اتفاقات پر برکت در ماه رجب

ب,اول رجب,سیزده رجب

ماه رجب، ماه هفتم از سال هجری قمری است

برخی از ماه ها به جهت اتفاقات و حوادث پربرکتی که در آن رخ داده از ارزش و اهمیت بسیار و چه بسا فوق العاده ای برخوردار می باشد که از جمله این ماه ها می توان به ماه رجب اشاره کرد که در آیات قرآن و احادیث ائمه معصومین علیهم السلام به عظمت این ماه اشاره شده است.

ماه رجب،  ماه برکت
خداوند سبحان در قرآن کریم می فرماید * إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِی كِتابِ اللَّهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ….*  از آن روز که نظام منظومه شمسی به شکل کنونی صورت گرفت، سال و ماه نیز به وجود آمد، سال، عبارت از یک دوره کامل گردش زمین به دور خورشید و ماه عبارت از یک دوره کامل گردش کره ماه به دور کره زمین است که در هر سال دوازده بار تکرار می شود.

این در حقیقت یک تقویم پرارزش طبیعی و غیر قابل تغییر است که به زندگی همه انسانها یک نظام طبیعی می بخشد و یکی از نعمتهای بزرگ خداوند برای بشر محسوب می شود.  لکن برخی از این ماه ها به جهت اتفاقات و حوادث پربرکتی که در آن رخ داده از ارزش و اهمیت بسیار و چه بسا فوق العاده ای برخوردار می باشد که از جمله این ماه ها می توان به ماه رجب اشاره کرد که در آیات قرآن و احادیث ائمه معصومین علیهم السلام به عظمت این ماه اشاره شده است.

ماهی از ماه های حرام
رجب، به معنای قربانی و تعظیم است. ماه رجب، ماه هفتم از سال هجری قمری است که بین دو ماه جمادی الاخر و شعبان قرار دارد. این ماه دارای سی روز است و بدین نام برای بزرگداشت آن در جاهلیت شناخت شده است. امام موسی کاظم علیه السلام می فرمایند: ماه رجب، ماه بزرگی است که در آن پاداش حسنات چند برابر به حساب می آید و گناهان آدمی در آن آمرزیده می شود. کسی که یک روز در این ماه را روزه بگیرد، آتش جهنم به اندازه صد سال از او فاصله می گیرد و کسی که سه روز در این ماه روزه بگیرد، بهشت برای او واجب می شود.

همچنین از این امام بزرگوار نقل شده که رجب، نام رودی است در بهشت که از شیر سپیدتر و از عسل شیرین تر است، کسی که یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند متعال از زلال جاری آن رود به وی می نوشاند.  پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: آگاه باشید که ماه رجب، ماه ساکت خدا و از ماه های بزرگ است و از آن روی “اصمّ” نامیده شده که هیچ یک از ماهها نزد خدا در حرمت و فضیلت به آن نمی رسد، مردم جاهلیت این ماه را در دوران خود بزرگ می شمردند و هنگامی که اسلام آمد، بر عظمت و فضیلت آن افزوده شد. آگاه باشید که رجب ماه خداوند سبحان و شعبان ماه من و رمضان ماه امت من است.

خداوند متعال در آیه *إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً….مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ فَلا تَظْلِمُوا فِیهِنَّ أَنْفُسَكُمْ… * ماه رجب را در کنار ماه های ذی القعده، ذی الحجه و محرم ازماه های حرامی قرار داده که به حرمت و احترام آن جنگ و خونریزی در آن حرام است. تحریم جنگ در این چهارماه یکی از طرق پایان دادن به جنگهای طویل المده و وسیله ای برای دعوت به صلح و آرامش است زیرا هنگامی که جنگجویان چهار ماه از سال را اسلحه به زمین گذارند و مجالی برای تفکر و اندیشه پیدا کنند، احتمال ادامه نیافتن جنگ بسیار زیاد است که این خود نشانه روح صلح طلبی اسلام است.

اتفاقات پر برکت در ماه رجب
مفسران قرآن کریم ذیل آیات*اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِی خَلَقَ/خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ….عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَم‏* بدین مطلب اذعان داشته اند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در روز بیست و هفتم ماه رجب مبعوث شده است. این آیات، نخستین آیاتی است که بر قلب پاک پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نازل گردید و نشان از کاملترین آئین الهی می دهد که نقطه پایان و ختم ادیان الهی  قرار گرفت و دین مرضى الهى گشت.

اما این تنها اتفاق پربرکتی نیست که در این ماه با عظمت رخ داده چراکه مفسران قرآن کریم ذیل آیه * قَدْ نَرى‏ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِی السَّماءِ فَلَنُوَلِّیَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَیْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ… * بدین مطلب اشاره کرده اند که تاریخ تحویل قبله در ماه رجب سال دوم هجرت اتفاق افتاده است.  امام صادق علیه السلام فرموده اند که روزی جبرئیل بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در مسجد بنى‏ سالم‏ در حالى كه دو ركعت از نماز ظهر را خوانده بودند، نازل گردید و در حالی که بازوهاى آن حضرت را گرفت، ایشان را از جانب بیت المقدّس بسوى ” كعبه ” برگردانید و آیه فوق را تلاوت کرد. این تغییر قبله به علت آزار و اذیت هایی بود که یهود نسبت به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روا می داشتند.

همچنین برخی از دانشمندان علوم دینی ذیل آیه *سُبْحانَ الَّذِی أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى …* بر این موضوع اتفاق نظر دارند که تاریخ وقوع معراج پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم در شب بیست و هفتم ماه رجب اتفاق افتاده است.

میان دانشمندان اسلامی مشهور و معروف است كه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  به هنگامى كه در مكه بودند، به قدرت پروردگار در یك شب از مسجد الحرام در مکه به مسجد اقصى در بیت المقدس سیر سفر نموده و از آنجا به آسمانها صعود كردند و آثار عظمت خداوند را در پهنه آسمان مشاهده نمودند و همان شب به مكه بازگشتند و نیز مشهور و معروف است كه این سیر زمینى و آسمانى را با جسم و روح توامان انجام داده اند ولى از آنجا كه این یك موضوع فوق العاده شگرفى است، جمعى به توجیه آن پرداخته و آن را به معراج روحانى تفسیر كرده‏اند كه چیزى شبیه یك خواب یا مكاشفه روحى بوده است اما این موضوع كاملاً با ظواهر آیات قرآن  کریم مخالف است چرا كه ظاهر آیات به مساله جسمانى بودن معراج گواهى مى‏دهد.

کلام آخر
در پایان، با توجه به روایاتی که در کتب مختلف حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل شده، کشتی حضرت نوح علیه السلام در نخستین روز ماه پربرکت رجب به فرمان خداوند سبحان حرکت کرد. حضرت نوح در این روز به همراهان خود فرمان دادند که آن روز را روزه بگیرند و فرمود که هر کس این روز را روزه بگیرد، آتش جهنم به فاصله یک سال از او دور می شود و هر کس که هفت روز را روزه بگیرد، درهای هفتگانه جهنم به روی وی بسته می شود و کسی که هشت روز را روزه بدارد درهای هشتگانه بهشت به روی او باز می گردد و هر کسی که پانزده روز روزه بگیرد، حاجتی که دارد برآورده می شود و کسی که بیشتر از این مقدار را روزه بدارد، خداوند پاداش او را افزون تر خواهد کرد.

منبع:tebyan.net

گردآوری:مجله یک پارس

راهکارهای قرآنی برای مبارزه با بخل وخساست

روان ‌شناسی خساست، خساست مردان

یکی از وسوسه های شیطان این است که انسان را به تنگ نظری دعوت می کند

یعنی «دریغ کردن و نگهداشتن اموالی که حق نیست نگهداشته شوند».اگر چه در لغت «بخل» را در مسائل مالی به کار برده اند اما بخل، تنها در مسائل مالی نیست بلکه خودداری از هر نوع احسان به دیگران بخل است.

«بخل» یکی از صفات زشت و درخت خبیثه‌ای است که در جهنم است؛ چنان که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «إِیَّاکَ وَ الْبُخْلَ فَإِنَّهُ شَجَرَةٌ فِی‌ النَّارِ، وَ أَغْصَانُهَا فِی الدُّنْیَا، فَمَنْ تَعَلَّقَ بِغُصْنٍ مِنْ أَغْصَانِهَا أَدْخَلَهُ النَّار»«بپرهیزید از بخل چرا که بخل درختی در جهنم است و شاخه هایش در دنیاست پس کسی که به یکی از شاخه های آن بیاویزد داخل آتش می شود».

بخل، شجرۀ پلیدی است که طبق فرمایش حضرت علی (علیه السلام) کانون همۀ بدی ها و مهاری است که انسان را به سوی هر بدی می کشاند «الْبُخْلُ‌ جَامِعٌ‌ لِمَسَاوِئِ الْعُیُوبِ وَ هُوَ زِمَامٌ یُقَادُ بِهِ إِلَى کُلِّ سُوء».انسان بخیل برای نگهداری اموال به فرومایگی دچار می‌شود و به سوی هر مالی دست دراز می کند تا اینکه اموالش را از دست ندهد.

یکی از وسوسه های شیطان این است که انسان را به تنگ نظری دعوت می کند؛ چنان که امام صادق (علیه السلام) ذیل آیۀ شریفۀ اعراف «مِنْ خَلْفِهِم» «شیطان گفت: از پشت سر به انسانها حمله می‌کنم‌» فرمودند: (مراد) این است که آن‌ها را به گردآوری اموال و جمع کردن ثروت و بخل از پرداختن حقوق واجب به خاطر فرزندان و وارثان دعوت می کند.

شیطان انسان را فریب می دهد و به فقر وعده می دهد «الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ» و وقتی انسان را از فقر ترساند او را به فحشاء یعنی به بخل و ترک انفاق امر می کند «وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشاء» و این بخل داشتن و ترک انفاق بر همسایگان نیازمند و اقوام موجب قطع رابطه و ترک صلۀ ارحام می گردد. بنابراین شیطان از این راه، انسان را به گناهان دیگری نیز مبتلا می سازد.

راه مقابله با بخل
تنگ نظری، دشمنِ عقل و کمال انسان است. بنابراین باید راهی را جستجو کرد تا از آن نجات پیدا کند؛ چرا که هر شخصی از چنین دشمنی رها شود نجات یافته است «مَنْ یُوقَ‌ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ». راه‌های مقابله و نجات از بخل عبارت اند از:

الف ـ قرض حَسَن
قرض الحسنه یکی از راه‌های مقابله با این صفت رذیله است؛ «از بهترین راه‌های درمان این بیماری درونی و دفع این دشمن خانگی «قرض حسن» است. در قرض الحسنه که همان انفاق رایگان است اصل عمل نزد خدا باقی می ماند و همچنین خداوند آن را چندین برابر می کند «فَیُضاعِفَهُ‌ لَهُ أَضْعافاً کَثیرَةً».

ب ـ انفاق
هر فردی باید به چند نکتۀ مهم توجه داشته باشد تا اینکه از صفت رذیلۀ بخل نجات یابد:

اولاً: هر چه انفاق می کند چه واجب و چه مستحب، نفع آن به خودش بر می گردد «ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَلِأَنْفُسِکُم»[۱۲]«آنچه را از خوبی‌ها و اموال انفاق مى‌ کنید، براى خودتان است». انسان هر چه انفاق کند نفعی برای خداوند ندارد چرا که او غنی بالذات است او خودش فائده‌بخش است و فائده‌اش برای شخصِ انفاق کننده است.

ثانیاً: انفاق کننده بداند آن چیزی را که انفاق کرده به او بر می‌گردد «ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ»[۱۳]«آنچه از خوبی‌ها انفاق مى‌کنید، (پاداش آن) به طور کامل به شما داده مى‌شود». «ایفاء» به معنای «تمام اداء» است؛ یعنی خداوند هر چه را که انسان انفاق کرده است به صورت تمام و کامل به او بر می گرداند و حتی چندین برابر هم می کند «مَثَلُ الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فی‌ سَبیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فی‌ کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ» «کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى‌کنند، همانند بذرى هستند که هفت خوشه برویاند؛ که در هر خوشه، یک صد دانه باشد؛ و خداوند آن را براى هر کس بخواهد (و شایستگى داشته باشد)، دو یا چند برابر مى‌کند».

ثالثاً: منفق بداند که علاوه بر آنکه با انفاق، مال و دارئی اش زیادتر می شود و برکت پیدا می‌کند در آخرت هم خداوند به او پاداش و اجر می دهد و مورد اکرام قرار می گیرد «فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ‌ عِنْدَ رَبِّهِمْ»[۱۶] خداوند به منفقین اطمینان می‌دهد که پاداششان نزد پروردگارشان محفوظ است، نه خطر نابودی دارد و نه نقصان دارد؛ وقتی چنین باشد انسان انفاق می‌کند؛ چنان که حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرمایند: «مَنْ أَیْقَنَ بِالْخَلَفِ جَادَ بِالْعَطِیَّةِ» «آن کسی که به جانشینی یقین دارد در بخشش سخاوتمند است‌».

رابعاً: خداوند برای کسی که بخل نمی ورزد و انفاق می کند وعدۀ آمرزش داده است «یُکَفِّرُ عَنْکُمْ مِنْ سَیِّئاتِکُمْ»[۱۸]«قسمتى از گناهان شما را مى‌پوشاند؛ (و در پرتو بخشش در راه خدا، بخشوده خواهید شد.)» و چه چیزی نیکوتر از این برای انفاق هست؟!

همچنین به فرمودۀ امام سجاد (علیه السلام) انفاق و صدقه دادن غضب پروردگار را خاموش می‌کند «الصَّدَقَةُ تُطْفِئُ‌ غَضَبَ‌ الرَّبِّ»و نیز طبق احادیث، صدقه دهنده یکی از هفت نفری است که در روزی که هیچ سایه ای جز سایۀ خدا نیست خداوند آن‌ها را سایه دهد.

ج ـ شناخت آثار بخل
اول: بخل فقر و نابودی می آورد.

اگر انسان برای غنی شدن خود و برای بیشتر شدن ثروت و دارائیش بخل می ورزد باید بداند که نتیجۀ بخل ورزیدن و انفاق نکردن اموال، به عکس خواهد بود؛ زیرا این کار، او را سریع‌تر به فقر می کشاند؛ چنان که حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: «عَجِبْتُ‌ لِلْبَخِیلِ‌ یَسْتَعْجِلُ الْفَقْرَ الَّذِی مِنْهُ هَرَبَ وَ یَفُوتُهُ الْغِنَى الَّذِی إِیَّاهُ طَلَبَ فَیَعِیشُ فِی الدُّنْیَا عَیْشَ الْفُقَرَاءِ وَ یُحَاسَبُ فِی الْآخِرَةِ حِسَابَ الْأَغْنِیَاءِ» «در شگفتم از بخیلی که به سوی فقری می شتابد که از آن می گریزد و سرمایه ای را از دست می دهد که برای آن تلاش می‌کند. در دنیا چون تهیدستان زندگی می کند؛ اما در آخرت چون سرمایه داران محاکمه می‌شود». بنابراین با بخل ورزیدن، نه تنها ثروت انسان زیاد نمی‌شود بلکه او را به سمت فقر می‌برد.

دوم: عذاب قیامت
انسان بخیل در لحظۀ مردن دچار حسرت می شود و آرزوی بازگشت می کند تا بتواند اموال واجبی که نسبت به آن بخل ورزیده را در راه خداوند انفاق کند «وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنی‌ إِلى‌ أَجَلٍ قَریبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَکُنْ مِنَ الصَّالِحین» «از آنچه به شما روزى داده‌ایم انفاق کنید، پیش از آنکه مرگ یکى از شما فرا رسد و بگوید: «پروردگارا! چرا (مرگ) مرا مدت کمى به تأخیر نینداختى تا (در راه خدا) صدقه دهم و از صالحان باشم؟!»؛ اما بازگشت امکان ندارد و همین اموالی که نسبت به آن‌ها بخل ورزیده است را مانند طوقی برگردنش می اندازند و او را با آتش عذاب می کنند «سَیُطَوَّقُونَ‌ ما بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیامَة».

بنابراین بخل یک صفت رذیلۀ اخلاقی است و انسان با تفکر در آثار انفاق و بخل و پاداش‌های منفقین و عذاب‌های بخیلان، مشتاق به انفاق می‌شود و می‌تواند صفت بخل را از خود دور کند.

 منبع: afkarnews.com

گردآوری:مجله یک پارس

آیا می دانستید نوروز ؛ روزی است که جبرئیل بر نبی(ع) نازل شد؟

دعای نوروز،آداب تحویل سال نو

پیامبر فرمودند: اگر می‌‌توانید هر روز را نوروز کنید

 نوروز در روایات اسلامی نیز مورد تأکید قرار گرفته و دعا‌هایی برای آن ذکر شده که از آن‌ها معلوم می‎شود مورد تأیید اسلام می‌باشد.

در بحار الانوار مجلسی روایات معلی بن خنیس را به تفصیل آورده است. در آن روایات به فضیلت و برتری این روز نسبت به سایر ایام بسیار پرداخته شده است و یکی از روایات مفصل معلی بن خنیس، نوروز را این گونه تجلیل کرده است:

نوروز روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی قرار گرفت، روزی است که جبرئیل بر نبی (ع) نازل شد، روزی است که رسول اکرم (ص) علی (ع) را بر دوش کشید تا بت‌های قریش را از بالای کعبه رمی کند، روزی است که نبی (ع) به وادی جن رفت و از ایشان بیعت گرفت.

روزی است که برای علی (ع) از مردم بیعت گرفت (غدیر خم)، روزی است که قائم آل محمد (عج) ظهور خواهد کرد و روزی است که امام عصر (عج) بر دجال پیروز خواهد شد. (بحار الانوار ج. ۵۹ ص. ۹۲)

پیامبر (ص) در این باره می‌فرمایند: اگر می‌‌توانید هر روز را نوروز کنید؛ یعنی در راه خدا به یکدیگر هدیه بدهید و با یکدیگر پیوند داشته باشید. (دعائم الإسلام، ج. ۲، ص. ۳۲۶)

نوروز در بردارنده فرهنگ اسلامی نیز هست دید و بازدید، عیدی دادن و محبت کردن از آداب و رسوم نوروز است که همه از مصادیق صله‌رحم به حساب می‌آید که در اسلام توصیه به آن شده است.

