نقش اعتماد در زندگي زناشويي

اعتماد کردن

زن و شوهر بايد در همه ابعاد زندگی به يكديگر اعتماد داشته باشند‎

 

زن و شوهر بايد در همه ابعاد زندگی، خواه بعد مالي و يا بعد ناموسي به يكديگر اعتماد داشته باشند تا بتوانند زندگي مشترك خانوادگي را اداره كنند، چرا که معناي واقعي زندگي مشترك كه سكون و آرامش است در چنين محيطي ملموس خواهد بود.

 

تکنیک‌های رفتاری برای اعتماد در زندگی زناشویی

تکرار این رفتارها به مرور زمان زن و مرد را نسبت به یکدیگر سرد و آنها را از هم دور می‌سازد.

 

در این زمان مراجعه به یک روانشناس متبحر جهت بهبود رابطه زوجین و حل مشکلات کمک شایانی به زوجین می‌کند و زن و مرد می‌توانند با توسل با تکنیک‌هایی رفتارهای که سبب تحریک و از بین رفتن رابطه‌شان شده است را به کمک درمانگر و روانشناس‌شان کشف و جهت بهبود رابطه تلاش کنند.

 

آموختن یکسری مهارت‌ها و رعایت برخی نکات می‌تواند کمک شایانی به زوجین کند در اولین قدم درست‌ترین کار شاید این باشد که مطمئن شد آیا واقعا مشکلی حقیقی سبب از بین رفتن اعتماد زوجین شده است و یا اینکه حاصل ذهنیت منفی خودمان و یا شریک زندگی‌مان است؟ و اینکه آیا هنوز همسرتان به شما اعتماد دارد یا خیر؟ دو راه ابتدایی برای از بین بردن یا کاهش اعتماد در یک رابطه:

 

اول اینکه قرارداد و توافقی را که با همسرتان دارید لغو کنید. فقط کافی است به یکی از قول‌های خود عمل نکنید تا اعتماد همسرتان نسبت به شما کمرنگ شود.

 

دوم: ضربه زدن و سوء استفاده به طرق مختلف به همسر گاهی اوقات تنها یک ضربه کوچک می‌تواند اعتماد طرف مقابل را از بین ببرد و این ضربه زدن می‌تواند در ابعاد مختلف باشد از یک ناهماهنگی کوچک که سبب تحقیر وی در جمع شده است تا آسیب‌های بزرگتر.

 

راههای جلب اعتماد

فقط کافی است به یکی از قول‌های خود عمل نکنید تا اعتماد همسرتان نسبت به شما کمرنگ شود‎

 

در یک ازدواج موفق چه نوع اعتمادهایی وجود دارد در اینجا به ۵ مورد آن اشاره خواهیم کرد

 

۱٫ به یکدیگر هیچ‌گاه خیانتی نخواهید کرد

۲٫بروی یکدیگر کنترل شدیدی ندارید

۳٫همسر خود را به خاطر خودش دوست دارید

۴٫همسر خود را در مواقع عصبانیت، دعوا و مخالفت ها تنها نمی گذارید

۵٫همسرتان اولویت اول شما باشد

 

هدف اساسي از ازدواج وصول به سكون و آرامش است و بديهي است كه اين هدف وقتي تحقق مي يابد كه زن و مرد نسبت به يكديگر اعتماد داشته باشند. در برخي از روايات اسلامي در باب ويژگي هاي همسر خوب چنين آمده است: زن شايسته كسي است كه وقتي همسرش به مسافرت مي رود با دقت و اهتمام از ناموس و اموال او جدا مراقبت به عمل آورد. طبعا اين گونه پاسداري وقتي انجام مي گيرد كه زن و شوهر با همه وجود به يكديگر اعتماد و اطمينان داشته باشند.

 

زندگي خانوادگي يك نوع مشاركت است و اولين و اساسي ترين شرط در شركت ها، اطمينان و اعتماد شركاء نسبت به يكديگر مي باشد. در نتيجه پايه و اساس هر نوع رابطه اي اعتماد و اطمينان مي باشد بديهي است كه در رابطه زناشويي زن ومرد بايد زمينه هاي اعتماد را براي يكديگر فراهم كنند كه حتي كمترين خللي در صفا و صميميت آنان وارد نشود.

 

نشانه‌های خیانت در رابطه را بشناسید

 

خیانت به همسر

برقراری رابطه عاطفی سالم کار ساده ای نیست

 

برقراری رابطه عاطفی سالم کار ساده ای نیست. در ابتدای رابطه همه چیز خوب است اما گاهی هر چه جلوتر می رویم، همه چیز سخت تر می شود. به عنوان مثال رفتار طرف مقابل مان عوض می شود یا مشکلاتی بوجود می آید که نه دلایل آن را می دانیم و نه قادر به حل کردن شان هستیم. اگر شما به رفتارهای شریک زندگی تان شک کرده اید و احساس می کنید که او در حال خیانت به شماست، به نشانه هایی که در ادامه برایتان آورده ایم، دقت کنید. اگر این نشانه را مشاهده کردید، به احتمال زیاد پای شخص دیگری در میان است.

 

نشانه‌های خیانت در رابطه را بشناسید

 

تماس اش با شما کم شده است 

اگر در ابتدای رابطه تان او مدام با شما در تماس بود و در هر شرایطی به شما زنگ می زد یا پیغام می داد اما حال کمتر شما را می بینید و حرفی برای گفتن ندارد، نشانه این است که از رابطه با شما پشیمان شده یا این که فرد دیگری را پیدا کرده است. اگر قبلا شما مدام با او در تماس بودید و حال باید ساعت ها منتظر زنگ اش بنشینید، خط قرمزی ست برای این که بدانید او در رابطه با شما در حال عقب کشیدن است.

 

برای آینده برنامه ریزی نمی کند 

دو نفر که در رابطه ای سالم به سر می برند، برای آینده خود برنامه ریزی می کنند. این برنامه ریزی می تواند بلند مدت یا حتی کوتاه مدت باشد. به عنوان مثال شما باید به همراه شریک زندگی تان در مورد تعطیلات آخر هفته خود برنامه ریزی کنید، اگر او از این کار امتناع می کند یا ترجیح می دهد که آخر هفته اش را تنهایی بگذراند، بدین معنی ست که تمایلی به بودن در کنار شما ندارد. از آنجایی که کمی عجیب است او تنهایی را به بودن با شما ترجیح دهد، بهتر است که به رابطه او با شخص دیگری شک کنید.

 

گوشی از دست اش نمی افتد 

هیچ چیز بدتر از این نیست که با عشق زندگی تان بیرون بروید و او مدام سرش توی گوشی اش باشد. ممکن است که او با خانواده، همکاران یا دوستان اش در ارتباط باشد اما اگر این رفتار تکرار شد، بدانید که پای شخص دیگری در میان است.

 

او همیشه عجله دارد 

گاهی وقت ها ما دیرمان شده یا کاری را باید زودتر انجام دهیم، عجله داشتن در این شرایط طبیعی ست اما اگر شما هر زمانی که با عشق زندگی تان در حال حذف زدن یا گشت و گذار بودید و او برای رفتن عجله داشت، باید به رفتارش شک کنید. احتمالا او می خواهد هر چه سریع تر از شما جدا شود و به سراغ فرد دیگری برود.

 

برنامه ها را کنسل می کند 

این که طرف مقابل تان یک بار بنا به دلایلی برنامه تان را کنسل کند، طبیعی ست اما اگر هر بار که شما برنامه ای می گذارید و او بدون هیچ دلیلی آن را می پیچاند، بدانید که پایش جای دیگری گیر است. جملاتی مانند «من حالم خوب نیست» یا «من خیلی خسته ام» تنها بهانه است، بنابراین بهتر است که به دنبال دلیل واقعی آن باشید.

 

نشانه‌های خیانت

نشانه‌های خیانت در رابطه

 

در شبکه های اجتماعی مشکوک است 

حتما شما هم هر از گاهی صفحه شریک زندگی تان را در شبکه های اجتماعی چک می کنید، اگر مورد مشکوکی در صفحه او دیدید، به عنوان مثال او همیشه عکس های یک نفر خاص را لایک می کند یا این که طوری رفتار می کند که انگار مجرد است، باید به او شک کنید که یا فرد دیگری در زندگی اش است یا این که به دنبال فرد جدیدی می گردد. در هر دو حالت، شما در زندگی او نقشی ندارید.

 

گوشی اش را از شما پنهان می کند 

تقریبا اکثر آقایان دوست ندارند که زن زندگی شان مدام در گوشی شان سرک بکشد اما اگر طرف مقابل تان قبل تر ها این اجازه را به شما می داد، یا از این که گوشی اش در مقابل شما باشد، هراسی نداشت اما حال این اجازه را به شما نمی دهد و گوشی اش را از شما پنهان می کند، باید بدانید که او چیزی را از شما پنهان می کند.

 

رفتارش تغییر کرده است 

اگر رفتار طرف مقابل تان به طور ناگهانی تغییر کرده، به عنوان مثال بهانه گیر شده یا زود از کوره در می رود، بدانید که این تغییر رفتار ناشی از تغییر احساسات او به شماست. در واقع او دارد موضوعی را از شما پنهان می کند. در این شرایط، حتی اگر از او دلیل این تغییر رفتار را سوال کنید، او جواب قانع کننده ای به شما نخواهد داد. اگر واقعا شریک زندگی تان شما را دوست داشته باشد، به فکر حل مشکلات رابطه تان خواهد بود اما اگر بی دلیل رفتارش تغییر کند، بدانید که به دنبال بهانه ای برای دور شدن از شماست.

 

ناگهان سرش شلوغ شده است 

اگر هر بار که سراغ او را گرفتید، این جمله را از او شنیدید: «سرم شلوغ است» مطمئن باشید که او نمی خواهد دیگر برای شما وقتی بگذارد. این سوال را از خودتان بپرسید که او سرش با چه چیزی گرم است؟ چه چیزی جای شما را برای او گرفته است؟ شاید یک فرد به طور موقت وقت سر خواراندن نداشته باشد اما این موضوع ادامه دار شود، بدانید که شما در زندگی او دیگر جایی ندارید.

 

عبارت «دوست معمولی» را زیاد می شنوید 

برخی از افراد دوستان جنس مخالف زیادی را دور خودشان نگه می دارند و به آنها برچسب دوست معمولی می زنند تا نه رابطه شان صمیمی تر شود و نه به طور کامل از آنها دور. این افراد فکر می کنند که زرنگ اند، بنابراین این شمایید که نباید به آنها اجازه این کار را بدهید. این که عشق زندگی تان به شما می گوید مانند دو دوست معمولی کنار هم باشیم، در واقع بی احترامی به شماست. مطمئنا او گزینه های دیگری را هم در زندگی اش دارد و می خواهد در زمانی مناسب یکی از آنها را انتخاب کند. بنابراین زیر بار برچسب دوست معمولی نروید. مطمئنا ارزش شما خیلی بیشتر از آن است که کسی شما را نصفه و نیمه بخواهد.

 

منبع: bartarinha.ir

 

دعوای شما با همسرتان این فواید جالب را دارد!!

دعوا بین زن و شوهر

اگر دعواها یا بحث ها با احترام و آرامش باشد، تاثیر مثبت دارد‎

 

اگر شما هم هر از گاهی با همسرتان دعوا می کنید و از این موضوع نگران هستید، به فوایدی که دعواهای سازنده برایتان دارد، نگاهی بیاندازید

 

دعوا در رابطه عاطفی چه فوایدی دارد؟

طبق تحقیقات انجام شده، ۴۴% زوج ها اعتقاد دارند که اگه دعواهایشان در حد یک روز در هفته باشد، بر بهبود رابطه شان موثر است. البته نوع دعوا اهمیت زیادی دارد. اگر دعواها یا بهتر است بگوییم بحث ها با احترام و آرامش باشد، تاثیر مثبت دارد، در غیر این صورت بی احترامی و داد و بیدار رابطه را خراب تر می کند.

 

دعوا نشانه ای از بلوغ است

دعواهای مدام نشانه خوبی برای روابط بلند مدت نیست اما افرادی که دارای بلوغ فکری هستند، می توانند در این مواقع بر اعصاب شان مسلط باشند و تصمیم درست بگیرند. اگر شما هم بتوانید در بگومگوها خودتان را کنترل و از داد و فریاد زدن خودداری کنید و در نهایت بتوانید به یک تفاهم برسید، در بهبود رابطه خود تاثیری مثبت ای گذاشته اید. بنابراین بلوغ فکری تان را در دعوا نیز به کار گیرید.

 

شما می جنگید چون اهمیت می دهید

شاید برایتان ساده تر باشد که چشمان تان را به روی مشکلات تان ببندید و کنار بکشید اما اگر خودتان را برای اعصاب خوردی های دعوا و حرف هایی که دوست ندارید بشنوید، آماده می کنید تنها به این هدف که مشکل بوجود آمده را حل کنید، بدانید که شما در رابطه ای سالم و بلند مدت قرار گرفته اید. این که شما دعوا را به سکوت ترجیح می دهید، یعنی دارید از چیزی که برایتان اهمیت دارد، که همان رابطه با شریک زندگی تان است، دفاع می کنید.

 

دعواهای زن و شوهری

دعواهای مدام نشانه خوبی برای روابط بلند مدت نیست‎

 

دعوا، ارتباط میان شما را ساده تر می کند

اگر می خواهید اعتماد را در رابطه تان برقرار کنید، نباید در مقابل مشکلات ساکت بنشینید. در این مواقع شما باید با ذهنی باز به سمت شریک زندگی تان بروید و با او حرف بزنید. البته حرف زدن تنها کافی نیست، شما باید به حرف های او هم به دقت گوش دهید. از آنجا که جر و بحث یکی از راههای برقراری ارتباط است و افراد در دعوا صادقانه و رک تر حرف هایشان را می زنند، پس از اتمام آن، صمیمیت بیشتری میانشان برقرار می شود. بنابراین سعی کنید که در دعوا حرف هایتان را صادقانه اما با احترام و آرامش به زبان آورید.

 

بگومگو نشانه یک رابطه سالم است

محققان اعتقاد دارند که یک رابطه سالم ۷ نشانه دارد که یکی از آنها دعواست. اگر زوج ها هیچ موقع با یکدیگر دعوا نکنند، در واقع چیزی میان آنها اشتباه است. ثابت شده این زوج ها اهمیتی به یکدیگر نمی دهند و در واقع همدیگر را رها کرده اند. دعوا باعث می شود که افراد از آنچه برایشان اهمیت دارد یا عصبانی شان می کند بیشتر حرف بزنند. البته دعوا باید با احترام و آرامش به همراه باشد تا نتیجه ای مثبت دهد.

 

دعوا رابطه شما را قوی تر می سازد

زمانی که شما با شریک زندگی تان دعوا می کنید، مهم نیست که می برید یا می بازید، آنچه اهمیت دارد این است که هر دوی شما در مورد دیگری یا حتی در مورد خودتان، چیزهای بیشتری می فهمید. دعواهای کوچک، شخصیت و طرز تفکر واقعی شما را رو می کند. اگر یاد بگیرید که تمام دعواهایتان را با هم حل کنید، در واقع دارید به بهتر شدن رابطه تان کمک می کنید.

 

خشم تان را تخلیه می کنید

داشتن رابطه ای سالم کار ساده ای نیست. اگر شریک زندگی تان برای شما اهمیت داشته باشد، شما باید به حریم او احترام بگذارید اما اگر او رفتار مشابه ای با شما نداشت، ممکن است از کوره در بروید و دعوا راه بیاندازید. این بار حق با شماست، در واقع شما حق دارید برای چیزی که برایتان اهمیت دارد، بجنگید. عصبانی شدن راهی برای تخلیه خشم تان است. این باعث می شود که ناراحتی تان هر دفعه روی هم تلمبار نشود و ناگهان فوران نکند. اما یادتان باشد که آن را کنترل کنید تا تبدیل به دعوایی سنگین نشود.

 

در دعوا ابراز علاقه می کنید

حتما برای شما هم پیش آمده حرف هایی را که در حالت عادی رویتان نمی شود یا حتی فرصت نمی شود که به طرف مقابل تان بگویید، در دعوا اعتراف کنید. دعوا یکی از راههای ابراز علاقه است. به عنوان مثال شما می فهمید که شریک زندگی تان نسبت به اطرافیان شما چه حسی دارد.

 

منبع : زندگی ایده آل

بعد از دعوا با همسرتان هرگز این کار‌ها را نکنید

ُ

دعوا بین زن و شوهر

کاملا طبیعی و سالم است که زن و شوهر با هم بحث کنند

کاملا طبیعی و سالم است که زن و شوهر با هم بحث کنند، اما بعد از اینکه جر و بحث کردید باید نکاتی را رعایت کنید.

جوری رفتار نکنید که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده 

اینکه وانمود کنید هیچ دعوایی بین‌تان نبوده کار عاقلانه‌ای نیست. درست مثل این است که اتاقی را جارو کنید و آشغال‌ها را زیر فرش مخفی کنید. مهم این است که تلاش کنید ارتباط دوباره‌ی خوبی با همسرتان برقرار کنید، کلید موفقیت همین است. با همسرتان در مورد چیزهایی که از مشاجره‌تان یاد گرفته‌اید حرف بزنید؛ این کار کمک می‌کند آسیب‌هایی که حین دعوا به شما وارد شده ترمیم شود.

اشتباه نکنید؛ همیشه بعد از هر جر و بحثی آسیب‌هایی به جا می‌ماند. اگر اجازه ندهید همسرتان بداند چیزی که درموردش بگومگو کرده‌اید آزارتان داده، خشم‌تان در آینده چند برابر شده و ممکن است ناگهان منفجر شوید! چیزی که در موردش بحث کرده‌اید باید حل شود. فراموش نکنید؛ اگر بحث شما نیاز دارد که بعدا پیگیری شود حتما با هم زمان مناسبی را برایش در نظر بگیرید، اگر هم فکر می‌کنید آنقدر مهم نیست که ادامه پیدا کند، باز هم باید هر دوی شما موافق باشید.

در مورد دعوای‌تان به دیگران چیزی نگویید و در شبکه‌های اجتماعی آن را جار نزنید 

این طبیعی است که بخواهیم خانواده، دوستان‌ و یا هر کس دیگری که به حرف‌های ما گوش می‌دهد احساس ما را تائید کنند، اما دعوای زن و شوهری چیزی است که باید خصوصی بماند. اگر به اعتمادی که همسرتان به شما دارد ضربه بزنید هر دوی شما آسیب می‌بینید. اگر ماجرایی را به بیرون از چهاردیواری خانه‌تان ببرید دیگر نمی‌توانید آن را برگردانید! دیگران هم رابطه‌ی شما را قضاوت خواهند کرد و این هیچ کمکی به حل مشکلات‌تان نمی‌کند. آنها فقط چیزهایی را می‌دانند که شما گفته‌اید و برای همین سخت‌تر می‌توانند جور دیگری ببینند و قضاوت کنند. دعواها و اختلاف‌های‌تان را پیش خودتان نگه دارید. آیا واقعا نیاز دارید درموردش با کسی حرف بزنید؟ پس کسی را انتخاب کنید که کاملا به او اطمینان دارید و می‌تواند توصیه‌های منطقی و صادقانه به شما بکند.

