این راز‌ها را از همسرتان پنهان کنید!

 

رازداری

گاهی بیان یک حقیقت نه تنها فایده ای ندارد، بلکه به ضرر رابطه تان نیز تمام می شود‎

 

همیشه به ما گفته اند که باید با همسرمان صادق باشیم اما این صداقت بدین معنی نیست که هر حقیقتی را به زبان بیاوریم. گاهی بیان یک حقیقت نه تنها فایده ای ندارد، بلکه به ضرر رابطه تان نیز تمام می شود. بنابراین اگر می خواهید که رابطه ای بلند مدت و سالم با همسرتان داشته باشید، مواردی را که در ادامه برایتان آورده ایم، مانند یک راز نزد خودتان نگه دارید.

 

از خانواده او خوش تان نمی آید 

شما مجبورید که با خانواده همسرتان در ارتباط باشید، بنابراین حتی اگر به آنها علاقه ندارید، بهتر است که این موضوع را به رویتان نیاورید. اگر دوست دارید که احترام میان شما و همسرتان از بین نرود، سعی کنید که نکات مثبت خانواده همسرتان را ببینید تا رابطه با آنها برایتان قابل تحمل باشد، در غیر صورت وارد بحثی با همسرتان خواهید شد که هیچ نتیجه مثبتی نخواهد داشت.

 

خانواده شما از همسرتان راضی نیست 

نیازی نیست که به همسرتان بگویید خانواده شما علاقه ای به او ندارند. این کار تنها موجب ناراحتی و نگرانی همسرتان شده و وضعیت را بدتر می کند. به جای آن سعی کنید به دنبال دلیل این رفتار خانواده تان باشید و فرصتی را ایجاد کنید تا این کدورت ها میان شان برطرف شود.

 

دیگر عاشق دلخسته او نیستید 

اکثر زوج ها پس از مدتی احساس می کنند که دیگر آن شور و نشاط و عشق آتشین روزهای اول را نسبت به همسرشان ندارند. اختلاف نظرها در هر رابطه ای وجود دارد، طبیعی ست که شما هیجان روزهای اول را نداشته باشید اما این را هم بدانید که از بین رفتن این هیجان به معنی کم شدن علاقه شما نیست، بلکه تنها فرم رابطه تان تغییر کرده است. بنابراین بهتر است که این موضوع را به روی همسرتان نیاورید زیرا ممکن است که تنها توهمی بیش نباشد.

 

دست و پا چلفتی هستید 

اگر هنگام درست کردن غذا هزار بار اشتباه کردید یا آنقدر حواس پرت هستید که یادتان می رود کدام کار را چه زمانی انجام دهید و… بهتر است که این سوتی ها را برای خودتان نگه دارید. تنها در مواقعی که اتفاق خنده داری برایتان رخ داد، آن را برای همسرتان تعریف کنید، در غیر این صورت لازم نیست که خودتان را در مقابل همسرتان فردی دست و پا چلفتی و حواس پرت جلوه دهید. این کار تنها اعتماد به نفس شما را پایی می آورد.

 

از دوست او خوش تان می آید 

طبیعی ست که ما به سمت زیبایی جذب شویم. گاهی ما از یک بازیگر یا خواننده خوشمان می آید و گاهی یک فرد عادی نظر ما را به خود جلب می کند. اما باید حواس تان باشد زیرا اگر آن فرد عادی دوست همسرتان است، بهتر است که از بیان کردن آن امتناع کنید زیرا حسادت همسرتان را بر می انگیزید.

 

راز دل خود

در زندگی زناشویی مواردی هست که باید مانند یک راز نزد خودتان نگه دارید‎

 

رازی که دوست تان به شما می گوید 

مطمئنا دوستان تان رازهایشان را با شما در میان می گذارند، حتی اگر شما همه چیزتان را به همسرتان می گویید، بهتر است که دور این یک مورد را خط بکشید. زیرا ممکن است که همسرتان ناخواسته آن را لو دهد یا این که یک روزی از آن راز بر علیه دوست تان استفاده کند، از این رو اگر می خواهید که اعتماد دوست تان را نسبت به خودتان از بین نبرید، راز نگه دار خوبی باشید.

 

همسرتان زیادی حساس است 

ممکن است همسر شما از چیزی ناراحت شود که از نظر شما اهمیت چندانی ندارد، در این شرایط نباید به او بگویید که آدم حساسی هستی زیرا این حرف جز حس تحقیر و شرمندگی برای او چیزی به همراه نخواهد داشت. به جای آن از او بخواهید که در مورد علت ناراحتی اش با شما گفتگو کند.

 

رابطه ای که با آدم های قبلی تان داشته اید 

احتمالا قبل از همسرتان آدم های زیادی در زندگی تان بوده اند اما بهتر است که خاطراتی که با آنها داشته اید را نزد خودتان نگه دارید در غیر این صورت حسادت همسرتان را بر می انگیزید. اگر همسر شما در رابطه با شما احساس امنیت دارد، با بیان جزییات بی اهمیتی از گذشته، او را حساس نکنید.

 

یک بار خیانت کرده اید 

خیانت می تواند دلایل مختلفی داشته باشد، حتی اگر شما یک بار این اشتباه را در روابط قبلی تان مرتکب شده اید، بدین معنی نیست که آدم خیانتکاری هستید. پس بهتر است که این موضوع را مانند رازی برای خودتان نگه دارید، در غیر این صورت شک را به دل همسرتان راه می اندازید. اگر می خواهید که نگاه همسرتان به شما تغییر نکند، از بیان اشتباهاتی که در روابط عاطفی قبلی تان کرده اید، خودداری کنید.

 

از هدیه او خوش تان نیامده است 

طبیعی ست که ما گاهی از هدایایی که دریافت کرده ایم، خوشمان نیاید اما اگر این هدیه از طرف شریک زندگی مان باشد، شرایط کمی فرق می کند. اگر شما در این شرایط به روی خودتان بیاورید که از هدیه او خوشحال نشده اید، آیا شرایط تغییری می کند؟ بهترین راه حل این است که با روی خوش از او تشکر و از هدیه ای که گرفته اید استفاده کنید.

 

او در کارش حرفه ای نیست 

اگر شریک زندگی تان فکر می کند که در یک حرفه ای، مانند خوانندگی یا نویسندگی، خوب است اما شما نظری خلاف او دارید، بهتر است که توی ذوق اش نزنید و او را به ادامه کارش تشویق و تحسین کنید. روانشناسان ثابت کرده اند که صداقت همیشه کارساز نیست. گاهی ما برای جلوگیری از صدمه زدن به عزیزان مان باید حقیقت را پنهان کنیم. بنابراین حتی اگر شما از عملکرد او در زمینه ای راضی نیستید، بهتر است که به روی خودتان نیاورید.

 

منبع: bartarinha.ir

با شوهر خسیس چگونه برخورد کنیم ؟

 

عاقبت شوهر خسیس

خساست يک مشکل روان شناختي است و ريشه در ناامني دروني افراد دارد‎

 

اگر بين شما و همسرتان رابطه عاطفي و محبت قلبي برقرار است و در ديگر امور زندگي با هم تفاهم داريد و فقط خساست او شما را آزار مي دهد بايد توجه داشته باشيد که خساست يک مشکل روان شناختي است و ريشه در ناامني دروني افراد دارد.

 

زن جوان وقتی دید که شوهرش فقط ۵ هزار تومان به او خرجی می دهد به دادگاه رفت و درخواست طلاق کرد، دیگر خسته شده ام همسرم مهربان است اما خرجی نمی دهد ، من شاغل هستم و تمام مخارجم را خودم می دهم هر وقت از همسرم پول می خواهم می گوید :”مگر خودت کار نمی کنی!” و… این ها شاید زبان دل خیلی از زنانی باشد که نالان از خساست های شوهرشان هستند…

 

آنها آرزو دارند که بدون آنکه درخواست های مادیشان را به زبان آورند همسرشان خود مختار وظیفه ی نفقه دادن را برعهده بگیرد اما این آرزو به دلشان مانده است اما قبل از اینکه زود درباره خساست همسرتان قضاوت کنید کمی هم روی خودتان تمرکز کنید شاید واقعا همسرتان خسیس نیست و این شما هستید که متوقعید اگر مطئن شدید که توقعات شما بی جا و غیر منطقی نیست پس حق با شماست لذا برای رفتار با شوهرانی که بار اقتصادي خانواده بر دوش آن هاست ولي اصلاً خرج کردن به مذاق شان خوش نمي آيد، توصيه مي شود اين مطلب را بخوانيد.

