زندگی زناشویی تان را با این ترفندها نجات دهید!

 

زندگی زناشویی موفق

مشکلات زناشویی‌تان خود به خود حل نمی‌شوند

 

از مشکلات زناشویی‌تان عذاب می‌کشید؟ مطمئنا می‌خواهید زندگی مشترک‌تان را نجات دهید اما آیا به تنهایی می‌توانید یا نیاز به توصیه و یا حتی کمک دارید؟

 

توصیه‌هایی برای نجات زندگی زناشویی‌تان

گاهی به نظر می‌رسد هیچ کاری برای زندگی‌تان نمی‌توانید انجام دهید و راهی جز جدایی نمی‌بینید، اما به ندرت پیش می‌آید اوضاع به این بدی که فکر می‌کنید باشد.

 

حتی زمانی که ارتباط شما و همسرتان مثل گذشته خوب نیست یا ویران شده، باز هم باید بدانید که ارتباط، کلید حل مشکل شماست. ارتباط، نقش بسیار مهمی در موفقیت و شادکامی زناشویی‌تان ندارد و باید تمام تلاش‌ خود را بکنید تا کانال‌های ارتباطی‌تان را باز نگه دارید. اما چگونه؟!

 

در مورد مشکلات‌تان حرف بزنید

اگر احساس می‌کنید مشکل‌تان برای شما قابل حل نیست، با همسرتان حرف بزنید. قرار نیست همدیگر یا هر کس دیگری را متهم کنید، بلکه باید در بیان مشکل‌تان هوشمندانه عمل کنید.

 

روی مهارت‌های ارتباطی‌تان کار کنید

ارتباط خوب و سالم در رابطه زناشویی یعنی اینکه احساسات و هیجانات خود را بروز دهید و با تمام حواس‌تان به همسرتان گوش دهید.

 

پیشقدم شوید

اگر واقعا زندگی و همسرتان را دوست دارید باید کاری بکنید! کلید حل مشکل، در دستان شماست. مشکلات زناشویی‌تان خود به خود حل نمی‌شوند.

 

به واکنش‌ها توجه کنید

حتما به واکنش‌ها دقت کنید چون حرفهای زیادی برای گفتن دارند. واکنش خودتان نیز خیلی مهم است، زیرا همسرتان به نظرات و واکنش‌های شما نیز توجه دارد پس درست انتخاب کنید.

 

نجات زندگی زناشویی‌

اگر احساس می‌کنید مشکل‌تان برای شما قابل حل نیست، با همسرتان حرف بزنید

 

با مشکلات با اعتماد بنفس برخورد کنید

سعی کنید به همسرتان نشان دهید که می‌توانید هر مشکلی در زندگی زناشویی‌تان را با اعتماد بنفس کنترل کنید و رویکرد مثبتی داشته باشید.

 

عشق و حمایت را فراموش نکنید

همواره عشق و حمایت خود را بروز دهید. همسر شما همانقدر که شما به این عشق نیاز دارید نیازمند عشق ورزش و پشتیبانی شماست.

 

چند نکته‌ی مفید دیگر که کمک‌تان می‌کند برای نجات زندگی مشترک‌تان و پیشگیری از طلاق، پیش از آنکه دیر شود، خودتان را در شرایط بهتری قرار دهید.

روی ارتباط‌تان تمرکز کنید

برای صحبت کردن، ذهن ِ باز و نگاه احترام آمیز داشته باشید

در بیان احساسات و عقایدتان روراست باشید

اگر درمورد کاری که انجام داده‌اید احساس بدی دارید بگویید که خیلی متاسفید

اگر همسرتان مرتکب اشتباهی شده او را ببخشید

در هر کاری که انجام می‌دهید نشانی از عشق و تحسین‌تان به جا بگذارید. در زندگی مشترک موقعیت‌های زیادی وجود دارد که بیانگر عشق و توجه همسر است

رومانتیک باشید و کارهای عاشقانه بکنید اما زیاده روی نکنید

خونسردی خود را حفظ کنید حتی زمانی که شرایط واقعا پیچیده و دور از انتظار می‌شود

اگر هر دوی شما استرس دارید و نیاز دارید کمی زمان بگذرد، سعی کنید به هم این موضوع را بقبولانید

قرارهای دونفره را فراموش نکنید، حتی اگر سالهای زیادی از ازدواج‌تان می‌گذرد

 

مطمئنا خیلی سخت است که وقتی مشکلات شما را پریشان کرده‌اند و خطر جدایی بیخ گوش‌تان است به توصیه‌های گفته شده عمل کنید. اما سعی‌تان را بکنید و هم را با هم قاطی نکنید، یکی یکی پیش بروید. زیاد نگران آینده نباشید چون تمام تلاش‌تان را می‌کنید، پس باید خوشبین باشید و صبر کنید.

 

بیشتر اوقات، مشکلات زناشویی با اولین تلاش‌ حل نمی‌شوند. اجازه ندهید مشکلات افسرده‌تان کنند و به رفتارهای سازنده‌ی خود ادامه دهید تا اثرش را ببینید.

 

شما می‌توایند زندگی مشترک‌تان را نجات دهید، پس نگران طلاق نباشید

می‌توانید با همسرتان در مورد اهداف مشترک‌تان حرف بزنید. آیا هدف‌های‌تان واقعا مشترک‌اند؟ شاید وقت آن باشد که یک بار دیگر و جدی‌تر در مورد تمام این موضوعات حرف بزنید و همه چیز را مرور کنید.

 

عشق چطور؟ آیا به خاطر دارید چرا و چگونه عاشق شدید؟ آن احساسات و شور و هیجان را به همسرتان یادآوری کنید. اگر عشقی دوطرفه بین‌تان وجود دارد چرا جدایی؟!

 

خوشبین و آرام و صبور بودن را فراموش نکنید. اگر هر دوی شما بتوانید با تمام قلب و فکرتان با هم ارتباط برقرار کنید، هرگز نگران جدایی نخواهید بود.

 

منبع : زندگی ایده آل

 

نکته هایی که زوج های خوشبخت هنگام خواب رعایت می کنند!!

عادت زوج های خوشبخت

یکی از قوانین زوج های خوشبخت این است که هیچوقت عصبانی به خواب نمی روند

تغییر روال خواب می تواند رابطه شما با شریک تان را بهبود ببخشد. این یک راهنمایی مفید و اثربخش از طرف زوج های خوشبخت است که هرکس می تواند به سادگی در زندگی اش به کار ببندد. با ما باشید تا بگوییم چه چیزهایی را می توانی از زوج های خوشبخت یاد گرفت

خواب در زندگی هر انسانی بسیار اهمیت دارد. بدون آن سلامتی شما به خطر می افتد. بی خوابی یا کم خوابی می تواند شما را دچار بیماری های قلبی، افزایش وزن، دیابت نوع دو و سایر شرایط نگران کننده کند. حتی اگر چنین اتفاقات وحشتناکی هم برایتان رخ ندهد، بی خوابی یا بدخوابی باز هم یکی از بدترین مشکلات جهان است. صبح روز بعد هر چه هم قهوه بنوشید به سختی می توانید سرحال شوید. شما خسته و عصبی می شوید و نمی توانید به درستی تمرکز کنید.

مقدمه یک خواب خوب پیش از اینکه به خواب بروید آغاز می شود. پس از اتمام یک روز دشوار و خسته کننده، خواب خوب می تواند احساس بهتری به شما ببخشد. شما با یک خواب خوب می توانید استرس و تنش را از خودتان دور کنید و آرام شوید. آیا خواب خوب می تواند در همه موارد زندگی و از همه مهمتر روی روابط ما تاثیر بگذارد؟ محققان رابطه زوج ها و تاثیر خواب خوب را بررسی کرده و متوجه نتایج جالبی شده اند. به نظر می رسد اتاق خواب قطعا مکانی برای تقویت رابطه شماست اما نه به طریقی که فکر می کنید اگرچه می تواند منجر به تقویت مسائل دیگر هم بشود. بنابراین با ما باشید تا بگوییم چه چیزهایی را می توانی از زوج های خوشبخت یاد گرفت.

زوج ها با هم صحبت و گفتگو می کنند

بیش از نیمی از زوج های خوشبخت همیشه عادت دارند که در رختخواب و کاملا رودررو با هم صحبت کنند و برخی از زوج ها هم برعکس بحث ها و دعواهایشان را آنلاین و به صورت چت انجام می دهند. سعی کنید اتاق خواب تان را از فناوری خالی کنید تا شانس تان برای بهبود روابط و خوابتان افزایش یابد. نور آبی که از دستگاه شما ساطع می شود، ترشح ملاتونین را متوقف می کند و در واقع این دستگاه ها مانند دیواری بین شما و همسرتان عمل می کنند.

در تختخواب چیزی نمی خورند

همه می دانیم که خوردن درست قبل از خوابیدن اصلا کار درستی نیست اما از آن بدتر آن است که در تختخواب هم بخوریم. با تحقیق از زوج های سالم و راضی دریافته ایم که آنها خوردن و نوشیدن در تختخواب را ممنوع می دانند. وقتی از فضای مورد نظر در زندگی تان به درستی و به طور صحیح استفاده نمی کنید، به مرور دچار سردرگمی می شوید. اگر می خواهید تلویزیون تماشا کنید به اتاق نشیمن بروید و اگر گرسنه هستید به آشپزخانه بروید تا حرمت اتاق خواب تان هم حفظ شود. اتاق خواب مکانی برای آرامش و نزدیکی و استراحت است. از آن به درستی استفاده کنید تا بیشترین لذت را از آن برده و شب ها خوابی عالی و راحت داشته باشید.

هرگز عصبانی به خواب نروید

بحث و اختلاف نظر بخشی از هر رابطه است اما مهم این است که شما چگونه با آن مقابله می کنید. یکی از قوانین زوج های خوشبخت این است که هیچوقت عصبانی به خواب نمی روند و سعی می کنند مشکل شان را پشت سر بگذارند. مطالعه ای نشان می دهد زوج هایی که بدون حل و فصل اختلافات شان به خواب رفته و شب را صبح می کنند، خود را بیشتر در معرض بیماری های خطرناک قرار می دهند و همچنین استرس و عصبانیت باقی مانده را با خود به روز بعد منتقل می کنند.

منبع: seemorgh.com

نشانه‌های یک رابطه شاد و سالم در زندگی

راز شاد بودن

یک رابطه‌ی خوب رابطه‌ای است که در آن تفاوت‌های بین دو نفر به درستی هدایت و مدیریت شود‎

یکی از خنده‌دارترین باورهای اشتباهی که درمورد «عشق واقعی» وجود دارد این است که شما باید نیمه‌ی گمشده‌ی خود را پیدا کنید؛ یعنی یک نفر در این دنیا وجود دارد که شما را کامل می‌کند. یک رابطه‌ی خوب رابطه‌ای است که در آن تفاوت‌های زیادی که بین دو نفر وجود دارد به درستی هدایت و مدیریت شود؛ در مورد سیاست، غذا، پول، تربیت بچه‌ها و …

تقریبا همه دوست دارند رابطه‌ی خود را ارزیابی کنند و عده‌ای نیز معمولا رابطه‌ی دو نفره‌ی خود را با روابط دو نفره‌ی اطراف دور و بر خود مقایسه می‌کنند. سوال‌های رایجی که اغلب در ذهن افراد می‌چرخد شامل این می‌شود که آیا رابطه‌ی آنها شاد و سالم است یا نه.

 ۷ علامت که نشان می‌دهد بهترین رابطه‌ی زندگی‌تان را برقرار کرده‌اید

البته این موضوع را هر کسی می‌تواند احساس کند و میزان شادی و رضایت خود را بسنجد، اما گاهی ممکن است با معیارهای اشتباه، تصورات اشتباهی ایجاد شود. هر چند هیچ دستورالعمل واحدی وجود ندارد اما یک سری استانداردها وجود دارد که روابط شاد، تقریبا هر روز آنها را تجربه می‌کنند. آنهایی که رابطه‌ای سالم و شاداب دارند، ویژگی‌های مشترک زیادی دارند.

۱. می‌توانید در مورد عقاید و نظرات‌تان حرف بزنید 

روابط شاد، بیشتر حول ِ ارتباط درست می‌چرخند و وقتی می‌توانید در مورد طرز فکرتان به راحتی حرف بزنید یعنی رابطه‌ی بسیار خوبی دارید. در چنین رابطه‌ای شما از اینکه واقعیت را بگویید و نظرتان را اعلام کنید، هراسی ندارید و نگران این نیستید که مبادا طرف مقابل‌تان را ناراحت کنید و در مقابل، او نیز همین اندازه در بیان نظر خود راحت است. هر دوی شما باید این آزادی را داشته باشید تا آنچه در ذهن‌تان می‌گذرد را به زبان بیاورید.

۲. برای خودتان آزادی لازم را دارید 

حتی اگر آنقدر عاشق هم هستید که حتی برای مدت کوتاهی هم دل‌تان برای همدیگر تنگ می‌شود، اما باز هم فضایی برای خود دارید و می‌توانید بدون طرف مقابل‌تان هر کاری که دوست دارید انجام بدهید.

رابطه‌ی سالم و شاد رابطه‌ای است که هر دو طرف زمان‌هایی کاملا متعلق به خود داشته باشند و گاهی مدتی از هم فاصله بگیرند تا وقتی مجددا پیش هم برمی‌گردند، هر دو شارژ شده و آماده‌ی برقراری رابطه‌ی بهتر و محکم‌تری با هم باشند. یک رابطه‌ی سالم یعنی به همدیگر زمان بدهید تا دلتنگ هم شوید. اگر می‌توانید با دوستان‌تان بیرون بروید بدون اینکه همسرتان هر پنج دقیقه به شما پیام بدهد که کجا هستید و چه می‌کنید و کِی برمی‌گردید، پس رابطه‌ی خوبی دارید.

۳. رابطه‌تان را همانطوری که هست دوست دارید 

نشانه‌ی یک رابطه‌ی ناشاد و ناگوار این است که ناراضی باشید و آرزو کنید کاش زودتر همه چیز تغییر کند و جور دیگری شود. وقتی رابطه‌ی شما شاد و سالم باشد، آن را همانگونه که هست دوست خواهید داشت، نه اینکه انتظار بکشید تغییر و تحولی روی بدهد تا راضی شوید. شما پذیرفته‌اید چه کسی هستید و همسرتان نیز شما را همانطوری که هستید پذیرفته و توقع ندارد بخشی از شخصیت خود را تغییر دهید تا با او جور شوید و شما هم این انتظار را از او ندارید.

راز شاد بودن

رابطه‌های سالم، میزانی از صمیمیت و نزدیکی را دارند که رابطه‌های ناشاد ندارند‎

۴. با هم تصمیم می‌گیرید 

در یک رابطه‌ی خوب، دو طرف با همدیگر تصمیم می‌گیرند. یعنی شما در این وضعیت قرار نخواهید گرفت که مثلا همسرتان تمام تصمیم‌های بزرگ زندگی را برای هر دوی شما به تنهایی بگیرد، مثلا کجا زندگی کنید، خانه‌تان را چطور تغییر دهید یا هر چیزی شبیه این. اگر رابطه‌ی شما خوب و مناسب باشد، باید تصمیم‌های بزرگ و کوچک را با هم بگیرید و همدیگر را در جریان افکار و ایده‌های خود بگذارید.

۵. رابطه‌ی متعادلی دارید 

روابط نامتعادل می‌توانند استرس و فشار زیادی روی یکی از طرفین وارد کنند. در رابطه‌ای که یک طرف تمام کارهای خانه را انجام می‌دهد در حالیکه آن دیگری فقط مسئولیت پول درآوردن را دارد، رابطه‌ای آشفته خواهد بود. روابط زمانی شادتر و سالم‌تر هستند که تعادل وجود داشته باشد، که گاهی به معنی دست از چیزی کشیدن و با هم مدارا کردن است.

۶. به همدیگر اطمینان دارید 

اگر بی‌اعتمادی بین دو نفر وجود داشته باشد آن رابطه دوامی نخواهد داشت. اگر بتوانید به شریک زندگی‌تان اعتماد کنید و همه چیز را به او بگویید و او هم همینطور باشد، رابطه‌ای بسیار خوشایند و لذت بخش خواهید داشت. همچنین می‌توانید به او اعتماد داشته باشید که کاری نمی‌کند که باعث رنجش شما شود. اعتماد نتیجه‌ای از احترام است و وقتی شما و طرف مقابل‌تان به همدیگر احترام می‌گذارید و اطمینان دارید، رابطه‌تان هم شاد و رضایت بخش خواهد بود.

۷. صمیمیت روابط فیزیکی شما برقرار است 

رابطه‌های سالم، میزانی از صمیمیت و نزدیکی را دارند که رابطه‌های ناشاد ندارند. از زمانی که ما متولد می‌شویم، لمس شدن را دوست داریم. تماس فیزیکی با احساس امنیت، اطمینان و دلگرمی مرتبط است و آنهایی که محبت‌ فیزیکی بیشتری دریافت می‌کنند، احساس مثبت‌تری نسبت به رابطه‌ی خود با همسرشان دارند. وقتی سالها از شروع رابطه‌ای می‌گذرد، ممکن است تماس فیزیکی کمرنگ و کمرنگ‌تر شود، اما اگر می‌بینید شما و همسرتان همچنان با هم صمیمی هستید و از بودن با هم و تماس فیزیکی‌تان مثل روز اول لذت می‌برید، پس به شما تبریک می‌گوییم! رابطه‌ی شما محکم و شاد است.