رسول خدا (ص) و ائمه معصومین (ع) نیز درباره نوروز به عنوان یک سنت زیبا و پسندیده بیانات و سخنان گهرباری فرموده‌اند و نوروز را از روز‌های خود و شیعیان شان توصیف کرده‌اند.

امام علی (ع) نیز فرمودند: هر روزی که در آن خداوند نافرمانی نشود، عید است. (نهج‌البلاغه، حکمت ۴۲۸)

معلّى می ‌گوید: در صبحگاه نوروز به حضور امام صادق علیه ‌السلام رسیدم. حضرت از من پرسید: معلّى آیا از امروز چیزى می ‌دانى؟ گفتم: خیر، لیکن ایرانیان امروز را بزرگ می ‌دارند، به همدیگر تبریک می ‌گویند. امام فرمود:: گرامیداشت امروز به سبب وقایعى است که براى تو بازگو می ‌کنم:

«نوروز» همان روزى است که خداوند از بندگان خود میثاق گرفت که بنده خدا باشند، براى او شریک قایل نشوند و غیر از خداوند کسى را عبادت نکنند؛ یعنى روز آزادى است.

«نوروز» همان روزى است که براى اولین مرتبه خورشید طلوع نمود؛ یعنى روز روشنایى و درخشش است.

«نوروز» روزى است که کشتى نوح بر ” جودى ” نشست؛ یعنى روز نجات از عذاب الهى است.

«نوروز» روزى است که حضرت ابراهیم علیه ‌السلام بت ‌ها را شکست؛ یعنى روز مبارزه با شرک و بت ‌پرستى است.

«نوروز» همان روزى است که جبرئیل امین بر پیامبر صلی ‌الله علیه ‌و ‌آله هبوط نمود؛ یعنى روز دریافت پیام الهى است.

«نوروز» همان روزى است که رسول ‌الله صلی ‌الله ‌علیه ‌و ‌آله حضرت على علیه ‌السلام را بر دوش گرفت و بت ‌هاى قریش را از بالاى کعبه به زمین ریخت؛ یعنى روز پیراستن خانه ‌هاى پاک از آلودگی ‌هاست.

«نوروز» روزى است که پیامبر صلی ‌الله ‌علیه ‌و‌ آله حضرت على علیه ‌السلام را در محل ” غدیر خم ” به مردم به عنوان امیرمؤمنین معرفى کرد؛ یعنى روز پیمان با ولایت است.

«نوروز» همان روزى است که قائم آل محمد صلی ‌الله‌ علیه ‌و ‌آله، حضرت مهدى علیه‌ السلام، ظهور پیدا می ‌کند و بر دشمنان عدالت پیروز می ‌گردد و حکومت عدل اسلامى تشکیل می ‌دهد.

قال ‌الصادق (ع) «: ما من یوم نیروز الا و نحن نتوقع فیه الفرج لانه من ایامنا و ایام شیعتنا، حفظته العجم و ضیعتموه انتم‌».

امام صادق (ع) فرمودند:  نوروز که می ‌آید ما منتظر فرج آل ‌محمد (ص) هستیم، زیرا نوروز از روزهاى ما و روزهاى شیعیان ما است. شما آن را از دست دادید و پارسیان آن را نگه داشتند. (کتاب من لایحضره الفقیه، ج. ۳، ص. ۳۰۰ بحار الأنوار، ج. ۵۲، ص. ۲۷۶)

امام صادق (ع) در توصیف ویژگی‌های این روز می‌فرمایند: نوروز روزی است که پروردگار از بندگان پیمان گرفته است او را عبادت کنند و به او شرک نورزند و به فرستگانش ایمان بیاورند روزی که خورشید در ان طلوع کرده و هیچ نوروزی نیست مگر آن‌که ما در ان روز در انتظار از بین رفتن سختی‌ها هستیم، زیرا نوروز از روز‌های ما و شیعیان ماست. (بحار الانوار ج. ۵۹ ص. ۹۲)

عید نوروز و آداب آن در اسلام ‌
در روایت آمده است: اذا رایتم الربیع فاکثروا ذکر النشور؛ هرگاه بهار را دیدید، یاد رستاخیز در شما بیشتر شود. (زندگى جاوید، شهید مطهرى، ۴۵)

مفاتیح الجنان شیخ قمی، روایتی از معلی بن خنیس را درباره نوروز ذکر کرده است که اعمال این روز و دعای مربوط به آن را همراه دارد. ‌

و، اما روایت خنیس به نقل از امام صادق (ع) در مفاتیح الجنان این چنین است: فرمود: “، چون نوروز شود، غسل کن و پاکیزه‌ترین جامه‌های خود را بپوش و به بهترین بوی‌های خوش خود را معطر گردان.

پس، چون از نماز‌های پیشین و پسین و نافله‌های آن فارغ شدی، چهار رکعت نماز بگذار یعنی هر دو رکعت به یک سلام و در رکعت اول بعد از حمد ده مرتبه سوره قدر (انا انزلناه) و در رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل یا ای‌ها الکافرون و در رکعت سوم بعد از حمد، ده مرتبه قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق را بخوان و بعد از نماز به سجده شکر برو و این دعا را بخوان:

«اللّهمَّ صلِّ علی محمد و آل محمد الاوصیاء المرضیین و علی جمیع انبیائک و رسلت بافضل صلواتک و بارک علیهم بافضل برکاتک وصل علی ارواحهم و اجسادهم. اللهم بارک علی محمد و آل محمد و بارک لنا فی یومنا هذا الذی فضّلته و کرّمته و شرّفته و عَظّمت خطره. اللهم بارک لی فیما انعمت به علی حتی لا اشکر احداً غیرک و وسّع علی فی رزقی یا ذاالجلال و الاکرام. اللهم ما غاب عنّی فلا یغیبنَّ عنی عونک و حفظک و ما فقدتُ من شی ءٍ فلا تفقد نی عونک علیه، حتی لا اتکلَّف ما لا احتاج الیه یا ذاالجلال و الاکرام»، چون چنین کنی گناهان پنجاه ساله تو آمرزیده شود و بسیار بگو «یا ذالجلال و الاکرام». (بحار الانوار ج. ۵۹ ص. ۹۲)

دید و بازدید و صله ارحام، عیادت از بیماران، دستگیری از فقرا ومستمندان، ذکر وتوجه قلبی و لسانی به خداوند متعال وتوسل به اهل البیت علیهم السلام و… از دیگر مواردی هستند که در سال نو در میان مردم ایران رایج است.

مرحوم «محمد حسین کاشف الغطاء» در جواب این سؤال که اعتقاد مسلمانان و روش شما درباره روز اول سال (نوروز) چیست؟ چنین نوشت: نوروز مقتضای جهان است در بشر و حیوان و جماد، بلکه در آسمان و زمین و هوا و فضا و بر این اساس روایاتی از اهل بیت (ع) درباره نوروز به ما رسیده که عید گرفتن را تأیید کرده اند و نیز به نماز، ذکر و عبادت سفارش نموده اند و… برهمین اساس، شایسته است.

در کتاب‌های مشهور ادعیه همچون اقبال الا عمال سید ابن طاووس و مصباح المتهجد شیخ توسی اشاره‌ای به دعای تحویل سال نگردیده و این نشان می‌دهد چه در منابع اهل سنت و چه در منابع اهل تشیع سند روایی مورد اعتماد برای آن موجود نیست.

اما مجلسی در کتاب زادالمعاد در خصوص این دعا گزارش می‌کند که در کتب غیر مشهوره روایت کرده اند که در وقت تحویل سال این دعا را بسیار بخوانید: «یا مُقلّب القلوب والابصار یا مُدبّر اللیل والنهار یا مُحوّل الحول و الاحوال حَوّل حالَنا الی احسن الحال».

 منبع: afkarnews.com

گردآوری:مجله یک پارس

دعای استخاره با قرآن

دعا استخاره,دعای استخاره,دعای استخاره از قرآن

دعای استخاره برای استخاره با قرآن است

دعای استخاره از قرآن:

كسي كه با پروردگار استخاره كند و با بندگان مؤمن مشورت كند، به شرطي كه بر كارش استوار و ثابت قدم باشد، پشيمان نمي شود. دعای استخاره به منظور کمک گرفتن از خدا در مواردی که بین دو موضوع شرعی و حلال مانده ایم خوانده می شود. دعای استخاره برای استخاره با قرآن است.

انواع دعاها برای استخاره:

اولین دعای استخاره:
علامه مجلسى از برخى نوشته‏ هاى اصحاب از خط شيخ يوسف قطيفى نقل كرده، و او از خط آيت اللّه علامه، كه‏ از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده: هرگاه اراده كردى از كتاب عزيز استخاره كنى بعد از بسم اللّه بگو و بعد این دعای استخاره را مى خوانى:

دعای استخاره:

«اَللّهُمَّ إِنْ كانَ فِی قَضائِكَ وَ قَدَرِكَ، أَنْ تَمُنَّ عَلى اُمَّةِ نَبِیِّكَ، بِظُهُورِ وَلیِّكَ وَ ابْنِ بِنْتِ نَبِیِّكَ، فَعَجِّلْ ذلِكَ وَ سَهِّلْهُ وَ یَسِّرْهُ وَ كَمِّلْهُ، و اَخْرِجْ لِی آیَةً، اَسْتَدِلُّ بِها عَلى أَمر فَأَئْتَمِرَ، أوْ نَهْـى فَأَنْتَهی فِی عافِیَـة»

ترجمه‏ ى دعای استخاره:

اگر در قضا و قدرت اين است كه بر شيعه خاندان محمد (درود بر ايشان) به فرج ولی‏ات، و حجّتت بر بندگانت منّت بگذارى، از كتاب خود آيه‏ هاى براى ما بيرون آور،كه به آن بر اين كار راه يابيم.

سپس حاجت و مشكل خود را عنوان مى كنى و آن گاه قرآن را مى گشایى، پس از آن هفت ورق مى زنى، در ورق هفتم، صفحه سمت چپ، هفت سطر را بشمار و در سطر هفتم مطلب خویش را از آن آیه، دریاب.

دومین دعای استخاره:

قرآن را برمی دارید و این دعای استخاره را می خوانید: «اَللّهُمَّ اِنّى تَفَأَّلْتُ بِكِتابِكَ، وَ تَوَكَّلْتُ عَلَیْكَ، فَاَرِنى مِنْ كِتابِكَ ما هُوَ مَكْتُومٌ مِنْ سِرِّكَ الْمَكْنُونِ فـى غَیْبِـكَ»؛

 

دعای استخاره از قرآن,استخاره,دعای استخاره

دعای استخاره به منظور کمک گرفتن از خدا خوانده می شود

دعای استخاره حضرت محمد(ص) – روش اول:

ای محمد هر کس می خواهد کاری انجام دهد و مردد بین دو امر است و قصد دارد بهترین آن را نزد من انتخاب کرده باشد و به آن عمل نماید هنگامیکه اراده می کند بگوید:

(اللَّهُمَّ اخْتَرْ لِي بِعِلْمِكَ وَ وَفِّقْنِي بِعِلْمِكَ لِرِضَاكَ وَ مَحَبَّتِكَ اللَّهُمَّ اخْتَرْ لِي بِقُدْرَتِكَ وَ جَنِّبْنِي بِقُدْرَتِكَ مَقْتَكَ وَ سَخَطَكَ اللَّهُمَّ اخْتَرْ لِي فِيمَا أُرِيدُ مِنْ هَذَيْنِ الْأَمْرَيْنِ وَ تُسَمِّيهِمَا أَسَرَّهُمَا إِلَيَّ وَ أَحَبَّهُمَا إِلَيْكَ وَ أَقْرَبَهُمَا مِنْكَ وَ أَرْضَاهُمَا لَكَ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِي زَوَيْتَ بِهَا عِلْمَ الْأَشْيَاءِ كُلِّهَا عَنْ جَمِيعِ خَلْقِكَ فَإِنَّكَ عَالِمٌ بِهَوَايَ وَ سَرِيرَتِي وَ عَلَانِيَتِي فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اسْفَعْ بِنَاصِيَتِي إِلَى مَا تَرَاهُ لَكَ رِضًا فِيمَا اسْتَخَرْتُكَ  فِيهِ حَتَّى تُلْزِمَنِي‏ مِنْ‏ ذَلِكَ‏ أَمْراً أَرْضَى فِيهِ بِحُكْمِكَ وَ أَتَّكِلُ فِيهِ عَلَى قَضَائِكَ وَ أَكْتَفِي فِيهِ بِقُدْرَتِكَ وَ لَا تَقْلِبْنِي وَ هَوَايَ لِهَوَاكَ مُخَالِفاً وَ لَا بِمَا أُرِيدُ لِمَا تُرِيدُ مُجَانِباً اغْلِبْ بِقُدْرَتِكَ الَّتِي تَقْضِي بِهَا مَا أَحْبَبْتَ عَلَى مَنْ أَحْبَبْتُ بِهَوَاكَ هَوَايَ وَ يَسِّرْنِي لِلْيُسْرَى الَّتِي تَرْضَى بِهَا عَنْ صَاحِبِهَا وَ لَا تَخْذُلْنِي بَعْدَ تَفْوِيضِي إِلَيْكَ أَمْرِي بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ اللَّهُمَّ أَوْقِعْ خِيَرَتَكَ فِي قَلْبِي وَ افْتَحْ قَلْبِي لِلُزُومِهَا يَا كَرِيمُ آمِين‏).

هنگامی که چنین کرد ( و دعای استخاره را خواند ) من نیز برای او منافع نزدیک و دور آن را بر می گزینم.

دعای استخاره حضرت محمد(ص) – روش دوم:

از رسول خدا (ص) نقل شده است كه فرمود: «هنگام استخاره با قرآن، ابتدا سه بار سوره توحید را بخوان. سپس سه بار صلوات بر محمد و آلش بفرست، سپس بگو:

«اللَّهُمَّ إِنِّی تَفَأَّلْتُ بِكِتَابِكَ وَ تَوَكَّلْتُ عَلَیكَ فَأَرِنِی مِنْ كِتَابِكَ مَا هُوَ الْمَكْتُومُ مِنْ سِرِّكَ الْمَكْنُونِ فِی غَیبِك»

پس از این دعای استخاره، قرآن را بگشا و از سطر اول، صفحه سمت راست، مقصود خود را به دست آور.

دعای استخاره امام سجاد (ع):
از جمله دعاهای امام سجاد (ع) در صحیفه سجادیه دعای شماره ۳۳ معروف به دعای استخاره است:

«اللهم انی استخیرک بعلمک فصل علی محمد و آله و اقض لی بالخیرة و الهمنا معرفة الاختیار و اجعل ذلک ذریعة الی الرضا بما قضیت لنا و التسلیم لما حکمت فأزح عنا ریب الارتیاب و ایدنا بیقین المخلصین و لا تسمنا عجز المعرفة عما تخیرت فنغمط قدرک و نکره موضع رضاک و نجنح الی التی هی ابعد من حسن العاقبة و اقرب الی ضد العافیة و حبب الینا ما نکره من قضآئک و سهل علینا ما نستصعب من حکمک و الهمنا الانقیاد لما اوردت علینا من مشیتک حتی لا نحب تاخیر ما عجلت و لا تعجیل ما اخرت و لا نکره ما احببت و لا نتخیر ما کرهت و اختم لنا بالتی هی احمد عاقبة و اکرم مصیرا انک تفید الکریمة و تعطی الجسیمة و تفعل ما ترید و انت علی کل شی‏ء قدیر.»

چند نکته در مورد استخاره:

از خواص استخاره که در حقیقت مشورت با خداوند متعال است این است که اولا خداوند قادر متعال هرچه که به خیر و مصلحت بنده است بر دل او می اندازد و ثانیا هر چه که به خیر و صلاح دین و دنیا و آخرت اوست از طرف باری تعالی به طرف او سوق داده می شود و ثالثا چنان که از روایات دیگر معصومین علیهم السلام برمی آید این است که اگر بعد از مشورت با خدای متعال انسان با بندگان خدا هم مشورت بکند خداوند جل و علا آنچه که خیر و صلاح اوست را بر زبان بندگانش جاری می فرماید و برای او گشایش ایجاد می فرماید.

 

گردآوری:مجله یک پارس

بندگان خاص خدا چه ویژگی دارند؟

خصوصیات بندگان خوب خدا

بندگان خوب خدا کسانی هستند؛ که خود را از تکبر و خود بزرگ بینی دور نگه می‌دارند

«و بندگان خداى رحمان کسانى‌ اند که روى زمین به نرمى گام برمى ‌دارند و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ مى‌‌دهند».  [فرقان/۶۳]

شرح نکته‌ها و پیام‌های آیه:
اولین نکته زیبا که از این آیه شریف استفاده می‌شود این است که خدای متعال در ابتدای آیه سخن را در قالبی مدح آمیز و با منتسب کردن گروهی خاص از بندگان به خود  آغاز می‌نماید به این معنا که این چنین افرادی بندگان خدای رحمان هستند.

سپس خدای متعال به معرفی دو ویژگی منحصر به فرد این دسته از افراد می‌پردازد:

ویژگی اول: با تکبر در روی زمین راه نمی‌روند
بندگان خوب خدا کسانی هستند؛ که خود را از رذیله اخلاقی همچون تکبر و خود بزرگ بینی دور نگه می‌دارند، و با تواضع و فروتنی در روی زمین راه می‌روند. این مطلب گواه بر این است که برخورد این دسته از افراد با دیگران از روی تواضع و فروتنی و بدور از هرگونه گردن کشی و تکبر است.

در اهمیت و ارزش تواضع وفروتنی 
در اهمیت و ارزش تواضع آیات و روایات ارزشمندی در منابع اسلامی وجود دارد. از جمله اینکه در منابع روایی از رسول اکرم(صلی الله علیه واله وسلم) نقل شده است: «برترینِ مردم در بندگى [خدا ]کسى است که در عین بزرگى فروتنى کند.»

فروتنی و تواضع عامل بزرگی
برخلاف تصور کسانی که خیال میکنند با خود بزرگ بینی و تکبر می توانند در قلب دیگران و اجتماعی جای بازکند و صاحب منزلت نزد دیگران شوند؛ در فرهنگ روایات تواضع عامل رفعت و منزلت نزد دیگران و خدای متعال معرفی شده است؛ کما اینکه در روایتی از رسول اکرم (صلی الله علیه واله و سلم) نقل شده است:«فروتنى جز بر رفعت و بلندى آدمى نمى افزاید. پس فروتنى کنید تا خداوند شما را رفعت بخشد.»