 

حفظ افراطي پول براي آرامش رواني

حالت اول: اگر بين شما و همسرتان رابطه عاطفي و محبت قلبي برقرار است و در ديگر امور زندگي با هم تفاهم داريد و فقط خساست او شما را آزار مي دهد بايد توجه داشته باشيد که خساست يک مشکل روان شناختي است و ريشه در ناامني دروني افراد دارد. هر فردي در زندگي به هويتي براي خود نياز دارد. براي بعضي از افراد پول و دارايي تکيه گاه هويتي به حساب مي آيد. طبیعت افراد خسیس را باور کنیم و بپذیریم که به بیماری امساک و خساست بیمارگونه دچار هستند. این باور باعث می‌شود تا رفتارهای او برایمان قابل تحمل باشد.

 

چنانچه آن را از دست بدهند، دچار احساس ناامني و اضطراب خواهند شد. به همين دليل خرج کردن پول براي آن ها به معناي از دست دادن هويت و ابتلا به نيستي است. اين اشخاص با جمع کردن و حفظ افراطي و بيمار گونه پول در اصل سعي دارند امنيت و آرامش رواني خود را حفظ کنند.

 

از دست دادن احترام

براي اين عده پول و دارايي ملاک شأن و منزلت است. به خصوص در جامعه اي که ثروت يکي از مهم ترين ملاک هاي ارزش گذاري اجتماعي افراد محسوب شود. اين سخن به اين معناست که پول بيشتر براي فرد مساوي با منزلت و احترام بيشتر است؛ بنابراين کسي که دچار اين مشکل روان شناختي است پول خرج کردن برايش به معناي از دست رفتن احترام و ارزشمندي است. نکته مهمي که در اين جا بايد به آن توجه کرد اين است که همسرتان به احتمال زياد نسبت به شما بي توجه نيست بلکه از يک ضعف شخصيتي رنج مي برد و اشتباه است که انتظار داشته باشيد به اين راحتي امنيت، هويت و احترام خواهي خود را کنار بگذارد و ملاک ارزشمندي خود يعني پولش را دائم خرج کند. در اين باره هر قدر تلاش کنيد به نتيجه دلخواه نخواهيد رسيد و تنها عايدي شما دعوا، ناکامي، فاصله و خستگي خواهد بود.

 

نرسيدن به بلوغ عاطفي مانع موفقيت در زندگي

حالت دوم: اگر ارتباط شما و همسرتان در ديگر زمينه هاي زندگي نيز نامناسب و تيره است، اين مي تواند نشانه اي از وجود مشکلات وسيع تر در رابطه شما با همسرتان باشد. در چنين مواردي همه اعضاي خانواده به بررسي همه جانبه و تغيير در روابط خود نياز دارند تا با تعيين مجدد جايگاه و مسئوليت هاي هر فرد مرزهاي جديدي در خانواده شکل گيرد. چرا که اگر يکي از زوجين رشد عاطفي لازم را کسب نکرده و به بلوغ و پختگي لازم دست نيافته باشد، در زندگي مشترک موفق نخواهد بود.

 

اگر همسرتان از قبول مسئوليت هاي خود در زندگي مشترک طفره مي رود و خشم حاصل از اختلافات در ديگر موارد زندگي تان را به اين صورت بروز مي دهد بهتر است به ريشه يابي مشکل او بپردازيد. اگر صاحب فرزند هستيد مي توانيد به همراه آن ها با طلب کردن خواسته ها البته با محبت و تشويق، او را وادار کنيد جايگاه و مسئوليت خود را در خانواده پيدا کند و با ايجاد فضاي مناسب براي گفت وگو همراه با ابراز صحيح عواطف به يکديگر کمک کنيد و اجازه ندهيد که هيجانات سرکوب شده، زندگي تان را تخريب کند.

 

خرج نکردن‌ها به معنی دوست نداشتن شما نبوده 

– از نظر یک فرد خسیس‌، هر خریدی غیر ضروری است.

حتی ممکن است اگر قرار باشد هدیه‌ای برای سالگرد ازدواج و یا تولد شما برایتان تهیه کند‌، ترجیح بدهد آن را به صورت نقدی پرداخت کند البته از شما هم بخواهد تا بجای خرج کردن‌، آن پول را پس‌انداز کنید زیرا یک فرد خسیس خرید هر چیز را غیرضروری می‌داند پس توقع نداشته باشید که دسته‌گل برایتان بخرد بلکه درک کنید.این خرج نکردن‌ها به معنی دوست نداشتن شما نبوده بلکه یک عادت رفتاری است.

 

درمان شوهر خسیس

از نظر یک فرد خسیس‌، هر خریدی غیر ضروری است‎

 

– وقتی قصد دارید چیزی را بخرید‌، حتماً با او مشورت کنید.

اگر به صورت انتحاری خرید کنید و بعد به او خبر بدهید‌، احتمالاً با رفتار بسیار نامناسب او روبه رو خواهید شد. فکر نکنید با تکرار این کار، عادت می‌کند .سعی کنید در مواقع آرامش، نیازتان را به داشتن و خرید آن وسیله با جملات منطقی بیان کنید. باید او راتوجیه کنید که واقعاً نیازمند داشتن آن وسیله هستید.

 

توقع نداشته باشید اگر به دنبال تغییر مبلمان منزل هستید تنها به این علت که رنگ آن تکراری شده و یا خواهرتان مبلمانش را عوض کرده‌، همسر شما بپذیرد.

 

اگر شما فکر می‌کنید که همسرتان خسیس است در واقع نوعی بیماری روحی را به او نسبت می‌دهید که عوارض خاص خود را دارد و زندگی عادی را تاحدی مختل می‌کند.

 

اینکه شما بگویید فلان مبل را بخریم و همسرتان بگوید: گران است‌، دلیل بر خساست او نیست بلکه انسان خسیس امکانات و رفاه را بر خود و خانواده‌اش حرام کرده و هر چه به دست می‌آورد برای روز مبادا می‌گذارد. در حقیقت چنین انسان هایی زندگی نمی‌کنند بلکه فقط پول جمع می‌کنند.

 

گاهی برخی برای مخارج‌شان اولویت‌بندی می‌کنند، مثلاً ترجیح می‌دهند درآمدشان را در سفر خرج کنند تا خرید لباس! اگر اولویت شما و همسرتان فرق کند‌، ممکن است گمان کنید او خسیس است زیرا وقتی می‌خواهید پولی را هزینه کنید او مخالفت می‌کند اما دلیل مخالفتش خرج کردن پول به نوعی دیگر است. اگر چنین باشد شما باید به دنبال رسیدن به تفاهم بر سر نوع خرج کردن باشید.

 

در بسیاری از مواقع که همسران از خساست طرف مقابل شکایت دارند‌، در حقیقت تفاوت آن‌ها در اولویت‌بندی مخارج باعث شده است تا چنین فکری داشته باشند.

 

این مشکل‌، خساست همسر‌، بیشتر توسط خانم‌ها بیان می‌شود ودر خانم‌های خانه‌دار که محل تأمین کلیه نیازهای‌شان‌، همسرشان است‌، خیلی شدید‌تر به چشم می‌آید.

 

اما اگر شما هم از آن دسته افرادی هستیدکه همسرتان واقعاً خسیس است و این ویژگی به صورت یک مشکل آزار دهنده‌، آرامش زندگی‌تان را به هدر داده است‌، برایتان چند پیشنهاد داریم:

 

– طبیعت افراد خسیس را باور کنیم و بپذیریم که به بیماری امساک و خساست بیمارگونه دچار هستند. این باور باعث می‌شود تا رفتارهای او برایمان قابل تحمل باشد.

 

برای خرید‌های شخصی تنها برویم ولی قبل از بیرون‌رفتن از منزل، حتما به همسرمان اطلاع بدهیم تا احساس کنارگذاشته‌شدن به او دست ندهد. توافق کنیم که این تصمیم برای سلامت روحی- روانی هر دوی ما لازم است.

 

– مقابله به مثل نکنیم؛ این مقابله هیچ اثری جز تکرار رفتارهای نامطلوب او ندارد. حتی این رفتارها می‌تواند با شدت بیشتری تکرار شود.

 

– پیش از خرید هر وسیله‌ای برای منزل با همسرمان مشورت کنیم. با وجود اختلاف‌نظر، مشورت‌کردن ضروری است تا پس از خرید با لجبازی او روبه‌رو نشویم. به این ترتیب، مانع از جنجال شده و زمینه‌سازی کرده‌ایم.

 

– برای خرید‌های شخصی تنها برویم ولی قبل از بیرون‌رفتن از منزل، حتما به همسرمان اطلاع بدهیم تا احساس کنارگذاشته‌شدن به او دست ندهد. توافق کنیم که این تصمیم برای سلامت روحی- روانی هر دوی ما لازم است.