رابطه‌های سالم و شاد، همگی ویژگی‌ها و خصوصیات کلیدی دارند که رابطه‌های ناشاد ندارند. همه‌ی روابط یکسان نیستند و با مقایسه کردن رابطه‌ی خود با روابط دور و بری‌های‌تان، چیزی نصیب‌تان نخواهد شد. اما سنجش رابطه‌‌تان بر اساس یک رابطه‌ی سالم و شاد می‌تواند به شما کمک کند تا مطمئن شوید به همه‌ی نیازهای عاطفی، عقلانی و فیزیکی‌تان دست پیدا می‌کنید.

منبع: برترین ها

وظایفی که در متاهلی به عهده مردان است!!

کلیدهای ازدواج موفق

دانستنی‌های مردانه برای یک ازدواج موفق

در این مقاله ما به وظایفی که در طول زندگی متاهلی به عهده مردان است و آقایان با رعایت آن‌ها می‌توانند از برخوردن به مشکلات جلوگیری کنند، صحبت می‌کنیم‎

 دانستنی‌های مردانه برای یک ازدواج موفق

دختر و پسری که تصمیم به ازدواج می‌گیرند باید بدانند که در طول زندگی مشترک خود وظایفی با همسر خود دارند که این وظایف گاهی بین زن و مرد مشترک است و گاهی هرکس بنا به خصوصیات شخصی و نوع جنسیت خود وظایف خاصی را به عهده می‌گیرد.

اگر هرکسی وظایف خود را به خوبی انجام دهد و نسبت به آن بی‌تفاوت نباشند آمار طلاق کمتر می‌شود. اما قبل از انجام به آن، باید این وظایف را به خوبی شناخت. ‎

عذرخواهی کردن را عیب ندانید‎

از هر خانم متاهلی بپرسید که موقع جروبحث کردن با همسرش چه چیزی بیشتر از همه آزارش می‌دهد، اکثرشان جواب می‌دهند که قبول نکردن و شانه خالی کردن شوهرشان از اشتباهاتش آزاردهنده‌ترین چیزی‌ست که در طول دعواها و سوتفاهم‌ها، پیش می‌آید. این یک واقعیت انکارنشدنی‌ست که اغلب مردان تمایل چندانی به ابراز پشیمانی و عذرخواهی کردن، ندارند. عذرخواهی صمیمانه‌ای که از ته قلب باشد، بهترین و سریع‌ترین راه حل برای ترمیم روابط است. باید قبول کنیم که در هر کدورتی دو طرف مقصر هستند و باید هرکسی به نوبه خودش و به اندازه سهمی که در آن دلخوری داشته، عذرخواهی کند. از ادای جملاتی چون «متاسفم!»، «ببخشید»، «جبران می‌کنم» و… نترسید و آن را راحت در جای مناسب خود به‌کار ببرید‎.‎

 ‏

دست از مقایسه کردن همسرتان بردارید‎

یکی از چیزهایی که خانم‌ها به شدت روی آن حساس هستند، مقایسه شدن خودشان با زنی دیگر است. این را به خاطر داشته باشید که مقایسه کردن سم رابطه است و بیشتر در مواقعی که طرفین از یکدیگر خشمگین هستند یا هنگام بروز احساسات منفی خود، دست به مقایسه می‌زنند. اما گاهی این مقایسه کردن بدون هیچ غرض‌ورزی خاصی است و در جهت مثبت به‌کار گرفته می‌شود که باید گفت چنین مقایسه‌ای هم برای زنان قابل قبول نیست و حتی ویران‌گر رابطه است. هنگامی‌که لب می‌گشایید تا شروع به مقایسه همسرتان کنید به این فکر کنید آیا خوشتان می‌آید همسرتان شما را با مرد دیگری مقایسه کند و دائم او را بالاتر از شما ببیند و از شما بخواهد از او الگوبرداری کنید؟ مطمئناً نه‎!‎

قانون طلایی ازدواج موفق

اگر هرکسی وظایف خود را به خوبی انجام دهد آمار طلاق کمتر می‌شود

مناسبت‌های خاص را از یاد نبرید‎

سالگرد آشنایی، تاریخ عقد، تاریخ رفتن زیر یک سقف، روز زن، تاریخ تولد و همه مناسبت‌هایی که برای زنان مهم است را به یاد داشته باشید. جزئیات کوچک و ساده برای زنان خیلی مهم است. لازم نیست در این مناسبات جشن‌های آنچنانی تدارک ببینید یا به فکر یک هدیه بزرگ باشید. همین که زودتر از اینکه همسرتان حرفش را بزند آن را یادآور شوید و نشان دهید که حواستان به این روزها هست، خودش شادی بزرگی می‌تواند باشد. برخلاف تصور عموم، زنان هدیه‌های معنوی را به هدیه‎‌‎های مادی ترجیح می‌دهند. می‌توانید با دعوت کردن او به یک رستوران قدیمی آن مناسبت را جشن بگیرید. اگر نسبت به این روزها بی‌تفاوت باشید همسرتان گمان می‌کند که نسبت به او بی‌توجه هستید.در حالی‌که ممکن است واقعیت این‌طور نباشد‎.

مشاجره مسالمت‌آمیز را یاد بگیرید‎

همیشه هم مشاجره کردن بد نیست. در تاریخ هیچ زن و شوهری نبوده‌اند که در طول زندگی‌ مشترک‌شان به مشکلی برنخورده و باهم بحث و مشاجره نکرده باشند. باتوجه به این‌که افراد با یکدیگر متفاوت هستند، بحث کردن زیاد پیش می‌آید و شاید برای همین است که از قدیم گفته‌اند دعوا نمک زندگی است. البته منظور از این بحث و دعوا، برخوردهای خشن و فیزیکی نیست. گفتگوی معقولانه و منطقی بر سر مشکلات یکی از ارکانی‌ست که هر زوجی باید آن را بلد باشند. یکی از نکات مهمی که در طول گفتگو باید رعایت کنند این است که هیچ کدام از طرفین نخواهند خودشان را بی‌تقصیر نشان دهند و مشکلات را به گردن فرد مقابل‌شان بیندازند. اگر این اتفاق بیفتد یقینا اوضاع از آنچه هست، وخیم‌تر خواهد شد و چه‌بسا به جدایی‌های بی‌مورد بینجامد‎.‎

احساسات خود را به زبان بیاورید

اغلب خانم‌ها شنیداری هستند. یعنی باید چیزی را بشنوند تا باور کنند. دقیقا برعکس مردان که چندان شنیدن احساسات برایشان اهمیتی ندارد و بیشتر ترجیح می‌دهند در عمل ببینند تا باورشان شود. بنا به علت‌های فرهنگی یا خصوصیات جنسیتی، آقایان در زندگی مشترک تمایل چندانی به بیان شفاف احساسات خود ندارند. فرهنگ عامه در بسیاری از کشورها به‌ویژه کشور ما، به‌گونه‌ای است که مردان تصور می‌کنند نباید در مورد احساسات‌شان صحبت کنند، چون ممکن است از ارزش‌شان کم شود. بگذارید همسرتان از احساسات‌تان آگاه شود و در همه‌حال، یکدیگر را از احساسات‌تان باخبر کنید. مطمئنا سکوت‌های طولانی و بروز ندادن آنچه در درون‌تان می‌گذرد، ضربه سختی به ازدواج‌تان وارد خواهد کرد‎.‎

سعی در تغییر دادن همسرتان نکنید‎

یکی از بزرگترین مشکلاتی که امروزه گریبا‌ن‌گیر زوج‌ها شده است این است که با علم به تفاوت‌های آشکار و بزرگ با یکدیگر ازدواج می‌کنند و این طور پیش خودشان می‌گویند که آن تفاوت‌ها و خصلت‌هایی که به میل‌مان نیست را در طول زندگی در طرف مقابل‌مان تغییر می‌دهیم. فردی که در بیست و چندین سال با یک خصوصیت خاصی بزرگ شده است، تغییر دادنش مشکل یا غیرممکن است. به هیچ وجه نمی‌توانید کسی را مجبور کنید که فلان خصلتش را کنار بگذارد. تا زمانی که خصوصیتی از او به شما یا دیگران آسیبی نمی‌زند، نباید دائما سعی کنید که خصلت‌هایش را تغییر دهید یا مثلا مدام در حین جروبحث به او بگویید که باید خودش را عوض کند. اما اگر رفتار غلطی را در همسرتان می‌بیند که نیاز به اصلاح دارد و به نفع خودش و اطرافیانش است که در آن رفتارِ به‌خصوص تجدیدنظر کند، باز هم باید این موضوع را با لحن خیلی محتاطانه و در زمان مناسب با او در میان بگذارید تا نتیجه معکوس نگیرید.

منبع : salamatnews.com

۲۰ جمله ای که حتما باید به همسرتان بگویید!!

رابطه دوستانه با همسر

جملاتی وجود دارد که باید در زندگی زناشویی به همسرتان بگویید

جملاتی وجود دارد که باید در زندگی زناشویی به همسرتان بگویید. در این مطلب به شما می‌گوییم چه چیزهایی را به همسرتان بگویید تا خوشحالش کنید

چه چیز‌هایی را به شوهرتان بگویید؟

بعد از ازدواج آنقدر با همسرتان احساس نزدیکی و صمیمیت می‌کنید که فکر می‌کنید می‌توانید هر چیزی را به او بگویید. اما درست مانند هر رابطه‌ی دیگری، کلمات شما این قدرت را دارند که به ازدواج‌تان آسیب بزنند. قبل از حرف زدن فکر کنید تا لازم نشود بعدا عذرخواهی کنید. در این مطلب به شما می‌گوییم چه چیزهایی را به همسرتان بگویید تا خوشحالش کنید و چه چیزهایی را نباید به او بگویید.

حرف های خوشایندی که به همسرتان می‌زنید می‌تواند او را به زندگی مشترک‌تان دلخوش‌تر کند و حرفهای خسته کننده و تند و دلسرد کننده‌ای که به او می‌زنید می‌تواند او را نسبت به خودتان و زندگی مشترک‌تان دلزده و ناامید کند. کلماتی که از دهان شما خارج می‌شوند این قدرت را دارند که او را برای وقت گذراندن با شما مشتاق‌تر کنند. پس از ته قلب‌تان او را امیدوار کنید و یادتان باشد روراست باشید و خودتان هم حرفهایی که می‌زنید را باور داشته باشید.

من ارزش کارهای تو را می‌دانم و تحسینت می‌کنم

خیلی از مردهای متاهل از این شاکی هستند که همسرشان آنها را تحسین و تشویق نمی‌کند. یکی از چیزهایی که بیشتر باید به همسرتان بگویید این است که چقدر از او سپاسگزار هستید و قدر تلاش‌هایش را می‌دانید. این کار شما اعتماد بنفس او را بالا می‌برد و باعث می‌شود شما را بیشتر بخواهد و این برای تحکیم پیوندتان عالی است.

ممنونم که در کارهای خانه به من کمک می‌کنی

اگر شوهر شما در انجام کارهای خانه به شما کمک می‌کند واقعا باارزش است. خیلی از مردها به دلیل تنبلی و غرور نیست که در کارهای خانه هیچ نقشی ندارند بلکه می‌بینند که شما شیوه‌ی خاص خود را در خانه داری دارید و او از این می‌ترسد که مبادار ریتم و روال شما را بهم بریزد. اما اگر به شما کمک می‌کند به او سخت نگیرید و بگذارید بداند که ممنونش هستید. ممکن است نتواند دقیقا مثل شما از پس کارهای خانه بربیاید اما دست کم تلاشش را کرده است.

من همیشه به تو وفادارم

عشق هم مثل خیلی چیزهای دیگر در زندگی می‌تواند بی‌دوام باشد. اظهار وفاداری و تعهد نشان می‌دهد که عشق شما محکم است و یک احساس ساده نیست. وقتی وفاداری‌تان را نشان می‌دهید و بر زبان می‌آورید، همسرتان احساس امنیت و قوت قلب می‌کند و تعهد و وفاداری‌اش نسبت به شما نیز مستحکم‌تر می‌شود و برآیند همه‌ی اینها یک زندگی زناشویی ایده آل خواهد بود.

بیا بیشتر برای هم وقت بگذاریم

این یکی از استثنایی‌ترین کارهایی است که برای شوهرتان می‌توانید انجام دهید تا او احساس فوق العاده بودن بکند. با توجه به تمام مشغله‌هایی که دارید شما و همسرتان احتمالا وقت کافی برای با هم بودن ندارید. دادن این پیشنهاد به شوهرتان حس خاص بودن به او می‌دهد و باعث می‌شود احساس کند مانند شما می‌تواند برای تداوم زندگی مشترک‌تان تلاش کند. شما نیاز دارید که اوقات باکیفیتی را با هم بگذرانید و رابطه‌تان را تغذیه کنید. اگر به همسرتان نشان دهید که دوست دارید زمان بیشتری با هم باشید به او ثابت می‌کنید که احساس صمیمیت با او دارید و دل‌تان برایش تنگ شده، و او نیز همین حس را به شما پیدا خواهد کرد. اوقاتی که با هم می‌گذرانید مفرح و عاشقانه باشد و خودتان را مکلف بدانید که هر هفته این زمان را با هم سپری کنید.

دوستت دارم

کوتاه و ساده و شیرین! این دیگر قشنگ‌ترین و ساده‌ترین کاری است که می‌توانید برای همسرتان انجام دهید. خیلی‌ها ممکن است عاشق همدیگر باشند بدون اینکه واقعا آن را بروز دهند. وقتی به شوهرتان می‌گویید دوستش دارید، به او نشان می‌دهید که عمیقا متوجهش هستید و برای‌تان مهم است. این حس بزرگی است که او عاشقش خواهد شد. لازم نیست جملات طول و درازی برای بیان احساس‌تان ارائه دهید تا او احساس خاص بودن بکند؛ جمله‌ی ساده‌ی «دوستت دارم»، لبخندی بر لبانش می‌نشاند و گرمی به دلش می‌بخشد که تمام روز با او خواهد بود.

تو یک پدر فوق العاده‌ای

شوهر شما ممکن است در مورد مهارت‌های پدری خود مطمئن نباشد. برای اینکه تشویقش کنید در مسیر درستی جلو برود، بگذارید بداند که پدری فوق العاده است تا اعتماد بنفسش تقویت شود و در نتیجه پدر قوی‌تری برای فرزندتان باشد. اگر شوهر شما عزت نفس بیشتری داشته باشد بهتر می‌تواند برای بچه‌ها و خانواده تصمیم بگیرد. همه دوست دارند پدر و مادر خوبی باشند و این مهم است که به همسرتان بگویید اینچنین است. به او این اطمینان را بدهید که برای کمک و حمایتش در شرایط خاص کنارش هستید.

تو خیلی خوب خانواده را می‌چرخانی

وقتی صحبت از ریاست خانواده می‌شود مردها برای خود استانداردهایی دارند و خیلی برایشان مهم است که شما تلاش‌هایش را ببینید. پس شما هم باید به او ابراز کنید که قدردان زحماتش هستید و شیوه‌ی مدیریتی‌اش را می‌پسندید. به او قوت قلب بدهید که ارزش هر چیزی که برای خانواده‌اش فراهم می‌کند را می‌دانید.

من با تو راحت و راضی‌ام

خیلی از ما احساس می‌کنیم همسرمان نعمتی از جانب خداوند است؛ می‌توانیم بی‌دغدغه خود واقعی‌مان باشیم و او نیز کمک‌مان می‌کند رشد کنیم و انسان بهتری شویم. او اشتباهات ما را می‌بخشد و درک‌مان می‌کند. شما باید بگذارید همسرتان بداند که درکنارش چقدر کامل شده‌اید و احساس رضایت دارید.

افزایش صمیمیت بین همسران

اظهار وفاداری و تعهد نشان می‌دهد که عشق شما محکم است

تو همیشه می‌توانی کاری کنی که بخندم و شاد باشم

اجازه دهید شوهرتان بداند که بلد است لبخند را به لبان‌تان بیاورد. به او نشان دهید با خودش انرژی مثبت به خانه می‌آورد و شما برای همین دوستش دارید. شاید همسرتان چیره دست‌ترین آدم در دنیا نباشد که شما را به قهقهه بیندازد اما به او بگویید که عاشق جُک تعریف کردنش هستید. این تعریف‌ها احساس خوبی به او می‌دهد و مطمئنش می‌کند که کارش را در شاد کردن شما درست انجام می‌دهد.

من به تو افتخار می‌کنم

اگر همسر شما باعث افتخارتان است پس از این بابت خیالش را راحت کنید! با این کار او احساس می‌کند بهترین مرد دنیاست. اگر به همسرتان ببالید و هر وقت نیاز داشت حامی‌اش باشید، به زندگی مشترک خودتان کمک کرده‌اید. ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که مدام با شکست‌ها و نقص‌ها روبرو می‌شویم پس مرد شما باید بداند که برای بلند کردنش همیشه حاضرید. اگر نشانش دهید که مایه‌ی غرورتان است او هم سخت‌تر کار می‌کند تا به رویاهای‌تان برسید و خانواده‌ای شادتر داشته باشید.

خوشحالم که با تو ازدواج کردم

بگذارید همسرتان بداند که اگر زمان به عقب برگردد باز هم او را به همسری انتخاب خواهید کرد. خیلی مهم است که بعد از جروبحث‌های‌تان یا بعد از گذراندن یک موقعیت سخت در زندگی این واقعیت را به زبان بیاورید تا بداند که ناامید نیستید. او را از عشق خود مطمئن کنید و بدانید که اگر واقعا می‌خواهید حرکت قشنگی برای همسرتان انجام دهید، همین ابراز عشق است. در پیدا کردن راههای رمانتیک ابراز علاقه، ابتکار به خرج دهید!

