روش‌ خواندن دعای فلفل سیاه برای جلب مهر و محبت

دعای فلفل سیاه,دعای جلب مهر و محبت,دعای مهر و محبت

دعای فلفل سیاه برای جلب مهر و محبت

دعا‌های فراوانی برای جلب مهر و محبت در روایات دینی آمده است. یکی از معروف‌ترین این ادعیه، دعای فلفل سیاه است. خواندن دعای فلفل سیاه برای جلب محبت، تسخیر قلب، رفع کدورت، بازگشت معشوق، ازدواج و بازگردان روابط عاشقانه در یک رابطه است.

روش‌های خواندن دعای فلفل سیاه
۱٫ خواندن دعای فلفل سیاه برای جلب محبت
برای به دست آوردن محبت شخص مقابل، ۲۷ دانه فلفل سیاه تهیه را تهیه کنید و سپس آیه ۱۷/ سوره انفال را هر روز بر یکی از فلفل‌ها خوانده ودر آتش بیاندازید تا ۲۷ روز کامل شود. در روایت بعد از آن آمده است، اگر هزار فرسنگ راه نیز فاصله باشد، یار پیش تو خواهد آمد و بسیار مجرب است:
متن آیه سوره انفال
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمی‏ وَ لِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنینَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلیمٌ
(ای مؤمنان) نه شما بلکه خدا کافران را کشت و (ای رسول)، چون تو تیر (یا خاک) افکندی نه تو بلکه خدا افکند (تا کافران را شکست دهد) و برای آنکه مؤمنان را به آزمونی نیکو از سوی خود بیازماید، که خدا شنوا و داناست.

۲٫ خواندن دعای فلفل سیاه برای به دست آوردن معشوق
اگر (خواهی) کسی را از محبت خود (دیوانه) گردانی، بستان بیست و یکدانه فلفل سیاه و بر هر دانه یکبار سوره (انا انزلناه) را بخوان بدون بسم الله، به نیت محبوب که در نظر داری، (سپس) در آتش بریز که عجایب بینی.
متن سوره قدر
إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ ﴿۱﴾
ما [قرآن را]در شب قدر نازل کردیم (۱)
وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَهُ الْقَدْرِ ﴿۲﴾
و از شب قدر چه آگاهت کرد (۲)
لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ﴿۳﴾
شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است (۳)
تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَهُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ ﴿۴﴾
در آن [شب]فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان براى هر کارى [که مقرر شده است]فرود آیند (۴)
سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ ﴿۵﴾
[آن شب]تا دم صبح صلح و سلام است (۵)

۳٫ خواندن دعای فلفل سیاه برای عزیز شدن، تسخیر قلب و رفع کدورت بین دو شخص
از شیخ بهایی وشیخ زین الدین العربی نقل شده که گفته اند هر که را بخواهی دوست خود گردانی دو رکعت نماز بخوان. در هر رکعت بعد از حمد، آیه ۷/ سوره ممتحنه را هفت مرتبه بخوان.
متن آیه ۷ سوره ممتحنه
عسَی اللهُ اَن یَجعَلَ بَینَکُم وَ بَینَ الَذینَ عادَیتُم مِنهُم مَوَدَهً وَ اللهُ قَدیرٌ وَ اللهُ غَفورٌ رَحیمٌ
ترجمه
امید است که خداى سبحان بین شما و همان کفار (که به خاطر خدا با ایشان دشمنى کردید)، مودت برقرار سازد و خدا توانا است و خدا آمرزگار رحیم است.
سپس بعد از سلام نماز ۷۷ مرتبه بگوید:
اللهمَّ لَیِّن قَلبَ (اسم شخص مورد علاقه و پدرش را ببرد: مثلا علی ابن حسن یا مریم بنت رسول) لی کَما لَیَّنتَ اَلحَدیدَ لِداوُدَ (ع) وَسَخِّر لی قَلبَه کَما سَخَّرتَ لَسُلَیمانَ جُنُودَهُ مِنَ الجِنِّ وَالاِنسِ وَالطَّیرِ فَهُم یوزَعونَ.
آن شخص آنچنان مسخر گردد که تصور آن ممکن نیست و این عمل به تجربه ثابت شده است.

۴٫ دعای فلفل سیاه با سوره قریش
اگر خواهی کسی را محب خود گردانی، ابتدا دو رکعت نماز حاجت بخوانید و سپس بر ۴۱ دانه فلفل سیاه در چهار نوبت بر هر دانه فلفل یک مرتبه سوره قریش را بخوانید و در آتش بیاندازید که از محبت بیم است دیوانه شود.
متن سوره قریش
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
لإیلافِ قُرَیْشٍ ﴿١﴾ إِیلافِهِمْ رِحْلَهَ الشِّتَاءِ وَالصَّیْفِ ﴿٢﴾ فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَیْتِ ﴿٣﴾
الَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ ﴿٤﴾

۵٫ دعای فلفل سیاه برای جلب سریع محبت
دعای زیر را ۱۱ مرتبه بر ۲۷ دانه فلفل سیاه بخوانید به این نیت که شخص مورد نظرتان سریع به محبت شما احضار گردد.
بسم الله الر حمن الرحیم
وَالضُّحَى وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَى مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَى وَلَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَّکَ مِنَ الْأُولَى وَ
لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَى وَوَجَدَکَ ضَالًّا َهَدَى وَوَجَدَکَ عَائِلًا
فَأَغْنَى فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ العجل العجل العجل الساعه الساعه الساعه
الوحا الوحا الوحا فلان بن فلان علی حب فلانه بنت فلانه
برای رسیدن به اهدافی، چون عاشق کردن یا بازگشت به عشق نکات مهمی هست که باید در نظر گرفت دعا کردن و از خداوند کمک خواستن یک اتفاق مفید است، اما باید بدانید برای موفقیت در ایجاد روابط عاشقانه و ایجاد محبت در روابط عاطفی با هدف ازدواج یا ایجاد روابط عاطفی با ثبات پس از ازدواج، لازم است دانش لازم در این زمینه را نیز بدست آورید و برای رسیدن به هدف خود تلاش کنید.

منبع:
جامع الفوائد فی اسرار المقاصد، تحفه الاسرار فی الادعیه و الافکار

احادیثی از امام علی (ع) درباره بردباری

بردباری,احادیث امام علی ع درباره صبر و بردباری,صبر و بردباریاحادیثی از امام علی (ع) درباره صبر و بردباری

– ارزش بردباری
لا عِزَّ كَالْحِلْمِ.(۱)
هيچ عزت و سربلنديى همچون حلم و بردبارى، نيست.

– پوشاننده عيوب
الْحـِلْمُ غـِطـَاءٌ سـَاتـِرٌ، وَالْعـَقـْلُ عـُسـَامٌ قـَاطـِعٌ. فـَاسـْتـُرْ خـَلَلَ خـُلُقـِكَ بـِحِلْمِكَ وَ قَاتِلْ هَوَاكَ بِعَقْلِكَ.(۲)
حـلم پـرده اى است پوشنده و عقل شمشيرى است برنده، بنابراين، عيوب اخلاقى ات را با حلمت بپوشان، و هوس هاى سركشت را با عقلت بكش.

– نقش ارزنده حلم
مَنْ حَلُمَ… عاشَ فِى النّاسِ حَميداً.(۳)
آن كه حلم ورزد در ميان مردم با ستايش [و خوشنامى ] مى زيد.

– بردبارى در برابر سبك مغزان
وَ بِالْحِلْمِ عَنِ السَّفِيهِ تَكْثُرُ الاَْنْصارُ عَلَيْهِ.(۴)
نخستين عوضِ بُردبار از بردبارى خود، آن بود كه مردم در برابر نادان يار او بوند.

-محصول بردبارى و متانت
الْحِلْمُ وَالاَْنَاةُ تَوْاءَمَانِ يُنْتِجُهُما عُلُوُّ الْهِمَّةِ.(۵)
بردبارى و متانت، فرزندان دوقلويى هستند كه از همت بلند زاده شده اند.

– خويشتن دارى به هنگام خشم
وَاحْلُمْ عِنْدَ الْغَضَبِ.(۶)
هنگام خشم ، خويشتن دار باش.

– شرط رياست
اَلْحِلْمُ رَاءْسُ الرِّياسَةِ.(۷)
بردبارى سر[لوحه ] رياست است.

———————————-

پی نوشت
۱ـ نهج البلاغه ، ح ۱، ص ۱۱۳۹٫
۲ـ همان ، ح ۴۱۶، ص ۱۲۸۵٫
۳ـ همان ، ح ۳۰، ص ۱۱۰۰٫
۴ـ همان ، ح ۲۱۵، ص ۱۱۸۵٫
۵ـ نهج البلاغه ، ح ۴۵۲، ص ۱۲۹۷٫
۶ـ همان ، ح ۶۹، ص ۱۰۶۷٫
۷ـ شرح غررالحكم ، ج ۱، ص ۱۹۷

 

منبع: moudeomam.com

گردآوری:مجله یک پارس

تعریف احتکار و حکم شرعی احتکار چیست؟

احتکار,محتکر,احتکار چیست احتکار به معنای جمع آوری و نگهداری طعام به امید گران شدنش است
احتکار از مادۀ «حکر» است، و حکر به معنای ذخیره کردن طعام به امید و انتظار چیزی است. به کسی که این عمل را انجام می دهد «محتکر» گفته می‌شود. به نظر برخی از لغت‌شناسان، احتکار به معنای جمع آوری و نگهداری طعام و آنچه که خورده می‌شود(ارزاق)، به امید گران شدنش؛ است.

معنی احتکار چیست؟
احتکار عبارت است از کاهش دادن يا متوقف کردن جريان توزيع کالا توسط همه يا برخي از فروشندگان به طور موقت. اين اقدام فروشندگان با توجه به وضع بازار و به خصوص تقاضاي تحريک شده خريداران به منظور بالابردن قيمت و درآمد حاصل از افزايش قيمت کالا صورت مي گيرد.

موارد احتکار چیست؟
پرسشی که مطرح می شود این است که: آیا احتکار به وسیله نگهداری هر گونه طعام و مواد غذایی مورد نیاز مردم تحقق می یابد یا اختصاص به مواد غذایی خاصی دارد؟ جواب آن است که؛ به نظر مشهور فقیهان امامیه کالاهایی که احتکار در مورد آنها صادق است عبارتند از: گندم، جو، خرما، کشمش، (که غلات چهارگانه معروف هستند) و نیز روغن حیوانی (نه نباتی).

مستند گفته مشهور روایت غیاث بن ابراهیم از امام صادق علیه السلام می باشد: غیاث [بن ابراهیم] عن ابی عبدالله علیه السلام قال: لیس الحکرة الا فی الحنظة والشعیر والتمر والزبیب والسمن؛ احتکار فقط در گندم، جو، خرما، کشمش و روغن حیوانی می باشد.

بعضی از فقها مانند: شیخ صدوق، شهید اول و شهید ثانی و از معاصرین امام خمینی علاوه بر مواد غذایی یاد شده، روغن زیتون را نیز از موارد احتکار نام برده اند. در تأیید نظر این عده از فقیهان روایاتی نیز وجود دارد.

در مقابل این دسته از فقهاء که احتکار حرام را فقط در انواع خاصی از مواد غذایی محدود کرده اند، دسته ای دیگر از فقهاء، احتکار را منحصر در مواد غذائی خاصی نمی دانند و هر آنچه را که در عرف جامعه به آن مواد غذایی (طعام) به مواد غذائی اصلی اطلاق می شود که ادامه زندگی انسان غالباً به استفاده از آنها بستگی دارد. گفته شود را دربرگیرنده حکم حرمت می کنند، از آن جمله می توان به «محقق خوئی» اشاره نمود.

با توجه به این نظریه چون نوع مواد غذائی مورد مصرف مردم با توجه به شهرها و مکانهای مختلف متفاوت است مصادیق احتکار نیز در هر شهر مختلف خواهد بود. مثلاً در شهرهایی مثل مازندران و رشت که مواد غذایی اصلی آنها برنج می باشد، احتکار آن حرام و در شهری دیگر که ماده غذایی اصلی برنج نبوده و از چیز دیگر مثل گندم به عنوان غذای اصلی روزمره استفاده می کنند. احتکار گندم حرام و احتکار برنج حرام نمی باشد.

این گروه از فقیهان دلیل سخن خود را این گونه بیان کرده اند که:
اولاً: چون موضوع حرمت احتکار در احادیث “طعام” می باشد و طعام در عرف به «هر آنچه که آدمی برای ادامه ی زندگی به آن محتاج است»، می گوید لذا احتکار هر گونه مواد غذایی (طعام) حرام است.

ثانیاً: روایاتی که احتکار را در غلات چهارگانه و روغن حیوانی محصور می کنند، از نظر سندی ضعیف اند. در نتیجه نمی توان از اطلاق (شمول) روایات صحیح السندی که دلالت بر حرمت احتکار در هر گونه مواد غذایی دارند، چشم پوشی کرد.

تفاوت احتکار با انبارداری چیست؟
بايد توجه داشت که معيار در احتکار حرام ايجاد بازار سياه است به گونه اي که موجب تضييق و دشواري مردم مسلمان فراهم گردد وگرنه در موارد فراواني که عرضه بي رويه کالا چه بسا موجب تضييع و اتلاف ما گردد، نه تنها حرام نيست بلکه از جهاتي منطبق با موازين عقلايي است. مثلاً در هنگام بدست آمدن ميوه در اواخر تابستان، اگر باغداران محصول خويش را يکباره به بازار عرضه کنند، از آنجا که در آن فصل عوامل عرضه و تقاضا با يکديگر تناسب ندارد، اين عمل نتيجه اي جز ضايع شدن و از بين رفتن محصولات نخواهد داشت و عواقب سوء اقتصادي ديگري نيز پيامد آن خواهد بود زيرا به علت ضرر و زياني که فروشندگان، به خاطر فروش جنس خود به بهاي ارزان، متحمل مي شوند توازن اقتصادي نيز آشفته مي گردد. در حالي که اگر در همان ايام به مقدار مايحتاج عمومي و فروش به نرخ عادله، متناسب با قيمت تمام شده و سود منصفانه، دسترنج خويش را به بازار عرضه کنند و بقيه محصول به نحو صحيح، از جمله نگهداري در سردخانه انبار گردد و به تدريج به موازات مصرف توزيع شود، عملي خردمندانه خواهد بود.

شرایط احتکار چیست؟
ملاک برای احتکار دو چیز است:
الف) نیاز مردم به کالای احتکار شده.

ب) اینکه فروشنده و عرضه کننده دیگری نباشد که مردم بتوانند از او کالای خود را تهیه کنند که در اصطلاح فقهی به آن شرط عدم باذل طعام گفته می شود.

ج) شرط زمانی و مکانی:
چون در برخی روایات، مدت احتکار را برای زمانی که کالای فراوان است چهل روز و برای زمانی که سختی و قحطی است سه روز قرار داده اند، برخی گمان کرده اند کمتر از آن محسوب نمی شود.