 

– بعضی افراد مبتلا به خساست، تلاش می‌کنند تا این صفت نامناسب را اصلاح کنند. در این صورت با درک مشکلشان و تلاشی که برای ترک این صفت می‌کنند، به آنها کمک کنیم.

 

– فراموش نکنیم نباید این افراد را مسخره کنیم یا دائم از آنها ایراد بگیریم. کنارشان باشیم تا با کمک هم به تدریج بر مشکل غلبه کنیم.

 

– زمانی که از رفتار همسرمان غمگین و عصبی می‌شویم، ناراحتی‌مان را ابراز کنیم؛ البته نه با دعوا و جنجال بلکه به او توضیح بدهیم که از رفتارهای او ناراحت می‌شویم و خجالت می‌‌کشیم. این توضیح و ابراز ناراحتی ما به شکل منطقی، تلنگری برای تجدیدنظر در رفتارهای نامناسب اوست.

 

– اگر فرزندمان از رفتار همسرمان رنجید، مقابله به مثل را به او یاد ندهیم. فقط به فرزندمان توضیح بدهیم که این عقیده پدر یا مادر توست و باید به عقیده آنها احترام بگذاری. فقط دفعه بعد طوری رفتار کن که با سرزنش او روبه‌رو نشوی.

 

– افراد خسیس با وجودی که ممکن است سلیقه خوبی داشته باشند اما برای خرید هر چیزی، ابتدا به مبلغ آن توجه می‌کنند؛ بنابراین به جای دلخورشدن یا مسخره‌کردن همسرمان از او تشکر کنیم. همین که او هزینه‌ای را بابت خرید چیزی پرداخت کرده، کافی است. تشکر ما نوعی تشویق برای تکرار این رفتارهای مثبت و از بین رفتن برخی مشکلات رفتاری همسرمان است.

 

– برای تقسیم دخل و خرج منزل، همفکری کنیم تا به تدریج تغییراتی در شرایط ایجاد شود.

 

– با دوستان و آشنایان قطع رابطه نکنیم؛ این راه چاره نیست. با حفظ تعادل در رفت و آمدها این مشکل به تدریج برطرف خواهد شد.

 

– از روانپزشک، روان‌شناس یا مشاور کمک بگیریم.

 

منبع : سلامت نیوز

 

 

گردآوری:مجله یک پارس

نکته هایی که مردان در بحث کردن با همسرشان باید بدانند!!

 

اختلافات زناشویی

شما و همسرتان هر چقدر هم که عاشق یکدیگر باشید باز هم بین شما بحث پیش می آید

 

شما و همسرتان هر چقدر هم که عاشق یکدیگر باشید باز هم بین شما بحث پیش می آید. در این مقاله به شما مردان نکاتی را می گوییم که در هنگام بحث با همسرتان برای کنترل آن باید در نظر بگیرید.

 

وقتی افراد وارد رابطه طولانی مدت می شوند، بحث ها تا حدودی اجتناب ناپذیر می شوند. مهم نیست که چقدر همدیگر را دوست دارید، چقدر عاشق یکدیگر هستید، به هر حال با یکدیگر بحث خواهید کرد. حتی خیلی مواقع، این بحث ها با صدای بلند خواهد بود. اگر دو نفر به مدت طولانی کنار هم زندگی کنند، در مورد چیزهای مختلف بحث خواهند کرد.

 

در حقیقت، وجود بحث در یک رابطه بسیار خوب است. بحث ها نشان می دهند که هر دوی شما به همدیگر اهمیت می دهید. البته، بحث دائمی در یک رابطه به هیچ وجه خوب نیست، بلکه می تواند باعث به وجود آمدن اختلافات شدیدتر نیز شود.

 

دکتر ایروین، روان درمانگر می گوید:” بحث ها چندان هم بد نیستند. آنها می توانند شما را به هم نزدیک تر کنند.” او تنها کسی نیست که معتقد است که بحث ها نشانه وجود مشکل بین زوجین نمی باشد. دکتر هیلاری گولدشر روانشناس بالینی اظهار می کند : ” وجود اختلاف در یک رابطه نه تنها نرمال است، بلکه سالم نیز می باشد. وقتی دو نفر رابطه طولانی مدتی با یکدیگر دارند، مسائلی به وجود می اید که نیاز به بحث و گفت و گو دارند و اجتناب از آن تقریبا غیر ممکن است. مهم این است که افراد بدانند چگونه و در چه زمانی باید آن را حل کنند.”

 

خیلی از افراد بر این باورند که بحث کردن نوعی مهارت محسوب می شود. نه، منظورمان برنده شدن در بحث نیست – این یک مسئله متفاوتی است، نباید در بحث نگران این باشید که نکند برنده نشوید. بلکه، مهارتی که باید در مورد آن نگران باشید، نحوه کنترل بحث است: چه زمانی و در کجا اتفاق می افتد، چگونه به آن پایان می دهید، چگونه مکث می کنید و به طرف مقابل هم اجازه می دهید تا او هم حرفایش را بزند و شاید مهم تر از همه ، اگر حتی مطمئن باشید که حق با شماست چگونه متقاعد می شوید.

 

در بحث کردن با همسرتان زمان بسیار مهم است 

نه تنها دانستن چگونگی بحث کردن از اهمیت زیادی برخوردار است، بلکه زمان بحث نیز بسیار مهم است.تلاش برای حل یک بحث در زمانی اشتباه می تواند منجر به نتایجی شود که کمتر مطلوب می باشند. دکتر بتانی سیمونز، پروفسور خانواده درمانی اظهار می کند:” زوجینی که در بحث کردن به واکنش یکدیگر احترام می گذارند، و می دانند که چه زمانی باید با یکدیگر بحث کنند، به نتایج بهتری دست می یابند. زوجینی که برای گفت و گو با یکدیگر برنامه ریزی می کنند و سعی می کنند مسائل مهم خود را حل کنند ( به صورت روزانه و یا هفتگی) ، به راحتی می توانند جنبه های مشکل گشا در روابط خود را حل کنند. خیلی مواقع، برنامه ریزی برای بحث کردن امکان پذیر نمی باشد، پس در این مواقع چه باید کرد….

 

بحث های تان را در خانه حل کنید 

زوجین بهتر است مسائل خود را بین خود و به صورت خصوصی حل کنند و از افشای آن بین دیگران خودداری کنند. همه دلشان می خواهد وقتی که خوشبخت هستند، همه مردم آن را بدانند. بحث کردن در جلوی دیگران کار را سخت تر می کند . متاسفانه، نمی توان تضمین کرد که همیشه بحث ها در خانه شروع می شود. نمی توان جلوی شروع بحث را گرفت، اما می توان آن را کنترل کرد. با به یاد سپردن این نکته، اگر در بین جمع بدانید که تنش رو به افزایش است، سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید، اما بهتر است به طرف مقابل خود پیشنهاد کنید که بهتر است این مسئله را در خلوت خود و در انتهای شب حل کنید یا اگر خودتان بحث را شروع کرده اید، به خود یادآوری کنید که باید مسئله را بین خودتان حل کنید نه در بین جمع. از کارهایی که ممکن است باعث تشدید تنش بین شما شود، شدیدا خودداری کنید. ممکن است زمان بسیاری از مسائل را حل کند.

 

دکتر تینا. بی. تسینا می گوید:” عدم توافق همیشه به دو نفر احتیاج دارد. اگر شما بحث نکنید، طرف مقابل شما نمی تواند بدون شما بحث کند. اگر این مسئله در زمان نامناسبی اتفاق افتاد، فقط می توانی به حل موقتی آن بپردازی ( بحث را به تاخیر بینداز، برو به خانه، رستوران رو ترک کن) و منتظر بمان تا همه چیز آرام شود. ”

 

با این وجود، مراقب باشید طرف مقابل خود را آزرده خاطر نکنید. اگر طوری از بحث فرار کنید که طرف مقابل فکر کند شما به فکر آن چیزی که باعث ناراحتی او شده نیستید یا فکر کند که این شما هستید که تصمیم می گیرید کجا و چه زمانی بحث کنید، کار را بدتر کرده اید. اجازه دهید که او بداند که نگرانی ها و عقاید او برای شما از اهمیت زیادی برخوردار است (حتی اگر مخالف عقاید او باشید). این کار باعث می شود تا او هم به عقاید شما احترام بگذارد. یک روش برای انجام این کار این است که بگویید: ” به نظر می رسه هر دوی ما این مشکل رو به طور متفاوتی می بینیم، عقاید تو برای من مهمه. آیا می خواهی وقتی رفتیم خونه در مورد این موضوع بحث کنیم تا من بتونم واقعا بر روی اون چیزی که تو میگی تمرکز کنم؟”

 

اگر این جمله تاثیری نداشت و یکی از شماها نتوانستید منتظر دیگری بمانید، باید خود را آماده کنید تا فورا این وضعیت را کنترل کنید. شاید ترجیح بدهید جایی ساکت تر را برای ادامه بحث پیدا کنید. فقط به یاد داشته باشید که وسط میز یک رستوران بزرگ اصلا جای مناسبی برای حل جر و بحث ها نیست (حتی ممکن است کار را خراب تر کند). به جای خلوتی بروید که بتوانید به صورت خصوصی مسئله را حل کنید.