ویژگی دوم: با نیکی با دیگران برخورد می‌کنند
ویژگی دیگری که باعث خاص شدن بندگان خوب خدا شده این است که هرگاه با افراد نادان برخورد می‌کنند با نیکی و بزرگواری با آنها برخورد نموده و رفتار همانند آنها ازخود بروز نمی‌دهند:«[فرقان/۶۳] و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ مى‌دهند.»

درس بسیار زیبایی که اگر در زندگی نهادینه شود بسیاری از مشاجرات و درگیریها از زندگی رخت خواهد بست چرا که اگر افراد در عرصه تعاملات اجتماعی هرگاه با گفتار و رفتار جاهلانه‌ای برخورد کرد رفتار همانند آن را از خود بروز ندهد زندگی فردی و اجتماعی افراد رنگ اخلاقی و الهی را به خود خواهد گرفت.

ویژگی سوم: وقت خاص برای ارتباط با خدا دارند
در ادمه آیات سوره مبارک فرقان خدای متعال ویژگی بندگان خوب خود را با این صفت که این دسته افراد اوقات خاصی را برای ملاقات و صحبت با خدای متعال را معین کرده اند ادامه می دهد.«[فرقان /۶۴]و آنانند که در حال سجده یا ایستاده، شب را به روز مى‌ آورند.»

ویژگی چهارم: اهل انفاق‌اند ولی اسراف نمی‌کنند
چهارمین ویژگی که خداوند متعال برای بهترین بندگان خود معرفی می‌فرماید این است که این دسته از افراد به تهیدستان توجه و عنایت خاص دارند ولی در این کار خیر خود زیاده‌روی و اسراف را روا نمی دارند از این رو با یک رویکرد متعادل بخشش میکنند؛ از این رو خداوند متعال در وصف این دسته از افراد می‌فرماید: « [فرقان/۶۷] و کسانى‌ اند که چون انفاق کنند، نه ولخرجى مى‌کنند و نه تنگ مى‌ گیرند، و میان این دو [روش‌] حد وسط را برمى‌گزینند».

ویژگی پنجم: مطیع محض خدای متعال هستند
از جمله زیباترین ویژگی این دسته از افراد این است که غیر از خدا را همتای او قرار نمی‌دهند و از جمیع فرامین و دستورات الهی اطاعت می‌ورزند از اینرو خود را آلوده‌ی تباهی و معاصی نمی‌کنند لذا خدای متعال در این خصوص می‌فرماید:« [فرقان/۶۸] و کسانى ‌اند که با خدا معبودى دیگر نمى‌خوانند و کسى را که خدا [خونش را] حرام کرده است جز به حق نمى‌ کُشند، و زنا نمى ‌کنند، و هر کس اینها را انجام دهد سزایش را دریافت خواهد کرد»

منبع: afkarnews.com

گردآوری:مجله یک پارس

شرایط استخاره تلفنی و نظرات مراجع در خصوص استخاره تلفنی

استخاره تلفنی,گرفتن استخاره تلفنی,شرایط استخاره تلفنی

استخاره تلفنی این روزها از نمونه های استفاده از فناوری های جديد برای امور دينی مردم است

 استخاره تلفنی + شرایط گرفتن استخاره تلفنی

استخاره تلفنی اين روزها يکی از نمونه های استفاده از فناوری های جديد برای امور دينی مردم است. استخاره به معنای طلب خيرکردن و يکی از رسومی است که برخی مسلمانان به هنگام مردد بودن بين دو عمل مختلف انجام می دهند.

با ورود فناوری به دنيای روزمره مردم، برخی فعاليت های مذهبی نيز با ابزار ديجيتالی انجام می شود؛ مثل استخاره با پيامک يا تلفن ثابت. استخاره تلفنی اين روزها يکی از نمونه های استفاده از فناوری های جديد برای امور دينی مردم است.

استخاره تلفنی

عده‌ای با برقراری پیوندهایی میان دین و تکنولوژی کارکردهای مثبت و سازنده‌ای از فضای مجازی ارائه داده و برخی آن را به ابزاری برای سوء استفاده تبدیل کرده‌اند که در این رابطه مسئله استخاره با تلفنهای هوشمند شایسته تأمل است.

 در تماس با شماره استخاره تلفنی، تلفن گويا می گويد که شما با پايگاه حجت الاسلام «…» تماس گرفته ايد. با فشاردادن شماره مربوط به استخاره، ابتدا از مخاطب خواسته می شود که شرايط استخاره را بشنود.

هفت شرط در اين قسمت به مخاطب گوشزد می شود که عبارتند از:

۱- استخاره صلاح شما در انجام دادن یا ندادن کاری را مشخص می کند.

۲- اختیار در انجام دادن یا ندادن کار باید بر عهده فرد باشد.

۳- برای هر کاری فقط یک با ر می توان استخاره گرفت.

۴- استخاره نباید سبب دوری از عقل و دانش شود.

۵- نیت نباید خلاف شرع باشد.

۶- قبل از استخاره تحقیق و مشورت صورت گیرد.

۷- باید توجه  کرد که استخاره فقط صلاح فرد را مشخص می کند نه دلخواه او را.

پس از شنيدن شرايط استخاره، دعا استخاره پخش می شود که با نوايی مذهبی، ترجمه فارسی دعا استخاره به مخاطب عرضه می شود. در اين دعا گفته می شود که خدايا اگر اين کار برا من خير است، آن را برا من مقدر کن. پس از استخاره شماره پيگيری به فرد داده می شود و اعلام می شود نتيجه استخاره تا دو ساعت ديگر رو شبکه قرار می گيرد که با تلفن می توان نتيجه استخاره و آيه مورد استناد آن را شنيد.

 اما مساله اين است که برخی از کارشناسان دين گفته اند استخاره های که به صورت پيامکی و نوار ضبط شده است، بدون اعتبار هستند.

نظر مراجع در مورد استخاره تلفنی:

شیخ عباس قمی در کتاب مفاتیح الجنان از محدث کاشانی و او نیز از مدخل منظوم محقق طوسی ساعاتی را برای استخاره نقل کرده که این امر نشان دهنده ضرورت در نظرگرفتن زمان مناسبی برای انجام استخاره است، اما این روزها با استفاده از سیستمهای الکترونیکی و اینترنتی در هر ساعت از شبانه روز می توانید استخاره بگیرد.

دفتر پاسخگویی به سوالات شرعی آیت الله نوری همدانی در رابطه با انجام استخاره های تلفنی، اینترنتی و به طور کلی سیستمهای هوشمند گفت: اگر استخاره کننده برای انجام این استخاره از قرآن یا تسبیح استفاده می کند، استخاره موثق است.

هم استخاره و هم فردی که استخاره را انجام می دهد باید از شرایط لازم برخوردار باشند. وی افزود: انجام استخاره ها و ارائه پاسخهای تصادفی که از قبل نوشته یا ضبط شده معتبر نیست. استخاره کننده باید برای فردی که درخواست کرده با استفاده از تسبیح یا قرآن استخاره را انجام دهد نه اینکه نتایج آن از قبل موجود باشد.

نماینده دفتر پاسخگویی به سؤالات آیت الله مکارم شیرازی: هم استخاره و هم فردی که استخاره را انجام می دهد باید از شرایط لازم برخوردار باشند.

دفتر پاسخگویی به سؤالات شرعی آیت الله وحید خراسانی: استخاره کننده در انجام استخاره بی اثر نیست، حال فرد استخاره کننده، با وضو بودن، رو به قبله بودن و خلوص وی در انجام استخاره مهم است. برخی ها هم با تفضل خداوند از آیات مطالبی را درمی یابند که سایرین نمی توانند. نمی توان گفت انجام این استخاره ها که از فرد استخاده کننده هیچ اطلاعاتی در دست نیست معتبر باشد.

معایب استخاره تلفنی:

استخاره تلفنی,گرفتن استخاره تلفنی,استخاره تلفنی معتبر

استخاره تلفنی با مشکلات قانونی همراه هست

اما از سوی ديگر، گرفتن استخاره تلفنی با مشکلات قانونی هم همراه است. مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانه های ديجيتال هم اعلام کرده تاکنون هيچ مجوزی برای تبليغات استخاره تلفنی صادر نشده و اينگونه موارد از ديد ما مشکل شرعی و عرفی دارد.

مخاطبان پيام های تبليغاتی می توانند صحت متن های ارسالی را از طريق واحدهای مرکز توسعه فناوری اطلاعات پيگيری کنند و بنابراين مجوز رسانه های آنلاين که يک شکل آن تلفن گويا است، بنا به ضوابطی ارايه می شود که تلفن های استخاره از اين قاعده مستثنا هستند.

نتيجه اين حرف مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اين است که استخاره های تلفنی غيرقانونی هستند. بنابراين به خودی خود، استخاره های پيامکی هم غيرقانونی تلقی می شوند.

 

منابع:

feydus.ir

 

گردآوری:مجله یک پارس

جایگاه زن در اسلام تا چه اندازه است؟

جایگاه زن در اسلام,نقش زن در اسلام,جایگاه زنان در قرآن
نقش زنان در اسلام

 

عظمت و جایگاه زن در فرهنگ والای قرآن

در دین مبین اسلام به جایگاه و شخصیت زن توجه زیادی شده است و نقش زن در اسلام صرفا مدیریت خانواده نبوده و پهنه شخصیت او در حوزه گسترده‌تری قرار دارد.

جایگاه زن در اسلام و قرآن:
قرآن زن را همان گونه می بیند که در طبیعت هست. از این رو هماهنگی کامل میان فرمان های قرآن و فرمان های طبیعت برقرار است. در واقع زن و مرد دو ستاره اند در دو مدار مختلف و هر کدام باید در مدار خود و فلک خود حرکت نمایند ” نه خورشید را سزد که به ماه برسد و نه شب بر روز پیشی جوید و هر کدام در سپهری شناورند” (سوره یس آیه ۴۰) پس شرط اصلی سعادت هر یک از زن و مرد و در حقیقت جامعه بشری این است که دو جنس، هر یک در مدار خویش به حرکت خود ادامه بدهند.

آزادی و برابری آنگاه سود می بخشد که هیچ کدام از مدار و مسیر طبیعی و فطری خویش خارج نگردند. آنچه در هر جامعه ای ناراحتی آفریده است قیام بر ضد فرمان فطرت و طبیعت است.

عدم توجه به وضع طبیعی و فطری زن، موجب پایمال شدن حقوق او می گردد. اگر مرد در برابر زن جبهه ببندد و بگوید تو یکی و من یکی، کارها، مسئولیت ها، بهره ها، پاداش ها، کیفرها، همه باید متشابه و هم شکل باشد، در این صورت زن در کارهای سخت و سنگین باید با مرد شریک شود و به فراخور نیروی کارش مزد بگیرد، توقع احترام و حمایت از مرد نداشته باشد، تمام هزینه های زندگی خودش را بر عهده بگیرد و در هزینه فرزندان با مرد شرکت داشته باشد و … که در این وقت است که زن در وضع سختی قرار خواهد گرفت، زیرا نیروی کار تولید زن بالطبع کمتر از مرد است و استهلاک ثروتش بیشتر.

پس با در نظر گرفتن وضع طبیعی و فطری هر یک از زن و مرد، با توجه به تساوی آنها در انسان بودن و حقوق مشترک انسانها، زن را در وضع بسیار مناسبی قرار می دهد که نه شخصش کوبیده شود و نه شخصیتش. پس در زمینه احیای حقوق زن دیدگاهی که طبیعت را راهنمای خود قرار دهد در نهضت حقوق زن به معنی واقعی موفق خواهد شد.

به طور خلاصه جایگاه زنان از نظر مکتب اسلام:
۱٫ زن، مظهر و نماد جمال و ظرافت و سکونت است.
۲٫ زن، مایه ی آرامش مرد و مرد، تکیه گاه و مسئول و سرپرست زن است.
۳٫ تقرب به خدا، بهره مندی از نتیجه ی عمل صالح، پا نهادن در مسیر سلوک در گرو جنسیتی خاص نیست.
۴٫ تفاوت های زن و مرد در احکام، نه از روی ظلم و مردسالاری که برخاسته از مسئولیت بیشتر مرد و وظیفه ی فزون تر او در قبال خانواده و جامعه است.

جایگاه زن در اسلام,نقش زن در اسلام,جایگاه زنان در قرآن
زنان در اسلام جایگاه بالا و ارزشمندی دارند

 

روایتی در خصوص  جایگاه زنان در اسلام
از ابوهریره روایت شده‌است که مردی به نزدیک رسول‌الله آمد و گفت: یا رسول‌الله، از مردم چه کسی را خدمت کنم؟ رسول گفت: مادرت راً مرد گفت: دیگر چه کسی را؟ رسول گفت: مادرت را. مرد بار دیگر پرسید: پس از او چه کسی را؟ رسول گفت: “مادرت راً چون برای بار چهارم مرد پرسید: دیگر چه کسی را خدمت کنم؟ رسول گفت: “پدرت را”

قرٱن، مردان را قیم و سرپرست زنان و مسؤول حفاظت از آن‌ها می‌داند. مردان مسلط بر زنان و سرپرست ایشان‌اند چرا که خداوند برخی را بر برخی دیگر برتری داده‌است و مردان از اموال خویش به زنان نفقه می‌دهند پس زنان شایسته و مطیع و حافظان خانه در غیاب شوهر باشند و آنچه خداوند به نگهداری آن دستور داده، نگه‌دارند.

پیامبر اسلام، در آخرین خطبه خویش در حجةالوداع نیز بر نیکویی پیش گرفتن با زنان تأکید کردند:
ای مردان، با زنان خویش به نیکی رفتار نمایید و با ایشان مهربان باشید؛ چرا که آن‌ها شریک شده و یاری‌کنندگان شما در دین هستند.

همان گونه که می دانید زنان قبل از اسلام نه تنها از حقوق اولیه انسانی بهره ای نداشتند بلکه در برخی جوامع، زنان پست به شمار می آمدند. در چنین روزگاری که زن ارزش و اعتباری نداشت پیامبر اکرم ( ص ) مقام زن را در سطح یک انسان مستقل و دارای حقوق و شخصیت بالا بردند. پیامبر ( ص ) نسبت به زنان احترام خاصی قائل بودند و مرتباً درباره محبت و مهربانی و مدارا به آنان سفارش می کردند . به زنان سلام می کردند و مکرر می فرمودند من از دنیای شما سه چیز را دوست دارم و آنها عبارتند از عطر ، زن و نماز ، که نماز روشنی چشم من است . ناگفته پیداست که این سخن پیامبر ( ص ) به خاطر شهوت و غریزه نبوده بلکه آن حضرت با ایراد چنین سخنانی می خواستند زنان را که در نظر اعراب موجودی بی ارزش بودند بزرگ جلوه دهند بدین جهت زن را در ردیف نماز که امری عبادی و مقدس است قرار داده و با این تغییر زن را به بالاترین مقام ترقی دادند .

یکی از همسران پیامبر ( ص ) می گوید از رسول خدا ( ص ) شنیدم که می فرمود: بهترین مردان امت من کسی است که نسبت به همسر خود بهترین رفتار را داشته باشد و بهترین زنان امت من کسی است که نسبت به شوهرش بهترین کردار را داشته باشد . هر زنی که آبستن می شود ، هر شب و روزی که بر وی می گذرد برابر با هزار شهید اجر و پاداش دارد . بهترین زنان امت من زنی است که در آنچه معصیت نباشد رضای شوهر خود را بدست آورد و بهترین مردان امت من مردی است که با خانواده اش به لطف و مدارا زندگی کند .

پیامبر ( ص ) به زنان توجه كامل داشتند و به آنان شخصيت و فرصت مي دادند ، آن هم در جامعه اي كه دختر را زنده به گور مي كردند . خداوند در قرآن مي فرمايد: وقتي به كسي خبر مي دادند كه همسرت دختر زایيده است از شدت ناراحتي رنگ چهره اش سياه مي شد . در اين جامعه پيامبر ( ص ) مي فرمايند : هرگز به زنان اهانت نمي كنند مگر افراد پست و فرومايه . آن حضرت براي زنان به قدري شخصيت قائل بودند كه جداگانه به زنان فرصت بيعت دادند.

مقایسه جایگاه زن در اسلام و دیگر ادیان
فرهنگ های منحط و آداب و رسوم غلط در جوامع بشری انواع ظلم و جور و سختی را بر زنان تحمیل کرده و آنان را به استثمار کشیده است. اکنون نمونه هایی از اشکال مختلف ستم بر زنان در کشورهای گوناگون مطرح می شود:

یونان: یونانیان زن را زاده شیطان می دانستند و او را در هیچ کاری مداخله نمی دادند و فقط برای ارضاء غریزه جنسی و خدمت گذاری، از او استفاده می کردند. در یونان زن به آسانی مورد معامله و واگذاری به بیگانه قرار می گرفت.

روم: هر چند رومی ها در قوانین و حقوق،پیشرفت زیادی داشته اند، اما عقیده آن ها درباره زن این بوده است که او را به علت دارانبودن روح انسانی،برای حشر در روز قیامت لایق نمی دانسته اند. در نظر رومیان زن مظهر شیطان و انواع ارواح موذیه بود، از این جهت در خندیدن و سخن گفتن از او جلوگیری می کردند و اکثرا دهان او را جز در موارد خوردن می بستند. در روم زنان همیشه تحت کفالت بودند و احتیاج به قیم داشتند و پس از مرگ مانند اشیاء به ارث برده می شدند.

چین: اگر دختری متولد می شد، خویشان و نزدیکان با نهایت تاسف و ترحم به پدر و کسان نزدیک طفل تسلیت می گفتند. دختران را زنده می کشتند یا به صحرا می افکندند و یا به برده فروشان می دادند. چینیان خیال می کردند خداوند خالق پسران است و شیطان خالق دختران، لذا در نظر آنان پسران با برکت بودند و دختران طوق لعنت. قربانی دوشیزگان برای خدایان در چین مرسوم بوده است .

جاهلیت عرب: زن در میان عرب های جاهلی وضعیت نامناسبی داشته، با فجیع ترین وضع زندگی می کرده و مانند کالایی خرید و فروش می شده و از هر گونه حقوق اجتماعی و فردی حتی حق ارث محروم بوده است. آنان زن را در شمار حیوانات قرار داده و او را جزء لوازم و اثاث زندگی می شمردند. غالبا از بیم قحطی و یا از ترس آلودگی، دختران خود را در روز اول تولد سر می بریدند و یا از بالای کوه بلند به دره عمیقی پرتاب می کردند و گاهی در میان آب غرق می کردند.