فقها بسیاری از جمله شیخ مفید، علامه حلی و محقق حلی این نظر را نپذیرفته اند و معتقدند که احتکار حد و اندازه ای ندارد و در هر زمان که نیاز مردم به طعام [قوت] وجود داشته باشد، احتکار نیز وجود دارد چه قبل از چهل روز (در هنگامی که کالا فراوان باشد) و چه قبل از سه روز (زمان کمبود کالا).

د) مالک شدن کالا از راه خریدن آن:

یکی دیگر از شرایطی که برای تحقق احتکار بیان شده (روایت حلبی از امام صادق علیه السلام) این است که: شخص کالا را خریده و انبار کرده باشد. بنابراین اگر کسی از راه کشاورزی یا هدیه گرفتن از دیگران و یا راههای دیگر ـ غیر از خریدن ـ مالک آذوقه شود و آن را انبار کند به آن احتکار نمی گویند. بعضی از فقیهان شیعه همچون محقق کرکی و علامه حلی نیز این نظریه را پذیرفته اند.

ولی بسیاری از فقها و مراجع تقلید از جمله شیخ انصاری امام خمینی، محقق خوئی، آیت الله تبریزی این نظر را رد کرده اند. زیرا بیشتر روایات در باب احتکار به صورت مطلق آمده و آن را مقید به هیچ قید و مشروط به هیچ شرطی ـ مثل مالک شدن از راه خرید ـ نکرده اند.

از آن گذشته واضح است که هدف قانونگذار از ممنوعیت احتکار در شریعت صرفاً به خاطر آن است که سختی و نیاز مردم را از نظر [کمبود] مواد غذائی برطرف کند و از این روی فرقی بین مالک شدن چه از راه خرید و چه از راههای دیگر نیست.

حکم شرعی احتکار
به طور مسلم، احتکار در شرع مقدس نهی شده است. عدۀ زیادی از فقها نیز حکم به تحریم آن داده‌اند، اگرچه برخی دیگر، دلایل حرمت را کافی ندانسته و حکم به کراهت داده‌اند. اما در هر صورت برخی از مجازات‌ های محتکر (مانند به فروش گذاشتن اموال احتکار شده) مورد اجماع علما است.

احتکار,محتکر,احتکار چیست برخی فقها احتکار را منحصر در مواد غذائی خاصی نمی دانند

احتكار در قرآن:
در قرآن مجيد به طور صريح و مكرربه كم فروشي اشاره شده و به شدت تقبيح گرديده است و بالاتر از آن قرآن كريم كم‌فروشي را موجب ويران شدن شهر و نابود شدن قوم آن معرفي كرده است .

و در شش سوره از ۱۱۴ سوره قرآن كم فروشي مورد مذمت قرار گرفته است،
سوره مطففين كه اين سوره مباركه كه به نام كم فروشان معرفي شده است:
ويل للمطففين الذين اذا اكتالوا علي الناس يستوفون . و اذا كالو هم او وزنو هم يخسرون.

وای به حال كم فروشان آنان كه وقتي چيزي را با پيمانه يا وزن از مردم تحويل مي گيرند كاملاً حق خود را استيفاء مي كنند ولي وقتي چيزي را تحويل مردم مي دهند در پيمانه و وزن كمتر مي دهند. آيا آنها عقيده ندارند كه بعد از مرگ زنده خواهند شدو به روز بزرگ رستاخيز ايمان ندارند. روزي كه تمام مردم در پيشگاه خداوند براي تعيين سرنوشت خود مي ايستند .

سوره اسراء : واوفوا الكيل اذا كلتم و زنوا بالقسطاس المستقيم . ذلك خير و احسن تأويلاً .

جنس را با پيمانه كامل و وزن درست تحويل بدهيد. كه اين كار خوب مي باشد و عاقبت بهتري براي شما دربردارد. در اين سوره مباركه كه قبل از اشاره به موضوع پيمانه و وزن صحيح به زنا و قتل نفس و تعدي به مال يتيمان اشاره شده است و كم فروشي در رديف اين گناهها قرار گرفته است.

سوره رحمن : والسماء رفعها و وضع الميزان . الا تطغوافي الميزان . واقيموا الوزن بالقسط ولاتخسروا الميزان .

آسمان را خداوند برافراشت و ميزان عدل را برقرار كرد. تا در آنچه وزن مي كنند تجاوز و تعدي روا نداريد و هرگاه چيزي را وزن مي كنيد عدالت و صحت ترازو را رعايت كنيد و آنچه را وزن مي كنيد كم ندهيد

سوره انعام : واوفوا الكيل و الميزان بالقسط ( پيمانه را تمام و وزن را درست و عادلانه تحويل بدهيد ) در اين سوره مباركه خداوند متعال آنچه را بر بندگان خود حرام كرده است برمي شمرد : خودداري از شرك ، و احسان به والدين ، و خودداري از كشتن اولاد خود از ترس فقر و تنگدستي ، و خودداري از فحشاء ظاهر و باطن ، و قتل نفس ، وخودداري از تجاوز و دست درازي به مال يتيم، و در آخر صحت پيمانه و وزن و خودداري از كم فروشي است.

سوره اعراف: كه در اين سوره شريفه خداوند خطاب به قوم شعيب اهالي شهر مدين مي فرمايد : پيمانه و وزن را تمام و كمال تحويل بدهيد و در مال مردم نقصان روا مداريد و در پهنه زمين پس از آنكه صلاح و اصلاح برقرار شد فساد را منتشر نكنيد و اين امر براي شما بهتر است اگر ايمان داشته باشيد.

یادآوری یک نکته درباره احتکار:
اگرچه حرمتِ احتکار براساس آنچه در روایات آمده و نظر مشهور هم همان است، فقط در غلاتِ چهارگانه و در روغن حیوانی و روغن نباتی است که طبقات مختلف جامعه به آن نیاز دارند؛ ولی حکومت اسلامی هنگامی‌که مصلحت عمومی اقتضا کند، حق دارد از احتکار سایر احتیاجات مردم هم جلوگیری کند و اجرای تعزیر مالی بر محتکر در صورتی که حاکم صلاح بداند، اشکال ندارد.

 

wikiporsesh.ir
wiki.ahlolbait.com

yjc.ir

گردآوری:مجله یک پارس

کدام پیامبر به پیامبر نقاش معروف است؟

پیامبر نقاش,مانی,زندگینامه مانی نگاره ای از مانی که زیر آن به دبیرهٔ سریانی نوشته شده‌است: مانی پیامبر روشنی
یکی از پیامبرانی که دعوی نبوت کرده و در زمان قدیم بعنوان پیامبر شناخته می‌شده است، مانی معروف معروف به پیامبر نقاش است و چون کتب دینی وی حاوی نگاره های متعددی بود وی را نقاش دانسته اند و او را پیامبر نقاش نامیده اند.

زندگینامه مانی معروف به پیامبر نقاش:
مشهور است که مانی بن فاتک به سال ۲۱۶ میلادی در قریه ای در ناحیه بابل زاده شد. پدرش پتگ نام داشت، او را از مردمان ناحیه همدان دانسته اند و گویند که مادرش مریم از خاندان اشراف بود. وی پیام آور آئینی بود که سالیان کهن در ایران زمین و قسمتهایی از اروپا و از شرق تا چین گسترش پیدا کرده بود و از آئین وی با نام ماندایی(مانویت) یاد میشود.

بسیاری او را به اشتباه پیامبر دوم زرتشتیان میخوانند، در حالی که او دارای مکتب جدا گانه ای بود. هرچند که او از بسیاری از عقاید و افکار زرتشت استفاده میکرد، مانی به خدای زرتشتیان یعنی اهورا مزدا اعتقاد داشت و همچنین دنیا را همچون زرتشتیان بر پایه نیکی(اهورا مزدا) و بد (انگره مینو) میدید. ولی باید بدانیم که او در برخی از موارد تفاوت های بسیاری با زرتشت و آئین مزدیسنا داشت و آیینش تلفیقی از این دو دین و مسیحیت و بودائیسم داشت.

این آیین روزگاری از غرب چین تا اسپانیا پیروانی داشت ولی امروزه کاملا منقرض شده است.

در ایران مانی را نقاش و صورتگر خوانده و قهرمان داستانها و تشبیهات شاعرانه دانسته اند.

نوجوانی تا بعثت:
جوانی مانی در میان مغتسله سپری شد و اغلب دربارهٔ اعمال ایشان در مباحثه و مخالفت بود. به ویژه آنکه وی سود تغسیل دادن غذا را برای کمینه کردن اثرات سو آن بر روی تن و ساخت مواد زاید، به چالش می‌کشید. از همین روی، وی نشان داد که تن را نمی‌توان با آب طهارت داد. در نوشته‌های مانی طهارت و خلوص تنی که عیسی بدان اشاره می‌کند در دانستن تمییز و تفکیک نور از ظلمت و حیات از ممات است. مخالفانش به وی تهمت ضدمسیح بودن و پیامبر دروغین زدند. انجمنی از بزرگان تشکیل شد و از پاتک مؤاخذه کردند که چرا مانی از پیروی آداب سرباز می زند.

پاتک گفت بروید و از خود مانی بپرسید. مانی در پاسخ گفت که تعلیمات آنها منطبق برآنچه عیسی گفته نیست. از الخسای، سرفرقه مغتسله نقل قول کرد که در مکاشفه ای صدای آب را شنیده که می‌نالیده‌است از غسل‌های مدام که آزارش می‌دهند، زمین می‌گفته که شخم آزار می رساندش و نان می‌گفته پخته شدن آزارش می‌دهد. ازین رو غسل و شخم را متوقف کرده و پیروانش را دستور داده نان نپزند.

بعثت در ۲۴ سالگی:
مانی تا ۱۲ سال مکاشفاتش را پنهان نگاه داشت آنگاه که به ۲۴ سالگی رسید التوم به او گفت که زمان ابلاغ و اعلان رسیده تا انجیل راستین اعلام شود. این مکاشفه در کدکس اینچنین نوشته شده‌ است: هنگامیکه مانی ۲۴ ساله بود و در همان سال که اردشیر بر هترا تاخت و شاپور تاج شاهی بر سرنهاد در ماه برموده و روز هشتم ماه قمری، خداوند او را مأمور ساخت. روزی که مانی رسالت خود را آشکار ساخت را ابن ندیم همان روز تاجگذاری شاپور در یکشنبه اول نیسان وقتی خورشید در برج حمل بود و در سال ۵۵۱ سلوکی مطابق با ۱۲ آوریل ۲۴۰ میلادی می‌نویسد.

دو تن از پیروانش :شمعون و زاکو و پدرش با او همراه بودند. او چنین موعظه کرد که فارقلیط ظهور کرده‌است و او همان فارقلیط و خاتم پیامبران است. (بیرونی) مانی حقایق دین خود را نخست بر پدر و پیران خاندان خویش آشکار کرد

حبس و درگذشت:
روزهای واپسین
در زندان مانی به پیروانش تسلی و تذکره داد و موعظه‌های وداعش در روایات پارسی و پارتی میانه و قبطی ثبت شده‌اند. او همچنین به نگهبان زندان دستورهایی داد. از کسانی که به دستورها و تذکره‌ها و پیشگویی‌هایی استادشان گوش کردند، مار امو و مار اوزی نامشان آورده شده‌است. امو کسی است که توسط او آخرین رسالهٔ مانی «مهر دیب» (حرف مهر) به بیرون فرستاده شد و امو سه روز پیش از وفات مانی او را ترک کرد. مار اوزی تا لحظه آخر در کنار مانی بود از شنبه تا دوشنبه. سه روز آخر زندگی مانی به‌طور مبسوط شرح داده شده‌است. مانی مرگ قریب الوقوعش را پیش بینی کرد و حتی اشتیاق آن را داشت. دو گونه گزارش از مرگ مانی وجود دارد گروهی مرگ او را در زندان می‌داند و گروه دیگر از اعدام او خبر می‌دهند.

نظریه مرگ در زندان:
گزارش شده‌است که مانی ۲۶ روز در زندان در انتظار فرمان اعدام شاهنشاه ایران بهرام اول، بود و در دوشنبه چهارم ماه آدار مطابق با ۲ مارس ۲۷۴ (چهارم شهریور) یا ۲۶ فوریه ۲۷۷ درگذشت. ورنر زوندرمان در مقاله خود در دانشنامه ایرانیکا می‌نویسد که مانی در زندان جان سپرد و اعدامی در کار نبود. مانی را پاسبانی زنجیر کرده بود و در آخر زنجیر را از گلویش باز کرد. هر چند برخی علت مرگ را تنگ‌تر کردن زنجیرها بر او دانسته‌اند.

رسم متداولی بود که به مانی اجازه داده شود تا نزدیکانش را ملاقات کند. سه بانو از پیروان مانی به نام بنک، دینک و نوشاک در زندان در خدمت او بودند و بعد از آنکه جان سپرد پلک‌هایش را بستند. مار اوزی روایت کرده‌است که استاد را تا کرهٔ آسمانها همراه کرد روان جاودانهٔ او به اقلیم روشنایی صعود کرد. مأموران ابتدای امر به فوت مانی شک کردند و آزمایش‌های پزشکی کردند و آزمونی با آتش ترتیب دادند تا مطمئن شوند که او مرده‌است.

در زبور مانی شرح این ماجرا خطاب به مانی اینگونه نوشته شده‌است:
« ترا با آهن بار کردند و دست و پاهای ترا با آهن بستند و زنجیرها روی بدن تو گذاشتند و ترا در حبس انداختند و ۲۶ روز و شب در آهن ماندی و یاران تو پیش تو آمدند و همه را در آغوش گرفتی.»

پیامبر نقاش,مانی,زندگینامه مانی بردارکشیدن مانی نگارگری شاهنامه

نظریه اعدام
بردارکشیدن مانی نگارگری شاهنامه
ابن ندیم و بیرونی و اکتاارکلای شرح اعدام مانی را می‌دهند. مرگ او را با کندن پوست یا بریدن سر وی ذکر می‌کنند. اطلاعات از دوران آخر زندگی او، فقط محدود به چند روز آخر است. مانی را بهرام اول در حدود ۲۷۳ میلادی دستگیر کرد. بهرام دستور می‌دهد مانی را بکشند و پوست او را به کاه انباشته کنند و بر یکی از دروازه‌های شهر گندی‌شاپور آویزان کنند و همچنین دستور می‌دهد پیروان او را از ایرانشهر برانند.

مثله کردن و دفن:
زاندرمان با رد نظریه اعدام، مثله کردن پیکر مانی را تأیید می‌کند و می‌نویسد که اینکار برای آن انجام شد تا مرگ مانی بصورت اعدام در نظر بیاید. سپس سر از تن او جدا کردند و سر جدا شده را به دروازه شهر آویختند. اثیمار یکی از حواریون مانی، کالبد تکه‌تکه شده را در خانه اش نگهداری می‌کرد و سپس باقیمانده جسد را پیروانش در تیسفون به خاک سپردند.