 

هشدار: اگر از فرد دیگری بخواهید تا جلوی بحث بین شما را بگیرد، یا بدون اینکه طرف مقابل اتان بخواهد، بلند شوید و بروید و یا حالت دفاعی به خود بگیرید، بدترین کار را با خود کرده اید.

 

دعواهای زن و شوهری

وقتی وسط بحث با فرد دیگری هستید،حفظ فاصله از اهمیت زیادی برخوردار است

 

در بحث کردن با همسرتان فاصله تان را حفظ کنید 

وقتی وسط بحث با فرد دیگری هستید، مهم نیست که مسئله تا چه اندازه اهمیت دارد، حفظ فاصله از اهمیت زیادی برخوردار است. هر گونه نگاهی به یکدیگر ممکن است باعث تحریک احساسات شما شود. حتی اگر هنوز در مورد جر و بحث تان با یکدیگر صحبت نمی کنید، بودن در کنار یکدیگر می تواند فرایند حل مشکل را آهسته تر کند.

 

در اکثر بحثها، هر دو نفر تا اندازه ای مقصر هستند – حتی اگر اینطور به نظر نرسد. در واقع، برای حل جر و بحث، هر دو طرف باید آنچه را که گفته اند و یا کاری را اشتباه انجام داده اند را بپذیرند، تا موقعیت یکدیگر را درک کنند. دفعه بعدی که وارد بحث شدید، سعی کنید از همدگیر فاصله بگیرید (به روشی کاملا محترمانه). خود را مجبور کنید تا آرامش داشته باشید و بهترین کار را برای ارزیابی این موقعیت انجام دهید – به این فکر کنید که شما به خاطر چیزی آزرده خاطر شده اید و طرف مقابل نیز به خاطر چیزی ناراحت شده است.

 

از تسلیم شدن در بحث های زناشویی خجالت نکشید 

یکی از سخت ترین درس ها برای یادگیری در یک رابطه طولانی مدت این می باشد که برنده شدن در یک بحث ، یک پیروزی تهی محسوب می شود و هر دوی شما فقط شب زیبای تان را خراب کرده اید. شارون مارتین توصیه می کند:” اینطور فکر کنید که شما در یک تیم مشابه هستید. هدف این نیست که در بحث برنده شوید. هدف این است که به یکدیگر احترام بگذارید و نیازهای یکدیگر را برطرف کنید.

 

این توصیه همراه با چند هشدار است. اولا، ترک کردن بحث به این معنا است که رها کردن بحث خوب است. وقتش نیست که بگویید حق با شماست. دوما، ب خودت اجازه نده تا در مورد این مسئله خودت را ناراحت کنید. تو باید سعی کنی تا تعادل را حفظ کنی.

 

آیا نمی توانید متقاعد شوید، اما می خواهید بحث را پایان دهید؟ یکدلی می تواند عجیب به نظر برسد. به طرف مقابل خود بگویید:” من هر چیزی رو که تو میگی رو می شنوم، و میدونم واقعا چرا تو رو ناراحت کردم….” با گفتن این جمله می توانید بدون اینکه لازم باشد بحث را رها کنید، آن را از ۹۰ به صفر برسانید.

 

مصالحه، دوست داشتن و واقعا سازش کردن را یاد بگیرید 

روش اصلی برای حل هر گونه بحثی بین شما و همسرتان، مصالحه است. مصالحه باید از هر دو طرف شما باشد. به آن فکر کنید، چون بدون مصالحه یکی از این دو چیز اتفاق می افتد. یا این بحث برای همیشه ادامه پیدا می کند یا یکی از شماها بدون توجه به آنچه که دیگری می خواهد به بحث پایان دهید.

 

دکتر گولدشر با این امر موافق است که سازش و مصالحه یکی از اصول اصلی حل اختلاف است. باید هر دو زوجین به فکر پیدا کردن راه حل باشند، نه فقط یکی از آنها. در زمینه هایی که می توانید با چیزهای کمتر از حد انتظارتان زندگی کنید، تصمیم گیری کنید. ”

 

اعم از آنکه بحث تان در مورد نحوه دکوراسیون خانه است و یا در مورد تعطیلات آخر هفته بحث می کنید، بهترین نتیجه همیشه این است که تصمیمی بگیرید که هر دوی شما را خوشحال کند.

 

در بحث های زناشویی اشتباهات خود را قبول کنید 

خیلی مواقع، قبول کردن اشتباه برای ما سخت است. اگر واقعا به آنچه که همسرتان را ناراحت کرده است دقت کنید، شاید بفهمید که او هم حق دارد. چیزهایی که اغلب همسر ما را ناراحت می کند، چیزهایی هستند که ما آنها را نادیده می گیریم. غرور می تواند بین یک رابطه موفق تفاوت قائل شود. آماده بودن برای پذیرفتن اشتباه، می تواند شما را بهم نزدیک تر کند. اگر شما اشتباه خود را قبول کنید، طرف مقابل هم اشتباه خود را قبول خواهد کرد.

 

منبع: سلامانه

 

گردآوری:مجله یک پارس

چند نکته برای همکاری با همسر

 

ازدواج همكاران

اگر با همسرتان همکار باشید لازمست بدانید که چگونه زندگیتان را با مشکل مواجه نکنید

 

به دلیل رقابت در بازار شغل و وضعیت اقتصادی، افرادی هستند که زندگی خود را وقف کارشان کرده‌اند. این وضعیت، ممکن است افراد را بین کار و زندگی، دچار سردرگمی کند. خصوصا اگر با همسرتان همکار باشید. وقتی با همسرتان کار می‌کنید، لازمست بدانید که چگونه در عین حال که وظایفتان را انجام می‌دهید، زندگیتان را با مشکل مواجه نکنید.

 

راههای متنوعی برای همکاری با همسر وجود دارد، بدون اینکه بر رابطه شما تاثیر بگذارند. برای مثال، شما می‌توانید بعنوان همکار کار کنید، با هم کاری راه‌اندازی کنید و یا یکی از شما زیر مجموعه دیگری باشد. برای داشتن همکاری با همسرتان ، لازمست نکات زیر را دنبال کنید تا به یک تعادل سالم برسید.

 

کار و خانه را از هم جدا کنید

در این جا، شما باید در محل کار با هم ارتباط حرفه‌ای و شغلی داشته باشید، و مهمتر از همه، مسائل خانوادگی را از مسائل کاری جدا کنید. بنابراین، هر کاری که در دفتر کار انجام می‌دهید، باید همانجا بماند، و لزومی ندارد در خانه با همسرتان راجب به مسائل کاری بحث کنید. این بدان معناست که در خانه باید زن و شوهر باشید و در دفتر کار، مشغول کار کردن، تا بین این دو تعادل ایجاد شود.

 

محل کار خود را جدا کنید

اگر کار شما مشترک و در منزل است، مانند اینست که با همسرتان از آشپزخانه به اتاق خواب بروید. از این رو، محل کار شما باید رسمی باشد. این برای سلامت ذهنی و شغل شما بسیار حیاتی است. جدا کردن محل کار از محل زندگی، به ویژه در صورت کار با همسر، برای لذت بردن از زندگی بسیار حائز اهمیت است.

 

این امر، با کار کردن در یک دفتر جداگانه و یا بخش‌های مختلف شرکت قابل اجراست. برای ارتقا محل کار خود، می‌توانید ارتباطات خود را با استفاده از ایمیل یا تلفن میسر سازید. این روش به شما کمک خواهد کرد تا فضای کاری خود  را حرفه‌ای‌تر کنید.

 

به همدیگر احترام بگذارید 

برای برقراری یک ارتباط موفق بین همسرتان در خانه و محل کار، هر دو طرف باید به همدیگر احترام بگذارید. شما همیشه باید سر کار احترام همدیگر را نگه دارید و همانند یک همکار با هم رفتار کنید. لازمست در خانه و محل کار، راههای بخصوصی برای ارتباط با هم داشته باشید. بعبارت دیگر، نباید بگذارید عصبانیّت بر احساسات شما غلبه کند. این تسلط بر اعصاب، زمانیکه یکی از همسران دارای رتبه شغلی پایین‌تر است به شما کمک می‌کند. بنابراین، باید به اندازه دیگر همکاران، برای همدیگر احترام قائل شوید.

