امروز : سه شنبه ۱۳۹۶/۰۱/۸ می باشد.
تبلیغ چترومیک پارس درتلگرام

عکس های دیدنی

تبلیغات متنی

نوشته هایی با برچسب "داستانهای آموزنده"

داستان دزدی که در خزانه، نمک سلطان را خورد

داستان دزدی که در خزانه، نمک سلطان را خورد

داستانهای آموزنده   او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش باند سرقت تشکیل داده بودند. روزى با هم نشسته بودند و گپ مى زدند. در حین صحبتهاشان گفتند: چرا ما همیشه با فقرا و آدمهایى معمولى...

ادامه مطلب
وضعیت ایرانی ها در جهنم!

وضعیت ایرانی ها در جهنم!

داستانهای کوتاه    داستانی کوتاه و جالب درباره وضعیت ایرانی ها در ادام خواهید خواند که اخلاق و منش بسیاری از ما ایرانی ها را مشخص می کند. خواب دیدم قیامت شده است. هرقومی را داخل چاله...

ادامه مطلب
داستان اکسیژن خیالی!

داستان اکسیژن خیالی!

داستانهای آموزنده   مردی شبی را در خانه ای روستایی می گذراند...؛ پنجره های اتاق باز نمی شد. نیمه شب احساس خفگی کرد و در تاریکی به سوی پنجره رفت اما نمی توانست آن را باز کند. با مشت به...

ادامه مطلب
داستان جالب و شنیدنی «ششمین دختر»

داستان جالب و شنیدنی «ششمین دختر»

داستان جالب «ششمین دختر»   معلم مدرسه‌ای با اینکه ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ خوبی داشت هنوز ازدواج نکرده بود. ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻧﺶ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭ ﺷﺪند ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: «ﭼﺮﺍ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ...

ادامه مطلب
حکایت جالب و آموزنده «غرور بی جا»

حکایت جالب و آموزنده «غرور بی جا»

حکایت جالب «غرور بی جا»   یک روز گرم شاخه ای مغرورانه و با تمام قدرت خودش را تکاند به دنبال آن برگهای ضعیف جدا شدند و آرام بر روی زمین افتادند شاخه چندین بار این کار را با غرور خاصی تکرار...

ادامه مطلب
چقدر کارمان را دوست داریم!

چقدر کارمان را دوست داریم!

داستانهای خواندنی   یکی از مدیران آمریکایی که مدتی برای یک دوره آموزشی به ژاپن رفته بود ، تعریف کرده است که : روزی از خیابانی که چند ماشین در دو طرف آن پارک شده بود می گذشتم. رفتار جوانکی...

ادامه مطلب
داستان جالب «منطق»

داستان جالب «منطق»

داستانهای آموزنده   یکی از دوستان ما که مرد نکته سنجی است، یک تعبیر بسیار لطیف داشت که اسمش را گذاشته بود: « منطق ماشین دودی». می گفتیم منطق ماشین دودی چیست؟ می گفت من یک درسی را از قدیم...

ادامه مطلب
داستان ارزش انسان

داستان ارزش انسان

  داستان آموزنده «ارزش انسان»   يک سخنران معروف در مجلسي که دوصد نفر در آن حضور داشتند، 20 دالر را از جيبش بيرون آورد و پرسيد: چه کسي مايل است اين پول را داشته باشد؟   دست همه حاضرين بالا...

ادامه مطلب
آگهی پیرزنی که پولش را گم کرده بود

آگهی پیرزنی که پولش را گم کرده بود

داستانهای آموزنده    ﺑﺮﮔﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺧﻴﺎﺑﺎﻥ ﻧﺼﺐ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ: ﻣﻦ 50 هزار تومان ﺭﺍ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻡ ﺯﯾﺮﺍ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ،...

ادامه مطلب
داستان کوتاه «شکار»

داستان کوتاه «شکار»

  داستانهای آموزنده   مراد، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻫﺎﻟﯽ روستایی ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﺭﻓﺖ ﻭ در راه برگشت، به ﺷﺐ خورد و از قضا در تاریکی شب ﺣﯿﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺳﺨﺖ...

ادامه مطلب
انسانیت، ساده یا پیچیده؟!

انسانیت، ساده یا پیچیده؟!

داستانهای آموزنده   چند وقت پیش با پدر و مادرم رفته بودیم رستوران که هم آشپزخانه بود هم چند تا میز گذاشته بود برای مشتریها  افراد زیادی اونجا نبودن، 3 نفر ما بودیم با یه زن و شوهر جوان و یه...

ادامه مطلب

آخرین مطالب

امار سایت

  • 0
  • 15,765
  • فروردین ۸, ۱۳۹۶