چرا پیامبر نقاش؟

اصولا مانی به حرفه نقاشی اشتغال نداشت و بیشتر داعیه طبابت داشت و خود را پزشک معرفی می کرد، ولی او مفاهیم ایدئولوژیک آئین خویش را به صورت پرده های نقاشی به تصویر می کشید تا از این طریق درک آن برای تمام عوام ممکن باشد مشهور ترین کتاب مانی آردهنگ که در فارسی ارتنگ و ارژنگ خوانده می شود، سراسر تصویری است.

مانی تمام اساطیر مانوی، داستان آفرینش و اصول اعتقادی آیین خود را در این کتاب به تصویر کشیده است. از این رو بود که چون کتب دینی وی حاوی نگاره های متعددی بود وی را نقاش دانسته اند و او را پیامبر نقاش نامیده اند.

منبع:

yjc.ir

wikipedia.org

گردآوری:مجله یک پارس

چه کسانی از رحمت خدا مایوس می شوند؟

رحمت خدا,ناامیدی از رحمت خدا,مجازات الهى
ناامیدی از رحمت خدا
شرح و تفسير حکمت۳۷۷ نهج البلاغه با موضوع ناامیدی از رحمت خدا را در اینجا بخوانید.

نهج البلاغه با مرور قرن‌ها نه تنها تازگی و جذابیت خویش را حفظ کرده که فزون‌تر ساخته است و این اعجاز نیست مگر به سبب ویژگی هایی که در شکل و محتوا است. این امتیاز را جز در مورد قرآن نمی توان یافت که در کلام امام علی(ع) درباره قرآنآمده است: « ظاهره انیق و باطنه عمیق، لاتفنی عجائبه و لاتنقضی غرائبه » قرآن کتابی است که ظاهری زیبا و باطنی عمیق دارد، نه شگفتی های آن پایان می‎پذیرد و نه اسرار آن منقضی می‎شود. در سخن مشابهی نیز آمده است: «لاتحصی عجائبه و لاتبلی غرائبه» نه شگفتی های آن را می‎توان شمرد و نه اسرار آن دستخوش کهنگی می‎شود و از بین می‎رود.

سخنان امام علی(ع) در فاصله قرن اول تا سوم در کتب تاریخ و حدیث به صورت پراکنده وجود داشت. سید رضی در اواخر قرن سوم به گردآوری نهج البلاغه پرداخت و اکنون بیش از هزار سال از عمر این کتاب شریف می‎گذرد. هر چند پیش از وی نیز افراد دیگری در گردآوری سخنان امام علی (ع) تلاش‌هایی به عمل آوردند، اما کار سید رضی به خاطر ویژگی هایی که داشت درخشید و ماندگار شد، چون سید رضی دست به گزینش زده بود.

شرح و تفسير حکمت ۳۷۷ نهج البلاغه
لاَ تَأْمَنَنَّ عَلَى خَيْرِ هذِهِ الاُْمَّةِ عَذَابَ اللّهِ لِقَوْلِهِ تَعَالَى: «فَلاَ يَأْمَنُ مَكْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ» وَلاَ تَيْأَسَنَّ لِشَرِّ هذِهِ الاُْمَّةِ مِنْ رَوْحِ اللّهِ لِقَوْلِهِ تَعَالَى : «إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ».
امام ۷ فرمود : بهترين افراد اين امت را از عذاب الهى ايمن ندانيد زيرا خداوند مى‌فرمايد: جز زيان‌كاران هيچ‌كس در برابر مجازات الهى احساس امنيت نمى‌كند. (ممكن است يك روز لغزشى پيدا كند و در صف بدكاران قرار گيرد) و براى بدترين افراد اين امت نبايد از رحمت خدا مأيوس شويد زيرا خداوند مى‌فرمايد: از رحمت خدا جز كافران مأيوس نمى‌شوند.

امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه كوتاه به دو نكته مهم اشاره مى كند و در واقع به همگان هشدار مى دهد. در نكته اول مى فرمايد: «بهترين افراد اين امت را نبايد از عذاب الهى ايمن بدانيد زيرا خداوند مى فرمايد: جز زيان كاران هيچ كس در برابر مجازات الهى احساس امنيت نمى كند»; (لاَ تَأْمَنَنَّ عَلَى خَيْرِ هذِهِ الاُْمَّةِ عَذَابَ اللّهِ لِقَوْلِهِ تَعَالَى: «فَلاَ يَأْمَنُ مَكْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ»). ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه خود در اين جا ايرادى مطرح كرده و آن را بدون پاسخ گذاشته است و آن اين كه آيه شريفه اول درمورد قوم زيان كار است كه ممكن است در برابر مجازات الهى احساس امنيت كند اما كسى كه از بهترين افراد اين امت است مشمول اين آيه نيست چگونه امام(عليه السلام) آيه را تطبيق بر اين گونه افراد فرموده است؟ پاسخ اين ايراد روشن است و تعجب مى كنيم چگونه ابن ابى الحديد توجه به آن پيدا نكرده است.

منظور امام(عليه السلام)اين است: افرادى كه در صف متقين و نيكوكاران قرار دارند از آينده خود در امان نباشند زيرا هر زمان ممكن است لغزشى براى آن ها پيدا شود و از مسير حق منحرف گردند و گرفتار عذاب الهى شوند. همان گونه كه در ميان ياران پيامبر(صلى الله عليه وآله) افرادى مثل طلحه و زبير بودند كه در زمان پيامبر(صلى الله عليه وآله)خدمات بزرگى به اسلام كردند و همه جا از آن ها به نيكى ياد مى شد ولى در زمان على(عليه السلام)بيعت او را شكستند و شمشير به روى امام وقت خود كشيدند و براى به دست آوردن مقام، جنگ جمل را به راه انداختند كه گروه زيادى از مسلمانان در آن جنگ كشته شدند و خود آن ها نيز به قتل رسيدند.

شرح و تفسير حکمت ۳۷۷ نهج البلاغه
در ذيل آيه شريفه ۱۷۵ سوره اعراف نيز داستان مردى از بنى اسرائيل در تفاسير مختلف نوشته شده است كه نخست در صف مؤمنان بود و حامل آيات و علوم الهى شده بود سپس از اين مسير گام بيرون نهاد و شيطان به وسوسه او پرداخت و عاقبت كارش به گمراهى و بدبختى كشيده شد. «(وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِى آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ); و بر آن ها بخوان سرگذشت آن كس را كه آيات خود را به او داديم; ولى (سرانجام) خود را از آن تهى ساخت و شيطان درپى او افتاد، و از گمراهان شد!». مفسران نام اين شخص را بلعم باعورا نوشته اند كه دانشمند مهمى بود ولى سرانجام براثر دنياپرستى منحرف گشت. آنگاه در دومين جمله مى فرمايد: «براى بدترين افراد اين امت نيز نبايد از رحمت خداوند مأيوس شد زيرا خداوند متعال مى فرمايد: از رحمت خدا جز كافران مأيوس نمى شوند»; (وَلاَ تَيْأَسَنَّ لِشَرِّ هذِهِ الاُْمَّةِ مِنْ رَوْحِ اللّهِ لِقَوْلِهِ تَعَالَى: «إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ»). دليل آن هم روشن است.

چون بدترين افراد ممكن است روزى متنبه شوند و در مقام توبه و انابه برآيند و مشمول رحمت الهى گردند. همان گونه كه در جمله دوم منظور امام(عليه السلام) اين نيست كه بدترين افراد در حالى كه توبه نكرده اند و تغيير مسير نداده اند مشمول رحمت حق مى شوند، در جمله اول نيز به قرينه مقابله همين است كه بهترين افراد ممكن است تغيير مسير دهند و گرفتار عذاب الهى شوند.

در تاريخ اسلام نيز افراد زيادى را سراغ داريم كه روزى در صف كفار و بدكاران و سارقان و مانند آن بودند اما ناگهان بيدار شدند و به راه حق برگشتند و عاقبت به خير شدند. در ذيل گفتار حكمت آميز شماره ۱۷۰ داستانى از جلد هشتم كافى نقل كرديم كه سخن از عابدى مى گفت كه شيطان او را فريب داد و به گناه دعوت كرد ولى زن آلوده گنهكارى او را از گناه نجات داد و خودش نيز اهل نجات شد. توضيح آن را در ذيل همان كلام مطالعه فرماييد. نكته منظور از مكر الهى چيست؟ «مكر» در فارسىِ امروز به معناى توطئه مخفيانه براى انجام كارهاى خلاف است وجنبه ضدارزش دارد در حالى كه در لغت عرب به معناى هرنوع چاره انديشى براى بازداشتن ديگرى از كار يا از چيزى است خواه خوب باشد يا بد.

بنابراين هنگامى كه مكر به خداوند نسبت داده مى شود به معناى چاره انديشى براى بازداشتن است كه گاه درمورد گنهكاران به كار مى رود و مفهومش همان مجازات هاى الهى است و گاه درمورد نيكوكاران به كار مى رود كه مفهومش بازداشتن از خطرهاست. در آيه مورد بحث، مكر به همان معناى اول يعنى مجازات الهى است و مى دانيم هيچ كس ـ حتى نيكوكارترين شخص ـ نبايد ترس از مجازات را از خود دور سازد چراكه خوف و رجا به صورت متعادل رمز پيشرفت و پيروزى است.

تنها جمعيت زيان كاران هستند كه خود را در امن و امان از مجازات الهى مى بينند و هر كارى را براى خود روا مى دارند. ولى مؤمنان و صالحان همواره در بيم و اميدند; مبادا لغزشى كنند و حسنات آن ها بر باد رود، و همواره به لطف خدا اميدوارند. در حديثى از امام اميرمؤمنان(عليه السلام) كه در غررالحكم آمده مى خوانيم: «مَنْ أمِنَ مَكرَ اللهِ هَلَك; كسى كه خود را از عذاب الهى در امان ببيند هلاك مى شود». در حديث ديگرى از امام صادق(عليه السلام) آمده است كه مى فرمايد: «إِذَا رَأَيتُمُ الْعَبْدَ يتَفَقَّدُ الذُّنُوبَ مِنَ النَّاسِ نَاسِياً لِذَنْبِهِ فَاعْلَمُوا أَنَّهُ قَدْ مُكِرَ بِهِ; هنگامى كه ببينيد كسى از بندگان خدا گناهان مردم را مورد توجه قرار مى دهد و گناه خود را فراموش مى كند بدانيد فريب خورده (و خود را از عذاب الهى مصون دانسته است)».

منبع: yjc.ir

گردآوری:مجله یک پارس

متن ادبی در مورد حضرت ابوالفضل (علیه السلام)

متن ادبی درباره حضرت ابوالفضل(ع), متن ادبی درباره حضرت عباس(ع), پوستر حضرت ابوالفضل عمتن ادبی درباره میلاد حضرت عباس (ع)

متن های زیبا در مورد حضرت ابوالفضل(علیه السلام)

لبخند علی علیه‌السلام رنگ می‌گیرد. فرشتگان، تولد دستانی را جشن می‌گیرند که قرار است روزی چراغ حماسه را  رافروزند. پهلوانی به عالم چشم می‌گشاید که پهلوانان عالم به نامش اقتدا می‌کنند. پهلوانی که فرزند مردی است که کوهِ رشادت و جوانمردی است، فرزندِ شیر زنی است که به او شیر شهامت نوشاند. کوه‌مردی که ذره‌ای از احترام برادرش حسین علیه‌السلام فرو نگزارد. حسین علیه‌السلام امام بود و ابوالفضل، برادر امامت. حسین علیه‌السلام ولی بود و ابوالفضل، هم‌ رکاب ولایت. آری، نوزادی در گهواره خفته است که علمدار لشکر حسین علیه‌السلام خواهد بود.

 سلام بر عباس، ای غیرت مجسم… ای قامتِ فتوت…

سلام ای چشم‌هایی که آب را شرمنده نجابت خود خواهی کرد…

 سلام ای دست‌هایی که رودخانه‌های زمین، به جستجویشان سر گردانند…

سلام ای پیشانی بلندی که آیینه‌ی آسمان است…

السلام علیک یا اباالفضل العباس (ع)

*************************

پنداری دروغ نیست که بگوییم او مادری دلاور و پاک‌سرشت به پاکی فرشته‌ها داشت. لافی گزاف نیست که بگوییم پدرش علی نام داشت و بردن این نام کافی است تا بدانیم از نسل کیست؟

جنت و رضوان و حور و کوثر، همگی آیت و نشانه‌ای از خوی وی است. او آبشاری است که از کوهی استوار چون على، در طبیعتی چون ام‌البنین جاری شد و در سرشاری از عطش سوخت. قهرمان نهر علقمه که شمس و قمر از نور جمالش خجل می‌شوند، افسانه و اساطیر نبود؛ مردی بود که مثل یک عَلَم هیچ وقت بر زمین نماند. لقب «اَسَدُ الله الْغالِبْ» را چون علی بر او نهادند تا دوباره حمله‌های حیدری در میدان‌ها تکرار شوند و هنوز بعد از این همه سال، زیر نور مهتاب، چهره‌اش در زلالی آب می‌لرزد؛ گویی تنها بعد از خدا از آب می‌ترسد. مردی که افسانه نیست.

منبع:

pictaram.net
ommolmasaeb.com

گردآوری:مجله یک پارس

احادیث در مورد نحوه رفتار با مردم

نحوه رفتار با مردم,با مردم چگونه رفتار کنیم,احادیث در مورد رفتار با مردم احادیثی گهربار در خصوص نحوه رفتار با مردم

محبّت به مردم
عَنْ عَلِىِّ بْنِ اَبى طالِبٍ عليه السلام قالَ: قالَ رَسُولُ اللّهِ صلي الله عليه و آله: رَأسُ الْعَقْلِ بَعْدَ الاِْيمانِ بِاللّهِ عَزَّوَجَلَّ اَلتَّحَبُّبُ اِلَى النّاسِ.
اميرالمؤمنين عليه السلاماز رسول خدا صلي الله عليه و آله نقل مى كند كه فرمود: سرآغاز عقل و خردمندى بعد از ايمان به خدا اظهار محبّت به مردم و دوستى با آنان است.

ارزش ديـدار بـرادران
قالَ اَبُو عَبْدِاللّهِ عليه السلام: مَنْ زارَ اَخاهُ فِى اللّهِ، قالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ: اِيّاىَ زُرْتَ وَثَوابُكَ عَلَىَّ وَلَسْتُ اَرْضى لَكَ ثَوابا دُونَ الْجَنَّةِ.
امام صادق عليه السلام فرمود: هر كس براى خدا از برادرش ديدار كند، خداوند عزوجل مى فرمايد، مرا ديدار كرده اى و ثواب تو بر منست و به ثوابى جز بهشت براى تو راضى نمى شوم.

برخورد با مردم
عَنِ الصّادِقِ عليه السلام قالَ: قالَ عيسَى بنُ مَرْيَمَ لِبَعْضِ اَصْحابِهِ: مالا تُحِبُّ اَنْ يُفْعَلَ بِكَ فَلا تَفْعَلْهُ بِاَحَدٍ.
امام صادق عليه السلام فرمود: حضرت عيسى بن مريم به بعضى از ياران خود فرمود: آنچه را كه دوست ندارى نسبت به تو انجام شود تو نيز نسبت به هيچ كس انجام مده!