 

هدف مشترکی را دنبال کنید

شما باید یک هدف مشترک را برای خود تعیین کنید. به این دلیل که هیچ نقشه‌ راهی، بدون داشتن مقصد در ذهن معنا ندارد. اگر با هم توافق کنید که به سمت یک هدف مشترک پیش بروید، سعی خواهید کرد آن هدف را حفظ کنید. به روزرسانی‌های منظم و ارتباط باز برای تبادل ایده‌ها، به شما کمک خواهد کرد تا قبل از پیدایش موانع، آنها را پیش بینی کرده و از آنها اجتناب کنید.

 

زمانی را به خود اختصاص دهید

گذراندن زمان بیشتر با همسرتان این احساس را به شما می‌دهد که همیشه با هم هستید. سر کار، هنگام خواب، و هنگام استراحت در کنار هم هستید. بنابراین، باید زمانی را به تنهایی و خوداندیشی اختصاص دهید. زمانی را برای سرگرمی‌های خود اختصاص دهید. بهتر است در فعالیتهای متنوع مانند پیاده‌رو، رفتن به باشگاه، دوچرخه سواری و … شرکت کنید و گاهی نیز با دوستانتان قرار بگذارید.

 

عشق را فراموش نکنید

زیاد با هم بودن می‌تواند حس عاشقانه شما را نسبت به هم کاهش هد. برای اینکه آتش عشقتان را همچنان شعله‌ور نگه دارید، لازم است هر دقیقه سخت تلاش کنید. این تلاش کمک می کند تا رابطه شما دچار ملالت و یکنواختی نشود. اگر به دنبال شادی بیشتر در زندگی هستید، سعی کنید روابط زناشویی خود را بهبود ببخشید. برای تقویت این رابطه، می‌توانید با هم بیرون بروید. بیرون رفتن یکی از راههای شاد ماندن در زندگی است. بطور کلی، همیشه باید به خاطر داشت که عشق به همسر مقدم بر کار کردن است.

 

نتیجه گیری

اگر با همسرتان یک کار مشترک دارید، این کار باید به اندازه رابطه شخصی شما قوی باشد. بنابراین، شما به تلاش و زمان نیاز دارید تا یک پایه ذهنی قوی را که بتواند شما را به موفقیت برساند، ایجاد کنید. روی هم رفته، پذیرای همدیگر باشید، به هم توجه کنید، و بدون قید و شرط و با دنبال کردن راهنمایی‌های بالا، از نیازهای همدیگر حمایت کنید.

 

منبع: بانوی شهر

 

گردآوری:مجله یک پارس

چرا زنان موافق شوخی‌های مردانه علیه خود هستند؟

 

شوخی های مردانه

شوخی‌های جنسیتی و طنزهای موجود جنسی معمولاً مرد محورند‎

 

همه باهم می‌زنند زیر خنده، زنها حتی بلندتر از مردها. مجری با صدای بلند می‌گوید: «خانم‌ها که فقط کارشون خریده…» و چند جمله بعد: «آخ آخ امان از این خانم‌ها که فقط غرمی‌زنن…» رو به میهمان بعدی برنامه: «آقا شغلش چیه؟ خانم هم که معلومه خانه‌دار و…» و چند لحظه بعد: «خانم‌ها که فقط غیبت می‌کنن…» و «خانم‌ها هم که ماشالله باید یک جمله رو ۱۰ بار براشون بگی.» بازهم صدای خنده حضار و بازهم خانم‌ها بلندتر از آقایان.

 

فضای خنده و شوخی داغ است. در اینستاگرام، توئیترو تلگرام و همان‌ها که این روزها شبکه اجتماعی می‌نامیم‌شان. شوخی های جنسی و جنسیتی گوی سبقت را از بقیه شوخی‌ها ربوده. اصلاً به نظر می‌رسد خیلی‌ها در به در دنبال این گزاره‌ها هستند که بنشینند و بخوانند و تعریف کنند و غش غش بخندند. هرچه رکیک‌تر بامزه‌تر، هر چه وقیح‌تر باحال‌تر. گاهی دخترها پیشتازترند. چرا باید عقب بیفتند از گفتمان مسلط مردانه؟ چرا باید کم بیاورند وقتی می‌توانند با جسارت بیشتری شوخی جنسی و جنسیتی کنند و کلمات جنسیت‌زده به کار ببرند؟ گاهی جملات‌شان شوکه‌ات می‌کنند و از خودت می‌پرسی چرا؟ این همه رکیک بودن برای چه؟

 

بارها این جمله را شنیده‌ایم که خشونت فقط خشونت فیزیکی نیست، خشونت زبانی هم هست. پس چرا آنقدر دست کمش می‌گیریم؟ چرا این همه در طول روز از واژه‌های جنسیت‌زده استفاده می‌کنیم؟ در گفت‌و‌گوهای دورهمی، در سینما و تلویزیون، در خیابان و…آیا صدا و سیما شگرد بهتری برای جذب مخاطب در آستین ندارد؟

 

زبان امری اجتماعی است و نمی‌توان نسبت به تأثیرات مهم و بازتاب‌های مکرر آن در جامعه بی‌تفاوت ماند. آیا کلمات و جملات خشونت‌زده به بازتولید خشونت نمی‌انجامند؟ چرا خود زنان هم با وجود دانستن این‌ها باز هم با هر چیزی شوخی می‌کنند؛ با تجاوز، آزارجنسی، متلک و آزار کلامی و… چرا؟ چرا آنها به شوخی‌های جنسیتی بلندتر از مردها می‌خندند؟ آیا همه این‌ها به فضای پر خشونت دامن نمی‌زند؟ خشونت خاموش.

 

تقلید از زبان مردانه مرسوم، استفاده از شوخی‌های کوچه و بازاری در فضای مجازی نشانه چیست؟ آیا تقلید و استفاده از این واژه‌ها راهی برای برابری خواهی است یا عقب نماندن از قافله مردسالاری؟

 

عامری، پژوهشگر اجتماعی و نویسنده کتاب در گفت‌و‌گویی با ما در این باره می‌گوید: «تقلید از زبان مردانه، شامل شوخی‌ها، الفاظ، گاهی فحش‌های کوچه و خیابانی، حرکتی در راستای جنسیت‌زدایی و برابری نیست. چراکه ساختاری که از زبان موجود می‌شناسیم به طور کلی «مردساخته» است و هر مقابله به مثل و یا تقلیدی از این موارد، دویدن در زمین سلطه تاریخمند جنسیتی به شمار می‌آید، نه اقدامی رهایی بخش.»

 

عامری با تأکید بر اینکه این روزها خیلی از زنان از الفاظ جنسی بویژه در فضاهای مجازی استفاده می‌کنند، تأکید می‌کند: «بنابه نتایج پژوهش‌ها، تبعیض‌های حقیقی در جامعه و کلیشه‌های تبعیض‌آمیز جنسیتی در فرهنگ، زمانی رفع می‌شوند که مبانی فکری افراد جامعه تغییر کرده باشد. یکی از شیوه‌های تشخیص اصلاح یا جمود فکری جامعه نیز تحلیل زبانی است. از این رو یکی از وظایف و فعالیت‌های جدی فعالان زن، بویژه در دوره پست مدرن، تحلیل عملکرد زبان جنسیت‌گراست.

 

براساس پژوهش‌ها، موارد مختلف نمایش فرودستی زنان در زبان، مورد توجه قرار گرفته. واژه‌هایی که عامل به حاشیه رانده شدن زنان معرفی شده‌اند. مثل واژ‌ه های مردانه‌ای که برای مخاطب قرار دادن عموم به کار می‌روند تا واژگان جنسیتی شده و الفاظی که تمرکز بر جنس زن یا بخش‌هایی از بدن زنان با کاربرد نهانی تحقیر، تمسخر، کم ارزش‌انگاری و… دارند.»

 

به گفته او زبان جنسیت‌زده و مردساخته، نیازمند شالوده شکنی به صورت کاملاً علمی و نه برمبنای برداشت شخصی ماست و تنها با این شیوه، می‌توان از زبانی که کارکرد بازتولید تبعیض و خشونت جنسی- جنسیتی نداشته باشد، استفاده کرد، نه تقابل با روش‌های مردانه و یا همان زبان مردسالارانه و مردساخته.

 

ژرف‌تر شدن خشونت‌های کلامی در جامعه 

«شوخی‌های جنسیتی و طنزهای موجود جنسی معمولاً «مرد محورند »و در واقع به خاطر سلطه مردسالاری و سلطه مردمحوری در فرهنگ ما رسوخ کرده‌اند. زنان و دختران ما که ناخودآگاه فهمیده‌اند ارزش مسلط جامعه چیست، می‌خواهند با این ارزش های مسلط همنوایی کنند و بگویند از قدرت مسلط جامعه دور نیستند.» این‌ها گفته‌های محمد تقی کرمی، دانشیار گروه مطالعات زنان دانشگاه علامه در گفت‌و‌گو با ماست. او معتقد است خیلی از زنان و دختران برای عقب نیفتادن از فرهنگ مسلط جامعه، با شوخی‌های رکیک جنسیتی همراه می‌شوند و همنوایی می‌کنند.