همچنین زنده به گور کردن دختران مرسوم بوده است. به عنوان نمونه وقتی از قیس بن عاصم سؤال شد که تا کنون چند نفر از دخترانت را زنده به گور کرده ای، پاسخ داد: دوازده یا سیزده دختر . به همین منظور آیاتی چند از قران کریم در مزمت و نکوهش آنان بیان شده است، از جمله: «قد خسر الذین قتلوا اولادهم سفها بغیر علم » ، «البته آنان که فرزندان خود را به سفاهت و نادانی کشتند زیانکارند.» و «وکذلک زین لکثیر من المشرکین قتل اولادهم شرکاؤهم »، «و همچنین در نظر بسیاری از مشرکان، [عمل ظالمانه ]کشتن فرزندانشان را بت های ایشان نیکو جلوه داد.»

جایگاه زن در اسلام,نقش زن در اسلام,جایگاه زنان در قرآن

 

در اسلام به زنان حق دخالت در امور اجتماعی، سیاسی و فرهنگی داده شده است

حقوق زن در اسلام:
یکی از مباحث قابل توجه در مورد جایگاه زنان در اسلام، جایگاه حقوقی آنان است. اگر چه اسلام برای زنان در ابعاد فردی و اجتماعی قوانین ویژه ای وضع نموده ولی در برابر، حقوق شایسته ای برای آنان قرار داده که موجب تعالی شخصیت آن ها است. خداوند حکیم می فرماید: «ولهن مثل الذی علیهن بالمعروف » ; «و برای زنان همانند وظایفی که بر دوش آن هاست [حقوق] شایسته ای قرار داده شده است.» در این مقال به ذکر نمونه هایی از اقداماتی که اسلام برای احیاء و استیفای حقوق زنان انجام داده است می پردازیم.

۱) احیاء شخصیت زنان
در طول تاریخ به واسطه برتری جسمانی مردان بر زنان، شخصیت و جایگاه زنان به پایین ترین حد تنزل یافته بود، به طوری که مایه سرافکندگی و طوق لعنت به شمار می رفتند. به عنوان نمونه قرآن کریم می فرماید: «واذا بشر احدهم بالانثی ظل وجهه مسودا وهو کظیم » ; «و هرگاه به یکی از آن ها بشارت دهند که دختری نصیب تو شده، صورتش [از فرط ناراحتی] سیاه می شود و به شدت خشمگین می گردد.» اما اسلام با قوانین بی بدیل خود و گفتار و رفتار پیامبری که رحمة للعالمین بود، شخصیت از دست رفته زنان را احیا کرد و او را مایه رحمت و برکت معرفی نمود، چنانکه رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله می فرمایند: «البنات هن المشفقات المجهزات المبارکات دخترها مایه رحمت، صلاح زندگی و برکت هستند.»

۲) به رسمیت شناختن حق مالکیت زنان
قبل از اسلام زنان نه تنها حق مالکیت نداشتند، بلکه همچون کالایی خرید و فروش می شدند و در کنار اموال میت به ارث برده می شدند، حتی در کشورهای غربی با آن همه هیاهوی تبلیغاتی و شعار برابری حقوق زن و مرد، تا یک قرن قبل حق مالکیت برای زنان قائل نبودند و بعد از انقلاب صنعتی – آن هم برای تشویق زنان برای حضور در کارخانه ها به عنوان نیروی کار ارزان قیمت – برای آنان حق مالکیت را به رسمیت شناختند. ویل دورانت مورخ بزرگ می نویسد: «نخستین قدم برای آزادی مادران بزرگ ما قانون ۱۸۸۲ م بود. به موجب این قانون زنان بریتانیای کبیر از آن پس از امتیاز بی سابقه ای برخوردار می شدند و آن این که پولی را که به دست می آوردند حق داشتند برای خود نگه دارند. این قانون عالی اخلاقی را کارخانه داران مجلس عوام وضع کردند تا بتوانند زنان انگلستان را به کارخانه ها بکشانند. از آن سال تا به امسال سودجویی مقاومت ناپذیری آنان را از بندگی و جان کندن در خانه رهانیده، گرفتار بندگی و جان کندن در مغازه و کارخانه کرده است.»

اما اسلام که انسان های کور دل و شهوت پرست قرن بیستم آن را به محدودیت حقوق زنان متهم می کنند، از قرن ها قبل حق مالکیت را برای زنان، به رسمیت شناخته و به هیچ کس حق تصرف در اموال آنان را نمی دهد. خداوند متعال به صراحت می فرماید: «للرجال نصیب مما اکتسبوا وللنساء نصیب مما اکتسبن »، «مردان نصیبی از آن چه به دست می آورند دارند و زنان نیز نصیبی از آنچه به دست می آورند دارند [و نباید حقوق هیچ یک پایمال شود].» همچنین برای آنان به انتظار و نیاز آن ها در چهار چوب شریعت، حق ارث معین شده است. «وللنساء نصیب مما ترک الوالدان والاقربون »، «و برای زنان نیز از آن چه پدر و مادر و خویشاوندان [به ارث ]می گذارند، سهمی است.»

۳) تجویز حضور زنان در عرصه های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی
در اسلام به زنان حق دخالت در امور اجتماعی، سیاسی و فرهنگی داده شده است، اما مشروط به حفظ عفاف و پاکدامنی و حریم انسانیت. اسلام از طرفی با حضور بی قید و شرط زنان در تمام امور و از بین رفتن حریم های اخلاقی مخالفت کرده و از طرف دیگر برای فعالیت های ضروری اجتماعی با حفظ عفت مانعی ایجاد نکرده است و راه اعتدال که سعادت آنان را در پی دارد در پیش روی آنان قرار داده است.

 hawzah.net
dari.irib.ir

گردآوری:مجله یک پارس

خدا کیست و آیا شناخت خدا برای بشر ممکن است؟

خدا,خدا کیست,عکس خدا

شناخت خدا از خواسته‏ های فطری انسان است

 

ً

راههای اثبات وجود خدا

مفهوم خدا به یک موجود برتر که آفریننده جهان هستی دانسته می‌شود، اطلاق می‌گردد. مفهوم واژه خدا از عمومی ترین و ساده ترین مفاهیمی است که همه انسانها حتی کسانی که منکر وجود خداوند هستند، نیز آن را درک می کنند برای شناخت خدا قبل از هر چیز باید به این نکته توجه داشت که شناخت کامل خدای متعال برای ما امکان ندارد.

خدا کیست و چه دلیلی می‌توان برای اثبات وجود خداوند آورد؟

خداوند تبارک و تعالی، وجود مطلق و کمال مطلق است که هیچ گونه عیب و نقصی در آن نیست. خدا وجود بی همتایی است که توانایی انجام هر کاری را دارد و به همه اشیاء در تمام حالات و زمانها آگاه است، خدا شنوا و بیناست، دارای اراده و اختیار است، خداوند زنده و خالق همه چیز و سرچشمه تمام خیرات و خوبیهاست، و همه موجودات (مخلوقات) را دوست دارد و نسبت به آنها مهربان است.

مفهوم واژه خدا از عمومی ترین و ساده ترین مفاهیمی است که همه انسانها حتی کسانی که منکر وجود خدا هستند، نیز آن را درک می کنند. هر چند شناخت کنه و حقیقت ذات خدای تبارک و تعالی برای انسان غیر ممکن است ولی از راههای بسیار زیادی می توان یقین به وجود خداوند تبارک و تعالی پیدا نمود.

خدا از کجا آمده!

او نیامده، خدا بود و زمان خلق شد و ما آمدیم، آفریده شدیم. همان طور که فکر می کنیم خورشید به دور ما می چرخد، در صورتی که او هست و ما به دور آن می چرخیم؛ خدا هم بود و ما آمدیم؛ خلق شدیم.

پاسخ این پرسش که خدا از کجا آمده در ابعاد کنونی ما نیست، گویی که از یک جنین در شکم مادر بپرسی که مادر “از کجا آمده” جنین در حدی و در جایگاهی نیست که اظهار نظر کند. تنها راه برای پی بردن به پاسخ این که خدا از کجا آمده صبر است تا با زایمان مرگ از این جنین کوچک بیرون رویم. جایی که می پرسیم خدا از کجا آمده و درک می کنیم که خداوند از جا و مکان بیرون است.

راههای شناخت خدا

خدا,رحمت خدا,عکس از خدا

ذات و صفات خدا از هر گونه نقص و عیبی‏ مبرا است

راههای شناخت خدا در یک دسته بندی کلی به راههای زیر تقسیم می شود:

ـ راه عقلی برای شناخت خدا (مثل برهان امکان و وجوب و مانند آن)

 

– راه تجربی شناخت خدا (برهان نظم)

 

برای روشن شدن پاسخ راههای خدا شناسی لازم است به چند نکته توجه داشته باشیم:

۱ ـ مفهوم واژه خداوند، از مفاهیمی است که هر انسانی حتی منکران وجود خدا نیز تصویری از آن در ذهن خود دارند. چون همه می دانند خدا یعنی موجودی که خالق همه موجودات، توانای بر هر کار، آگاه بر همه چیز، بینا، شنوا، حی و زنده، و… می باشد، گر چه وجود چنین خدائی را نپذیرند.

۲ ـ هر چند مفهوم واژه خدا از عمومی ترین مفاهیم است، ولی شناخت حقیقت و کنه ذات خدا برای انسان ممکن نیست، چون ذات خداوند نامحدود و بی نهایت است و علم یعنی احاطه بر معلوم، و انسان چون ذات و خصوصیات او محدود است نمی تواند به حقیقت ذات خدا پی ببرد.

«لا یحیطون به علما[۱]، بر خداوند احاطه علمی پیدا نمی کنند» و شاید به همین دلیل است که قرآن مجید در معرفی خدا از طریق بیان صفات جمال و جلال نظیر غنی، علیم، حکیم، سمیع، بصیر، علی، کبیر، رحمن، رحیم، کبیر، خالق، فاطر و… به معرفی خدای متعال پرداخته است.[۲] علاوه اینکه انسان از طریق حواس با اشیاء خارجی ارتباط برقرار می کند و معرفتی بدست می آورد و ذات خداوند تبارک و تعالی شبیه و مانند هیچ چیز نیست «لیس کمثله شی».[۳]

۳ ـ هر چند حقیقت ذات خدا قابل شناخت کامل نیست ولی از راههای بسیار زیادی می توان یقین به وجود خداوند تبارک و تعالی پیدا نمود که در یک دسته بندی کلی به راههای:

• راه عقل مثل برهان امکان و وجوب

• راه حسی و تجربی یا برهان نظم[۴]

• راه دل یا برهان فطرت، تقسیم می شوند. [۵]

• آسان ترین و بهترین راه شناخت وجود خدا، راه دل یا برهان فطرت است. یعنی در درون اعماق روح انسانی، شناخت، گرایش و عشق به خداوند نهفته است. همیشه یک نقطه نورانی و یک جاذبه نیرومند در درون قلب انسان وجود دارد که خط ارتباطی او با جهان ماوراء طبیعت و نزدیکترین راه به سوی خداست.[۶]

• هر چند شناخت خدا و گرایش به سوی او و نور توحید در درون جان همه انسانها نهفته است ولی آداب و رسوم خرافی، تربیتهای غلط، تلقینهای سوء، غفلت و غرور، مخصوصاً به هنگام سلامت و وفور نعمت، پرده هایی بر آن می افکند، ولی هنگامی که طوفان حوادث از هر سوی وزیدن گرفته و گرداب مشکلات در برابر انسان نمایان گردد. انسان دست خود را از همه اسباب ظاهری کوتاه می بیند و از همه جا نا امید می شود، در این هنگام است که پرده ها کنار می روند و آن نقطه نورانی دل آشکار می شود و هر گونه فکر شرک آلود در مورد خدا را از دل زدوده و در کوره این حوادث از هر ناخالصی خالص می گردد[۷] و انسان بی اختیار به سوی عالم ماورا طبیعت می رود.

به همین دلیل آیات متعددی از قرآن کریم از این طریق، نعمت فطرت خدا جویی را یادآوری مینمایند.[۸] پیشوایان بزرگ اسلام نیز کسانی را که در مساله خداشناسی سخت در تردید فرو می رفتند از همین طریق ارشاد می نمودند برای نمونه به این قطعه تاریخی توجه نمائید:

مرد سرگردانی که در امر خداشناسی گرفتار شک و تردید شده بود، خدمت امام صادق علیه السلام عرض کرد:

« ای فرزند رسول خدا(ص) مرا راهنمایی کن به این که خدا کیست! زیرا وسوسه گران مرا حیران ساخته اند، امام فرمودند: ای بنده خدا! آیا هرگز سوار بر کشتی شده ای؟ عرض کرد آری، فرمود:

هرگز کشتی تو در آنجایی که هیچ کشتی دیگری برای نجات تو نبوده، و قدرت بر شناگری نداشته ای، شکسته است؟ عرض کرد: آری، فرمود: در آن حالت آیا قلب تو به این امر تعلق گرفت که موجودی هست که می تواند تو را از آن مهلکه نجات دهد ؟ عرض کرد آری. امام صادق علیه السلام فرمود: او خداوندی است که قادر بر نجات است در آنجا که هیچ نجات دهنده و فریاد رسی نیست.

نتیجه این که هر انسانی از راه دل و فطرت خود به وجود خداوند قادر، عالم، خالق حی و مهربان و… معرفت و شناخت و گرایش دارد و اگر هم در اثر عواملی از وجود خدا غافل باشد، نمی تواند انکار کند در دوران زندگی اش حادثه ای رخ نداده است که دست او را از همه جا کوتاه ننموده، و او را متوجه وجود خدا نکرده باشد. [۹]

۶٫ گاه آدمی با مشاهده دقیق و اندیشه ورزی در اوصاف و روابط پدیده های تجربی به وجود خدا و اوصاف او، مانند علم، حکمت و قدرت، رهنمون می گردد. این راه، از آن جا که بر مشاهده جهان طبیعت و مطالعه تجربی پدیده های طبیعی استوار است، راه تجربه نامیده می شود. با توجه به امتیازات ویژه این راه، قرآن کریم توجه خاصی به آن مبذول داشته و در آیات پرشماری، انسان را به تدبر در پدیده های جهان پیرامون خویش، به مثابه آیات و نشانه های تکوینی خدا، فراخوانده است.

پاره ای از محققان اسلامی، با اتکا بر یکی از ویژگی های جهان طبیعت یعنی نظم و انتظام جاری در اشیای طبیعی، استدلالی را بر وجود خدا سامان داده اند که به دلیل یا برهان نظم موسوم است. بر این اساس، می توان برهان نظم را نمونه روشنی از آنچه که آن را راه تجربی خداشناسی نامیدیم، دانست.

شناخت خدا از طریق آیات قرآن و روایات

خدا,در مورد خدا,ارتباط با خدا

با بررسی آیات و روایات گوناگون می توان وجود خدا را اثبات کرد

 در جای جای قرآن کریم، می توان آیاتی را یافت که از پدیده های گوناگون طبیعی یاد می کند و آنها را آیه و نشانه ای بر وجود خدا می شمارد و انسان را به تدبر و تأمل در آنها فرا می خواند. شناخت خدا از رهگذر نشانه های تکوینی او در جهان خلقت، که نمونه روشنی از راه تجربی خدایابی است، گاه به «شناخت آیه ای و آفاقی» نامیده می شود.[۱۰]

گروهی از آیات، آدمی را به اندیشه ورزی در آیات تکوینی خداوند دعوت می کند و انتظام موجود در هستی و در وجود آدمی را دلیل و راهنمایی می داند که اهل خرد و اندیشه را به سوی مبدأ متعالی جهان راهبری می نماید:

“مسلماً در آفرینش آسمان ها و زمین، و در پی یکدیگر آمدن شب و روز، برای خردمندان نشانه هایی (قانع کننده) هست”.[۱۱]

و “روی زمین برای اهل یقین نشانه هایی (متقاعد کننده) است، در خود شما؛ پس مگر نمی بینید؟”[۱۲]

گروه پرشماری از آیات قرآنی نیز بر روی پدیده های خاصی انگشت گذارده و آن را به عنوان آیه و نشانه ای بر وجود خدا و علم و قدرت خداوند معرفی کرده است. این آیات به قدری فراوان اند که حتی ذکر نمونه هایی از آن ها مجالی بسیار گسترده می طلبد.[۱۳]

پیشوایان دین نیز به پیروی از روش قرآن کریم، بر «شناخت آیه»ای خداوند تأکید بلیغی کرده اند. برای نمونه، در حدیث جامعی از امام صادق (ع) خطاب به یکی از یارانش آمده است.

ای مفضل! نخستین عبرت و دلیل بر خالق – جل و علا – هیأت بخشیدن به این عالم و گردآوری اجزا و نظم آفرینی در آن است. از این رو اگر با اندیشه و خرد درکار عالم، نیک و عمیق تأمل کنی، هر آینه آن را چون خانه و سرایی می یابی که تمام نیازهای بندگان خدا در آن آماده و گرد آمده است.

آسمان همانند سقف، بلند گردانیده شده؛ زمین بسان فرش گسترانیده شده؛ ستارگان چون چراغ هایی چیده شده و گوهرها همانند ذخیره هایی در آن نهفته شده و همه چیز در جای شایسته خود چیده شده است. آدمی نیز چون کسی است که این خانه را به او داده اند و همه چیز آن را در اختیارش نهاده اند.

همه نوع گیاه و حیوان برای رفع نیاز و صرف در مصالح او در آن مهیا است. اینها همه دلیل آن است که جهان هستی با اندازه گیری دقیق و حکیمانه و نظم و تناسب و هماهنگی آفریده شده است. آفریننده آن یکی است و او همان شکل دهنده، نظم آفرین و هماهنگ کننده اجزای آن است.[۱۴]

شناخت خدا از راه عقل

ارتباط با خدا,رحمت خد,قدرت خدا

راه عقلی شناخت خدا می تواند در تقویت ایمان دینی مؤثر باشد

در این راه، هستی خداوند به مدد مقدمات، اصول و روش های کاملاً عقلی ثابت می شود.[۱۵]

براهین و ادله فلسفی اثبات خدا، نمونه های روشنی از کاوش های عقلی در راه اثبات خدا است. این راه شناخت خدا، در مقایسه با دو راه پیش گفته، ویژگی هایی دارد که پاره ای از آنها بدین شرح است:

۱٫ بسیاری از استدلال ها و تبیین های عقلی خدایابی به دلیل پیوند با مباحث پیچیده و عمیق فلسفی، برای کسانی که دستی در بحث های فلسفی ندارند، چندان مفید نیست.[۱۶]

۲٫ یکی از امتیازات راه عقلی برای شناخت خدا آن است که می توان در مصاف علمی با شبهات ملحدان از آن سود جست و در مقام احتجاج و مناظره، ضعف و سستی دلالیل منکران را آشکار ساخت و به چالش عقل گرایانی که جز به استدلال عقلی گردن نمی نهند، پاسخ گفت.