برخورد اسلامى
قالَ عَلِىٌ عليه السلام: اَذا لَقيتُمْ اِخْوانَكُمْ فَتَصافَحُوا وَاَظْهِرُوا لَهُمُ الْبَشاشَةَ وَالْبُشْرَ تَتَفَرَّقُوا وَما عَلَيْكُمْ مِنَ الاَْوْزارِ قَدْ ذَهَبَ.

امام على عليه السلام فرمود: وقتى برادرانتان را ديدار كرديد پس مصافحه كنيد و به همديگر دست بدهيد و با روى خندان با آنان ملاقات كنيد كه وقتى از هم جدا شويد همه گناهان شما آمرزيده است.

روش بـرخـورد مسلمان
قالَ اَميرُالْمَؤْمِنينَ عليه السلام: اِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمَرْءَ الْمُسْلِمَ الَّذى يُحِبَّ لاَِخيهِ ما يُحِبُّ لِنَفْسِهِ وَ يَكْرَهُ لَهُ ما يَكْرَهُ لِنَفْسِهِ.
امام على عليه السلام فرمود: خداوند دوست دارد آن مسلمانى را كه آنچه را براى خود مى خواهد براى برادر دينى اش هم بخواهد و آنچه را براى خويشتن نمى خواهد براى او هم نخواهد.

مدارا با مردم
قالَ رَسُولُ اللّهِ صلي الله عليه و آله: اَعْقَلُ النّاسِ اَشَدُّهُمْ مُداراةً لِلنّاسِ، وَاَذَلُّ النّاسِ مَنْ اَهانَ النّاسَ.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: داناترين مردم كسى است كه با مردم بيشتر مدارا كند و خوارترين مردم كسى است كه به مردم اهانت كند.

معاشرت با زیر دستان وخدمتکاران:
ابوذر می گوید از رسول خدا (ص)شنیدم که فرمود : خداوند بعضی از برادران شما را زیر دست شما قرار داده هرکس برادروهم نوعش را زیر دست دارد ،باید از آنچه خود می خورد به او بخوراند ،و از آنچه می پوشد به او هم بپوشاند،وهیچ وقت کاری که خارج از قدرت اوست به او نسپارد واگر کار دشواری را به او سپرد او را کمک کند.(بحار الانوار ۷۴/۱۴۱)

آداب معاشرت با همسایه:
امام علی (ع)فرمود: خدا را خدا را درباره همسایگان که آن سفارش پیامبر (ص) شماست، پیامبر (ص) مرتب درباره همسایه سفارش می کرد تا جائیکه ما گمان کردیم که همسایه از همسایه ارث خواهد برد. (نهج البلاغه ۴۲۲)

رفتار با مردم
امام حسن عليه السلام: صاحِبِ النّاسَ مِثلَ ما تُحِبُّ أن يُصاحِبوكَ بِهِ؛
با مردم به گونه اى رفتار كن كه دوست دارى با تو آن گونه رفتار كنند

 

hadithlib.com

گردآوری:مجله یک پارس

علت خواندن سوره حمد در نماز | سوره جایگزین آن چیست؟

علت خواندن سوره حمد,دلیل خواندن سوره حمد,خواص سوره حمد
سوره‌ حمد با سوره‌هاي‌ ديگر قرآن‌ فرق‌ روشني‌ دارد

فلسفه وجوب قرائت سوره حمد در نماز چيست ؟

از آنجا که ما تابع دلیل هستیم لذا با استناد به روایات (سنت) نماز را با سوره حمد آغاز می کنیم. در مقاله زیر دلایل خواندن سوره حمد در نماز برای شما گردآوری شده است.

علت خواندن سوره حمد در نماز چیست؟

«مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» اقرار به بعث و زنده شدن مردگان و حساب و مجازات بندگان بوده و نیز با این کلام بنده ملک آخرت را برای حق تعالی اثبات نموده همان طوری که ملک دنیا را برایش ایجاب می نماید.

«إِیَّاکَ نَعْبُدُ» با این عبارت بنده رغبت و تقرّب خود به خدا را بیان کرده و نیز خبر می دهد از اخلاص عمل فقط برای خالق نه دیگری.

«إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» بنده با این عبارت از خدا تقاضا می کند که توفیق و عبادتش را زیاد کرده و نعمت ها و نصرتش را خالق نسبت به او ادامه دهد.

«اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ» بنده با این جمله از خدا تقاضای ارشاد کرده و نیز بدین وسیله به ریسمان هدایتش چنگ زده و هم چنین از خدا می خواهد که معرفتش را به او و به عظمت و کبریاییش زیاد نماید.

«صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» این جمله تأکید بنده نسبت به هدایت و رغبتش در ارشاد شدن را رسانده و نیز با این عبارت بنده متذکّر نعمت های حق تعالی بر اولیائش شده و هم چنین رغبت و میلش به مثل چنین نعمت هایی را می رساند.

«غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ» بنده با اداء این عبارت پناه به خدا برده و استعاذه می جوید از این که در زمره معاندین و کافرین و کسانی باشد که پروردگار و امر و نهی او را خفیف و کوچک می شمرند.

«وَ لَا الضَّالِّینَ» با این کلمه بنده از خدا تقاضا می کند او را معصوم و محفوظ بدارد از این که در گروه آنان که از طریق مستقیم حق تعالی گمراه بوده و بدون عرفان چنین می پندارند که اعمال پسندیده و شایسته به جا می آورند باشد.


و بدین ترتیب در این سوره جوامع خیر و حکمت نسبت به امر آخرت و دنیا جمع بوده به طوری که با هیچ چیز دیگری برابری نکرده و قابل قیاس نیست. به دلیل همین ویژگی است که نماز بدون سوره حمد ناقص است.

 

به‌ طور خلاصه‌ بايد بگوييم‌ اساساً سوره‌ حمد با سوره‌هاي‌ ديگر قرآن‌ فرق‌ روشني‌ دارد. به‌ خاطر اين‌ كه‌ سوره‌هاي‌ديگر همه‌ از زبان‌ خداست‌ ولي‌ اين‌ سوره‌ از زبان‌ بندگان‌ است‌. بنده‌ با خواندن‌ سورة‌ حمد احساس‌ مي‌كند كه‌ به‌ خدا نزديك‌مي‌شود و با خدا مناجات‌ مي‌كند و پيداست‌ كه‌ اثر تربيتي‌ آن‌ بسيار است‌. امام‌ صادق‌(ع‌) مي‌فرمايد: «در دو مورد ابليس‌ به‌شدت‌ ناراحت‌ شد: ۱٫ هنگام‌ بعثت‌ پيامبر(ص‌)؛ ۲٫ هنگام‌ نزول‌ سورة‌ حمد».

اين‌ سوره‌ از دو بخش‌ تركيب‌ يافته‌ و جامع‌ حمد و ستايش‌ خدا خدا و خواسته‌هاي‌ بندگان‌ است‌. روي‌ همين‌ اصل‌ حديثي‌ ازپيامبر اكرم‌(ص‌) نقل‌ شده‌ كه‌ خداوند مي‌فرمايد: «سوره‌ حمد را در نماز قرار دادم‌ تا بين‌ خود و بنده‌ام‌ تقسيم‌ كرده‌ باشم‌؛ نيمي‌مربوط‌ به‌ من‌ و نيمي‌ مربوط‌ به‌ بنده‌ام‌ مي‌باشد». و چون‌ بندة‌ بي‌ نهايت‌ نيازمند در برابر خداوند بي‌نهايت‌ بي‌ نياز قرار گرفته‌قطعاً خود را بايد فراموش‌ كند. نخست‌ خدا را ببيند، از او شروع‌ كند و سپس‌ به‌ نيازمندي‌هاي‌ خود بپردازد. در برابر او خضوع‌كند و بگويد: «غير از تو ديگران‌ هيچ‌، ستايش‌ و خضوع‌ من‌، همه‌ مخصوص‌ تو است‌.» خلاصه‌ در اهميت‌ سورة‌ حمد همين‌بس‌ كه‌ در قرآن‌ از جمله‌ سورة‌ حجر آيه‌ ۸۷ اين‌ سوره‌ را با تمام‌ قرآن‌ همپايه‌ قرار داده‌ «و لقد آتيناك‌ سبعاً من‌ المثاني‌ والقرآن‌ العظيم‌»؛ ما سورة‌ حمد و قرآن‌ عظيم‌ را به‌ تو عطا كرديم‌» پس‌ بدين‌ دليل‌ است‌ كه‌ خداوند سوره‌ حمد را در نماز واجب‌ نموده‌ است‌.

علت خواندن سوره حمد,دلیل خواندن سوره حمد,سوره حمد نماز بدون سوره حمد ناقص است

خواص خواندن سوره حمد:

قرآن سر تا سر دارای اعجاز در زندگی مادی و معنوی می باشد که اگر ما با معرفت تلاوت کنیم حتما اثرات آن را خواهیم دید. لذا در اثرات سوره های قرآن اثرات عجبیبی ذکر شده که هر کدام یک معجزه ای می باشند. اما در سوره های قرآن آنچه که خیلی اثرات معجزه آسایی از آن ذکر شده است سوره مبارکه حمد می باشد که در کمتر سوره ای یافت می شود.

«سوره حمد» نسخه‎ای است برای درمان همه آلام جسمی و روحی. و چون انسان «العیاذ بالله» بیمار شد، راحت‎ترین درمان و کم ‎هزینه‎ ترین درمان، خواندن سوره حمد است.

«صادق آل‎ عبا» فرمود: «چنان‎چه بر مرده‎ای ۷۰ بار سوره حمد خواندید و زنده شد تعجب نکنید.» (اصول كافى)

امام صادق علیه السلام فرمودند: سوره ی «حمد» سوره ای است که ابتدایش «حمد» خدا و وسطش «اخلاص» و آخرش دعا است.

از سلمة بن محمد نقل است که گفت: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: کسی که سوره حمد، او را شفا نبخشد، چیزی او را شفا نمی بخشد. (خواص القرآن، ص۴۸)

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: سوره حمد بر هیچ دردی خوانده نشد مگر اینکه دردش آرام می گیرد (قرآن درمانی روحی و جسمی ،ص ۶۲) و…

امیرالمومنین علیه السلام فرمود: از پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که فرمود: به تحقیق خدای متعال به من گفته: ای محمد به تو هفت آیه از مثانی و قرآن عظیم داده ایم. پس فاتحه الکتاب را جدا کرد و بر من منت گذاشت آن را در برابر قرآن عظیم قرار داد.»

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:  فضیلت سوره حمد مانند فضیلت حاملان عرش است، هر کس آن را قرائت کند، ثوابی مانند ثواب حاملان عرش به او داده می شود. (مستدرک الوسائل، ج۴، ص۳۳۰)

از پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که فرمود: به تحقیق خدای متعال به من گفته: ای محمد به تو هفت آیه از مثانی و قرآن عظیم داده ایم. پس فاتحه الکتاب را جدا کرد و بر من منت گذاشت آن را در برابر قرآن عظیم قرار داد».

در روایتی رسول خدا صلی الله علیه و آله  آمده است: اگر سوره حمد را در یک کفه میزان و باقی سوره های قرآن را در کفه دیگر قرار دهند، سوره «حمد» هفت برابر سنگین تر است. (مجمع البیان، ج۱، ص۳۶ )

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هرکس سوره حمد را قرائت کند خداوند به عدد خواندن تمام کتاب هایی که از آسمان نازل شده به او ثواب و پاداش عنایت می فرماید. (الاختصاص، ص۳۹)

سوره جایگزين سوره حمد در نماز :
از امام باقر(عليه السلام) درباره حكم كسى كه در نمازش «فاتحة الكتاب» قرائت نكرده بود، سؤال شد; حضرت فرمود: (لاصلاة له إلاّ ان يقرأ بها); نمازش، نماز شمرده نمى شود، مگر اين كه در آن «فاتحة الكتاب» را قرائت كند.

 ۲٫ در روايت ديگر مى فرمايند: (كل صلاة لايقرأ فيها بفاتحة الكتاب فهى خداج); هر نمازى كه در آن «فاتحة الكتاب» خوانده نشود، ناقص است.[۳]

۳٫ اميرالمؤمنين امام على(عليه السلام) مى فرمايند: هر گاه تكبير افتتاح را گفتى، پس سوره حمد را قرائت كن و سوره ديگرى كه به آن اجازه داده شده، همراه آن بخوان… .[۴]

۴٫ امام رضا(عليه السلام) مى فرمايند: گفته شده در نماز حمد خوانده شود نه سوره ديگر، زيرا هيچ سوره اى جامع تر از سوره حمد نيست… .

afkarnews.com

eporsesh.com

 

گردآوری:مجله یک پارس

دعاهایی برای رسیدن به آرامش و رفع دلشوره

دعا,دعا برای رسیدن به آرامش, افسردگی بی شک دعا یاد خدا  و صبر از موثرترین احیاگران روح و روان انسانی است

دعاهایی برای آرامش و رفع نگرانی ها و استرسها
دعا یکی از راه های ارتباط با پروردگار هستی به شمار می رود که گاهی اوقات آرامش بی نظیری را به فرد  دعا کننده می بخشد. دل انسان تنها با یاد خدا آرامش می یابد. از همین رو نیز  دعاهایی که  برای آرامش، اعصاب و روان  در قرآن توصیه شده اند ، راهی مطمئن جهت کسب آرامش درونی  و آرامش اعصاب و روان است.

دعا برای رفع اضطراب
دست یابی به آرامش اعصاب و روان تنها با آرامش درونی به دست می آید. همه انسان ها به خصوص مومنان می دانند که یاد خدا آرامش بخش دل ها است  و به همین خاطر  پناه بردن به خدا را  راهی مطمئن برای رفع دلشوره می دانند.

فردی که اعصاب و روان خویش را کنترل نماید، دیگر  خشمگین و ناراحت نخواهد بود. پروردگار عالم یکی از خصوصیات انسان های پارسا و مومن را  “کظم غیظ”  و  عفو از مردم  می داند و می فرماید: مومنان به هنگام عصبانیت  خشم خود را فرو می برند و از اشتباه  مردم در می گذرند و همانا خداوند نیکوکاران را دوست دارد.

راه های  معنوی رسیدن به آرامش و رفع دلشوره
– پناه بردن به خدا
– وضو گرفتن با آب سرد
– دور نمودن علل خشم از خود
– صبر پیشه کردن
– دعا برای آرامش یافتن
– نماز
– یاد خدا کردن

بی شک دعا، نیایش، نماز ، توبه، یاد خدا  و صبر از موثرترین احیاگران روح و روان انسانی است  که موجب رفع دلشوره و استرس می شوند.