نگذارید مشکل‌تان مدت زیادی حل نشده بماند 

اختلاف‌‌های شما دو نفر هر چه بیشتر حل نشده بماند، احساس خشم و نارضایتی‌تان بیشتر خواهد شد. خشم ِ حل نشده و احساس آزردگی ِ التیام پیدا نکرده می‌تواند رشد کند و بعدها کنترل بحث‌های‌تان را دشوارتر کند، استرس‌تان بیشتر شده و سلامت رابطه به خطر خواهد افتاد.

ضمنا با گذشت زمان، به یادآوری آنچه که گذشته نیز سخت می‌شود و ممکن است دیگر به راحتی نتوانید روی فاکتورهای اصلی اختلاف‌تان توافق کنید. پس بعد از دعوا بعد از اینکه خونسردی‌تان را به دست آوردید، موضوع را به میان بکشید و روی آن کار کنید. این وقفه خصوصا برای مردها مفید است، چون یک مرد وقتی که کمی استراحت می‌کند مغزش برای مدتی از آن موقعیت رها می‌‌شود. سپس می‌تواند با ذهنی بازتر و احساسی گرم‌تر به موقعیت برگردد و نگاه منطقی‌تری به آنچه روی داده داشته باشد و راه حل را همراه با همسرش پیدا کند.

یکدنده نباشید و عذرخواهی همسرتان را بپذیرید 

عصبانیت را در دل‌تان نگه ندارید و همسرتان را ببخشید. اگر او صمیمانه و صادقانه از شما عذرخواهی کرد آن را بپذیرید تا احساسات منفی بیشتر از حد لازم باقی نمانند. بخشش یک رفتار بسیار خوب برای یک رابطه‌ی بلند مدت است. این را قبول کنید که هیچکس کامل نیست و اگر شما هنوز هم عصبانی و دلخورید، لجبازی شما و رد عذرخواهی تنها شرایط را بدتر کرده و مشکلات عمیق‌تری ایجاد می‌کند. رابطه‌ی زناشویی، بُرد و باخت ندارد و هردوی شما در یک جبهه هستید.

بعدها دوباره این دعواها را پیش نکشید 

اگر زوج‌ها مدام دعواهایی که داشته‌اند را یادآوری کنند، ناراحتی و اختلاف هرگز پایان نیافته و زمانی برای عشق ورزیدن باقی نمی‌ماند. ضمنا اگر اختلافی واقعا حل شده باشد پس چرا باید دوباره بحث آن را پیش بکشید؟ یادآوری مداوم اختلاف‌های گذشته، رفتاری مهربانانه نیست و رابطه را خراب می‌کند. اجازه ندهید روزهای و لحظه‌های‌تان گرفتار این چرخه‌ی معیوب شوند. با پیش کشیدن دعواهای قدیمی تنها کاری که می‌کنید این است که جنگ را دوباره شروع می‌کنید و به همسرتان هم نشان می‌دهید که حل اختلاف‌های پیشین هیچ ارزشی نداشته‌اند. پس یادتان باشد با طرح مجدد دعواهای گذشته، دعوای جدیدی را شروع خواهید کرد.

برای دعوای‌تان بهانه نتراشید 

استرس، گرمازدگی، ترافیک و …، چیزهایی نیستند که بتوانید دعوا و جر و بحث‌های‌تان را گردن‌شان بیندازید. اگر برای عذر خواهی‌تان از کلمات «اما» و «ولی» استفاده کنید دیگر عذرخواهی نیست. اگر بابت اتفاقی که در محل کارتان افتاده ناراحت و عصبانی هستید بگذارید همسرتان را هم این را بداند نه اینکه از آن به عنوان بهانه‌ای برای دعوا استفاده کنید. معمولا آدمهایی اهل بهانه تراشی هستند که مسئولین پذیر نیستند. پس درمورد علت بگومگوهای‌تان روراست باشید تا بهتر هم به راه حل برسید.

دعوا با همسر

یادآوری مداوم اختلاف‌های گذشته، رفتاری مهربانانه نیست و رابطه را خراب می‌کند

نگویید که منظوری نداشته‌اید 

حرفی که زده‌اید و همسرتان را ناراحت کرده، دیگر زده شده؛ چه منظوری داشته‌اید و چه نه. پس اینکه بگویید منظوری نداشته‌اید نه تنها احمقانه است بلکه می‌تواند همسرتان را عصبانی کند و اتفاقا نشان می‌دهد که خوب هم منظور داشته‌اید و این اصلا راه منصفانه‌ای برای بحث و دعوا کردن نیست. ضمنا اگر بگویید منظوری نداشته‌اید یعنی آن را حل نمی‌کنید و ممکن است در آینده دوباره پیش بیاید. این را درک کنید که کلمات شما این قدرت را دارند که طرف مقابل را برنجانند.

رابطه‌ی جنسی را به عنوان جبران دعوای‌تان استفاده نکنید 

این خیلی خوب است که جنگ و دعوای‌تان را تمام کرده‌اید اما اگر واقعا می‌خواهید فضا را تغییر دهید بدانید که الان وقت رابطه‌ی جنسی نیست. رابطه‌ی جنسی باید از روی عشق، صمیمیت و توجه باشد. برای اینکه یک رابطه‌ی جنسی لذت بخش و راضی کننده باشد باید زمانی انجام شود که هیجان و احساس شما مناسب آن باشد. اگر احساس می‌کنید نیاز دارید با نزدیک شدن به همسرتان، ارتباط صمیمی را دوباره برقرار کنید می‌توانید او را در آغوش بگیرید و نوازشش کنید. ممکن است گاهی رابطه‌ی جنسی به عنوان جبران دعوایی که از سر گذشته مفید باشد و آن زمانی است که هر دوی شما واقعا آن را بخواهید. استفاده‌ی ابزاری از رابطه‌ی جنسی تحت هر شرایطی بد است و می‌تواند چیزی را که قرار است نوعی از صمیمیت و عشق را تداعی کند به مرز هراس و سوء استفاده بکشاند.

روی علت دعوا خیلی متمرکز نشوید 

به جای اینکه ماجرای روی داده را در سرتان مدام مرور کنید، انرژی‌تان را برای پیدا کردن راه حل صرف کنید. کند و کاو مشکلات و علت‌های پنهان شاید موقتا تسکین‌تان بدهند اما اگر رهای‌شان نکنید ممکن است پیچیده‌تر شوند. اگر مثلا به این نتیجه رسیدید که همسرتان تازگی‌ها فراموشکار شده با او حرف بزنید و راه حل ارائه بدهید: من متوجه شدم وقتی از تو می‌خواهم در راه برگشت به خانه چیزهایی بخری، تو فراموش می‌کنی، من چکار می‌توانم بکنم که به تو یادآوری کنم چه چیزهایی باید بخری تا تو فراموش نکنی؟ همسرتان را قضاوت نکنید، حمایتش کنید.

بعد از دعوا قهر نکنید 

این خوب است که بعد از دعوا مدتی در سکوت و آرامش باشید. اما نادیده گرفتن همسرتان و قهر کردن فقط آزردگی‌ و خشم را بیشتر می‌کند و او احساس می‌کند می‌خواهید تنبیهش کنید. قهر کردن یا نادیده گرفتن طرف مقابل نوعی سوء استفاده‌ی عاطفی است که بی‌احترامی، خوار و خفیف کردن و دغل کاری نیز محسوب می‌شود. شما می‌توانید به خودتان فرصتی بدهید تا آرامش و خونسردی‌تان را به دست بیاورید اما همزمان می‌توانید با همسرتان با احترام و نیکی نیز رفتار کنید. به او توضیح دهید که به زمانی برای آرام شدن نیاز دارید تا بتوانید منطقی‌تر فکر و گفتگو کنید.

بابت دعوایی که داشته‌اید خودتان را سرزنش نکنید 

لازم نیست خودتان را سرزنش کنید؛ چون اعتماد بنفس‌تان و احترامی که برای خود قائلید لطمه خواهد خورد. دو نفر لزوما قرار نیست مثل هم باشند، بلکه مهم این است که هر دوی شما با کشف چیزهایی که برای طرف مقابل مهم است به هم نزدیک‌تر شوید. جر و بحث و اختلاف در بهترین رابطه‌ها هم پیش می‌آید و سرزنش خودتان فایده‌ای ندارد و وقت‌تان را هدر می‌دهد. بگومگو کردن خوب است و نشان می‌دهد به رابطه‌تان اهمیت می‌دهید. در واقع اگر عاقل باشید می‌توانید از بحث‌های‌تان برای نزدیک‌تر شدن به هم استفاده کنید.

از کلمات آزاردهنده استفاده نکنید 

وقتی با همسرتان به گفتگو می‌نشینید تا اختلاف‌تان را بررسی و حل کنید از کلمات و عبارت‌های نامناسب برای خطاب کردن او استفاده نکنید و او را نرنجانید. بهتر است جمله‌هایی که استفاده می‌کنید ساده و قابل فهم باشد، مثلا می‌توانید بگویید: وقتی به خانه برمی‌گردی و به من بی‌اعتنایی می‌کنی، من احساس تنهایی می‌کنم.

منبع: برترین ها

گردآوری:مجله یک پارس

وقتی خودتان رابطه‌تان را سمی می‌کنید

خانواده سالم

آدمهایی که به دیگران به چشم حقارت نگاه می‌کنند به روابط شان آسیب‌های جدی می‌زنند‎

آدمهایی که به دیگران به چشم حقارت نگاه می‌کنند به روابط شان آسیب‌های جدی می‌زنند زیرا طرف مقابل را پایین‌تر از خود می‌بینند. ریشخند کردن، رو برگرداندن و یا استفاده از لحن کنایه آمیز در برابر همسر یا دوست‌تان تنها چند علامت از یک رابطه‌ی سمی هستند.

عقده‌ی خودبرتر بینی دارید 

آدمهایی که به دیگران به چشم حقارت نگاه می‌کنند به روابط شان آسیب‌های جدی می‌زنند زیرا طرف مقابل را پایین‌تر از خود می‌بینند. ریشخند کردن، رو برگرداندن و یا استفاده از لحن کنایه آمیز در برابر همسر یا دوست‌تان تنها چند علامت از یک رابطه‌ی سمی هستند. محققان دانشگاه میشیگان ۳۷۳ زوج تازه ازدواج کرده را مورد بررسی قرار دادند و دریافتند زوج‌هایی که سر همدیگر داد و فریاد می‌زنند، یکدیگر را تحقیر می‌کنند یا خودشان را بهتر و داناتر از آن دیگری می‌دانند احتمال اینکه طی همان اولین سال زندگی مشترک کارشان به جدایی بکشد خیلی بیشتر است.

گاهی باید در آینه نگاهی به خودتان بیندازید تا مشکل را پیدا کنید!

یک متقلب حرفه‌ای هستید 

بدون تردید مدام دروغ گفتن به همسر یا دوست و یا همکارتان به روند رابطه‌ی شما لطمه می‌زند، اما اینکه به کسی مدام القاء کنید که احمق و کوته فکر است مسئله‌ی دیگری است که رابطه را کلا جور دیگری نابود می‌کند. وقتی همسرتان را متهم می‌کنید که احمق یا کج خیال و بدگمان است تا دروغ‌ها و کلک‌های شما را پیگیری نکند، یعنی یک متقلب حرفه‌ای هستید که سعی دارید به همسرتان بقبولانید که مشکل از اوست. وقتی کاری می‌کنید که او فکر کند مشکل از اوست، به طرز جبران ناپذیری به رابطه‌تان آسیب می‌زنید.

مدام نگران و بد بین هستید 

افرادی که همیشه نگرانند و احساس ناامنی می‌کنند معمولا تمایل دارند با بیش از حد آنالیز کردن هر کلمه و هر حرکتی، یک رابطه‌ی کاملا سالم و آرام را خراب کنند. این اشخاص ترس‌های غیرمنطقی در سر دارند؛ مثلا اینکه همسرشان قصد ترک آنها را دارد. مطالعات نشان می‌دهد آنهایی که عزت نفس ضعیفی دارند همیشه می‌ترسند از سوی عزیزان خود طرد شوند و از رفتارهایی که احتمال می‌دهند باعث شود ترک‌شان کنند دوری می‌کنند مثلا به همسر خود نمی‌گویند واقعا چه احساسی دارند. اما آنهایی که اعتماد بنفس خوبی دارند اگر همسرشان کاری کند که باعث رنجش‌شان شود حتما این احساس را با او درمیان می‌گذارند. اگر این علائم را در رابطه‌تان نشان می‌دهید پس بهترین کار این است که مدتی خود را کنار بکشید تا روی خودتان کار کنید، مگر اینکه طرف مقابل‌تان قادر باشد در حل این نگرانی‌ها و ضعف‌ها کمک‌تان کند. اطراف خود را با آدمهای مثبتی پُر کنید که به شما اهمیت می‌دهند و برای‌تان ارزش قائلند. کارهایی را انجام دهید که حس خوبی در مورد خودتان به شما بدهد، مثلا یک ورزش جدید یا شرکت داوطلبانه در کمپینی که حامی حیوانات است.

مدام تهدید به جدایی می‌کنید 

هیچکس دوست ندارد وقت و انرژی‌اش را صرف جر و بحث کند اما هر بار که مسئله‌ای پیش می‌‌آید اجازه ندارید تهدید به جدایی کنید. پای جدایی را وسط کشیدن قرار نیست مشکلی را حل کند و علامت یک رابطه‌ی سمی است. خیلی‌ها از تهدید به عنوان ابزاری برای جلب توافق استفاده می‌کنند. هرگز نباید همسر را تهدید به جدایی کنید مگر اینکه واقعا قصد انجامش را داشته باشید، وگر نه به امنیت و اعتبار رابطه‌ی خود آسیب می‌زنید. به جای اینکه از سرناچاری تهدید به جدایی کنید، از آن محیط دور شوید تا خونسردی خود را به دست بیاورید و قبل از اینکه افکار نابهنجار خود را به زبان بیاورید و بعدا پشیمان شوید، منطقی فکر کنید.

خانواده سالم

پای جدایی را وسط کشیدن قرار نیست مشکلی را حل کند و علامت یک رابطه‌ی سمی است‎

آتشی مزاج و تند خو هستید 

شاید احساس کنید که زمان زیادی طول نمی‌کشد که خون‌تان به جوش بیاید. حتی یک حرکت اشتباه می‌تواند باعث شود دهان‌تان را به گفتن هر چیزی باز کنید. شما این چرخه را مدام تکرار می‌کنید: خشم، شرمندگی و دوباره خشم بدون درک و دلیل. هر وقت احساس کردید خشم‌تان در حال بروز است برای اینکه علتش را بفهمید یا کنترل‌تان را به دست بیاورید از یک تا ده آرام آرام بشمارید و سپس فکر کنید دقیقا چه چیزی شما را عصبانی کرده است. سعی کنید احساسات و افکار خود را جمع کنید.

هرگز مشکلات را حل نمی‌کنید 

اگر مشکلی را در زمان مناسبش حل نکنید، به مرور بدتر شده و رویداد بزرگ‌تری پیش رو خواهید داشت که باعث دلخوری طرف مقابل‌تان خواهد شد. مغز ما تمایل به منفی گرایی دارد و جنبه‌های منفی هر چیزی را بهتر به خاطر می‌سپارد و علتش هم این است که آمیگدالا که مرکز پردازش هیجانی مغز است با هیجانات منفی هماهنگ‌تر است چون هیجانات منفی معمولا کمی شدیدتر از هیجانات مثبت هستند. اگر هرگز به اشتباه‌تان اعتراف نکنید و عذر خواهی نکنید، یعنی سعی در بهبود اوضاع هم ندارید، بنابراین ذهن همسرتان پُر از خاطرات و تجربیات منفی از بی‌انصافی‌ها و کارهای ناروای شما خواهد شد؛ این رابطه‌ی شما را نابود می‌کند.

به رسانه‌های اجتماعی اعتیاد دارید 

بیشتر ما مدام در فیسبوک و اینستاگرام عکس‌ها و استاتوس‌هایی به اشتراک می‌گذاریم بدون اینکه به پیامدهای آن فکر کنیم. مطالعات نشان داده‌اند مشغول شدن با رسانه‌های اجتماعی می‌تواند ابهاماتی در رابطه ایجاد کند که برانگیزاننده‌ی حسادت و سوء تفاهم‌ها بوده و این از علامت‌های رابطه‌ی سمی است. ممکن است در صفحه‌ی اجتماعی‌تان حرفی از رابطه‌تان نزنید یا با جنس‌های مخالف و غریبه‌ها باب گفتگوهایی را باز کنید که شبهه برانگیزند. اگر اجازه دهید تکنولوژی تمام وقت و توجه شما را صرف خودش کند خیلی زود تبدیل به آدمی سمی خواهید شد که رابطه‌تان را نیز مسموم می‌کنید.

دوستان و روابط خود را خیلی زود از دست می‌دهید 

دمی به عقب بردارید و ببینید چه کسانی دوروبرتان را گرفته‌اند. آیا دوستان و خانواده‌ای دارید که هوای‌تان را داشته باشند یا اینکه تمام پل‌های پشت سرتان را خراب کرده‌اید؟ اگر چنین است پس مشکل خود شما هستید. خیلی از افرادی که رفتارهای بدی از خود بروز می‌دهند خودشان نسبت به این موضوع آگاه نیستند. خودتان را بررسی کنید و ببینید کجای کارتان ایراد دارد.

فقط به خودتان فکر می‌کنید 

خود شیفته‌ها فقط خودشان را می‌بینند و از رنجاندن دیگران هرگز پشیمان نمی‌شوند و دقیقا به همین علت، بودن در کنارشان کار خیلی سختی است. ممکن است شما فقط به این توجه کنید که همسرتان برای شما چه می‌کند و توجهی به کارها و رفتارهای خودتان در قبال او نداشته باشید. خود شیفتگی رفتاری است که به سختی می‌توان بر آن غلبه کرد، اما اگر درک کنید که با دیگران نامهربانانه و خود پسندانه رفتار می‌کنید می‌توانید این ویژگی بدتان را کنترل کنید. اولین قدم برای تغییر رفتار این است که قبول کنید مشکلی دارید و راه حل‌هایش را پیدا کنید.

سست و بی‌اراده‌اید 

هیچ چیزی بیشتر از یک آدم بی‌اراده باعث آزردگی نمی‌شود. وقتی با فرد مورد علاقه‌تان یک روز گرم هستید و یک روز بی‌احساس و بی‌تفاوت، رابطه‌تان دوامی نخواهد داشت. وقتی هنوز آمادگی شروع یک رابطه را ندارید اما نمی‌توانید تصمیم بگیرید که رابطه‌ای را با کسی آغاز نکنید، یک آدم سمی خواهید شد که با بی‌اراده بودنش، رابطه را سمی می‌کند. اول طبق نیازها و خواسته‌های‌تان با خودتان تسویه حساب کنید و به یک اطمینان و ثبات نسبی برسید تا بعد بتوانید بررسی کنید از طرف مقابل‌تان چه انتظاراتی دارید. با این روش او هم می‌تواند بفهمد از شما و رابطه‌تان چه می‌خواهد.