 

او در ادامه می‌گوید: «این دختران گاهی با خود می‌گویند اگر مردی می‌تواند با شوخی‌های جنسی، دوستانش را به چالش بکشاند، من هم می‌توانم همین کار را بکنم و برای همین در شبکه‌های مجازی شاهد موجی از این گونه شوخی‌های جنسی و جنسیتی از سوی زنان هستیم.

 

جریان آکادمیک هم هرچند در بعد نظری، مردسالاری را به چالش می‌کشد اما در عینیت و در فرهنگ توده این کار را نمی‌کند و تحت تأثیر هژمونی فرهنگ امریکایی که بر فضای مجازی مسلط شده راه دیگری می‌رود. اگر دقیق تر نگاه کنید، خشونت های کلامی این گونه عمیق‌ترو پیچیده‌تر شده است. یعنی هر چقدر گفتمان‌های انتقادی قوی‌ترعمل می‌کنند، خشونت ها و الگوهای آن هم به ساختارهای ژرف‌تررفته و پیچیده‌ترمی‌شوند.»

 

او برای حرف هایش مثال هم می‌آورد: «به عنوان مثال برنامه دورهمی که همین چند وقت پیش از تلویزیون پخش می‌شد تحت تأثیر همین خشونت های جنسی و جنسیتی بود. در این برنامه وقتی یک شوخی جنسیتی می‌شد، خانم‌ها بیشتر و بلندتر از مردها می‌خندیدند که این مسأله در جامعه شناسی مخاطب، بسیار مهم است. چراکه خانم‌ها برای اینکه از این شوخی‌ها لذت می‌برند به آنها نمی‌خندند بلکه می‌خندند تا بگویند ما نکته این شوخی‌ها را گرفته‌ایم و از قافله عقب نیستیم. شوخی‌هایی که بارها در فیلم‌های سینمایی هم تکرار می‌شود؛ حتی گاهی موقع پخش این شوخی‌ها می‌توان اخم و خجالت را در چهره مردان دید اما صدای خنده بلند زنان در این میان همیشه جلب توجه می‌کند که نیاز به تحلیل و تأمل جدی دارد. معلوم نیست چه اتفاقی در ساختارهای زبانی و فرهنگی جامعه در حال شکل‌گیری است، اما نتیجه‌اش این رفتارهاست.»

 

شوخی های تمسخر آمیز

شوخی که هدفش نقد، انتقاد و اصلاح‌طلبی نیست، اساساً شوخی نیست‎

 

قصدمان فقط شوخی است! 

وقتی در فضای مجازی به این شوخی‌ها انتقاد می‌شود و از این افراد خواسته می‌شود با مسائل مهم شوخی نکنند یا از کلمات جنسیت‌زده استفاده نکنند، آنها در پاسخ می‌گویند که حق دارند با همه چیز شوخی کنند. کرمی در پاسخ به این سؤال که آیا می‌توان با این مسائل بویژه موضوعاتی که مورد نفرت عمومی است، شوخی کرد، می‌گوید: «اساس طنز برای به چالش کشیدن قدرت است و از این منظر می‌توان با هر چیزی شوخی کرد. مهم این است که هدف ما انسانی باشد.

 

شوخی که هدفش نقد، انتقاد و اصلاح‌طلبی نیست، اساساً شوخی نیست و در هیچ چارچوب معرفتی پذیرفته شده‌ای نیست. شوخی که بازتولید روابط قدرت باشد، هیچ مشروعیتی ندارد. این فضای «شوخی برای شوخی» در فضای طنز فعلی جامعه ما معنایی ندارد و بیشتر شبیه هجو است.»

 

وی از این خشونت‌ها با عنوان خشونت‌های نمادین، خشونت های احساسی وعاطفی و خشونت خاموش نام می‌برد: «درخشونت های شخصی، معمولاً رفتار تحقیرآمیز وجود دارد و اکثر آدم ها به این خشونت‌ها واکنش نشان می‌دهند، چون سویه شخصی مشخص دارند اما در خشونت‌های کلامی چون سویه شخصی وجود ندارد، معمولاً آدم‌ها نسبت به آن ناراحت نمی‌شوند و واکنش مستقیم نشان نمی‌دهند، اما معنایش این نیست که افراد جامعه را تهدید نمی‌کند. به این معنا خشونت‌های خاموش با پنبه سر می‌برند.»

 

چرا به خشونت‌های زبانی بی‌تفاوتیم؟ 

«تاکنون تحقیقاتی با محور «زبانشناسی جنسیت» در زبان فارسی کمتر انجام شده و بیشتر به کاربردهای زبانی مختلف برای جنس و جنسیت‌ تمرکز شده و کار منسجمی در این باره انجام نشده و یا مورد توجه قرار نگرفته است.» این‌ها را پردیس عامری می‌گوید و اضافه می‌کند: «مطابق دیدگاه پست مدرن، از طریق معکوس کردن پیش فرض های بنیادین، می‌توان فضا را برای پیش فرض‌هایی که قبلاً مورد توجه قرار نگرفته‌اند، آماده کرد.

 

پس شالوده شکنی در حقیقت، شیوه غلبه بر تحکم تاریخمند یک ایده و تفکر است که اینجا می‌توان به تسلط مردسالارانه نهان و آشکار در زبان اشاره کرد. اگر نگران تبعیض‌های اجتماعی و جنسیتی هستیم، لازم است به گفتمان عمومی دقت کنیم و موضوعات بحث انگیز و پیچیده‌ را از منظرهای گوناگون موشکافی و واکاوی کنیم تا در نهایت افراد نسبت به پیش فرض‌های خود که بصورت خواسته و ناخواسته، تحت تسلط فرهنگ مردسالارانه و ترویج «دیگربودگی» و فرودست انگاری جنسی است، مردد شوند. از آنجا که در شالوده‌شکنی زبانی، افراد مشاهده‌گر اندیشه خود هستند، بنابراین امکان ایجاد تحول در یک ایده و اندیشه و بسط و گسترش این تحول به جامعه، ایجاد می‌شود.»

 

کرمی هم با تأکید بر اینکه در همه دنیا فضای زردی که رسانه‌های رسمی و غیررسمی تولید می‌کنند مشکلات زبانی را ترویج می‌کنند، می‌گوید: «این رسانه‌ها می‌کوشند فضا را مردانه و زنانه کنند و از خانم‌ها خنده بگیرند اما اینکه چرا این بحث از سطح نخبگان به سطح توده‌ها نمی‌آید جای سؤال است. به عنوان مثال بخش مهمی از سینمای پرفروش ما ازهمین خشونتهای جنسی و کلامی استفاده می‌کند، به اصطلاح کارگردان‌ها، سناریونویس‌ها و طنزپردازها که انتظار داریم از طبقه نخبه جامعه باشند هم برای جذب مخاطب ازکلیشه‌های جنسی و جنسیتی استفاده می‌کنند.

 

یعنی من استاد دانشگاه و کارگردان، ممکن است در کلاس درس و حوزه کاری خودم این حرفها را بزنم اما در فضای فرهنگی آنها را بازتولید می‌کنم. این به این معنا است که هنوز نخبگان ما به این رهایی بخشی اعتقاد ندارند. چون من استاد دانشگاه وقتی یک طنز جنسیت‌زده می‌بینم باید به آن واکنش نشان دهم، بیانیه بدهم، نقدش کنم، برایش کمپین تشکیل دهم تا این بحثها و نقدها از سطح دانشگاه به جامعه هم برسد.»

 

حتماً شنیده‌اید که بعضی از آقایان روز زن، برای دوست و همکارشان کادو می‌گیرند؛ لابد تا مدت‌ها می‌شود به این شوخی خندید و دهان به دهان از این دورهمی به آن دورهمی تعریف کرد. حتماً شنیده‌اید که رفتار خیلی از راننده‌ها نسبت به یک راننده زن فرق دارد تا یک راننده هم جنس؛ به راننده مرد می‌شود راه داد، اگر اشتباهی کرد می‌شود ندید اما در مورد راننده زن قضیه فرق می‌کند.

 

باید حالش را گرفت، باید آخرین متلکی را که همین دیروز یاد گرفته‌ای توی صورتش داد بزنی و تکرار کنی. طوری که همه راننده‌های دور و بر بخندند؛ «برو بشین پشت ماشین لباسشویی» دیگر تکراری شده و باحال نیست. آدم باید به روز باشد. جوک باید دست اول باشد، باید خنده‌دار باشد، باید بشود از یک برنامه میلیونی تکرارش کرد؛ طوری که زنان هم غش غش بخندند.

