داستان زخم نوشته حسین پناهی

داستانهای خواندنی,داستان های جذاب

پشت چراغ قرمز

پسرکی با چشمان معصوم  و دستانی کوچک گفت :

چسب زخم نمی خواهید ؟

پنچ تا  ، صد تومن  ،

آهی کشیدم و با خود گفتم :

تمام چسب زخم هایت  را هم که بخرم ،

نه زخم های من خوب می شود نه زخم های تو …

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.