمگینی و افسردگی ناشی از تعطیلات روبرو شد.

در برخی افراد این حالت بخشی از تغییرات خلقی فصلی محسوب می‌شود. به این معنی که احساس افسردگی همراه با نشانه­‌های دیگری مانند تغییر در خواب، اشتها، تمرکز و انرژی، پیش از آن و در فصل پاییز یا زمستان شروع شده است. این افراد لازم است حتما برای تشخیص و درمان به پزشک مراجعه کنند.

البته برای اندوه تعطیلات دلایل متعددی ذکر شده است که از جمله آنها می‌توان به استرس ناشی از مراسم‌ها و میهمانی­‌های نوروز، تغییر در وضعیت تغذیه و ساعات خواب و بیداری در ایام تعطیلات، شلوغی برنامه روزانه، نداشتن برنامه و موکول کردن کارها و خریدها به روزهای آخر، دیدار با افرادی که آنها را موفق­‌تر و شادتر می­‌بینیم، نداشتن زمان تنهایی و رسیدگی شخصی و نگرانی­‌های مالی به دلیل افزایش مخارج در ایام نوروز اشاره کرد.

بنابر اعلام دفتر آموزش و ارتقاء سلامت معاونت درمان وزارت بهداشت، برای اینکه بتوانیم بر اندوه ناشی از تعطیلات غلبه کنیم، یکسری راهکارها وجود دارد که با رعایت آنها می‌توان روزهای تعطیل را با خوشی گذراند. بر این اساس ابتدا باید احساس خودتان را بپذیرید. اگر احساس می‌کنید شاد نیستید، حس خودتان را بپذیرید و با خودتان برای شاد بودن نجنگید. تا حد امکان سعی کنید برنامه خواب منظم و تغذیه مناسب داشته باشیدو از پرخوری بپرهیزید. شرکت در فعالیت‌های خیریه و کمک کردن به اقوام و دوستان هم می­‌تواند به شما احساس بهتری دهد. باید در تعطیلات برنامه خودتان را داشته باشید و برای انجام فعالیت‌های معمول نوروزی مانند سفر، برگزاری مهمانی و … احساس اجبار نداشته باشید. در عین حال سعی کنید با فعالیت‌های سرگرم‌کننده و لذت­‌بخش برنامه روزانه­‌تان را پر کنید. باید بدانید که ساعت‌های طولانی تنهایی و بیکاری، اندوه شما را تشدید می­‌کند.

منبع : isna.ir

</div

گردآوری:مجله یک پارس