منبع: برترین ها

گردآوری:مجله یک پارس

رفتارهای مردانه ای که زنان را از آنها متنفر می کند!!

رفتار مردانه

رفتارهای بد مردان از نظر زنان

در این مطلب چند رفتار مردانه که زنان از آنها بدشان می‌آید را برای‌تان می‌گوییم. اگر شما هم می خواهید همسرتان از شما متنفر نشود این رفتارها را ترک کنید.

رفتارهای بد مردان از نظر زنان

انحصاری کردن ریموت کنترل تلویزیون

تماشای تلویزیون با هم می‌تواند برای یک زن، بینهایت رومانتیک یا فوق‌العاده آزار دهنده باشد که بستگی به این دارد که آقا کنترل تلویزیون را فقط در دست خودش بگیرد یا در اختیار همسرش هم بگذارد. انحصاری کردن ریموت کنترل تلویزیون یک عادت مردانه است که بیشتر زنان از آن بدشان می‌آید. درست همانطور که زن، گزارش‌های ورزشی خسته کننده را که ظاهرا هرگز تمام نمی‌شوند یا فیلم‌های اکشن و پُر سروصدا و خشن را تحمل می‌کند، انتظار دارد همسرش هم با او یک فیلم کمدی – رمانتیک تماشا کند و موهایش را نوازش کند!

کاملا غیر رمانتیک بودن و ابراز نکردن احساسات

یکی از بزرگ‌ترین چیزهایی که زن را ناراحت می‌کند، یکی از بی‌خطرترین و حساس‌ترین جنبه‌های یک رابطه‌ است. وقتی مرد، رمانتیک بودن را کاملا فراموش می‌کند و اهمیتی برایش قائل نیست، همسرش را به شدت آرزده می‌کند. زنها توقع ندارند همسرشان مانند نوجوان‌های عاشق رفتار کند اما ابراز مکرر عشق و احساسات به صورت بوسه، یک آغوش ناگهانی و گرم، دادن یک شاخه گل بدون هیچ مناسبتی و یا تحسین زیبایی و ظاهر او، خواسته‌های بجای یک زن هستند.

فقط به وقت نیاز، شنونده‌ خوبی بودن

اینکه مردها فقط زمانی یک شنوند‌ه‌ خوب و فعال می‌شوند که نیاز دارند، مورد نفرت خانم‌هاست. وقتی در مکالمات و گفتگوها، مرد به طور آشکار موضوعاتی را که دوست دارد بشنود جدا می‌کند و فقط در مواقعی خاص یک شنونده‌ی خوب است، زن را می‌رنجاند. مثلا وقتی موضوع صحبت، تکنولوژی و اتومبیل و … است، مرد مکالمه‌‌ای کاملا فعال و پُر جنب و جوش دارد و زمانی که زن صحبت از مدل جدید موهایش می‌کند، مرد در خاموشی مطلق فرو می‌رود، برای زن واقعا ناخوشایند است.

در نظر نگرفتن شرایط و احساسات زن در روابط جنسی

اگر مرد بعد از یک روز سخت و پُر تنشی که زن پشت سر گذاشته از او توقع برقرار کردن رابطه‌ی جنسی داشته باشد یا انتظار داشته باشد با وجود بگومگوهای مکرر و فرسوده کننده‌ای که با هم دارند، زن به رابطه‌ی جنسی تمایل نشان بدهد، فکر و وجود او را پُر از نفرت و بیزاری خواهد کرد.

زنها، زندگی جنسی‌شان را با زندگی روزمره‌ی خود ارتباط می‌دهند. تمایل جنسی زن مستقیما تحت تاثیر اتفاقاتی است که در خانه و محل کارش روی می‌دهد و برای همین انتظار دارد همسرش برای برانگیخته کردن او تلاش کند، نه اینکه بدون در نظر گرفتن شرایط و پیشنوازی، فقط نیاز خودش را در نظر بگیرد.

تداوم ارتباط با عشق گذشته

مردی که همچنان با عشق سابق خود در ارتباط است همسرش را از خودش بیزار می‌کند. یک زن هر چقدر هم که اعتماد بنفس داشته باشد و در رابطه‌ی خود و همسرش احساس امنیت و اطمینان کند، باز هم نسبت به عشق گذشته‌ی شوهرش یا همسر سابق او حس حسادت دارد. آیا دلش برای عشق سابقش تنگ شده؟ آیا ممکن است هنوز هم احساسی به او داشته باشد؟ آیا خاطراتی با او دارد که بهتر از رابطه‌ی کنونی ماست؟ این سوال‌ها مشغله‌های آزاردهنده‌ای هستند که اگر مرد به ارتباط با همسر سابقش ادامه بدهد، ذهن زن را تسخیر خواهند کرد و باعث رنجش و فرسودگی او خواهند شد.

چشم چرانی کردن

وقتی مرد به زنان دیگر خیره می‌شود، زن واقعا دل آزرده می‌شود، چون در هر حالتی که باشد، یک توهین مستقیم به زن است. مردها معمولا این ویژگی‌شان را تقصیر ژنتیک‌ و ذات‌شان می‌اندازند و این نگاه کردن‌ها را بی‌منظور و عادی جلوه می‌دهند، اما زنان هم دلیل پشت این رفتار را به خوبی می‌دانند. یک زن برای مردی که در روبرویی با یک زن یا دختر جذاب، چشم‌هایش را به او نمی‌دوزد، احترام و ارزش بسیار زیادی قائل است.

شلختگی و بهم ریختن خانه

یکی از علت‌های شایع جر و بحث‌ها بین زوج‌ها، شلختگی مرد در خانه است. بی‌نظم و شلخته بودن مرد، توهین مستقیم به زن است زیرا تلاش‌های او در حفظ تمیزی و نظم خانه نادیده گرفته می‌شود. مردی که همچنان با عشق سابق خود در ارتباط است همسرش را از خودش بیزار می‌کند‎.

بی‌علاقگی نسبت به کارها و علاقه مندی‌های زن

وقتی یک خانم از همسرش می‌خواهد برای خریدن کفش با او همراهی کند و مرد با بی‌حوصلگی و بی‌علاقگی رو برمی‌گرداند، باعث دلگیری و رنجش زن می‌شود. یک زن دوست دارد درست همانطور که خودش نسبت به علاقه مندی‌های همسرش اهمیت می‌دهد، او نیز به فعالیت‌های مورد علاقه‌ی زن، اهمیت بدهد. نادیده گرفتن کارهای مورد علاقه‌ی زن باعث می‌شود او احساس کند مورد بی‌عدالتی قرار گرفته.

رفتارهای بد مردان از نظر زنان

مردی که همچنان با عشق سابق خود در ارتباط است همسرش را از خودش بیزار می‌کند

افراط در بدنسازی و اندام اغراق آمیز

مردی که تناسب اندامش را حفظ می‌کند و حتی بعد از ازدواج هم سعی می‌کند با ورزش و تغذیه‌ی مناسب، سالم و متناسب باشد، واقعا مورد تحسین همسرش قرار می‌گیرد، چه به طور مرتب باشگاه برود و چه در خانه روی تردمیل ورزش کند یا تمرینات هوازی در خانه انجام بدهد. حتی این زن می‌تواند از اندام متناسب و عضلانی همسرش انگیزه بگیرد و خودش هم وزن ایده‌آلش را حفظ کند و اندامی جذاب داشته باشد. اما اگر مرد زیاده روی کند و از راههای گوناگون اندامی مبالغه آمیز پیدا کند، این منبع انگیزه می‌تواند به منبعی از نفرت تبدیل شود، مگر اینکه در زمینه‌ی بدنسازی یا فیتنس یک حرفه‌ای باشد. یک زن هیچ دلیل منطقی برای صرف هزینه‌های سنگین جهت مکمل‌های ورزشی، رژیم‌های احمقانه و صرف اوقات فراغت در باشگاه برای شبیه یک هیولا شدن نمی‌بیند!

غرور بیش از حد در رابطه

زنان دوست دارند وقتی با همسرشان هستند او غرورش را کنار بگذارد زیرا فضای شخصی زن، جایی برای غرور بیجای همسرش ندارد. گاهی مردها نمی‌توانند این را درک کنند که نیازی نیست در رفتارشان با زنان، مثل زمانی که با همکاران و دوستان‌شان هستند، آنقدر مردانه و غرورآمیز باشند.

یک خانم واقعا دوست دارد غرور متعادل و جذاب همسرش را ببیند اما اصلا انتظار ندارد او در رابطه‌شان همان اندازه مغرور باشد که در مقابل دیگران است.

نفرت نشان دادن نسبت به مسائل بهداشتی زنانه

یک زن دوست دارد همسرش نسبت به تمام مسائل بهداشتی زنانه‌اش مانند سیکل ماهیانه، پذیرا باشد. بیشتر مردها معمولا نسبت به هر چیزی که مربوط به اینجور مسائل می‌‌شود کاملا خود را کنار می‌کشند. یک زن وقتی که همسرش صورت خود را اصلاح می‌کند، چندشش نمی‌شود و بد نگاه نمی‌کند، پس چرا وقتی یک زن پاهایش را شِیو می‌کند، همسرش باید چهره در هم بکشد و برایش ناخوشایند باشد؟!

تمام روز تعطیل را روی کاناپه لم دادن

روزهای تعطیل به خودی خود اکثرا خسته کننده هستند. وقتی مرد در این روزها فقط روی کاناپه لم می‌دهد و تلویزیون تماشا می‌کند و گِیم بازی می‌کند و خوراکی می‌خورد، برای زن اصلا خوشایند نیست. زنها دوست دارند همسرشان بتواند یک تعادل مناسب بین استراحت و انجام کارهای مفرح در روزهای آخر هفته برقرار کند.

آروغ زدن و …

وقتی یک مرد در حضور همسرش با صدای بلند آروغ می‌زند یا صداهایی اینچنینی ایجاد می‌کند، همسرش را واقعا بیزار می‌کند، چون این یک رفتار نابهنجار و نخراشیده است! احساس صمیمیت و راحتی نباید مورد سوء استفاده قرار بگیرد. یک زوج که مدتهاست با هم هستند ممکن است یک یا نهایتا دو بار طی سالها چنین چیزی برای‌‌شان پیش بیاید، اما واقعا فقط همین یک یا دو بار باید باشد!

مقایسه کردن همسر با این دو نفر: مادر و عشق گذشته

مردی که همسر خود را با مادرش یا با عشق گذشته‌اش مقایسه می‌کند باعث می‌شود همسرش احساس بی‌ارزش بودن بکند. مقایسه کردن، احساس حقارت به زن می‌دهد و فکر می‌کند مهمترین زن در زندگی همسرش نیست. این اتفاق در بیشتر موارد زمانی روی می‌دهد که مرد دست پخت همسرش را با دست پخت مادرش و یا عادت یا رفتاری از همسرش را با ویژگی‌های عشق گذشته‌اش مقایسه می‌کند. بیشتر این مقایسه‌ها ممکن است بدون منظور باشند یا به علت عصبانیت گفته شوند اما در هر صورت آسیبی که به زن وارد می‌کنند جدی است.

توجه وسواس گونه به اتومبیل و …

مردها ممکن است تمایل و علاقه‌شان به اتومبیل و موبایل و … تا حدی باشد که یک سرگمی تبدیل به وسواسی اعصاب خردکن شود و زندگی را تحت تاثیر قراردهد. مثلا مردی که عادت کرده مدام با موتورسیکلتش ور برود ممکن است هر ثانیه از وقت آزادش را در گاراژ سپری کند! این سرگرمی افراطی او می‌تواند صدها یا هزارها دلار را هدر بدهد و همسرش هم از اینکه ببیند رابطه‌شان همیشه در درجه‌ی دوم اهمیت قرار دارد متنفر است.

منبع : salamatnews.com

گردآوری:مجله یک پارس

نشانه های عدم علاقه به همسر

دوست داشتن همسر

نشانه های عدم علاقه به همسر

در زندگی زناشویی هیچ چیزی برای دو طرف سخت تر از شنیدن عبارت ” دوستت ندارم ” نیست. اگر شما هم در زندگی با شریک زندگی تان این نشانه ها را دیدید، به دوست داشتن همسرتان کمی دقت بیشتری کنید.

نشانه های عدم علاقه به همسر

هیچ چیز سخت تر از شنیدن “دوستت ندارم” از سوی همسرتان نیست. عشق عامل اصلی دوام زندگی است که گاهی بین زوجین کم رنگ می شود. به طور کلی نشانه های عدم علاقه به همسر عبارتند از:

بی تفاوتی

زوجینی که عاشق یکدیگر هستند برای انجام کارهای مشترک با همسر خود دارای انرژی زیادی هستند. این افراد به دنبال رضایت دیگری هستند و به ماجراجویی های جدید و هیچان انگیز دو نفره علاقه دارند. اگر تمایلی به کشف دنیای اطراف با همسر خود ندارید، احتمالا به همراهی وی علاقه ای ندارید.

فاصله

زوجینی که به یکدیگر عشق می ورزند دوست دارند هر چه بیشتر در کنار همسر خود باشند. برای تمام شدن ساعت کار و رسیدن به خانه یا رسیدن تعطیلات آخر هفته و تفریح با خانواده مشتاق هستند. حتی یک پیاده روی ساده و صرف شام در یک رستوران ارزان قیمت هم برای آنها رضایت بخش است. فاصله گرفتن از نشانه های عدم علاقه به همسر است.

صمیمیت فیزیکی

همسرانی که عاشق یکدیگر هستند در فواصل کوتاه تری با یکدیگر رابطه زناشویی برقرار می کنند. این دسته افراد از راضی کردن همسر خود در اتاق خواب لذت می برند و صرفا به دنبال ارضای نفس خود نیستند؛ بلکه می خواهند به همسر خود حس دوست داشته شدن و ارزشمند بودن بدهند. زوجین عاشق از عشق ورزیدن لذت می برند. آنها به مواردی که همسرشان را تحریک می کند توجه می کنند و برای کسب اطلاعات و آگاهی بیشتر در این زمینه تلاش می کنند. اگر تمایلی به نزدیکی با همسر خود ندارید و به عشق ورزی علاقه ای ندارید، احتمالا چیزی در رابطه شما اشتباه پیش رفته است.

تمرکز

زوجینی که عاشق هم هستند به دیگری توجه می کنند. اغلب به یاد همسر خود می افتند و بدون دلیل برای یکدیگر هدیه می خرند. زمانی که همسرشان به نظر ناراحت می رسد، نگران می شوند و سعی می کنند مسئله را هر چه سریع تر حل کنند. اگر به ندرت به همسر خود فکر می کنید، شاید عاشق او نیستید.

ارزش قائل شدن

همسرانی که به یکدیگر علاقه دارند، برای دیگری ارزش قائل شده و از یافتن چنین همسری احساس خوش شانسی می کنند. این دسته افراد حس می کنند که نیمه گمشده خود را یافته اند. اگر تصور می کنید هزاران نفر بهتر از همسرتان منتظر شما بوده اند، شاید اصلا علاقه ای به او ندارید.

احترام

بی حرمتی از مهم ترین نشانه های عدم علاقه به همسر است. در یک ازدواج موفق، زوجین عاشق به هم احترام می گذارند و دیگری را ستایشمی کنند. به دلیل وجود همین حس احترام، بهتر می توانند به یکدیگر گوش کنند، بر سر مسائل بحث کنند و به توافق برسند. بین آنها تعارضات کمتری وجود دارند و بیشتر به کارهای تیمی می پردازند. اگر به همسرتان بی حرمتی می کنید، باید به علاقه شما شک کرد.

نشانه های عدم علاقه به همسر صد در صد است؟

فقدان یک یا چند مورد فوق در رابطه شما لزوما به این معنی نیست که همسرتان را دوست ندارید. اما این احتمال وجود دارد و اگر این طور است باید آن را جدی بگیرید. در این شرایط تداوم رابطه عاشقانه شما در معرض خطر قرار دارد و به کمک نیاز دارید.

منبع : سیمرغ

گردآوری:مجله یک پارس

وقتی زندگی تلخ می‌شود

زندگي زناشويي

در زندگی زناشویی اختلاف نظرها می‌تواند در زمینه‌های مختلفی باشد

دکتر دارینی: زوج‌هایی که تازه ازدواج می‌کنند، کمی نیاز به زمان دارند تا روحیه آنها با یکدیگر سازگار شود. آنها تلاش می‌کنند زندگی عاشقانه‌ای را داشته باشند و خاطرات خوبی را کنار هم بسازند اما بعضی مواقع نمی‌توانند این حالت‌ها را در زندگی خود ایجاد کنند.

به‌صورت طبیعی بیشتر زوج‌ها در سال‌های اول زندگی با اختلاف نظر روبه‌رو می‌شوند و لازم است یاد بگیرند چگونه این اختلافات را حل کنند و بیاموزند به چه شکل با یکدیگر تبادل پیام داشته باشند.

اختلاف نظرها می‌تواند در زمینه‌های مختلفی مانند سلیقه، ساعت خواب، رفت‌وآمد با خانواده‌ها و شیوه انجام دادن کارهای منزل، امور مالی و سایر مسائل باشد و هر کدام از زوجین در این زمینه به مدل خودشان رفتار می‌کنند و برای این که به نقطه اشتراکی برسند ممکن است بین‌شان ناراحتی نیز ایجاد شود.

نوع رفتاری که هر یک از زوج‌ها دارد از سبک زندگی فرد و مسائل شخصیتی آنها نشات می‌گیرد. در بعضی موارد ممکن است یکی از زوجین با اختلال در کنترل خشم و هیجان روبه‌رو باشد و باعث شود تا همسرش برای برخورد با او گیج شود. همسر چنین فردی نمی‌داند چه رفتاری باعث ایجاد خشم و عصبانیت شده یا نمی‌داند چطور می‌تواند همسر خود را آرام کند.

افرادی که دچار اختلال در کنترل هیجان و خشم خود هستند بسادگی از کوره در می‌روند و و ممکن است به‌دنبال رفتار پرخاشگرانه همسر، سکوت کند یا آرام برخورد کند و سعی در آرام کردن همسر خود داشته باشد یا ممکن است او هم مقابله به مثل کند که در این شرایط هر دو نفر خشم و عصبانیت یکدیگر را تشدید می‌کنند.

در زوج‌هایی که رفتارهای تکانشی آنها در کنترل خودشان نیست، معمولا پس از توفان و ایجاد جنگ از همسر خود عذرخواهی و بابت رفتارهایی که داشته است ابراز پشیمانی می‌کند. در مورد اول زوج عذرخواهی همسر خود را می‌پذیرد اما وقتی این نوع رفتار مداوم تکرار می‌شود، همسر نیز صبوری‌اش کاهش می‌یابد. زمانی‌که فراوانی رفتارهای غیرقابل کنترل در فرد زیاد می‌شود، همسر متوجه غیرطبیعی بودن نوع و شدت ابراز هیجان خشم یا غم شریک زندگی خود می‌شود.