۳٫ راه عقلی خدایابی می تواند در تقویت ایمان دینی مؤثر باشد؛ زیرا هرگاه خرد آدمی در برابر حقیقتی خاضع گردد، قلب و دل او نیز بدان گرایش قوی تری می یابد. از سوی دیگر، زدودن شک و تردید در سایه استدلال استوار عقلی سهم به سزایی در پیش گیری از آسیب دیدن ایمان دارد.[۱۷]

با توجه به کارکرد ویژه راه عقلی از یک سو و با نظر به تمایل فطری ذهن جست و جوگر انسان به بحث های عمیق عقلی و فلسفی از سوی دیگر، دانشمندان مسلمان پژوهش های ژرفی را در زمینه ی خدایابی عقلی به انجام رسانده اند که بخشی از آن به تأسیس براهین نوین وجود خدا یا تکمیل براهین پیشین انجامیده است.

یکی از متقن ترین ادله عقلی اثبات هستی خدا، برهان معروف وجوب و امکان است. این برهان به چندگونه تقریر شده است که در این جا به ذکر نمونه ای بسنده می کنیم.

می توان چکیده برهان وجوب و امکان را (در تقریر حاضر) چنین بیان کرد: یقیناً در جهان خارج موجودی هست. این موجود اگر واجب الوجود باشد مطلوب ما (که وجود خداوند یا همان واجب الوجود است) ثابت می شود و اگر ممکن الوجود باشد، با توجه به نیازمندی آن به علت و با توجه به امتناع تسلسل و دور، به موجودی نیاز دارد که وجودش معلول موجود دیگری نباشد و چنین موجودی، واجب الوجود (یا همان خداوند) است.

—————————————–

پی نوشت

[۱] ـ طه، ۱۱۰٫

[۲] ـ تفسر نمونه ج ۱۴، ص ۱۶۱٫

[۳] ـ شوری، ۱۱٫

[۴] تجربی نامیدن این راه به معنای استقلال آن از هر گونه استلال عقلی نیست، بلکه ناظر به این واقعیت است که یکی از مقدمات اساسی آن بر مشاهده تجربی پدیده های طبیعی استوارمی گردد.

[۵] معارف اسلامی ،ج، ۱،ص،۴۱٫

[۶] ـ تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص ۳۴۱ و ۳۴۲٫

[۷] ـ همان، ص ۴۱۸ – ۴۲۲ و ۴۲۳٫

[۸] ـ مانند آیه ۶۵ عنکبوت و ۳۰ روم، و ۱۲ و ۲۲ و ۲۳ یونس، ۶۷ اسراء ، ۸ و ۴۹ زمر.

[۹]  ـ بحار الانوار، ج ۳، ص ۴۱٫

[۱۰]  گفتنی است که در تفسیر «شناخت آیه ای» که برگرفته از قرآن کریم است، چندین دیدگاه وجود دارد:

 

گروهی از محققان آن را مقدمه ای برای تشکیل یک استدلال عقلی – شبیه به آنچه در تبیین برهان نظم گفته شد، بر وجود خداوند و علم و حکمت او می دانند؛ اما بر اساس تفسیر دیگر، آیات قرآن که آدمی را به تأمل در پدیده های طبیعی فرا می خواند، صرفاً موجب یادآوری معرفت فطری او به خدای خویش می شوند جز تذکر و غفلت زدایی ندارند.

 

رأی سوم بر آن است که آیات مورد بحث در مقام جدال احسن با مشرکان اند؛ آنان که به غلط بت ها و معبودهای دروغین خویش را در کار تدبیر برخی امور دنیا دخیل می دانستند و درک درستی از توحید ربوبی خداوند نداشتند. (بنگرید به: المیزان، علامه طباطبایی، ج ۱۸، ص ۱۵۴؛ آموزش عقاید، مصباح یزدی، ج ۲ – ۱، ص ۶۸ و تبیین براهین اثبات خدا، جوادی آملی، ص ۴۳). [۱۱]  ان فی خلق السماوات والارض و اختلاف اللیل والنهار لآیات لاولی الالباب. (آل عمران، ۱۹۰).

 

[۱۲]  و فی الارض آیات للموقنین. و فی انفسکم، افلا تبصرون. (ذاریات، ۲۰ و ۲۱ و نیز بنگرید به: بقره، ۱۶۴؛ جاثیه، ۳-۶؛ یونس، ۱۰۰ و ۱۰۱؛ ابراهیم، ۱۰).

 

[۱۳]  آیاتی که بر نشانه بودن پدیده های خاصی تأکید می کنند، در چند گروه کلی جای می گیرند. آیات مربوط به حوزه حیات انسانی عبارتند از:

 

۱٫ نظام عمومی خلقت انسان: جاثیه، ۴ و روم، ۲۰٫ ۲٫ نظام شکل گیری نطفه در رحم: آل عمران، ۶؛ انفطار، ۶-۷؛ تغابن، ۳؛ غافر، ۶۴؛ حشر، ۲۴؛ نوح، ۱۳-۱۴٫ ۳٫ نظام معرفتی: نحل، ۷۸٫ ۴٫ نظام اختلاف زبان ها و رنگ ها: روم، ۲۲؛ فاطر، ۲۷ و ۲۸٫ ۵٫ نظام ارتزاق: غافر، ۶۴؛ اسراء، ۷۰؛ جاثیه، ۵ و ۲۰؛ فاطر، ۳؛ روم، ۴؛ سبا، ۲۴؛ یونس، ۳۱؛ نمل، ۶۴؛ ملک، ۲۱؛ انفال، ۲۶؛ بقره، ۲۲ و ۱۷۲؛ ابراهیم، ۲۲ و ذاریات، ۵۸٫ ۶٫ نظام خواب: روم، ۲۳؛ نمل، ۸۶؛ فرقان، ۴۷؛ نبأ، ۹ و زمر، ۴۲٫ ۷٫ نظام پوشاک: اعراف، ۲۶ و نحل، ۱۴ و ۸۱٫ ۸٫ نظام سکونتی: نحل، ۸۰٫ ۹٫ نظام ازدواج: روم، ۲۱؛ شوری، ۱۱؛ فاطر، ۱۱؛ نجم، ۴۵؛ قیامت، ۳۹؛ نحل، ۷۲؛ لیل، ۳؛ نبأ، ۸ و اعراف، ۱۸۹٫

 

[۱۴]  و نیز بنگرید به: نهج البلاغه، خطبه ۱۸۶؛ التوحید، شیخ صدوق، باب دوم، ح ۲ و بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۳، صص ۶۱، ۸۲، ۱۳۰، ۱۵۲٫

 

[۱۵]  عقلی نامیدن این راه بدین معنا نیست که تنها در این راه از عقل استفاده می شود، بلکه از آن رواست که به مقدمات و روش های عقلی اکتفا کرده است.

 

[۱۶]  این معنا با «عمومی» دانستن راه عقلی ناسازگار نیست؛ زیرا مقصود از عمومیت در این جا، عمومیت نسبی است که در مقابل «شخصی بودن» قرار می گیرد. بدین معنا که راه عقلی اختصاص به شخص و احدی ندارد، بلکه افراد متعددی می توانند از آن بهره گیرند.

 

[۱۷]  راه عقلی به ویژه برای آنان که از شهود باطنی حق تعالی و مشاهده او با چشم دل محروم اند، سودمند است. به گفته مولانا:

چشم اگر داری تو کورانه میا       ورنداری چشم، دست آور عصا

آن عصای حزم و استدلال را       چون نداری دید، می کن پیشوا

منبع:islamquest.net

گردآوری:مجله یک پارس

آیا باید دیگران را برای نماز صبح بیدار کنیم؟

نماز حاجت,نماز جماعت

 آیا باید دیگران را برای نماز صبح بیدار کنیم؟

 شرایطی که ممکن است برای بیدار نمودن دیگران پیش بیاید از قرار ذیل می باشد:

اول: فردی که قصد بیدار نمودن آن را داریم اهل نماز می باشد.
در خصوص چنین فردی از آن جا که در حال خواب تکلیفی بر عهده افراد نمی باشد و از سوی دیگر نیز خوابیدن از جمله حقوق شخصى هر فرد است، لذا بیدار ساختن کسى از خواب – حتى براى نماز – جایز نیست. مگر آن که، علم به رضایت بیدار نمودن وی داشته باشیم که در این صورت می توانیم او را بیدار نماییم. مانند زمانی که خود فرد – اعم از دوست، مهمان، همسر – از ما خواسته او را بیدار کنیم و یا این که می دانیم در صورت بیدار نکردن وی باعث ناراحتی او می شود.

 دوم: فردی که قصد بیدار نمودن آن را داریم با انگیزه این که نماز نخواند خوابیده.
اگر انسان بداند کسی خوابیده به قصد آن که نماز نخواند از باب نهی از منکر با وجود شرایط آن، بیدار کردن لازم است [۱].

 سوم: فردی که قصد بیدار نمودن آن را داریم فرزند انسان می باشد.
پدر و مادر که مسئولیت تربیت فرزند به عهده آن ها است، لازم است ابتدا او را از حدود سن هفت سالگی به تدریج برای نماز بیدار کنند تا این کار در هنگام بلوغ شرعی به صورت عادت درآید، البته این بیدار نمودن باید همراه با آرامش و مهربانی و با صدای آرام باشد تا در نظر فرزند حساسیت بدی نسبت به نماز پیدا نشود و ضمنا لازم است با دادن اطلاعات دینی به خصوص درباره نماز و اهمیت آن سعی کنید ایمان فرزندتان را تقویت نمایید و در خود او انگیزه بیدار شدن ایجاد کنید تا برای بیدارشدن اهتمام بورزد.

بنابراین علاوه بر جواز بیدار نمودن فرزندان، این امر پسندیده نیز می باشد مگر آن که از جهات دیگری موجب اذیت یا موجب ضرر باشد، مثل این که مریض باشند [۲].

پی نوشت :
[۱] – محمد وحیدی، دانستنی های لازم از نماز، قم، موسسه بوستان کتاب ( مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم )، ۱۳۸۷ش، چهارم، ص ۲۰۵، به نقل از مجمع المسائل، ج ۱، سوال ۴۱۰
[۲] – همان، ص ۱۹۳ به نقل از مجمع المسائل، ج ۱، سوال ۴۹۳
کتاب پرسش ها و پاسخ های نماز، سید حسن موسوی (مرکز تخصصی نماز)

 منبع:afkarnews.ir

گردآوری:مجله یک پارس

 آیا اموات در عالم برزخ از احوال خانواده خود اطلاع دارند؟

عالم برزخ در قرآن

طبق عقیده‌ی اسلام، مردگان از عالَم خود (که برزخ نامیده می‌شود) با زندگان در این دنیا، ارتباط دارند

 شاید تعریف مرگ برای ما دشوار باشد. چون آن را تجربه نکردیم. پس حواس ظاهری ما، در این زمینه کارآیی نخواهد داشت. پس ناچاریم (و ناچاریِ خوبی هم هست) که باری دیگر، دست نیاز به سوی وحی دراز کنیم. در نگاه قرآن، مرگ، به معنای نابودی نیست. مرگ، موجبِ نیستی و فنای آدمی نمی‌شود. بلکه یک گذرگاه است که انسان را از عالَمِ تَن، به دروازه‌ی عالمی دیگر می‌رساند.(۱) مرگ در این مکتب، انتهای راه نیست. پایانِ کار نیست. بلکه آغازِ راهی جدید است و صد البته گریزی از آن نیست. (۲)

ارتباط مردگان و زندگان
طبق عقیده‌ی اسلام، مردگان از عالَم خود (که برزخ نامیده می‌شود) با زندگان در این دنیا، ارتباط دارند. لیکن باید دقت داشت همانطور که انسان‌ها در این دنیا، دارای مراتب و درجاتِ نفسانی و عرفانی هستند (برخی عالی، برخی بالا، برخی متوسط و برخی پایین)، در عالم مردگان نیز چنین است. همه مانند هم نیستند. برای نمونه، نبیّ اعظم و بسیاری از هدایتگران الهی، لحظه به لحظه در ارتباط با عالم تن هستند. از همین روی، ما مسلمانان در نماز خود به پیغمبر، سلام می‌دهیم: «اَلسّلامُ علیکَ ایّها النّبیّ و رَحمَةُ اللهِ و بَرَکاتُه» و نیز بر ایشان و خاندان مطهر، درود می‌فرستیم و معتقدیم که سلام ما به ایشان می‌رسد و این ارتباط دو سویه برقرار است.

چه بسیار کسانی که در رؤیا (چه در خواب و چه در بیداری) اولیای خدا را دیده‌اند و از اقیانوسِ علم و حکمت آنان، جرعه‌ها نوشیدند. این را نمی‌توان انکار کرد. گذشته از صاحبانِ سفره کرامت، حتی کفار و مشرکین هم پس از مرگ، ارتباطشان با عالم جسم، بُریده و گسسته نمی‌شود.

در حدیث دیگری از امام موسی کاظم (علیه السلام) وارد شده که امام فرمودند، برخی از اموات هر شب جمعه، برخی دیگر ماهی یک بار و برخی سالی یک بار، به خانواده خود در دنیا سر می‌زنند.

برای نمونه، هنگامی که عذاب خدا بر گردن‌کشانِ قوم صالح نازل آمد، پیامبر خدا رو به اجساد بی‌جانِ آنان کرد و گفت که ای قوم! خیرخواه شما بودم ولی شما به خیرخواهی من روی خوش نشان ندادید.(۳) همین گفتار، که نبیّ خدا با مردگان سخن می‌گوید، خود دال بر این است که آنان صدای او را می‌شنیدند.

همانطور که پیشتر شنیدند. پیغمبر اعظم نیز پس از جنگ بدر، با کشتگان کفار، سخن گفتند. پس عده‌ای رو به پیامبر عرض کردند که یا رسول الله! با عده‌ای مُرده سخن می‌گویید که نمی‌شنوند! پس پیامبر هم پاسخ دادند: «آنان از شما شنواتر هستند. ولی نمی‌توانند (به زبان ما) پاسخ دهند.»(۴)

ارتباط میان عالَمِ مردگان و زندگان چه زمانی رخ می‌دهد؟
گفته شد که ارتباط هست، ولی کیفیت و کمیت این پیوند، به حالات نفسانیِ زندگان و مردگان بستگی دارد. ممکن است در برخی موارد، ارتباط دائم باشد و در برخی موارد، بسیار اندک و به سختی. به عبارتی دیگر، گاهی این ارتباط، روشن و واضح است و گاهی، مبهم و تار. که تمام این موارد، بستگی به مشیّت الهی و وضعیتِ روحانیِ مُردگان و زندگان دارد. همچنین از برخی روایاتِ وارده برمی‌آید که در زمان‌های خاصی، این روابط (میان مردگان و زندگان) بیشتر و نزدیک‌تر است.

برای مثال، در حدیث از امام جعفر صادق (علیه السلام) آمده است که هر انسانِ مؤمن و کافر، پس از مرگ، هر روز ظهر، با خانواده خود دیدار و نظاره‌گر رفتار آنان خواهند بود.(۵) در حدیثی دیگر از امام آمده است که برخی از اموات، هر جمعه و برخی دیگر با فاصله کمتر یا بیشتری به سراغ اهل و عیال و بازماندگانِ خود می‌روند.(۶)

اگر کسی عمل صالحی انجام داده و ثواب آن را هدیه به روح یکی از مردگان کند، موجب خشنودی و نزول برکت بر مردگان می‌شود.

در حدیث دیگری از امام موسی کاظم (علیه السلام) وارد شده که امام فرمودند، برخی از اموات هر شب جمعه، برخی دیگر ماهی یک بار و برخی سالی یک بار، به خانواده خود در دنیا سر می‌زنند، و در ظاهر یک پرنده (شاید به صورت یک شبحِ پرنده) هم به اهل و عیال خود سر می‌زنند. اگر از آنان خیر و خوبی ببیند، خوشحال می‌شود و اگر شر و گناهی ببیند، غمگین می‌شود.(۷)

این معنا، که روح مردگان، در ظاهر یک پرنده، به اذن خدا و با همراهی دو تن از ملائکه به عالم زندگان آمده و بر اعمال بازماندگان نظاره می‌کنند، در روایات متعدد از ائمه آمده است. پس در این که مردگان بر اساس مشیّت الهی، به عالم زندگان سر می‌زنند، امری روشن و مبرهن است.

همچنین، اگر کسی عمل صالحی انجام داده و ثواب آن را هدیه به روح یکی از مردگان کند، موجب خشنودی و نزول برکت بر مردگان می‌شود (همان گونه که دعای خیر مردگان هم چه بسا بر حال زندگان مؤثر بیفتد). اما در زمان حضورِ ارواح مردگان در عالم زندگان، اختلافاتی در روایت است، که گفته شد بستگی به میزان فضائل و کرامات و درجه‌ی معنویتِ زندگان و مردگان دارد. برخی بیشتر و برخی به ندرت، فرصتِ دیدار با زندگان را می‌یابند.

====================
پی نوشت:
۱- خداوند در این باره می‌فرماید: «وَ لَئِنْ مُتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لَإِلَى اللَّهِ تُحْشَرُونَ.[آل‌عمران : ۱۵۸] و اگر بمیرید یا کشته شوید، قطعاً به سوى خدا گردآورده خواهید شد.»
۲- «قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقیکُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلى‌ عالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ [جمعه : ۸] بگو این مرگى که از آن فرار مى ‌کنید سرانجام با شما ملاقات خواهد کرد سپس به سوى کسى که داناى پنهان و آشکار است بازگردانده مى‌ شوید آن گاه شما را از آنچه انجام مى‌ دادید خبر مى‌ دهد».
۳- سوره اعراف : ۷۹٫
۴- ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، بیروت: دار الکتب العلمیة، منشورات محمدعلى بیضون‌، ۱۴۱۹ ه.ق، ج ۳، ص ۳۷۵٫
۵- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ قَالَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ وَ لَا کَافِرٍ إِلَّا وَ هُوَ یَأْتِی أَهْلَهُ عِنْدَ زَوَالِ الشَّمْس‌ (شیخ کلینى، الکافی، تهران: دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۶۵، ج ۳، ص ۲۳۰٫)
۶- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ… مِنْهُمْ مَنْ یَزُورُ کُلَّ جُمْعَةٍ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَزُورُ عَلَى قَدْرِ عَمَلِهِ (شیخ کلینى، همان، ج ۳، ص ۲۳۰).
۷- شیخ کلینی، همان، ج ۳، ص ۲۳۰ .

