آيا بسته شدن بخت دختر خانمها صحت دارد؟

سوال – خانمی سی و چند ساله هستم که موقعیت ازدواج برایم پیش نیامده است . همیشه نمازم را به موقع میخوانم و واجباتم را انجام میدهم و دعا می کنم اما فکر می کنم که خدا من را فراموش کرده است. لطفا من را راهنمایی بفرمایید .
ما نباید آستانه ی توقعمان را در دعا بالا ببریم . به هر حال نباید غافل از موانع اجتمایی و موانعی که درجامعه وجود دارد بشویم . نیز نباید غافل از وظیفه ی خود بشویم . فرض کنید مواردی پیش می آید که تعداد دخترها بیشتر از پسرها است یا پسرهایی که دنبال ازدواج هستند کم می باشند یا در جامعه ای به دلیل جنگ یا حادثه هایی ، تعداد خانمهایی که همسرانشان از دنیا می روند زیاد میشود یعنی تعادل ازدواج به هم میخورد . در جامعه ی ما سن ازدواج بالا است. گاهی تماس میگیرند که آقا دعا کنید یا چه دعایی بخوانیم ؟ کسی که شرایط ازدواج برایش پیش نیامده این را نباید به پای فراموشی خدا و عدم استجابت دعا بگذارد . بعد نماز نمیخوانیم تا ازدواج کنیم . نماز ، روزه و حج یک وظیفه است و باید انجام داد . دعا هم میکنید . در این جامعه ازدواج باید از حالت سنتی و زرنگی مادر خارج شود ، یک ریش سفید در فامیل و مراکزی در جامعه عهده دار این امر شوند . خلاصه باید یک نهضتی به راه بیفتد . مثلا در دانشگاه بگویند : کسی که متاهل باشد سطح واحدهایش را افزایش میدهیم . اساتید معارف و اخلاق بگویند که هر کس ازدواج کند سه نمره به او میدهم. هدف از ازدواج دینداری ، جلوگیری از فساد و حفظ دین است. اساتید دانشگاه میتوانند افراد مجرد را تشویق به ازدواج کنند. دانشگاه بگوید : اگر کسی ازدواج کرد این مقدار وام میدهیم ، خوابگاه و امکانات به او داده میشود . اصلا جامعه باید به سمتی برود که به متاهلین بیشتر اهمیت داده شود. راهکاره دیگر این است که در خانواده یک کمیته ایجاد شود و دخترها و پسرها را شناسایی کنند و آنها را به هم برسانند و موجبات ازدواج را فراهم کنند لذا دختری با این سن میگوید من بختم باز نمیشود این تعبیر درستی نمیتواند باشد .اصلا بخت یعنی چه، ازدواج یک زمینه ای میخواهد یک شرایطی دارد اولا دختر خانمها نباید سنشان به 34 برسد سن ازدواج از16 و17 تا 22و23 است بیشتر نباید شود اگر هم شد آقا پسرهای سی و چند ساله هستند که مناسب این افرادند. البته این اشخاص را باید شناسایی کرد،شاید تعبیر درستی نباشد ولی اگر شما خانه یا ماشین بخواهید می دانید به کجا مراجعه کنید ولی اگر یک جوانی هرچه قدر هم خانواده اش زرنگ باشند نمی داند برای ازدواج چه کار کند ؟ وبه کجا مراجعه کند این که نمی شود مثل خانه و ماشین برایش بنگاه تشکیل داد من اسمش را می گذارم کانون، کانون های مودت و مهربانی و باید کانونهای پیوند تشکیل داد و این معضل را حل کرد ولی در خصوص این سوال به خواهر گرامی عرض می کنم این دلیل برآن نمی شود که مثلا اگر نماز نخوانید بختتان باز می شود. نباید اینها را به هم گره زد البته دعا موثر است. خدا هم می فرماید: اگر مردم تقوا داشته باشند درهای رحمت به رویشان باز می شود مگر نه اینکه حضرت علی (ع) دعا کرد که حضرت زهرا (س) را به عقد او درآوردند، رفتند خواستگاری و با ایشان صحبت کردند، حتی ما از این موارد داشته ایم البته در جامعه ما این مسئله یک مقدار قباحت دارد.داشته ایم خانمی می آمد داخل مسجد خدمت پیامبر اظهار سلام کرد و گفت : یا رسول خدا میخواهم ازدواج کنم، این در جامعه ما قبیح است، پیامبر رو کرد به اصحاب و گفتند : آیا کسی شرایط ازدواج را دارد؟ شخصی گفت: آری حضرت فرمودند:مهریه یا صداق؟ گفت: من چیزی ندارم، به خانم گفتند که ایشان حاضر است با شما ازدواج کند ولی مهریه ندارد. حضرت فرمودند : آیا کار یا حرفه ای داری؟ گفت بلی. میتوانم قرآن به او بیاموزم. پیامبر به زن گفت : حاضری مهریه ات را آموزش یک سوره ی قرآن قرار بدهم؟ گفت: بلی یا رسول الله. بعد ایشان خطبه عقد را جاری کرد. ما خودمان کار را سخت کرده ایم، گاهی جوانان پیش من می آیند آنها یک غولی از ازدواج ساخته اند و جالب است که بدانید دختردار از پسردار می ترسد، پسردار از دختردار. خانواده دختر می گوید با جهیزیه چه کنیم؟ دومی می گوید : با خانه چه کنیم؟ خوب هر دو می توانند کوتاه بیایند.