برخی از اختلالات خلقی می‌تواند باعث ایجاد چنین رفتارهایی شود و برای این‌که تشخیص صورت گیرد لازم است مشخص شود که علت بروز رفتارهای پرخاشگرانه چیست و سپس مشخص کنند در طول هفته یا در طول ماه چندبار به این شدت عصبانی می‌شوند و هنگام ناراحتی و عصبانیت چه رفتارهایی از خودشان بروز می‌دهند. پس از معاینه بالینی و مصاحبه تشخیصی، مداخلات درمانی آغاز می‌شود. بسیار مهم است که همسر خود را دیوانه خطاب نکنید یا در مورد مراجعه به درمانگر یا مصرف دارو، او را تحقیر نکنید و به او زمان بدهید تا مسائلش برطرف شود. همچنین علاوه بر درمان انفرادی از زوج درمانی نیز استفاده می‌شود.

منبع: سلامت نیوز

گردآوری:مجله یک پارس

همسرم به من خیانت کرده، چگونه او را ببخشم؟

خیانت همسر

خیانت یکی از مشکلات بزرگ هر زندگی است که تمام زندگی را تحت الشعاع قرار میدهد‎

خیانت یکی از مشکلات بزرگ هر زندگی زناشویی است که تمام ابعاد زندگی را تحت الشعاع قرار می دهد. اگر شما هم خدای نکرده با مشکل خیانت همسرتان واجه شدید و میخواهید به زندگی تان ادامه دهید ولی نمی دانید چگونه او را ببخشید این مطلب را بخوانید.

خیانت همانند فاجعه ای است که هرگز نمی خواهید آن را تجربه کنید. شرایط بسیاری وجود دارند که می توان آنها را خیانت در نظر گرفت. شاید بخواهید کسی را که به شما خیانت کرده است ببخشید. ابتدا باید آرامش خودتان را به دست بیاورید. اگر می خواهید دوباره با فردی که به شما خیانت کرده است زندگی کنید، می توانید این کار را بعد از بخشیدن او انجام دهید.

بخش یک : تصمیم بگیرید که فراموش کنید 

باید بدانید که بخشش چیست. بخشش به معنای پذیرفتن خیانت نیست. بلکه، بخشش یعنی آزاد کردن خودتان از خشم و غضبی است که نسبت به شخصی دارید که به شما خیانت کرده است. بخشش به معنای پایان داده به بیزاری از کسی است که به شما خیانت کرده است.

– حتی اگر بیزار بودن از کسی که به شما خیانت کرده است، یک دلیل مناسبی به نظر برسد، در حقیقت، تنها کسی که آسیب می بیند خود شما هستید.

– اگر کسی را که به شما خیانت کرده را نبخشید، حتی بعد از ترک او با هر کسی که رابطه داشته باشید فکر خواهید کرد که او هم به شما خیانت خواهد کرد.

تصمیم بگیرید که چرا می خواهید ببخشید 

برای بخشیدن کسی دو دلیل وجود دارد. دلیل اول اینکه بخشیدن یکی از قوانین شماست. دلیل دیگر این است که بتوانید برای غلبه کردن بر احساس ناراحتی که به خاطر خیانت به دست آورده اید ، به خودتان کمک کنید. هر دوی این دلایل باارزش هستند.

خودتان را مجبور به بخشیدن نکنید 

تصمیم گرفتن برای بخشیدن کسی بسیار ارزنده است، اما در واقع تجربه بخشیدن و رها شدن از این درد و عذاب می تواند کمی نیاز به زمان داشته باشد. بخشیدن یک نوع فرآیند است و چیزی نیست که یک شبه اتفاق بیفتد.

در مورد آینده خود با کسی که به شما خیانت کرده است، تصمیم بگیرید 

_ برخی از خیانت ها چنان وحشتناک هستند که دیگر نمی خواهید به این رابطه ادامه دهید. حتی وقتی کسی را می بخشید، ممکن است احساس کنید که دیگر نمی خواهید به این رابطه ادامه دهید.

– به رابطه خود با فردی که به شما خیانت کرده فکر کنید، آیا می توانید زندگی بدون او را تصور کنید؟

– شخصیت کسی را که به شما خیانت کرده است را تجزیه و تحلیل کنید. ببینید آیا دوباره به شما خیانت خواهد کرد؟

خیانت کردن

بخشش به معنای پذیرفتن خیانت نیست‎

بخش دو : من می توانم ببخشم

به عواطف خود ارزش قائل شوید 

اگر در مورد خیانت غمگین و یا عصبانی هستید، باید بدانید که این امر کاملا طبیعی است. برای کنار آمدن با این احساسات، روش های مثبتی را بیابید. پذیرفتن آنچه که احساس می کنید، مرحله مهمی در غلبه بر عواطف محسوب می شود که اولین مرحله در جهت بخشیدن است.

– شاید نسبت به کسی که به شما خیانت کرده است، احساس خشم، تحقیر و انزجار داشته باشید. این امر کاملا طبیعی است.

برای کسی که به شما خیانت کرده است نامه بنویسید 

نوشتن نامه نوعی درمان محسوب می شود، چون با صداقت تمام هر آن چیزی را که احساس می کنید را بیان می کنید. بعد از چند روز، بروید دوباره نامه را بخوانید. لزومی ندارد نامه را به شخص مورد نظر بدهید. می توانید نامه را بسوزانید تا به فراموش کردن احساسات منفی به خودتان کمک کنید. نوشتن نامه می تواند آرامش را به شما برگرداند و به شما کمک کند تا راحت تر ببخشید.

در مورد این خیانت با یکی از دوستان یا اعضای خانواده خود که به او اعتماد دارید صحبت کنید 

پشتیبانی شدن از طرف کسی که مراقب شماست و شما را دوست دارد، مرحله مهمی در بهبود عاطفی شما بعد از خیانت محسوب می شود. به دوست یا یکی از اعضای خانواده خود این خیانت را در میان بگذارید. وقتی با کسی در این مورد صحبت کنید، احساس بهتری خواهید داشت و میل شما به بخشیدن بیشتر خواهد شد.

– می توانید با کسی که به او اعتماد دارید، در مورد روش هایی که به شما کمک می کند تا راحت تر ببخشید، صحبت کنید.

– اگر نمی خواهید با کسی این مسئله را در میان بگذارید، با یک درمانگر یا روانشناس مشورت کنید.

احساسی از قدرت را دوباره به دست آورید 

وقتی کسی به شما خیانت می کند، ممکن است احساس ضعیف بودن و از دست دادن قدرت کنید. برای این که دوباره احساس قدرت داشته باشید، باید احساس خودمختاری را در خودتان پرورش دهید. تا زمانیکه در زندگی احساس خود مختاری نکنید، بخشیدن کسی که به شما خیانت کرده است مشکل خواهد بود.

– به خودتان بگویید:” من به خودم و دیگران ارزش قائل هستم. عشق به دیگران به خود من بازمی گردد، من به کسانی که باعث می شوند تا احساس امنیت و عشق داشته باشم ارزش خواهم گذاشت و آنها را دوست خواهم گذاشت.”

مثبت بمانید 

توجه خود را از خیانت دور کنید و با تمرکز کردن بر روی امنیت، خوشحالی و آینده ای زیبا، افکار مثبت و ارزش های سالم را در خود تقویت کنید. اگر تصاویر مثبتی در ذهن داشته باشید، می توانید بخشش را به عنوان مرحله سالم در مسیر بهبودی خودتان در نظر بگیرید.

– برای اینکه مثبت بمانید، چیزی را که به آن ارزش می گذارید در ذهن خود تجسم کنید. شاید، عشق یکی از ارزش های مثبت شما باشد. به زمانی فکر کنید که واقعا عاشق بودید. شاید عشق را در دوران کودکی خود بیابید که در کنار پدر و مادرتان بودید.

– این تصاویر ممکن است ناشی از تجربه و یا خیال ما باشند.

اعتماد به نفس خود را دوباره به دست آورید 

اعتماد به نفس یعنی اینکه زندگی شما ارزشمند است و شما می توانید با غلبه بر مشکلات را از آنها یاد بگیرید. به دنبال خیانت، ممکن است اعتماد به نفس خودتان را از دست بدهید، چون صدمه دیده اید و ممکن است احساس کنید ارزش خود را از دست داده اید. وقتی دوباره اعتماد به نفس خودتان را به دست آورید، احساس خواهید کرد که می توانید شخصی را که به شما خیانت کرده است را ببخشید.

ذهن آگاهی را تمرین کنید 

ذهن آگاهی به مجموعه ای از توانایی ها اشاره می کند که هر کدام می توانند در پیش بردن احساس عاطفی به شما کمک کنند. ذهن آگاهی روشی مدرن برای فرار از خیالات و اقمت در زندگی کنونی است. در حال زندگی کنید و به یاد داشته باشید که خیانت در گذشته اتفاق افتاده است.

خودتان را دوست داشته باشید 

بعد از اینکه از طرف کسی خیانت را تجربه می کنید، ممکن است از خودتان خجالت بکشید و یا خودتان را مقصر بدانید. به یاد داشته باشید که شما هیچ کنترلی بر روی کارهایی که دیگران انجام می دهند ندارید، شما فقط می توانید بر روی خودتان کنترل داشته باشید. تا زمانی که خودتان را دوست نداشته باشید، نمی توانید کسی را ببخشید. برای خودتان زمان صرف کنید و اوقاتی را با دوستان یا خانواده خود سپری کنید. خرید کنید و یا دوش گرم بگیرید.

منبع: سلامت نیوز

گردآوری:مجله یک پارس

مسائل مالی چه به روز رابطه‌تان می‌آورد؟

حل مسائل مالی

پول نقش زیادی در شادی، سلامت و تناسب زندگی دارد

اوایل دهه ۸۰ بود که زنی را دیدم عاشقش شدم. کیم را می گویم! بعد از چند باری که یکدیگر را دیدیم، در نهایت ازدواج کردیم. او عشق زندگی من، بهترین دوستم و دلیل موفقیتی است که امروزه به آن دست یافته ام. رابطه ما در طول این سال ها مستحکم تر و بهتر شده است. امروز بسیاری از مردم من و کیم را می بینند و فکر می کنند که به خاطر پول است که احساس خوشبختی می کنیم. واقعیت این است که وقتی من کیم را دیدم، ورشکسته بودم و به خاطر شکست در اولین کسب و کارم، یک میلیون دلار بدهی داشتم. خوشبختانه کیم با من ماند و من می دانم که نه ماندن او در کنار من به خاطر ثروت من است و نه ماندن من در کنار او به خاطر ثروتش!

پول: دلیل شماره یک دعوای زن و شوهرها 

براساس گزارش هافینگتون پست از نتایج پرسشنامه ای که به وسیله مجله «پول» ایجاد شده بود، دلیل شماره یک دعوای ۷۰ درصد زوجین «پول» است، نه مسائل مربوط به خانه، با هم بودن، خر و پف یا شام و ناهار! بیایید به شکل مشخص تری در مورد دلیل دعواهایشان صحبت کنیم. افرادی که در این پرسشنامه شرکت کرده بودند، عنوان کردند که خرید بیش از حد، بودجه بندی مسائل مالی خانه و بدهی هایشان بزرگ ترین عواملی است که آنها را به بحث و جدل وا می دارد.

در گزارش دیگری که به وسیله اخبار ان بی سی منتشر شده بود، به این موضوع اشاره می شد که ۶۰ درصد زوجین به این خاطر سر مسائل مالی دعوا می کنند که یکی از آنها یا بیش از حد خرج می کند یا کمتر از حد معمول. تعجبی ندارد. پول نقش زیادی در شادی، سلامت و تناسب زندگی دارد. وقتی پول کافی برای پرداخت صورتحساب ها، مراقبت از خانواده و تفریح نداشته باشید، استرس زیادی به شما وارد خواهدشد و وقتی که بدانید این بی پولی ناشی از اشتباهات مالی یا مخارج زیاد همسرتان است، به استرس بیشتری دچار خواهید شد. پول چنان عامل استرس زای بزرگی است که ثابت شده است زوجینی که حداقل یک بار در هفته در مورد آن بحث می کنند، ۳۰ درصد احتمال جدایی بیشتری دارند.

چرا زن و شوهرها در مورد پول دعوا می کنند؟ 

مایه شرمساری است که پول می تواند بین دو فردی که زمانی عاشق هم بودند، جدایی بیندازد. معمولا وقتی به داستان جدایی این افراد نگاه می کنم، متوجه می شوم که پول به روش های گوناگونی بین زوجین دلخوری ایجاد می کند که از آن میان می توان به برنامه ریزی نامناسب، هوش اقتصادی پایین یا انتظارات برآورده نشده و ابراز نشده اشاره کرد. اما من معتقدم که زن و شوهرها به این دلیل در مورد مسائل مالی با یکدیگر به مشکل می خورند که اصلا در مورد آن با یکدیگر حرف نمی زنند!

همسران باید به طور مرتب با یکدیگر در مورد مسائل مالی گفت و گو کنند. این امر به ویژه در ابتدای زندگی مشترک بسیار اهمیت دارد. چرا؟ چون همان طور که کیم، همسرم، نوشته، «همسویی در مورد مسائل مالی یکی از مهم ترین عوامل یک رابطه موفق و سالم است». زوجینی که هیچ گاه با یکدیگر در مورد پول حرف نمی زنند، هنگام بروز مشکلات بحث و جدل می کنند، چرا که هیچ گاه نگرش هایشان در این زمینه را با یکدیگر به اشتراک نگذاشته اند. به دلیل آنکه یک زندگی مشترک سالم و غنی فقط به میزان پولی که دراختیار دارید، بستگی ندارد، تصمیم گرفتم که چند موضوع را در مورد همسو کردن نگرش هایتان در این زمینه با شما در میان بگذارم.

برنامه ای تهیه کنید. 

زمانی که من و کیم ورشکسته بودیم، باز هم دقیقا می دانستیم که داریم چه کار انجام می دهیم هر سال می نشستیم و اهداف مالی مان را می نوشتیم. این اهداف برای من راه اندازی یک کمپانی آموزشی، راه اندازی تعدادی کسب و کار و سرمایه گذاری در زمینه نفت، املاک و مستغلات بود. اهداف کیم نیز شامل پربارتر کردن پرونده های املاک و مستغلاتش می شد.

هر ماه به بررسی گام هایی می پرداختیم که در جهت دستیابی به این اهداف بر می داشتیم. یکدیگر را تشویق می کردیم و در صورت نیاز، اقداماتی را برای رفع و رجوع اشتباهات انجام می دادیم. هر چیزی که در زندگی مان وجود داشت، در راستای رسیدن به آن اهداف بود که همین موضوع ما را در نحوه خرج کردن پول، تصمیم گیری های زندگی و تعهداتمان یاری می کرد. از همه مهم تر این بود که ما اهدافمان را با یکدیگر در میان می گذاشتیم و یکدیگر را از انتظارات خود باخبر می کردیم.

برای استقلال شخصی ارزش قائل شوید. 

به دلیل اینکه من و کیم در ابتدای زندگی مشترک هر دو ورشکسته شده بودیم، به یکدیگر تکیه کردیم، نه اینکه فقط یک نفر از ما بخواهد به دیگری اتکا کند. هیچ کدام نقش پدر و مادر را برای یکدیگر بازی نکردیم و در عوض به هم کمک کردیم تا هر دو رشد کنیم. امروز من و کیم حساب های پس انداز و سرمایه گذاری جداگانه ای داریم. کسب و کارهایمان نیز از هم جداست. هر دو ثروتمندیم و از لحاظ مالی به یکدیگر وابسته نیستیم. این موضوع «خواستن یکدیگر» را برایمان ساده تر کرده است، چرا که هر کدام از ما به مسائل مالی خودمان می رسیم و دیگر اسیر استرس و بحث و جدل نمی شویم.

یک تیم باشید. 

اگرچه ما از لحاظ اقتصادی مستقل هستیم، اما هنوز هم مانند یک تیم عمل می کنیم و می دانیم که اعضای یک تیم به کمک یکدیگر و در کنار هم مشکلاتشان را حل می کنند و پیروزی هایشان را جشن می گیرند. ما به عنوان دو هم تیمی، به طور مداوم با یکدیگر تعامل کرده و تغییرات لازم را در روند زندگی اعمال می کنیم. در مورد معاملات تجاری ام از کیم نظر می پرسم و او نیز همین کار را می کند. اگر مشکلی پیش آمده باشد، به یکدیگر کمک می کنیم. ما رقیب یکدیگر نیستیم، بلکه هر دو می خواهیم شاهد موفقیت ها و پیروزی های طرف مقابل باشیم.

سواد اقتصادی تان را افزایش دهید. 

اولین هدیه ای که برای کیم گرفتم، شانس شرکت در یک کلاس حسابداری بود. می دانستم که هدف او این است که به یک سرمایه گذار در حیطه املاک و مستغلات بدل شود و به همین خاطر می دانستم که به حسابداری نیاز پیدا خواهدکرد. سال ها روی دانش اقتصادی مان کارکردیم، اغلب با یکدیگر کتاب می خواندیم، کلاس می رفتیم و در سمینارها شرکت می کردیم. حالا با هم کتاب می نویسیم و کلاس و سمینار برگزار می کنیم و البته هنوز هم در حال یادگیری هستیم. هرکدام از زوجین باید استقلال خود را حفظ کنند. این یعنی هرکدام از آنها باید دانش مالی بالایی داشته باشند و برای افزایش سطح دانش مالی خود تلاش کنند.

از اشتباهات خود درس بگیرید (و بخندید). 

در نهایت این را فراموش نکنید که زندگی مانند یک سفر کوتاه است. بسیاری از زوج ها به این دلیل به مشکلات مالی برخورد می کنند که می پندارند این مسئله ناراحت کننده هیچ گاه برایشان پیش نخواهد آمد. هر زوجی دغدغه مالی خواهدداشت؛ نحوه واکنش شما به این دغدغه است که می تواند رابطه تان را مستحکم تر کند یا آن را کاملا از بین ببرد. من و کیم همواره شکست هایمان را به عنوان یک موقعیت آموزشی در نظر می گرفتیم و به دلیل اینکه در قالب یک تیم با یکدیگر همکاری می کردیم، توانستیم با کمک یکدیگر به این مشکلات فائق آییم و چیزهای زیادی بیاموزیم.

همچنین ما خیلی در کنار یکدیگر خوش می گذرانیم و می خندیم. کیم بهترین دوست من است. زمانی که زندگی سخت می شود، معنای خود را نیز از دست می دهد. اگر نتوانید به بهترین دوستتان بنشینید و به مشکلات زندگی بخندید، لحظات سختی را پیش رو خواهدداشت. یکی از بهترین روش ها برای اینکه از لحاظ مالی باهوش تر شوید این است که اشتباهات خود را به منزله موقعیت هایی برای یادگیری در نظر بگیرید، رویکرد مثبتی داشته باشید و با هم خوش بگذرانید.

منبع: مجله پنجره خلاقیت

گردآوری:مجله یک پارس

زندگی مشترک پس از خیانت هم ممکن است

خیانت همسر

کسی که خیانت می‌کند همیشه نگران این است که گیر بیفتد‎

اگر یک مرد با زنی غیر از همسر خود در ارتباط باشد، از نگاه عموم خیانت محسوب می‌شود اما اگر همین مرد مدارکی را برای مشروع بودن رابطه‌اش ارائه کند، ازدواج دوم است و از نگاه قانون دیگر خیانت نیست در حالی که بسیاری از خانواده‌ها این رفتار را یک نوع خیانت می‌دانند اگرچه این جامعه و قانون یک جامعه است که میزان خیانت و نامهربانی را مشخص می‌کند.

