دیانت و لیاقت در بحث همسر گزینی را بیشتر تشریح کنید!

پاسخ – لیاقتی که ما می گوییم در دو بُعد است . هم در مباحث فرهنگی و فکری است که همان دیانت می شود و هم در مباحث عملیاتی و کاربردی آن است که شغل و مدیریت زندگی میشود . یک وقت شما می بینید که با یک گزینه ای برخورد می کنید که از لحاظ اعتقادی نمره اش عالی است . همه ی واجبات و محرمات او کامل است و این نقطه ی ایده آل شماست. و بستر ازدواج را برایش فراهم می کنید. و انشاءالله او این دیانت را بر اساس تفکر انتخاب کرده است نه بر اساس تقلید. منظور تقلید در اعتقادات است و اِلا باید تقلید در احکام داشته باشیم . حتی نه بر اساس وراثت . از وراثت بهره گرفته ولی خودش با فکر دیانت را انتخاب کرده و شما این دیانت را می پسندید . اما یک وقت سراغ گزینه ای می رویید که دیانت لازم را ندارد . نگاه به گذشته ی او می کنید و می بیند که دیانت لازم را ندارد ، زود روی آن خط نکشید. این مثل اشتغال است . الان طرف شغل ندارد . زود روی او خط نکشید . همچنانکه اگر شغل هم داشت ، زود تاییدش نکنید . اگر طرف شغل داشته باشد ولی لیاقت نداشته باشد ، شغلش را از دست می دهد و عرضه ندارد که دوباره کار را راه بیندازد . راجع به دیانت هم همین را می گوییم . دین داشته باشد ولی دیانت او بر اساس تعقل و تفکر نباشد ، یک دفعه می بینید همه ی دیانت را کنار گذاشت. میگویند که اونماز می خواند و روزه میگرفت ، حالا که دو سال از ازدواج مان گذشته و اتفاق بدی افتاده ، نمازش را کنار گذاشته است . تو نماز را برای ارتباط با خدا می خواندی نه برای اینکه شغل پیدا کنی ، نه برای اینکه مشکلات در زندگی ات نیاید . پس دیانت خیلی پر رنگ و با ریشه هم زود جذب مان نکند . کم دینی ظاهری هم زود ما را دفع نکند . یک بررسی بکنیم و ببینیم که طرف پذیرش ظرفیت دین را دارد یا نه . یک فرمانده گردانی بود. یک عده ای از بچه های تهران آمده بودند و همه تیپی بودند . یک عده بچه هایی بودند که معروف به دستمال گردن بودند و قیافه های لوطی مسلک داشتند . هیچ فرمانده گردانی آنها را انتخاب نمی کرد . یک فرمانده گردان گفت که من با اینها کار می کنم . او فهمید کسی که به جبهه آمده و حاضر شده جانش را بگذارد ، این فرد لیاقت دیانت دارد . ولی کسی که در مسجد سبحان الله می گوید و حاضر نیست که برای دین جان بدهد ، لیاقت و دیانت او تظاهری است . برای این بچه ها سه تابرنامه ریزی کرد . این بچه ها دوست داشتند که یک باشند . گفت که مگر نمی خواهید همه ما یک باشیم . پس بیاییم همه مان یک دست موهایمان را بزنیم . همه مو هایشان را زدند و مشکل موهایشان حل شد. چون نمی توانست بگوید که یقه هایتان را ببندید ، گفت که ما چفیه را برعکس می بندیم تا مثلثی جلو بیفتد و جلوی یقه شان بسته بشود . گفت که همه میخواهند مسجد جارو کنند ، ما برویم توالت های را تمیز کنیم . این کار را هم کردند . در این عملیات بیشترین شهید را این گردان داد. گفت : ببینید که این بچه ها لیاقت شان از ما بیشتر بود . این فرد تا بحال تربیت دینی نداشته که چادر سرش کند ، تربیت دینی نداشته که این عمل واجب را انجام بدهد ، اما اینقدر منطق پذیری اش بالاست که وقتی از نماز صحبت می کنیم خوب گوش می دهد و می فهمد که تابحال چقدر ضرر کرده که نماز نخوانده است . و بعد با خواند کتاب بقیه را هم درک میکند . او از خودش این همه لیاقت فهم نشان میدهد . پیامبران ما سراغ کسانی آمد که دوست داشتند بفهمند ، اینها را جذب کرد . نگفت که فقط فهمیده ها بیایند . ما میگوییم که فقط می خواهیم سراغ سوپر متدین برویم . این کار خوب است ولی هنر نیست . هنر این است که کسی که پذیرشش را دارد ، به او کمک کنیم . لیاقتی که ما صحبت کردیم فقط در بحث اشتغال نیست . در بحث جربزه ی گرداندن زندگی نیست ، لیاقت در بحث فرهنگی و ایمانی هم هست . هرکسی را که احساس کردیم ظرفیت پذیرش دارد ، به او کمک کنیم . با چه ضمانتی میشود جلورفت ؟ با ضمانت ارتباط نیت خالص خودم با خدا . مگر خدا نگفته که اگر تو موفق بشوی یک نفر را هدایت کنی مثل این است که همه انسانها را هدایت کرده ای . نیت من استفاده از واقعیت ظاهری او نباشد. نیت دختر یا پسر این باشد که خدایا یک توانمندی به من دادی الحمدلله ، یک بستر می بینم الحمدلله و بقیه اش را هم تو کمک کن . الذی جاهدوا فی نا لنهدینهم سبلنا . من از این ازدواج ها دیده ام . حر وقتی به خواستگاری امام حسین(ع) آمد ( به نیت امامت ) .امام یک نگاه به چشم های حر کردند و دیدند که عجب ظرفیتی دارد . من فکر می کنم که امام از قصد فرمودند : مادر به عزایت گریه کند که جلوی ما را گرفتی . اینجا حر به هم ریخت و آن ظرفیت خودش را نشان داد . حر یک ظرفیت دیگر هم از خودش نشان داد. ظهر وقتی که یاران حر می خواستند پشت سر حر نماز بخوانند ، او گفت که پسر دختر پیامبر اینجاست ، می خواهید پشت سر من نماز بخوانید ؟ با اینکه مامور بود و معذور ، پشت سر امام نماز خواند . یک کار قشنگ دیگر هم کرد . شروع کرد به قدم زدن و فکرکردن . یک ساعت فکر کردن از هفتاد سال عبادت بهتر است . گاهی فکر کنم که با ثروت طرف که نمی خواهم ازدواج کنم ، با پست و شهرت پدرش که نمی خواهم ازدواج کنم ، می خواهم با حقیقت این انسان ازدواج کنم . حقیقتش که بنده ی خداست . حالا در تربیت قرار نگرفته و معلوم نیست که چه از آب در بیاید . تو از خدا کمک بگیر و جلو برو. ببینید که حر به کجا رسید . وقتی امام دست مال به سرش بستند ، گفتند که مادر چه اسم قشنگی برای تو انتخاب کرده است . در بخش بیرونی فقط دعا می دانیم . جوانان برای ازدواج به امام رضا (ع) متوسل بشوند .به آبروی امام رضا (ع) اول نگاه ما و جامعه ی ما را به ازدواج حل بکند و بعد مشکلات بیرونی ازدواج را خودشان کفایت بفرمایند .

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.