سوال – آیا بسته شدن بخت دختر خانم ها صحت دارد؟ نظرتان در رابطه با دعا نویسی چیست؟ یک نفر در منطقه ی ما دعا نویسی می کند . افرادی به او مراجعه می کنند بعضی هم می گویند که حاجت گرفته اند.
ما این را عنوانی قرار می دهیم برای ورود به بحث دعا نویسی و عریضه نویسی و خرافات که البته نباید اینها به یکدیگر خلط بشود. به طور کلی همیشه در طول تاریخ نه فقط در اسلام بلکه قبل از اسلام هم وجود داشته که افرادی سعی می کردند به جای آب، سراب را به مردم نشان بدهند به جای حقیقت و واقعیت پندارهای باطل را بگذارند. رسول گرامی وقتی به پیامبری مبعوث شدند دیدند که جامعه عرب با خرافات زیادی آمیخته شده است. شش نوع آتش افروزی داشتند. مثلا آتش روشن میکردند و کنار آن پیمان می بستند. اگر مسافری میخواست به سفری برود یا برگردد آتش روشن میکردند و مسافر با عبور از آتش معتقد بودند که سلامتیش حفظ میشود مثل همان چهارشنبه سوری که کاملا غلط و بی اساس است که از همانجا وارد فرهنگ ما شده، اگرمیخواستند باران ببارد به دم گاوی چوب می بستند، چوبها را آتش میزدند و سرو صدا میکردند و گاو بیچاره نعره میزد و میگفتند صدای نعره همان صدای رعد و جرقه ها همان برق است و عقیده داشتند که باران خواهد آمد و… خلاصه خرافه را به جایی رسانده بودند که کسی از خانه خارج میشد و به چپ میرفت، میگفتند : روز بدی دارد و اگر به راست میرفت روزش خوب بود که به آن طیره میگفتند که ریشه اش هم از پرندگان گرفته شده بود. مثلا کسی می آمد خانه اگر کلاغ از پشت سرش رد میشد روزش بد و اگر از جلویش رد میشد روزش خوب بود. انبیا هم که محشور و مبعوث شدند مردم میگفتند که شما برای ما فال بد هستید . شما شوم هستید. قرآن میفرماید: سرنوشت هر کس دست خودش است. کار به جایی رسیده که مفاهیم حقیقی را با خرافات خرابش کرده ایم .مثلا عطسه، اصلا در مبانی دینی ما حدیث است که کسی عطسه کرد به او بگویید : خدا تو را رحمت کند و او هم بگوید خدا هم شما را بیامرزد ولی برای بعضی از ما تبدیل شده به صبر کردن که هیچ مبانی و اساسی ندارد. آمدیم کسی عطسه کرد و سریع یک کاری را انجام داد و برایش اتفاقی افتاد آن را ربط میدهیم به عطسه و بجای آنکه دعا کنیم که خدا تو را رحمت کند میگوییم صبر آمده و باید صبر کرد. کسی خواست برود خدمت امام هادی (ع ) وقتی ازخانه خارج شد انگشتش به در گیر کرد و زخمی شد . در مسیر جایی که شلوغ بود کسی به او تنه ای زد و شانه اش آسیب دید و لباسش پاره شد، وقتی خدمت امام رسید گفت : عجب روز بدی بود . امام فرمودند: گناه روزها چیست؟ ممکن است برای کسی تصادفا حوادثی پیش بیاید. ما نتیجه میگیرم خرافه که متاسفانه ما در جامعه با آن مواجه ایم مخصوصا در جامعه هایی که از سطح علمی پایین هستند. در قرآن آمده( یز عنهم اسرهم والغلال انه کانت علیهم )،اغلال یعنی غل و زنجیر، این زنجیرها و مطالب و خرافاتی که جامعه را درگیر کرده و حضرت محمد (ص) به پیامبری مبعوث شد تا اینها را از جامعه پاک کند. خوب است توجه کنید که بیش از700 مرتبه در قرآن کلمه علم آمده است.