همیشه کسی که خیانت دیده باور نمی‌کند این اتفاق افتاده است و به جای تلاش برای بهبود وضعیت با انکار این موضوع، مشکلاتش را پیچیده‌تر می‌کند. در این مطلب پروفسور باهر راه‌های کشف رفتارهای خیانکارانه و مقابله و مبارزه با آن را برای‌تان شرح می‌دهد.

صریح و بی‌تعارف سؤال کنید 

اخلاق به شما می‌گوید، زن و مرد باید چطور رفتار کنند. از نظر اخلاق کاملا درست است که زن و شوهر از اوضاع و احوال هم با خبر باشند. زن و شوهرها توقع دارند شریک زندگی‌شان برای یک رابطه رمانتیک و عاشقانه تلاش کند، همان‌طور که توقع دارند برای صداقت و امنیت در رابطه تلاش کند. با این حال هیچ زن یا شوهری دوست ندارد تمام رفتار و اعمالش زیر ذره‌بین باشد. اگر می‌خواهید به همسرتان نزدیک باشید و از همه چیز باخبر شوید از نظر اخلاقی بهتر است از خودش سؤال کنید.

بهترین راه پیدا کردن حقیقت این است که از او بخواهید صادقانه و صریح درباره هر چیزی که به رابطه شما مربوط است، حرف بزند. اگرچه بیشتر زن و شوهرها پرسیدن مستقیم را سخت‌تر از کند و کاوهای پشت‌پرده رفتار همدیگر می‌دانند. حتی اگر با زیرنظر گرفتن همسرتان فهمیدید او خیانت می‌کند این دلیل خوبی نیست چون جاسوسی کردن کار درستی نیست. اگر همسرتان را زیرنظر بگیرید و هیچ اشتباهی در رفتار او پیدا نکنید، ممکن است احساس آرامش کنید، اما یادتان باشد که صداقت همسرتان را نشانه گرفتید. اکنون این شما هستید که در رابطه زناشویی‌تان چیزی را پنهان کرده‌اید. همه می‌خواهند حقیقت را بدانند، اما معمولا با انتخاب بدترین راه به این هدف می‌رسند.

دروغ شیرین یا حقیقت تلخ؟ 

همه ما اصرار داریم هرچه شریک زندگی‌مان می‌گوید، باور کنیم چون اعتماد به او، احساسی از امنیت و آرامش به ما می‌دهد. هیچ‌کس نمی‌خواهد به این مسئله اهمیت بدهد که همسرش دروغ می‌گوید به‌ویژه وقتی که احساس کند خیانتی در کار است. بیشتر انسان‌ها «دروغ شیرین» را به «حقیقت تلخ» ترجیح می‌دهند.

بسیاری از زنان تلاش می‌کنند از خیانت همسرشان چشم‌پوشی کنند، زیرا تغییرات تازه و قبول آنها غیرقابل تحمل است و دقیقا به این دليل است که معمولا همسران دیرتر از دیگران از خیانت شریک زندگی‌شان باخبر می‌شوند. همسر خیانتکار معمولا تمام تلاشش را برای گرفتن اعتماد شریک زندگی‌اش كرده و از این موقعیت کاملا سوء‌استفاده می‌کند. او همان چیزی را می‌گوید که همسرش دوست دارد بشنود: «من هرگز به تو خیانت نمی‌کنم.»

خانم‌ها! زرنگ باشید 

کسی که خیانت می‌کند همیشه نگران این است که گیر بیفتد. اگر او بفهمد همسرش به او شک دارد، تمام تلاشش را می‌کند تا هیچ رد و نشانه‌ای از خیانت باقی نگذارد. درواقع فرد بدگمان به همسرش کمک می‌کند تا در خیانت موفق‌تر باشد. اگر به همسرتان شک دارید و بدگمانی‌های‌تان را به همسرتان نشان مي‌دهید، فهمیدن حقیقت خیانت برای‌تان سخت‌تر می‌شود. اعتماد و بدگمانی هر دو می‌توانند برای همسر خیانتكار مزیت باشند.

اگر به همسرتان شک دارید آن را ابراز نکنید تا زمانی که بتوانید اثباتش کنید. خوب است کمی درباره مشکلات زناشویی‌تان با هم حرف بزنید، اما به خیانت هیچ اشاره‌ای نکنید، چون او هرگز به شما نمی‌گوید که خیانت کرده است، مگر اینکه شما دلایل خوبی برای اثبات داشته باشید. پس هرگز بدگمانی‌تان را تا زمانی که دلیل واضحی برای خیانت او ندارید، نشان ندهید. او به راحتی می‌تواند حذف شما را  انکارکند. به واکنش همسرتان در برابر اتهامی که به او می‌زنید، فکر کنید. او به شما چه خواهد گفت؟ «شوخی می‌کنی؟»، «ما فقط دو تا دوست صمیمی هستیم»، «هیچ چیزی بین ما نیست»، «تو داری اشتباه می‌کنی.» اگر بتوانید واکنش‌های همسرتان را حدس بزنید، می‌توانید، از قبل دلایل مستندتان را به او نشان دهید.

راههای کشف خیانت همسر

وقتی متوجه خیانت همسرتان می‌شوید خیالات و افکار زیادی درگیرتان می‌کند‎

شوک بعد از کشف خیانت 

وقتی متوجه خیانت همسرتان می‌شوید خیالات و افکار زیادی درگیرتان می‌کند. شوک بعد از کشف راز خیانت واکنش‌هایي مثل افسردگی، خشم، افکار پریشان، عدم تمرکز و زیرنظر گرفتن همیشگی همسر نتایج اجتناب‌ناپذیر این موضوع هستند. بهترین راه برای مقابله با این احساسات و واکنش‌ها این است که با فرد مناسبی حرف بزنید با کسی که قضاوت نمی‌کند، حامی است و آرام‌تان می‌کند. کسی را انتخاب کنید که بدون پیشنهادات نامعقول و خشونت‌آمیر و نصیحت‌های ابتدایی و همیشگی شنونده خوبی باشد. نصیحت در این شرایط مفید نیست. پند و اندرز هیچ کمکی به شرایط شما نمی‌کند، تصمیم‌گیری‌های آنی نیز بی‌فایده هستند. اما پیدا کردن کسی که شنونده باشد بسیار مهم است زیرا تنش و فشار عصبی‌ای که تحمل کرده‌اید را آرام می‌کند.

همچنین احساسات‌تان را نباید فورا با همسرتان در میان بگذارید. وقتی شما این راز را می‌فهمید و آن را با همسرتان مطرح می‌کنید او نمی‌تواند به حرف‌های‌تان گوش بدهد یا همراهی‌تان کند. مطرح کردن احساسات منفی‌تان با شدت و فشاری که تحمل می‌کنید باعث واکنش‌های دفاعی در همسرتان می‌شود.

جدایی تنها راه نیست 

اگر زن و شوهر هر دو بخواهند رابطه زناشویی‌شان را حفظ کنند باید به فکر گام‌های بعدی باشند. قدم‌های بعدی سخت‌تر و مهم‌تر هستند. نجات و حفظ رابطه‌ای که از خیانت آسیب دیده است نیاز به همدلی هر دو نفر دارد. این هدفی نیست که به تنهایی به آن برسید.

تشخیص انگیزه‌های اصلی خیانت و حرف زدن درباره آن بسیار مهم است. اما همسر خیانتکار همیشه جزئیات را پنهان‌کند زیرا او نگران این مسئله است که حرف زدن درباره جزئیات فقط مشکلات را بیشتر و سخت‌تر ‌کند. گفت‌وگو درباره داستان خیانت باعث مطرح شدن حرف‌هایی می‌شود که نه گوینده و نه شنونده تحمل شنیدن آن را ندارند. سؤال‌هایی که جواب دادن به آنها سخت است و شنیدن جواب‌ها غیرقابل تحمل، بنابراین پیدا کردن انگیزه‌های خیانت و گفت‌وگو درباره جزئیات آن برای زن و شوهرها نیاز به بینشی عمیق و مهارت‌های ارتباطی موثر دارد. اما هرچه به مسئله پرداخته نشود مشکلات پیچیده‌تر می‌شوند. مشاوره برای زوج‌هایی که تردید دارند و نمی‌توانند احساسات‌شان را درست بشناسند و نگران آینده رابطه هستند بسیار ضروری و کمک‌کننده است.

این نکته را فراموش نکنید که زنان قدرت کافی برای مقابله با خیانت را دارند، تنها کافی است از این باور که همه مردها مثل هم هستند و جز به رابطه جنسی به چیز دیگری فکر نمی‌کنند، دست بردارند و در جهت بهبود شرایط زندگی مشترک خود تلاش کنند. لازم است بدانید برای مردان مهم‌ترین چیز در زندگی مشترک این است که ارزشمند و مورد احترام باشند و به آنها نشان دهند که تا چه اندازه به آنها احترام می‌گذارند و آنها را توانمند می‌دانند.

منبع: مجله سیب سبز

گردآوری:مجله یک پارس

چرا رابطه شما با خانواده همسرتان به بن بست رسید؟

ارتباط با خانواده شوهر

حسن معاشرت با خانواده و اقوام شوهر منفعت­ های زیادی دارد

اشتباه بعضی از زنان این است که در ابتدا با حسن نیت اما عجولانه و بدون شناخت کامل و کافی، وارد یک رابطه صمیمانه می­ شوند و خیلی هم برای این صمیمیت تلاش می ­کنند اما بعدها به دلیل حساسیت­ های فراوانی که به لحاظ عاطفی بین مادر شوهر، شوهر و همسر ممکن است به وجود آید یا به دلیل اختلافات فرهنگی و سلیقه­ ای و یا هر چیز دیگر، به یک­باره دلسرد شده و عقب می­ کشند.

کجای رابطه شما با خانواده همسرتان اشتباه است؟

شرکت در مناسبات و مراسم­ های مهم، رعایت حرمت و آبروی خانواده همسر در حضور دیگران، رعایت احترام والدین همسر و برخی دیگر از این قبیل از وظایف زنان در مقابل خانواده همسر است که عدم رعایت و عمل به این وظایف می­تواند رنج های فراوانی برای طرفین به ارمغان بیاورد.

حسن معاشرت و مزایای آن

حسن معاشرت با خانواده و اقوام شوهر منفعت­ های زیادی دارد که مخصوصا در طول زمان این منفعت­ ها بهتر روشن می­ شود. البته حسن معاشرت، لزوما به معنای ایجاد صمیمیت و رفت و آمد زیاد یا انجام خدمات زیاد در خانواده شوهر نیست. حسن معاشرت می­ تواند حتی به معنای حفظ معاشرت حداقلی هم باشد به شرط آنکه معاشرتی سالم و محترمانه و بدون آزار در کار باشد. چنانچه زن اصرار بر مالکیت مرد در معاشرت با خانواده همسر نداشته باشد، و مانع روابط سالم مرد با خانواده و بستگانش نباشد، و قلب و ذهن همسرش را از ایشان مکدر نکند، دارای حسن معاشرت است.

اشتباه­ های زنان در معاشرت با خانواده همسر

اشتباه بعضی از زنان این است که در ابتدا با حسن نیت اما عجولانه و بدون شناخت کامل و کافی، وارد یک رابطه صمیمانه می­شوند و خیلی هم برای این صمیمیت تلاش می­ کنند اما بعدها به دلیل حساسیت­ های فراوانی که به لحاظ عاطفی بین مادرشوهر، شوهر و همسر ممکن است به وجود آید یا به دلیل اختلافات فرهنگی و سلیقه­ ای و یا هر چیز دیگر، به یک­باره دلسرد شده و عقب می­ کشند. در مقابل، اشتباه برخی دیگر این است که با پیش داوری های منفی در مورد رابطه با خانواده شوهر، همواره با نوعی سیاست و تکبر، به بهانه­ های مختلف سعی در گریز از معاشرت با خانواده همسر دارند. در هر دو صورت این نوع رفتارها شامل بدمعاشرتی و سوء معاشرت با خانواده همسر است و نتایج تلخ خود را همواره شامل حال زوجین و همه اعضای خانواده می­ کند.

آهسته و پیوسته

بدیهی است که دوستی و رفاقت و داشتن حس همدلی با همه انسانها چیز خوبی است و همیشه این عواطف مثبت نتایج مثبت دارد اما حقیقتا چنین روابطی در هر موقعیتی و با همه افراد امکان پذیر نیست. چنانچه به هر دلیلی مایل هستید تا از احتیاط بیشتری در معاشرت خود بهره بگیرید، و از دردسرهای افراط و تفریط به دور باشید بهترین نوع رابطه، رابطه ­ای آهسته و پیوسته است. سعی کنید همواره، احترام و رعایت حقوق یکدیگررا اصل قرار دهید و به اصطلاح نه آب بیاورید و نه کوزه بشکنید. البته گفتنی است که به هیچ وجه این وضعیت، شامل حال همسرتان نیست و او هر چه در خدمت والدین خود باشد حتی اگر هرروز هم با ایشان دیدار و ملاقات کند، خوب و از جوانمردی است.

تاثیر معاشرت زنان بر ارتباط فرزندان با اقوام پدری

متاسفانه در بسیاری از خانواده ها، آن طور که فرزندان با دایی و خاله خود مانوس هستند، با عمه و عموی خود دوست و صمیمی نیستند و این به صلاح بچه ها نیست. روابط خونی و خویشاوندی باید قوی باشد و اقوام نزدیک همیشه حامی و دوستدار هم باشند. ناراحتی ها و دلگیری های امروز ما نباید فرزند ما را فرضا از حمایت ها و محبت های عموی خود در آینده محروم کند یا به عکس مانع حمایت و دستگیری فرزندان از مادربزرگ پیرشان شود.

البته در این مورد، لزوما زنان مقصر نیستند بلکه، کم کاری و کم لطفی خود مردان و… می­تواند عامل ایجاد این مشکل باشد. اما در این مقاله به این موضوع صرفا از جهت کیفیت معاشرت زنان با خانواده همسر نگاه شده است.

الگوسازی برای فرزندان

علاوه بر اینها رفتار ناسالم یک زن با خانواده همسر بدترین الگوی معاشرت برای فرزندان در زندگی فردای خودشان خواهد بود. معمولا پسرها و دخترانی که در چنین خانواده هایی بزرگ می شوند نمی توانند روابط خوبی با همسر و اقوام همسر خود داشته باشند این افراد بسیار زودرنج و پرتوقع عمل می کنند و زندگی خود را در معرض خطر جدایی قرار می­دهند. پسری که شاهد، بدمعاشرتی مادر خود با خانواده پدر یا شاهد قطع این ارتباط توسط مادر بوده، احتمال اینکه، مردی بسیار ضعیف و بی اراده بار بیاید و در مقابل زیاده­ خواهی­ ها و بدمعاشرتی­ های همسر خود نیز در آینده ساکت بماند، زیاد است. فرزندان دختر نیز در چنین خانواده­ هایی بدبین و زیاده خواه می شوند.این دخترها با پیش داوری های منفی در مورد خانواده شوهر وارد زندگی مشترک می شوند وبا همسر و اقوام همسری خود مشکل پیدا می کنند.

منبع :سیمرغ/تبیان

گردآوری:مجله یک پارس

قهر‌های خانوادگی، نه کم‌شمارند و نه بی‌دلیل

قهر کردن

رابطه به مرور زمان خراب می‌شود، نه یک‌شبه‎

پدر و مادر، خواهرها و برادرها و بچه‌هایشان در خانۀ پدری جمع می‌شوند تا جشن بگیرند و از زندگی یکدیگر باخبر شوند. اما واقعیت همیشه هم اینطور نیست.

تصویر کلاسیک تعطیلات به این صورت است: پدر و مادر، خواهرها و برادرها و بچه‌هایشان در خانۀ پدری جمع می‌شوند تا جشن بگیرند و از زندگی یکدیگر باخبر شوند. اما واقعیت همیشه هم اینطور نیست. برخی بزرگسالان پس از سال‌ها نارضایتی تصمیم می‌گیرند دیگر با پدر و مادرشان صحبت نکنند، یا در دورهمی‌های خانوادگی حاضر نشوند. والدین هم ممکن است چنان از یکی از فرزندان ناراضی باشند که دیگر به حضور او در خانه علاقه‌ای نشان ندهند.

در پنج سال گذشته، تصویری روشن‌تر از قهرهای خانوادگی به دست آمده است، چرا که پژوهشگران بیشتری به این نوع شکاف‌های خانوادگی توجه کرده‌اند. یافته‌های آن‌ها این باور عمیق را که روابط خانوادگی ناگسستنی است به چالش کشیده و نشان می‌دهد که قهرهای خانوادگی چندان هم نامرسوم نیست.

به طور کلی، قهر خانوادگی به شرایطی گفته می‌شود که یک یا چند خویشاوند به خاطر یک رابطۀ منفی مستمر، با میلِ خود تصمیم می‌گیرند قطع رابطه کنند. (خویشاوندانی که به خاطر شرایط بیرونی، نظیر تقسیم نیروهای نظامی یا حبس، مدت‌ها حالی از هم نمی‌پرسند در این تعریف نمی‌گنجند).

کریستینا شارپ، استادیار ارتباطات در دانشگاه ایالتی یوتا در لوگان می‌گوید: «وقتی به طور فعال سعی کنید از کسی فاصله بگیرید و این فاصله را حفظ کنید، این کار قهر محسوب می‌شود».

ماه گذشته، لوسی بلیک، مدرس دانشگاه اج‌هیل در انگلستان، مروری نظام‌مند از ۵۱ مقاله با موضوع قهرهای خانوادگی را در ژورنال فَمیلی تئوری اند ریویو۱ منتشر کرد. دکتر بلیک می‌نویسد که این مجموعه ادبیات فرصتی در اختیار پژوهشگران خانواده قرار می‌دهد تا «روابط خانوادگی را آن‌طور که هستند درک کنند، نه آن‌طور که می‌توانند یا باید باشند».

معمولاً تصورات نادرستی دربارۀ قهرهای خانوادگی وجود دارد، اما امروزه که افرادِ بیشتر و بیشتری تجربیاتشان را به‌طور عمومی به اشتراک می‌گذارند،برخی باورهای غلط در حال زدوده‌شدن هستند. بسیار ساده‌لوحانه است اگر فرض کنیم همۀ روابط میان والدین و فرزندانشان در تمام طول عمر ادامه دارد، درست مثل این که تصور کنیم هیچ زوجی از هم جدا نخواهند شد.

افسانۀ اول: قهر ناگهانی رخ می‌دهد 

معمولاً قضیه بلند و طولانی است، نه یک اتفاق تکی. رابطۀ مادر یا پدر با فرزندش به مرور زمان خراب می‌شود، نه یک‌شبه.