سوره های قرآنی برای دست یابی به آرامش
دعا و ذکر آرامش بخش  انسان ها است. ازجمله رایج ترین دعاهای آرامش عبارتند از :
۱_ “ماشاءَ الله لا حَولَ وَ لا قوّهَ اِلّا باللهِ العَلِیَّ العظیم “
با نیتی صادقانه و قلبی اگر این ذکر را بگویید تاثیر زیادی در  کسب آرامشتان خواهید دید.

۲_ میرزا احمد آشتیانی در کتاب هدیه احمدی آورده است که  علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان  فرموده اند:  برای رسیدن به آرامش در حالت نشسته و ایستاده   دست خود را روی سینه بگذارید و  چندین مرتبه  آیه ۲۸  سوره رعد را بخوانید:
“الذّینَ امَنوا و تَطمَئِنُّ قُلوبُهُم  بذِکرِ اللهِ اَلا بذِکرِالله تَطمَئِنُ القلوب ” آرامش بخش ترین دعا برای  آنان که به خدا ایمان دارند.

حجت الاسلام صحفی در این باره روایت می کند:  در اواخر عمر  علامه طباطبایی از ایشان  خواستم تا پیشنهادی جهت آرامش روان بدهند و ایشان  فرمود دستت را در حالت ایستاده یا نشسته بر روی سینه ات  بگذار و  چندین بار آیه  “الذّینَ امَنوا و تَطمَئِنُّ قُلوبُهُم  بذِکرِ اللهِ اَلا بذِکرِالله تَطمَئِنُ القلوب “ را  ذکر کن. معنی را می توان به صورت این که:  کسانی که ایمان آورده اند و دل هایشان با یاد خدا آرام می گیرد،  آگاه باش  که با یاد خدا  دل ها آرامش می یابد. خلاصه نمود.

دعا,دعا برای آرامش روان و رفع غم,دعا کردن دعا یکی از راه های ارتباط با پروردگار هستی است که  آرامش بی نظیری به فرد می دهد

شکرگذار بودن مایه آرامش روان است
در طول روز  به تفصیل  درمورد  نعمت های الهی  و الطاف خداوند  نسبت به خود فکر کنید و شکر تمامی نعمت هایتان باشید. از پروردگار عالم و اهل بیت (ع) یاری بطلبید و با نیروی مضاعف به  زندگی تان بپردازید. آگاه باشید که محبت خداوند نسبت به بندگانش توصیف ناپذیر است و نمی توان آن را محدود کرد. ” اَلا بذِکرِالله تَطمَئِنُ القلوب”  گواه روشنی است که وجود خدا و حس حضور او مایه آرامش بندگان است.  هم چنین با خواندن دعاهای دیگر مفاتیح الجنان  هم چون  دعای کمیل،  دعای ندبه،  دعای مکارم الاخلاق، مناجات  شعبانیه ،  زیارت عاشورا،  زیارت  جامعه کبیر می توان از نگرانی ها و اضطراب ها  دور شد. خواندن قرآن موجب رفع دلشوره و کسب آرامش می شود.   سوره هایی نظیر  احقاف هر جمعه،  مداومت بر سوره های قدر،عصر و هم چنین آیت الکرسی نیز در آرامش شما بی تاثیر نخواهند بود.

مداومت بر استغفار  و گفتن ذکر استغفر الله ربی  و اتوب الیه  و ذکر  لا حول و لا قوه الا با الله  العلی العظیم”  نیز بر رفع پریشانی بسیار موثر است.

دعا برای رفع و دفع ترس و وحشت
حلبی روایت می کند که فردی نزد امام جعفر صادق علیه السلام رفت و گفت:  زمان تنهایی وحشت زده می شوم و غم و اندوه مرا فرا می گیرد ولی در بین مردم چنین حسی ندارم.
امام فرمود:   در ابتدا دستت بر روی قلبت  بگذار و بگو: بسم الله .

بعد دستت را بر روی قلبت کشیده و ۷ مرتبه بگو:
أَعُوذُ بِعِزَّةِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِقُدْرَةِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِرَحْمَةِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِجَلَالِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِعَظَمَةِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِجَمْعِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِرَسُولِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِأَسْمَاءِ اللَّهِ مِنْ شَرِّ مَا أَحْذَرُ وَ مِنْ شَرِّ مَا أَخَافُ عَلَی نَفْسِی
آن شخص آن چنین کرد و بعد گفت به لطف خدای متعال  ترس و وحشت از من زدوده شد و به آرامش رسیدم. (بحار الانوار ج ۹۵ ص ۱۳۸)

راه حلی برای آرامش روحی و سعه صدر
برای افزایش حوصله و صبر خود هرشب قبل از خواب سوره مبارکه  عنکبوت را  قرائت کنید.
هم چنین امام صادق ( ع) در روایتی فرموده است که در شگفتم  برای فردی که از ۴ چیز می ترسد ، چگونه  به ۴ کلمه  پناه نمی برد!
فردی که ترس بر او غلبه کرده است  به ذکر ” حسبنا الله  و نعم الوکیل” سوره آل عمران آیه ۱۷۱  پناه ببرد.

 افراد اندوهگین به ذکر ” لا اله انت سبحانک انی کنت من الظالمین “  سوره مبارکه انبیا آیه ۸۷ پناه ببرند.

افرادی که مورد حیله و مکر  قرار گرفته اند به ذکر” افوض امری الی الله ، ان الله بصیر بالعباد” سوره مبارکه  غافر آیه ۴۴ پناه ببرند.
برای کسانی که خواستار دنیا و زیبایی های دنیا هستند بهتر است به ذکر ” ماشاءالله  لاحول و لاقوه الا بالله” سوره مبارکه کهف آیه ۳۹ پناه ببرند.

بی شک همه ما انسان ها در بسیاری از اوقات زندگی خود  دچار اضطراب  و نگرانی می شویم و به همین جهت لازم است  تا بدانیم در این شرایط باید چه کنیم. امید است با خواندن آموزه های دینی و دعاهای گفته شده آرامش به  عنصری جاویدان و همیشگی در زندگیتان  تبدیل گردد.

منبع: yjc.ir

گردآوری:مجله یک پارس

نذر زن بدون اجازه شوهر چه حکمی دارد؟

نذر زن بدون اجازه شوهر,حکم نذر زن بدون اجازه شوهر نذر زن بدون اجازه و اذن شوهر
احکام نذر کردن زن بدون اجازه شوهر
چنانچه زن در غیاب شوهر و یا با عدم اطلاع و یا با عدم رضایت او نذر کند؛ در صورتی‌که مال منذور از شوهر باشد و یا مشترک و یا از مال مختص به زن، از قبیل ارث و یا اجرت کاری که از شوهر می‏گیرد، چه صورت دارد؟ نظر فقها در این باره را در زیر گردآوری نموده ایم.

سوال:
حكم نذر زن، بدون اجازه شوهر چيست؟

پاسخ:
آيات عظام امام خمينى، خامنه اى و نورى:
نذر زن بدون اجازه شوهر، باطل است.
منبع: توضيح المسائل مراجع، م ۲۶۴۴ و آيت اللّه نورى، توضيح المسائل، م ۲۶۴۲ و آيت اللّه خامنه اى، استفتاء، س ۱۰۹۳٫

آيت اللّه فاضل:
نذر زن اگر با حق زناشويى شوهر منافات داشته باشد، بدون اجازه او باطل است و اگر منافات نداشته باشد، احتياط واجب آن است كه با اجازه او باشد (به ويژه در نذر مال).
منبع: توضيح المسائل مراجع، م ۲۶۴۴٫

آيت اللّه بهجت:
نذر زن بنابر احتياط واجب، بدون اجازه شوهر باطل است.
منبع: توضيح المسائل مراجع، م ۲۶۴۴٫

آيات عظام سيستانى، صافى و وحيد:
اگر نذر زن مزاحم حقوق شوهر باشد، بدون اذن او [در هر حال ] صحيح نيست و بنابر احتياط واجب در اموال خودش نيز – غير از حج، زكات، صله رحم و احسان به پدر و مادر – با اذن شوهر نذر كند.
منبع: آيت اللّه صافى و آيت اللّه سيستانى، توضيح المسائل مراجع، م ۲۶۴۴ ؛ آيت اللّه وحيد، توضيح المسائل، م ۲۷۰۸٫

آيت اللّه تبريزى و آيت اللّه مكارم:
اگر نذر زن مزاحم حقوق شوهر باشد، بدون اذن او باطل است و اگر مزاحم نباشد، احتياط مستحب آن است كه با اجازه او باشد.
منبع: آيت اللّه مكارم، توضيح المسائل مراجع، م ۲۶۴۴ ؛ آيت اللّه تبريزى، منهاج الصالحين، ج ۲، م ۱۵۵۱٫

سوال:
آيا زن مى تواند بدون اذن شوهر، از مال خودش نذر كند؟

پاسخ:
آيات عظام امام و خامنه اى:
خير، نذر زن در اموال خودش، بدون اذن شوهر صحيح نيست.
امام، استفتاءات، ج ۲، نذر، س ۱۰ و آيت الله خامنه اى، استفتاء، س ۱۰۹۳٫

آيت الله نورى:
آرى، نذر زن از مال خودش، بدون اذن شوهر صحيح است.
آيت الله نورى، استفتاءات، ج ۱، س ۷۵۹٫

آيات عظام سيستانى، صافى و وحيد:
اگر نذر زن مزاحم حقوق شوهر باشد، بدون اذن او (در هر حال) صحيح نيست و بنابر احتياط واجب در اموال خودش نيز – غير از حج، زكات، صله رحم و احسان به پدر و مادر – با اذن شوهر نذر كند.
آيت الله صافى و آيت الله سيستانى، توضيح المسائل مراجع، م ۲۶۴۴ و آيت الله وحيد، توضيح المسائل، م ۲۷۰۸٫

آيت الله فاضل:
اگر نذر زن مزاحم حقوق شوهر باشد، بدون اذن او [در هر حال] صحيح نيست و اگر مزاحم نباشد، احتياط واجب آن است كه با اذن او باشد؛ به خصوص در نذر اموال (هر چند متعلق به خودش باشد).
آيت الله فاضل، توضيح المسائل مراجع، م ۲۶۴۴٫

آيات عظام تبريزى و مكارم:
اگر نذر زن مزاحم حقوق شوهر باشد، بدون اذن او [در هر حال] صحيح نيست و اگر مزاحم نباشد، احتياط مستحب آن است كه با اجازه او باشد [حتى در اموال خودش].
آيت الله مكارم، توضيح المسائل مراجع، م ۲۶۴۴ و آيت الله تبريزى، منهاج الصالحين، ج ۲، م ۱۵۵۱٫

آيت الله بهجت:
نذر زن بدون اذن شوهر [حتى در اموال خودش]، بنابر احتياط واجب صحيح نيست.
آيت الله بهجت، توضيح المسائل مراجع، م ۲۶۴۴٫

فلسفه حکم در خصوص نذر زن بدون اجازه شوهر:
درباره‌ی دلیل مسئله‌ی فوق باید گفت، با توجه به این‌که این مسئله‌ی یک امر تعبدی است، دلیل شرعی آن‌را باید بین روایات و احادیث امامان معصوم(ع) جست‌وجو کرد. و مستند فتوای اکثر فقها در این‌باره، حدیثی است از امام صادق (ع) که در ذیل به آن اشاره می‌‌شود:
امام صادق(ع) می‌فرماید: «زن حقّ ندارد بدون اجازۀ همسرش بنده آزاد کند، یا برده‌اش را تدبیر کند، یا چیزى به کسى ببخشد و یا نذر کند در مال مخصوص خودش، مگر در انجام حج یا زکات واجب یا نیکى به پدر و مادرش یا بخششى به خویشانش».

بسیارى از فقها این نهى را دلیل بر شرطیت اذن شوهر در این امور دانسته‌اند و فتوا داده‌اند که بدون اذن شوهر، نذر و امثال آن باطل است. دلیل این موضوع شاید آن باشد که چون مدیریت خانواده با مرد است، زن با آن‌که حق خرید و فروش و تصرف در اموال خویش را دارد، اما در امور مستحبی چون نذر بهتر است که هماهنگی لازم با شوهر انجام شود تا دلگیری از این سبب به وجود نیاید.

البته همان‌طور که در بیان فتاوای مراجع تقلید گذشت، برخی از فقها، به استناد این‌که مرد فقط می‌تواند زن را از اموری که با حق همسری وی منافات دارد، منع کند، اطلاق روایت فوق را نپذیرفته‌ و نذر زن را در اموری که مزاحم حق شوهر نباشد؛ صحیح دانسته‌اند، هر چند او از همسرش اجازه نداشته‌ باشد.

پس همان‌طور که در اسلام به مرد برای رعایت حقوق زن و خانواده سفارش شده، سفارش‌هایی نیز جهت تحکیم خانواده و روابط زناشویی به زن شده است.

 islamquest.net
mohsenzadeh.ir

گردآوری:مجله یک پارس

احادیث تصویری درباره فضیلت ماه رجب

ماه رجب,احادیث درباره ماه رجب,حدیث تصویری درمورد رجب احادیث تصویری درباره ماه رجب
ماه رجب,احادیث درباره ماه رجب,حدیث تصویری درمورد رجب احادیث تصویری درباره فضیلت های ماه رجب
ماه رجب,احادیث تصویری,حدیث تصویری درمورد رجب احادیث تصویری درباره ماه رجب
احادیث درباره ماه رجب,ماه رجب,حدیث تصویری درمورد رجب احادیث تصویری درباره فضیلت ماه رجب
ماه رجب,احادیث درباره ماه رجب,حدیث تصویری درمورد رجب احادیث تصویری درباره ماه رجب
ماه رجب,احادیث درباره ماه رجب,حدیث تصویری درمورد رجب
 منبع: ahlolbait.com

گردآوری:مجله یک پارس

 ذکری که با گفتنش ثوابی بی شمار نصیبتان می شود

امام صادق (ع)،احادیث ائمه

حدیث از امام صادق (ع)

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند :

هر کس هر روز بیست و پنج بار بگوید :

  اَللّهُمَّ اِغْفِر لِلْمؤمِنینَ وَالموْمِناتِ وَالْمُسْلِمینَ وَالْمُسْلِماتِ.

 خدا به شماره هر مومنی که در گذشته زنده باشد تا روز قیامت حسنه ای برایش بنویسد و گناهی از او محو کند و درجه ای بالا برد.

 منبع : آمالی شیخ صدوق، مجلس ۶۳، حدیث ۷

afkarnews.com

گردآوری:مجله یک پارس

علی(ع) کعبه آمال حق جویان

امام علی،شعر ولادت امام علی

امام علی (ع)  در سيزده رجب سال سي‌ام عام الفيل چشم به جهان گشود

«ای فاطمه بنت اسد! آن نوزاد را «علی‏» نام گذار زیرا او والا و برتر است و خدای علی اعلی می‏فرماید: من نامش را از نام خودم برگرفتم و به ادب خود او را ادب کردم و بر دشواری‏های علمم آگاهش ساختم . اوست که بت‏ها را در خانه‏ام (کعبه) خواهد شکست و اوست که بر فراز خانه‏ام بالا رفته اذان خواهد گفت و اوست که مرا بسیار تقدیس و تمجید کند، پس خوشا به سعادت کسی که او را دوست‏بدارد و اطاعتش کند و وای به حال کسی که او را دشمن بدارد و نافرمانیش کند .»