آغاز وحی با علم اقرا و ربک الاکرم الذی علم بالقلم شروع شد.حتی کسی خدمت پیامبر آمد و گفت : سقرعه می اندازم اگر خوب آمد مسلمان می شوم و اگر بد آمد نه. پیامبر فرمود : نمی خواهد ایمان بیاوری ،(قول هذه السبیلی ادعو الی الله علی بصیره )آخر سوره یوسف،اسلام دین بصیرت است حتی خدا به خداوند می فرماید: اگر با مشرکی در حال جنگ هستی و گفت که می خواهم در مورد اسلام تحقیق کنم با او جنگ نکن بلکه با او به گفت و گو بنشین. پس خرافات کلا از چیزهای موهوم، بی اساس،افسانه ای و از توهمات ناشی می شود. بعضی ها می گویند که این ها ناشی از اعتقادات قلبی است . آیا این اعتقادت می تواند موثر باشد ؟ حوزه ها را نباید خلط کرد . ما بحثی داریم تحت عنوان بدعت حرام حتی در روایات داریم که با بدعت گذار به شدت برخورد کنید، بدعت به چه معناست؟ بین بدعت و اعتقاد تفاوت وجود دارد . بدعت یعنی چیزی که مشروع نیست و ما به آن مشروعیت میدهیم ما اجازه نداریم چیزی را وارد دین کنیم مثلا کوبیدن میخ به درخت یا بستن نخ و سرکردن داخل یک چاه و اعتقاد پیدا کردن به کارهای عجیب غریب، اصل این کار مشروع نیست پس جایز هم نیست حتی اگر به آن معتقد باشیم . طبیعتا اگر به این عقیده پشت کنیم خود به خود فراموش میشود. روایت داریم که سه چیز است که انسان از آن خالی نیست . یکی فال ،دومی حسادت ،سومی سوظن. کسی کاری را انجام میدهد و ما به او سوءظن پیدا میکنیم یا به کسی جایزه میدهند و ما به او حسادت میکنیم و یا درموقع رفتن به مسافرت تسبیح پاره میشود درذهنمان حالتی پیش میاید، در روایت داریم اگر فال بد پیش آمد توجه نکنید . اگر حسادت پیش آمد ترتیب اثر ندهید . اگر سوظن پیش آمد براساس آن قضاوت نکنید البته نمیگویم اصلش را منکر شوید اما ما یک بخشهایی در زندگی داریم که مبانی شرعی و دینی دارد مثلا ائمه سفارش کرده اند برای حفظ فرزندان یک دعایی به عنوان دعای حرز که در مفاتیح آمده است نوشته و همراه آنان بکنید . امام رضا (ع) هم این دعا را همراه فرزندش امام جواد (ع) میکرد اشکالی هم ندارد چون حرف زدن با خداست .میگویند که اگر حاجتی دارید در کاغذ ی بنویسید و داخل جوی آب روان بیندازید، پس اصل دعا نویسی یک نوع انتقال حاجت از طریق نوشتار است . در مفاتیح دعا برای چشم زخم داریم این یک واقعیت است که کسی که زیبایی ، لباس خوب وثروت زیاد داشته باشد و در نگاه و چشم مردم باشد چشم می خورد . مثلا یک وقت انسان قل اعوذ برب الناس ،قل اعوذ برب الفلق و معوذتین که سفارش شده ،خواندن ان یکاد یا گفتن ماشاالله یا نوشتن دعایی که همراه داری یک نوع آرامش به انسان میدهد . خیلی شنیده ایم در شهرها و روستاهای کوچک و بزرگ افراد بی سوادی چیزهایی نوشته اند و به خورد مردم داده اند و درآمد روزانشان از میلیون بالاست. میخواهم عرض کنم . اگر مشکلی در زندگی دارید میتوانید به افراد با تجربه ، با سواد و با خدا در میان بگذارید یا از کتاب مفاتیح استفاده کنید .