کایلی آگلیاس، مددکار اجتماعی ساکن استرالیا و نویسندۀ کتاب قهرهای خانوادگی۲ (۲۰۱۶) است. او دریافته که قهرها «طی سال‌ها و دهه‌ها رخ می‌دهند. تمام جراحت‌ها و خیانت‌ها، تمام چیزهایی که انباشت می‌شوند، حس اعتماد یک فرد را از بین می‌برند».

دکتر شارپ در پژوهشی که در ماه ژوئن منتشر شد، با ۵۲ فرزند بزرگسال مصاحبه کرد و دریافت که آن‌ها به مرورِ زمان به شکل‌های مختلف از والدینشان فاصله گرفته‌اند.

مثلاً بعضی از آن‌ها محل زندگیشان را تغییر دادند. برخی دیگر هیچ تلاشی نمی‌کردند تا انتظارات والدینشان را برآورده کنند. نمونۀ این حالت، زنی ۴۸ ساله بود که پس از ۳۳ سال قطع رابطه با پدرش، حاضر نشد به عیادت او در بیمارستان برود یا در مراسم تدفین او حضور یابد.

برخی دیگر هم تصمیم گرفته بودند گفت‌وگوهایشان را با یک عضو خانواده به صحبت‌هایی جزئی محدود کنند، یا میزان ارتباطشان را کاهش دهند. مردی ۲۱ ساله توضیح می‌داد که پس از رفتن به دانشگاه، از طریق پیامک و تماسِ تلفنی با مادرش در ارتباط بوده، اما با پدرش نه. او می‌گفت «اونا هنوزم با هم زندگی می‌کنن، پس حتماً اون مرد متوجه می‌شه و این آزارش می‌ده».

به گفتۀ دکتر شارپ، قهر یک «فرایند طولانی‌مدت است». او توضیح می‌دهد «در فرهنگ ما، نبخشیدنِ اعضای خانواده با عذاب‌وجدان زیادی همراه است». به‌همین خاطر، «فاصله گرفتن سخت است، اما حفظ فاصله از آن هم سخت‌تر است».

شکاف کامل ممکن است طی سال‌ها شکل بگیرد. سه سال از آخرین باری که نیکلاس ماک ۴۷ ساله با بعضی اعضای خانواده‌اش ارتباط داشت می‌گذرد. اما فاصله گرفتن از والدین و خواهر و برادرانش از یک دهه قبل شروع شده بود. آقای ماک که مددکار اجتماعی ساکن اوتاواست می‌گوید «

خودم را از آن‌ها دور نگه می‌داشتم». به گفتۀ او، رفتار پدرش همیشه او را عصبی می‌کرد و غذاخوردن‌های دورهمی در تعطیلات بیش از همه باعث آزار و تحقیر او می‌شد. بالاخره آقای ماک تصمیم گرفت که کلاً از حضور در جشن‌های کریسمس خودداری کند.

پدر آقای ماک که برایش ایمیلی فرستاده بودیم، حاضر به مصاحبه نشد، فقط به آقایماک ناسزا گفت و اعلام کرد که دیگر او را پسر خود به حساب نمی‌آورد.

قهر کردن با همسر

وقتی سعی کنید از کسی فاصله بگیرید و این فاصله را حفظ کنید قهر محسوب می‌شود‎

افسانۀ دوم: قهر خانوادگی مسئله‌ای نادر است 

«استند الون»، موسسۀ خیریۀ حامی افراد جداشده از خانواده، در سال ۲۰۱۴ پیمایشی را در سطح ملی انجام داد. بر اساس این پژوهش، هشت درصد از حدوداً ۲۰۰۰ بزرگسال بریتانیایی با یک عضو خانوادۀ خود قطع رابطه کرده بودند که این به عبارتی در کل کشور برابر است با بیش از ۵ میلیون نفر.

همچنین ۱۹ درصد از شرکت‌کنندگان گزارش دادند که خودشان یا یک خویشاوند دیگرِ آن‌ها با خانواده‌شان در ارتباط نیستند.

افسانۀ سوم: قهر میان افراد دلیل روشنی دارد 

ظاهراً عوامل متعددی دخیل هستند. دکتر آگلیاس در پژوهشی در سال ۲۰۱۵، با ۲۵ پدر یا مادرِ استرالیایی مصاحبه کرد که حداقل یک فرزندشان با آن‌ها قطع ارتباط کرده بود. سه دلیل اصلی برای این شکاف وجود داشت. در برخی موارد، پسر یا دختر میان والدین و کسی یا چیزی دیگر (مثلاً یک شریک زندگی) یکی را انتخاب کرده بود. در برخی دیگر از موارد، والدینْ یک فرزند بزرگسال را به‌خاطر «خطای آگاهانه» یا تفاوت در ارزش‌ها تنبیه کرده بودند. اکثر والدین همچنین به عوامل استرس‌زای جانبی و ادامه‌دار همچون خشونت خانگی، طلاق و بدشدن وضع جسمانی اشاره کردند.

زنی به دکتر آگلیاس گفته بود که هفت سال است با پسر و عروس خود صحبت نکرده، چون یک‌بار از عروسش خواسته بود برای یک دورهمی خانوادگی، دسری خاص را بیاورد، اما عروس او عمداً همان دسری را آورده بود که او خودش برای آن روز پخته بود. به گفتۀ دکتر آگلیاس، مادرشوهرْ این کار را نماد «بی‌احترامی تمام‌عیار» می‌دانست، اما او عوامل دیگری را نیز برملا کرده بود که به رابطه‌شان ضربه زده بود، عواملی نظیر اینکه او احساس می‌کرد عروسش نوه‌هایش را از او دور نگه می‌دارد و نیز اینکه به خوبی مراقب پسرش نیست. دکتر آگلیاس می‌گوید که این دسر به نماد «بی‌احترامی انباشته‌شده‌ای» تبدیل شده بود که او احساسش می‌کرد.

افسانۀ چهارم: قهر با یک تصمیم آنی رخ می‌دهد 

در پژوهشی که در ژورنال مددکاری اجتماعی استرالیا منتشر شد، ۲۶ بزرگسال گزارش دادند که به سه دلیل اصلی با والدینشان قهر کرده‌اند: سوءاستفاده (همه‌چیز از تحقیر گرفته تا سواستفادۀ جسمی یا جنسی)، خیانت (حفظ یا لودادن راز) و نگرش نادرست به فرزندان (انتقاد بیش از حد، شرمسار کردن فرزندان یا مقصردانستن آن‌ها برای همه‌چیز). به گفتۀ دکتر آگلیاس، مدرس دانشگاه نیوکاسل در استرالیا، این سه عامل معمولاً با یکدیگر همپوشانی داشتند.

بیشتر شرکت‌کنندگان اعلام کردند که قهرشان پیامد دوران کودکی‌ای بوده که در آن، روابط ضعیفی با والدینشان داشته‌اند، والدینی که حضور فیزیکی یا احساسی‌شان کمرنگ بوده است.

مثلاً آقای ماک از این امر آزرده بود که همیشه او را مسئول مراقبت از دو خواهر و برادر کوچکترش می‌کردند. این امر آنقدر افراطی رخ داده بود که او تصمیم گرفت هیچگاه بچه‌دار نشود.پس از سال‌ها دور شدن از والدین، ضربۀ نهایی مراسم ازدواج او بود.

در سال ۲۰۱۴، او و دختری که سال‌های سال نامزدش بود تصمیم گرفتند بنا به مصلحت در تالار شهر با یکدیگر ازدواج کنند: آن‌ها دریافته بودند که درغیراین‌صورت، آن زن نمی‌تواند حقوق بازنشستگی آقای ماک را به ارث ببرد. او خانواده‌اش را به مراسم دعوت نکرد، چون یک دورهمی خودمانی بود. اما دلیل دیگر هم این بود که یکی از برادران او چندی پیش در مراسمی سنتی ازدواج کرده بود و پدرش در آن مراسم حاضر به سخنرانی نشده بود. او نگران بود که پدرش چنین عمل شرم‌آوری را تکرار کند. به همین خاطر نمی‌خواست او را دعوت کند و می‌گفت که به نظرش، بدون حضور او، کس دیگری هم حضور نمی‌یابد.

آقای ماک می‌گفت: «مدت‌ها دوراهی دعوت‌کردن یا دعوت‌نکردنِ آن‌ها زجرم می‌داد، اما در آخر تصمیم گرفتم که نمی‌توانم آن‌ها را به اینجا بیاورم».

خانواده‌اش از طریق فیس‌بوک متوجه شدند که او ازدواج کرده. یکی از برادرانش اعلام کرد که از اینکه به او نگفته‌اند شدیداً ناراحت است. خواهر و پدرش نیز به روشنی گفتند که دیگر با او صحبت نخواهند کرد. این را خود آقای ماک و همسرش گفتند و دو نفر دیگر از خویشاوندان هم حرفشان را تأیید کردند.

اکنون یکی از برادران آقای ماک با او صحبت می‌کند، که آن هم غالباً از طریق فیس‌بوک است، اما آن‌ها حرفی از بقیۀ اعضای خانواده نمی‌زنند.

منبع: ترجمان

گردآوری:مجله یک پارس

همسرانی که ایام عید را تلخ می کنند

شخصیت افراد منزوی

در یک رابطه زناشویی ممکن است زن گوشه گیرو مرد معاشرتی باشد و یا بالعکس‎

زندگی با یک همسر منزوی و گوشه گیر کسالت باراست. کسی که تنهایی را به در جمع بودن و رفت و امد ترجیح میدهد اما همین مساله باعث اختلافات شدیدی در بین برخی از زوجین می شود مخصوصا با نزدیک شدن به ایام عید این اختلافات شدت بیشتری پیدا می کند.

در یک رابطه زناشویی ممکن است زن گوشه گیرو مرد معاشرتی باشد و یا بالعکس اما به هر ترتیب در چنین رابطه ای آن طرفی که اهل معاشرت و رفت و امد است شرایط برایش به مراتب سخت تر خواهد بود چرا که از طرفی تمایل دارد که با همسرش به مهمانی و تفریح برود و چون همسرش دچار شخصیت گوشه گیر و منزوی است یا مجبور است تنهایی همه جا برود و یا به کل قید تفریحات اجتماعی را بزند که در هر صورت چنین شرایطی برایش آزار دهنده است اما راهکار برای حل اختلافات این زوجین چیست ؟ ریشه انزواگری در افراد گوشه گیر چیست؟نحوه بخورد این زوجین با یکدیگر چگونه باید باشد ؟

ما برای بررسی کارشناسانه ی این مسئله با سرکار خانم  فلاح روانشناس و مدرس مهارت های زندگی گفتگویی را انجام دادیم.

با یکدیگر گفتگو کنید

سرکار خانم فلاح روانشناس و مدرس در زمینه اختلاف زوجین در این مسئله می گویند: تصور کنید در یک رابطه، آقا اهل رفت و امد و معاشرت نیست اما خانم رفت و امد را دوست دارد لذا این دو نفر بایکدیگر موافق نیستند اما باید بدانیم که اولین فاکتور یک خانواده ی سالم این است که آدم ها راجع به تفاوت ها و علائق متفاوتی که نسبت به یکدیگر دارند با هم گفتگو کنند.بنابراین این دو نفرباید در موقعیتی که از هم خواستی ندارند، زمانی که وقت بیرون رفتن نیست و اصلا به مهمانی دعوت نشدند ، وقت بگذارند و با یکدیگر صحبت کنند که البته گفتگو کردن هم باید در شرایطی باشد که هیچ کدام از طرفین قصد سرزنش کردن، تحمیل عقاید، مقایسه کردن و تحقیر کردن یکدیگر را نداشته باشند چرا که اگر در گفتگو، کنترل گری پیش بیایید طرف مقابل مقاومتش بالا می رود و می خواهد آن وضعیت را ادامه دهد.

ریشه انزوا گری ها کجاست؟

ایشان می فرمایند: نکته ی مهم این است که دو نفر باید اوقات خوشی را در کنار هم سپری کنند که از کنار هم بودن و تنها بودن لذت ببرند به طوری که به فرض آقا که تنها بودن با همسرش را کافی میداند احساس کند که این تنها بودن ازطرف همسرش مورد احترام است و همسرش حالت طلبکارانه در این فضا قرار نمی گیرد که در این صورت آقا دلش می خواهد که این رفتار همسرش را جبران کند یعنی حتی اگر اهل معاشرت نیست اما یک جاهایی بخاطر همسرش این کار را می کند و سعی می کند در جمع قرار بگیرد اما باید بدانیم که مسئله به این سادگی ها هم نیست چرا که گاهی درک طرفین از یکدیگر بسیار پایین است و گاهی این انزوا گری ها ریشه دار است. ممکن است ریشه ی انزواگری اضطراب هایی باشد که فرد در جمع به سراغش می آید و وقتی در جمع حاضر می شوند مدام ترس از مورد قضاوت قرار گرفتن را دارند یا بدبینی هایی دارند و یا باورهایی از گذشته به آنها وارد شده که این افراد را در جمع معذب می کند مثلا اینکه این افراد دوست ندارند در جمع حاضر شوند شاید به این علت است که در دوران نوجوانی وقتی در جمعی قرار گرفتن مورد تمسخر واقع شدند و این باعث شده است که کمتر در جمع قرار بگیرند و در واقع ” دلا خو کن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد” می شود شعار این افراد.

متاسفانه این افراد هنگام ازدواج به این تفاوت ها برای انتخاب همسرآینده شان دقت نمی کنند و همسری را انتخاب می کنند که از نظر تفریحات اجتماعی و نوع معاشرت کاملا با خودشان متفاوت است که این مسئله می‌تواند مشکل آفرین باشد که البته همانطور که گفتیم باید وقت بگذارند و گفتگو کنند.

اندر مشکلات معاشرتی بودن!

در صورتی که انزوا گری طرف مقابلتان ریشه دار نبود ممکن است عوامل دیگری باعث معاشرتی نبودن همسرتان شده باشد . فلاح به برخی دیگر از عوامل منزوی بودن و گوشه گیری اشاره کرد و یاد آور شد : برخی از افراد منزوی و گوشه گیر معتقدند ، با مردم رفت و امد کردن مشکلات زیادی دارد چرا که اگر مهمانی بروی باید مهمانی بدهی، اگر هدیه ای به شما بدهند باید برایشان هدیه بخری و… بنابراین باید هزینه کرد حالا تصور کنید مردی در امدش پایین است یاصرفه جو بزرگ شده است، در اینصورت سعی اینکه یک فردی تمایلی به رفت و امد ندارد چند گانه است که البته این با گفت و گو حل می شود و با بیان مشکلات و علت های منزوی گری دو نفر تو جیه می شوند که در دورنیات طرف مقابل چه چیزی است .

می‌کند برای محافظت کردن از درامدش رابطه اش را کم کند و یا گاهی دلیل معاشرت نکردن ها می تواند ناشی از چشم و هم چشمی ، مقایسه کردن با دیگران و تحت تاثیر قرار گرفتن از زندگی دیگران باشد این باعث می شود که یکسری رفتارهاری هیجانی (مثلا از طرف خانم) باعث شود که پیامدهای بلند مدت قاطعانه ای در همسرش به وجود بیایید . به عنوان مثال یک زمانی مردی به هیچ عنوان تمایلی به رفت و امد ندارد چرا که همسرش به شدت تحت تاثیر ظواهر دیگران قرار میگیرد و با هر رفت و امدی میخواهد خودش را با دیگران مقایسه کند که فلانی ماشینش را عوض کرد چرا ما نکنیم، فلانی دارند میروند مسافرت چرا ما نمیرویم و … بعد این آقا که می بیند همسرش خیلی مقایسه می کند و خیلی چشم و هم چشمی دارد و به سادگی تحت تاثیر زندگی مردم قرار میگیرد آنوقت ترجیح می دهد که با کسی رفت و امد نکند.

بنابراین اینکه یک فردی تمایلی به رفت و امد ندارد چند گانه است که البته این با گفت و گو حل می شود و با بیان مشکلات و علت های منزوی گری دو نفر تو جیه می شوند که در دورنیات طرف مقابل چه چیزی است .

فلاح افزود: گاهی این اختلافات بین زن و مرد شدت پیدا می کند بنا به این دلیل که هر دو شدیدا اصرار دارند که فرد مقابل را تغییر دهند بدون اینکه درک کنند که طرف مقابلشان از چه زاویه ای به موضوع نگاه می کند و من باید چه تغییراتی بکنم! متاسفانه چون این دقت نظر اتفاق نمی افتد این دو نفر مدام در این گفت ها آزرده و آزرده تر می شوند و از رسیدن به تفاهم دور می شوند پس با توجه به نزدیک شدن ایام عید به جای آنکه اوقات و روزهای خوب باهم بودن را تلخ کنیم یاد بگیریم که چگونه باهم گفت‌و‌گو کنیم که البته این مسئله نیاز به مهارت و یادگیری و اموزش دارد تا به تدریج مهارت گفت و گو کردن را کسب کنیم…

منبع: سلامت نیوز

گردآوری:مجله یک پارس

رازهای مگو به همسر

رازهای زندگی

هیچ زوجی همه چیز را باهم درمیان نمی گذارند و نباید هم بگذارند‎

زوجین گاهی احساس می کنند اگر همه مسائل باید و نباید را با همسراشان در میان بگذارند، صمیمت بین آنها بیشتر می شود اما آنها باید بدانند که هر حرفی ارزش گفتن به طرف مقابل خود را ندارد.

جمله ی ” هیچ رازی بین ما نیست” بیشتر شعار و خیالبافی است تا واقعیت. ترنس رآل روانشناس اعتقاد دارد ، ” هیچ زوجی همه چیز را باهم درمیان نمی گذارند ، و نباید هم بگذارند. هر انسانی نیاز به مرز و محدوده دارد و در یک ازدواج دو طرف باید اینقدر انعطاف پذیر باشند که اجازه دهند طرف مقابلشان مرز و محدوده ای برای خود تعیین کند. کلید آن تعادل است : اگر این مرزها خیلی ثابت و محکم باشند ، احتمال بسیاری وجود دارد که دوطرف از هم دور شده و جدا شوند. و اگر هم هیچ مرز و حدودی برای خود تعیین نکنید ، دوطرف بیش از حد با هم قاطی خواهند شد که به این هم رابطه ی سالم نمی توان اطلاق کرد.”

در خوش بینانه ترین و بهترین شکل، زوجین روزانه چند ساعت را به گفت و گو به یکدیگر می پردازند. صحبت کردن درباره وقایع و اتفاقاتی که در طول روز برایشان پیش آمده، سخن گفتن از آرزوها و فکرهایشان، اقوام و خویشان و… اما اگر ندانند مرز بین این سخن گفتن با نگفتن چیست، دچار مشکلاتی می شوند که نتیجه خوبی را به همراه ندارد.

همسران باید بدانند که هیچ الزامی به سخن گفتن در ارتباط با موضوعاتی که امکان جدل و بحث را ایجاد می کند، وجود ندارد.

۱- موضوعات زبان‌‌یار

برخی از موضوعاتی که برای گفتگوی زوجین، زیان بار اند، عبارتنداز: 

– غیبت کردن؛ هر آنچه که درباره دیگران گفته می شود در حالی که اگر آنان بشنوند ناراحت می شوند، این نقص رفتاری- گفتاری و رذیله اخلاقی نکوهیده حرام می باشد.