حالت چطوره؟ اوضاع چطوره؟

شاید این توصیه احمقانه به نظر برسد اما خوب است بدانید که همه‌ی ما نیاز داریم حرف دلمان را به زبان بیاوریم. برای شوهرتان وقت بگذارید و از او بپرسید حال و روزش چگونه است. ممکن است جوابی غیرمنتظره بگیرید. شاید او در مورد چیزی تردید داشته باشد و احساس کند مطرح کردنش سخت است. شاید هم کاملا خوب و روبراه باشد. شما هرگز این را نخواهید دانست مگر اینکه سوال کنید. این سوال ساده به همسرتان نشان می‌دهد که شما نگران و متوجه او هستید و در مورد هر چیزی که بخواهد می‌تواند برای شما حرف بزند.

تو بهترین دوست من هستی

خیلی‌ها فکر می‌کنند عشق و عاشقی بعد از گذشت سالها از زندگی زناشویی تحلیل می‌رود، اما اینطور نیست. گفتن اینکه «تو بهترین دوست منی» بهترین هدیه برای همسر است. شوهر شما تنها کسی است که همیشه کنار شماست و در سختی‌ها به خوبی از شما حمایت می‌کند، شما هم تمام افکار و ایده‌های خود را با او در میان می‌گذارید پس چرا به او نگویید که بهترین دوست شماست؟ با گفتن این جمله او را در مهم‌ترین موقعیت زندگی خود قرار می‌دهید و به او این اطمینان را می‌دهید که همیشه بدون هیچ مانعی، حرفهای‌تان را به او خواهید زد.

با هم حلش می‌کنیم

اگر همسرتان باعث بوجود آمدن دردسری شد به جای اینکه با داد و بیداد و سرزنش سعی کنید مشکل را حل کنید یک نفس عمیق بکشید، خونسرد باشید و به شوهرتان بگویید با کمک هم مسئله را حل خواهید کرد و به آرامی اشتباهش را به او گوشزد کنید. مطمئنا با آرامش و همدلی بهتر به راه حل می‌رسید تا با خشم و مرافعه.

تفاوت‌ها ما را به هم نزدیک‌تر می‌کند

ممکن است حسابی با هم دعوا کرده باشید و الان احساس کنید همه چیز به پایان رسیده و دیگر عشقی وجود ندارد و دوست دارید فقط از شوهرتان دور شوید. اما صبر کنید! شما باید بفهمید که طبیعیست دو نفر، دیدگاه و عقاید متفاوتی داشته باشند. پس به جای اینکه کنترل‌تان را از دست بدهید و داد و فریاد کنید، به او توضیح دهید چرا جور دیگری فکر می‌کنید. به حرفهای او هم نیز خوب گوش دهید.

کاری هست که بتوانم برایت انجام بدهم؟

بیشتر اوقات مردها تصور می‌کنند نباید به کسی بگویند که به کمک نیاز دارند. اما شما به عنوان همسرش باید بفهمید چه زمانی به کمک نیاز دارد. این کار شما به او نشان می‌دهد مراقبش هستید و می‌دانید که درست مانند هر آدم دیگری ممکن است نیاز به کمک داشته باشد. چه کسی گفته مردها نیاز به کمک ندارند؟ آنها فقط نمی‌دانند چگونه کمک بخواهند!

می‌دانم که تو بهترین تصمیم را می‌گیری

زندگی پُر از موقعیت‌هایی است که تصمیم گیری‌های سختی را می‌طلبند. در چنین شرایطی باید به همسرتان اطمینان بدهید که به او اعتماد دارید و تصمیم‌هایش مورد قبول شماست.

دوست داری بعدا در موردش حرف بزنیم؟

حتما می‌دانید که مردها نسبت به زنها سخت‌تر ارتباط برقرار می‌کنند و اینکه شما آماده‌اید مذاکره‌ای طولانی داشته باشید دلیل نمی‌شود شوهرتان هم آماده باشد. این انتخاب را به او بدهید که اگر حالا آمادگی‌اش را ندارد بعدا در موردش صحبت کنید. با این کار کمک بزرگی به او می‌کنید.

دوست داری کمی تنها باشی؟

این پیشنهاد شما هم به همسرتان آرامش می‌دهد و فرصتی برایش فراهم می‌کند تا قبل از هر بحث و تصمیمی، بهتر فکر کند. با این حرف به او می‌فهمانید که درکش می‌کنید و فقط احساسات خودتان مهم نیست.

خود واقعی‌ات باش

همه‌ی ما عادت‌ها یا خصوصیاتی را در طرف مقابل‌مان نمی‌پسندیم و از او می‌خواهیم عادت‌های بدش را کنار بگذارد، مثلا سیگار کشیدن، بدقولی و …، اما عاقلانه نیست که از او بخواهیم خودش را تغییر بدهد. هر کسی شخصیت منحصربفرد خودش را دارد که او را از تمام دنیا متمایز می‌کند. شوهر شما مطمئنا ویژگی‌های زیادی دارد که برای‌تان دوست داشتنی است. به او بگویید کدام خصوصیاتش را دوست دارید و می تواند همیشه خودش باشد.

منبع : زندگی ایده آل

گردآوری:مجله یک پارس

به همسرم شک دارم چگونه با او مطرح کنم؟

همسران شکاک

بدبینی و شک بین همسران‎

ما در شکایت فقط به‌دنبال تغییر یک رفتار هستیم اما در انتقاد، تمام شخصیت طرف مقابل را زیر سؤال می بریم. به همین دلیل است که در انتقاد با گارد دفاعی رو به رو می‌شویم و در نهایت بحث به دعوا و تنش می‌رسد. پس باید بدانیم که: وقتی خواسته‌ای داریم چطور آن را عنوان کنیم.

سوال:

همسرم مدام رفتار‌هایی داره که من رو به شک می‌اندازه و هر بار میخوام در این باره باهاش صحبت کنم به دعوا و تنش ختم میشه، به نظرتون چه واکنشی مناسبه که هم شک من برطرف بشه هم همسرم از صحبت هام ناراحت نشه؟

پاسخ:

در پاسخ به این پرسش شما، باید بگویم که ما با دو مسأله اصلی رو به رو هستیم:

۱٫ چگونه شما در مورد شک و تردیدتان با همسرتان صحبت می‌کنید؟ (این مسأله از حساسیت بالایی برخوردار است پس باید شیوه طرح آن سنجیده باشد)

۲٫ چقدر با تفاوت‌های جنسیتی آشنایی دارید؟

خیلی مهم است که بدانیم معنای برخی رفتارها و گفتارهای ما برای جنس مخالفمان، متفاوت است و همین امر می‌تواند زمینه ساز سوء‌تفاهم و تنش شود.

برای روشن شدن موضوع به مثال زیر توجه کنید:

زن:چرا باز رمز گوشیت رو عوض کردی؟!

مرد:بازم رفتی سر گوشی من؟

زن:چرا ناراحتی مگه چکار کردم؟

مرد:اصلاً خوشم نمیاد کنترلم می‌کنی، به من اعتماد نداری؟

زن:نه ندارم چون همیشه رفتارای مشکوک داری؟

مرد: تو خیلی بدبینی

زن: فکر نمی‌کنی این تویی که باید یکم حواستو جمع کنی؟!

مرد: خسته ام کردی چقدر باید توضیح بدم اصلاً مگه تو کی هستی تمومش کن

(زن به گریه می‌افتد و مرد از خانه خارج می‌شود و بحث بی‌نتیجه می‌ماند)

همانطور که می‌بینید زن به جای شکایت از حس منفی خودش دست به انتقاد از همه رفتارهای همسرش می‌زند و جوابی که دریافت می‌کند، گارد دفاعی و لجبازی شوهرش است.

نکته اول اینکه، مردان دوست ندارند کنترل شوند چون فضای رابطه برایشان خفقان آور می‌شود و نکته دوم؛ بهتر است وقتی خواسته‌ای دارید، جمله خود را با «من» شروع کنید چون جمله‌ای که با «من» شروع می‌شود دیگر معنای کنترلگری ندارد.

مثال: زن: (من) مدتیه می‌خوام در مورد موضوعی باهات حرف بزنم

مرد: چیزی شده؟

زن: (من) چندوقته واسه رابطه مون نگرانم، وقتی یواشکی گوشیت رو چک می‌کنی یا رمزهای سخت روی گوشیت میذاری حس می‌کنم می‌خوای (من) رو از زندگی خصوصیت بیرون کنی، احساس بی‌ارزشی می‌کنم البته نمی‌گم بهت شک دارم نه، فقط می‌خوام بدونم چیزی شده و ما از هم دور شدیم یا همه چی خوبه؟

به این ترتیب راه را برای مذاکره باز می‌کنید و زمینه شروع یک صحبت دو طرفه را بخوبی مهیا می‌کنید. یک مهارت مهم در شیوه طرح خواسته هایمان، شناخت تفاوت بین شکایت و انتقاد است؛ ما در شکایت فقط به‌دنبال تغییر یک رفتار هستیم اما در انتقاد، تمام شخصیت طرف مقابل را زیر سؤال می بریم. به همین دلیل است که در انتقاد با گارد دفاعی رو به رو می‌شویم و در نهایت بحث به دعوا و تنش می‌رسد. پس باید بدانیم که: وقتی خواسته‌ای داریم چطور آن را عنوان کنیم.

منبع: ایران بانو

گردآوری:مجله یک پارس

ویژگی های جذاب یک زن برای مردان

خصوصیات یک زن واقعی

یک مرد امروزی دوست ندارد همسرش بیش از اندازه به او وابسته باشد

تا به حال به این فکر کرده اید که کدام خصوصیات زنانه واقعا برای مردان جذاب هستند؟ منظور از خصوصیات زنانه لزوما زیبایی ظاهری نیست. برخلاف تصور بسیاری از خانم ها، اکثر مردان هنگام انتخاب همسر به غیر از زیبایی به چیزهای دیگری هم فکر می کنند. اما این خصوصیات زنانه که مردان را به سوی خود جلب می کنند چه چیزهایی هستند؟

ویژگی زنانه ۱: زندگی خودش را دارد. 

زنان در زندگی امروز نسبت به زنان در قدیم از استقلال شخصیتی بیشتری برخوردارند. مهم است که ثابت کنید خودکفا و مستقل هستید و این استقلال را در تمام طول زندگی مشترک  حفظ کنید. یک مرد امروزی دوست ندارد همسرش بیش از اندازه به او وابسته باشد و به اصطلاح به او بچسبد، چنین چیزی باعث می شود که او احساس خفگی کند.

پس به جای اینکه خانواده و دوستان را به کلی کنار بگذارید و همه وقت خود را در کنار همسرتان سپری کنید، همیشه در برنامه روزانه خود زمانی را به فعالیت های جداگانه و مخصوص به خود اختصاص دهید. یک رابطه خوب بر زندگی ما حکومت نمی کند، بلکه کیفیت آن را تقویت می کند.

ویژگی زنانه ۲: صادق و وفادار است. 

در مورد علایق، احساسات، نقاط ضعف و حتی گذشته خود صادق باشید. ممکن است وسواس خاصی داشته باشید یا در حال حاضر از یک بیماری رنج ببرید ولی ترس از دست دادن او نباید شما را به دروغ گفتن ترغیب کند. هرچیزی که ممکن است بعدها لو برود و او را نسبت به شما سرخورده کند، باید صادقانه و شجاعانه بازگو شود.

هیچ چیز را پنهان نکنید. مطمئن باشید اگر او به اندازه کافی دوستتان داشته باشد نه تنها ترکتان نخواهد کرد، بلکه صداقت و شهامت شما را خواهد ستود و چه بسا به شما کمک خواهد کرد.

کمبود اعتمادبه‌نفس در خانم‌ها

یک مرد امروزی نسبت به مرد سی سال پیش ،از همسر خود توقعات بیشتری دارد

ویژگی زنانه ۳: مراقب خودش هست. 

این چیزی است که سابقه ای طولانی دارد و از زمان دورترین اجداد ما تا کنون تغییر نکرده است. مردان خانم هایی را می پسندند که از ظاهر خود راضی هستند و به آن افتخار می کنند. منظور ما اصلا این است که ظاهری بی عیب و نقص یا شبیه به مدل های لباس داشته باشید. ظاهر همه چیز نیست. اما خانمی که به ظاهر خود، به لباس هایی که به تن دارد و به نظافت خود اهمیت می دهد مطمئنا جذاب خواهد بود. یک آرایش ملایم، یک عطر خوب و همه چیزهایی که برای داشتن یک زیبایی طبیعی لازم است، اینها را فراموش نکنید.

ویژگی زنانه ۴: اعتماد به نفس دارد. 

مطمئن باشید روزهایی که زنان ظریف و ترسو مردان قوی را به خود جذب می کردند گذشته است. این روزها ضعیف و نیازمند بودن تنها سرزنش دیگران را بر می انگیزد. مطمئن باشید افراد مشهوری که در رسانه ها می بینیم آنقدرها که به نظر می رسد شجاع و قوی نیستند. آنها گاهی فقط تظاهر می کنند. پس به جای اینکه بر نقاط ضعف خود تمرکز کنید، توانایی های خود را گسترش دهید و به رخ بکشید. از زبان بدن حتما استفاده کنید چون به شما کمک می کند به داشتن اعتماد به نفس تظاهر کنید. تماس چشمی را فراموش نکنید و گاهی لبخندی پیروزمندانه بزنید.

ویژگی زنانه ۵: بالغ است و دیالوگ برقرار می کند. 

بعضی خانم های جوان دوست دارند با زبان کودکانه حرف بزنند و اتفاقا با این کار توجه طرفشان را جلب می کنند. اما مراقب باشید در این کار افراط نکنید. یک مرد امروزی از همسر خود انتظار دارد که توانایی برقراری یک مکالمه منطقی و عقلانی را داشته باشد. بیش از حد کودکانه رفتار کردن باعث سرخوردگی او می شود. ثابت کنید که فردی رشد یافته و منطقی هستید. در مورد موضوعات جالب صحبت کنید و با دقت به صحبت های او گوش کنید.

این یک حقیقت پذیرفته شده است که یک مرد امروزی نسبت به مردی که ۳۰ سال پیش زندگی می کرد از همسر خود توقعات بیشتری دارد. هرچند مردها با هم متفاوتند و معیارهای متفاوتی هم دارند، اما ۵ معیار بالا تقریبا مورد توجه همه مردان است.

منبع: برترین ها

گردآوری:مجله یک پارس

 مردان بخوانند: این رفتارها همسرتان را آزار می دهد، مراقب باشید!

مرد واقعی

اینکه مردها فقط زمانی یک شنوند‌ه‌ی خوب و فعال میشوند که نیاز دارند مورد نفرت خانم‌هاست‎

زنان از کدام رفتارهای مردان نفرت دارند؟ کدام رفتارهای یک شوهر برای همسرش نفرت انگیز است؟ این رفتارها چه در دوران نامزدی باشند و چه در زندگی مشترک، چه در اتاق خواب و چه بیرون از خانه و در میان عموم، در این مطلب چند رفتار مردان را که زنان از آنها بدشان می‌آید برای‌تان می‌گوییم.

تماشای تلویزیون با هم می‌تواند برای یک زن، بینهایت رومانتیک یا فوق‌العاده آزاردهنده باشد که بستگی به این دارد که آقا کنترل تلویزیون را فقط در دست خودش بگیرد یا در اختیار همسرش هم بگذارد. انحصاری کردن ریموت کنترل تلویزیون یک عادت مردانه است که بیشتر زنان از آن بدشان می‌آید. درست همانطور که زن، گزارش‌های ورزشی خسته کننده را که ظاهرا هرگز تمام نمی‌شوند یا فیلم‌های اکشن و پُر سروصدا و خشن را تحمل می‌کند، انتظار دارد همسرش هم با او یک فیلم کمدی – رمانتیک تماشا کند و موهایش را نوازش کند!

کاملا غیر رمانتیک بودن و ابراز نکردن احساسات 

یکی از بزرگ‌ترین چیزهایی که زن را ناراحت می‌کند، یکی از بی‌خطرترین و حساس‌ترین جنبه‌های یک رابطه‌ است. وقتی مرد، رمانتیک بودن را کاملا فراموش می‌کند و اهمیتی برایش قائل نیست، همسرش را به شدت آرزده می‌کند.

زنها توقع ندارند همسرشان مانند نوجوان‌های عاشق رفتار کند اما ابراز مکرر عشق و احساسات به صورت بوسه، یک آغوش ناگهانی و گرم، دادن یک شاخه گل بدون هیچ مناسبتی و یا تحسین زیبایی و ظاهر او، خواسته‌های بجای یک زن هستند.

فقط به وقت نیاز، شنونده‌ خوبی بودن 

اینکه مردها فقط زمانی یک شنوند‌ه‌ی خوب و فعال می‌شوند که نیاز دارند، مورد نفرت خانم‌هاست. وقتی در مکالمات و گفتگوها، مرد به طور آشکار موضوعاتی را که دوست دارد بشنود جدا می‌کند و فقط در مواقعی خاص یک شنونده‌ی خوب است، زن را می‌رنجاند. مثلا وقتی موضوع صحبت، تکنولوژی و اتومبیل و … است، مرد مکالمه‌‌ای کاملا فعال و پُر جنب و جوش دارد و زمانی که زن صحبت از مدل جدید موهایش می‌کند، مرد در خاموشی مطلق فرو می‌رود، برای زن واقعا ناخوشایند است.