شما میدانید سحر حقیقت دارد و سفارش شده به دنبالش نروید چون به دیگران ضربه میزند . در قرآن هم خیلی سفارش شده که اگر شما میترسید فرزندتان در معرض سحر قرار گیرند به مفاتیح مراجعه کنید . در آن گفته شده وقتی آبی به فرزندت میدهی به آن دو سه مرتبه قل اعوذ برب الفلق وسوره حمد را بخوانید .حضرت زهرا(س) دعایی دارند که اگرشخصی تب کرد به آن بخوانید که همان دعای نور است .چرا پول میدهیم تا این رمال های از خدا بی خبر چه بلاهایی سر مردم دربیاورند ؟ میخواهم بگویم دعا نویسی شغل نیست شاید شما بپرسید که چرا افرادی رفتند خدمت امام صادق (ع) و میگفتند برای ما دعا کنید؟ بله من هم قبول دارم . شما پیش یک عالم یک مرجع بروید پیش یک فردی که پیش خدا اعتبار بیشتری دارد مثل آیت الله بهجت ،به قول مرحوم مجلسی که میگویند من بیش از هزار نفر را با سوره حمد شفا دادم . بالاخره ایشان عالم هستند صاحب بحارانوار و صاحب قلم با آن همه تدین، وقتی سوره حمد را به مریض می خوانند مسلما شفا پیدا میکند .میخواهم بگویم دعا نویسان و رمالان با پول های زیادی که از شما میگیرند و با دادن چند مهره و موادی که با هم قاطی کرده اند جز آسیب رساندن ، دردی از شما دوا نمیکند .پیامبر کودک بود با بچه های هم سن و سال خودش بازی میکرد که حلیمه آمد و چیزی به پیامبر آویزان کرد . حضرت فرمود : مادر جان این چیست ؟ او گفت : فرزندم میخواهم تو را از چشم زخم دور کنم .ایشان فرمودند : خدا مرا حفظ کند .عزیزان اگر شما در زندگی مشکلی دارید میتوانید با صدقه دادن و گوسفند قربانی کردن و به فقرا دادن حتی با سر بریدن مرغی خریدن نانی و یا مقداری پول خرج فقرا کردن کارتان درست میشود .خانمی میگوید که بچه ام چشم خورده و باید تخم مرغ بشکنیم . میخواهم بگویم این کار چند نکته حرام داخلش است 1- اسراف 2-تهمت ،که فلانی بچه ام را چشم زده شما میتوانید چند تخم مرغ و نان تهیه کنید و فقیری را غذا دهید و به آنها بگویید فرزندتان را دعا کند .من در جایی در مورد تخم مرغ شکستن گفتم به من خرده گرفتند که ما نسل درنسل به این موضوع اعتقاد داریم . اصلا نباید به چیزی که پایه و اساسی ندارد معتقد بود . کودکی را که ظاهرا گلو درد داشت نزد پیامبر آوردند . به این بچه مهره هایی آویزان کرده بودند ایشان پرسیدند اینها چیست ؟مادرش گفت مهره ها را آویزان کرده ایم که کودکمان خوب شود .پیامبر فرمود :این وسایل را باز کنید شرک است .امام صادق (ع)فرمودند : اگر کسی به کاهل و سحر اعتقاد داشته باشد آنها را تصدیق و خدا را تکذیب کرده است. حضرت علی (ع) میخواست به جنگ برود . کسی گفت که امروز روز خوبی برای جنگیدن نیست و شما شکست می خورید .امام گفتند :نام خدا را میبرم بسم الله میگویم و کارم را انجام میدهم . پس اصل تاثیر دعا را قبول دارم . دعا دو جور است نوشتاری و گفتاری . نوشتاری این است که خودت می نویسی و در جوی آب می اندازی. من شنیده ام بعضی از این رمال ها آیات قرآن را می نویسند و میگویند با اسپند بسوزان . سوزاندن آیات قرآن جایز نیست . اگر من یکاد و یا حرزی همراه داریم باید داخل بسته ای باشد . چون بدن ما همیشه وضو ندارد بدن بی وضو برای آیات قرآن جایز نیست

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.