– سخن چینی کردن؛

– صحبت‌هایی که از حسادت، غرور، تکبر و تحقیر کردن حکایت دارند؛

– سخنانی که باعث چشم و هم چشمی و مسابقه در امور مالی می شود.

آنچه مسلم است، این گونه سخنان گناه و معصیت است و افزون بر این، باعث تخریب بنیان خانواده می‌شود.

۲- گذشته‌های تلخ و اختلافات از یاد رفته

گاه در گذشته زندگی زوجین، مشکلات و تلخ کامی هایی اتفاق افتاده است که یادآوری آن ها سبب تلخی و ناراحتی می شود، صحبت کردن درباره این نوع موضوعات مناسبت ندارد؛ زیرا هدف از مهارت گفت‌وگو کردن، نزدیک شدن روحی – عاطفی همسران به یکدیگر است، در حالی که بیان این موضوعات معمولاً بر مشکلات افزوده و سردی عاطفی به بار می آورد.

حفظ اسرار

زوجین اگر ندانند مرز بین این سخن گفتن با نگفتن چیست، دچار مشکلاتی می شوند‎

۳- موضوعات بیهوده و لغو

گاه برخی سخنان لغو و بیهوده است که هیچ اثری بر آن مترتب نمی شود، این گونه موضوعات برای گفت وگو مناسب نیستند؛ زیرا از ویژگی های مومنان دوری کردن از کارهای لغو و سخنان بیهوده است، (سوره مومنون / آیه ۳)؛ مومنان کسانی هستند که از کارهای لغو [از جمله سخنان لغو] دوری می گزینند.

مردان و زنان در کنایه زدن با هم تفاوت دارند. ممکن است زنی بارها بارها با کنایه به همسرش اعلام کند که «گل ها چقدر زیبا هستند!» و هنگامی که همسرش متوجه منظور او نمی شود، سعی کنید هنگام صحبت کردن با مردان کنایه نزنید. زن در این مواقع صبر می کند و پس از مدت ها که دسته گلی از شوهرش دریافت نمی کند، به او می گوید:«می دانی دوست دارم برایم چه کار کنی؟»

مرد مدتی هاج و واج به زنش نگاه می کند و اولین جمله ای که از دهانش خارج می شود «چه کاری؟» است.زن در پاسخ می گوید:«دوست دارم یک روز دسته گلی برایم بخری. روزی که اصلا انتظارش را نمی کشم؛ مثلا روز تولدم!»حالا مرد متوجه موضوع شده است و زن روز تولدش دسته گلی بزرگ و زیبا هدیه می گیرد.

مشکل وقتی به وجود می آید که زن همسایه می گوید:«باید حتما به او می گفتی؟ فکر نمی کنم این کارش نشان از عشق و علاقه داشته باشد. او خودش باید این کار را می کرد». «درست است، اما این گل ها زیبا و دوست داشتنی اند» مهم نیست که به او گفتی یا نه! حالا یک دسته گل زیبا و دوست داشتنی هدیه گرفته ای که می توانی به خاطرش خوشحال باشی. در این صورت ممکن است زن رو به همسرش کند و بگوید:«وقتی دو سال تمام به تو می گفتم که گل ها زیبا هستند، پیش خودت چه فکری می کردی؟» مرد در پاسخ می گوید:«فکر می کردم واقعاً گل ها را دوست داری و شاید بهتر باشد مقداری گل در باغچه بکاریم.» مردان به دنبال پیام های پنهانی در آنچه می شنوند، نیستند.رابطه عاشقانه برای مردان و زنان متفاوت است. رابطه عاشقانه برای زنان یعنی «همسرم ذهن مرا می خواند. او پیش از آنکه چیزی را به زبان بیاورم، آن را برایم فراهم می کند.» مردان درباره رابطه عاشقانه این گونه فکر می کنند:«همسر مورد علاقه ام هر چیزی را که می خواهد به من می گوید و من آن را برایش فراهم می کنم. سپس در پاسخ او از من سپاسگزاری می کند». برای مردان معنای عشق چیزی شبیه به این است.

قوانین گفت و گوی تأثیرگذار

چنانچه زن و شوهر، زمانی را برای گفت وگو، اختصاص دهند و شرایط گفت وگویی فعال و نتیجه بخش را رعایت کنند، ثمره گفت وگو و بیان چهره به چهره آنان به عشق و رشد معنوی ختم خواهد شد؛ ولی اگر همسران این قوانین را رعایت نکنند و هر کدام به تعبیری عامیانه «ساز خود را کوک کند» در نتیجه گفت‌ و گوی آنان، زیان آفرین و یا دست کم بی فایده خواهد بود.

منبع: سلامت نیوز

گردآوری:مجله یک پارس

مسائل کم اهمیتی که رابطه‎تان را نابود می‌کند

تمام کردن یک رابطه عاطفی

فضا دادن به طرف مقابل یکی از کارهایی است که برای هر رابطه ای لازم است

همه ما دوست داریم که رابطه عاطفی مان به خوبی پیش برود و دوام زیادی داشته باشد اما آیا می دانیم که گاهی خود با دست خودمان به آن آسیب می زنیم؟ برخی رفتارها شاید در ظاهر مخرب نباشند اما در بلند مدت می توانند شما را از شریک زندگی تان دور کنند. اگر دوست دارید بدانید که این رفتارها کدامند، در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

حسادت بیش از حد دارید 

حتما شریک زندگی تان برای شما فردی بسیار جذاب و خواستنی است، از این رو فکر می کنید که حتما برای دیگران هم به همین نسبت جذابیت دارد، اما این نباید باعث ایجاد حس حسادت در شما شود.

اگر شریک زندگی تان به شما خیانت کرده یا حتی نشانه های مشکوکی را در او مشاهده می کنید، باید قبل از هر چیزی با خودتان خلوت کنید، علائم را کنار هم بچینید و ببینید که آیا واقعا این فرد برای شما مناسب است یا خیر. اما اگر با فرد وفاداری هستید، او نیز به ادامه رابطه با شما تمایل دارد، پس بهتر است که نگرانی هایتان را دور بریزید و با حسادت های بی جا او را از خودتان نرانید.

به خودتان فضا نمی دهید 

زمانی که ما عاشق می شویم، دوست داریم که تمام وقت مان را با عشق زندگی مان بگذرانیم به طوری که فراموش می کنیم یک رابطه سالم، رابطه ای است هر دو طرف فضایی را برای تنهایی، خانواده یا حتی دوستان خویش می خواهند. اتفاق بدی نمی افتد اگر گاهی به طرف مقابل مان این اجازه را بدهیم که زمان خود را بدون حضور ما، آنطور که دلش می خواهد، سپری کند. این فضا نه تنها برای او، بلکه برای خود ما هم واجب است.

در این زمان ما به مسائل زیادی پی می بریم، به عنوان مثال قدر لحظه های با هم بودن را بیشتر می دانیم یا این که به کارهای شخصی و عقب مانده مان ترتیب می دهید و…. ما نباید خانواده، دوستان و تنهایی خود را از یاد ببریم تنها به این علت که در رابطه ای عاطفی هستیم. بنابراین فضا دادن به طرف مقابل یکی از کارهایی است که برای هر رابطه ای لازم است.

می خواهید عشق تان را به همه نشان دهید 

هر فردی شخصیت خاص خود را دارد و در شرایط مختلف به شکل های متفاوتی رفتار می کند. به عنوان مثال یکی دوست دارد که دست همسرش را در بیرون از خانه بگیرد در حالی که دیگری، بنا به دلایل شخصی، از این کار سر باز می زند. شما باید رفتار طرف مقابل تان را تشخیص دهید و سعی کنید که خودتان را با آن وفق دهید. اگر او دوست ندارد که در مکان های عمومی عشق اش را نشان دهد، ناراحت نشوید زیرا شما ابراز علاقه او را در خلوت تان دیده اید. صحبت کردن در این مورد با شریک زندگی تان خوب است اما اگر اصرار بیش از حد به آن کنید، ممکن است که به ضررتان تمام شود.

پس از جر و بحث سکوت می کنید 

مشکل در هر رابطه ای بوجود می آید اما مهم روش حل کردن آن است. این که پس از دعوا و جر و بحث سکوت کنید و میان خود و شریک زندگی تان فاصله بیاندازید، ساده ترین کار است اما آیا بهترین کار هم می باشد؟ اگر پس از دعوا تنها به این علت که قهر هستید، سکوت می کنید، کارتان اشتباه است اما اگر زمانی برای آرام شدن و فکر کردن می خواهید، سکوت بهترین انتخاب است. اما در هر شرایطی یادتان باشد که سکوت شما این حس را به طرف مقابل تان منتقل می کند که شما به او اهمیتی نمی دهید.

در واقع هر دو طرف رابطه باید این تصور را داشته باشند که حتی جر و بحث هم نمی تواند از نظر عاطفی آنها را از هم دور کند. به همین دلیل پس از کمی آرام شدن، از شریک زندگی تان بخواهید تا در مورد مشکل پیش آمده با شما گفتگو کند.

یک رابطه عاطفی

مشکل در هر رابطه ای بوجود می آید اما مهم روش حل کردن آن است

از گفتگوهای جدی فراری هستید 

همیشه زندگی بر وفق مراد ما نیست. زمان هایی فرا می رسد که ما مجبوریم در مورد مسائل سخت و جدی با شریک زندگی مان گفتگو کنیم اما اگر هر بار که در این شرایط قرار می گیریم، فرار را بر قرار ترجیح دهیم، در واقع به رابطه خود آسیب رسانده ایم. به عنوان مثال شما رفتار آزاردهنده ای از همسرتان می بینید اما به احتمال این که ممکن است بحثی میان تان رخ دهد، مدام آن را نادیده می گیرید.

در واقع مانند کبک سر را در برف فرو بردن، نه تنها چیزی را درست نمی کند بلکه رابطه شما را در سایه ای از ابهام قرار می دهد. یادتان باشد که رابطه های بلند مدت هیچ دوامی نخواهند داشت اگر دو طرف نتوانند در مورد هر مسئله ای با یکدیگر گفتگو کنند.

منفی نگر هستید 

اگر مثبت اندیش هستید که خب شانس با شماست. اما اگر جزو افرادی هستید که همیشه نیمه خالی لیوان را نگاه می کنند، باید به شما هشدار بدهیم که این رفتار می تواند روی رابطه عاطفی تان تاثیر منفی بگذارد.

منفی نگری نه یکباره، بلکه به تدریج می تواند رابطه شما را از این رو به آن رو کند. به عنوان مثال زمانی که شما نسبت به آینده رابطه تان امید ندارید و مدام آن را به زبان می آورید، پس از مدتی زاویه دید شریک زندگی شما نیز به رابطه تغییر خواهد کرد. پس سعی کنید که نسبت به زندگی خوش بین تر باشید تا دنیا نیز بیشتر به کام تان شود.

جزییات رابطه تان را برای دیگران فاش می کنید 

شاید برایتان لذت بخش باشد که ریز و درشت رابطه تان را برای دوست صمیمی تان تعریف کنید اما آیا می دانید که این کار به ضرر رابطه تمام خواهد شد؟ مشورت گرفتن از دیگران کار خوبی است اما خبرچینی و تعریف آنچه میان شما و شریک زندگی تان می گذرد، به هیچ وجه موجه نیست. به عنوان مثال پس از یک دعوا با شریک زندگی تان می نشینید و نزد دوستان تان از او بد می گویید اما آیا به این هم فکر کرده اید که دو روز آینده زمانی که همه چیز مانند گذشته شد، چه خواهید کرد؟ در آن زمان شما به دلیل عشق تان به آن فرد همه چیز را فراموش می کنید اما آن حرف هایی که شما زده اید، هیچگاه از خاطر دوستان تان پاک نمی شود.

به تکنولوژی بیش از او اهمیت می دهید 

تلفن همراه، لپ تاپ، ساعت های هوشمند، بازی های رایانه ای و… جذابیت فوق العاده ای دارند به طوری که نمی شود از آنها دل کند اما استفاده بیش از حد از آنها می تواند شریک زندگی تان را از شما دور کند. متاسفانه امروزه مردم آنقدر جذب حجم عظیم اطلاعات اینترنتی شده اند که یادشان می روند با آدم های واقعی اطراف شان ارتباط برقرار کنند. بنابراین اگر رابطه تان را دوست دارید، گوشی تان را به کناری بگذارید و زمان تان را صرف فردی که دوستش دارید، کنید. آنوقت خواهید فهمید که هیچکدام از تبادلات شبکه های اجتماعی، جایش را به شریک واقعی زندگی تان نخواهد داد.

از او می خواهید که به خاطر شما تغییر کند 

شما شریک زندگی تان را انتخاب کرده اید، او نیز شما را همانگونه که هستید انتخاب کرده است. در واقع شخصیت شما به گونه ای بوده که از همان روز اول جذب یکدیگر شده اید. واقعیت این است که هر چه بیشتر ما زمان مان را با دیگری بگذرانیم، انتظارات مان نیز بالا می رود و برای تغییر رفتار طرف مقابل تلاش می کنیم.

به عنوان مثال شما شریک زندگی تان را با هیکلی چاق پسندیده اید اما هر چه زمان بیشتر می گذرد به او  بیشتر فشار می آورید که رژیم بگیرد و لاغر شود. ایجاد تغییرات مثبت خوب است اما نباید به گونه ای باشد که طرف مقابل را در منگنه بگذارد. بلکه او باید احساس کند که شما از او حمایت و برای تغییرات لازم همراهی اش می کنید.

 می خواهید کامل باشید 

این که شما می خواهید همیشه بی عیب و نقص باشید، بد نیست اما این طرز فکر در دراز مدت به شما آسیب می زند. به زمانی فکر کنید که می خواهید همه چیز کامل باشد، اگر نبود، آنوقت چه؟ آیا ناامید نخواهید شد؟ شدت این موضوع در روابط اجتماعی بیشتر می شود. به عنوان مثال شما از شریک زندگی تان انتظار دارید که کاری را به بهترین شکل ممکن انجام دهد، اما او بنا به دلایلی نمی تواند، در این صورت غر زدن یا انتقاد منفی از او را آغاز می کنید که در بلند مدت نه تنها به شما، بلکه به رابطه تان آسیب جدی وارد خواهد کرد.

منبع: برترین ها 

گردآوری:مجله یک پارس

۴ کار زنانه در شبکه های اجتماعی که مردان را از آنها بیزار می کند!!

شبکه‌های اجتماعی

کارهای زنانه در شبکه های اجتماعی‎

امروزه با بیشترین چیزی که در شبکه های اجتماعی مواجه می شویم عکس های سلفی هستند و دلایلی که باعث می شود مردها از عکس های سلفی همسرشان متنفر شوند موارد زیر هستند.

سلفی هایی که همسرتان را از شما متنفر می کند

زن ها عکس های زیادی از زندگی خصوصی خود در صفحه اینستاگرام و فیسبوک خود به اشتراک می گذارند و این برای در تماس بودن با خانواده و دوستانی که از آن ها دور هستید خوب است. امروزه با بیشترین چیزی که در شبکه های اجتماعی مواجه می شویم عکس های سلفی هستند و دلایلی که باعث می شود مردها از عکس های سلفی همسرشان متنفر شوند موارد زیر هستند.

کپشن های خود تحقیر آمیز

همسرتان دوستتان دارد و به شما احترام می گذارد به همین دلیل برایش عذاب آور است وقتی که می بیند در فضای مجازی عکس های سلفی با کپشن های خودتحقیرآمیز گذاشته اید. اگر مشکل عزت نفس دارید با همسرتان در رابطه با آن صحبت کنید. او به شما یادآوری می کند که چقدر باارزش هستید و نیازی نیست در اینترنت و فضای مجازی دنبال تایید دیگران باشید.

دنبال تعریف و تمجید دیگران بودن

مردها دوست ندارند اعتماد به نفس همسرشان وابسته به دیگران باشد. آن ها دوست دارند همسرشان بدون تایید و تعریف دیگران ارزش واقعی خودشان را بشناسند. در واقع دوست دارند از همسرشان تعریف کنند و او هم از شنیدنش لذت ببرد. پس هیچوقت با پایین آوردن ارزش خودتان در سلفی ها و کپشن ها سعی نکنید تایید دیگران را بطلبید. نظر تنها کسی که اهمیت دارد نظر خودتان است و حتما نیاز نیست از زبان دیگران این واقعیت ها را بشنوید.

آرایش زیاد

درست است که مردها تا حدودی آرایش دوست دارند اما از آرایش نکردن هم نترسید. هر از گاهی بدون آرایش عکس بگیرید و نشان دهید که از زیبایی طبیعی خودتان لذت می برید.

سلفی های بیش از اندازه

پست کردن عکس های سلفی نشان دهنده اعتماد به نفس بالای شماست و مردها زنان با اعتماد به نفس را دوست دارند. اما اگر در این کار زیاده روی کنید نشان می دهید زن خودخواهی هستید و این ویژگی مردها را از شما دور می کند.

مردها دوست دارند لبخند همسرشان را ببینند پس عکس هایی که دوست دارید بگیرید اما نکاتی که ذکر شد را فراموش نکنید. مردها دوست دارند درست همانطور که او با شما رفتار می کند با خودتان رفتار کنید.

منبع: سیمرغ

گردآوری:مجله یک پارس

این عادت های بد همسرتان را برای همیشه از شما بیزار می کند!!

ترک عادت بد

عادت های بسیار بدی در زندگی وجود دارد که می تواند همسر را برای همیشه بیزار کند‎

عادت های بسیار بدی در زندگی مشترک وجود دارد که می تواند همسرتان را برای همیشه از شما بیزار کند. این ۸ عادت بد عبارتند از :

۸ عادت بدی که همسرتان را از شما بیزار می‌کند!

متخصصان توصیه می‌کنند که تحت هیچ شرایطی، همسرتان را با استفاده از دست گذاشتن روی مشکلات خانوادگی‌اش تحت فشار قرار ندهید. عیب‌جویی از اعضای خانواده هر فردی می‌تواند احساس افسردگی و قربانی شدن را در او برانگیخته کند و درنتیجه اختلاف‌های میان زوج‌ها را افزایش بدهد.

تلاش برای اصلاح کردن همسر

افرادی که شدیدا در پی اصلاح کردن همسرشان هستند، پیش از همه باید بدانند که اساسا هیچ انسان کامل و بی‌نقصی در جهان وجود ندارد. بنابراین، نباید تغییرات غیر واقع‌ بینانه را در زندگی مشترک از همسرشان انتظار داشته باشند. اگر همسرتان دارای حالت‌هایی مانند خجالت بیش از حد یا اضطراب مداوم است،‌ تلاش برای تغییر آن‌ها از سوی شما می‌تواند به نادیده گرفتن علت‌های به‌ وجود آمدن چنین حالت‌ها‌یی منجر شود یا حتی کاری کند که همسرتان نیز این علت‌ها را از شما پنهان نگه دارند.

دست گذاشتن روی مشکلات خانوادگی

متخصصان توصیه می‌کنند که تحت هیچ شرایطی، همسرتان را با استفاده از دست گذاشتن روی مشکلات خانوادگی‌اش تحت فشار قرار ندهید. عیب‌جویی از اعضای خانواده هر فردی می‌تواند احساس افسردگی و قربانی شدن را در او برانگیخته کند و درنتیجه اختلاف‌های میان زوج‌ها را افزایش بدهد.

