امروز : جمعه ۱۳۹۵/۰۹/۱۹ می باشد.
تبلیغ چترومیک پارس درتلگرام

عکس های دیدنی

نوشته هایی با برچسب "حکایت"

حکایت «زندانی پر رو»

حکایت «زندانی پر رو»

حکایت های مولانا   مرد فقیرو پرخوری را به جرمی زندانی کردند. در زندان هم آرام نگرفت و متنبه نشد و به زور غذای زندانی ها را می گرفت و می خورد و آنقدر اذیت کرد تا بالاخره زندانی ها به قاضی...

ادامه مطلب
حکایت هرچه كنی به خود كنی گر همه نیك و بد كنی

حکایت هرچه كنی به خود كنی گر همه نیك و بد كنی

حکایت هرچه كنی به خود كنی گر همه نیك و بد كنی می‌گویند: درویشی بود كه در كوچه و محله راه می‌رفت و می‌خواند: "هرچه كنی به خود كنی گر همه نیك و بد كنی" اتفاقاً زنی مكاره این درویش را دید و خوب گوش...

ادامه مطلب
داستان پندآموز:فکر نکنید دیگران احمقند!

داستان پندآموز:فکر نکنید دیگران احمقند!

داستان پندآموز:فکر نکنید دیگران احمقند! عتیقه‌ فروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد. دید کاسه‌‌ای نفیس و قدیمی دارد که در گوشه‌ای افتاده و گربه‌ای در آن آب می‌خورد. با خود گفت...

ادامه مطلب
دو حکایت جالب از افلاطون

دو حکایت جالب از افلاطون

زشتی و زیبایی روزی، آدم نادانی كه صورت زیبایی داشت، به « افلاطون » كه مردی دانشمند بود، گفت: " ای افلاطون، تو مرد زشتی هستی". افلاطون گفت: « عیبی كه بود گفتی و آن را به همه نشان دادی، اما آنچه كه...

ادامه مطلب
حکایت بهلول و آشپز طمع کار

حکایت بهلول و آشپز طمع کار

یک روز عربی از بازار عبور می کرد که چشمش به دکان خوراک پزی افتاد از بخاری که از سر دیگ بلند میشد خوشش آمد تکه نانی که داشت بر سر آن میگرفت و میخورد. هنگام رفتن صاحب دکان گفت : تو از بخار دیگ من...

ادامه مطلب

آخرین مطالب

امار سایت

  • 5,033
  • 682
  • 3,629
  • 476
  • 0
  • 12,679
  • آذر ۱۹, ۱۳۹۵