در نظر نگرفتن شرایط و احساسات زن در روابط جنسی 

اگر مرد بعد از یک روز سخت و پُر تنشی که زن پشت سر گذاشته از او توقع برقرار کردن رابطه‌ی جنسی داشته باشد یا انتظار داشته باشد با وجود بگومگوهای مکرر و فرسوده کننده‌ای که با هم دارند، زن به رابطه‌ی جنسی تمایل نشان بدهد، فکر و وجود او را پُر از نفرت و بیزاری خواهد کرد. زنها، زندگی جنسی‌شان را با زندگی روزمره‌ی خود ارتباط می‌دهند. تمایل جنسی زن مستقیما تحت تاثیر اتفاقاتی است که در خانه و محل کارش روی می‌دهد و برای همین انتظار دارد همسرش برای برانگیخته کردن او تلاش کند، نه اینکه بدون در نظر گرفتن شرایط و پیشنوازی، فقط نیاز خودش را در نظر بگیرد.

تداوم ارتباط با عشق گذشته 

مردی که همچنان با عشق سابق خود در ارتباط است همسرش را از خودش بیزار می‌کند. یک زن هر چقدر هم که اعتماد بنفس داشته باشد و در رابطه‌ی خود و همسرش احساس امنیت و اطمینان کند، باز هم نسبت به عشق گذشته‌ی شوهرش یا همسر سابق او حس حسادت دارد.

آیا دلش برای عشق سابقش تنگ شده؟ آیا ممکن است هنوز هم احساسی به او داشته باشد؟ آیا خاطراتی با او دارد که بهتر از رابطه‌ی کنونی ماست؟ این سوال‌ها مشغله‌های آزاردهنده‌ای هستند که اگر مرد به ارتباط با همسر سابقش ادامه بدهد، ذهن زن را تسخیر خواهند کرد و باعث رنجش و فرسودگی او خواهند شد.

چشم چرانی کردن 

وقتی مرد به زنان دیگر خیره می‌شود، زن واقعا دل آزرده می‌شود، چون در هر حالتی که باشد، یک توهین مستقیم به زن است. مردها معمولا این ویژگی‌شان را تقصیر ژنتیک‌ و ذات‌شان می‌اندازند و این نگاه کردن‌ها را بی‌منظور و عادی جلوه می‌دهند، اما زنان هم دلیل پشت این رفتار را به خوبی می‌دانند. یک زن برای مردی که در روبرویی با یک زن یا دختر جذاب، چشم‌هایش را به او نمی‌دوزد، احترام و ارزش بسیار زیادی قائل است.

شلختگی و بهم ریختن خانه 

یکی از علت‌های شایع جر و بحث‌ها بین زوج‌ها، شلختگی مرد در خانه است. بی‌نظم و شلخته بودن مرد، توهین مستقیم به زن است زیرا تلاش‌های او در حفظ تمیزی و نظم خانه نادیده گرفته می‌شود.

ویژگی‌های یک مرد خوب

مردی که همچنان با عشق سابق خود در ارتباط است همسرش را از خودش بیزار می‌کند‎

بی‌علاقگی نسبت به کارها و علاقه مندی‌های زن 

وقتی یک خانم از همسرش می‌خواهد برای خریدن کفش با او همراهی کند و مرد با بی‌حوصلگی و بی‌علاقگی رو برمی‌گرداند، باعث دلگیری و رنجش زن می‌شود. یک زن دوست دارد درست همانطور که خودش نسبت به علاقه مندی‌های همسرش اهمیت می‌دهد، او نیز به فعالیت‌های مورد علاقه‌ی زن، اهمیت بدهد. نادیده گرفتن کارهای مورد علاقه‌ی زن باعث می‌شود او احساس کند مورد بی‌عدالتی قرار گرفته.

افراط در بدنسازی و اندام اغراق آمیز 

مردی که تناسب اندامش را حفظ می‌کند و حتی بعد از ازدواج هم سعی می‌کند با ورزش و تغذیه‌ی مناسب، سالم و متناسب باشد، واقعا مورد تحسین همسرش قرار می‌گیرد، چه به طور مرتب باشگاه برود و چه در خانه روی تردمیل ورزش کند یا تمرینات هوازی در خانه انجام بدهد. حتی این زن می‌تواند از اندام متناسب و عضلانی همسرش انگیزه بگیرد و خودش هم وزن ایده‌آلش را حفظ کند و اندامی جذاب داشته باشد.

اما اگر مرد زیاده روی کند و از راههای گوناگون اندامی مبالغه آمیز پیدا کند، این منبع انگیزه می‌تواند به منبعی از نفرت تبدیل شود، مگر اینکه در زمینه‌ی بدنسازی یا فیتنس یک حرفه‌ای باشد. یک زن هیچ دلیل منطقی برای صرف هزینه‌های سنگین جهت مکمل‌های ورزشی، رژیم‌های احمقانه و صرف اوقات فراغت در باشگاه برای شبیه یک هیولا شدن نمی‌بیند!

غرور بیش از حد در رابطه 

زنان دوست دارند وقتی با همسرشان هستند او غرورش را کنار بگذارد زیرا فضای شخصی زن، جایی برای غرور بیجای همسرش ندارد. گاهی مردها نمی‌توانند این را درک کنند که نیازی نیست در رفتارشان با زنان، مثل زمانی که با همکاران و دوستان‌شان هستند، آنقدر مردانه و غرورآمیز باشند. یک خانم واقعا دوست دارد غرور متعادل و جذاب همسرش را ببیند اما اصلا انتظار ندارد او در رابطه‌شان همان اندازه مغرور باشد که در مقابل دیگران است.

نفرت نشان دادن نسبت به مسائل بهداشتی زنانه 

یک زن دوست دارد همسرش نسبت به تمام مسائل بهداشتی زنانه‌اش مانند سیکل ماهیانه، پذیرا باشد. بیشتر مردها معمولا نسبت به هر چیزی که مربوط به اینجور مسائل می‌‌شود کاملا خود را کنار می‌کشند. یک زن وقتی که همسرش صورت خود را اصلاح می‌کند، چندشش نمی‌شود و بد نگاه نمی‌کند، پس چرا وقتی یک زن پاهایش را شِیو می‌کند، همسرش باید چهره در هم بکشد و برایش ناخوشایند باشد؟!

تمام روز تعطیل را روی کاناپه لم دادن 

روزهای تعطیل به خودی خود اکثرا خسته کننده هستند. وقتی مرد در این روزها فقط روی کاناپه لم می‌دهد و تلویزیون تماشا می‌کند و گِیم بازی می‌کند و خوراکی می‌خورد، برای زن اصلا خوشایند نیست. زنها دوست دارند همسرشان بتواند یک تعادل مناسب بین استراحت و انجام کارهای مفرح در روزهای آخر هفته برقرار کند.

آروغ زدن و … 

وقتی یک مرد در حضور همسرش با صدای بلند آروغ می‌زند یا صداهایی اینچنینی ایجاد می‌کند، همسرش را واقعا بیزار می‌کند، چون این یک رفتار نابهنجار و نخراشیده است! احساس صمیمیت و راحتی نباید مورد سوء استفاده قرار بگیرد. یک زوج که مدتهاست با هم هستند ممکن است یک یا نهایتا دو بار طی سالها چنین چیزی برای‌‌شان پیش بیاید، اما واقعا فقط همین یک یا دو بار باید باشد!

مقایسه کردن همسر با این دو نفر: مادر و عشق گذشته 

مردی که همسر خود را با مادرش یا با عشق گذشته‌اش مقایسه می‌کند باعث می‌شود همسرش احساس بی‌ارزش بودن بکند. مقایسه کردن، احساس حقارت به زن می‌دهد و فکر می‌کند مهمترین زن در زندگی همسرش نیست. این اتفاق در بیشتر موارد زمانی روی می‌دهد که مرد دست پخت همسرش را با دست پخت مادرش و یا عادت یا رفتاری از همسرش را با ویژگی‌های عشق گذشته‌اش مقایسه می‌کند. بیشتر این مقایسه‌ها ممکن است بدون منظور باشند یا به علت عصبانیت گفته شوند اما در هر صورت آسیبی که به زن وارد می‌کنند جدی است.

توجه وسواس گونه به اتومبیل و … 

مردها ممکن است تمایل و علاقه‌شان به اتومبیل و موبایل و … تا حدی باشد که یک سرگمی تبدیل به وسواسی اعصاب خردکن شود و زندگی را تحت تاثیر قرار دهد. مثلا مردی که عادت کرده مدام با موتورسیکلتش ور برود ممکن است هر ثانیه از وقت آزادش را در گاراژ سپری کند! این سرگرمی افراطی او می‌تواند صدها یا هزارها دلار را هدر بدهد و همسرش هم از اینکه ببیند رابطه‌شان همیشه در درجه‌ی دوم اهمیت قرار دارد متنفر است.

منبع: سلامت نیوز

گردآوری:مجله یک پارس

اگر همسرتان این نشانه ها را دارد بدانید که یک وفادار واقعی است!

همسر وفادار

وفاداری در زندگی زناشویی یکی از پایه های اصلی داشتن زندگی زناشویی سالم و پایدار است

وفاداری در زندگی زناشویی یکی از پایه های اصلی داشتن زندگی زناشویی سالم و پایدار است. اما باید بدانید که معنای این وفاداری فقط خیانت نکردن نیست.

نشانه های وفاداری در زندگی زناشویی

چیزی که پیوند زناشویی بیشتر از هر چیزی به آن نیاز دارد، تعهد کامل نسبت به همدیگر است. یعنی شما نباید نگران باشید که مبادا همسرتان رفتاری خارج از تعهدی که به شما دارد داشته باشد یا او هم نباید نگران این باشد که ممکن است شما کاری بکنید که بر خلاف تعهدتان باشد. وفاداری در رابطه‌ی زناشویی فراتر از صرفا ارتباط برقرار نکردن با زن یا مردی دیگر است. وفاداری واقعی یعنی اینکه با همسرتان کاملا یکی و متحد شوید.

وفاداری یعنی با زن/مرد دیگری گرم نگیرید

هر گونه رفتاری که فراتر از یک تعامل ساده بین شما و فرد دیگری از جنس مقابل‌تان باشد، مصداق بی‌وفایی و خیانت است. شما می‌دانید که صرفا بی‌ضرر بودن این نوع ارتباط و تعامل با جنس مخالف، توجیه‌ کننده‌ی رفتار شما نیست.

وفاداری یعنی رابطه‌ جنسی رضایت بخشی داشته باشید

وفادار بودن نسبت به همسرتان یعنی اینکه بتوانید نیازهای او را تامین کنید. البته زمان‌هایی وجود دارد که ممکن است نتوانید رابطه‌ی جنسی صد در صد موفقی داشته باشید و این کاملا طبیعی است، اما نباید اجازه بدهید این زمان‌ها، زیاد بشوند. وفاداری در زندگی مشترک یعنی تقویت پیوندتان با نزدیکی و صمیمیتی که خاص رابطه‌ی شما دو نفر باشد.

وفاداری یعنی در مورد همسرتان بد صحبت نکنید

به عنوان یک دوست وفادار حتما اجازه نمی‌دهید کسی در مورد دوست‌تان بد حرف بزند و شما هم پشت سر او حرف ناخوشایندی نمی‌زنید. در زندگی زناشویی هم باید در مورد همسرتان و پشت سر او، از هر گونه کلام منفی خودداری کنید. وفاداری یعنی اینکه تحت هر شرایطی پشت سر همسرتان خوب حرف بزنید. اگر مشکلی دارید که باید آن را مطرح کنید، فقط با همسرتان و در خلوت خودتان این کار را بکنید.

وفاداری زن و شوهر

وفاداری فقط خیانت نکردن نیست

وفاداری یعنی رازهای ‌تان را فقط با همسرتان در میان بگذارید

شما زندگی مشترکی با همسرتان دارید، بنابراین او تنها کسی است که باید روح مشترک با او پیدا کنید. اگر نیاز به شانه‌هایی برای گریه کردن دارید، بگذارید همسرتان تکیه گاه شما باشد. درست است که شما بیرون از خانه هم یک سیستم حمایتی از دوستان دارید، اما نباید رازهای‌تان را فقط با همسرتان در میان بگذارید.

وفاداری یعنی رازدار همسرتان باشید

وفادار بودن نسبت به همسر یعنی رازدار او بودن. شما باید بدانید رازهای‌ همسرتان مانند رازهای خود شما هستند و نباید این مسائل را با کس دیگری مطرح کنید.

وفاداری یعنی چیزی برای پنهان کردن از همسرتان نداشته باشید

شما نباید نیاز به این پیدا کنید که ایمیل‌ها، پیام‌ها و … را از همسرتان مخفی کنید. وفادار بودن یعنی در غیاب همسرتان هرگز چیزی به کسی نگویید یا کاری نکنید که اگر او ببیند آزرده و ناراحت می‌شود.

وفاداری یعنی با جنس مخالف ارتباطی برقرار نکنید که رابطه‌ی زناشویی‌تان را تحت تاثیر قرار بدهد

اگر با کسی از جنس مخالف ملاقات دو نفره‌ای داشته باشید که احتمال عمیق‌تر شدن رابطه وجود دارد، یعنی بی‌وفایی به همسرتان. وفاداری یعنی اجتناب از هر رابطه‌ای که می‌تواند رابطه‌ی شما و همسرتان را تحت الشعاع قرار بدهد.

وفاداری یعنی هیچ کسی را به همسرتان ترجیح ندهید

زندگی شما پُر از افراد مهم و دوست داشتنی است، اما هیچ کس را نباید به همسرتان ترجیح بدهید. فرقی نمی‌کند پدر و مادرتان باشند یا فرزندتان و یا رئیس‌تان، همسر شما باید مقدم بر همه باشد. وفاداری با تمام وجود یعنی همسرتان الویت صد در صد شما باشد.

منبع : زندگی ایده آل

گردآوری:مجله یک پارس

نشانه های همسر عاشق واقعی در زندگی مشترک چیست؟

نشانه های عشق واقعی

زندگی بدون عشق قابل تصور نیست‎

بدون شک، زندگی بدون عشق قابل تصور نیست. شما هم اگر نشانه های مرد عاشق و زن عاشق را در زندگی مشترک نمی دانید، پیشنهاد می کنیم این مقاله را بخوانید.

نشانه‌های یک مرد عاشق

روانشناسان خانواده معتقدند که یک مرد عاشق، هر قدر هم که نادان و یا بالعکس دانا و باشعور باشد، علاقه خود را به شما نشان می‌دهد، سؤال‌های بسیاری از شما می‌پرسد، دوست دارد شما را بشناسد و علاقمند است که همه چیز را در مورد شما بداند. بدون شک شما را گل باران و با هدیه‌هایش غافلگیر خواهد کرد. او شما را می‌ستاید و از داشتن شما، به خود می‌بالد. چنین مردی،‌ غالبا در رابطه‌اش با شما متعهد است و همواره در این آرزوست که شما را به دوستان و خانواده‌اش معرفی کند. وی ترسی از صحبت در مورد خودش ندارد، وقتش را بی دریغ صرف شما می‌کند و از این بابت خرسند و راضی است و هیچگونه گله ای ندارد. این ها نشانه‌های یک مرد عاشق است که البته افسانه نیست و کاملا دست یافتنی می‌باشد.

نشانه‌های یک زن عاشق

یک زن عاشق، چشمانی مهربان دارد که برق عشق و محبت در آن موج می‌زند. گونه‌های گل انداخته و نیز پوستی شفاف، از دیگر نشانه‌های یک بانوی عاشق است. به اعتقاد روانشناسان خانواده، بانویی که واقعا عاشق است، الزاماً زیبا، دلفریب و … نیست، بلکه حضوری گرم و آرام بخش دارد.

چنین بانویی به خوبی می‌داند که عشق، تجربه ای عجیب، ناب و البته ویران کننده است، به همین دلیل تمام سعی خود را می‌کند که از این غنچه کوچک و آسیب پذیر مراقبت می‌کند. در یک کلام او به خوبی آگاه است که عشق یک مسأله دم دستی و پیش پا افتاده نیست و نیز اینکه عشق واقعی شاید فقط یکبار به سراغ او بیاید پس باید موقعیت سنج باشد نه موقعیت کُش! او از بودن با شما لذت می‌برد و هیچ واهمه‌ای ندارد که در جمع دوستان و خانواده‌اش از شما و نیز از احساسی که به شما دارد، حرف بزند. شاید عجیب باشد ولی زنان عاشق، همواره دوست دارند که خوشبختی خود را از ته دل فریاد بزنند!

منبع : salamatism.com

گردآوری:مجله یک پارس

 دیازپام همسرتان باشید!!

درمان اضطراب

فنون مدیریت استرس را یاد بگیرید و در مورد خودتان به کار ببرید

اختلال اضطراب یکی از مشکلات شایعی است که بسیاری از زن یا شوهرها هم با آن دست به گریبان هستند. در صورتی که یکی از زوجین به اضطراب مبتلا باشد، طرف دیگر چطور می تواند به او کمک کند؟

«اغلب اوقات دلم شور می زنه… نمی دونم برای چی… در واقع برای همه چی دلشوره دارم، تا وقتی که پسرم از مدرسه برگرده دلم هزار تا راه می ره، یا هفته پیش که شوهرم یک مشکل مالی کوچک داشت فکری نبود که به سر من نزنه… دست خودم نیست… ولی صبح ها با نگرانی زیاد بلند می شم و شب ها هم با فکر و خیال های جور و واجور خوابم می بره.. البته با زور قرص…»

این جملات وصف حال مختصری از یکی از همسرانی است که با اضطراب دست و پنجه نرم می کند. در کنار همه راهکارهای دارویی و غیر دارویی که معمولاً به صورت درمان های فردی به چنین افرادی ارائه می شود، عامل مهم دیگری نیز وجود دارد که می تواند کمک حال خوبی برای این دسته از بیماران به حساب بیاید. این عامل مهم، میزان حمایت همسر است. به عبارت دیگر خود شما می توانید یکی از آرامبخش های همسر مضطربتان باشید. بدیهی است که اگر اضطراب او را جدی بگیرید و آغوش گرمتان را به روی او باز کنید، در واقع به زندگی مشترکتان کمک کرده اید چرا که برای داشتن یک زندگی آرام، آرامش هر دوی شما ضروری است و اگر یکی از شما دو نفر آرامش لازم و کافی را نداشته باشید، دریای زندگی تان هم آرام نخواهد ماند. پس اگر به دنبال آرامش هستید، بیشتر هوای همسر مضطرب‌تان را داشته باشید.