دعوا کردن در مکان‌های عمومی

دعوا کردن زوج‌ها در مکان‌های عمومی می‌تواند احساس شرم شدیدی در طرفین ایجاد کند و برقراری دوباره رابطه را به کار سختی بدل سازد. بنابراین، هرگز مسائل چالش‌برانگیز را در مکان‌های عمومی مطرح نکنید و همه چیز را به موقعیت‌های کاملا خصوصی موکول کنید.

ادامه دادن دعوا

هیچ زوجی در جهان وجود ندارند که در تمامی اوقات بتوانند بدون مشکل زندگی کنند و هیچ اختلافی را هم تجربه نکنند. درواقع، اختلاف نظر در هر رابطه‌ای به‌ وجود می‌آید و بحث‌های چالشی می‌توانند بخشی از یک زندگی سالم باشند. با این‌ حال، بحث و چالش نباید کار را به جایی برساند که مصالحه و آشتی کردن را به اتفاق غیرممکنی تبدیل سازد.

زمان‌بندی بد

گفت‌وگو درباره مسائل مهم در هر زندگی مشترکی باید در زمان و مکان مناسب انجام شود. پس اگر همسرتان در وضعیت پُراسترسی قرار دارد، موضوعات چالشی را وسط نکشید. گفت‌وگوی سالم و موفق، وقتی شکل می‌گیرد که هر دو طرف در وضعیت آرامش مناسب قرار داشته باشند و بتوانند تصمیم‌های عقلانی بگیرند.

جاسوسی کردن

وقتی که دو انسان می‌خواهند زندگی مشترک موفقی داشته باشند، ابتدا باید اعتماد مطلوبی میان خودشان برقرار سازند. داشتن اعتماد به همسر و احترام گذاشتن به حریم خصوصی او، یکی از مهم‌ترین اصول برای داشتن یک زندگی موفق است. بنابراین سعی نکنید که به پیامک‌ها، ایمیل‌ها و دیگر حیطه‌های خصوصی همسرتان راه پیدا کنید.

حسادت کردن

شک داشتن نسبت به همسر در بعضی از موارد می‌تواند از علائم یک مشکل بزرگ‌تر باشد: احساس ناامنی در رابطه. زنانی که در رابطه مشترک‌شان احساس ناامنی می‌کنند، معمولا حسادت‌ورزی را شروع می‌کنند. به‌ علاوه، این زنان با خطر بالای ابتلا به مشکلات مربوط به سیستم ایمنی ضعیف مواجه می‌شوند.

مقایسه کردن

مقایسه کردن همسر خود با همسر افراد دیگر، یا همسر فعلی با همسر قبلی، یکی از بدترین کارهای ممکن در زندگی مشترک است. این مقایسه‌ها می‌توانند به شکل‌گیری انتظارات غیرواقع‌بینانه در افراد منجر شوند و صمیمیت لازم در زندگی مشترک را از بین ببرند.

منبع : salamatism.com

گردآوری:مجله یک پارس

شوخی های ممنوعه مردان با همسرشان!

شوخی کردن

باید توجه داشت که با هر موضوعی نمی توان شوخی کرد‎

بعضی مردان با همسر خود درباره موضوعاتی مانند ازدواج مجدد، طلاق، رفتار و چهره دختران دیگر شوخی می کنند تا خود را بیشتر در دل همسرشان جا کنند غافل از این که این گونه سخنان برای بیشتر خانم ها اصلا شوخی محسوب نمی شود و احساس ناامنی به آن ها خواهد داد.

بیشتر شدن صمیمیت زوج ها با شوخی کردن

بیشتر تحقیقات در حوزه سلامت روان و همچنین روابط زوج ها، به نقش مهم و سازنده شوخ طبعی اشاره کرده اند. افرادی که شوخ طبعی بیشتری دارند، انعطاف پذیرتر نیز هستند. از سوی دیگر، شوخی می تواند باعث کاهش استرس شود و افراد را به هم نزدیک کند. تقریبا بیشتر مردان به صورت ذاتی این نکته را می دانند که برای کسب توجه خانم ها، شوخ طبعی یک ابزار کارآمد است اما باید توجه داشت که با هر موضوعی نمی توان شوخی کرد.

پخته ترین نوع شوخی

شاید بتوان گفت شوخی با خود و به نوعی هدف قرار دادن برخی رفتارها و اخلاق های خود در شوخی، پخته ترین نوع شوخی است. شخصی که توان شوخی با خود را دارد، از نظر پختگی اجتماعی و توسعه روحی روانی در سطح بسیار بالایی قرار دارد. در مقابل اشخاصی که با مسخره کردن دیگران اقدام به خنداندن بقیه افراد می کنند، احتمالا افرادی انتقاد ناپذیر هستند و به خودشکوفایی نرسیده اند.

توجه به برداشت طرف مقابل از شوخی

زن و شوهرها درباره شوخی کردن در زندگی مشترک، باید چند نکته را رعایت کنند. اولین آن ها، برداشت متفاوت زنان و مردان از یک شوخی خاص است. در نظر بیشتر زنان، حداقل درصدی از واقعیت در هر شوخی وجود دارد، اگرچه مردان بسیار راحت با هر موضوعی شوخی می کنند و چون شرایط واقعی نبوده است فکر می کنند که طرف مقابل ناراحت نخواهد شد.

شوخی هایی که حس ناامنی به زنان می دهد

بعضی مردان با همسر خود درباره موضوعاتی مانند ازدواج مجدد، طلاق، رفتار و چهره دختران دیگر شوخی می کنند تا خود را بیشتر در دل همسرشان جا کنند غافل از این که این گونه سخنان برای بیشتر خانم ها اصلا شوخی محسوب نمی شود و احساس ناامنی به آن ها خواهد داد. مهم ترین عامل برای شوخی خوب، توان تفکیک مسائل شوخی بردار از مسائلی است که حتی شوخی نیز بر نمی دارند. وفاداری، عشق و علاقه دو طرف به یکدیگر، حفظ ثبات زندگی مشترک، شرایط فیزیکی (چاقی، لاغری، فرم بینی دو طرف)، احترام به خانواده های یکدیگر و… آن قدر جدی هستند که واقعا در بیشتر موارد نمی توانند سوژه خوبی برای شوخی باشند. باید به یاد داشته باشیم هدف از شوخی، ایجاد فضای مطبوع و کاهش تنش های روزمره است و قرار نیست با تحقیر دیگران، ایجاد حس ناامنی و کاهش اعتماد به نفس دیگری از طریق شوخی با برخی نقاط ضعف او چند لحظه ای باعث خنده دیگران شویم.

مطرح نکردن چنین شوخی هایی در جمع

از سوی دیگر، باید شرایط را نیز در نظر گرفت. ممکن است زوجی در خلوت خویش درباره خیلی از مسائل با یکدیگر شوخی کنند اما قرار نیست همان موضوع در جمع و در مقابل دیگران نیز مطرح شود. شاید فرد از شنیدن یک جمله از زبان همسری که به عشق او اعتماد دارد، ناراحت نشود اما به طور قطع تکرار آن از زبان یک فرد دورتر آزار دهنده است.

تفاوت شوخی و متلک

یادمان باشد که شوخی با متلک گفتن اشتباه نشود. بسیاری از افراد حرف خود را به صورت متلک در جمله ای به شکل شوخی بیان و سپس ادعا می کنند که شوخی کردم و منظوری نداشتم. اگر برای حفظ زندگی مشترک خود ارزش قائل هستید، از متلک گویی و نیش و کنایه به شدت بپرهیزید. اگر از موضوعی ناراحت هستید، به صورت واضح و با احترام بیان کنید تا بتوان برای آن راه حلی پیدا کرد. متلک گفتن در پوشش شوخی، فقط باعث دلخوری فرد مقابل می شود و معمولا هم از درونمایه اصلی کنایه مد نظر، به علت ناراحتی ناشی از زخم زبان، اجتناب صورت می گیرد. شوخی کردن در شرایط مناسب و با موضوع مناسب، عامل نزدیکی و صمیمیت افراد است اما شوخی با حساسیت های دیگران فقط باعث تخریب روابط می شود. همیشه به یاد داشته باشیم که شنونده شوخی های ما، در ذهن ما نیست و توان تشخیص این که واقعا قصد و غرضی در پشت این جمله به ظاهر شوخی وجود داشته یا نه را ندارد.

منبع : khorasannews.com

گردآوری:مجله یک پارس

چرا بعضی‌ها دائم در حال خیانت‌ کردن هستند؟

خیانت همسر

خیانت کردن می‌تواند یکی از مخرب‌ترین رفتارهایی باشد که در یک رابطه مرتکب می‌شوید‎

خیانت کردن می‌تواند یکی از مخرب‌ترین رفتارهایی باشد که در یک رابطه مرتکب می‌شوید. خیانت، اعتماد و اطمینان را نابود کرده و معمولا دیگر نمی‌توان این اعتماد از دست رفته را ایجاد کرد. همه این حقیقت را می‌دانند اما همیشه عده‌ای هستند که خیانت می‌کنند. عده‌ی بسیار معدودی اصلا اهمیتی به این موضوع نمی‌دهند؛ به راحتی فقط به نیازهای خودشان فکر می‌کنند و توجهی به احساسات و نیازهای کسی که آنها را دوست دارد ندارند. اما بیشتر افراد نمی‌خواهند اعتماد فی مابین را از بین ببرند و همه چیز را در رابطه‌شان ویران کنند. پس چرا آدمها خیانت می‌کنند؟!

طی تجربیات ۳۰ ساله‌‌ای که دارم، زوج‌های زیادی به علت خیانت یا خیانت‌های مکرر به من مراجعه کرده‌اند. گاهی خیانت مانند کاتالیزوری است که باعث می‌شود همسران روی رابطه‌ی خود کار کرده و آن را بهبود بدهند. بازسازی پُل‌های خراب شده‌ی اعتماد بسیار دشوار است و اگر قبل از وقوع خیانت به مشاوره مراجعه شود، سختی کار بسیار کمتر خواهد بود.

در این مطلب دلایل اصلی اینکه چرا بعضی از افراد ظاهرا نمی‌توانند دست از خیانت کردن بردارند و با وجود اینکه عواقب ویرانگر آن را می‌دانند باز هم مکررا این کار را تکرار می‌کنند برای‌تان می‌گوییم.

هوسباز هستند 

بسیاری از افراد سالهای زیادی از زندگی خود هوسباز هستند. هوسبازی مخصوصا وقتی پای رابطه‌ی جنسی به میان می‌آید، بسیار شایع است و بازهم مخصوصا این اتفاق بیشتر در مورد افرادی روی می‌دهد که اهل الکل هستند یا از سایر مواد روانگردان استفاده می‌کنند. اگر فرصتی برای این اشخاص پیش بیاید، به عواقب رفتار خود فکر نمی‌کنند و فقط عمل می‌کنند. گاهی هوسبازی علامتی از یک مشکل عمیق‌تر است. مثلا در برخی از بیماری‌های روانی، هوسبازی یک علامت محسوب می‌شود. در چنین مواردی هوسبازی فرد در بسیاری از جنبه‌های زندگی‌اش دیده می‌شود.

در تلاش برای اجتناب از اختلاف و درگیری خیانت می‌کنند 

برای عده‌ای از افراد، کنترل و مدیریت اختلاف و درگیری واقعا کار سختی است. اینگونه اشخاص تقریبا هر کاری می‌کنند تا از مکالمات و بحث‌هایی که می‌دانند همسرشان مخالفت خواهد کرد و نارحت و آزرده خواهد شد اجتناب کنند. این افراد مکررا دست به خیانت می‌زنند و حتی در روابط چند همسری قرار می‌گیرند. این آدمها حتی اگر مطمئن باشند که همسرشان این کار آنها را نمی‌پسندد یا با این کار خود مرتکب خلاف می‌شوند باز هم به این امید که همسرشان چیزی نخواهد فهمید خیانت می‌کنند. این افراد سبک زندگی‌شان این است: «درخواست بخشش کردن بهتر از التماس کردن برای اجازه گرفتن است!» واقعیت این است که بخشیدن سخت‌تر از اجازه دادن است.

 از خیانت به عنوان بهانه‌ای جهت پایان دادن به رابطه استفاده می‌کنند 

برای خیلی‌ها خاتمه دادن به یک رابطه کار بسیار سختی است و برای همین از خیانت به عنوان راهی جهت ترک رابطه استفاده می‌کنند. عده‌ای انگار نمی‌توانند بپذیرند که واقعا آرزوی پایان دادن به رابطه را دارند و به جایی می‌رسند که خودشان را درگیر یک خیانت و رابطه‌ی نامشروع می‌بینند. فردی که با این هدف دست به خیانت می‌زند دلش می‌خواهد همسرش این موضوع را کشف کند و او را ترک کند، یا اینکه خیانت کردن به او شجاعت لازم جهت ترک رابطه را می‌دهد.

خیانت کردن برای آنها شیوه‌‌ای از کنترل خستگی و دلزدگی است 

هیجان و شور جنسی که در شروع یک رابطه وجود دارد، پایدار نیست. در واقع یک سری عوامل هورمونی هستند که باعث این شور و هیجان زیاد و احساسات عاشقانه می‌شوند. برای عده‌ای از افراد، وقتی این شور و احساس فروکش می‌کند و به احساساتی یکنواخت و رابطه‌‌ای چند لایه‌ای تغییر ماهیت می‌دهد، تبدیل به یک معضل می‌شود؛ آنها خسته و دلزده شده و مجددا به دنبال آن احساس و هیجان می‌گردند.

انتقام خیانت همسرشان را می‌گیرند 

برخی از افراد احساس می‌کنند تنها راه واکنش نشان دادن به خیانت همسرشان این است که خودشان نیز به او خیانت کنند. یک جورهایی این مقابله به مثل، آرام‌شان می‌کند. البته فایده‌ای هم ندارد. چون فقط مشکل را پیچیده‌تر می‌کند زیرا هنوز بابت خیانت همسرشان عصبانی و آزرده هستند و احساسات ضد ونقیضی که در رابطه با خیانت خود پیدا می‌کنند غذاب‌شان می‌دهد.

خیانت و بی‌وفایی

خیانت، اعتماد و اطمینان را نابود می کند‎

مونوگامی یا تک همسری به دردشان نمی‌خورد 

هر چند در بسیاری از فرهنگ‌ها اینطور به نظر می‌رسد که پدیده‌ی چند همسری یا غیر تک همسری مجاز و پذیرفته است اما اتفاقی است که کمتر می‌افتد. با این وجود همیشه افرادی هستند که درک نمی‌کنند مشکل این است که تک همسری مناسب آنها نیست. این افراد به دلایل گوناگونی جذب خیلی‌ها از جنس مخالف می‌شوند و طالب روابط متنوع هستند. آنها وقتی در رابطه‌ی تک همسری قرار می‌‌گیرند، دچار فومو (FOMO) یا ترس ِ از دست دادن می‌شوند و احساس می‌کنند در دام افتاده‌اند یا خفه و سرکوب شده‌اند! این افراد نسبت به آنهایی که مشکلی با تک همسری ندارد خیلی بیشتر دست به خیانت می‌زنند.

فکر می‌کنند لایق رابطه‌‌ای به این خوبی با همسرشان نیستند! 

این افراد سعی می‌کنند خودشان یا رابطه‌شان را خراب کنند. اینگونه آدمها وقتی همه چیز «خوب و روبراه» است خیانت می‌کنند! چون تا حدودی فکر می‌کنند لایق رابطه‌ای خوب و صمیمی نبوده و برای همین با خیانت کردن می‌خواهند کارشکنی کنند یا خودشان را خراب کنند. برخی از این افراد ترس از صمیمیت و وابستگی دارند و احساس می‌کنند همه‌ی اینها از سرشان زیادی است!

از تعهد و مسئولیت می‌ترسند 

افرادی که ترس از تعهد دارند هر وقت ببینند رابطه‌شان به مرحله‌ای رسیده که باید به مرحله‌ی بعد بروند دست به خیانت می‌زنند. فشار ِ تعهد معمولا بیشتر درونی است تا از طرف همسر. جوامع تک همسری، چارجوب زمانی ناگفته‌ای برای حرکت رابطه قدم به قدم به سمت جلو دارند. وقتی افراد در زمان مناسب و درست خود نتوانند رابطه‌ای را به مرحله‌ی بعد پیش ببرند، احساس ناراحتی خواهند کرد.

مثلا والدین ممکن است بپرسند: «شما کی قرار است ازدواج کنید؟» یا «وقت آن نشده که تصمیم جدی‌تری برای رابطه‌تان بگیرید؟!» یا مثلا توصیه کنند که اگر تصمیم به ازدواج یا تشکیل خانواده داری، ممکن است دیر شود! ازدواج و تشکیل خانواده معمولا در بیشتر فرهنگ‌ها چارچوب زمانی خاصی دارد، یا دست کم برای دخترها اینطور است. اگر می‌خواهید فرزندانی داشته باشید، این را می‌دانید که ساعت بیولوژیکی بدن‌تان چیزی نیست که متوقف شود تا شما تصمیم خود را بگیرید! مگر اینکه انتخاب کنید اصلا بچه‌دار نشوید!

از خیانت استفاده می‌کنند تا شور و هیجان را به زندگی مشترک خود برگردانند 

بعضی‌ها ممکن است فکر کنند با قرار گرفتن در یک رابطه‌ی جدید شاید بتوانند شور و هیجان اولیه را به زندگی با همسر خود برگردانند اما این یک استراتژی نفرت انگیز است که به ندرت اثر می‌کند.

اگر شما هم جزو افرادی هستید که انگار نمی‌توانید دست از خیانت کردن بردارید، نکاتی برای‌تان داریم:

. ببینید چرا خیانت می‌کنید 

شاید برای پیدا کردن علت خیانت‌تان نیاز به کمک داشته باشید بنابراین فرصت خوبی است که به یک مشاور مراجعه کنید تا او در درک دلیل رفتارتان به شما کمک کند.

. ببینید آیا واقعا می‌خواهید دست از خیانت کردن بردارید 

اگر واقعا از ته دل‌تان قصد کنار گذاشتن این رفتارها را نداشته باشید هر اقدامی بیفایده است. اگر واقعا چنین طرز فکری دارید، کمی وقت صرف کنید و در مورد کردار شناسی غیر تک همسری مطالعه و جستجو کنید. خیانت کردن، غیراخلاقی و غیر اصولی است. غیر تک

همسری اصول خودش را دارد و یک نوع نیست.

. اگر رفتارتان را نمی‌توانید تغییر دهید، به عواقب خیانت برای خودتان و همسرتان بیشتر فکر کنید 

آیا مشکلی با این پیامدها ندارید؟ اگر واقعا اینطور نیست، برای تغییر رفتارتان از یک مشاور حرفه‌ای کمک بگیرید یا سعی کنید در مورد الگوهای ارتباطی متفاوت با همسرتان گفتگو و مذاکره کنید.

منبع: برترین ها 

گردآوری:مجله یک پارس