طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب (۷۲)

 طنز نوشته های جدید, طنز نوشته های کوتاه

جوک خنده دار جدید

بابام تلوزیون نگاه میکرد گفتم بابا یخورده پول بده ندارم برگشت ی نگاهی کرد بعد دوباره روشوکرد سمت تلوزیون

فقط میخواست دوتا تیک بخوره seen بشه

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب,طنز نوشته

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

رفتم خاستگاری:

دختره گفت ماشین داری؟

گفتم آره دوتا یکی مال خودمه یکی مال مادرمه که اونم بیشتر اوقات من استفاده میکنم..

دختره چشاش گرد شد گفت ماشینتون چیه؟

گفتم مال خودم ریش تراش مال مادرم لباسشویی…

 خانوادگی تا در خونه دنبالمون کردن

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب,طنز نوشته

طنز نوشته های جدید

آﺑﺮﯾﺰﺵ ﺑﯿﻨﻰ ﺩﺍﺭﻡ،

ﺭﻓﺘﻢ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ ﻗﺮﺹ ﺿﺪﺣﺴﺎﺳﯿﺖ ﺑﮕﯿﺮﻡ،ﺗﻮ ﻋﻮﺍﺭﺽ ﺟﺎﻧﺒﯿﺶ ﻧﻮﺷﺘﻪ :

ﺳﺮ ﺩﺭﺩ، ﺳﺮ ﮔﯿﺠﻪ، ﺣﺎﻟﺖ ﺗﮭﻮﻉ، ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ، ﻧﺎﺭﺳﺎﯾﻰ ﮐﺒﺪ، ﺳﮑﺘﻪ ﻗﺒﻠﻰ، ﺳﮑﺘﻪ ﻯ ﻣﻐﺰﻯ، ﻣﺮﮒ ﻧﺎﮔﮭﺎﻧﻰ

ﮪﯿﭽﻰ ﺩﯾﮕﻪ … ﭘﺸﯿﻤﻮﻥ ﺷﺪﻡ، با آستینم پاکش میکنم, ﺍﻣﻨﯿﺘﺶ ﺑﯿﺸﺘﺮﻩ

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب,طنز نوشته

طنز نوشته های خنده دار

‏مجبوری جلوی پل پارک کردم، شماره ام رو هم گذاشتم زیر برف پاک کن ،

اومدم دیدم ماشینم پنچره…

 دیدم برام نوشته شارژ نداشتم بهت زنگ بزنم

اصن عاشق صداقتش شدم

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب,طنز نوشته

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

یه بار بابا بزرگم با مامان بزرگم دعواشون شد وسط دعوا دندونای مصنوعی هردو از دهنشون پرت شد بیرون، قاطی کردن کدوم مال کی بود، بابا بزرگم گفت اونی ریحون چسبیده بهش برا منه، مامان بزرگم گفت ریحون نداشتیم که ما، باز رفتی بیرون تنهایی کباب خوردی، دعوا جدی تر شد.

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب,طنز نوشته

جوک خنده دار جدید

از کنار یه گدا داشتم رد میشدم گفت ایشالله دوماد شی پسرم یه کمکی بکن. ۵۰۰  دادم بهش گفت دستت درد نکنه ولی با این گدا بازیا زن نگیری بهتره

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب,طنز نوشته

جوک باحال

دلنوشته دختران مجرد :

 از کلاس اول خواندیم آن مرد آمد

آن مرد با اسب سفید آمد

ما که ترشیدیم ولی مرتیکه با خر هم نیامد و باز هم بابا نان داد

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب,طنز نوشته

جوک خنده دار

حال و روز دانشگاه رفتن ما:

.

.

.

.

۸-۱۰ استاد بخدا هنوز خوابیم چجوری به درس گوش بدیم؟!

۱۰-۱۲ استاد گرسنه ایم با شکم گرسنه که نمیفهمیم!

۲-۴ استاد بعد غذا باید بخوابیم الان سنگین شدیم!

۴-۶ استاد از هشت صبح سرکلاسیم دیگه نمیفهمیم !

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب,طنز نوشته

طنز نوشته های جدید

دیشب فال گرفتم حافظ فرمودند:

.

.

.

خوشا زنی که آقایش تو باشی

.

والا به خدااا

اصن یه وضیه که حافظم فهمیده

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب,طنز نوشته

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

آیا میدانستید خرس های قطبی چون سفید هستند نمیتونن برن ختم

.

.

.

.

فقط میتونن تو شادیاتون جبران کنن

تا اکتشافات بعدی خدا یارو نگهدارتون

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب,طنز نوشته

طنز نوشته های کوتاه

رفتم پیش پرستار امپول بزنم گفتم این امپولو واسم بزن

پرستار گفت …تورج

گفتم .من تورج نیستم

گفت چرا تورج

گفتم خانوم من هادیم تورج نیستم

گفت حرف نزن هادی

, باید بزنم تورج

گفتم امپول ماله منه چرا بزنی به تورج

گفت خیلی حرف میزنی باید بزنم تورج

یکم فکر کردم گفتم بگو رگ

گفت رج

گفتم حالا بزن تورج!

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب,طنز نوشته

جوک های جدید

مورد داشتیم دختره رفته کله پزی

فروشنده گفته: چشم بذارم؟

دختره گفته: آخه من تو این یه ذره مغازه کجا قایم شم؟

فروشنده که تشنج کرده یه پا و یه دستش به صورت ضربدری فلج شده

کله گوسفنده هم زنده شده فرار کرده

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب,طنز نوشته

جوک خنده دار جدید

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﺪﻡ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ:

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭼﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﻳﺪ؟

ﺟﻮﺍﺏ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻡ،

ﺳﻘﻒ ﮔﻔﺖ: ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ!

ﭘﻨﺠﺮﻩ ﮔﻔﺖ: ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﺑﻨﮕﺮ!

ﺳﺎﻋﺖ ﮔﻔﺖ: ﻫﺮ ﺛﺎﻧﻴﻪ ﺑﺎﺍﺭﺯﺵ ﺍﺳﺖ!

ﺁﻳﻴﻨﻪ ﮔﻔﺖ: ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻛﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺁﻥ ﺑﻴﻨﺪﻳﺶ!

ﺗﻘﻮﻳﻢ ﮔﻔﺖ: ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﺎﺵ!

ﺩﺭ ﮔﻔﺖ: ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻫﺪﻑ ﻫﺎﻳﺖ ﺳﺨﺘﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻫُﻞ ﺑﺪﻩ ﻭ ﻛﻨﺎﺭ ﺑﺰﻥ!

ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ،  پتو ﮔﻔﺖ: ﻭﻟﺶ ﮐﻦ ﺑﺎﺑﺎ ﺑﮕﯿﺮ ﺑﺨﻮﺍﺏ!!!

ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭘﻨﻬﻮﻥ ﺣﺮﻑ پتو ﺑﻪ ﺩﻟﻢ خیلی ﻧﺸﺴﺖ .!!!

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب,طنز نوشته

طنز نوشته های کوتاه جدید و جالب

داستان جواب دندان شکن بهلول به هارون الرشید

روزي خليفه از بهلول پرسيد :

تا به امروز موجودي احمق تر از خود ديده اي؟

بهلول گفت : نه والله اين نخستين بار است كه ميبینم

گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *