امروز : جمعه ۱۳۹۶/۰۳/۵ می باشد.
تبلیغ چترومیک پارس درتلگرام

دیدنیها

تبلیغات متنی

نوشته هایی با برچسب "قصه"

هر وقت ترسیدی با خدا حرف بزن!

هر وقت ترسیدی با خدا حرف بزن!

قصه های کودکانه   چند روزی می شد که حال مامان خوب نبود استفراغ می کرد و بی حوصله بود. دست و پایش هم درد می کرد. بد اخلاق بود. چند بار با بابا رفتند دکتر. یک شب که می خواستی بخوابیم حال...

ادامه مطلب
من نبودم دستم بود

من نبودم دستم بود

  قصه های آموزنده برای کودکان   راستش من عادت داشتم به وسایل های داداشم دست درازی کنم. یعنی چی می خواند و چی می خورد، و یا چی تو کیفش قایم می کند. یا حتی چی تو سرش می گذرد. داداشم یه روز...

ادامه مطلب
قصه ی کوتاه آش خوشمزه

قصه ی کوتاه آش خوشمزه

  قصه های کوتاه برای کودکان آش خوشمزهبزبزک زنگوله پا، یک سبد بافت. آن را از سقف خانه آویزان کرد و به بزغاله هایش گفت: « اگر روزی من در خانه نبودم و گرگ آمد، بروید توی این سبد و طناب را...

ادامه مطلب

آخرین مطالب

امار سایت

  • 0
  • 16,748
  • خرداد ۴, ۱۳۹۶