این سخن دلنشین، ندای هاتف غیبی بود که روز ۱۳ رجب در درون خانه (کعبه) فاطمه بنت اسد را مخاطب قرار داد; همو که سه روز مهمان خدا بود و میوه‏های بهشتی را تناول می‏کرد، چرا که آبستن نور مبینی بود که با زاده شدنش تاریکی‏های جهالت و ضلالت را از بین برد و جهان را پر از فروغ طلعت زیبا و دلربایش ساخت و اینک فاطمه وارد خانه خدا شده بود که نور خدا را به دنیا آورد و پس از سه روز مهمانی بر سر سفره ای که خدای علی برای مادر علی گسترده بود، سرانجام او را به دنیا آورد و نام علی را چنان‏که علی اعلی دستور داده بود بر او گذاشت .
و چه خوش می‏سراید مرحوم مولی محمد طاهر قمی:

دلیل رفعت‏شان علی اگر خواهی
به این کلام دمی گوش خویشتن می‏دار
چو خواست مادرش از بهر زادنش جایی
درون خانه خاصش بداد جا ستار
پس آن مطهره با احترام داخل شد
در آن مقام مقدس بزاد مریم‏وار
برون چو خواست که آید پس از چهارم روز
ندا شنید که نامش برو علی بگذار
فدای نام چنین زاده‏ای بود جانم
چنین امام گزینید یا اولی الابصار

علی زاده کعبه، خود کعبه آرزوهای تمام حق‏جویان و حقیقت‏خواهان است . علی قبله عارفان و ناسکان و خداپرستان است . علی مصباح جمال ازلی و گوهر تابناک الهی است که از درون خانه خدا پا به عرصه وجود گذاشت تا همگان را به پرستش خدای کعبه فراخواند و پرچم‏های ضلالت و سیه روزی را از فراز کعبه بر زمین افکند و بیرق هدایت جهانیان را دوش به دوش رسول خدا و همراه او و پس از او برافرازد و هم چنان که نام نامیش مایه امید و نوید علاقمندان و شیعیان و محبانش است، بی‏گمان خروش رعدآسای ذوالفقارش پیوسته دل دشمنان خدا را به لرزه درمی‏آورد و مایه رعب و وحشت آنان خواهد بود تا روزی که به اقتضای اراده الهی، وارث به حق علی، از پشت پرده غیبت‏به درآید و با همان ذوالفقار علی، باقیماندگان شیطان پرستان و مستکبران و دشمنان علی را به دوزخ فرستد و جهان را پس از قرن‏ها بی‏دادگری، پر از عدل و داد سازد .

علی آن کوکب دری وجود، آن مقدس‏ترین و تابناک ترین انسان روی زمین پس از رسول الله (ص) از چنان مقامی برخوردار است که هرگز حکیمان و فقیهان و خداشناسان و عارفان با هرچه گفته‏اند و نوشته‏اند نتوانسته و نخواهند توانست او را بشناسند و بشناسانند و هرچه از فضیلت و منقبت او با شعر و نثر بسرایند و رقم بزنند و بر فراز منبرها بیان کنند، جز نمی از یم و قطره‏ای از اقیانوس فضایل علی نخواهد بود، همین بس که پیامبر، این اشرف مخلوقات به او گوید: «یا علی هیچ کس خدا را نشناخت جز من و تو و هیچ کس مرا نشناخت جز خدا و تو و هیچ کس تو را نشناخت جز خدا و من‏» .

و در جایی دیگر می‏فرماید:
«یا علی! اگر نه این بود که می‏ترسیدم مردم درباره‏ات سخنی بگویند که نصاری درباره عیسی بن مریم گفتند، هرآینه مطلبی درباره‏ات می‏گفتم که بر هر کس بگذری، خاک زیر پایت را برای تبرک بردارد» .

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

و باز هم علی را از زبان سرورش، برادرش، پسر عمویش و مربیش رسول الله بشنویم که خطاب به یاران باوفایش همچون سلمان و مقداد و عمار و ابوذر و حذیفه و خزیمه می‏فرماید:

«همه شما می‏دانید که خدای عزوجل من و علی را از یک نور آفرید . ما در صلب آدم تسبیح خدای عزوجل می‏کردیم، سپس با هم در اصلاب مردان و ارحام زنان پاک منتقل شدیم که در هر زمانی، ندای تسبیح ما از درون رحم‏ها شنیده می‏شد و نور وجود ما دو نفر در سیمای پدران و مادران و نیاکان هویدا بود تا آن جا که نام ما با نور در رخساره پدرانمان نوشته شده بود، سپس نور ما دو نیمه شد، نیمی در عبدالله و نیمی در ابوطالب . هرگاه پدر و عمویم در میان جمعی از قریش می‏نشستند، نوری در پیشانی آنها ظاهر می‏شد که حتی جانوران و درندگان نیز – به خاطر آن نور بر آن دو بزرگوار سلام می‏کردند و درود می‏فرستادند تا آن که از صلب دو پدر و رحم دو مادر به دنیا آمدیم . آن گاه که علی به دنیا آمد، حبیبم جبرئیل نازل شد و به من گفت: ای حیبب خدا! علی اعلی سلامت می‏رساند و تو را به ولادت برادرت علی، تبریک و تهنیت می‏گوید و می‏فرماید: این آغاز هویدا شدن نبوتت و اعلام وحی و رسالتت می‏باشد که همانا تو را به وجود برادرت، خلیفه‏ات و جانشینت تایید نمودم و نامت را بالا بردم و به وسیله او تو را تقویت کردم . پس برخیز و با دست راستت او را در آغوش بگیر زیرا او از اصحاب یمین است و شیعیان و پیروانش مهتران سفیدروی‏اند . . .»

آری! علی از همان کودکی در آغوش پاک پیامبر رشد و نمو کرد و با جان و دل مهرانگیزش تربیت گشت . علم و حکمت را از او فراگرفت و راه و روش زندگی را مو به مو از او آموخت . خود در دوران کودکیش چنین می‏فرماید:

(نهج البلاغه، خطبه‏۲۲۴)
و همانا شما منزلت و مکانت مرا از رسول خدا به خویشی نزدیک و جایگاهی ویژه – که دیگران از آن برخوردار نیستند – دانستید . آن حضرت مرا در کنار خود در آغوش خویش می‏گذاشت آن هنگام که کودکی خردسال بودم . مرا به سینه خود می‏چسباند و در رختخواب خود، در آغوشم می‏گرفت و بدن مبارکش را به من می‏مالید بوی عطر آگین خود را به من می‏بویانید و پیوسته خوراکی را می‏جوید و در دهانم می‏گذاشت و او هرگز نیافت که من دروغی بگویم یا اشتباهی از من سر بزند و همانا من همیشه از پی او می‏رفتم مانند بچه شتری از پشت‏سر مادرش و پیامبر هر روز از برای من نشانه ای از اخلاق و منش خود می‏افراشت و مرا دستور می‏داد که به او اقتدا و از او پیروی کنم .

من همیشه و هر سال آن حضرت را در کنار کوه حرا می‏دیدم (که عبادت می‏کرد) و غیر از من احدی او را نمی‏دید و در آن روزگار، اسلام در خانه‏ای نیامده بود جز خانه‏ای که پیامبر و خدیجه در آن بودند و من سومیشان بودم; من خود نور وحی را می‏دیدم و بوی نبوت را استشمام می‏کردم و همانا فریاد شیطان را شنیدم هنگامی که وحی بر آن حضرت نازل شد، پس به پیامبر عرض کردم: این چه آوازی است؟ فرمود: این صدای شیطان است که از عبادت خود نومید گشت . همانا که تو – ای علی – می‏شنوی آن چه را من می‏شنوم و می‏بینی آن چه را من می‏بینم جز آن که تو پیغمبر نیستی ولی تو وزیر و جانشین من می‏باشی و تو همواره بر خیر خواهی بود .

(نهج البلاغه، خطبه‏۲۲۴)

منبع: masume2.blogfa.com

احادیث در مورد مقام پدر

حدیث در مورد پدر،احادیث پدر,حدیث در مورد روز پدر خشنودى خدا در خشنودى پدر است

واجب بودن اطاعت و فرمان‏پذیری فرزندان از پدر، از حقوق ویژه‏ای است که اسلام برای تکریم و پاس‏داشت مقام پدران وضع کرده است. حضرت علی علیه‏السلام دراین‏باره می‏فرماید: «حق پدر آن است که فرزند در هر چیز جز معصیت خداوند از او اطاعت کند.»

حق پدر بر فرزند چيست؟
رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم:
لَمّا سُئلَ عَن حَقِّ الوالِدِ على وَلدِهِ: لا يُسَمِّيهِ باسمِهِ ، ولا يَمشي بَينَ يَدَيهِ ، ولا يَجلِسُ قَبلَهُ ، ولا يَستَسِبُّ لَهُ .

پيامبر خدا (ص):
– در پاسخ به سؤال از حق پدر بر فرزندش: او را به اسم صدا نزند، جلوتر از او راه نرود، پيش از او ننشيند و برايش دشنام نخرد .

الكافي : ۲ / ۱۵۹ / ۵ منتخب ميزان الحكمة : ۶۱۴

************

لِرجُلٍ قالَ لَهُ : إنّ أبي يُريدُ أن يَستَبيحَ مالى: أنتَ ومالُكَ لأبيكَ .
كنز العمّال:
مردى بـه رسـول خـدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم عرض كرد: پدرم میخواهد مال مرا از آنِ خود كـنـد. حـضرت فرمود : تو و مال تو از آنِ پدرت هستيد .

كنزالعمّال : ۴۵۹۳۳ منتخب ميزان الحكمة : ۶۱۴

************

خشنودي و ناخشنودي پدر چه پیامدی دارد؟
رِضـا اللّه فـي رِضـا الوالِدِ ، وسَخَطُ اللّه في سَخَطِ الوالِدِ .

پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :
خشنودى خدا در خشنودى پدر است و ناخشنودى خدا در ناخشنودى پدر .

الترغيب والترهيب : ۳ / ۳۲۲ / ۳۰ منتخب ميزان الحكمة : ۶۱۴

************

خداوند از چه مردي خشنودتر است؟

الإمامُ زينُ العابدينَ عليه‏السلام :
إنَّ أرضاكُم عِندَاللّه أسبَغُكُم عَلى عِيالِهِ .

امام سجّاد عليه‏ السلام :
خداوند از آن كـس خـشنودتر اسـت، كـه خانواده خود را بيشتر در رفاه و نعمت قرار دهد .

بحار الأنوار : ۷۸ / ۱۳۶ / ۱۳ منتخب ميزان الحكمة : ۲۵۶

مرد براي اداره ي خانواده اش چه كارهايي را بايد انجام دهد؟

الإمامُ الصّادقُ عليه‏السلام :
إنَّ المَرءَ يَحتاجُ في مَنزِلِهِ وعِيالِهِ إلى ثَلاثِ خِلالٍ يَتَكَلَّفُها وإن لَم يَكُن في طَبعِهِ ذلكَ : مُعاشَرَةٍ جَميلَةٍ ، وسَعَةٍ بتَقديرٍ ، وغَيرَةٍ بتَحَصُّنٍ .

امام صادق عليه‏السلام :
مرد براى اداره خانه و خانواده‏اش بايد سه كار انجام دهد ، هر چند بر خلاف طبع او باشد : خوشرفتارى ، گشاده دستى به اندازه ، و غيرت و ناموسدارى .
بحار الأنوار : ۷۸ / ۲۳۶ / ۶۳ منتخب ميزان الحكمة : ۳۸۰

 

************

 

حق فرزند بر پدر چيست؟

رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :
مِن حَقِّ الوَلَدِ على والِدِهِ ثَلاثَةٌ : يُحَسِّنُ اسمَهُ ، ويُعَلِّمُهُ الكِتابَةَ ، ويُزَوِّجُهُ إذا بَلَغَ .

پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :
از جمله حقوق فرزند بر پدرش سه چيز است : اسم خوب برايش انتخاب كند ، سواد به او بياموزد و هر گاه به سن بلوغ رسيد ، او را همسر دهد .

مكارم الأخلاق : ۱ / ۴۷۴ / ۱۶۲۷ منتخب ميزان الحكمة : ۶۱۴

************

امير المؤمنين عليٌّ عليه‏السلام :
حَـقُّ الوَلَدِ علَى الوالِدِ أن يُحَسِّنَ اسمَهُ ، ويُحَسِّنَ أدَبَهُ ، ويُعَلِّمَهُ‏القرآنَ .

امام على عليه‏السلام :
حقّ فرزند بر پدرش اين است كه او را سواد و شنا و تير اندازى بياموزد و جز روزى حلال خوراك او نكند .

نهج البلاغة : الحكمة ۳۹۹ منتخب ميزان الحكمة : ۶۱۴

************

الإمامُ الصّادقُ عليه‏السلام :
تَجِبُ للوَلَدِ على والِدِهِ ثَلاثُ خِصالٍ : اختِيارُهُ لِوالِدَتِهِ ، وتَحسينُ اسمِهِ ، والمُبالَغَةُ في تَأديبهِ .

امام صادق عليه‏السلام :
فرزند سه حقّ بر گردن پدرش دارد : انتخاب مادرى خوب براى او ، نامگذارى خوب او و كوشش در تربيت او .
بحار الأنوار : ۷۸ / ۲۳۶ / ۶۷ منتخب ميزان الحكمة : ۶۱۴

 

گردآوری:مجله یک پارس

نحوه خواندن نماز امام جواد (ع) برای رفع گرفتاری ها و برآورده شدن حاجات

نماز امام جواد,خواندن نماز امام جواد,نحوه خواندن نماز امام جواد نماز امام جواد (ع) یکی از نمازهای توصیه شده در کتب دینی برای برآورده شدن حاجات می باشد
نماز امام جواد برای برآورده شدن حاجات دنیوی
به جهت برآورده شدن امور دنیوی سفارش می نمودند به خواندن نماز امام جواد علیه السلام و می فرمودند: در نیت نماز بگویید نماز امام جواد علیه السلام می خوانم به این امید که ایشان جواب من را به خاطر بابایشان امام رضا علیه السلام بدهند. و غیر ممکن است که با خواندن این نماز حاجتی برآورده نگردد.

زمان خواندن نماز جواد الائمه (ع):
گرفتن حاجت از خداوند عالم و ائمه اطهار(ع) آداب و رسومی دارد كه انسان با رعايت آن‌ها زودتر به مقصود خود می‌رسد. گر چه آدمی در هر زمان و در هر مكانی خالق خویش را بخواند، می‌شنود، ولی خود خداوند متعال، برای رسيدن بندگان به خواسته خویش، راه‌ها و وسائلی را قرار داده است كه از طریق همين وسائل زودتر به مقصود خواهد رسید. برای گرفتن حاجت از ائمه اطهار (ع) راه‌هایی وجود دارد كه از طريق خود آن بزرگواران بیان شده است؛ یکی از راههای بسیار مجرب در برآورده شدن حاجات، خواندن نماز جواد الائمه در وقت گرفتاریها ست. خواندن نماز امام جواد زمان خاصی ندارد هر وقت بخواهید میتوانید بخوانید، اما بهتر است نیمه شب با اشک چشم خوانده شود.