چگونه دلواپسی ها را از همسرتان بگیرید؟ 

تحقیقات علمی نشان می دهند که اگر شما به عنوان همسر حامی خوبی برای زن یا شوهرتان باشید، می توانید تأثیر زیادی در سلامتی جسمانی و روانی او داشته باشید. منظور از حمایت فقط تأمین نیازهای مادی همسرتان نیست، بلکه حمایت واقعی تلاش برای کشف اکسیر مهر و محبت است که می تواند زندگی مشترکتان را همیشه سالم و جوان نگه دارد. برای این اکسیر هر همسری فرمول خاص خودش را دارد اما بعضی نکته ها هم وجود دارند که در همه فرمول ها مشترکند. در ادامه به چند نکته مهم اشاره می کنیم:

شناخت شما از اضطراب اهمیت زیادی دارد

منظور آن نیست که شما با اضطراب نا آشنا هستید چرا که بی تردید  برای شما هم پیش آمده است که به صورت موقتی اضطرابی را تجربه کنید. منظور از شناختن اضطراب، افزایش آگاهی شما نسبت به ماهیت واقعی آن به عنوان یک اختلال و بیماری است. برای مثال مهم است که شما بدانید دلیل و منبع به وجود آمدن اضطراب مشخص نیست و یا اضطراب انواع مختلفی دارد. برای شناختن اضطراب راههای زیادی وجود دارد که از جمله بهترین آنها مطالعه منابع معتبر و صحبت با پزشک همسرتان است.

غر، تمسخر و نصیحت ممنوع

وقتی راجع به اضطراب آگاهی بیشتری پیدا کنید متوجه خواهید شد که بروز آن تقصیر همسرتان نیست. بنابراین به سراغ نصیحت کردن او نمی روید، به خاطر هزینه داروها و یا ملاحظاتی که لازم است برای او بکنید به او غر نمی زنید، او را سرزنش نمی کنید و…

روی مدار تعادل حرکت کنید

کم اهمیت تلقی کردن فکر و خیال های ناشی از اضطراب همسرتان کمکی به او نمی کند. برای مثال اگر از شدت اضطراب، بیخوابی به سر همسرتان زده باشد و شما به قصد دلداری دادن به او بگویید: «چیزی نیست… دیر شام خوردیم سرِ دلت سنگین شده… بخواب خوب می شی» او اینطور برداشت می کند که شما دارید رنج او را کم اهمیت تلقی می کنید. از آن طرف هم نباید شلوغش کنید، برای مثال اگر در راه برگشت به خانه در ترافیک گیر کرده اید احتمال تأخیرتان را به او اطلاع بدهید ولی هر دقیقه وضعیت تان را به او گزارش نکنید. چون همین کار ممکن است این نگرانی را در ذهن او ایجاد کند که نکند اتفاق بدی برای شما افتاده است (البته جواب تماس های او را بدهید ولی با آرامش و اطمینان بخشیدن و نه با منتقل کردن اضطراب خودتان به او).

حواستان به داروها باشد

اگر به تشخیص روانپزشک لازم است که همسرتان مدتی دارو بخورد، مانع نشوید. در عوض درباره مدتی که باید دارو را مصرف کند، اینکه داروها بعد از چند وقت کم و سپس قطع خواهند شد، دوز مصرفی فعلی و… سؤال کنید. در کنار آن، مراقب باشید که همسرتان سرِ خود و یا با توصیه افراد غیر متخصص دارویی را مصرف نکند. به خاطر داشته باشید داروهای روانپزشکی اغلب برای یک دوره مشخص تجویز می شوند و اگر شروع، مصرف و پایان آنها زیر نظر پزشک متخصص صورت بگیرد مشکلی به وجود نخواهد آمد.

در جلسات درمان کنارش باشید

در کنار درمان دارویی، روانشناس می تواند کمک زیادی به بهبود اضطراب همسر شما بکند. یک روانشناس خوب برای او پیدا کنید و در طی جلسات درمان او را همراهی کنید. به خاطر داشته باشید که عملی شدن بخشی از راهکارهای روانشناس به نوع رفتارها و همکاری شما بستگی دارد.

منابع استرس او را شناسایی کنید

فنون مدیریت استرس را یاد بگیرید و در مورد خودتان به کار ببرید. برنامه هایی مانند پیاده روی دو نفره در فضای باز و یا شرکت او در فعالیت های مورد علاقه می تواند کمک کننده باشد.

به او بگویید دوستش دارید

به کارهای عملی اکتفا نکنید و علاقه و حمایتتان نسبت به او را زبانی هم ابراز کنید. یک «دوستت دارم» و یا یک نوازش ساده شما می تواند دنیای طوفانی همسرتان را آرام کند.

منبع : سیمرغ

گردآوری:مجله یک پارس

۵ زبان عشق که هر زن و شوهری باید بداند!

زبان عشق

زبان عشق همسرمان را درک کنیم

بعضی از محققان می‌گویند که هر فردی دارای یک زبان اصلی و یک زبان ثانویه برای بیان عشق است. به‌علاوه، انسان‌ها تمایل دارند به شیوه‌ای ابراز عشق کنند که همان شیوه را برای دریافت عشق از سوی دیگران ترجیح می‌دهند.

۵ زبان عشق که باید یاد بگیرید

از آن‌جایی که اولویت‌ها و ترجیحات ما در زمینه ابراز و دریافت عشق کاملا با اولویت‌ها و ترجیحات همسرمان یکسان نیست، در همین نقطه است که مشکلات مختلفی می‌توانند در رابطه مشترک شروع شوند. با این‌ حال، اگر همه بتوانیم زبان عشق همسرمان را درک کنیم، دیوارهای سوءتفاهم را فرو می‌ریزیم و کمتر به مشکل برمی‌خوریم.

کلمات تاییدگر و مثبت

در این زبان از کلمات مناسب و مثبت برای تایید و پذیرش طرف مقابل استفاده می‌شود. آن گروه از افرادی که این زبان عشق را ترجیح می‌دهند،‌ با شنیدن عبارت‌هایی مانند «دوستت دارم» و عبارت‌های احساسی دیگر خوش‌حال می‌شوند و ارزش خاصی برای این عبارت‌ها قائل هستند. درواقع، کلمات در این زبان دارای ارزش واقعی هستند. علاوه بر این، افرادی که این زبان عشق را ترجیح می‌دهند، از مواجهه با عبارت‌های منفی و توهین‌آمیز به‌راحتی نمی‌گذرند و نمی‌توانند این عبارت‌ها را به‌راحتی فراموش کنند.

وقت‌گذرانی با کیفیت

در این زبان عشق، همه چیز به معطوف کردن کامل توجه به همسر بستگی دارد. برعکس زبان اول که کاملا به کلمات بستگی داشت، کلمات در این زبان از اهمیت و ارزش خاصی برخوردار نیستند. چیزی که این‌جا در نهایت همه چیز را تعیین می‌کند و احساس رضایت‌مندی و آرامش را در فرد برمی‌انگیزد، کیفیت وقت‌گذرانی با همسر است. حواس‌پرتی‌ها،‌ از یاد بردن تاریخ رویدادهای مهم در زندگی مانند تاریخ ازدواج و تولد، یا عدم گوش دادن کامل و مناسب به همسر، از بدترین کارها برای افرادی هستند که وقت‌گذرانی با کیفیت را در اولویت قرار می‌دهند.

دریافت هدیه

زبان عشق برای بعضی از افراد، براساس دریافت کردن هدیه تعریف می‌شود. این ویژگی لزوما به معنای مادی‌گرا بودن نیست، بلکه یک هدیه کوچک اما فکرشده و جذاب نیز باعث خوش‌حالی این افراد می‌شود. افرادی که زبان عشق را براساس دریافت هدیه تعریف می‌کنند، همواره انتظار دارند که هدیه‌های مختلفی را در موقعیت‌های زمانی مختلفی از سوی همسرشان دریافت کنند.

اولویت‌دهی به عمل

بعضی از افراد، اولویت را به عمل می‌دهند و نه به کلمات. این افراد از همسرشان توقع دارند که در هر شرایطی به آنان کمک کند و در صورت مواجه شدن با هر مشکلی، اول از همه به همسرشان رجوع می‌کنند. افرادی که زبان عشق را براساس اولویت‌دهی به عمل تعریف می‌کنند، هرگز نمی‌توانند به ‌راحتی از شکستن قول‌ها بگذرند یا تنبلی همسرشان را درک کنند.

تماس بدنی

برای این افراد، هیچ چیزی عمیق‌تر و مهم‌تر از اظهار احساسات از طریق نوازش یا بوسیدن نیست. این افراد به اظهارات احساسی از طریق حالت‌های مختلف بدن واقعا اهمیت می‌دهند و در صورتی که خواسته خودشان را از سوی همسرشان دریافت نکنند، افسرده می‌شوند. به‌علاوه، بی‌توجهی همسرشان به ابراز احساسات از طریق نوازش و…، این حس را در آنان برمی‌انگیزد که انگاری دیگر مورد علاقه همسرشان نیستند.

منبع : salamatism.com

گردآوری:مجله یک پارس

شرط داشتن رابطه‌ای توأم با احترام، اطمینان و تفاهم چیست؟

برقراری ارتباط موثر

به سادگی می توان مشکلات ارتباطی را از طریق یادگیری مهارت‌هایی رفع کرد‎

چه بخواهید مکالمات بهتری در زندگی شخصی‌تان داشته باشید، یا ایده‌هایتان را بهتر در محل کارتان ارائه دهید، یا ارتباط صمیمانه‌تر و بهتری با اعضای خانواده‌تان داشته باشید؛ در هر صورت باید مهارت‌های ارتباطی‌تان را بهبود دهید. شما قصد دارید با افراد دیگری وارد رابطه شوید. شاید این کار خیلی ساده به نظر برسد، اما باید بتوانید منظور واقعی‌تان را بیان کنید. در بیشتر مواقع، مخاطبان برداشت متفاوتی از گفته‌هایتان دارند. شما حرف ساده‌ای می زنید، اما طرف مقابل چیز دیگری برداشت می کند که در نهایت سبب بروز اختلاف و سوء تفاهم می شود.

نگران نباشید؛ به سادگی می توان مشکلات ارتباطی را از طریق یادگیری مهارت‌هایی در این زمینه رفع کرد. در واقع، ارتباط مؤثر از مهم‌ترین مهارت‌های زندگی است که باید یاد بگیرید؛ اما خیلی از افراد تلاش زیادی برای کسب این مهارت‌ها نمی کنند. در ادامه‌ی مقاله، چند نکته‌ی مهم برای بهبود مهارت‌های ارتباطی ارائه می دهیم که با استفاده از آن‌ها می توانید روابطی توأم با احترام، اطمینان، تفاهم و یکدلی داشته باشید.

۱۰ توصیه‌ی مهم برای بهبود مهارت‌های ارتباطی(فوری)

مراقب زبان بدنتان باشید 

به طرف مقابلتان می گویید برای صحبت کردن آماده هستید، اما همچنان دست به سینه ایستاده‌اید. ادعا می کنید به حرف‌های او گوش می دهید، اما سرتان از روی گوشی موبایل بلند نمی شود. زبان بدن، همان علائم غیرکلامی ما، احساسات و افکار واقعی‌مان را برملا می کند. نحوه‌ی برقراری ارتباط چشمی با دیگران، نوع دست دادن و طرز نشستن در یک مصاحبه‌ی ویدئویی، همه از نشانه‌های یک ارتباط هستند. باید بدانید همواره در زندگی در حال برقراری ارتباط هستید، حتی زمانی که یک کلمه هم حرف نمی زنید. اگر می خواهید مکالمه‌ی رضایت بخشی داشته باشید و قبل از یک گفت و گوی مهم، اعتماد به نفستان را بالا ببرید، یک ژست قدرتمند به خود بگیرید. لازم است قادر به درک و تفسیر زبان بدن دیگران باشید تا بتوانید واکنش مناسبی از خود نشان دهید.

در مکالمات از کلمات و صداهای نامناسب و غیرضروری اجتناب کنید 

به کار بردن آواهایی چون “اِممم” یا “اِاا” هیچ کمکی به پیشرفت ارتباطات روزانه و گفت و گوهای شما نمی کند. بهتر است این آواهای اضافه را حذف کنید تا با اعتماد به نفس بیشتری به نظر برسید. باید ببینید چه زمانی‌هایی در مکالماتتان از کلماتی چون “اِممم” یا “مثلا” استفاده می کنید. بهتر است دست‌هایتان را از جیب‌هایتان بیرون آورید، کمی صبر کنید و قبل از شروع صحبت دست نگه دارید. سکوت‌های زیاد و دائمی، سبب خستگی اطرافیانتان می شود و مسخره به نظر می رسد.

برای هر مکالمه از قبل نمایش نامه‌ای در ذهن داشته باشید 

گپ زدن و ارتباط مؤثر از جمله مهارت‌هایی است که خیلی از افراد از آن محروم‌اند. وقتی با افرادی که شناخت زیادی از آن‌ها ندارید رو به رو می‌شوید و سکوت‌های گاه به گاه و ناراحت کننده بینتان به وجود می آید، داشتن یک نقشه‌ی ذهنی بسیار مؤثر و کمک کننده است. این هنر شماست که بدانید چطور سر صحبت را با دیگران باز کنید، یعنی بتوانید درباره موضوعات مختلفی چون خانواده، شغل، تفریح، سرگرمی، رؤیاها و آرزوها گپ بزنید. علاوه بر آن، می توانید با انتقال اطلاعاتی که می توانند برای پیدا کردن زمینه‌ی مشترک به شما و طرف مقابلتان کمک کنند، گپ زدن را به گفت و گو تبدیل کنید. قطعاً گپ زدن در طولانی مدت سبب می شود شما به فردی شاد و اجتماعی تبدیل شوید.

قصه بگویید 

قصه‌ها تأثیر فوق‌العاده‌ای روی مهارت‌های ارتباطی شما دارند. قصه‌ها ذهنتان را فعال می کنند، شما را فردی متقاعدکننده نشان می دهند، به موفقیت شما در مصاحبه‌ها کمک می کنند و باعث می شوند ارائه‌ی های شغلی بهتری داشته باشید. باید بتوانید به یک قصه گوی افسانه‌ای تبدیل شوید. می‌توانید از واژه‌ی “اما” استفاده کنید تا داستان سازی کنید. مطمئناً هر فردی یک قصه‌ی خوب برای تعریف کردن دارد. قصه سازی باعث می شود ارتباطات شغلی و شخصی بهتری داشته باشید.

سؤال بپرسید و حرف‌های طرف مقابل را تکرار کنید 

قطعاً برای شما هم پیش آمده وقتی شخصی صحبت می کند، حواسمان پرت شده یا صحبت‌های او را اشتباه شنیده‌ایم. سؤال کردن و تکرار چند کلمه‌ی آخرِ طرف مقابل نشان می دهد به صحبت‌های او علاقه دارید و برایتان جالب است. علاوه بر آن، شما را وادار می کند توجه و تمرکز بیشتری داشته باشید و اگر دچار سوء تفاهم شدید، به واضح شدن مطلب کمک می کند. برای مثال: “پس درست متوجه شدم، شما می خواهید برای روز یک شنبه بلیت تهیه کنید؟”

تکرار کردن حرف‌های طرف مقابل، برای گپ زدن و اجتناب از سکوت‌های ناخوشایند مناسب است. به جای این که گفت و گوی خود را حول موضوعاتی چون آب و هوا ادامه دهید، از طرف مقابل سؤال بپرسید و به پاسخ‌های او واکنش نشان دهید. برای مثال: “چه برنامه‌ای برای تابستان دارید؟” یا “آخرین کتابی که خواندید چی بوده؟”.

عوامل پرت کننده حواس را رها کنید 

وقتی با کسی صحبت می کنید یا قرار است برای او وقت بگذارید، کلنجار رفتن با گوشی موبایل کار درست و مؤدبانه‌ای نیست. شاید نتوانیم موبایل و تکنولوژی را رها کنیم، اما همین که به خودمان زحمت دهیم و سرمان را از روی گوشی یا تبلت بلند کنیم، ارتباطات بهتر و مؤثرتری خواهیم داشت.

پیامتان متناسب با مخاطب تان باشد 

افرادی که بهترین مهارت‌های ارتباطی را دارند، با توجه به اینکه طرف مقابلشان در چه جایگاهی است، صحبت‌هایشان را متناسب می کنند. قطعاً برای صحبت کردن با همکاران و رئیستان در مقایسه با وقتی که با فرزندان یا والدین خود حرف می زنید، زبان و مکالمه‌ی متفاوتی را در پیش می گیرید. وقتی می خواهید مکالمه‌ای برقرار کنید و پیامتان را به کسی برسانید، همواره سعی کنید طرز تفکر و دیدگاه او را هم مدنظر بگیرید.