 

منبع: روزنامه ایران/برترینها

 

گردآوری:مجله یک پارس

بعد از طلاق با چه مشکلاتی مواجه می‌شویم؟

 

زندگی بعد طلاق

طلاق پیامدهای منفی دارد که می تواند برای هر دو جنس مشکلاتی ایجاد کند‎

 

کمتر کسی است که بعد از طلاق بتواند زندگی عادی و روزمره خود را از سر گیرد. لااقل مدتی از نظر روانی، اجتماعی و … درگیر خواهد بود. پیامدهای اجتماعی، روانی، امنیتی، مالی، عاطفی، جنسی و … زیادی با وقوع طلاق در انتظار افراد است. در این مطلب قصد داریم به مشکلاتی که زن و مرد بعد از طلاق تجربه می کنند، اشاره کنیم.

 

طلاق پیامدهای منفی دارد که می تواند برای هر دو جنس، ولی به طور متفاوت مشکلاتی ایجاد کند. پیامدهای اجتماعی، روانی، امنیتی، مالی، عاطفی، جنسی و … زیادی با وقوع طلاق در انتظار افراد است. در این مطلب قصد داریم به مشکلاتی که زن و مرد بعد از طلاق تجربه می کنند، اشاره کنیم. با این امید که همه افراد هنگام ازدواج با درایت بیشتری همسر خود را انتخاب کنند تا بتوانند زندگی شان را حفظ کنند. کمتر کسی است که بعد از طلاق بتواند زندگی عادی و روزمره خود را از سر گیرد. لااقل مدتی از نظر روانی، اجتماعی و … درگیر خواهد بود. برخی از مهم ترین مشکلات بعد از طلاق از جنسی هستند که در ادامه می خوانید.

 

حس گناه 

بحث مهمی به نام احساس گناه وجود دارد که تقریبا در همه افرادی که از همسرشان جدا شده اند، دیده می شود. حس گناه ممکن است نسبت به خود یا فرزند باشد. احساس گناه نسبت به قربانی شدن فرزندان در این رابطه که خوشبختی آنها دستخوش تغییر خواهد شد و آینده از نظر ازدواج، تحصیل و … دچار مشکل می شوند، وجود دارد.

 

از طرفی فرد احساس گناه نسبت به خود دارد که چرا وارد این رابطه شده است. گاهی لجبازی هایی از سوی مرد مشاهده می شود که اجازه دیدن فرزندان را از خانم می گیرد. چنین حرکتی از نظر عاطفی برای زنان مشکلات زیادی ایجاد می کند و احساس گناه را چند برابر خواهد کرد. مادری که نمی تواند حس مادرانه خود را ابراز کند و به دلیل شرایط نامساعد از فرزندان خود دور افتاده، دچار مشکلات زیادی می شود.

 

ترس از آینده 

مبهم شدن و ترس از آینده برای هر دو جنس نیز مشکلی است که بعد از طلاق دیده می شود. البته این حالت بیشتر در زنان مشهود است. مثلا این که در مورد مسائل اقتصادی چه کار باید انجام دهند؟ یا اگر فرزند و فرزندانی هم وجود داشته باشند، چگونه قرار است از آنها نگهداری شود؟

 

دوگانگی نقش 

نگهداری از فرزندان به صورت تک والدی کار دشواری است. مردان و حتی زنان نمی توانند به تنهایی از پس فرزندان بربیایند. مردان باید زمان بیشتری را برای حل مسائل اقتصادی و معیشتی خانواده بیرون از خانه به سر ببرند. هر دو جنس نقش خاصی برای فرزندان ایفا می کنند. هیچ کدام قادر نیستند نقش دیگری را برای فرزند بازی کنند.

 

دوگانگی نقشی است که مرد یا زن بعد از طلاق باید به اجبار بازی کند. یعنی وقتی پدر دور است، مادر باید نقش پدر را برای فرزندش بازی کند و برعکس. چنین کاری عملا ممکن نیست و بسیار دشوار است. مثلا وقتی پدر فرزند را تقبل می کند، چگونه می تواند هم ماموریت کاری خود را انجام دهد و هم به غذا و درس و مشق فرزندش رسیدگی کند؟

 

ناامیدی و افسردگی 

ناامیدی و افسردگی از شکست در یک رابطه که زمان زیادی برای آن صرف شده نیز یکی از مسائل مهمی است که بعد از طلاق برای هر دو طرف اتفاق می افتد.

 

قطع ارتباط عاطفی 

قطع ارتباط عاطفی با جنس مخالف نیز یکی از آسیب هایی است که در طلاق افراد دیده می شود. ممکن است ازدواج دوباره تکرار نشود و در این موقع احتمال شکل گیری رابطه های خارج از عرف وجود دارد که زمینه را برای مشکلات بعدی مهیا می کند. مردان ممکن است اصلا تمایلی برای ازدواج بعدی نداشته باشند و با پیدا کردن دوست و … بخواهند نیازهای جنسی خود را برطرف کنند ولی زنان عمدتا سعی دارند مردی را پیدا کنند تا مسائل عاطفی آنها را پوشش دهد.

 

وقتی برای برطرف کردن نیازهای عاطفی دوستی اتفاق می افتد، ناخودآگاه روابط زناشویی هم برقرار می شود که راه را برای فساد اخلاقی هموار می کند. گاهی هم ازدواج های شتاب زده صرفا برای جلوگیری از تنهایی دیده می شود که این نوع از ازدواج ها می تواند موجب طلاق بعدی شود و تبعات آن هم برای افراد بسیار سنگین است.

 

حس تعارض 

مورد بعدی احساس تعارضی است که بعد از طلاق برای هر دو جنس اتفاق می افتد. مثلا زن یا مرد بعد از طلاق به خوبی های یکدیگر فکر می کنند. گاهی هم تنفری نسبت به هم پیدا می کنند و فقط مشکلات و بدی ها را مرور می کنند. دو نظر متضاد این کشمکش ذهنی را پدید می آورند که آیا واقعا طلاق درست بوده یا نه؟ چون زن یا مرد نمی توانند این دو وجه را یکپارچه کنند.

 

اختلال در مدیریت خانواده 

اختلالی که در مدیریت زندگی ایجاد می شود نیز می تواند به تغییرات روانی شدیدی در هر دو طرف منجر شود. درگیری های لفظی خانوادگی، اقتصادی و … باعث می شود افراد روحیه خود را از دست بدهند. فرض کنید مرد مهریه سنگینی پرداخت کرده یا قرار است پرداخت کند. این موضوع فشار مالی زیادی روی دوش مرد خواهد گذاشت. این که فرزندان قرار است کجا بمانند و با کدام والد زندگی کنند نیز فشار زیادی به هر دو طرف وارد می کند. مدیریت چنین شرایطی کار بسیار دشواری است و این حس را به طرفین طلاق می دهد که زندگی کاملا از دست آنها خارج شده است.

 

مشکلات بعد از طلاق

دوگانگی نقشی است که مرد یا زن بعد از طلاق باید به اجبار بازی کند‎

 

اختلال در الگوگیری فرزندان 

الگوگیری فرزندان هم دچار اختلال می شود. همان طور که می دانید پسرها از پدر خود الگو می گیرند و دخترها از مادرشان. وقتی مادر حضانت فرزند را بر عهده می گیرد و فرزند پسری هم دارد، همانندسازی پسر با پدری که حضور ندارد دچار اختلال خواهد شد یا فرض کنید دختر با والد پدر زندگی می کند. قطعا چنین دخترانی هنگام رسیدن به سن بلوغ دچار مشکل خواهند شد.

 

دختران مسائل بلوغ خود را با پدر مطرح نمی کنند. اگر هم مطرح کنند، کاری از دست پدر بر نمی آید. در یک خانواده از هم گسیخته بعضی از یادگیری ها، به خصوص یادگیری های جنسیتی به خوبی مسیر خود را طی نمی کند. فرزندان نیز از این موضوع شاکی هستند و اغلب آنها از این که یک والد وجود ندارد، ابراز نارضایتی می کنند. مسائل مربوط به دوران نوجوانی پسرها را پدرها و مسائل مربوط به دوران نوجوانی دختران را مادرها می دانند. فرزندان سعی می کنند مسائل عاطفی خود را با مادر بازگو کنند.

 

دشواری ازدواج مجدد 

ازدواج مجدد به خصوص با فرزندان نیز بعد از طلاق مشکلات زیادی ایجاد می کند داشتن فرزند طرف مقابل و ادغام فرزندان با یکدیگر، اختلاف نظرها و حضور نامادری و ناپدری در خانه جدید ممکن است مشکلات عدیده ای با خود به همراه آورد.

