سرلشکر قاسم سلیمانی:من واقعا احساس می کردم هیچ روحانی در سن و سال خودش به پای حاج قاسم نمی رسد

شهید قاسم میرحسینی در مرداد ماه 1342 در روستای صفدر میر بیک از توابع

شهرستان زهک سیستان به دنیا آمد.
تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در روستای جزینک به اتمام رساند و دبیرستان را در هنرستان کشاورزی زابل خاتمه داد.

در همان ابتدا شهید در صفوف تظاهرات مرگ بر شاه شرکت داشت،پس از پیوزی انقلاب به جمع گروههای جهادی شهر زابل پیوست ،در سپاه پاسداران زابل به طور نیمه وقت مشغول شد و در ساختن پل و مسجد کمک می کرد.

پس از استخدام در سپاه جهت گذراندن دوره عالی فرماندهی به تهران رفت .در تمام دوران فرماندهی به تلخی دستور نداد.
در تابستان 1361 فرماندهی گردان به او واگذار شد،در عملیات رمضان شرکت کرد .
افراد خدا ترس و با تقوا به وی نزدیکتر بودند و شهید هم به انان علاقه خاصی داشت،به دنیا علاقه و تعلق خاطر نداشت،نماز اول وقت بسیار اهمیت میداد.
نظم در کارهای شهید قاسم زبانزد بود
عباس میرحسینی ،برادر شهید بیان کرد:همیشه در کارهایش نظم داشت که این نظم در زمان جنگ مشهود بود.
برادر بزرگ شهیدان میرحسینی بیان کرد:جدیت در کارها و امورات را از بچه گی همراه داشت ،بسیار با قرآن مانوس بود و به نماز اول وقت اهمیت بسزایی میداد.

میرحسینی گفت:در سال 1362 به پیشنهاد پدر و مادرم تصمیم به ازدواج گرفت.
برادر شهید میرحسینی افزود:یکی از صحنه هایی که یادم نمیرود این است که در سال 1363 در عملیات بدر در یک در گیری بر اثر اثابت تیر مستقیم از ناحیه پا به سختی مجروح شد و مدت زیادی پایش را گچ گرفتند که این مدت بسیار بی تابی دوری از جبهه را داشت ،برای همین شروع به سخنرانی برای مردم کرد و در مدارس با همان پای گچ گرفته جوانان را به رفتن به جبهه تشویق می کرد.

شهید میرحسینی در سال 1364 میهمان خانه خدا شد که پس از برگشت از مکه به جبهه رفت و در همان زمان به عنوان قائم مقام لشکر 41 ثارالله معرفی شد.در فتح فاو حضور سردار میرحسینی بارز بود.

بردار شهید اظهار کرد:گویا شهید میدانست کربلای 5 اخرین لحظات عمرش است چرا که شهید چندین مرتبه زمزمه اخرین حضور خود در عملیات را داشت.
شهید میرحسینی سخن ور بود

سر لشکر حاج قاسم سلیمانی دوست و همرزم شهید قاسم اینچنین می گوید:من واقعا احساس می کردم هیچ روحانی در سن و سال خودش به پای ایشان نمی رسد،در بعد فرماندهی ،ایشان در جلسات همیشه صائب ترین نظرات را می داد.
صدای دلنشین آوای قران شهید را هر کس می شنید از خود بی خود می شد،او سخن ور بود تمام سخناننش با اسناد به روایات قران بود.
سرانجام شیر مرد سیستان ،حاج قاسم میرحسینی در 20 دی ماه 1365 به دیدار محبوب خود شتافت.

شهید قاسم فرزند چهارم و شهید میرحسن فرزند سوم خانواده بودند و در مجموع چهار برادر و چهار خواهر صمیمانه زیر چادر مادری قرانی رسم انسانیت را اموختند.

پدر بزرگوار شهید میرحسینی در سال 1388 و مادر ارجمندشان در سال 1392 دیدار حق را لبیک گفتند و به اغوش فرزندان شهیدشان شتافتند.

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.