 منبع: afkarnews.com

گردآوری:مجله یک پارس

 فضیلت و خواص سوره انفطار

فضیلت سوره انفطار

سوره انفطار، هشتادو دومین سوره قرآن کریم است

هشتادو دومین سوره قرآن کریم است که مکی  و ۱۹ آیه دارد.

رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: کسی که سوره انفطار را قرائت کند خداوند به تداد همه قبرها به او حسنه می دهد و ده برابر قطرات برف و باران که از آسمان فرود می آید به او حسنه داده می شود.(۱)

امام جعفر صادق علیه السلام فرموده اند: هر کس که سوره انفطار را در نمازهای واجب یا مستحب  خود قرائت نماید خداوند حاجت ها و خواسته هایش را روا می داردو بین او و خداوند حجابی نخواهد بود و همواره خداوند با نظر عنایت به او می نگرد تا از حسابرسی مردم فارغ گردد.(۲)

دیدار با رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در روز قیامت از ارزش های معنوی این سوره مبارکه می باشد . رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرموده است: هر کس خوش دارد که روز قیامت به من بنگرد چنانکه با چشم سر می بیند سوره های«تکویر »؛ «انفطار»؛ «انشقاق» را قرائت نماید. (۳)

آثار و برکات سوره
۱) جهت خلاصی از زندان
قرائت این سوره موجب خلاصی از زندان و رهایی از بند اسارت و ایمنی بیم دار و رفع ترس می گرددد. (۴)

از وجود نورانی نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله وسلم روایت شده است: هر زندانی یا انسان در بندی آن را بخواند یا نوشته آن را با خود همراه داشته باشد خداوند خروجش را آسان می کند و او را از بند و زندان و خوف و ترس نجات می دهد و حالش به زودی بهبود می یابد.(۵)

از امام صادق علیه السلام نیز منقولست: هر کس این سوره را در هر کاری که در ماند ۷۰ مرتبه بخواند خلاصی یابد و اگر زندانی نیز این سوره را ۷۰ بار بخواند خلاصی یابد.(۶)

۲) جهت ایمنی از رسوایی روز قیامت
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: هر کس بر قرائت سوره مبارکه انفطار مداومت ورزد خداوند او را از رسوایی روز قیامت در امان می دارد و عیب هایش را می پوشاند.(۷)

۳) قوی شدن دید چشم
از امام صادق علیه السلام نقل شده است: … و قرائت سوره انفطار برای چشم، دید آن را قوی می کند و دردهای چشمی را برطرف می کند.(۸)

________________
پی نوشت:
(۱) مجمع البیان,ج۱۰،ص۲۸۳
(۲) ثواب الاعمال،ص۱۲۱
(۳) کنزالعمال، ج۶، ص۳۸۳۴
(۴) مصباح کفعمی، ص۴۵۹
(۵) تفسیرالبرهان، ج۵، ص۵۹۹
(۶) درمان با قرآن، ص۱۳۹
(۷) تفسیرالبرهان، همان
(۸) همان
منابع: «قرآن درمانی روحی و جسمی، محسن آشتیانی، سید محسن موسوی»؛ درمان با قرآن،محمدرضا کریمی

گردآوری:مجله یک پارس

رحمت الهی چیست؟

شرط رسیدن به رحمت الهی

اگر میزان رحمت الهی را می دانستید به آن پشت گرم می شدید

وَ رَحْمَتِی وَسِعَتْ کلَّ شَی ءٍ، فَسَأَکتُبُها لِلَّذِینَ یتَّقُونَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ الَّذِینَ هُمْ بِآیاتِنا یؤْمِنُونَ.[۱]

[رحمتم همه چیز را فرا گرفته و آن را برای پرهیزکاران، اعطا کنندگان زکات و مؤمنین به آیات خود، نگه خواهم داشت.]

رحمت واسعه الهی مشتمل بر نعمتهای مادی و معنوی، تمامی خلایقش را در بر گرفته و هر کدام را به نحوی بر سر این سفره نشانده است، به طوری که کافر و مؤمن، فاسق و عادل، مخلص و منافق، همه و همه از آن بهره برده و بی نصیب نمی مانند.

در میان تمام اوصاف پسندیده الهی، وصف «رحمت» در مهمترین آیه و به بیانی خلاصه تمام آیات قرآن یعنی «بسمله» ذکر شده و یکصد و چهارده بار بعد از اسم جلاله وارد شده است و این جز به خاطر ترجیح این وصف بر سایر اوصاف الهی چون غضب، قهر و.. .

چه دلیل دیگری می تواند داشته باشد؟
قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله: لَوْ کانَ الرِّفْقُ خَلْقاً یری، ما کانَ مِمَّا خَلَقَ اللَّهُ شَی ءٌ احْسَنَ مِنْهُ.[۲]

[اگر ملایمت مخلوقی می بود که قابل رؤیت باشد، چیزی در میان مخلوقات خداوند از آن نیکوتر نبود.]

رحمت نسبت به بندگان
رحمت وسیع و بیکران نسبت به بندگان در قیامت، از اصول مسلّم در قرآن و حدیث است، به حدّی که کمتر کسی از آن محروم می ماند و طبعاً آنکه مشمول این رحمت واسعه نشود، شقی خواهد بود.

چنانچه اگر آیات خوف و رجاء نبود و همین طور وجود شبهاتی که زاییده خوف از قهر الهی است، و برای رحمت الهی شرایطی را بیان می کند، بی تردید همه به آن متمسک می شدند و از غضب خداوند غافل می گشتند.

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: لَوْ تَعْلَمُونَ قَدْرَ رَحْمَةِ اللَّهِ لَاتَّکلْتُمْ عَلَیها.[۳]
[اگر میزان رحمت الهی را می دانستید به آن پشت گرم می شدید.]

رسول مکرم صلی الله علیه و آله در روایت دیگری می فرمایند:
انّ اللَّهَ تَعالی خَلَقَ مِئَةَ رَحْمَةً فَرَحْمةٌ بَینَ خَلْقِهِ یتَراحَمُونَ بِها، وَ ادَّخَرَ لِاوْلِیائهِ تِسْعَةَ و تِسْعینَ.[۴]

[خداوند را یکصد رحمت است، رحمتی از آن، همه خلایق را کافی است و نود و نه رحمت را برای اولیاءاش قرار داده است.]

به امام سجاد علیه السلام عرضه داشتند: حسن بصری گوید عجیب نیست که هلاک شده، چگونه و چرا هلاک می شود، بلکه تعجب در اینجاست که نجات یافته از عذاب الهی چگونه نجات یافته است؟ حضرت در پاسخ این طرز فکر که حکایت از سختی عذاب قیامت و اشتمال آن بر همه و رهایی یافتن افراد معدودی می کند، فرمودند:

انَا اقُولُ: لَیسَ الْعَجَبُ مِمَّنْ نَجی کیفَ نَجی، وَ امَّا الْعَجَبُ مِمَّنْ هَلَک کیفَ هَلَک مَعَ سِعَةِ رَحْمَةِ اللَّهِ.[۵]
[من می گویم: تعجبی نیست که نجات یافته چگونه نجات می یابد، عجیب این است که هلاک شده با وسعت رحمت الهی، چگونه هلاک شده است؟]

امام صادق علیه السلام می فرمایند: بنده ای گنهکار را به صحنه محاسبه در قیامت وارد می کنند و او از کثرت خطاهایش می گرید. به او خطاب می شود چرا گریه می کنی؟ پاسخ می دهد برای اینکه رسوا می شوم، و مفتضح می گردم و خلایق به گناهانم واقف می شوند.

به وی گفته می شود، در دنیا گناه می کردی و می خندیدی و ما تو را با آن حال رسوا نکردیم، اینک که گناه نکرده و گریه سر داده ای چگونه رسوایت کنیم!!!

آن حضرت نیز فرموده است:
اذا کانَ یوْمَ الْقِیمَةِ نَشَرَ اللَّهُ تَبارَک و تَعالی رَحْمَتَهُ حَتَّی یطْمَعَ ابْلیسُ فی رَحْمَتِهِ[۶]

[چون روز قیامت فرا رسد خدای متعال رحمتش را چنان می گستراند بطوریکه ابلیس هم طمع رحمت او می نماید.]

سخن در این باب بسیار است و خود مجال بیشتری را می طلبد، لذا به همین مقدار بسنده کردیم.

===================
 پی نوشت ها:
[۱] سوره اعراف، آيه ۱۵۶٫
[۲] اصول كافى، كتاب ايمان و كفر، ح ۱۸۵۱٫
[۳] كنزالعمال، ۱۰۳۸۷٫
[۴] همان، ۵۶۶۸٫
[۵] بحارالأنوار، ج ۷۸، ص ۱۵۳٫
[۶] بحارالانوار، ج ۶۳، ص ۲۳۶؛ اين روايت در جلد ۷ صفحه ۲۸۷ از امام باقر عليه السلام نيز نقل شده است.

 منبع : غضنفری، علی؛ ره رستگاری، ج ۲، ص: ۷۵
 پایگاه حوزه

گردآوری:مجله یک پارس

آیا ادیان دیگر هم حجاب دارند؟

حجاب در دین یهود

در دین مسیح بیشتر از یهود و در دین یهود بیشتر از اسلام به حفظ حجاب سخت گیری شده است

همه ی ما بر این امر اذعان داریم که؛ کلیه ی ادیان الهی دعوتگر انسان ها به سوی توحید و یکتا پرستی هستند لذا در بسیاری از دستورات دینی آن ها اشتراکات فراوانی هست که از نظر اصول بسیار به هم نزدیک بوده و مشترک اند. از جمله ی این امور عفت، حیا و پوشش است.

شاید جالب باشد بدانیم:
در دین مسیح بیشتر از یهود و در دین یهود بیشتر از اسلام به حفظ حجاب توسط زنان و حتی مردان سخت گیری شده است !!!!! این در حالی است که پیروان این دو دین در چند دهه ی اخیر به طرز عجیبی اسلام را برای این امر مورد نکوهش قرار می دهند!!!!

بر طبق مستندات تاریخی و روایی می توان به این نکته پی برد که برعکس آنچه عموم مردم تصور می کنند، اسلام نه تنها اولین قانون گذار حجاب در طول تاریخ نبوده است !

لذا می توان به جرات اعلام کرد همین قوم یهود و مسیح، که خود را مدعی آزادی دانسته و حجاب مسلمین را اینگونه مورد هجوم قرار می دهند و افراد با حجاب را مورد بی مهری قرار داده، امل و تند رو معرفی می کنند و حتی از فعالیت های اجتماعی منع می کنند؛ در متون دینی ایشان به شدت به این امر سختگیری شده است و اسلام، این دین تعدیل و مسامحه، آمده است تا قوانین دشوار و طاقت فرسای این ادیان را تسهیل کند!!!!

  حدود حجاب مشخص شده در تورات:
در تورات از چادر، برقع و روبنده ای که زنان با آن سر و صورت و اندام خویش را می پوشاندند به طور صریح نام برده شده است؛ تا جایی که حتی وجه و کفین (صورت و دست ها) هم پوشیده می شد حتی گاهی سخن از پنهان کردن زن ها در جامعه مطرح می شده است!!!!

در کتاب تورات به کسانی که به این حکم عمل نکنند وعده ی عذاب داده شده است:” و خداوند میگوید از این جهت که دختران صهیون متکبرند و با گردن افراشته و غمزات چشم، راه می روند و…… پس خداوند فرق سر دختران صهیون را کل خواهد ساخت و عورت ایشان را برهنه خواهد نمود و در آن روز، خداوند زینت خلخال ها و پیشانی بند ها و هلال ها را دور خواهد کرد و …..و واقع می شود که به عوض عطریات، عفونت خواهد شد و به عوض سینه بند، زنار پلاس و به عوض زیبایی، سوختگی خواهد بود…..”

حجاب در دین یهود

در تورات از چادر، برقع و روبنده ای که زنان با آن سر و صورت و اندام خویش را می پوشاندند  نام برده شده

  حدود حجاب در انجیل:
در انجیل نیز بسیار سختگیرانه تر با این امر برخورد کرده و در آیاتی صراحتا به بیان لزوم عفت و خانه نشینی، آراستگی زن به حیا، پرهیز از آرایش با زیور آلات و بافتن مو و پوشاندن سر خصوصا در مراسم عبادی، سکوت در کلیسا و داشتن وقار سخن به میان آمده است.

در دائره المعارف لاروس نیز آمده است؛ ” در میان مسیحیان اروپا خمار( پوششی چادر مانند) در کوچه و بازار و وقت عبادت رواج داشته است، آستین خمار زن را می پوشاند و قد آن تقریبا به زمین می رسید و دکتر حکیم الهی عقاید دو مرجع بزرگ مسیحیت” کلمنت” و “ترتولیان” را درباره ی حجاب چنین بیان میکند:

” زن باید کاملا در حجاب پوشیده باشد، الا آنکه در خانه ی خود باشد؛ زیرا فقط لباسی که او را می پوشاند، می تواند از خیره شدن چشم ها به سوی او مانع گردد. زن نباید صورت خود را عریان ارائه دهد تا دیگری را با نگاه کردن به صورتش وادار به گناه نماید. برای زن مومن عیسوی، در نظر خداوند، پسندیده نیست که نزد بیگانگان به زیور آلات آرسته گردد و حتی زیبایی طبیعی آن نیز باید مخفی شود؛ زیرا برای بینندگان خطرناک است!!!

این در حالی است که اسلام پوشاندن وجه و کفین را امری اختیاری دانسته و آن را جزء امور واجب بر نمی شمرد و زنان را در این امر آزاد گذاشته است.

حجاب زنان مقدس قرآنی:

تا اینجا مشخص شد که در هیچ یک از ادیان توحیدی اجازه ی نشو نما و خود آرایی زنان در جامعه داده نشده است لذا از این امر به این نتیجه می رسیم که زنان مقدس در هر کدام از این ادیان خود مبلغ حجاب بوده اند و آن را امری واجب دانسته و به آن عمل می کرده اند.

پوشش “مریم مقدس” سردمدار و الگوی تمام زنان مسیحی:
تصاویر حضرت مریم پیش از رنسانس، وی را زنی نشان می دهد که گویی از سنخ زنان معمولی کوچه و بازار نیست! حجب و حیا در چهره ی او به راحتی ملموس است. نقاش برای نشان دادن هر چه بیشتر عفاف این بزرگ بانو او را در پوششی چادروار مستور ساخته است!

بنابراین حجاب در ادیان پیشین به نوعی بوده است‌، ولی گذر زمان و انحراف‌های جامعه‌ها و دوری آن‌ها از مسائل معنوی باعث شد تا عملاً بیشتر مردم زیر بار چنین قانونی نروند.

در قرآن از زنان زیادی سخن به میان آمده است که برخی مقدس و برخی منفور هستند.

صفورا یکی از الگوهای برجسته برای زنان یهود:
از جمله زنان مقدس که از ایشان به نیکی یاد شده است صفورا همسر حضرت موسی و خواهرش است که طی آیاتی ایشان را الگوی زنان عصر خویش معرفی کرده و این دو را مظهر حیا و عفت می نامد “تمشی علی الاستحیاء…. راه می رفت با حیا وبا وقار”

زن عمران مادر حضرت مریم و آسیه همسر فرعون:
که در قرآن صراحتا از ایشان به نیکی یاد شده و نام ایشان تحت عنوان مثالی برای الگو پذیری زنان مومن آورده شده است ” ضرب الله مثلا للذین آمنو امرات فرعون… و مریم ابنت عمران….”

دیگر زنان مقدس مذکور در قرآن:
در قرآن کریم از زنانی چون حوا، هاجر، ساره، بلقیس، همسر ایوب، مادر وخواهر حضرت موسی و حضرت فاطمه زهرا سلام الله سخن به میان آمده است که از برخی صراحتا نام برده و از برخی به طور غیر صریح سخن به میان آمده است که از همگی تحت عنوان الگو برای زنان مسلمان و مومن یاد شده است.

 نتیجه گیری:

از تعمق در آیات و روایات و کتب تاریخی به این نتیجه می رسیم که در جایی که خداوند در آیاتی صراحتا زنان را به پوشش خاص و حجاب دعوت می کند و از زنانی که از این قانون پیروی می کنند با عنوان مومنان و صالحان یاد می کند؛ و نیز با توجه به محتوای کتب الهی که به طرز بسیار روشن امر به حجاب شده است باید گفت؛

” تمامی زنان مقدس که در قرآن از آنها تحت عنوان عفیفه و مومنه یاد شده است به طریق اولی طرفدار حجاب وعامل به این امر بوده اند چرا که در جایی که ایشان تحت عنوان الگوی زنان در تمامی اعصار معرفی شده اند خود باید قائل به پوشش مذکور بوده باشند”.

 منبع: afkarnews.ir

گردآوری:مجله یک پارس

 نماز حضرت رسول (ص)

 

فضیلت نماز حضرت محمد

نماز حضرت رسول (ص)

 

سيد ابن طاووس رحمة اللّه به سند معتبر از حضرت رضا عليه السّلام روايت كرده كه از آن حضرت درباره نماز حضرت جعفر طيار رحمة اللّه پرسيدند.

حضرت فرمود: چرا از نماز حضرت رسول غافلى؟ شايد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نماز جعفر را بجا نياورده باشد و شايد جعفر نماز رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را نخوانده باشد.

سؤال كننده عرضه داشت: يابن رسول اللّه! نماز پيامبر را به من بياموز! حضرت فرمود: دو ركعت نماز مى خوانى؛در هر ركعت يك مرتبه سوره» حمد «و پانزده مرتبه سوره

«انا انزلناه»
و در ركوع و پس از سر برداشتن، و در سجده اوّل و بعد از آن و در سجده دوّم و پس از آن در هر يك پانزده بار سوره

«انّا انزلناه»
را مى خوانی آنگاه تشهّد خوانده و سلام مى دهى.