 

حتی گاهی دیده می شود فردی که سابقه طلاق دارد، اگر حرف حقی هم بزند این طور قلمداد می شود که اشتباه می گوید و چون نتوانسته با همسر قبلی زندگی کند حتما مشکلی دارد.

 

افزایش دخالت خانواده ها 

در جامعه ما خانم ها بیشتر از آقایان از طلاق آسیب می بینند. خانواده ها در ایران به دخترها با دید دیگری نگاه می کنند. آنها در این موارد سعی می کنند دختری را که طلاق گرفته، حفاظت کنند. در واقع تصمیم گیری از سوی والدین و برادرها گاهی باعث دخالت در امور زندگی دختر می شود. این که مکان زندگی او را تعیین یا هنگام رفت و آمد، او را کنترل کنند و … باعث می شود قدرت حرکت و ورود به زندگی اجتماعی از یک زن سلب شود. زنی که سال ها زندگی به سبک خودش داشت، دوباره باید به گذشته برگردد و از سبک و سیاق خانواده خود اطاعت کند.

 

تنهایی آزار دهنده 

تنها زندگی کردن خانم ها نیز آزار دهنده است. تنها ماندن در یک خانه یا آپارتمان ممکن است باعث ناراحتی، ترس و … شود. همچنین هزینه تنها زندگی کردن و اجاره یا خرید یک جا برای خانم هایی که شاغل نیستند، بسیار دشوار است. چه کسی قرار است از نظر مالی خانم مطلقه را حمایت کند؟ طبیعی است که چنین فردی باید دوباره به خانه پدری خود برگردد. حال اگر فرزندی هم داشته باشد، مشکل بیشتر است و در واقع حریم خصوصی او تخریب خواهد شد. حتی دیده می شود که خانواده پدری ممکن است از نظر مالی اصلا توانایی پذیرش فرد دیگری را نداشته باشند و دختری که طلاق گرفته بر آنها تحمیل شود.

 

عاطفه قوی تر؛ مشکلات روانشناختی و جسمانی بیشتر 

احتمال ابتلای خانم هایی که عاطفی تر و حساس تر هستند به مشکلات روانشناختی و جسمانی بیشتر می شود. مشکلات روانشناختی و جسمانی در تعاملات و ارتباطات بعدی خانم در محیط خانه و جامعه مشکل ایجاد می کند.

 

دشوار شدن تفریح برای خانم ها 

تنها بودن خانم ها در تفریحات او هم اثرگذار است. فرض کنید خانم تنها قرار است به شهر دیگری سفر کند. در کشور ما معمولا هتل ها از پذیرش خانم تنها امتناع می کنند. حتی اگر بتواند اتاقی هم رزرو کند، شرایط ایمنی مکان برای یک خانم مورد سوال است.

 

کاهش فرصت ازدواج 

فرصت ازدواج بعد از طلاق کاهش می یابد. در جامعه ما فرصت ازدواج برای دخترها بسیار پایین آمده و سن ازدواج نیز بالا رفته، چه رسد به خانمی که طلاق گرفته و فرزندی هم دارد. فرصت ازدواج برای چنین افرادی به شدت پایین می آید.

 

دیدگاه عامیانه و آزار دهنده مردم 

دیدگاه مردم نسبت به مرد یا زن طلاق گرفته منفی است، ولی نسبت به خانم ها بیشتر است. اگر از خانواده شروع کنیم، می بینیم که زنان فامیل سعی می کنند چنین خانمی را از جمع هایی که همسران شان در آن حضور دارند، دور کنند. بدین معنا که ممکن است خانم مطلقه قصد سوئی داشته باشد. این دیدگاه منفی برای مردان هم ممکن است وجود داشته باشد ولی برای زنان بیشتر است.

 

افزایش افسردگی و ناامیدی 

مردان هم ممکن است به دلیل فشار مالی و اقتصادی ناشی از طلاق، ناتوانی و درماندگی در کنترل فرزندان و … دچار ناامیدی و افسردگی شوند. اصولا مردها کمتر در مورد این مسائل با دیگران صحبت می کنند و حتی تمایلی هم به مشاوره ندارند و همین موارد می تواند از نظر روانی و جسمی تاثیر منفی داشته باشد.

 

افزایش میزان بدبینی 

بدبینی در هر دو جنس بعد از طلاق مشاهده می شود ولی این عارضه در مردان شدیدتر است. در خانه ای که خانم حضور ندارد، کسی که محور عاطفی خانواده است، خاموشی چراغ خانه رخ می دهد و خانه سرد و بی روح است.

 

افزایش میزان بروز سوگ 

در هر دو جنس ممکن است سوگ اتفاق بیفتد و هر دو در طلاق آسیب می بینند، ولی این آسیب بیشتر متوجه خانم هاست. به همین دلیل است که در مشاوره ازدواج تاکید می شود دو نفر یکدیگر را به خوبی بشناسند تا جلوی چنین پدیده های نابسامان و مخربی برای بنیان خانواده گرفته شود.

 

منبع: هفته نامه سلامت

 

گردآوری:مجله یک پارس

عبارت “عشق کور است” را مغز شما چگونه توضیح می دهد؟

 

کنترل عشق

حتی زوج های پیر نیز یکدیگر را دوست دارند اما نوع آن متفاوت است

 

وقتی که در رابطه هستید از ایرادات طرفتان آگاهید، ولی مغزتان شما را قانع می کند که نادیده گرفتن آنها اشکالی ندارد. چرا؟

 

از منظر علمی چرا عشق کور است؟ 

همه ما با عبارت “عشق کور است” آشنایی داریم. از نظر علمی این موضوع درست است، حداقل در ابتدای رابطه. این به آن معنا نیست که کاملا مسحور معشوق خود شده اید یا نیمه گمشده شما فرد جذابی نیست. در واقع قضیه به بقای نسل بشر مربوط می شود.

 

مطمئنا همه ما دلبرانی داشته ایم که از سرمان بیرون نمی روند. در ذهن ما آنها یک انسان کامل اند. مویشان، خندیدنشان، حتی وقتی که حین تماشای فیلم دائما با سؤالاتشان شما را کلافه می کنند نیز برای شما دوست داشتنی هستند. آن ها خودشان هستند، تظاهر نمی کنند و شما ذره ذره این خود را دوست دارید.

 

دوستانتان نقاط ضعفشان را به شما یادآوری می کنند، ولی شما آنها را تنگ نظر می خوانید. ممکن است دوستانتان حسود باشند، ولی شما نیز خیالاتی شده اید. نگران نباشید. برای همه رخ می دهد. هنگامی که وارد رابطه ای تازه می شوید، سیستم پاداش مغزتان فعال می شود و نورون هایتان معجون عشقی از ترشحات شیمیایی مغز شامل: دوپامین، تستسترون، وازوپرسین، اوکسیتاسین و سروتونین تحویل می دهند. این مخلوط طلایی عشق القا و مغزتان همزمان تمامی قضاوت های منفی را از راه به در می کند؛ مثلا نگرانی، شک و انتقاد.

 

وقتی که در رابطه هستید از ایرادات طرفتان آگاهید، ولی مغزتان شما را قانع می کند که نادیده گرفتن آنها اشکالی ندارد. چرا؟

جواب تنها دو کلمه است؛ تولید مثل.

نسل بشر برای بقا، به طور خودکار در برابر عشق جدید کور می شود تا به مرحله ای برسد که این عشق جدید به نتیجه تولید مثل و تربیت و رشد فرزند بیانجامد. به این مرحله که رسیدید، کوری شما افت می کند.‌ در این هنگام است که متوجه می شوید عشقتان زمان زیادی را صرف وقت گذراندن با موهایش می کند، بیش از اندازه بلند می خندد و …

 

اما این مرحله تازه شروع رابطه واقعی است؛ مرحله ای که در آن به راحتی نقاط ضعفتان را در برابر هم به معرض نمایش می گذارید.

 

در ابتدای این خودنمایی ها! هورمون استرس، کورتیزول، به شدت افزایش پیدا می کند، چون دائما نگران این هستید که مبادا دل محبوب خود را بزنید؛ اما هنگامی که به مرحله یادشده یعنی فرزندآوری رسیدید، دوباره هورمون کورتیزول کاهش و سطح سروتونین تان افزایش پیدا می کند. با اینکه سروتونین به تنهایی به پای معجون عشق نمی رسد، ولی باعث جذب دو طرف به یکدیگر به صورت پایدار می شود.

 

این به معنی آن است که حتی زوج های پیر نیز یکدیگر را دوست دارند اما نوع آن متفاوت است.

 

منبع:tabnak.ir

گردآوری:مجله یک پارس