طریقه خواندن نماز جواد الائمه (ع) برای شفای بیماران:
در روایات دینی آمده است که برای شفای هر مریضی دو رکعت نماز حاجت توسل به حضرت جواد الائمه (ع) خوانده شود و بعداً یکصد و چهل و شش مرتبه بگوید:
ما شاءَاللهُ لا حَوْلَ وَ لا قُوّهَ اِلاّ بِالله

چنانچه نماز امام جواد در ساعتی که منسوب به آ‌ن حضرت است خوانده شود، بسیار مفید و ساعت آن را از نماز عصر تا دو ساعت بعد از آن تشخیص داده‌اند که بسیار مورد استجابت است.

روش اول نحوه خواندن نماز جواد الائمه برای برآورده شدن حاجت:
نماز امام جواد (ع) دو رکعت است که در هر ركعت حمد يك مرتبه و توحيد هفتاد مرتبه خوانده میشود. سید بن طاووس در جمال الاسبوع برای هریک از ائمه علیهم السلام نمازی با دعا ذکر نمودهاست. دعای بعد از پایان نماز جواد الائمه به شرح زیر میباشد:

اللَّهُمَّ رَبَّ الْأَرْوَاحِ الْفَانِيَةِ وَ الْأَجْسَادِ الْبَالِيَةِ
اى خداى آفريننده روحهايى كه از جهان فانى رفته و بدنهاى كهنه پوسيده شده

أَسْأَلُكَ بِطَاعَةِ الْأَرْوَاحِ الرَّاجِعَةِ إِلَى أَجْسَادِهَا (أَحِبَّائِهَا)
درخواست مى‏ كنم به طاعت روحهايى كه به امر تو به بدن باز مى ‏گردند

وَ بِطَاعَةِ الْأَجْسَادِ الْمُلْتَئِمَةِ بِعُرُوقِهَا وَ بِكَلِمَتِكَ النَّافِذَةِ بَيْنَهُمْ‏
و به طاعت بدنهايى كه پس از تفرق با عروق و اعضاء همه ملتئم و مجموع مى‏گردند و به امر نافذ تو ميان آنها

وَ أَخْذِكَ الْحَقَّ مِنْهُمْ وَ الْخَلاَئِقُ بَيْنَ يَدَيْكَ يَنْتَظِرُونَ فَصْلَ قَضَائِكَ‏
و به آن حقى كه تو از همه باز خواهى گرفت در حالى كه خلايق در پيشگاه حضور تو منتظر حكم تو

وَ يَرْجُونَ رَحْمَتَكَ وَ يَخَافُونَ عِقَابَكَ‏
و اميدوار رحمت تو و ترسان از عقاب تواند

صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
درود فرست بر محمد و آل محمد

وَ اجْعَلِ النُّورَ فِي بَصَرِي وَ الْيَقِينَ فِي قَلْبِي‏
و نور در چشم من و يقين و ايمان در قلب من

وَ ذِكْرَكَ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ عَلَى لِسَانِي وَ عَمَلاً صَالِحاً فَارْزُقْنِي‏
و ذكر دائم خود را به شب و روز بر زبان من جارى كن و عمل صالح روزى من گردان

روش دوم نحوه خواندن نماز جواد الائمه برای برآورده شدن حاجات:
دو رکعت نماز حاجت و توسل به امام جواد (ع) می خوانیم. در رکعت اول سوره حمد و سوره قدر را می خوانیم و در رکعت دوم سوره حمد و سوره کوثر را میخوانیم. بعد در قنوت سه مرتبه آیه امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء را می خوانیم و بعد از اینکه سلام نماز را گفتیم به سجده می رویم و با تضرع ۹ مرتبه می گوییم (یا جواد الائمه ادرکنی)

 

گردآوری:مجله یک پارس

در چه شرایطی غیبت کردن جایز است؟

غیبت, احکام غیبت کردن, غیبت کردن  یکی از راه‌های جلوگیری از غیبت منع کردن از آن به هنگام شنیدنش می‌باشد

غِیبَت به معنای بدگویی پشت سر دیگران، از گناهان کبیره‌ای که دین اسلام به‌شدت از آن نهی کرده است. در اینجا به بیان احکام شرعی غیبت می پردازیم.

نظر آیت‌الله مکارم شیرازی درباره غیبت
سؤال:  چنانچه مثلا گفته شود مردم فلان شهر یا گروه بد هستند، آیا این غیبت به حساب می آید؟
پاسخ: اگر آنها واقعاً خوبند و او نسبت بدی داده، تهمت زده و اگر بد هستند و مخاطب نمی دانسته، غیبت کرده است.

سؤال:معناى غیبت را بیان فرمایید؟
پاسخ: غیبت آن است که عیب پنهانى کسى را پشت سر او بگویند ولى در مواردى که مسأله مهمّى مطرح است مانند موارد مشورت و اصلاح ذات البین و امثال آنها، استثناء شده است.

سؤال:کسانی از ما غیبت می نمایند و خبر غیبت به ما می رسد که این امر موجب کینه ما می شود. چه کاری کنیم که این کینه از شخص غیبت کننده در دل ما از بین برود؟
پاسخ: همانگونه که شما انتظار دارید خداوند لغزشها و گناهانتان را ببخشد، باید لغزش و گناه دیگران را ببخشید.

سؤال: آیا غیبت کردن مسئول اداره و یا کارمندى که خلافى مرتکب شده، جایز است؟
پاسخ: اگر به قصد نهى از منکر باشد و اثر داشته باشد، لازم است.

سؤال: اگر کسى در بین جمع، غیبت بکند و مطمئن باشیم امر به معروف و نهى از منکر در او تأثیر نمى کند، وظیفه ما چیست؟
پاسخ: در چنین جلسه اى شرکت نکنید.

سؤال: تعریف غیبت چیست؟ آیا انتقاد از مسئولین اعم از سیاسی اداری و غیره مصداق غیبت است؟
پاسخ: غیبت آن است که عیب پنهان و مخفی شخصی، نزد کسی که از آن اطلاع ندارد بیان شود و انتقادهای سازنده همراه با ادب و احترام اشکالی ندارد.

نظر آیت‌الله سیستانی درباره غیبت
پرسش: اگر پشت سر کسی غیبت کنیم و شرایط حلالیت طلبیدن نداشته باشیم چه باید بکنیم ؟
پاسخ: توبه کافی است.

پرسش: غیبت کردن و افترا یا تهمت را برایم تعریف کنید. درچه صورتی چیزی غیبت محسوب میشود؟
پاسخ: غیبت یعنی ذکر عیبی که مستور و پوشیده است البته در وقتی که شخص غایب است و تهمت یعنی نسبت ناروا و خلاف واقع به کسی زدن.

پرسش: در مورد غیبت از فاسق، لطفا فاسق را به صورت کامل معرفی کنید؟
پاسخ: فاسق کسی است که مرتکب معصیت بشود و غیبت هر فاسقی جایز نیست مگر متجاهر به فسقی باشد که در خصوص همان امر غیبت او اشکال ندارد.

پرسش: سخن با چه شرایطی غیبت است؟ آیا هر گاه که غیبتی می شود، باید آن را نهی کرد و از غیبت شونده دفاع کرد؟
پاسخ: غیبت یعنی عیب مستور دیگران را باز گو کردن و باید شخص غیبت کننده را که کار حرام انجام می دهد، از آن نهی کرد.

پرسش: می خواستم بدانم اگر شخصی نظر ما را در مورد اخلاقیات و خصوصیات شخص دیگر بپرسد، جواب دادن به آن غیبت محسوب می‌شود؟
پاسخ: اگر در مورد مشورت است برای امر مهمی مانند ازدواج یا مشارکت و امثال آنها، غیبت جایز است.

پرسش: گاهی در بین مردم یا رسانه ها مطالبی به صورت طنز در مورد اقوام، گویش ها و فرهنگ های مختلف کشورمان بیان می شود که موجب رنجش خاطر می گردد. حکم این گونه مطالب چیست؟
پاسخ: غیبت نیست ولی اگر مستلزم اهانت وانتقاص باشد از این جهت حرام می‌شود.

پرسش: اگر مادرم بد برادرم را نزد من بگوید غیبت محسوب می شود یا خیر؟
پاسخ: غیبت است.

پرسش: در مورد غیبت هایی که در دوران گذشته انجام شده  و در حال حاضر دسترسی به آن افراد نداریم، چه کار باید کرد یا چه حکمی دارد؟
پاسخ: وظیفه شما توبه است و چیز دیگری لازم نیست.

پرسش: لطفا توضیح کاملی در مورد غیبت بفرمائید؟
پاسخ: غیبت غیر فاسق حرام است و غیبت فاسق در آنچه به آن تجاهر دارد جایز است.

منبع: yjc.ir

گردآوری:مجله یک پارس

اتفاقات پر برکت در ماه رجب

ب,اول رجب,سیزده رجب

ماه رجب، ماه هفتم از سال هجری قمری است

برخی از ماه ها به جهت اتفاقات و حوادث پربرکتی که در آن رخ داده از ارزش و اهمیت بسیار و چه بسا فوق العاده ای برخوردار می باشد که از جمله این ماه ها می توان به ماه رجب اشاره کرد که در آیات قرآن و احادیث ائمه معصومین علیهم السلام به عظمت این ماه اشاره شده است.

ماه رجب،  ماه برکت
خداوند سبحان در قرآن کریم می فرماید * إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِی كِتابِ اللَّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ….*  از آن روز که نظام منظومه شمسی به شکل کنونی صورت گرفت، سال و ماه نیز به وجود آمد، سال، عبارت از یک دوره کامل گردش زمین به دور خورشید و ماه عبارت از یک دوره کامل گردش کره ماه به دور کره زمین است که در هر سال دوازده بار تکرار می شود.

این در حقیقت یک تقویم پرارزش طبیعی و غیر قابل تغییر است که به زندگی همه انسانها یک نظام طبیعی می بخشد و یکی از نعمتهای بزرگ خداوند برای بشر محسوب می شود.  لکن برخی از این ماه ها به جهت اتفاقات و حوادث پربرکتی که در آن رخ داده از ارزش و اهمیت بسیار و چه بسا فوق العاده ای برخوردار می باشد که از جمله این ماه ها می توان به ماه رجب اشاره کرد که در آیات قرآن و احادیث ائمه معصومین علیهم السلام به عظمت این ماه اشاره شده است.

ماهی از ماه های حرام
رجب، به معنای قربانی و تعظیم است. ماه رجب، ماه هفتم از سال هجری قمری است که بین دو ماه جمادی الاخر و شعبان قرار دارد. این ماه دارای سی روز است و بدین نام برای بزرگداشت آن در جاهلیت شناخت شده است. امام موسی کاظم علیه السلام می فرمایند: ماه رجب، ماه بزرگی است که در آن پاداش حسنات چند برابر به حساب می آید و گناهان آدمی در آن آمرزیده می شود. کسی که یک روز در این ماه را روزه بگیرد، آتش جهنم به اندازه صد سال از او فاصله می گیرد و کسی که سه روز در این ماه روزه بگیرد، بهشت برای او واجب می شود.

همچنین از این امام بزرگوار نقل شده که رجب، نام رودی است در بهشت که از شیر سپیدتر و از عسل شیرین تر است، کسی که یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند متعال از زلال جاری آن رود به وی می نوشاند.  پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: آگاه باشید که ماه رجب، ماه ساکت خدا و از ماه های بزرگ است و از آن روی “اصمّ” نامیده شده که هیچ یک از ماهها نزد خدا در حرمت و فضیلت به آن نمی رسد، مردم جاهلیت این ماه را در دوران خود بزرگ می شمردند و هنگامی که اسلام آمد، بر عظمت و فضیلت آن افزوده شد. آگاه باشید که رجب ماه خداوند سبحان و شعبان ماه من و رمضان ماه امت من است.

خداوند متعال در آیه *إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً….مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ فَلا تَظْلِمُوا فِیهِنَّ أَنْفُسَكُمْ… * ماه رجب را در کنار ماه های ذی القعده، ذی الحجه و محرم ازماه های حرامی قرار داده که به حرمت و احترام آن جنگ و خونریزی در آن حرام است. تحریم جنگ در این چهارماه یکی از طرق پایان دادن به جنگهای طویل المده و وسیله ای برای دعوت به صلح و آرامش است زیرا هنگامی که جنگجویان چهار ماه از سال را اسلحه به زمین گذارند و مجالی برای تفکر و اندیشه پیدا کنند، احتمال ادامه نیافتن جنگ بسیار زیاد است که این خود نشانه روح صلح طلبی اسلام است.

اتفاقات پر برکت در ماه رجب
مفسران قرآن کریم ذیل آیات*اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِی خَلَقَ/خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ….عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَم‏* بدین مطلب اذعان داشته اند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز بیست و هفتم ماه رجب مبعوث شده است. این آیات، نخستین آیاتی است که بر قلب پاک پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نازل گردید و نشان از کاملترین آئین الهی می دهد که نقطه پایان و ختم ادیان الهی  قرار گرفت و دین مرضى الهى گشت.

اما این تنها اتفاق پربرکتی نیست که در این ماه با عظمت رخ داده چراکه مفسران قرآن کریم ذیل آیه * قَدْ نَرى‏ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِی السَّماءِ فَلَنُوَلِّیَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَیْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ… * بدین مطلب اشاره کرده اند که تاریخ تحویل قبله در ماه رجب سال دوم هجرت اتفاق افتاده است.  امام صادق علیه السلام فرموده اند که روزی جبرئیل بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در مسجد بنى‏ سالم‏ در حالى كه دو ركعت از نماز ظهر را خوانده بودند، نازل گردید و در حالی که بازوهاى آن حضرت را گرفت، ایشان را از جانب بیت المقدّس بسوى ” كعبه ” برگردانید و آیه فوق را تلاوت کرد. این تغییر قبله به علت آزار و اذیت هایی بود که یهود نسبت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روا می داشتند.

همچنین برخی از دانشمندان علوم دینی ذیل آیه *سُبْحانَ الَّذِی أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى …* بر این موضوع اتفاق نظر دارند که تاریخ وقوع معراج پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم در شب بیست و هفتم ماه رجب اتفاق افتاده است.