مختصر و مفید باشید 

برای واژه‌ی “BRIEF” به معنای “مختصر”، مخففی در زبان انگلیسی وجود دارد. این واژه از کلمات زیر تشکیل شده است:

این واژه‌ی مخفف به شما کمک می کند در هنگام نوشتن ایمیل همه چیز را بیان کنید، در عین حال ایمیلتان مختصر و مؤثر هم باشد. این راه حل به شما کمک می کند تا ارتباط کلامی و نوشتاری خوبی برقرار کنید. من به عنوان نویسنده می دانم پیامم را به طور واضح بیان کنم و هر چه سریع‌تر هم تمام کنم.

همدلی‌تان را گسترش دهید 

یک ارتباط خوب دوطرفه است. اگر بتوانید دیدگاه‌های مخالف را در نظر بگیرید، به‌راحتی می توانید بر اضطرابی که هنگام برقراری ارتباط با دیگران دارید، فائق آیید. برای مثال، وقتی فرد مقابل می گوید به قدری خسته است که نمی تواند حرف بزند، متوجه می شوید منظورش دقیقا چیست. همدلی کردن به شما کمک می کند ارتباطتان با دیگران را بهتر درک کنید و واکنش‌های مؤثرتری از خود نشان دهید.

واقعاً گوش کنید 

بهترین قدمی که می توانید در راستای بهبود مهارت‌های ارتباطی‌تان بردارید، این است یاد بگیرید واقعاً گوش دهید، بدون این که صحبت طرف مقابل را قطع کنید، اجازه دهید حرفش را کامل بزند. این کار بسیار سختی است، اما یک گفت و گوی مؤثر، مجموعه‌ای از کلمات است که به زیبایی با گوش دادن پیوند می خورد. اگر سبک‌های ارتباطی هماهنگ با هم نباشد، درک درستی از هم داشته و می‌توانید امیدوار باشید مخاطب تان با همان دقت به حرف‌های شما گوش می دهد.

منبع: یوکن

گردآوری:مجله یک پارس

روشهایی برای شروع یک تغییر سالم

بهتر زندگی کردن

شروع یک تغییر سالم‎

تو می‌توانی، مثل آب خوردن، شروع کن، وزنه سبک ،کافیه تمرین کنی

پیامی که ما قبل از انجام یک کار مشکل دریافت می‌کنیم، ممکن است گیج کننده باشد. پیش‌فرض ما اینست که ادعای اینکه همه چیز خوب پیش خواهد رفت (درحالیکه شکست یک گزینه احتمالی است)، به ما احساس بهتری می‌دهد؛ و یا این ادعا که کار آسانیست ( در حالیکه در حقیقت یک کار چالش‌برانگیزاست)، به ما شانس موفقیت بیشتری می‌دهد. روی هم رفته، متقاعد کردن خودمان که کاری آسانتر و سبکتر از آن چیزیست که فکر می‌کنیم، درواقع به ما حس اطمینان بیشتری برای مواجه با آن کار می‌دهد، درست است؟

ضرورتاً اینگونه نیست. بر اساس نتایج تحقیق صورت گرفته، به تصویر کشیدن واقع‌بینانه‌تر چالش‌های پیش رو، در دراز مدت می تواند به نتایج بهتری منتهی شود. در این تحقیق، محققان ۲۶۲ فرد چاق و دارای اضافه وزن را به یکی از سه برنامه کاهش وزن گماردند :

رفتار درمانی، رفتار درمانی بعلاوه جایگزین‌های غذایی، و برنامه‌ای که سعی داشت در انباشتن آشپزخانه با غذاهای سالم به آنها کمک کند. تنها در گروه سوم، محققان با گفتن این جمله که  ” بسیار تاثیرگذار و تحسین‌برانگیز است که شما برای بهبود سلامتی و وزن خود قدم پیش گذاشته‌اید، اما، ما می‌خواهیم در درک چالش‌های دلهره‌آوری که پیش روی شماست، به شما کمک کنیم”، سختی برنامه کاهش وزن را به آنها گوشزد کردند.

وقتی پای هیچ یک از مداخلات در برنامه کاهش وزن در یک دوره سه ساله در میان نبود، گروهی که خود را برای چالش آماده کرده بود، بهترین توانایی را در انتخاب های سالم در طولانی مدت به نمایش گذاشتند. به عبارت دیگر، وقتی به آنها گفته شد که تقویت خود کنترلی بسیار سخت خواهد بود، توان خود کنترلی در آنها به بهترین شکل تقویت شد.

این دیدگاه می‌تواند به تلاشهایی خارج از کلاسهای کاهش وزن نیز تعمیم داده شود. البته، وقتی در مورد تجارب گذشته خود فکر می کنید، این دیدگاه چندان تعجب‌برانگیز نخواهد بود. برای مثال، در مطالعه برای امتحان، این سخن پدرومادرتان که می‌گویند ” نگران نباش، نمره خوبی می‌گیری”، به اندازه شنیدن این جمله که  “از اینکه داری سخت درس میخوانی واقعاً متأثر شدم. مهم اینست که تلاشت را می‌کنی؛ می‌دانی که امتحان سختی در پیش داری”، رضایتبخش  و امیدوار کننده نیست. و یا سخنان مربی در حال آماده‌سازی تیمش برای مواجه با یکی از بهترین‌ تیم‌ها که می‌گوید، “ما به آسانی آنها را شکست خواهیم داد. دلیلی برای باخت ما وجود ندارد”، به اندازه این جمله روحیه بخش نخواهد بود که “این یکی از بهترین تیم‌هاییست که امسال با آنها روبرو شده‌ایم؛ رقابت با این تیم یک چالش است، اما می‌دانم که توانایی مواجه با این چالش را داریم”.

با فراهم کردن بازخوردهای واقع‌بینانه “این کار ساده‌ای نیست” و عادی کردن حالتهای روانی “می‌توانم تصور کنم که در این باره کمی مضطرب باشید، اشکالی ندارد” احساس آرامش بیشتری خواهیم داشت و خواهیم دانست که حالت روانی ما، و همینطور احساسی که بسیاری دیگر از افراد دارند، اشتباه یا بد نیست. گفتن این جملات به خود نیز می تواند کارساز باشد؛ اگرچه اینکار آسان نیست. اما اگر به خاطر داشته باشیم که انجام همان کار برای دیگران نیز سخت است، می‌تواند اراده ما را تقویت کند.

تنها عادی کردن سختی مشکل کافی نیست. دریافت توصیه‌های صحیح نیز به ما انگیزه کوتاه مدت قوی می‌دهد. اما این انگیزه به مرور زمان و بدون تکرار پیام، ضعیف می‌شود. بنابراین، افرادی که کارهای دلهره‌آور انجام می‌دهند، می بایست تغییراتی واقعی در محیط زندگی فیزیکی خود ایجاد کنند. در اینجا به ذکر چند نمونه در این باره می پردازیم:

برای کاهش وزن : 

۱ ) واقع بین باشید

۲ ) محیط را تغییر دهید

با یک مشاور تغذیه مشورت کنید تا فهرستی از غذاهای سالم برای شما تهیه کند. توصیه‌های لازم در مورد میان وعده‌ها را به شما بگوید و شما را در برابر انتخابهای غذایی سالم مسئول گرداند. غذاهایی را پیدا کنید که راضی کننده، اما کالری کمتری داشته باشند. از یکی از دوستان یا اعضای خانواده که مایل است به شما کمک کند، کمک بگیرید و با هم مرتباً برنامه را چک کنید و برای عدم پایبندی به آن، به اتفاق هم عواقبی را در نظر بگیرید.

برای خواب بهتر :

۱ ) واقع بین باشید

” می دانم که حداقل هفت ساعت در روز به خواب بدون وقفه نیاز دارم تا بتوانم روز بعد کار کنم. اما دست کشیدن از کار و خالی کردن ذهن قبل از خواب برایم سخت است.”

۲ ) محیط را تغییر دهید

یک روتین منظم قبل از خواب برای خود بسازید. روتینی که حداقل به مدت یک یا دو ماه مرتباً و ثابت آن را دنبال کنید (ناشکیبایی ما اغلب ما را وادار به امتحان کارهای جدید می‌کند و در صورتی که برنامه‌ای مؤثر واقع نشود، بلافاصله آن را ترک می کنیم). گوشی موبایل را در یک اتاق دیگر قرار دهید. اتاق را تاریک کنید. زمان خواب و بیداری خود را ثابت کنید. استرس‌های روزانه را کاهش دهید. تکنیک های آرامش و مدیتیشن را تمرین کنید. در مورد مصرف برخی از داروها در دوزهای کم، مانند ملاتونین با پزشک مشورت کنید.

برای اعتیاد به گوشی موبایل :

۱ ) واقع بین باشید

” بارها گفته‌ام که گوشی موبایلم را کنار می گذارم. اما واقعیت اینست که هرگز کاری در این باره نکرده‌ام. برای راحتتر کردن کار، تنها وقتی خسته، عصبانی، کج خلق، و کنجکاو  هستم از آن استفاده می‌کنم. در غیر این لحظات، آن را کنار می‌گذارم.”

۲ ) محیط را تغییر دهید

برای شروع یکی از اپلیکیشن‌های شبکه‌های اجتماعی را حذف کنید. موبایلتان را با خود به جلسات نبرید (سعی کنید گوش کنید). هنگام خوردن غذا، آن را در حالت سایلنت قرار دهید.

برای پایبندی به تمرینات :

۱ ) واقع‌بین باشید

“می دانم که پایبند بودن به یک روتین ورزشی آسان است، اما این را نیز می‌دانم که متقاعد کردن خودم برای دنبال کردن برنامه در زمستان، بعد از یک روز کاری طولانی و یا وقتی تنبلی به من روی می‌آورد، چقدر سخت است”.

۲ ) محیط را تغییر دهید

پایبند بودن به یک برنامه ورزشی، توسط دو عامل تقویت می‌شود: مسئولیت‌پذیری و حمایت اجتماعی. کار را با یکی ازدوستان شروع کنید. اگر توان مالی شما اجازه می‌دهد، یک مربی خصوصی برای اینکار بگیرید. پیشرفتهای خود را در یک دفترچه یادداشت کنید. به خود پاداش بدهید. از تمریناتی شروع کنید که به راحتی از عهده آنها برمی‌آیید. سپس، حرکات چالش‌برانگیزتر را امتحان کنید. هر چند ماه یکبار روتین خود را تغییر دهید تا تمرینات برای شما تازگی داشته باشند و علاقه شما به ادامه کار از بین نرود.

منبع: بانوی شهر

گردآوری:مجله یک پارس

چگونه همسر سابقم را فراموش کنم؟

ازدواج مجدد بعد از طلاق

برای فراموش کردن و شروع زندگی بدون همسر سابق باید انرژی، وقت و حوصله زیادی داشت

فراموش کردن کسی که با او در ارتباط هستید کار دشوار‌تری است. در مواردی که هیچ ارتباطی وجود ندارد ممکن است فشار و عذاب کمتری را تحمل کنید. اما در چنین موقعیتی بازهم شما گوشه‌ای از تخت خواب خودتان را جمع می‌کنید و به این فکر می‌کنید که کاش مرا می‌بخشید یا کاش این ارتباط دوباره سر بگیرد.

پس از یک رابطه از دست رفته عاطفی در موقعیتی قرار می‌گیرید که احساس می‌کنید هر طور شده باید فکر و خاطره‌تان را از او پاک کنید. اما اینکه بگویید «دیگر به او فکر نخواهم کرد» چاره مشکل شما نیست. چون این فکرها نمی‌توانند متوقف شوند. در واقع شما هرگز نمی‌توانید به طور کامل از این فکر و خواسته رها شوید. ممکن است بتوانید آن را کنترل کنید اما قطعاً نمی‌توانید کاملاً فراموشش کنید. برای فراموش کردن و شروع زندگی بدون او باید انرژی، وقت و حوصله زیادی داشته باشید. شما دائماً وسوسه می‌شوید که به عشق از دست رفته‌تان فکر کنید و خودتان را غرق رؤیای او کنید و این تلاش‌های شما را برای فراموشی با شکست مواجه می‌کند.

این راهکارها تسکین دهنده هستند و می‌توانند وضعیت شما را تا اندازه‌ای بهبود بدهند. توقع نداشته باشید که با این روش‌ها همه چیز را فراموش کنید زیرا هیچ پاک کنی وجود ندارد که خاطرات شما را به کلی محو کنند. اما با این راهکارها می‌توانید کمی آرام بگیرید و زندگی روزمره‌تان را که بشدت تحت تأثیر این مسأله قرار گرفته است، ادامه بدهید:

– خوب بخوابید. قطعاً برای یک خواب خوب شما باید راهکارهای آن را بلد باشید. بجز این راهکارها سعی کنید طی روز آنقدر خسته شوید که شب وقت کافی برای فکر کردن نداشته باشید.

– بیشتر ورزش و فعالیت بدنی داشته باشید. برای اینکه کمتر فکر کنید فعالیت‌های جمعی انجام بدهید. ایروبیک بهتر از بدنسازی است چون شما را در یک فعالیت جمعی قرار می‌دهد. لازم است که هر روز یا حداقل ۵ روز در هفته ورزش کنید.

– هر کسی یک راه برای آرام کردن ذهن‌اش می‌شناسد. وقتی فکرها به شما هجوم می‌آورند به جای فرو رفتن در این افکار که همواره با ترس و اضطراب فراوانی هستند ذهن‌تان را با فعالیتی آرام‌بخش به سمت دیگری هدایت کنید.

– استرس و اضطراب را درمان کنید و از تکنیک‌های کاهش اضطراب استفاده کنید.

– افکارتان را بنویسید. نوشتن یک فعالیت شفابخش است. هیچ چیز به اندازه نوشتن به شما کمک نمی‌کند که ذهن‌تان را بشکافید. با نوشتن افکاری که نمی‌توانید به کسی بگویید حال خودتان را بهتر کنید. بهتراست یادداشت‌هایتان را نگه ندارید.

– اگر افسرده هستید یا نمی‌توانید زندگی روزمره‌تان را به شکل طبیعی دنبال کنید حتماً به فکر درمان خودتان باشید.

– به خودتان اجازه بدهید فقط زمان محدودی از روز را به او فکر کنید. ۲۰ دقیقه در روز برای این کار کافی است. در هر زمان دیگری به‌خودتان یادآوری کنید که «حالا وقت‌اش نرسیده و نمی‌توانم الان به تو فکر کنم».

– اگر رابطه شما بر اثر یک حادثه جدی مثل مرگ از دست رفته است و نمی‌توانید افکارتان را در مورد این فرد هدایت کنید و در شرایطی که فکر کردن باعث مشکلاتی در خواب، تغذیه، سلامت جسمی، تمرکز و روابط‌‌‌‌ تان با دیگران شده است باید به فکر درمان خودتان باشید. فکر کردن به دیگری نباید ارتباط شما را با دیگران دچار مشکل کند.

منبع: سلامت نیوز

گردآوری:مجله یک پارس

کار‌های کوچکی که بر آتش عشق‎ می‌افزاید

ثابت کردن عشق

با کارهای کوچک آتش عشقتان را زیاد کنید

بی شک هیچ عمل خوبی، هر چند کوچک، از یاد نمی رود. اگر شریک زندگی تان حال خوشی ندارد و می خواهید او را شاد کنید یا این که در حال اثبات عشق تان هستید، در هر صورت می توانید با انجام کارهای کوچکی دل او را به دست آورید.

در این مطلب کارهای ساده ای را که با انجام شان نه تنها لبخند بلکه خاطرات خوشی را در دل عشق زندگی تان حک خواهید کرد، برایتان آورده ایم تا شما هم درس بگیرید و رابطه ای مستحکم تر از قبل برای خود بسازید.

خوراکی های خوشمزه او را آماده کنید و آنها را در ظرفی در آشپزخانه بچینید. تماشای چهره ذوق زده او وقت دیدن غذای مورد علاقه اش لذت زیادی برایتان به همراه خواهد داشت.

روز شریک زندگی تان را با یک دسته گل یا حتی شاخه گلی، به زیباترین شکل بسازید.

برایش بنویسید که دوستش دارید، حتی اگر عشق تان برایش ثابت شده است. 

بدون این که از شما درخواستی داشته باشد، برایش کاری انجام دهید. به عنوان مثال کمدش را تمییز یا زباله های سطل اش را خالی کنید.

قبل از خروج از خانه برای او نوشته ای بگذارید. به عنوان مثال روی برگه ای کاغذ یک قطعه شعر بنویسید و آن را به آینه اتاقش بچسبانید.

گاهی او را محکم در آغوش بگیرید تا بداند که شما همیشه کنارش هستید. 

در رستوران مورد علاقه او، صندلی رزرو کنید و او را به صرف یک ناهار یا شام دعوت کنید.

اگر عکسی دیدید یا نوشته ای خواندید که شما را یاد او می اندازد، او را روی عکس تگ یا آن را برایش ارسال کنید.

او را در خانه به تماشای یک فیلم دعوت کنید. فیلم مورد علاقه او را بخرید و با پاپکورن از او پذیرایی کنید. 

موسیقی یکی از راههای شاد کردن و نفوذ به درون افراد است. بنابراین اگر آهنگ مورد علاقه او را می دانید، آن را برایش بفرستید یا با صدای بلند پخش اش کنید.

از خودتان یک فیلم خنده دار بگیرید و آن را، آن زمان که احساس می کنید شریک زندگی تان خسته و درگیر است، برایش بفرستید.