چون فارغ شوى بين تو و خدا گناهى نمیماند جز آنكه آمرزيده شود، و هر حاجتى كه از حق تعالى بخواهى روا خواهد شد، و پس از آن اين دعا را مى خوانى:

لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ رَبُّنَا وَ رَبُّ آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ إِلَهاً وَاحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ لا نَعْبُدُ إِلّا إِيَّاهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ أَنْجَزَ وَعْدَهُ وَ نَصَرَ عَبْدَهُ وَ أَعَزَّ جُنْدَهُ وَ هَزَمَ الْأَحْزَابَ وَحْدَهُ فَلَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَيْ ءٍ قَدِيرٌ اللَّهُمَّ أَنْتَ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَنْ فِيهِنَّ فَلَكَ الْحَمْدُ [وَ لِلَّهِ الْمُلْكُ وَ الْحَمْدُ] وَ أَنْتَ قَيَّامُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَنْ فِيهِنَّ فَلَكَ الْحَمْدُ وَ أَنْتَ الْحَقُّ وَ وَعْدُكَ الْحَقُّ [حَقٌ ] ،

شايسته پرستشى جز خدا نيست، پروردگار پدران نخستين ما شايسته پرستشى جز خدا نيست، پرستيده يكتا و ما تنها به فرمان او هستيم.

شايسته پرستشى جز خدا نيست، جز او را نمى پرستيم، و دينمان را براى او خالص مى كنيم، گرچه مشركان را خوش نيايد، معبودى جز خدا نيست، يكتا، يگانه و بى همتاست، به وعده خويش وفا كرد، و بنده خود را يارى كرد، و سپاهش را نيرومند ساخت و به تنهايى همه دشمنان را گريزاند و تار و مار ساخت، فرمانروايى و ستايش تنها شايسته اوست و او بر هر چيز تواناست، خدايا تويى! نور آسمان ها و زمين و هر كه در آنهاست، پس ستايش تنها براى توست.
و تويى برپادارنده آسمان ها و زمين و هركه در آنهاست، پس ستايش تنها تو را سزاست، و تو حقىّ و وعده ات حق

وَ قَوْلُكَ حَقٌّ وَ إِنْجَازُك حَقٌّ وَ الْجَنَّةُ حَقٌّ وَ النَّارُ حَقٌّ [وَ أَنْتَ الْحَقُ ] اللَّهُمَّ لَكَ أَسْلَمْتُ وَ بِكَ آمَنْتُ وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ وَ بِكَ خَاصَمْتُ وَ إِلَيْكَ حَاكَمْتُ يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ اغْفِرْ لِي مَا قَدَّمْتُ وَ أَخَّرْتُ وَ أَسْرَرْتُ وَ أَعْلَنْتُ أَنْتَ إِلَهِي لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي وَ تُبْ عَلَيَّ إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ .

و گفتارت حق و عملت حق و بهشتت حق و دوزخت حق است.

بار خدايا تنها به فرمان تو و به تو ايمان آوردم، و بر تو توكلّ كردم، و به خاطر تو (با بدان) دشمنى كردم، و تنها به سوى تو دادخواهى نمودم.

پروردگارا پروردگارا پروردگارا! ببخش گناهانى را كه پيش از اين مرتكب شده ام و پس از اين مرتكب مى شوم و آنچه پنهان و آشكار انجام داده ام، همه را خداى من! هیچ شايسته پرستیده شدنی جز تو نيست.

درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد! و مرا بيامرز و به من مهرورز و توبه ام را بپذير، همانا تنها تويى بسيار توبه پذير مهربان.

علاّمه مجلسى رحمة اللّه فرموده: اين نماز از نمازهاى مشهور است و سنّى و شيعه آن را در كتابهاى خود روايت كرده اند و برخی اين نماز را از نمازهاى روز جمعه شمرده اند ولى از روايت اين نكته به دست نمى آيد و ظاهراً در ديگر روزها هم می توان آن را بجا آورد و نيز از جمله آن نمازها «نماز امير المؤمنين عليه السّلام» است.

 

منبع: erfan.ir

 

گردآوری:مجله یک پارس

 فضیلت شب و روز جمعه

 

اعمال شب و روز جمعه،آداب روز جمعه

فضیلت شب و روز جمعه

 

آگاه باش كه شب و روز جمعه از ساير شب ها و روزها به صفت بلندى مقام و شرافت و نام آورى كاملا متمايز است.

از رسولان خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت شده: كه شب و روز جمعه بيست وچهار ساعت است و حق تعالى در هر ساعت آن ششصد هزار تن را از دوزخ آزاد مى كند.

و از امام صادق عليه السّلام وارد شده: كه هركه ما بين ظهر روز پنجشنبه تا ظهر روز جمعه از دنيا برود، خدا او را از فشار قبر پناه دهد.

و نيز از آن حضرت روايت شده كه براى جمعه حق و حرمتى بسيار است مبادا حرمت آن را ضايع گردانى و در انجام عبادات حق تعالى و تقرب جستن به خدا با انجام كارهاى شايسته و ترك همه محرّمات الهى در آن روز كوتاهى نمايى، زيرا خدا ثواب طاعات را در اين روز دو چندان مى سازد و گناهان را محو مى كند، و درجات اهل ايمان را در دو جهان بلند مى گرداند.

شب جمعه در فضيلت مانند روز است، پس اگر مى توانى شب جمعه را تا صبح به نماز و دعا زنده بدار، به راستى كه خدا در شب جمعه براى اضافه كردن كرامت اهل ايمان، فرشتگان را به آسمان اوّل مى فرستند تا بر حسنات ايشان بيفزايند، و گناهانشان را محو كنند و حق تعالى عطايش گسترده و بسيار كريم است.

و نيز در حديث معتبر از آن حضرت روايت شده: گاهى از اوقات شخص مؤمن براى حاجتى دعا مى كند و حق تعالى قضاى حاجتش را به تأخير می اندازد تا در روز جمعه حاجتش را براورده سازد و به خاطر فضيلت جمعه درخواستش دو چندان برآورده شود.

و فرمود: آنگاه كه برادران يوسف از حضرت يعقوب عليه السّلام درخواست كردند تا براى آمرزش گناهانشان از خدا طلب بخشش نمايد، گفت: (سوف استغفر لكم ربّى يعنى: از پروردگارم برای شما طلب آمرزش خواهم كرد) و اين تأخير به آن سبب ود كه اين درخواست در سحر شب جمعه واقع گردد تا دعايش اجابت شود.

و نيز از آن حضرت روايت شده: چون شب جمعه فرا رسد، ماهيان دريا سر از آب بيرون آورند، و درندگان صحرا سر برآورند و حق تعالى را ندا كنند كه پروردگارا! ما را به سبب گناه آدميان عذاب مكن! و از حضرت باقر عليه السّلام روايت شده: حضرت حق سبحانه و تعالى فرشته اى را در هر شب جمعه فرمان می دهد كه از اول شب تا آخر شب از جانب پروردگار جهانيان از بالاى عرش ندا كند: آيا بنده مؤمنى هست كه پيش از طلوع صبح براى هر دو جهانش مرا بخواند، تا من درخواستش را اجابت كنم؟ آيا بنده مؤمنى هست كه پيش از طلوع صبح از گناهش توبه كند تا توبه اش را بپذيرم؟ آيا بنده مومنى هست كه در روزى او تنگ گرفته باشم، و پيش از طلوع صبح از من بخواهد كه روزى اش را فزونى بخشم تا به او فراخى در روزى دهم؟ آيا بنده مؤمن بيمارى هست كه پيش از برآمدن صبح از من بخواهد شفايش دهم تا به او تندرستى ارزانى كنم؟ آيا بنده مؤمن غمگين در بندی هست كه پيش از طلوع صبح از من بخواهد او را از بند برهانم و اندوهش را برطرف سازم تا دعايش را اجابت نمايم؟ آيا بنده مؤمن ستمديده اى هست كه پيش از طلوع صبح دفع ستم ستمكار را از من بخواهد تا انتقام او را از ستمكار بگيرم و حقّش را به وى بازگردانم فرشته حق اين ندا را پيوسته تا طلوع صبح ادامه میدهد! از امير المؤمنين عليه السّلام روايت شده: حق تعالى جمعه را از ميان همه روزها انتخاب كرده و روزش را عيد نموده و شب آن را در فضيلت همچون روزش گردانيده است، و از جمله فضيلت هاى روز جمعه آن است كه در آن روز هر حاجتى كه از خدا درخواست شود برآورده مى شود! و چنانچه جماعتى در اثر نافرمانى مستحق عذاب حق شوند چون شب و روز جمعه را دريابند و دعا كنند، خداوند عذاب را از ايشان برمیگرداند و نيز امور آينده را خدا در شب جمعه استوار و نهايى مى گرداند.

پس شب جمعه بهترين شبها و روز آن بهترين روزهاست.

و از امام صادق عليه السّلام روايت شده: در شب جمعه از گناه دورى كنيد كه عقوبت گناهان در ان شب دو چندان است، همان گونه كه پاداش كارهاى نيك در آن شب دو برابر است.

و هركه در شب جمعه نافرمانى خدا را ترك گويد خدا گناهان گذشته او را بيامرزد و هركه در شب جمعه گناهى را آشكار انجام دهد، خدا او را به خاطر گناهان همه عمرش عذاب نمايد و جزای گناه انجام گرفته در شب جمعه را بر او دو چندان گرداند.

و به سند معتبر از حضرت رضا عليه السّلام روايت شده: حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمودند: روز جمعه سيد و بزرگ روزهاست، خدا پاداش نيكي ها را در آن روز دو برابر عطا مى كند و گناهان را محو مى سازد و درجات اهل ايمان را بالا مى برد و دعاها را مستجاب نمايد و سختي ها را آسان و غم ها را از دل ها مى زدايد؛و حاجت هاى بزرگ را روا كند.

و روز جمعه روزافزونى است چرا كه خدا لطف و مهر خويش را بر بندگان فزونى مى بخشد و گروه هاى بسيارى را از آتش دوزخ نجات مي دهد؛پس هركه خدا را در آن روز بخواند و حق و حرمت آن روز را آنچنان كه شايسته است بشناسد، به يقين خدا او را از آتش دوزخ رهايى دهد.

پس چنانچه در روز جمعه يا شب آن از دنيا برود پاداش شهيدان را دارد و در قيامت ايمن از عذاب الهى برانگيخته می شود؛ و هركه حرمت جمعه را آنچنان كه شايد نگاه ندارد و حقش را تباه كند، يا اين كه نماز جمعه به جا نياورد، يا در آن مرتكب محرمات الهى شود، به يقين خدا او را در آتش دوزخ بسوزاند، مگر آنكه توبه كند.

و به سندهاى معتبر از حضرت باقر عليه السّلام روايت شده: آفتاب در روزى بهتر از جمعه طلوع نكرده، و هنگامى كه پرندگان در روز جمعه به يكديگر مى رسند به هم سلام مى كنند و مى گويند: امروز روز با ارزشى است.

و به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده: هركه روز جمعه را دريابد، بايد به كارى جز عبادت نپردازد، چه در اين روز خدا گناه بندگان را مى آمرزد و رحمت خويش را بر آنان نازل می كند.

البته فضايل شب و رزو جمعه بيشتر از آن است كه در اين سطور كوتاه بيان شود.

 

منبع: erfan.ir

 

گردآوری:مجله یک پارس

داستان خواندنی زن اروپایی که با روضه حضرت زهرا (س) متحول شد

 

حضرت فاطمه

مسلمان شدن خانم مسیحی در مراسم عزاداری حضرت فاطمه (س)

 

«لنه مته سین» بیش از ۱۸سال است میهمان که نه! فرزند اسلام شده است. او خودش را دختر فاطمه زهرا(س) می‌داند و می‌گوید: گرچه دیر، اما «مادرم» را خوب یافتم. در میان تک تک واژگان خاطره گویی‌اش «مادرم فاطمه زهرا» را به زبان می‌آورد و عاشقانه از دخت رسول الله سخن می‌گوید.

او که اسلام را با عشق و در فضایی عارفانه یافته، اینک با نگاهی عالمانه به مبانی شریعت محمدی می‌نگرد و این نگاه، از او بانویی عالم و مشتاق حقیقت ساخته است.

«لنه مته سین» که پس از ازدواج و تشرف به اسلام نام «سمیرا» را برای خود برگزیده و با نام خانوادگی همسرش «خادم» شناخته می‌شود. سمیرا خادم این روزها در ایران با ترجمه برخی کتاب‌های دینی با نهادهای مذهبی همکاری دارد، گاهی میهمان دانشگاه‌ها می‌شود و تریبون تبلیغ دین در دست می‌گیرد. او یک دختر و یک پسر دارد و از هرکدام سه نوه. سمیرا خادم از اولین فاطمیه‌ای که هدایت شد، می‌گوید:

شرط ازدواج: مسلمان نمی‌شوم!
۵۶ سال پیش در یکی از شهرهای کوچک دانمارک به دنیا آمدم. دریک خانواده مسیحی زندگی کردم. پدرم معلم و مادرم کارمند یکی از ادارات دانمارک بود. من یک خواهر و برادر هم دارم که متأسفانه پس از مسلمان شدنم با من قطع رابطه کردند. آن‌ها گرچه خیلی مذهبی نبودند، اما با اسلام آوردن من مخالف بودند و نتوانستند آن را قبول کنند. گرچه گرایش مذهبی پررنگی در زندگی نداشتم، اما به لطف خداوند زمینه گرایش به دین اسلام در من نهادینه شد.

اینکه می‌گویم لطف خدا بود، به این دلیل است که خداوند مقاومت من در برابر تسلیم شدن را به زیبایی و با محبت خدایی‌اش پاسخ گفت. زمانی که با همسرم (آقای خادم) ازدواج کردم، به ایشان گفتم ازدواج با شما به معنای این نیست که مسلمان می‌شوم. البته ما با سنت اسلام ازدواج کردیم؛ اما با ایشان شرط کردم که مسلمان نمی‌شوم!

معجزه گریه‌های فاطمیه
همسرم مسلمان بود و من مسیحی و ما چندین سال با همین شرایط زندگی کردیم، اما وقتی قرار است درهای بهشت به رویت باز شود، از اراده انسان خارج می‌شود و مقاومت‌های بیهوده، فایده ندارد.

داستان هدایت شدن من به بازگشایی حسینیه‌ای در کپنهاگ برمی گردد. همسرم به اتفاق دوستانش مؤسس این حسینیه بودند و شیعیان تا آن روز هیچ مسجد و حسینیه‌ای نداشتند. اصرار همسرم برای حضورم در حسینیه بی فایده بود، چون من علاقه‌ای به گریه کردن نداشتم!

یک شب که همسرم می‌خواست به حسینیه برود به من گفت من یک خواهشی از شما دارم. امشب شهادت حضرت زهرا(س) است. از شما می‌خواهم همراه من به حسینیه بیایی. چون ایشان «مادرِ» اسلام است. هرچند خیلی مایل نبودم، اما قبول کردم که همراهش به مراسم عزاداری بروم.

حضرت فاطمهداستان مسلمان شدن  «لنه مته سین»

حسینیه یک ساختمان دوطبقه بود که طبقه پایین برای خانم‌ها تدارک دیده شده بود. چراغ‌ها را خاموش کردند و نور مجلس خیلی کم شده بود. مراسم شروع شد. نمی‌توانم برایتان توصیف کنم. اما روحم پرواز کرد. من در آن تاریکی نوری را دیدم که در اتاق چرخید و حس کردم در وجود من نشست. حالت خاصی پیدا کردم، اما متوجه نبودم چه اتفاقی افتاد.

به خانه که برگشتیم، همسرم متوجه دگرگونی حالم شد و از من پرسید چه اتفاقی افتاده است، ماجرا را برایش تعریف کردم. لبخندی زد و گفت: این طبیعی است، خدا می‌خواهد برای او باشی.

وقتی این جمله را گفت، آرامش خاصی پیدا کردم و تصمیم گرفتم مسلمان شوم، بدون اینکه اطلاعی داشته باشم. همسرم گفت: تصمیم سختی است، فکر کن اگر وارد اسلام شوی دیگر نمی‌توانی از آن خارج شوی و برگردی. کمی با هم صحبت کردیم و فردای آن روز تصمیم گرفتم در اولین اقدام پوشش اسلامی را تهیه کنم. گفتم من امروز می‌خواهم شروع کنم. به بازار رفتم و روسری و مانتو خریدم. از همان روز از همسرم خواستم به من نماز خواندن را یاد بدهد. امروز خدا را شکر می‌کنم که آن شب در فاطمیه «خدا» مرا خواند. من خدا را شاکرم که در فاطمیه کامل شدم. اکنون بیش از ۱۸سال است میهمان بزم معرفت الهی شده‌ام.

رنج‌های مادرانه حضرت زهرا(س)
در این مدتی که مسلمان شده‌ام، به یقین رسیدم که اسلام، انسان را کامل می‌کند. دیگر دنبال گمشده‌ام نیستم، زیرا خدا را دارم و محتاج هیچ چیزی نیستم. یکی از چهره‌های نابی که به عنوان انسان کامل برای من شناخته شده، حضرت زهرا(س) است. این شخصیت ارزنده به من کمک کرد تا شناخت کاملی نسبت به اسلام پیدا کنم. به نظر من، حضرت فاطمه(س) اسلام مجسّم است.

نکته دیگر اینکه حضرت فاطمه(س)، مادرِ ماست و رفتار مادر بر فرزند تأثیر می‌گذارد. حضرت زهرا(س) برای دیندار ماندن ما خیلی سختی کشیدند، مبارزه و صبوری کردند و در عین تلاش برای احقاق حق حضرت علی(ع)، از توجه به خانواده غافل نماندند. درست است که نمی‌توانیم در آن جایگاه باشیم، اما باید مانند ایشان رفتار کنیم. باید برای شناخت زهرای مرضیه(س) به مطالعه می‌پرداختم و به همین دلیل کتاب‌های بسیاری در مورد ایشان مطالعه کردم. ولی هرچه خواندم، احساس کردم کمتر ایشان را می‌شناسم.

اینکه بانویی در ۱۸سالگی که از دنیا رفته، توانسته به این مقام معنوی و اجتماعی دست پیدا کند برایم بسیار آموزنده است. رفتار و عمل حضرت در آن سن پایین خیلی مهم است و ما باید سعی کنیم مانند ایشان باشیم، چون مادرمان عین واقعیت اسلام است.