میان دانشمندان اسلامی مشهور و معروف است كه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  به هنگامى كه در مكه بودند، به قدرت پروردگار در یك شب از مسجد الحرام در مکه به مسجد اقصى در بیت المقدس سیر سفر نموده و از آنجا به آسمانها صعود كردند و آثار عظمت خداوند را در پهنه آسمان مشاهده نمودند و همان شب به مكه بازگشتند و نیز مشهور و معروف است كه این سیر زمینى و آسمانى را با جسم و روح توامان انجام داده اند ولى از آنجا كه این یك موضوع فوق العاده شگرفى است، جمعى به توجیه آن پرداخته و آن را به معراج روحانى تفسیر كرده‏اند كه چیزى شبیه یك خواب یا مكاشفه روحى بوده است اما این موضوع كاملاً با ظواهر آیات قرآن  کریم مخالف است چرا كه ظاهر آیات به مساله جسمانى بودن معراج گواهى مى‏دهد.

کلام آخر
در پایان، با توجه به روایاتی که در کتب مختلف حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل شده، کشتی حضرت نوح علیه السلام در نخستین روز ماه پربرکت رجب به فرمان خداوند سبحان حرکت کرد. حضرت نوح در این روز به همراهان خود فرمان دادند که آن روز را روزه بگیرند و فرمود که هر کس این روز را روزه بگیرد، آتش جهنم به فاصله یک سال از او دور می شود و هر کس که هفت روز را روزه بگیرد، درهای هفتگانه جهنم به روی وی بسته می شود و کسی که هشت روز را روزه بدارد درهای هشتگانه بهشت به روی او باز می گردد و هر کسی که پانزده روز روزه بگیرد، حاجتی که دارد برآورده می شود و کسی که بیشتر از این مقدار را روزه بدارد، خداوند پاداش او را افزون تر خواهد کرد.

منبع:tebyan.net

گردآوری:مجله یک پارس

سفارش جبرئيل درباره مسواک زدن

مسواک زدن در قرآن

حدیث در مورد درباره مسواک زدن

اهمیت حدیث در میان مسلمانان از آن روست که از منابع اصلی استنباط احکام در فقه و عقاید در علم کلام محسوب می‌شود. همچنین احادیث از منابع اولیه پژوهش‌های تاریخی است.

امام باقر (ع) می فرمایند:
شَكَتِ الكَعبَةُ اِلَى اللّه‏ِ ما تَلقى مِن اَنفاسِ المُشرِكينَ، فَاَوحَى اللّه‏ُ اِلَيها: اَن قَرّى يا كَعبَةُ، فَاِنّى اُبدِلُكَ بِهِم قَوما يَتَخَلَّلونَ بِقُضبانِ الشَّجَرِ. فَلَمّا بَعَثَ اللّه‏ُ مُحَمَّدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله اَوحى اِلَيهِ مَعَ جَبرَئيلَ بِالسِّواكِ وَالخِلالِ

كعبه از زجرى كه از بوى بد نفس ‏هاى مشركين مى‏ كشيد، به درگاه خداوند شكايت نمود، خداوند به آن وحى كرد، تو را مژده باد كه به جاى اينان كسانى را جايگزين مى‏ كنم كه با شاخه‏ هاى درخت خلال مى‏ كنند. هنگامى كه خداوند حضرت محمد (ص) را مبعوث فرمود، توسط جبرئيل سفارش مسواك و خلال كردن را به او وحى كرد.

منبع: محاسن، ج ۲، ص ۵۵۸، ح ۹۲۴

گردآوری:مجله یک پارس

چگونه امر به معروف و نهی از منکر کنیم؟

امر به معروف و نهی از منکر چیست

یکی از مهم ترین وظایف افراد هنگام روبرو شدن با منکرات، امر به معروف و نهی از منکر است

امر به معروف و نهی از منکر از احکام عملی مسلمانان و به نظر شیعیان از فروع دین اسلام است. امر به معروف یعنی دستور دادن یا توصیه کردن از سوی فرد مسلمان به دیگران به انجام آنچه از نظر عقل یا شرع اسلام خوب در نظر گرفته می‌شود و نهی از منکر یعنی دستور دادن یا توصیه کردن از سوی فرد مسلمان به دیگران به انجام ندادن آنچه به از نظر عقل یا شرع اسلام بد در نظر گرفته می‌شود. این توصیه گفتاری است و شامل جرح نمی‌شود.

در احکام دین، به تمام واجبات و مستحبات معروف و به تمام محرمات و مکروهات منکر گفته می‌شود بنابراین واداشتن افراد جامعه به انجام کارهای واجب و مستحب امر به معروف و بازداشتن آنها از کارهای حرام و مکروه نهی از منکر است.

یکی از مهم ترین وظایف افراد هنگام روبرو شدن با منکرات، امر به معروف و نهی از منکر است. این گونه برخوردها اگر با رعایت ادب اسلامی و تواضع و فروتنی همراه شود، نیز افراد نصیحت کننده، خود به آن چه می گویند، پایبند باشند، با نتیجة خوبی همراه خواهد شد. در این موارد باید توجه داشت که شرایط امر به معروف وجود داشته باشد، مثلاً شخص احتمال تأثیر بدهد.

اما چه کنیم تا با چنین افرادی هم دوست باشیم و هم از آسیب های احتمالی در امان باشیم؟ پاسخ: اگر افراد مورد نظر، آلودگی اخلاقی دارند، مثلا اهل فسق و فجورند، فحش و ناسزا می گویند یا به واجبات و محرمات اهمیتی نمی دهند، در این صورت، صلاحیت لازم برای دوستی ندارند. از نظر اسلام انسان نباید با افراد فاسق و لا ابالی دوست باشد، چون ناخود آگاه از عمل آن ها متأثر می شود و زیان می بیند. از طرفی آن دوستان قابل اعتماد نیستند.

اما اگر به این حد نمی باشند، بلکه خطاهای جزئی دارند(که مقتضای انسان بودن جائز الخطا بودن است) اگر تذکر شما با رعایت نزاکت و ادب همراه باشد، مشکلی را در روابط ایجاد نخواهد کرد، یا ادامة ارتباطتان موجب روگردانی دوستان از کارهای بد خواهد شد.

 

منبع:afkarnews.ir

گردآوری:مجله یک پارس

راهکارهای قرآنی برای مبارزه با بخل وخساست

روان ‌شناسی خساست، خساست مردان

یکی از وسوسه های شیطان این است که انسان را به تنگ نظری دعوت می کند

یعنی «دریغ کردن و نگهداشتن اموالی که حق نیست نگهداشته شوند».اگر چه در لغت «بخل» را در مسائل مالی به کار برده اند اما بخل، تنها در مسائل مالی نیست بلکه خودداری از هر نوع احسان به دیگران بخل است.

«بخل» یکی از صفات زشت و درخت خبیثه‌ای است که در جهنم است؛ چنان که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «إِیَّاکَ وَ الْبُخْلَ فَإِنَّهُ شَجَرَةٌ فِی‌ النَّارِ، وَ أَغْصَانُهَا فِی الدُّنْیَا، فَمَنْ تَعَلَّقَ بِغُصْنٍ مِنْ أَغْصَانِهَا أَدْخَلَهُ النَّار»«بپرهیزید از بخل چرا که بخل درختی در جهنم است و شاخه هایش در دنیاست پس کسی که به یکی از شاخه های آن بیاویزد داخل آتش می شود».

بخل، شجرۀ پلیدی است که طبق فرمایش حضرت علی (علیه السلام) کانون همۀ بدی ها و مهاری است که انسان را به سوی هر بدی می کشاند «الْبُخْلُ‌ جَامِعٌ‌ لِمَسَاوِئِ الْعُیُوبِ وَ هُوَ زِمَامٌ یُقَادُ بِهِ إِلَى کُلِّ سُوء».انسان بخیل برای نگهداری اموال به فرومایگی دچار می‌شود و به سوی هر مالی دست دراز می کند تا اینکه اموالش را از دست ندهد.

یکی از وسوسه های شیطان این است که انسان را به تنگ نظری دعوت می کند؛ چنان که امام صادق (علیه السلام) ذیل آیۀ شریفۀ اعراف «مِنْ خَلْفِهِم» «شیطان گفت: از پشت سر به انسانها حمله می‌کنم‌» فرمودند: (مراد) این است که آن‌ها را به گردآوری اموال و جمع کردن ثروت و بخل از پرداختن حقوق واجب به خاطر فرزندان و وارثان دعوت می کند.

شیطان انسان را فریب می دهد و به فقر وعده می دهد «الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ» و وقتی انسان را از فقر ترساند او را به فحشاء یعنی به بخل و ترک انفاق امر می کند «وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشاء» و این بخل داشتن و ترک انفاق بر همسایگان نیازمند و اقوام موجب قطع رابطه و ترک صلۀ ارحام می گردد. بنابراین شیطان از این راه، انسان را به گناهان دیگری نیز مبتلا می سازد.

راه مقابله با بخل
تنگ نظری، دشمنِ عقل و کمال انسان است. بنابراین باید راهی را جستجو کرد تا از آن نجات پیدا کند؛ چرا که هر شخصی از چنین دشمنی رها شود نجات یافته است «مَنْ یُوقَ‌ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ». راه‌های مقابله و نجات از بخل عبارت اند از:

الف ـ قرض حَسَن
قرض الحسنه یکی از راه‌های مقابله با این صفت رذیله است؛ «از بهترین راه‌های درمان این بیماری درونی و دفع این دشمن خانگی «قرض حسن» است. در قرض الحسنه که همان انفاق رایگان است اصل عمل نزد خدا باقی می ماند و همچنین خداوند آن را چندین برابر می کند «فَیُضاعِفَهُ‌ لَهُ أَضْعافاً کَثیرَةً».

ب ـ انفاق
هر فردی باید به چند نکتۀ مهم توجه داشته باشد تا اینکه از صفت رذیلۀ بخل نجات یابد:

اولاً: هر چه انفاق می کند چه واجب و چه مستحب، نفع آن به خودش بر می گردد «ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَلِأَنْفُسِکُم»[۱۲]«آنچه را از خوبی‌ها و اموال انفاق مى‌ کنید، براى خودتان است». انسان هر چه انفاق کند نفعی برای خداوند ندارد چرا که او غنی بالذات است او خودش فائده‌بخش است و فائده‌اش برای شخصِ انفاق کننده است.

ثانیاً: انفاق کننده بداند آن چیزی را که انفاق کرده به او بر می‌گردد «ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ»[۱۳]«آنچه از خوبی‌ها انفاق مى‌کنید، (پاداش آن) به طور کامل به شما داده مى‌شود». «ایفاء» به معنای «تمام اداء» است؛ یعنی خداوند هر چه را که انسان انفاق کرده است به صورت تمام و کامل به او بر می گرداند و حتی چندین برابر هم می کند «مَثَلُ الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فی‌ سَبیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فی‌ کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ» «کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى‌کنند، همانند بذرى هستند که هفت خوشه برویاند؛ که در هر خوشه، یک صد دانه باشد؛ و خداوند آن را براى هر کس بخواهد (و شایستگى داشته باشد)، دو یا چند برابر مى‌کند».

ثالثاً: منفق بداند که علاوه بر آنکه با انفاق، مال و دارئی اش زیادتر می شود و برکت پیدا می‌کند در آخرت هم خداوند به او پاداش و اجر می دهد و مورد اکرام قرار می گیرد «فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ‌ عِنْدَ رَبِّهِمْ»[۱۶] خداوند به منفقین اطمینان می‌دهد که پاداششان نزد پروردگارشان محفوظ است، نه خطر نابودی دارد و نه نقصان دارد؛ وقتی چنین باشد انسان انفاق می‌کند؛ چنان که حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرمایند: «مَنْ أَیْقَنَ بِالْخَلَفِ جَادَ بِالْعَطِیَّةِ» «آن کسی که به جانشینی یقین دارد در بخشش سخاوتمند است‌».

رابعاً: خداوند برای کسی که بخل نمی ورزد و انفاق می کند وعدۀ آمرزش داده است «یُکَفِّرُ عَنْکُمْ مِنْ سَیِّئاتِکُمْ»[۱۸]«قسمتى از گناهان شما را مى‌پوشاند؛ (و در پرتو بخشش در راه خدا، بخشوده خواهید شد.)» و چه چیزی نیکوتر از این برای انفاق هست؟!

همچنین به فرمودۀ امام سجاد (علیه السلام) انفاق و صدقه دادن غضب پروردگار را خاموش می‌کند «الصَّدَقَةُ تُطْفِئُ‌ غَضَبَ‌ الرَّبِّ»و نیز طبق احادیث، صدقه دهنده یکی از هفت نفری است که در روزی که هیچ سایه ای جز سایۀ خدا نیست خداوند آن‌ها را سایه دهد.

ج ـ شناخت آثار بخل
اول: بخل فقر و نابودی می آورد.

اگر انسان برای غنی شدن خود و برای بیشتر شدن ثروت و دارائیش بخل می ورزد باید بداند که نتیجۀ بخل ورزیدن و انفاق نکردن اموال، به عکس خواهد بود؛ زیرا این کار، او را سریع‌تر به فقر می کشاند؛ چنان که حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: «عَجِبْتُ‌ لِلْبَخِیلِ‌ یَسْتَعْجِلُ الْفَقْرَ الَّذِی مِنْهُ هَرَبَ وَ یَفُوتُهُ الْغِنَى الَّذِی إِیَّاهُ طَلَبَ فَیَعِیشُ فِی الدُّنْیَا عَیْشَ الْفُقَرَاءِ وَ یُحَاسَبُ فِی الْآخِرَةِ حِسَابَ الْأَغْنِیَاءِ» «در شگفتم از بخیلی که به سوی فقری می شتابد که از آن می گریزد و سرمایه ای را از دست می دهد که برای آن تلاش می‌کند. در دنیا چون تهیدستان زندگی می کند؛ اما در آخرت چون سرمایه داران محاکمه می‌شود». بنابراین با بخل ورزیدن، نه تنها ثروت انسان زیاد نمی‌شود بلکه او را به سمت فقر می‌برد.

دوم: عذاب قیامت
انسان بخیل در لحظۀ مردن دچار حسرت می شود و آرزوی بازگشت می کند تا بتواند اموال واجبی که نسبت به آن بخل ورزیده را در راه خداوند انفاق کند «وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنی‌ إِلى‌ أَجَلٍ قَریبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَکُنْ مِنَ الصَّالِحین» «از آنچه به شما روزى داده‌ایم انفاق کنید، پیش از آنکه مرگ یکى از شما فرا رسد و بگوید: «پروردگارا! چرا (مرگ) مرا مدت کمى به تأخیر نینداختى تا (در راه خدا) صدقه دهم و از صالحان باشم؟!»؛ اما بازگشت امکان ندارد و همین اموالی که نسبت به آن‌ها بخل ورزیده است را مانند طوقی برگردنش می اندازند و او را با آتش عذاب می کنند «سَیُطَوَّقُونَ‌ ما بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیامَة».

بنابراین بخل یک صفت رذیلۀ اخلاقی است و انسان با تفکر در آثار انفاق و بخل و پاداش‌های منفقین و عذاب‌های بخیلان، مشتاق به انفاق می‌شود و می‌تواند صفت بخل را از خود دور کند.

 منبع: afkarnews.com

گردآوری:مجله یک پارس