خاطرات خوب تان را یادآوری کنید. این کار خنده را بر لبان هردویتان می نشاند و شما را رمانتیک تر از قبل خواهد کرد. 

در زمان های استراحت اش به او زنگی بزنید و بگویید که دلتان برایش تنگ شده است. تماس های غیرقابل انتظار ثابت می کند که شما همیشه به شریک زندگی تان فکر می کنید. 

به او پیشنهاد کارهای هیجان انگیز دهید. به عنوان مثال فعالیت هایی که تا به حال انجام نداده اید، مثل بولینگ یا پاراگلایدر.

گاهی اوقات با پیک یا غیر حضوری گل، غذا یا هدیه ای برای او بفرستید و سورپرایزش کنید. 

او را بخندانید. برای او جوک تعریف کنید یا کارهایی که او را می خنداند انجام دهید. تصویر این لحظات خوش تا همیشه در خاطر او خواهد ماند.

برای او آهنگی را که با گوش دادنش به یاد او می افتید، بفرستید با این کار حال دلتان را به طور غیر مستقیم به او منتقل کرده اید.

نامه ای عاشقانه بنویسید و در آن بگویید که چقدر دوستش دارید یا حتی دلایل دوست داشتن تان را بیان کنید. کدام رفتار او شما را مجذوب اش کرده است؟ آنها را روی کاغذ بیاورید و تاثیراتش را در رفتارهای بعدی او ببینید.

منبع: برترین ها

گردآوری:مجله یک پارس

چگونه با خیانت همسرم کنار بیایم؟

خیانت همسر

برای هر فردی تجربه بی‌وفایی از سمت شریک زندگی بسیار سخت و ناگوار است‎

آیا می‌توان همسر بی‌وفا را بخشید، می‌شود بی‌وفایی را فراموش کرد ؟ چطور مطمئن شویم که همسرمان پشیمان است و سعی در اصلاح رابطه دارد؟

برای هر فردی تجربه بی‌وفایی از سمت شریک زندگی بسیار سخت و ناگوار است. تحمل این شرایط برای هر کسی آسان نیست و به همین دلیل است که آدم‌ها متفاوت عمل می‌کنند در این شرایط. روابط انسانی بسیار پیچیده است و وقتی گره ای در آن می‌افتد پیچیده‌تر هم می‌شود.

بنابراین با ارائه یک نسخه برای همه‌ی بی‌وفایی ها مرتکب بزرگترین اشتباه شده‌ایم.

با این مقدمه می‌پردازیم به شرایط این خانم، از گفته‌هایشان مشخص است که دوست دارد ادامه بدهد اما می‌خواهد مطمئن شود که دیگر خطایی زندگیش را تهدید نمی‌کند. بیایید یک بار و برای همیشه متصور شویم که رابطه مشترک هر کسی می‌تواند دستخوش چنین تهدیدی باشد.

بدین معنی که ما نمی‌توانیم و قادر نیستیم آینده را پیش‌بینی کنیم، هیچ چیز در جهان هستی برای انسان قابل‌ پیش بینی نیست. همه چیز در حال تغییر است. پس چه کنیم‌؟ جواب اینست شرایط زندگی خود را به نحوه قابل اطمینان بسازیم.

درست شبیه مهندس سازه‌ایی که تمام جوانب و زوایای مورد احتمال فرو ریختن پلی را که می‌خواهد طراحی کند می‌سنجد ولی در نهایت نتیجه بطور قطع دست او نخواهد بود.

این بدین معنی نیست که اعتماد نکنیم.رابطه‌ی زخم خورده هیچ‌گاه شبیه اولش نخواهد شد. فردی که بیماری قلبی دارد و مجبور به جراحی عمل قلب باز است.

می تواند به زندگی برگردد اما قلبش دیگر آن قلب سابق نیست.این دو نکته بسیار مهم است و به تفکر منطقی درباره چنین موقعیتی به ما کمک می‌کند.بخشیدن امری کاملا اختیاری‌ست.

اما نکته‌ی حائز اهمیت به موقع بخشیدن است. بخشیدن بدون حرف زدن درباره موضوع، بدون ترمیم رابطه، بدون تلاش برای تغییر سرانجامی جز خیانت دوباره ندارد. بخشیدن باید بعد از انجام پروسه‌ی التیام باشد. فراموش کردن کار ساده‌ایی نیست. ممکن است حتی شدنی نباشد. اما پذیرش شدنی‌ست.

پذیرش اینکه در زندگی من گره‌ایی ایجاد شده و من در تلاشم تا آنرا بپذیرم. حالا چطور متوجه شویم فرد خاطی در حال تلاش برای اصلاح رابطه است؟

بخشیدن خیانت همسر

روابط انسانی بسیار پیچیده است و وقتی گره ای در آن می‌افتد پیچیده‌تر هم می‌شود‎

۱- در اغلب موارد تلاش می‌کند تا با همسر خود هم‌دلی کند اینکه بتواند عمیقا احساس های همسرش را بفهمد. اینکار برای مردها دشوارتر از زنان است و نیازمند تمرین و ممارست است.

۲- همسرتان بیشتر از آنکه بگوید که مراقب شماست و این موضوع برایش اهمیت دارد، در عمل به شما نشان بدهد.بعد از بحران بی‌وفایی واکنش‌ها بلندتر از بیان کلمات است خیلی خوبه که همسرتان ابراز عشق کند، ولی بعد از این مخفی کاری‌ها نیاز هست که با عمل به شما کمک کند تا علاقه‌اش را اثبات کند.مثل یاداوری زمان‌هایی که برای شما اهمیت دارد، تفریحات دلخواه شما حتی اگر خود به آنها علاقه‌ایی ندارد.

۳- در تمام مدت رابطه را بر پایه‌ی اطمینان قرار دهد. یعنی اینکه دست از تمام کارهایی که باعث می‌شود تلاش برای بازسازی اعتماد دشوار باشد، کنار بگذارد.

۴- بلد باشد مخالف خود را درباره مسائل به شکل سالم و سازنده ارائه کند.مخالفت و چالش اجتناب ناپذیر است و حتی در رابطه های خیلی خوب هم وجود دارد. چالش و بحث حتی می‌تواند رابطه را عمیق‌تر کند. ضمن اینکه بحث کردن نشان دهنده‌ی اینست که رابطه شما ارزش نگه داشتن دارد.

بعد از بی وفایی افراد کم تحمل و فشرده هستند. اگر همسرتان در بحث کردن نشان دهد که به خوبی گوش می‌دهد و دیدگاه شما برایش مهم است هر چند آنرا قبول نداشته باشد، نشان می‌دهد که قصد جنگیدن با شما را ندارد و در کنار شماست هر چند نظرش متفاوت است‌.

منبع: سلامت نیوز

گردآوری:مجله یک پارس

۵ تمرین ساده برای رضایت از زندگی

مهارتهای زندگی

رضایت از زندگی نیاز به یک تلاش آگاهانه دارد‎

لاری سانتوس، استاد روانشناسی و علوم شناختی دانشگاه ییل آمریکا می‌گوید: بررسی‌های علمی ثابت کرده است که رضایت از زندگی نیاز به یک تلاش آگاهانه دارد.

پروفسور سانتوس، مدرس کلاس‌هایی به نام “روانشناسی و زندگی خوب” می‌گوید: سعادتمندی ناگهان اتفاق نمی‌افتد. شما باید برای سعادت و رضایت تمرین کنید.

سانتوس معتقد است که این تمرینات کار ساده‌ای نیست و زمان احتیاج دارد. او کسی است که در این‌باره تجربه خوبی دارد، چون “روانشناسی و زندگی خوب” را در دانشگاه تدریس می‌کند.

بنابر گزارش بی‌بی‌سی، کلاس‌های درس او در تاریخ ۳۱۶ ساله دانشگاه ییل پرطرفدارترین بوده و با بیشتر از ۱۲۰۰ دانشجو در دانشگاه به تازگی رکورد بیشترین شرکت‌کننده را شکسته است.

اساس درس‌های او بر قواعد روان‌شناسی مثبت‌گرا استوار است؛ شاخه‌ای از روانشناسی که درباره افزایش رضایت و تغییرات عادت‌های انسان تحقیق می‌کند.

اما چطور می‌توان تئوری‌های روان‌شناسی را در زندگی روزمره به طور عملی به کار برد؟

سانتوس می‌گوید: رضایتمندی چیزی نیست که همینطور اتفاق بیافتد. باید برای آن تمرین کنید. درست مثل ورزش و موسیقی که باید مدام تمرین کنید تا پیشرفت کنید و بتوانید موفق شوید.

سانتوس دو بار در هفته به دانشجوهایش درس می‌دهد که چگونه رضایت خود را از زندگی افزایش دهند.

او همچنین از دانشجوهایش می‌خواهد که هر یک برنامه‌های شخصی برای افزایش رضایت خود تهیه کنند تا به زندگی شادتر و سالمتری برسند.

موفقیت در زندگی

رضایتمندی چیزی نیست که همینطور اتفاق بیافتد باید برای آن تمرین کنید‎

در ادامه با چند تا از تمرین‌ها پروفسور سانتوس آشنا شوید:

۱. فهرست قدردانستنی‌ها 

سانتون از دانشجویانش می‌خواهد که در طول هفته هر شب فهرستی از چیزهایی که به خاطرش حس قدردانی و شکرگزاری دارند تهیه کنند.

او می‌گوید: شاید به نظر کار ساده‌ای باشد اما ما می‌بینیم دانشجوهایی که به طور مرتب این تمرین را انجام می‌دهند، راضی‌تر هستند.

۲. خواب بیشتر و بهتر 

به گفته سانتوس، ممکن است به نظر تمرین ساده‌ای باشد اما خیلی‌ها موفق به انجام آن نمی‌شوند. هشت ساعت خواب شبانه برای تمام هفته.

سانتوس می‌گوید: شاید به نظر خیلی پیش پا افتاده باشد اما می‌دانیم که خوابیدن بیشتر و بهتر احتمال ابتلا به افسردگی را کاهش و رویکرد مثبت افراد به زندگی را افزایش می‌دهد.

۳. تمرکز ذهن 

باید هر روز ۱۰ دقیقه تمرین تمرکز کنید. سانتوس می‌گوید از زمان دانشجویی تمرین مرتب تمرکز ذهنی باعث می‌شده که حس بهتری داشته باشد.

حالا که استاد دانشگاه شده است به دانشجویانش توصیه می‌کند: تحقیقات متعدد نشان می‌دهد که مدیتیشن و سایر تمرین‌هایی که توجه کامل ذهن را به خود جلب کند، می‌تواند شما را شادتر و سعادتمندتر کند.

۴. وقت بیشتری را با خانواده و دوستان بگذرانید 

سانتوس می‌گوید: تحقیقات جدید نشان می‌دهد که وقت گذراندن با دوستان و خانواده به شما احساس رضایت از زندگی خواهد داد.

روابط اجتماعی و رابطه سالم با افراد و دیدارهای رو در رو به طور مشخص باعث افزایش حس خوب زندگی و رضایت در انسان می‌شود.

سانتوس می‌گوید: در لحظه زندگی کنید، حتما زمانی را برای دور هم بودن اختصاص دهید و آگاهانه مراقب باشید که این زمان را چگونه سپری می‌کنید.

مفهوم زمان نقش بسیار مهمی در رضایت شما از زندگی دارد.

سانتوس می‌گوید: اغلب ما وقتی از ثروت صحبت می‌کنیم به این فکر می‌کنیم که چقدر پول داریم، اما تحقیقات نشان می‌دهد که ثروت در واقع رابطه مستقیم با زمان دارد. از قدیم گفته‌اند وقت طلاست.

۵. حضورتان را در شبکه‌های اجتماعی کم کنید و معاشرت واقعی را بیشتر کنید 

به نظر پروفسور سانتوس خیلی مهم است که از حس رضایت غیرواقعی که شبکه‌های اجتماعی و آنلاین ایجاد می‌کنند، دوری کنید.

سانتوس می‌گوید: تازه‌ترین تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که از شبکه‌های اجتماعی مثلا اینستاگرام استفاده می‌کنند در مقایسه با افرادی که وقت کمتری در این شبکه‌ها می‌گذرانند، احساس رضایت کمتری می‌کنند.

پس به این ترتیب اگر می‌خواهید در زندگی شادتر باشید، از حالا شروع کنید: قدر زندگی را بیشتر بدانید، با دوستان و خانواده معاشرت کنید، حداقل برای دقایقی از روز ذهن خودتان را از همه چیز پاک کنید، از شبکه های اجتماعی کمتر استفاده کنید و خوب بخوابید.

اگر این توصیه‌ها برای دانشجویان دانشگاه ییل کارساز بوده است برای شما هم خواهد بود.

منبع: سلامانه

 

گردآوری:مجله یک پارس

 چرا زنان در رهبری از مردان موفق تر هستند؟

زنان مدیر

زنان در وظایف رهبری نه تنها ضعیف‌تر از مردان نیستند، بلکه توانایی بیشتری هم دارند‎

همواره بر سر برتری زنان و مردان بحث‌هایی وجود داشته است. مدافعان حقوق زنان می گویند زنان در برخی امور خصوصاً در توانایی‌های مدیریتی دست کم گرفته شده‌اند. تحقیقات نشان می دهد زنان در وظایف رهبری نه تنها ضعیف‌تر از مردان نیستند، بلکه توانایی بیشتری هم دارند. تبعیض‌ها خصوصاً تبعیض‌های اجتماعی علیه زنان سبب نادیده گرفته شدن توانایی‌های رهبری زنان در عرصه‌های مختلف و محرومیت آن‌ها از تساوی حقوق اجتماعی شده است.

در برخی سازمان‌ها با این که زنان به اندازه‌ی مردان و با تعهد و پایبندی بالا کار می کنند، حقوق کمتری نسبت به کارمندان مرد دارند. هر چند هنوز از تمام توانایی مدیریتی زنان استفاده نشده، اما زنان توانایی‌های فوق‌العاده‌ای دارند که ثابت می کند آن‌ها نه تنها در نقش مدیریت و رهبری از مردان ضعیف‌تر نیستند، بلکه تواناتر هم هستند.

زنان کارآمدی بیشتری دارند

از سال‌های گذشته، مدیریت امور داخلی خانه برعهده ی زنان بوده است. به همین خاطر زنان به خوبی می دانند چطور مخارج را با بودجه‌ی محدود مدیریت کنند و حتی پس انداز هم داشته باشند. در برخی موارد که زنان در شغل‌های مدیریتی فعالیت داشته‌اند شاهد توانایی بالای آن‌ها در مدیریت و تخصیص منابع مالی بوده‌ایم. بیشتر زنان وظایف روزانه خود را لیست می کنند و در برنامه ریزی و زمان بندی کارها حرفه‌ای‌ترند؛ اما مردان منتظر می مانند تا همان لحظه برای هر مشکل، راه حلی پیدا کنند و اغلب هم نتیجه‌ی مطلوب را نمی گیرند.

در واقع، زنان دارای ویژگی‌های خاصی هستند که سبب می‌شود از دید کارمندان و همکارانشان مدیران تواناتری در مقایسه با مردان به نظر برسند. دلیل این قضیه آن است که زنان ملاحظه‌ی بیشتری در رفتار با کارمندان دارند و همیشه در تلاش‌اند خود را همگام با دیگر کارمندان بالا بکشند.

زنان می‌دانند چطور انگیزه بخش باشند

انگیزه دادن به دیگران از ویژگی‌های خوبی است که تنها در برخی افراد دیده می شود. زنان انگیزش دهندگان مورد قبولی هستند. آن‌ها به خاطر حس کنجکاوی و کارآگاهی خود می دانند چه رفتاری باعث انگیزه بخشی یا برعکس ترس و تردید طرف مقابل می شود. پس بهتر از مردان به دیگران انگیزه می دهند و به راحتی می توانند برای تشویق آن‌ها راه حل پیدا کنند.

زنان توانایی بیشتری در مواجهه با احساساتشان دارند، در حالی که مردان در این مورد ناتوان‌ترند. علاوه بر آن، زنان به آسانی می توانند در زمانی که انگیزه‌ی کارمندان برای دنبال کردن پروژه کم می شود، به آن‌ها روحیه و اعتماد به نفس دهند و تجسم دل‌نشینی از انجام پروژه در ذهن کارمندان به وجود آورند. تحقیقات نشان می‌دهد کارمندانی که تحت مدیریت زنان هستند، وظایف خود را با تعهد و پایبندی بیشتری انجام می دهند.

زنان حس همکاری و مشارکت فوق‌العاده‌ای دارند

زنان به طور ذاتی می توانند همه را دور خود جمع کنند و در این راستا، در همکاری و مشارکت با دیگران توانایی بیشتری دارند. داشتن چند نقش هم‌زمان از خصوصیات خاص زنان است که به آن‌ها کمک می کند همیشه برای شاد کردن کارمندان و همکاران خود راه حلی پیدا کنند. شاد بودن باعث افزایش روحیه و مسئولیت پذیری کارمندان می شود و لازم است مدیران زن را برای این خصوصیت ستایش کرد.

مردان در رهبری و مدیریت دیگران از خصوصیات مردان آلفا استفاده می کنند که بی‌فایده هم نیست، اما در توانایی انجام کارهای گروهی چندان به درد نمی خورد. این در حالی است که برای پیشرفت در هر کسب و کار ی باید کار گروهی انجام داد. زنان تمایل زیادی به انجام کارهای گروهی و اشتراک گذاری ایده‌ها و نظرات خود دارند. آن‌ها وقتی کاری را به صورت تیمی انجام می دهند، تمام تلاش خود را به کار می گیرند تا راه حلی پیدا کنند که به نفع تمام اعضای گروه باشد.