جذابیت «حجاب فاطمی» در دل اروپا
یکی از وجوه شخصیتی حضرت زهرا(س) که برای من بسیار جذاب است، «حجاب فاطمی» است.

من پیش از مسلمان شدن تصور می‌کردم حجاب مثل زندان است که زن را محدود می‌کند و حتی حقوق اولیه او را ازبین می‌برد. این تفکری است که در غرب برای حجاب رایج است و من هم مانند آن‌ها فکر می‌کردم. اما روزی که تصمیم گرفتم مسلمان شوم و خواستم با مانتو و روسری از خانه خارج شوم، خیلی دلهره داشتم. من قبلش با حجاب نبودم و آن روز وقتی از پله‌ها پایین رفتم، ترسیدم که از خانه خارج بشوم، چون نمی‌دانستم چه برخوردی با من می‌شود. اما همین که در را باز کردم، سرم را بلند کردم و لبخندی بر لبانم نشست و راه افتادم. حس می‌کردم با حجاب از زندان آزاد شده‌ام، احساس آزادی به من دست داده بود. خیلی احساس شادی به من دست داد. برخلاف آنچه تصور می‌کردم حجاب نه تنها مرا محدود نکرد، بلکه علاوه بر آزادی، احترام را نیز درپی داشت.

 

منبع: afkarnews.ir

 

گردآوری:مجله یک پارس

تاریخ ایام فاطمیه

تصاویری از ایام فاطمیه

مراسم ایام فاطمیه جمعاً ۶ روز می‌باشد، ۳ روز در ماه جمادی‌الاول و ۳ روز در ماه جمادی‌الثانی

 

از آنجایی که در روایات شیعه دو تاریخ برای درگذشت فاطمه زهرا وجود دارد، ایّام فاطمیّه یا ایام وفات فاطمه زهرا به فاصلهٔ بین این دو تاریخ یعنی ۱۳ جمادی‌الاول تا ۳ جمادی‌الثانی گفته می‌شود. مراسم ایام فاطمیه جمعاً ۶ روز می‌باشد، ۳ روز در ماه جمادی‌الاول و ۳ روز در ماه جمادی‌الثانی. فاطمیّه اول از ۱۳ تا ۱۵ جمادی‌الاول است و فاطمیّه دوم از سوم تا پنجم جمادی‌الثانی می‌باشد که شیعیان به عزاداری برای فاطمه دختر پیامبر اسلام می‌پردازند.

تاریخ ایام فاطمیه
شیعیان پیرامون تاریخ درگذشت فاطمه دو روایت متفاوت شامل هفتاد و پنج روز بعد از درگذشت محمد و دیگری نود و پنج روز را مورد وثوق می‌دانند. از آنجا که درگذشت محمد در بیست و هشتم صفر بوده‌است به روایت هفتاد و پنج روز، در مورخ سیزدهم تا پانزدهم جمادی الأوّل را «فاطمیه اول» می‌دانند. بنا به روایت نود و پنج روز، تاریخ درگذشت فاطمه را در سوم تا پنجم جمادی‌الثانی دانسته و آنرا «فاطمیه دوم» می‌نامند.

با توجه به اینکه افرادی مانند کلینی در کتاب اصول کافی وفات محمد را در ۱۲ ربیع الاول می‌داند همه محاسبات بالا دربارهٔ ایام فاطمیه تغییر می‌کند.

در فرهنگ عامه، به دهه دوم جمادی‌الاول، از دهم تا بیستم آن ماه که بر اساس روایت ۷۵ روز درگذشت فاطمه در میان آن روزها واقع شده‌است، «دهه اول فاطمیه» و به دهه اول جمادی‌الثانی، از اول تا دهم جمادی‌الثانی که بنا به روایت ۹۵ روز، درگذشت فاطمه در میان این روزها اتفاق افتاده «دهه دوم فاطمیه» می‌گویند.

در فرهنگ عامه شیعیان عراق به جای دو دهه سه دهه برگزار می‌شود، که «دهه اول فاطمیه» ۴۰ روز بعد از درگذشت محمد می‌باشد، که مورخ هشتم ربیع‌الثانی است. البته این تقسیم‌بندی در شهرهایی مانند قم و تهران نیز وجود دارد

علت اختلاف تاریخ
دستور خط عربی در ابتدا فاقد هرگونه علامت بود؛ چه نقطه و چه اعراب. از این‌رو، اکثر حروف آن دارای شکل‌های مشترک و همانند بوده است. به‌همین خاطر «هفتاد» (به عربی: سبعون) و «نود» (به عربی: تسعون) در زبان عربی مانند هم نوشته می‌شده است، که برای تاریخ‌نویسان دوره‌های بعد قابل تشخیص از هم نبوده است.

وقایع منجر به کشته شدن
شیعیان معتقدند در اثر صدمات و جراحات وارده توسط خلیفه دوم (عمر بن خطاب) که در حین رویداد خانه فاطمه اتفاق افتاد و منجر به شکستگی پهلو و سقط جنین وی (محسن بن علی) گردید فاطمه کشته شده است. در عین حال شیعیان بر این نظر دارند که فاطمه بین ۷۵ تا ۹۵ روز پس از وفات حضرت محمد درگذشته است.بگفتهٔ روایاتی که در منابعی مانند یعقوبی آمده‌است، زنان قریش و همسران محمد به دیدن فاطمه می‌آیند. اما فاطمه به اسما بیوه جعفر ابن ابی طالب، می‌گوید که از ورود آنان جلوگیری کنند. زیرا فاطمه در وضع بسیار بدی بود و در اثر بیماری بسیار نحیف شده بود.

تدفین
به گفته دانشنامه اسلام اکثریت منابع اولیه تدفین فاطمه را شبانه، مخفی و بدون حضور ابوبکر و عمر می‌دانند.

دنیس صوفی معتقد است به دلیل تواتر روایت‌ها(یی چون ناراحتی فاطمه از ابوبکر و وصیت وی) به نظر می‌رسد مراسم کفن و دفن فاطمه به خواسته خود او در شب انجام شده تا ابوبکر به عنوان رئیس جامعه نتواند در مراسم تشییع او شرکت کند و با آن کاری داشته باشد.

منبع: wikipedia.org

 

گردآوری:مجله یک پارس

نحوه صحیح گرفتن استخاره

 

روشهای استخاره

استخاره گرفتن با قرآن

 

حجت الاسلام والمسلمین مهدی شهرباف سخنران و کارشناس مسائل مذهبی؛ درخصوص چگونگی استخاره و صحت استخاره های اینترنتی گفت: در باب استخاره ابتدا باید معنی آن واژه را جستجو کرد، استخاره از باب استفعال در کلام عرب از ریشه «خَیر» و طلب کردن می کردن می آید، به همین سبب کلمه استخاره به معنی طلب خیر است.

وی در ادامه با اشاره به روایات مختلف در زمینه استخاره بیان کرد: از امام صادق (ع) درباره استخاره روایات متفاوتی داریم که یکی از آنها در طلب خیر آمده است «دو رکعت نماز بخوان و بعد از آن در پیشگاه خداوند طلب خیر کنید، بگویید تا آنچه که خیر است برای شما واقع شود.»

 

و در مطلبی دیگر همان حضرت (ع) می فرمایند: « کسى که با طیب خاطر (از تَه دل) یک بار، از خدا طلب خیر کند، خداوند حتماً به او خیر عنایت خواهد کرد .»، همچنین درباب استخاره امام صادق (ع) بیان کردند: «کُنَّا نَتَعَلَّمُ الِاسْتِخَارَهَ کَمَا نَتَعَلَّمُ السُّورَهَ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛ ما استخاره را آنچنان میآموختیم (و به آموزش آن اهتمام می ورزیدیم)که سورههای قرآن را می آموختیم.»

حجت السلام والمسلمین شهرباف درخصوص استخاره گرفتن با قرآن افزود: استخاره با قرآن به نوعی مشاوره و مشورت کردن است. استخاره کردن با قرآن زمانی صورت می گیرد که ما دو مرحله تفکر و مشورت با بزرگان پشت سرگذاشته باشیم و به نقطه نهایی نرسیده باشیم.

این سخنران و کارشناس مسائل مذهبی در ادامه درباره اموری که استخاره کردن معنا پیدا نمی کند، اظهار کرد: از شیخ مفید نقل شده، در اموری که عمل کردن به آنها نهی شده است و مکروه و یا حرام شمرده می شود، استخاره پذیر نیست . حتی اگر کسی استخاره بگیرد و جواب آن خوب باشد، باز فعل حرام است و جایز نیست.

وی با اشاره به اینکه در کارهای واجب هم استخاره کردن، لزومی ندارد، توضیح داد: برای اموری که واجب است استخاره معنی ندارد، مثلا اگر کسی نسبت به اصل ازدواج و یا کار مردد باشد، استخاره کردن لزومی ندارد، چرا که هر دو امری واجب است و نمی تواند استخاره کند. برای اصل ازدواج کردن استخاره کردن نمی خواهد اما بعد از مراحل فکر کردن و مشورت کردن، برای انتخاب می توان استخاره کرد.

حجت الاسلام والمسلمین شهرباف ادامه داد: سومین امری که استخاره کردن در آن جایز نیست، مسائل پزشکی است. مثلا اگر پزشک دارو و یا عمل جراحی برای شما تجویز کرده، استخاره کردن، معنی پیدا نمی کند.

کارشناس امور مذهبی درخصوص صِحت استخاره های آنلاین گفت: در باب استخاره های آنلاین و به تعبیری اینترنتی خیلی نمی شود در جواب های خوب و یا بَد آن اعتماد کرد، چرا که استخاره نوعی علم اکتسابی برای انسان است و باید با نیت فرد تطبیق داده شود. به همین منظور استخاره های آنلاین صحتی ندارند.

حجت الاسلام والمسلمین شهرباف در پایان خاطرنشان کرد: یکی از استخاره های مهمی که می توانیم در هنگامی که واقعا گرفتار شدیم، انجام بدهیم، آن است که دو رکعت نماز «ذات الرقعه» بخوانیم. نخست شش قطعه کاغذ تهیه مى کنى و در سه قطعه آن مى نویسىم: «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، خِیَرَةً مِنَ اللّهِ الْعَزیزِ الحَکیمِ، لِفُلانِ بنِ فُلانَة اِفْعَل؛ به نام خداوند بخشنده مهربان. اختیار و گزینشى است از جانب خداوند عزیز و حکیم براى فلانى فرزند فلانى» (و به جاى این دو کلمه نام شخصى را که براى او استخاره مى کنى و اسم مادرش را مى نویسىم) ; در سه ورقه دیگر همین را مى نویسیم، ولى به جاى «إفعل» مى نویسیم «لاتفعل»، آنگاه آن کاغذ‌ها را زیر جانماز و سجّاده خود مى گذاریم و دو رکعت نماز مى خوانیم؛ پس از نماز به سجده مى رویم و در سجده، صد مرتبه مى گوییم «أَستَخیرُ اللّهَ برَحْمَتِهِ، خِیَرَةً فی عافِیَة؛ از رحمت الهى طلب خیر و سعادت همراه با عافیت مى کنم» سپس مى نشینىم و مى گویم: «أللّهُمَّ خِرْ لی، وَاخْتَر لی فی جَمیعِ اُمُوری فی یُسْر وَ عافِیَة؛ خدایا در همه امور به آسانى و عافیت خودت (آنچه را که صلاح است) برایم اختیار کن». آن وقت دست می بریم و آن کاغذ ها را به هم مخلوط مى کنىم و یکى یکى بیرون مى آورىم؛ اگر سه تا از ورقه‌ها که در آن‌ها «إفعل» نوشته شده، پشت سر هم بیرون آید، کارى را که نیّت کرده اىم انجام مى دهىم (و بسیار خوب است) ; و اگر سه تا «لا تفعل» خارج شد آن کار را انجام نمى دهىم؛ ولى اگر یک بار «إفعل» و دفعه بعد «لا تفعل» بدست آمد، در این صورت سه ورقه دیگر را بیرون بیاور که در مجموع پنج ورقه خارج شود، در این صورت اگر سه تا «إفعل» بود و دو تا «لا تفعل» آن کار را انجام بده؛ ولى اگر بر عکس شد، انجام ندهید.

 

منبع: afkarnews.ir

 

گردآوری:مجله یک پارس

ماجرای سه دعای ناکام که برای زاهد قوم بنی اسرائیل دردسرساز شد

قصه های بنی اسرائیل

ماجرای سه دعای ناکام که برای زاهد قوم بنی اسرائیل دردسرساز شد

 

ماجرای زاهدی از قوم بنی اسرائیل،که خداوند (توسط پیامبر آن عصر) به او ابلاغ کرد که سه دعای تو به اجابت خواهد رسید را در اینجا بخوانید.

یکی از مورخین و تاریخ نگاران بزرگ بشریت، پروردگار عالم و کتاب مقدس قرآن کریم است که با بیان روایت های مختلف، تاریخ اسلام را ورق می زند.

در بنی اسرائیل زاهدی زندگی می‌کرد، خداوند (توسط پیامبر آن عصر) به او ابلاغ کرد که سه دعای تو به اجابت خواهد رسید، آن زاهد بی‌همت و نادان در این فکر فرو رفت که این دعا‌ها را در کجا به کار برد، به همین سبب با همسرش مشورت کرد و او گفت: «سالهاست که در خدمت تو هستم و در سختی و آسایش با تو همراهی کردم، یکی از آن دعا‌ها را در مورد من مصرف کن و از خدا بخواه مرا از زیباترین زنان بنی‌اسرائیل قرار دهد، تا تو از زیبایی من بهره‌مند شوی»

زاهد پیشنهاد او را پذیرفت و دعا کرد او از زیباترین زنان شود، آوازه زیبایی همسرش به همه جا رسید و مردم از هر سو برای زیباترین زن آن زمان نامه‌های عاشقانه می‌نوشتند و آرزوی ازدواج با او در سر می‌پروراندند. کم‌کم زن زیبا مغرور شد و بنای ناسازگاری با شوهرش نهاد و سرانجام کار شوهرش خشمگین شد و از دعای دوم استفاده کرد و گفت: «خدایا از دست زنم، جانم به لب رسیده، او را مسخ گردان.» دعایش مستجاب شد و زن به صورت خرس درآمد وقتی که فرزندانش مادر خود را اینگونه دیدند به زاهد اعتراض کردند و هنگامی که این اعتراض ها شدت گرفت زاهد ناگزیر در دعای سوم از خدا خواست تا همسرش به صورت روز‌های نخستین باز گرداند.

زن به صورت اول بازگشت به این ترتیب سه دعای مورد اجابت زاهد به هدر رفت و آن زاهد نادان بر اثر مشورت با زن نادان‌تر از خود سه گنجینه را که می‌توانست به وسیله آن سعادت دنیا و آخرتش را تحصیل کند، باطل و نابود نمود.

«وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ (۱۷۵)»، و خبر آن كس را كه آيات خود را به او داده بوديم براى آنان بخوان كه از آن عارى گشت آنگاه شيطان او را دنبال كرد و از گمراهان شد (۱۷۵)

منبع: قصه های قرآن به قلم روان، محمد محمدی اشتهاردی
yjc.ir

 

گردآوری:مجله یک پارس

بدترین مکان زمین از زبان امام علی(ع)

 

بدترین جاهای زمین

بدترین مکان زمین از زبان امام علی

 

بحث درباره ویژگی‌های بازار از جمله مباحث بسیار مهم در دانش اقتصاد است. بی‌دلیل نیست که در آموزه‌های اسلامی بازار را از جهت داشتن عناصری مذهبی چون مساجد، تکایا، مدارس و حسینیه‌ها «روح شهر»، خود بازار را با عناصر و ‌نقش‌های فضایی آن «قلب شهر» و کاسب را «حبیب خدا» معرفی کرده‌اند.

اما گاهی به دلیل فاصله گرفتن ما انسان‌ها از این ویژگی‌هایی که برای بازار و بازاری در آموزه‌های اسلامی ذکر شده و ظلمی که در حق همدیگر می‌کنیم این مکان به تعبیر امام علی(ع)«جای‌ حاضر شدن‌ شیطان‌ و نمایشگاه‌ فتنه‌ و طغیان” می‌شود.»

امام باقر(ع) در این باره می‌فرمایند: «بدترین جاهای زمین بازارهاست؛ بازار میدان شیطان است، اولِ صبح پرچم خود را در آن جا نصب می‌‌کند و تخت خود را می‌‌گذارد و فرزندانش را همه سو می‌‌پراکند به سوی کسی که پیمانه را کم می‌‌دهد یا آن که ترازو را سبک می‌‌گیرد و کسی که در گز (متر) کردن دزدی می‌‌کند یا کسی که برای فروش کالایش به دروغ متوسل می‌‌شود. او به فرزندانش می‌‌گوید: بر شما باد به (فریفتن) مردی که پدرش (حضرت آدم) مرده در حالی که پدر شما (ابلیس) هنوز زنده است. ابلیس با اولین کسی که به بازار می‌‌آید وارد می‌‌شود و با آخرین نفری که بازار را ترک می‌‌کند بر می‌‌گردد..»

همچنین پیامبر خدا(ص) در توصیف بازار «البته بازاری که در آن کسبه به حلال و حرام الهی بی توجه هستند» و اهمیت تسبیح گفتن در این مکان می‌فرمایند: « بازار سرای بی‌‌خبری و غفلت است. پس هرکه در بازار یک تسبیح گوید خداوند هزار هزار ثواب برایش رقم زند.»

البته ناگفته نماند که بازار همیشه جای بدی نیست بلکه اعمال و رفتار ماست که آن را به بدترین مکان روی زمین تبدیل می‌کند، لذا تاریخ‌نگاران آورده‌اند: پیامبر اکرم(ص)، قبل از رسالت، خود بازرگانی امین و درستکار بوده است. با شکل‌گیری نظام اسلامی در مدینه، از همان روزهای نخست، پیامبر بزرگوار اسلام الگوی بازار را تعیین کردند. ایشان وارد بازار بسیط شدند، به آن نگاهی انداختند و فرمودند: این بازار مناسب شما نیست. سپس به بازار دیگری رفتند، نظارتی بر آن کردند و مجدداً فرمودند: این بازار مناسب شما نیست. سرانجام وارد بازار دیگری شدند و پس از ارزیابی فرمودند: این بازار مناسب شماست؛ از آن کم نکرده و خراجی بر شما بسته نمی‌شود.

 

منبع: afkarnews.ir

 

گردآوری:مجله یک پارس