زنان مسیر موفقیت را می شناسند

زنان به خوبی می دانند چطور می توان با وجود موانع و چالش‌ها به موفقیت رسید. آن‌ها به عنوان یک زن با انواع تبعیض‌ها مواجه شده‌اند، اما همیشه پای خواسته‌های خود ایستاده و در بیشتر عرصه‌ها با وجود محدودیت‌هایی که وجود داشته است، به موفقیت رسیده‌اند. مردان با این حس بیگانه هستند و نمی توانند درک کنند نادیده گرفته شدن از همان دوران کودکی چه احساسی دارد؛ اما دختران و زنان در تمام مقاطع زندگی خود با انواع تبعیض جنسیتی مواجه شده‌اند. زنان زیادی تلاش می کنند با وجود موانعی که بر سر راه موفقیتشان وجود دارد، بالاخره راهی پیدا کنند و اهداف خود را به تحقق برسانند.

زنان اخلاق کسب و کار را رعایت می کنند

زنان بیشتر از مردان به اخلاق کسب و کار پایبند هستند. در بیشتر مواقع مردان اخلاقیات را تنها به حوزه‌ی کسب و کار محدود می کنند، اما زنان این اخلاق مداری را فراتر از حوزه‌ی کسب و کار می برند و همیشه در تلاش‌اند حقوق دیگران را با نهایت انصاف و عدالت رعایت کنند. دلیل اصلی این است که زنان وقتی مرتکب اشتباه کوچکی می شوند تا مدت‌ها احساس گناه دارند. به دلیل این که در هر شرکتی به رفتار اخلاق مدارانه بیشتر توجه می شود، زنان شانس بیشتری برای مدیریت و رهبری دارند. علاوه بر آن، زنان در مقابل کاری که انجام می دهند، بیشتر مسئولیت پذیرند و این به موفقیت آن‌ها کمک می کند.

منصب‌های مدیریتی

زنان بیشتر از مردان به اخلاق کسب و کار پایبند هستند‎

زنان صبر بیشتری دارند

زنان در مقایسه با مردان بسیار صبورترند. آن‌ها در بیشتر مواقع با حوصله و بررسی تصمیم می گیرند. زنان به خوبی می دانند تصمیمات شتاب زده کمکی به پیشرفتشان نخواهد کرد. پس وقتی بخواهند تصمیم کاری بگیرند، برای تصمیمات خود وقت می گذارند و تمام جوانب را پیش از نتیجه گیری نهایی تحلیل می کنند. زنان در کنترل استرس نسبت به مردان توانایی بیشتری دارند. حتماً می دانید استرس تأثیر منفی روی قدرت تصمیم گیری دارد و تصمیمات توأم با استرس باعث می شود از موفقیت دور شویم.

زنان از مهارت‌های ارتباطی بالایی برخوردارند

شاید زنان را پرحرف بدانیم، اما این تفکر رایج اشتباه است زیرا آن‌ها هر حرفی که به ذهنشان برسد را به سرعت بیان نمی کنند. زنان با معنا صحبت می کنند، زیرا توانایی فوق‌العاده‌ای در تفکر منطقی درباره‌ی موضوعات مختلف دارند و همیشه می‌خواهند هر مسئله‌ای را به طور عمقی تجزیه و تحلیل کنند. زنان در ارتباطات خود می توانند طرف مقابل را با زیرکی به انجام معاملات کاری قانع کنند. آن‌ها ابتدا درباره‌ی کارهایی که قصد انجامشان را دارند، حرف می زنند و سپس حرف‌های خود را به اثبات می رسانند؛ اما مردان عمل را بر حرف ترجیح می دهند. پس زنان می توانند با مهارت‌های ارتباطی خود در مدیریت موفق‌تر باشند. هر چه در مهارت‌های ارتباطی توانایی بیشتری داشته باشید، اطلاعات را به طور کارآمدتری انتقال خواهید داد و این همان ویژگی‌ای است که برای مدیریت و رهبری هر کسب و کاری لازم است. علاوه بر آن، مهارت‌های ارتباطی در تقویت و حفظ ارتباطات شخصی و کاری مؤثر هستند.

زنان به دنبال رشد فردی هستند

وقتی زنی مدیریت یک سازمان را برعهده دارد، از دیدن رشد فردی تمام اعضای گروهش احساس غرور کرده و همواره کارمندان خود را به پیشرفت در زندگی حرفه‌ای و شخصی تشویق می کند. این همان خصوصیتی است که هر رهبر موفقی به آن نیاز دارد تا کارمندان بتوانند ارتباط مؤثرتری با او برقرار کنند. زنان به دلیل بهره‌مندی از مهارت‌های ارتباطی ذاتی، احساس همدلی و هوش هیجان، رهبران بهتری نسبت به مردان هستند. زنان می‌توانند با دیدگاه‌های منحصر به فرد خود درباره مسائل مختلف به راه حل‌هایی برسند که در نهایت به نفع تمام اعضای گروه خواهد بود.

زنان شنونده‌ی خوبی هستند

اغلب زنان با دقت و حوصله به حرف‌های دیگران گوش می دهند و به این درک رسیده‌اند که چرا خداوند دو گوش و یک دهان به انسان داده است. خیلی از زنان وقتی کسی برایشان حرف می زند، تمام حواسشان را به طرف مقابل می دهند. در واقع، زنان دوست دارند درد دل دیگران را بشنوند و در صورت نیاز در کنارشان باشند. شنونده‌ی خوب بودن یکی از خصوصیات اصلی رهبران موفق است. رهبران زن به دلیل شنونده‌ی خوب بودن قادرند با مشتریان و کارمندان ارتباط بهتری برقرار کنند.

زنان رفتار حمایتی بهتری دارند

زنان نه تنها همیشه در دسترس هستند، بلکه ذهن و دل بازی هم دارند. روانشناسان می‌گویند زنان به دلیل غریزه‌ی مادری و میل به تأمین نیازهای خانواده رفتار بهتر و پذیراتری دارند. این رافت و شفقت ذاتی سبب می شود زنان بدون توجه به جایگاه شغلی‌شان، تمایل بیشتری به حمایت کارمندان و همکاران در سطوح مختلف سازمانی داشته باشند.

زنان با وجود تمام توانایی‌هایی که گفته شد، هنوز به طور قابل توجهی در شغل‌های مدیریتی حضور ندارند. در واقع، زنان برای این که بتوانند از فرصت‌های پیشرفت شغلی بهره‌مند شوند، مسیر طولانی در پیش دارند و باید تلاش کنند دیدگاه منفی و سنتی خیلی‌ها را در مورد توانایی‌هایشان تغییر دهند. با این وجود، زنان زیادی هستند که در شغل‌های مدیریتی موفق بوده و شهرت موفقیتشان توانسته دیدگاه عده‌ی کمی را درباره توانایی‌ها و ظرفیت‌های آن‌ها تغییر دهد.

منبع : ucan.ir

گردآوری:مجله یک پارس

کدام اشتباه شریک زندگی‎تان را ببخشید و کدام را نه؟

اشتباهات همسر

ما باید فردی که دوستش داریم را به خاطر گذشته ای که داشته ببخشیم‎

گاهی بخشش دیگران، نه تنها موجب آرامش خاطر ما می شود، بلکه به تداوم رابطه نیز کمک می کند. از طرف دیگر، رفتارهایی هستند که به هیچ عنوان قابل بخشش نمی باشند، از این رو که تاثیرات منفی آنها تا آخر عمر گریبان مان را خواهند گرفت. البته بخشش همیشه به معنای ادامه دادن رابطه نیست، ما گاهی طرف مقابل مان را به خاطر اشتباهی که مرتکب شده می بخشیم اما تصمیم می گیریم که رابطه را تمام کنیم.

در نهایت آنچه اهمیت دارد، آرامش خود ماست. آیا می دانید که  چه رفتارهایی در رابطه عاطفی قابل بخشش اند و کدامیک نیستند؟ اگر دوست دارید بدانید که کجاها باید گذشت کنید و کجاها از شریک زندگی تان بگذرید، در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

او را به خاطر گذشته اش، ببخشید 

ما باید فردی که دوستش داریم را به خاطر گذشته ای که داشته ببخشیم، به این علت که همه ما خطاکاریم و ممکن است اشتباهاتی را خواسته یا ناخواسته مرتکب شویم. اگر او با خانواده اش رفتار اشتباهی کرد، اگر آنجا که دوستانش به او احتیاج داشتند حاضر نبود، اگر جایی نتوانست آنطور که باید انتظارات دیگران را برآورده کند یا حتی انگیزه لازم را در محیط کار نداشت… او را ببخشید.

اگر او در گذشته نمی دانست که از زندگی چه می خواهد یا چگونه باید زندگی بهتری داشته باشد، اگر او شریک ایده آلی در رابطه قبلی اش نبود یا قلب کسی را شکست، باز هم لایق بخشیدن است زیرا او در گذشته زندگی نمی کند، بنابراین بهتر است که او را در زمان حال قضاوت کنید نه با اشتباهاتی که در گذشته انجام داده است.

او را برای آنچه امروز هست، نبخشید 

درست است که شما باید شریک زندگی تان را به خاطر اشتباهاتی که در گذشته انجام داده، ببخشید اما به شرطی که اشتباهاتش را قبول کرده و دیگر آنها را تکرار نکند. در واقع شما نباید انتخاب های اشتباه او را در زمان حال نادیده بگیرید زیرا زمان حال فرصتی برای اوست تا خودش را تغییر دهد، پس اگر این تغییرات را احساس نکردید، بدانید که او همان آدمی است که در گذشته بوده و قصد تغییر هم ندارد. اگرچه تغییر شخصیت یک شبه رخ نمی دهد اما شما باید تغییرات را، هر چند کوچک، در او احساس کنید، در غیر این صورت بخشش اشتباه است.

به عنوان مثال رفتارهای اشتباه او را با خودتان، تنها به این علت که او گذشته تلخی داشته، نباید نادیده بگیرید. اگر شما گذشته او را کنار گذاشته اید، او هم باید قدردان حمایت و گذشت های شما باشد و تمام تلاشش را برای تغییر رفتار خود انجام دهد، در غیر این صورت ببخش دوباره تنها به ضرر شما تمام خواهد شد.

اگر دل شما را شکست، ببخشیدش 

شاید فکر کنید کسی که قلب شما را شکست، ارزش بخشیدن ندارد اما شما باید این کار را انجام دهید به این علت که خود شما لایق آرامش هستید. اگر شریک زندگی تان نتوانست نیازهای شما را برآورده کند، اگر شما را ترک کرد یا اگر زیر قول هایش زد، ببخشیدش، حتی اگر از او جدا شدید. اگر به خاطر رفتارهای طرف مقابل تان ناامید هستید، اگر باعث شده که از عشق متنفر شوید، اگر آنجا که به او احتیاج داشتید و او در کنارتان نبود، اگر برای شما نجنگید یا آنطور که باید دوست تان نداشت، تنها برای این که باری از روی دوش خودتان بردارید، او را ببخشید. در واقع رفتارهای اشتباه او چیزی از ارزش شما کم نکرده است، بنابراین تنها برای آرامش خودتان، اشتباهات او را نادیده بگیرید.

او را نبخشید اگر باعث شد که نسبت به خودتان حس بدی داشته باشید 

برخی از افراد هستند که آهسته آهسته نظر شما را نسبت به خودتان تغییر می دهند، در واقع کاری می کنند که شما از خودتان متنفر شوید. رفتار اینگونه افراد را نباید بخشید. آنها به تدریج شما را متقاعد می کنند که علت تمام اشتباهات پیش آمده، خود شما هستید و این شمایید که باید رفتارتان را تغییر دهید. نتیجه این رفتار نه بهبود رابطه بلکه کاهش اعتماد به نفس شما را به همراه خواهد داشت. پس از مدتی شما احساس می کنید که برای او کافی نیستید و برای خشنود کردن او باید خودتان را تغییر دهید و در نهایت تبدیل به آدمی می شوید که هیچ لذتی از زندگی نمی برد. افرادی که باعث می شوند شما نسبت به خودتان حس ناامنی کنید یا آنهایی که شما را وادار می کنند خودتان را کمتر از آنچه هستید تصور کنید، را نبخشید بلکه هر چه سریع تر از زندگی تان حذف کنید.

اشتباه شریک زندگی

همسر خود راببخشید اما به شرطی که اشتباهاتش را قبول کرده و دیگر آنها را تکرار نکند‎

افرادی که از شما محافظت می کنند را ببخشید 

آدم ها گاهی برای محافظت از کسانی که دوست شان دارند، حقیقت را پنهان می کنند. به عنوان مثال اگر شریک زندگی تان از مشکلات خود، تنها به این علت که شما را ناراحت نکند، سخن نگفت، او را ببخشید یا اگر شما را از شرایطی دور نگه داشت تا آسیب نبینید، سرزنش اش نکنید. این گونه افراد در آن لحظه فکر می کنند که مهمترین عامل محافظت از شماست، به بیان دیگر آنها نمی دانند که چگونه با کمترین آسیب شما را درگیر مشکلات شان کنند،  بنابراین تنها کاری که به ذهن شان می رسد دور نگه داشتن شماست. شما نیز پس از یافتن حقیقت، آنها را ببخشید زیرا که آنها لایق این بخشش هستند.

اگر به شما دروغ گفت، نبخشیدش 

دروغ یکی از رفتارهایی ست که نباید ساده از آن گذشت. حتی اگر طرف مقابل تان به شما دروغ مصلحتی گفت، نباید او را ببخشید زیرا همین دروغ ها پس از مدتی تبدیل به دروغ های بزرگ تر می شوند. شما نباید به فردی که یک بار به شما دروغ گفته شانس دوباره دهید. اعتمادی که رفته هیچگاه باز نمی گردد، بنابراین با نادیده گرفتن آن، تنها خودتان را کوچک کرده اید. زندگی با اافراد دروغگو به شما حس ناامنی می دهد.

در واقع آنها با دروغ شان به شما ثابت می کنند که لیاقت صداقت را از نظر آنها نداشته اید. فردی که فکر می کند تنها در مواقعی که خودش بخواهد، باید حقیقت را به شما بگوید، فردی غیر قابل اعتماد و نابخشودنی است، از آن ساده نگذرید.

ببخشیدش اگر به شما اجازه داد تا رابطه را تمام کنید 

اگر شما تصمیم گرفتید که رابطه را تمام کنید، طرف مقابل تان هم مانع تان نشد، عصبانی نشوید. درست است که از او انتظار دارید جلوی شما را بگیرد اما او را ببخشید زیرا او هم آرامش شما را می خواهد و فکر می کند که شما لایق بهترین ها هستید، چیزی که در رابطه با او به دست نیاورده اید. اگر فردی شما را دوست داشته باشد، آرامش شما را به آرامش خودش ترجیح می دهد. بنابراین اگر او با این تصور که شما بدون او زندگی شادتری دارید، مانع از رفتن شما نشد، او را ببخشید.

اگر شما را رها کرد، نبخشیدش 

اگر شریک زندگی تان برای فرار از بار مسئولیت شما را رها کرد، هرگز نبخشیدش. به عنوان مثال ما از شریک زندگی مان انتظار داریم تا در مواقع ناراحتی کنارمان باشد و به درد و دل هایمان گوش دهد، اما اگر او در این شرایط شما را تنها گذاشت و به جای جسارت، ترسید و عقب نشینی کرد، بهتر است که او رها کرده و هرگز نبخشیدش. میان فردی که جایش همیشه خالی ست، با او که هیچگاه شما را تنها نمی گذارد، فرق بسیار است.

اگر شما را آنطور که می خواستید دوست نداشت، او را ببخشید 

هر کسی زاویه دید خود را در رابطه عاطفی دارد، این که شریک زندگی تان آنطور که شما دوست دارید با شما رفتار نمی کند، بدین معنی نیست که به شما بی علاقه است، بلکه هر کسی به شیوه خود احساسات اش را نشان می دهد. بنابراین زمانی که او فکر می کند به بهترین شکل ممکن در رابطه است، ناامیدش نکنید.

اگر در شرایطی خاص نتوانست مانند آنچه شما دوست دارید، رفتار کند، او را ببخشید. شاید به راستی او قبل از شما چنین تجربه هایی نداشته و راه درست را نمی داند، پس دست از پیش داروی بردارید و از رفتارهایی که برایتان چندان خوشایند نبوده، بگذرید. اگر او را دوست دارید، انتظارات تان را از او به زبان آورید، مطمئنا او نیز تمام تلاش خود را براب خشنودی شما خواهد کرد.

اگر برای شما ارزشی قائل نیست، نبخشیدش 

اگر شریک زندگی تان با شما طوری رفتار کرده که حس می کنید هیچ جایگاه و ارزشی برای او ندارید، هیچوقت نبخشیدش. یک رابطه نیازمند توجه، عشق و مهربانی ست و رفتار فردی که این موارد را نادیده می گیرد، توجیه ناپذیر است. بدتر از آن فردی است که جدا از بی احترامی رفتاری و کلامی، از خشونت های بدنی استفاده می کند.

از فردی که تنها شما را برای زمان هایی خاص می خواهد، به بیان دیگر شما را یک شی فرض می کند، دوری کنید زیرا که این عشق نیست بلکه سو استفاده از شرایط است. با این اوصاف، افرادی که به شما، اهداف تان یا خانواده و دوستان تان بی احترامی می کنند، هرگز قابل بخشش نیستند.

منبع: برترین ها

گردآوری:مجله یک پارس